صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *آداب و ادب در زمان و مکان در برابر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    *آداب و ادب در زمان و مکان در برابر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف




    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    با استعانت از حریم امن الهی اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین انشاء الله با یاری ایشان
    قصد داریم پیرامون یکی دیگر از مباحث مهدویت در اسلام ناب را با دوستان بزرگوار در میان گذاشته و بررسی نماییم!
    موضوعاتی که در اینجا بررسی میشود بشرح زیر می باشد:


    1. عهد بندگی
    2. ادب در زمان
    3. ادب در مکان

    ​انشاء الله در پستهای بعدی شرح این موضوعات خواهد آمد از دوستانی که علاقمند به این موضوعات هستند تقاضا میشود این بحث را پیگیری نمایند!
    سپاسگزارم

    یا علی صلوة الله علیه و علی آله

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    1. بندگی

    عهد بندگي که در قرآن به آن اشاره شده است:
    در آن ترديدي نيست! يک کلمه است بندگي است! توحيد است! ولي اين توحيد و بندگي که محور دين و اساس تعاليم ديني است بايد معنا شود! بندگي تحت ولايت يک رهبر الهي بندگي‌اي که تحت مراقبت و نظارت يک رهبر الهي از طرف خود خدا باشد تا دچار انحراف نشويم يک معلم الهي بايد هدايت گر باشد و الا اگر توحيد و بندگي زير نظر او نباشد به انحراف کشيده مي‌شود کما اين که در طول تاريخ خيلي از فرقه‌هايي بودند که ادعاي دين داري و ادعاي خدا پرستي داشتند اما چون تحت رهبري الهي نبود به انحراف کشيده شد الآن هم همين طور است متاسفانه وهابي‌هاي تکفيري را ببينيد اين‌ها چون تحت ولايت نيستند در محيط ولايت معصوم نيستند با رهبري و هدايت او نيستند ببينيد چه جنايتي دارند انجام مي‌دهند به اسم توحيد به اسم مسلماني! ببينيد چه کار مي‌کنند که آبروي هر چه مسلمان است را مي‌برند!. منظور اين است که اگر بندگي و توحيد هم است تحت ولايت معصوم است همان چيزي است که امام رضا عليه السلام فرمود: و انا من شروطها آن لا اله الا الله حصن و قلعه‌ي امن الهي است به شرطي که با ولايت ما باشد و حتي در بعضي از روايات دارد که توحيد تا اشهد ان علي ولي الله است!

    ...

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۳:۳۷
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....
    توحيد طوري اگر بخواهيد بپذيريد حرف خدا را هم بايد فرستاده‌هاي خدا نبي خدا را بپذيريد و قبول بکنيد و هم فرستاده‌ي او امام را رهبري که تا قيامت قرار است مردم را هدايت بکند حتي بعد از پيغمبر مقصود اين است که عهد همان يک عهد است ولي آن عهد بندگي به شرط ولايت است لذا در روايات بسيار زياد که مرحوم مجلسي در جلد پنج بحار رواياتش را آورده شايد حدود هفتاد روايات آورده بسياري از روايات که از جهت سند کاملاً معتبر است آن عهد که خداوند متعال از انسان‌ها گرفته به عهد ولايت تفسير شده هماني که ما مي‌گوييم عهد بندگي و توحيد به عهد ولايت تفسير شده که مفاد اين عهد چه است و محتواي اين عهد چه است؟ ولي اجمالاً همان بندگي زير سايه‌ي معصوم است بندگي با رهبري و هدايت يک رهبر الهي و معصوم است يک روايتش را عرض مي‌کنم در بحار جلد 5 از کافي نقل کرده در جلد يک اصول کافي هم است از امام صادق عليه السلام فرمود: کان ميثاق ماخوذ عليهم لله و ربوبيه آن عهد و ميثاقي که گرفته شد براي خدا به ربوبيت بود که عهد ربوبيت را انسان‌ها داشته باشند و لرسوله بالنبوه نسبت به رسول نبوت او را قبول بکنند، نسبت به اميرالمومنين و ائمه امامتشان را بپذيرند!
    .....

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۳:۳۶
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....
    بنابراين عهدي که گرفته شد چنين عهدي است لذا در رابطه با عيد غدير در روايات ما است که عيد غدير اسمش در زمين غدير است در آسمان‌ها و ملکوت يوم العهد المعهود است امام صادق عليه السلام فرمود وَاسمُهُ فِي السَّماءِ يَومُ العَهدِ المَعهُود اين روز که روز عيد ولايت است در ملکوت در آسمان به روز عهد ولي خوب دقت بفرمايد يوم العهد المعهود عهدي که از قبل مي‌شناختيم از پيش شناخته شده بود يعني در عالم ميثاق در عالم عهد به هر حال يک موطني است قبل از عالم دنيا در آن جا اين عهد گرفته شده از انسان‌ها که به عنوان عهد ولايت است البته اجباري هم در کار نبوده بعضي‌ها پذيرفته‌اند بعضي‌ها نپذيرفته‌اند ولي در هر حال اين يوم العهد المعهود اشاره به اين است که عهد ولايت از پيش گرفته شده است خواجه عبدالله انصاري در الهي نامه‌اش جمله‌ي زيبايي دارد مي‌گويد خدايا همه از عاقبت کارشان مي‌ترسند از آخر عبدالله! من از اول‌اش مي‌ترسم در هر حال اين عهد عهد ولايت است انسان‌ها نسبت به اين عهد در عالم دنيا دو نوع شدند بعضي‌ها تمام هم و غمشان بر اين است که پاي اين عهد بايستند پاي عهد بندگي بايستند بندگي تحت ولايت معصوم پاي عهدشان بايستند و تخطي نداشته باشند.
    بندگي که محورش ولايت است.
    تخطي از اين عهد نداشته باشند دستورات او را در تمام زندگيشان اجرا بکنند در آيه‌ي شريفه‌ي سوره‌ي احزاب آيه‌ي معروفي است «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ» (احزاب/23) اشاره به اين دسته است اين دسته‌اي که پاي عهدشان ايستاده‌اند خود اين دسته‌اي که پاي عهدشان ايستاده‌اند دو قسم مي‌شوند که در اين آيه به آن اشاره شده، از بين مومنين کساني هستند که در عمل پاي آن عهدشان ايستاده‌اند و راستي خودشان را آزموده‌اند در عمل نشان دادند صداقت خودشان را در عمل نشان دادند، بعضي هايشان تا پاي جان تا پاي شهادت ايستادند و شهيد شدند، بعضي هم منتظر هستند براي همان مسير ايستادگي و وفاي به آن عهد تا آخرين حدّش، آن عهد را عوض نکردند هيچ تغيير و تبدلي در آن عهد قرار ندادند اين يک دسته هستند از انسان‌ها دسته‌ي دوم کساني هستند که عهدي را بسته بودند اما متاسفانه در دنيا در امتحانات دنيا يا اصلاً عهد را نبسته بودند يا عهد را بسته‌اند ولي در جاهايي از دنيا فريب چرب و شيرين دنيا را مي‌خورند يک جاهايي کم مي‌آورند از محيط ولايت خارج مي‌شوند و در محيط ولايت ابليس يک جاهايي وارد مي‌شوند تبعيت از شيطان مي‌کنند يک روايتي است من اجازه مي‌خواهم اين روايت خيلي روايت کاملي است از امام صادق عليه السلام در کافي است فرمودند المومن مومنان مومنين دو دسته هستند فَمُومِنُ صَدَقَ بِعَهدِالله عَزَّوَجلّ و وَفا بِشَرطِهِ بعضي از مومنين کساني هستند که پاي آن عهدشان ايستادند به راستي و وفا کردند به همان شرط خودشان و ذلک قول الله عزوجل اين هماني است که خدا اشاره دارد آن‌هايي که ايستادگي کردند، اين‌ها کساني هستند که در دنيا شايد سختي ببينند مشکلات دارند جسمشان شايد در فشار قرار بگيرد اما لا يصيبهم احوال الدنيا آن حول و هراس‌هاي دنيا و لا احوال الاخره و نه آخرت اين‌ها را در بر نمي‌گيرند اين‌ها در امن‌اند چون در محيط امن وارد شده‌اند از محيط ولايت هم خارج نشده‌اند اولئک لهم الامن و اولئک هم المهتدون اين‌ها در محيط امني هستند اين‌ها طوري هستند که ولو در دنيا سختي دارند ولي در عين حال هول و هراس دنيا وحشت دنيا و آخرت در مراحل مختلف‌اش شامل حال اين‌ها نيست.
    .....

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۳:۳۶
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    خدا رحمت کند امام راحل ما را رضوان خدا بر اين بزرگوار ايشان در خاطراتش خودش فرمودند که سال 42 که من را دستگير کرده بودند به سمت تهران مي‌آوردند آن زمان زمان غربت امام بود خيلي کسي نمي‌شناخت خيلي نهضت فراگير نشده بود ايشان گفت وقتي که سازمان امنيت شاه در ماشيني بود ما را مي‌آوردند آن‌ها مي‌ترسيدند من دلداريشان مي‌دادم در راه که مي‌آمديم اين‌ها وارد يک جاده خاکي شدند از جاده‌ي قم تهران که من اطمينان پيدا کردم که مي‌خواهند من را بکشند مي‌گويد دور شد يک چند کيلومتري از جاده‌ي اصلي و در خاکي رفت و بعد از يک مقداري برگشت دو مرتبه به سمت جاده اصلي ايشان تعبيرشان اين بود که من به قلبم مراجعه کردم ببينم تغييري کرد آن موقع که وارد جاده‌ي خاکي شد تا آن موقع که وارد جاده اصلي شد ايشان قسم مي‌خورد که والله من نترسيدم والله اين قلب عوض نشد اين‌ها خيلي روي خودشان کار کرده بودند خيلي اعتماد به خدا داشتند خيلي امنيت و اطمينان خاطر آن طمانينه برايشان حاکم بود، هم در دنيا و هم آخرتشان همين طور است حجر بن عدي از محبين اميرالمومنين بود 6 نفر را معاويه دستور داد که دستگير کردند حکم اعدامشان را داد يکي‌شان حجر بن عدي بود در بين آن شش نفر فرزند حجر پسرش هم بود وقتي که جلاد آمد خواست گردن بزند حجر گفت: اول پسرم را گردن بزن قرار است ما را گردن بزنيد گفتند بله حکم قطعي است گفت اول پسرم را گردن بزن خيلي عجيب است وقتي که او را گردن زدند يک کسي به طعنه يک تکه‌اي انداخت" به حجر گفت در سوگ پسرش شتاب کردي معمولاً همه در چنين وقت‌هايي يک پدر مثلاً خودش را جلو مي‌اندازد خودش را سپر مي‌کند مي‌گويد حداقل چند لحظه هم شده من بتوانم سپر باشم چرا تو شتاب کردي حجر گفت که من ترسيدم که اگر شمشير را اول به گردن من بگذاريد و گردن من را بزنيد پسرم شايد يک مقدار کم بياورد در ولايت اهل بيت در ولايت اميرالمومنين شايد کم بياورد من پُر از ولايت علي‌ام پر از محبت علي هستم از اين جهت گفتم که اول پسرم را گردن بزنيد آن لحظات آخر نکند در استقامتش خللي وارد شود!
    اين‌ها کساني هستند که از آن افرادي هستند که هول و هراس دنيا و آخرت شامل‌شان نمي‌شود.
    اين‌ها پاي همان عهد ايستادگي کرده اند.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    عمل مي‌خواهد کار مي‌خواهد تمرين مي‌خواهد ما داريم اين بحث را مي‌گوييم تا مصاديق و مواردي که انسان مي‌تواند در زندگي‌اش کارهايي بکند که وفاي به آن عهد حساب شود تمرين وفاي به عهد و ايستادگي بر آن عهد باشد ما ان‌شاء‌الله اين‌ها را مي‌گوييم زمينه و مقدمه براي ورود به موارد عملي وفاي به عهد، اگر ما اين کار را بکنيم براي همين است که در امتحان‌هاي دنيا بتوانيم ايستادگي بکنيم و پاي عهدمان بايستيم.
    دليلش اين است صرفاً آن اعتقاد و محبت ارزشمند است ولي کافي نيست بايد در عمل يک تمرين روزانه‌اي در امتحانات مختلف داشته باشيم ما همين را مي‌خواهيم بگوييم ما ان‌شاء‌الله مي‌خواهيم به همان برسيم. بعد حضرت فرمود: که اين‌ها کسايي هستند که شفاعت از ديگران مي‌کنند نياز به شفاعت ندارند البته نياز به شفاعت ندارند يعني شفاعت در بحث گناهان و کشيده شدن از جهنم.
    براي ترفيع درجات انبياء هم نياز دارند به شفاعت محمد و آل محمد صلوات الله عليهم آن‌ها براي ترفيع درجات است ولي اين‌ها چون در محيط امن هستند دچار عذاب نمي‌شوند احتياج به آن شفاعتي که اين‌ها را بخواهد از عذاب خارجشان بکند ندارند اين‌ها خودشان شفيع ديگران مي‌شوند چون محکم بودند دست ديگران را هم مي‌توانند بگيرند اين يک دسته است دسته‌ي دوم مثل ساقه‌ي زراعت مي‌مانند هنوز نازک‌اند اين‌ها گاهي مواقع کج و معوج مي‌شوند گاهي مواقع خم مي‌شوند يک مواقعي کم مي‌آورند در امتحان‌هاي زندگي فَذلِكَ مِمّن يُصيبُهُ أهوالَ الدّنيا و أهوالَ الآخِرة اين‌ها کساني هستند که آن هول و هراس‌هاي دنيا و آخرت شامل ايشان مي‌شود چون گاهي مواقع از محيط ولايت بيرون رفته‌اند از محيط امن بيرون رفته‌اند از اين جهت چه بسا بعضي از وحشت‌ها شامل حالشان شود چه در دنيا چه در آخرت لذا اين‌ها بايد خودشان را تا در دنيا هستند برسانند به آن محيط امن ديگر خارج نشوند اين جا براي خودشان ملکه بکنند تحت محيط ولايت بودن را، اين‌ها کسايي هستند که خودشان نمي‌توانند شفاعت بکنند و شديداً محتاج شفاعت‌اند دستشان گرفته مي‌شوند چون بالاخره مومن‌اند چون بالاخره اعتقاد دارند ولي در عين حال دست کسي را نمي‌توانند بگيرند چون خودشان خيلي محکم نبوده‌اند که دست کسي را بگيرند اين دو دسته هستند بنابراين آن چيزي که ما نياز داريم به عنوان يک وظيفه ي ايماني دوستان امام زمان عجّل الله تعالی فرجه پاي عهد ايستادن و تجديد عهد روزانه است من ان‌شاء‌الله اگر اجازه بفرماييد مفاد عهد را ذکر مي‌کنم که آن عهدي که ما با حضرت با اهل بيت داشتيم چه است و آن وقت بعد چه کارهايي بايد بکنيم که وفاي به آن عهد باشد.
    ان‌شاء‌الله يعني ثمره‌ي آن عهدي که ما مي‌بنديم با حضرت و وفاي به آن عهد ما را مقاوم مي‌کند و ايمانمان را راسخ مي‌کند و باعث مي‌شود که نلرزيم.

    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    قطعاً همين است ما دنبال همين هستيم که در امتحان‌هاي مختلف از تحت ولايت اهل بيت و در اين زمان امام زمان عليه السلام خارج نشويم.
    از ديد خداوند متعال اين‌ها اعتماد به خدا دارند و آن اعتقاداتي که دارند پايش ايستاده‌اند، خدا هم عزيز است اگر در تکيه بکني به کسي تکيه کرده‌اي که شکست در کارش نيست «وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ» (يوسف/21) در آيات ديگر است سوار بر کار و بر هر چيزي که بخواهد غلبه مي‌کند و حکيم به مصلحت‌ات کار مي‌کند مصلحت‌ها را توجه دارد اگر ما اين را در نظر داشته باشيم نه فقط در جنگ‌ها همه جا تکيه گاه‌هاي خودمان را تکيه گاه‌هاي سست و لرزان و شکست پذير قرار نمي‌دهيم تکيه گاه‌هايي که آدم عاقل که به باد تکيه نمي‌کند که گاهي مواقع ما در کارهايمان مي‌خواهيم کارمان پيش برود خداي نکرده ممکن است مثلاً يک دروغي بگوييم فکر مي‌کنيم با اعتماد کردن به يک چنين تکيه گاه لرزاني کارمان پيش مي‌رود گاهي مواقع آدم يک رشوه‌اي مي‌دهد گاهي مواقع با يک سر کلاه گذاشتن و فريب کاري کار خودش را مي‌خواهد پيش ببرد کارها را با اين تکيه گاه‌ها پيش نبريم اين تکيه گاه‌ها تکيه گاه نيستند اين‌ها آدم را به نتيجه نمي‌رسانند!
    اگر تکيه‌مان بر خدا باشد خداوند متعال هم عزيز است تکيه گاهي است که شکست در کارش نيست تو را مي‌رساند به پيروزي و هم حکيم است به مصلحت‌ات کار مي‌کند ان‌شاء‌الله که بتوانيم عامل باشيم!

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    يک مومن منتظر آن چيزي که از او توقع مي‌رود اين است که عهدي را که با خداي خودش بسته عهدي که با امام خودش بسته که مفاد آن عهد را عرض خواهيم کرد در يک کلمه درست است بندگي است توضيحش را عرض خواهيم کرد پاي آن عهدش بايستد و روزانه تجديد بکند عهد خودش را.
    براي اين که مفاد عهد را عرض بکنم خدمت شما دوستان بزرگوار را ارجاع مي‌دهم به زيارت سرداب مقدس در اين زيارت عهد را توضيح داده‌اند وَ هُوَ عَهْدِي إِلَيْكَ وَ مِيثَاقِي لَدَيْكَ‏ آن عهدي که با امام‌ام دارم آن ميثاقي که پيش او بسته‌ام من و برگردن من است اين است که فَأَبْذُلُ نَفْسِي وَ مَالِي وَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ جَمِيعَ مَا خَوَّلَنِي رَبِّي بَيْنَ يَدَيْكَ عهد من اين است که جانم، مالم، فرزندم، خانواده‌ام و تمام سرمايه‌ها و امکاناتي که خدا به من داده را تقديم بکنم.
    عهد من اين است که دربست با تمام امکانات و سرمايه‌ها در خدمت ولي خدا باشم اين يعني چه؟
    خود ولي خدا خود معصوم پيغمبر اکرم و معصومين اين‌ها عبد محض خدا هستند آن‌ها لحظه‌اي در زندگي‌شان غفلت از خداوند متعال و مقام عبوديت براي خودشان و ربوبيت پروردگار عالم ندارند تمام زندگي‌شان در خدمت است و اراده‌ي خداست که حاکم بر وجودشان است.
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    در مورد قسمت دوم سئوال در بخش مربوط به عهد بندگی توضیحاتی دادشد و نحوه بقای آن صبر و عمل و رعایت تقوا و دعا وتوبه و انابه توضیح مفصلی داده شد دراینجا جا دارد که خود صراط مستقیم را بررسی مختصری نماییم:
    براستی صراط مستقیم چیست؟ در قرآن کریم 33 بار این کلمات تکرار شده است!
    صراط مستقیم با هم بیشتر جنبه توصیفی دارند یعنی راهی که راست است و نتیجه آن تقرّب به پروردگار و اهل بیت علیهم السلام و بهشت است!

    امّا لازم است که چند نمونه از احادیث معتبر که آنها هم همان جنبه توصیفی را دارند با هم نگاه کنیم:
    از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه در تفسير آيه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» فرمود:
    أَلطَّرِيْقُ وَ مَعْرِفَةُ الإِمامِ: «منظور راه و شناخت امام است».
    تفسير «نور الثقلين»، جلد اول، صفحه 21، حديث 88 (مؤسسه اسماعيليان) ـ تفسير «قمى»، جلد 1، صفحه 28 (مؤسسه دار الكتاب) ـ تفسير «كنز الدقايق»، جلد 1، صفحه 60 (انتشارات جامعه مدرسين) ـ «كنز الفوائد»، جلد 1، صفحه 328 (انتشارات دار الذخائر).

    و نيز در حديث ديگرى از همان امام نقل شده:
    وَ اللّهِ نَحْنُ الصِّراطُ الْمُسْتَقِيْمُ: «به خدا سوگند مائيم صراط مستقيم»
    تفسير «نور الثقلين»، جلد اول، صفحه 21، حديث 89 (مؤسسه اسماعيليان) ـ «كنز الدقايق»، جلد 1، صفحه 60 (مؤسسه نشر اسلامى تابع جامعه مدرسين) ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 12، و جلد 26، صفحه 259.

    در حديث ديگرى باز از همان امام مى خوانيم كه فرمود:
    صراط مستقيم، امير مؤمنان على(عليه السلام) است.
    تفسير «نور الثقلين»، جلد اول، صفحه 21، حديث 90 (مؤسسه اسماعيليان) ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 11، حديث 4، و جلد 35، صفحه 373، حديث 21.

    مسلّم است پيامبر(صلى الله عليه وآله) و على(عليه السلام) و ائمه اهل بيت(عليهم السلام) همه به همان آئين توحيدى خدا دعوت مى كردند، دعوتى كه جنبه هاى اعتقادى و عملى را در بر مى گرفت.
    جالب اين كه «راغب» در كتاب «مفردات» در معنى صراط مى گويد: «صراط» راه مستقيم است، بنابراين مستقيم بودن در مفهوم صراط افتاده، و ذكر آن به صورت توصيف، براى تأكيد هر چه بيشتر روى اين مسأله است.


    • راهکاری پیشنهادی برای تبدیل زندگی به بندگی:

    اگر ما واقعاً تصمیم به تغییر روش در زندگی و تبدیل آن به بندگی داریم همواره
    باید در هرعملی 3سئوال از خود نماییم:
    1. چیستی!؟
    2. چرایی!؟
    3. چگونگی!؟
    یک مثال را برای توضیح و تذکّر عرض میشود:
    چِشم را پروردگار متعال بما عطا کرده است!
    این چشم چیست!؟
    وسیله ای برای دیدن!
    چرا این چشم را خداوند بما ارزانی داشته است!؟
    برای اینکه بتوانیم اطراف و اتفاقات خود را ببینیم!
    چگونه از آن برای اینکار استفاده نماییم!؟
    آیا میتوانیم همه ی چیزها را نگاه کنیم!؟ خیر!
    فقط میتوانیم طبق دستور دین مبین اسلام به چیزهایی که اجازه داریم نگاه کنیم و ببینیم! اگر اینکار را انجام دادیم این چِشمی که پروردگار متعال به ما ارزانی داشته اند در راه بندگی استفاده شده است و ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    در معراج وقتي پيغمبر اکرم خدا از او پرسيد پيغمبر وقتي خودش را خواست معرفي کند پيش خدا که معرفي نيست ولي از" باب ادب محضر" است پيغمبر اکرم عرض کرد که:" عبدک وابن عبدک"‌شأن من چيزي جز بندگي نيست هيچ چيزي نيست جز بندگي تو و عبد تو و تسليم تو بودن و به خاطر همين پيغمبر اکرم که عبد بود خاتم انبياء و افضل انبياء و معلم تمام انبياء ديگر شد در روايتي مرحوم فيض کاشاني در مقدمات تفسير صافي آورده از امام صادق عليه السلام که فرمود:
    در عالم ارواح پيغمبر اکرم توحيد را به انبياء آموخت درست است که در عالم دنيا پيغمبر آخرين نفرشان بود که در کسوت بشري به دنيا آمد ولي در عالم ارواح عوالمي ما پشت سر گذاشته‌ايم در عالم ارواح پيغمبر اکرم نبي بر انبياء بوده و معلم انبياء در توحيد بوده همه شاگردان او بوده‌اند.
    شما نگاه کنيد چون عبد محض پيغمبر اکرم و آل او که همان نور هستند اين‌ها هستند ما اگر خودمان را به اين‌ها بسپاريم يعني تمام سرمايه‌ها و امکاناتمان را در خدمت اين‌ها قرار بدهيم اين‌ها همان نور الهي را همان طهارت الهي را که چون مستقيم از خدا گرفته‌اند در بقيه نفوذ مي‌دهند سرايت مي‌دهند بنابراين راه قرب ما به خدا راه نوراني شدن ما راه رشد ما اين است که تمام امکاناتمان را در اختيار اين‌ها قرار بدهيم، که شعاعي از آن‌ها که عبد محض خدا هستند و از خدا مستقيم گرفته‌اند بر ما بتابد اگر کسي توانست مستقيم بخواهد به خدا برسد

    اين يک خيال باطل و خامي است بدون واسطه‌ي ولي خدا بدون واسطه‌ي رهبري و هدايت گر الهي.
    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود