جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خمس در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 8 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    خمس در قرآن





    پرسش:
    تنها جایی که در قرآن در مورد خمس صحبت شده آیه 41 سوره الانفال است که تنها گفته شده غنیمت و هیچ اشاره ای به خمس اموالی که از اول صاحب آن بوده ایم نشده است. پس شاید خمس اموال هم واجب نباشد؟

    پاسخ:
    «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّه‏ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير»؛ بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده ‏ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست.(1)
    این آیه شریفه در مورد وجوب خمس می باشد.
    در تفسیر این آیه آن چه اهمیت دارد معنایی است كه از كلمه غنیمت اراده شده است. آن چه كه در كتب لغت آمده این است كه لفظ غنیمت به معنای سود و منفعت است. آن چه موجب تردید برخی شده آن است كه معنای عرفی خصوص غنیمتی است كه از میدان جنگ به دست می آید. و همین باعث شده كه اهل سنت خمس را تنها در غنائم جنگی قائل باشند.
    در ادامه، مطالبی چند در این زمینه بیان می شود:
    مطلب اول: در تراث تاریخی زبان عرب، و از جمله روایات اهل بیت(ع)، استعمال كلمه غنیمت در مطلق منفعت و سود و درآمد بسیار است. چه در مواردی كه این كلمه با همین وزن و یا حالت جمعی آن به كار رفته، و چه در مواردی كه در اوزان و مشتقات دیگر آن استعمال شده است. در بیانات حضرت علی(ع) در كتاب شریف نهج البلاغة در موارد زیادى واژه غنیمت به این معنى آمده است؛ مثلا: «اغتنم المهل» یعنی از فرصت ها و مهلت ها استفاده و بهره برداری كنید.(2)
    نیز: «من اخذها لحق و غنم» یعنی كسى كه به آئین خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى رسد و بهره مى برد.(3)
    هم چنین در نامه ای به مالك اشتر مى فرمایند: «و لاتكونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اكلهم» یعنی در برابر مردم همچون حیوان درنده اى مباش كه خوردن آن ها را منفعت و درآمدى براى خود فرض می كند.(4)
    نیز امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای به عثمان بن حنیف مى فرمایند: «فو الله ما كنزت من دنیاكم تبرا و لاادخرت من غنائمها وفرا» یعنی به خدا سوگند از دنیاى شما طلائى نیاندوختم و از منافع و درآمدهاى آن اندوخته اى فراهم نكردم.(5)
    در كلمات قصار آمده: «ان الله جعل الطاعة غنیمة الاكیاس» یعنی خداوند اطاعت را بهره و منفعت هوشمندان قرار داده است.(6)
    بیانی دیگر: «واغتنم من استقرضك فى حال غناك» یعنی هر كس در حال بى نیازیت از تو قرضى بخواهد آن را غنیمت بشمار [و از آن بهره برداری كن] و ... .(7)
    بنا بر این: هم معنای لغوی ماده غنیمت، با همه اشتقاقات آن، و هم معنای عرفی آن، با مطلق سود و منفعت و درآمد مساعدت دارد، و چنین نیست كه خصوص غنیمت جنگی معنای مورد نظر عرف باشد. به علاوه باید گفت در سیره تفسیری اهل بیت عصمت صلوات الله علیهم اجمعین، كه ترجمان قرآنند، آیات الاحكام معمولا بر معنای اصیل لغوی، با تجرید از معنای عرفی آن، حمل می شود.
    با این مبنا، ولو معنای عرفی غنیمت مربوط به غنائم جنگی باشد، باز هم غنیمت در این آیه بر معنای لغوی آن تفسیر خواهد شد.
    مطلب دوم: درست است كه شأن نزول آیه جنگ بدر است، ولی شأن نزول هرگز نمی تواند معنا و مفهوم آیه را مختص به مورد خود كند. این قاعده عام مورد قبول همه مفسران است كه "المورد لایخصص" یعنی مورد آیه موجب تخصیص آن نمی شود. اگر مورد می توانست موجب تخصیص شود، چه دلیلی بر سرایت حكم از مورد جنگ بدر به سائر جنگ ها وجود داشت؟
    با این بیان، هم روایاتی كه آیه خمس را شامل همه درآمدها می داند، توجیه می شود، و هم دلیل تمسک علمای امامیه به این آیه برای اثبات عمومیت خمس معلوم می گردد. علمای امامیه در این مسئله اتفاق نظر دارند؛ و به اصطلاح این مسئله در خمس اجماعی است.
    مطلب سوم: این دلیل قرآنی (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَه‏) اگر چه ما را از دلائل روائی كم و بیش بی نیاز می كند ـ چون قرآن كریم و كلام الهی بر دیگر مستندات فقهی و شرعی مقدم است ـ و شاید به همین سبب از امامان متقدم ما كمتر تصریح بر عمومیت موارد خمس رسیده است؛ با این وجود به سبب وجود شبهات در پایان قرن اول و اوائل قرن دوم هجری از امامان متوسط به بعد، روایات متعددی كه تصریح بر مطلب داشته باشد وجود دارد. مثلا، در روایتی سماعه از امام صادق می پرسد كه در چه اموری خمس هست؟ امام می فرمایند: «فی كل ما أفاد الناس من قلیل أو كثیر» یعنی در هر آن چه كه مردم منفعت می برند، چه كم باشد و چه زیاد.(8)
    مطلب چهارم: سؤالی كه در این جا مطرح است آن است كه چرا رسول اكرم(ص) و هم چنین ائمه متقدم، خمس درآمدهای مردم را مطالبه نمی كرده اند؟ به عبارت دیگر، از آن جا كه روایاتی كه خمس را در همه منافع و درآمدها می داند، از زمان امام صادق(ع) به بعد می باشد، و با توجه به این مطلب كه به طور قطع حكم خمس در زمان پیامبر اكرم(ص) طبق آیه شریفه: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَه‏…» تشریع شده است، پس چرا مطالبه آن تا زمان ائمه متوسط (علیهم السلام) به تأخیر افتاده است؟
    در این جا می توان گفت كه خمس اگر چه، به موجب آیه مباركه، به طور عام جعل شده است، اما این بر عهده حاكم شرع ـ رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و در زمان غیبت، فقیه جامع الشرائط ـ است كه هر وقت مصلحت اقتضا كرد مؤمنین را از پرداخت آن معاف بدارد. روایات تحلیل خمس (معاف كردن شیعیان از پرداخت خمس) شاید به همین مطلب دلالت دارد. مثلا، در روایت است كه راوی از امام در باره معنای غنیمت در آیه «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ ‏ ...» می پرسد. امام صادق(ع) در جواب می فرمایند: «هی والله الإفادة یوما فیوما، إلا أن أبی جعل شیعته فی حل لتزكیهم» یعنی به خدا قسم خمس به هر درآمد انسان در هر روز تعلق می گیرد [و هر روز می بایست خمس درآمد را محاسبه كرد و در راه خدا پرداخت]، ولی پدر من شیعیان را در بعضی شرائط و موارد آن معاف ساخت.(9)
    هم چنین در روایت دیگری آمده است كه راوی از امام صادق(ع) می پرسد: در اموال ما حقوقی (خمس) هست كه پدران شما از ما نگرفته اند، و این حق شما است. حضرت در جواب می فرمایند: «... كل من والی آبائی فهو فی حل مما فی ایدیهم من حقنا ...» یعنی شیعیان پدران ما نسبت به آن چه از خمس كه پرداخت نكرده اند، نگران نباشند؛ چراكه نسبت به آن معاف هستند.(10)
    این روایات و بسیاری دیگر از روایات نشان می دهد كه حكم خمس در زمان ائمه متقدم هم به موجب آیه جعل شده بوده ولی از سوی رسول اكرم(ص) و ائمه متقدم(ع) مورد عفو قرار گرفته شده است.
    شایان ذكر است كه هم اكنون نیز، به موجب بعضی از روایات، ما از این معافیت نسبت به بعضی از شروط و محدودیت های خمس برخورداریم. مثلا، خمس به موجب روایتی كه گذشت، می بایست هر روز محاسبه شود، ولی این محاسبه تا یك سال مورد معافیت واقع شده است.
    نکته: اصل تشریع خمس، بنا بر برخی روایات، در زمان حضرت ابراهیم(ع) بوده است. «و أول من أخرج الخمس إبراهیم»(11). هم چنین در احوالات حضرت عبدالمطلب(ع) نیز بیان شده كه ایشان خمس گنج مكشوفه را جدا كرده و صدقه می داده است: «فكانت لعبدالمطلب خمس من السنن أجراها الله عزوجل فی الاسلام… و وجد كنزا فأخرج منه الخمس»(12)
    مطلب پنجم: اهل سنت آیه خمس را تنها ناظر به غنائم جنگی دانسته اند، ولی بنا بر مبانی تفسیری اهل بیت(ع) ـ به طور كلی ـ و بنا بر روایات تفسیر آیه خمس ـ به طور خاص ـ لفظ "غنمتم" در آیه به معنای مطلق منافع و عائدات انسان است.
    بر این اساس خلفای بنی امیه و بنی عباس كه از معارف و دین شناسی اهل بیت محروم بودند، ندانسته تنها خمس را در غنائم جنگی می گرفته اند، و به همین سبب خمس چندان جایگاهی در نظام اقتصادی جامعه آنان نداشت.
    اهل بیت(ع) هم تا پایان بنی امیه، مطلب صریحی در این ارتباط نفرموده اند كه معنای آیه چنین و چنان است، الا از امیرالمؤمنین(ع) ـ كه احیانا به زمان خلافتشان بازگردد ـ اگر چه باز مدركی مبنی بر این كه حضرتش اخذ خمس از مطلق منافع و عائدات مالی كرده باشند در دست نیست.
    شاید حكمت آن هم این بوده كه رواج تفسیر صحیح آیه، تنها فائده اش این بوده كه حكومت های جور بتوانند مالیات بیشتری، به طور نامشروع، از مردم بگیرند و خرج فساد خود كنند. این ادامه پیدا كرد تا هنگامی كه مذاهب اهل سنت شكل گرفت و رسمیت یافت، و خلفا التزام خود را به این مذاهب اعلام داشتند. در این شرائط اعلام نظر امام صادق(ع) و امامان بعد از ایشان نمی توانست مورد سوء استفاده خلفا قرار گیرد. از این هنگام تفسیر رسمی امامان از آیه خمس بیان شد و هم ایشان، توسط وكلای خود، اقدام به اخذ خمس از مطلق عائدات و پس اندازهای سالیانه شیعیان كردند.
    از سوی دیگر می دانیم كه اخذ خمس از اختیارات پیامبر(ص) و امام(ع) است، و این تأخیر در اخذ خمس بر این اساس قابل توجیه است، كما این كه در بعضی سال های بعد هم شیعیان را از پرداخت خمس معاف داشتند.
    حاصل کلام: اصل خمس در زمان حضرت رسول اكرم(ص) و از صدر اسلام تشریع شده است. استناد ائمه(ع) در تشریع موارد خمس ‌به آیه شریفه «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ ‏…» شاهد این مطلب است. ولی حضرت رسول(ص) و هم چنین حضرات امامان متقدم(ع)، شاید به خاطر وضع ضعیف اقتصادی مسلمین، این خمس را از آن ها نمی گرفتند و آن ها را معاف كرده اند.
    شاید احتمال دیگری در توجیه این معافیت بتوان داشت؛ و آن این كه خمس، حق الاماره (متعلق به رئیس حكومت اسلامی) بوده است، و حضرت رسول(ص) می دانستند كه مسأله حكومت از راه اصلی خود منحرف می شود، و اعلام عمومیت موارد خمس باعث تقویت حكومت و قدرت دشمن خواهد شد. لذا به بیان مواردی از آن اكتفا كردند، تا زمان امام صادق(ع) كه شیعه سر و سامان گرفته بود و مكتب جعفری تأسیس شد و احتمال این سوء استفاده به هر حال منتفی بوده است. این كتمان نوعی تقیه برای حفظ جامعه اسلامی از گسترش ظلم بر آنان است.

    _________
    (1) انفال، 41.
    (2) نهج البلاغه، خطبه 76.
    (3) همان، خطبه 120.
    (4) همان، نامه 53.
    (5) همان، نامه 45.
    (6) همان، کلمات قصار، جمله 331.
    (7) همان، نامه 41.
    (8) وسائل الشیعة، ج 9، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب 8، ح 6.
    (9) وسائل، ج 9، ابواب الانفال، باب 4، ح 8.
    (10) وسائل، ج 9، ابواب الانفال، باب 4، ح 9.
    (11) بحارالانوار، ج 12، ص57 ـ مجمع البیان، ذیل آیه 124 بقره.
    (12) بحار الانوار، ج 15، ص 129.



    لینک اصلی



  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود