جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق بین أراد الله و يَشَاء الله

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرق بین أراد الله و يَشَاء الله




    با سلام
    درایات قران برای بیان خواست واراده الهی گاهی از کلمه یشاء وگاهی از کلمه أَرادَ استفاده میشود. تفاوت این دو در چیست ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    فرق بین أراد الله و  يَشَاء  الله







    کارشناس بحث: استاد صادق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    فرق بین أراد الله و  يَشَاء  الله

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط abas72 نمایش پست
    با سلام
    درایات قران برای بیان خواست واراده الهی گاهی از کلمه یشاء وگاهی از کلمه أَرادَ استفاده میشود. تفاوت این دو در چیست ؟
    باسلام وتشکر .
    درباره تفاوت یا عدم تفاوت بین مشیت الهی و اراده او باید گفت:
    از برخی سخنانی صاحب‌نظران به دست می‌آید که اراده و مشیت تفاوتی ندارند . هر دو به یک معنا به کار می‌روند، اما در نگاه گروهی دیگر تفاوت‌هایی بین آن دو وجود دارد. برای مثال، کسانی که اراده را علم به مصلحت یا مفیده فعل، و مشیت را خواستن انجام یا ترک فعل می‌دانند، خواستنی که بر مبتنی بر علم به مصلحت یا مفسده است. نیز گفته شده که متعلق مشیت، ماهیت معلول و متعلق اراده وجود آن است. (1)
    اگر مراد از اراده، اراده فعلی خداوند باشد، ممکن است تفاوتی بین مشیت و اراده او نباشد، اگر مراد از اراده، اراده ذاتی خدا باشد که به علم او برمی‌گردد ، بین اراده و مشیت فرق است، چون مشیت از صفات فعلی خداوند است. از این رو در روایتی از امام صادق (ع) آمده: «خلق الله المشیه بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشه؛(2) خداوند مشیت را به خودش و بدون نیاز به مشیت دیگری آفرید ». اشیا را با مشیت خلق کرد. بنابراین مشیت ممکن است با اراده فعلی خدا تفاوتی نداشته باشد، ولی یا اراده ذاتی او تفاوت دارد، این نکته‌ای است در برخی روایات نیز اشاره گردیده، مثلا از امام صادق درباره تفاوت علم و مشیه سوال شد، حضرت فرمود: علم خداوند همان مشیت او نیست، آیا نمی‌بینی که می‌گویی: فلان کار را اگر خدا بخواهد انجام خواهم داد، ولی نمی‌گویی: فلان کار را اگر خدا بداند، انجام خواهم داد؟ بنابراین، سخن تو که می‌گویی: اگر خدا بخواهد، دلیل آن است که تا کنون خدا نخواسته است، پس اگر بخواهد، همان چیز را خواسته است محقق خواهد شد و علم خدا پیش از مشیت او موجود است. (3)
    بین اراده (اراده ذاتی = علم) با مشیت الهی تفاوت است. چون یکی از صفات ذاتی و دیگر از صفات فعلی اوست.

    پی نوشت:
    1. عبد الرزاق لاهیجی، سرمایه ایمان، ص48، نشرالزهرا، تهران بی تا، با تصحیح صادق لاریجانی.
    2. اصول کافی، ج1، باب الاراده، ص 110، حدیث4.
    3. همان، ص109، حدیث2.

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    ایا میتوان گفت که یشاء خواست خداوند است که با اراده معلول ارتباط طولی دارد ولی أَرادَ خواست خود خداست؟
    باتشکر




  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط abas72 نمایش پست
    باسلام
    ایا میتوان گفت که یشاء خواست خداوند است که با اراده معلول ارتباط طولی دارد ولی أَرادَ خواست خود خداست؟
    باتشکر


    با سلام وسپاس .
    با توجه به معنای اراده ومشیت که در پست قبل اشاره شد چنین تفکیکی بین آن رخ نخواهد داد .
    در تکمیل بحث قبل باید گفت : علامه طباطبائی درباره تعریف مفهومی مشیت و اراده الهی می گوید :
    « اگر بخواهیم به مفاهیم عرفی اراده تحفظ کنیم ،نمی توانیم آن را به عنوان صفت ذاتی برای واجب تعالی اثبات کنیم . آنچه فلاسفه بیان کرده اند، در واقع تخلیه این لفظ از مفاهیم خاص آن ها و اعطای مفاهیم جدیدی به آن هاست. بر اساس تحلیلی که فلاسفه به عمل آورده اند، اراده در واقع یکی از وجوه علم باری تعالی است مانند سمع و بصر، از این رو لزومی ندارد که ما اراده را صفت خاصی در برابر علم قرار دهیم و آن را در شمار اوصاف ذاتی واجب ذکر کنیم.
    از این روست که باید گفت: اراده که به واجب تعالی نسبت داده می شود، از مقام فعل انتزاع می گردد یا از خود فعلی که در خارج تحقق می یابد. در این صورت آن فعل به ترتیب اراده، ایجاب، وجوب، ایجاد و نهایتا وجود می باشد. حاصل مطلب اینکه به دو لحاظ می توان اراده را از صفات فعل واجب دانست:
    1- بدین لحاظ که فعل واجب تعالی فعلی است که نه در اثر اجبار و الزام یک عامل بیرونی، بلکه با اختیار و رضایت واجب تعالی تحقق یافته است و تحقق چنین فعلی از لوازم اراده به معنای حقیقی آن می باشد، بدین صورت وقتی عقل فعل خداوند را در نظر گرفته و صدور آن را از روی علم و اختیار می بیند، از آن صفت اراده را انتزاع می کند. پس عقل از اصل تحقق آن فعل مفهوم وجود و از اینکه وجود امکانی ماخوذ از غیر است، مفهوم ایجاد، و از اینکه شیء تا واجب نگردد ایجاد نمی شود ،مفهوم وجوب و از اینکه وجوب بالغیر مستند به علت می باشد، ایجاب را انتزاع می کند . چون ایجاب از روی رضایت و اختیار است ،نه اجبار و الزام، مفهوم اراده از آن انتزاع می گردد. با توجه به این تحلیل عقلی است که گفته می شود: واجب تعالی ابتدا فعل را اراده می کند. آن گاه آن را ایجاب می کند، پس فعل وجوب می یابد، آن گاه آن را ایجاد می کند. پس موجود می گردد.
    2- بدین لحاظ که علت تامه فعل حضور دارد. اراده نزد ما جزء اخیر علت تامه است. با تحقق آن، فعل تحقق می یابد. بنابراین یکی از لوازم اراده حضور علت تامه و تحقق آن می باشد . می توان با توجه به همین لازمه، وصف اراده را به اعتبار حضور علت تامه شیء انتزاع کرد، یعنی هنگامی که خداوند علت تامه یک پدیده را تحقق می بخشد، می توان گفت: خداوند اراده کرده است که آن پدیده را به وجود آورد.» (1)
    بنابراین از دید علامه طباطبائی مشیت يا اراده خداوند از صفات فعل است و از مقام فعل او انتزاع می شود .

    پي نوشت ها:
    1. ترجمه و شرح بدایه الحکمه، علی شیروانی، ج 4 ،ص 202، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1374 ش.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۰:۵۶

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    با تشکر از زحمات شما ، استاد صادق ، بیان پست های شما مقداری مشکل می باشد ، و بنده نتونستم مفوهمش رو به خوبی درک کنم.
    اگر مقدور است پست اخیرتون رو با زبان ساده تر بیان کنید.
    باتشکر از شما

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط abas72 نمایش پست
    باسلام
    با تشکر از زحمات شما ، استاد صادق ، بیان پست های شما مقداری مشکل می باشد ، و بنده نتونستم مفوهمش رو به خوبی درک کنم.
    اگر مقدور است پست اخیرتون رو با زبان ساده تر بیان کنید.
    باتشکر از شما
    باسلام وتشکر .
    موضوع مورد سوال تان یک مسله علمی وفلسفی است تبیین آن در حد یاد شده باید باشد
    ساده کردن آن به این است که روکرد وحیانی به داده شود که این بیان ذیل است :
    پیام آیات الهی اعلام حاکمیت و مشیت مطلقه خداست. آیات در صدد رساندن این پیام است که خداوند محکوم حکم هیچ کس نیست و مقهور کسی هم نمی باشد و مجبور نمی گردد . او قادر مطلق و فعال مایشاء است که هیچ قدرتی فوق او نیست و هیچ مانعی جلوی نفوذ اراده اش را نمی گیرد.
    به بیان آیه توجه کنید:
    قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (1)
    بگو: بار خدايا، تويى دارنده مُلك. به هر كه بخواهى مُلك مى‏دهى و از هر كه بخواهى مُلك مى‏ستانى. هر كس را كه بخواهى عزت مى‏دهى و هر كس را كه بخواهى ذلت مى‏دهى. همه نيكيها به دست توست و تو بر هر كارى توانايى. از شب مى‏كاهى و به روز مى‏افزايى و از روز مى‏كاهى و به شب مى‏افزايى. زنده را از مرده بيرون مى‏آورى و مرده را از زنده. و به هر كه بخواهى بى‏حساب روزى مى‏دهى.
    همین خدایی که فعال مطلق است و به هر که بخواهد عزت می دهد و هر که را بخواهد ذلیل می گرداند، قانومندی اراده اش را این گونه اعلام می کند:
    مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ (2)
    هر كه خواهان عزت است بداند كه عزت، همگى از آن خداست. سخن خوش و پاك به سوى او بالا مى‏رود و كردار نيك است كه آن را بالا مى‏برد.
    پس خداوند عزت را برای همه می خواهد. ولی آن را فقط به کسانی می دهد که به کلمه طیبه توحید معتقد گشته و عمل صالح انجام دهند هم چنان که هدایت را برای همه می خواهد. ولی فقط کسانی را هدایت می کند که جویای هدایت باشند و به هدایت های فطرت و عقل و وحی گوش فرا دهند و ذلت را برای هیچ کس نمی خواهد ولی آنان را که با حق و اولیای حق و بندگان حق پرست ستیز کنند، به خاک ذلت می نشاند و ... .
    خداوند بر اساس عدل و فضل با بندگان رفتار می کند و حاکم عادلی است که دادن و گرفتنش بر اساس حکمت و عدالت است :
    أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا الْحَكَمُ الْعَدْلُ الَّذِي لَا يَجُورُ الْيَوْمَ أَحْكُمُ بَيْنَكُمْ بِعَدْلِي وَ قِسْطِي (3)
    من خدای یکتایی هستم که حاکم عادل می باشم و به احدی، ذره ای ستم نمی کنم و امروز (قیامت و صحنه ظهور حکمرانی مطلق خدا)بین بندگان به عدل و قسط حکم می کنم.

    پی نوشت ها:
    1. آل عمران (3) آیه 26 - 27.
    2. فاطر (35) آیه 10.
    3. کلینی، کافی، تهران، اسلامیه، 1367 ش، ج 8، ص 104.

  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۲۰, ۲۲:۳۹
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۷, ۲۰:۴۹
  3. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۱۳, ۱۴:۰۴

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود