جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: این حدیث ضد قرآن است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    این حدیث ضد قرآن است




    بسم الله الرحمن الرحيم
    «الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
    حجت الاسلام قرائتی


    یک سری از معنویات را ما نمی‌توانیم بفهمیم. به بچه سه ساله می‌گویی: عروس می‌خواهی یا بستنی؟ می‌گوید: بستنی! چون این بالغ نشده است. اما یک جوان چه؟ یک جوان یک فیلم را دو ساعت برای یک صحنه می‌نشیند می‌بیند. دو ساعت کنار خیابان می‌ایستد برای اینکه یک نگاه کند. به بچه می‌گویی: بستنی یا عروس؟ می‌گوید: صد تا عروس برای تو. یک بستنی بده بخوریم. ما یک سری از چیزها را نمی‌فهمیم. لذت تحصیل را نمی‌فهمیم و هنوز هم نمی‌فهمیم. الآن اگر برف و باران بیاید و بگویند: به مناسبت برف و باران مدارس تعطیل است، بچه‌ها می‌گویند: جون! معلم می‌گوید: آخ جون! ما الآن هم همینطور هستیم. من نمی‌دانم فردا اگر دم دانشگاه و دبیرستان و مدارس بایستند بگویند: درس هست، نمره نیست.
    یک بلای بدی بود که آخوندها مصون بودند و متأسفانه آخوندها هم گرفتار این مصیبت شدند. مدرک گرایی! به طلبه می‌گوییم: چه می‌خوانی؟ می‌گوید: معادل فوق لیسانس! خوب بگو: کفایه! مثل اینکه بگوییم: خیار کیلویی چند است؟ معادل دو کیلو پیاز. خود خیار یک میوه‌ است. معادل یعنی چه؟ معادل یعنی خودت را باختی. یعنی درس ما ارزش ندارد؟
    زمانی بوده که کشورهای غربی دویست کتاب نداشتند، سید مرتضی هشتاد هزار جلد کتاب داشته است. هزار سال پیش بعضی کشورها 200 کتاب هم نداشتند. ما هشتاد هزار جلد کتاب داشتیم. ایران و مسلمان‌ها خیلی سابقه علمی‌شان خوب بوده است. وا رفتیم! یک سری هم علم‌های غیر مفید به بدن ما تزریق شد. علم‌نما! مثل آب‌نما است. علم نیست. چون علم این است که آدم در آن رشد کند. یکسری اطلاعات فقط محفوظات است، علم نیست. ما نمی‌توانیم حقیقت را بشناسیم. علم واقعی چیست؟ محفوظات چیست؟ این مسأله‌ی مهمی است.
    خدمت علامه طباطبایی رفتم گفتم: یک آیه در قرآن داریم که علما از خدا می‌ترسند. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» (فاطر/28) من از اول طلبگی سر نماز گریه می‌کردم. حالا باسواد شدم سر نماز حواسم پرت است. پس چطور من علم پیدا کردم. خشیت الهی در من پیدا نشده است. فرمود: اینها که ما می‌خوانیم علم نیست. اینها محفوظات است. مثل جدول روزنامه. خیابان دو حرفی قدیمی کدام است. می‌نشینیم فکر می‌کنیم، می‌گوییم: خیابان ری! یکی دیگر می‌گوید: جی! حالا اینکه فهمیدی چه مشکلی حل شد؟ اگر نمی‌فهمیدیم چه خاکی بر سرمان می‌کردیم. یک سری محفوظات است اسمش را علم گذاشتند. خیلی چیزهایی که ما حفظ می‌کنیم اصلاً نیاز ندارد.
    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    در کتاب دبستان نوه‌ی بنده، من یکبار گفتم: می‌خواهم پاکستان بروم. نوه من گفت: پاکستان پایتختش فلان است. شهرش چیه؟ رودخانه‌اش چیه، کوهش فلان است. یک اطلاعاتی از پاکستان گفت. گفتم: اینها را کجا خواندی؟ گفت: مدرسه. هرچه فکر کردم یک دختر نه ساله، ربطش با شهرهای پاکستان چیه. این علم است؟ 350 تا اعوذ داریم. « أَعُوذُ بِكَ‏ مِنْ‏ عِلْمٍ‏ لَا يَنْفَع‏» (کنز الفواید/ج1/ص385) پناه می‌برم از اطلاعاتی که اثر ندارد. ما روی منبر که می‌نشینیم یک چیزی می‌گوییم به درد مردم بخورد. ممکن است در رساله هم یک چیزی باشد، ما حرف گفتنش را نداریم. در رساله مراجع شک بین دو و پنج هم هست. اما من حق ندارم بگویم چون رساله مثل داروخانه است. داروخانه همه دارویی دارد. من حق ندارم همه داروها را به همه بدهم بخورند. آدم شک بین یک و دو می‌کند. بین دو و سه شک می‌کند. شک بین دو و پنج چیست؟ مگر مست است؟ ممکن است کسی گرفتار شود. رساله بنویسد، خیلی از حرف‌هایی که ما روی منبر می‌زنیم، پایه ندارد. تولد پیغمبر است این خاطره را بگویم. بلکه انشاءالله منبرها عوض شود. دیگر وظیفه اوقاف و سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات و حوزه علمیه است. باید بسیج .شویم این خاک باغچه را عوض کنیم. یکسری حرف‌ها باید حذف شود.
    یک حدیثی است که خیلی روی منبرها گفتند. احتمالاً همه شما شنیده باشید. پیغمبر اسلام روزهای آخر فوتش، آخر عمرش فرمود: من چند روز دیگر نزدیک است از دنیا بروم. اگر کسی از من طلبی دارد، بگوید. یک نفر گفت: یا رسول الله! یک روز چوبت را به من خطا زدی. حضرت فرمود: برو آن چوبت را بیاور و قصاص کن که قصه به قیامت گرفتار نشود. هرکس این قصه را شنیده بی‌رو و دروایسی دستش را بلند کند. اکثراً شنیدید. این حدیث ضد قرآن است. و ما مأمور هستیم اگر یک چیزی ضد قرآن بود «فاضربوه علی الجدار» چطور؟ اول که حق دارد یک جوان پای منبر بگوید: آقا اگر پیغمبر دستش خطا کرد، ما از کجا بفهمیم فکرش خطا نکرده است؟ زبانش خطا نکرده است. اگر یک لاستیک پنچر شد، مسافر می‌گوید: آقای راننده ببخشید لاستیک‌های دیگر شما سالم است؟ یعنی پنچر شدن یک لاستیک برای مسافر دغدغه ایجاد می‌کند. وقتی دست خطا کرد، می‌گوییم: خوب از کجا معلوم فکرش خطا نکرده باشد؟ خدا می‌فرماید: من که پیغمبر می‌فرستم، «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة» (انعام/149) یعنی حجت خدا نباید ذره‌ای درز داشته باشد. حجت باید تمام شود. پیغمبری که دستش خطا کند، من دلواپس می‌شوم که نکند زبانش خطا کرده باشد.
    پیغمبر همه اعضایش معصوم است. چشم پیغمبر «ما زاغَ الْبَصَر» (نجم/17) چشم پیغمبر انحراف ندارد و معصوم است. «ما كَذَبَ الْفُؤاد» (نجم/11) قلب پیغمبر معصوم است. زبان پیغمبر معصوم است. «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏» (نجم/3) اینها گیرهای اصول دینی است. گیر فقهی هم این حدیث دارد. اصلاً قصاص برای کار عمد است. دستی که خطا کند در فقه ما قصاص ندارد. قصاص برای کار عمدی است. قصاص مربوط به کار عمدی است نه خطایی. حدیث روی منبرها گفته می‌شود که با قرآن مخالف است. «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة» آیه اول است. «ما زاغَ الْبَصَر» آیه دوم است. «ما كَذَبَ الْفُؤاد» آیه سوم است. «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏» آیه چهارم است. این حدیث ضد قرآن است. «والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود