جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلنوشته های کوچک ما

  1. #6881

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  2. تشکر


  3. #6882

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  4. تشکر


  5. #6883

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  6. تشکرها 2


  7. #6884

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    یکی از همشهری هایم در سازمان ناسای ایالات متحده امریکا مسول هستند، پدرشان از قول ایشان تعریف میکرد : روزی یک جوان ایرانی به دفترم آمد و گفت باید با من صحبت کند، من با اینکه سرم شلوغ بود اجازه دادم، وارد شد و نشست و بعد از معرفی و ... گفت: با هزار بدبختی درس خواندم و در آزمون استخدام معلمی شرکت کردم ولی به مقدار خیلی جزیی نمره کم آوردم و مرا حذف کردند، توروخدا شما با آنها صحبت کنید و بگویید من از ایران آمده ام و معدل دانشگاه و کارهای علمی و مقالات و ... من همه خوبند و فقط در امتحان ورودی خیلی جزیی نمره کم آوردم، حالم اصلا خوب نیست و نمی توانم برگردم چون آبرویم می رود، اگر استخدامم نکنند خودکشی میکنم،

    دلنوشته های کوچک ما
    من قبول کردم و مدارکش را تحویل گرفتم و بعداز تماس با آن مرکز، روزی به آنجا رفتم و همه چیز را توضیح دادم و گفتم این جوان اگر استخدام نشود خودکشی میکند، لطفا با توجه به اینکه او فقط این مقدار نمره کم آورده و بقیه ی شرایط را داراست، به او کمک کنید. آن مسول هم مدارک را تحویل گرفت و گفت : باشد، من این موضوع را در جلسه مطرح می کنم و نتیجه را به شما اعلام می کنم.

    بعد از چند روز با من تماس گرفتند و من هم به آنجا رفتم، آن مسول بعد از تأیید مدارک و نمره ی آن جوان گفت : ما در این باره بحث کردیم و به نتیجه رسیدیم، گفتم خب نتیجه چه شد؟ گفت:

    متأسفم، ما به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر یک بیگانه بمیرد، بهتر از اینست که آینده ی جوانان آمریکایی تباه شود.

    آمریکا اینگونه جامعه و جوانان خویش را میسازد.....
    « آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند؟ تنها خردمندانند که پندپذیرند » [الزمر: 9]

    دلنوشته های کوچک ما

  8. تشکرها 2


  9. #6885

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    666 پست
    حضور
    15 روز 23 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ﻣــــﺮﺩ ﻫﻢ ﻗﻠـــــﺐ ﺩﺍﺭﺩ
    ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯾﺶ .. ﯾﻮﺍﺵ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ
    ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺗﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ....
    ﺷﺎﯾﺪ ﻧـــﺪﯾــــــﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ ..
    ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺶ ﻗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ
    ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ
    ﺳﯿﻨــــــــﻪ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ..ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻠﻔﺖ ﺗﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺗﺎ
    ﻣﺒﺎﺩﺍ ...
    ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ
    ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ... ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ....ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ
    ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺯﻭﺭِ ﺑﺎﺯﻭﻫــﺎ!
    ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﯿﺸﻮﺩ .. ﻭﻟﯽ،ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
    ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ .... ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
    ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ
    ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ...
    ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻨﯽ ..
    ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﯼِ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ
    ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗــــﻮ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ
    ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ....
    ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺗــــﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ.

    . برای تو
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود