جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قوانین تبعیض آمیزمربوط به ازدواج

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قوانین تبعیض آمیزمربوط به ازدواج






    اولین قدم ازدواج یک دختر، طبق قانون موجود «شرط اجازه ی پدر» است.
    یعنی اگر پدری نخواهد که دخترش ازدواج کند، آن دختر حتی اگر40 ساله هم باشد
    جز از طریق دادگاه (آن هم به شرط قانع شدن دادگاه) تا آخر عمر نمیتواند ازدواج کند.
    در واقع دختران برای ازدواج حتما باید اجازه ی پدر یا جد پدری را داشته باشند درغیر
    این صورت پدر و پدربزرگ میتوانند،حتی بعد از ازدواج عقد نکاح دختر را از طریق
    دادگاه باطل اعلام کنند.عده ای فلسفه ی این امر را لزوماً احترام به پدر دانسته اند اما
    سوال این است که آیا فقط دختران باید به پدرانشان احترام بگذارند؟ و پسران مجبور
    به احترام گذاشتن به پدرشان نیستند؟ و از همه مهم تر چرا فقط باید پدر مورد تکریم
    و احترام قرارگیرد و چرا احترام به مادر فراموش شده است و نیازی به کسب موافقت
    مادر نیست؟ اگر دلیل این کسب اجازه این باشد که پدر شناخت بهتری از مردان دارد و
    میتواند بهترین انتخاب را برای دخترش بکند، پس مادر هم شناخت بهتری ازدختران دارد
    ومی تواند مناسب ترین دختر را به عقد پسرش در آورد، ولی کسب اجازه از مادر در
    هیج قانونی ذکر نشده.اگر پدری دلش بخواهد میتواند با اجازه ی دادگاه، دخترش
    را حتی قبل از 13 سالگی به عقد مردی 70 ساله درآورد ازدواج دختران کوچک
    در بسیاری از مناطق کشورما به خصوص درروستاها صورت میگیرد، چون
    "قانون" به پدراین حق را میدهد. سن ازدواج که در قانون ما 13 سال برای دختر در
    نظر گرفته شده باعث میشود مشکلات زیادی در جامعه ایجاد شود .برای نمونه تحقیقی
    درشهرستان بوشهر نشان میدهد زن و شوهر هایی که در سنین پایین (15 الی 19)
    ازدواج کرده اند، 78 درصد ازدواجشان منجر به طلاق شده است .
    در مورد همین قانون، چند وقت پیش یک دختر جوان
    خودکشی کرد دلیلش هم این بود که پدرش مجبورش کرده بود با کسی
    که دوست نداشت ازدواج کنه، و بعد از ازدواج هم نمی تونست طلاق بگیره
    و هیچ قانونی ازش حمایت نمی کرد و همه اونو مقصر میدونستن
    "اینم بگم که من با کسب رضایت پدر مخالف نیستم
    با اجبار مخالفم و نظر مادر که فراموش شده"



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    قوانین تبعیض آمیزمربوط به ازدواج







    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    قوانین تبعیض آمیزمربوط به ازدواج

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atefe es نمایش پست
    اولین قدم ازدواج یک دختر، طبق قانون موجود «شرط اجازه ی پدر» است.
    یعنی اگر پدری نخواهد که دخترش ازدواج کند، آن دختر حتی اگر40 ساله هم باشد
    جز از طریق دادگاه (آن هم به شرط قانع شدن دادگاه) تا آخر عمر نمیتواند ازدواج کند.
    در واقع دختران برای ازدواج حتما باید اجازه ی پدر یا جد پدری را داشته باشند درغیر
    این صورت پدر و پدربزرگ میتوانند،حتی بعد از ازدواج عقد نکاح دختر را از طریق
    دادگاه باطل اعلام کنند.عده ای فلسفه ی این امر را لزوماً احترام به پدر دانسته اند اما
    سوال این است که آیا فقط دختران باید به پدرانشان احترام بگذارند؟ و پسران مجبور
    به احترام گذاشتن به پدرشان نیستند؟ و از همه مهم تر چرا فقط باید پدر مورد تکریم
    و احترام قرارگیرد و چرا احترام به مادر فراموش شده است و نیازی به کسب موافقت
    مادر نیست؟ اگر دلیل این کسب اجازه این باشد که پدر شناخت بهتری از مردان دارد و
    میتواند بهترین انتخاب را برای دخترش بکند، پس مادر هم شناخت بهتری ازدختران دارد
    ومی تواند مناسب ترین دختر را به عقد پسرش در آورد، ولی کسب اجازه از مادر در
    هیج قانونی ذکر نشده.اگر پدری دلش بخواهد میتواند با اجازه ی دادگاه، دخترش
    را حتی قبل از 13 سالگی به عقد مردی 70 ساله درآورد ازدواج دختران کوچک
    در بسیاری از مناطق کشورما به خصوص درروستاها صورت میگیرد، چون
    "قانون" به پدراین حق را میدهد. سن ازدواج که در قانون ما 13 سال برای دختر در
    نظر گرفته شده باعث میشود مشکلات زیادی در جامعه ایجاد شود .برای نمونه تحقیقی
    درشهرستان بوشهر نشان میدهد زن و شوهر هایی که در سنین پایین (15 الی 19)
    ازدواج کرده اند، 78 درصد ازدواجشان منجر به طلاق شده است .
    در مورد همین قانون، چند وقت پیش یک دختر جوان
    خودکشی کرد دلیلش هم این بود که پدرش مجبورش کرده بود با کسی
    که دوست نداشت ازدواج کنه، و بعد از ازدواج هم نمی تونست طلاق بگیره
    و هیچ قانونی ازش حمایت نمی کرد و همه اونو مقصر میدونستن
    "اینم بگم که من با کسب رضایت پدر مخالف نیستم
    با اجبار مخالفم و نظر مادر که فراموش شده"
    با سلام و تشکر از سوال شما

    برای پاسخ گویی به این سوال توجه به چند نکته ضروریست:

    نکته اول:

    ضرورت اجازه پدر برای دختر، به معنای نفی اجازه او از مادر ، یا نفی اجازه ازدواج پسر از مادر و پدرش نیست،بلکه این اجازه ها نیز مطلوبیت دارد، چرا که نوعی احترام محسوب می شود، منتهی اسلام یک شرط را ضروری دانسته است، و آن شرط اجازه پدر برای ازدواج دخترش است. لذا اگرچه ممکن است اخذ اجازه از پدر به نوعی احترام هم محسوب شود اما فلسفه اصلی آن، وجود یک مصلحت واقعی برای دختر است، که به تفصیل به آن اشاره خواهد شد.

    نکته دوم:
    دقت بفرمایید: تصمیم گیرنده برای ازدواج، فقط دختر است، منتهی امضا پدر شرط است، نه این که تصمیم گیرنده پدر باشد، ما روایات فراوانی داریم که پدر به اجبار دخترش را شوهر داده و پیامبر(ص) عقد را باطل اعلام کرده، من به چند نمونه اشاره می کنم:
    ابن ابی یعفور به امام صادق(ع)گفتم می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم کس دیگری را می‌خواهند. امام فرمود: با کسی ازدواج کن که می‌خواهی و آن شخصی را که پدر و مادرت می‌خواهند رها کن. (الکافی(ط. الاسلامیة،، ج5، ص401، ح1)
    دختری نزد پیامبر(ص) آمد و گفت پدرش می‌خواهد او را بر خلاف میلش شوهر دهد، پیامبر(ص) حق انتخاب را به دختر داد(سنن ابی داوود، ج2، ص232، ح2096)
    ودیعه دخترش را شوهر داد اما او نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای پیامبر(ص) پدرم مرا به ازدواج مردی درآورده که رضایت ندارم. پیامبر(ص) پی پدرش فرستاد و موضوع را به او گفت. ودیعه گفت: من او را به پسر عمویش داده‌ام که هم همسنگ است و هم مرد درستکاری است. پیامبر(ص): فرمود: آیا نظر خود او را پرسیده‌ای؟ گفت نه. پس پیامبر(ص) آن ازدواج را مردود شمرد و اجازه آن را نداد. (اسدالغابه، ج5، ص413، ش5456)

    نکته سوم:

    کسب اجازه دختر از پدر، و عدم وجوب اجازه پسر از مادر و مسائلی از این قبیل ربطی به درجه و ارزش و مقام انسان ها ندارد، فلسفه این امور به خاطر اوصاف و خصائص جنس مذکر و مونث است، نه برتری مرد بر زن، اما روایاتی که به بیان مقام انسان ها پرداخته اند، بدون هیچ شکی مقام مادر را برتر از مقام پدر دانسته اند:
    به عنوان نمونه جوانی نزد پیامبر(ص) آمده و گفت گناهان بسیاری دارم، چگونه توبه کنم، پیامبر(ص) فرمود: والدینت زنده هستند؟ گفت: پدرم زنده است، پیامبر(ص) فرمود: برو و به او نیکی کن. وقتی آن جوان رفت، پیامبر(ص) فرمودند: «اگر مادرش زنده می بود، سریع تر بخشیده می شد. (عدة الداعی، ابن فهد حلی، ص56)
    یا امام صادق(ع) می فرمایند:
    «أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاك‏» (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج21، ص491)
    مردی نزد پیامبر(ص9 آمد و گفت: یا رسول الله به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر(ص) فرمودند: مادرت، پرسید: بعد از او چه کسی؟ باز حضرت(ص) فرمودند: مادرت، باز پرسید: بعد از مادرم؟ باز فرمودند: مادرت، و دوباره پرسید: بعد از مادرم؟ آنگاه حضرت(ص) (در بار چهارم) فرمودند: پدرت.

    نکته چهارم:
    ببینید خالق دختر و پسر روحیات آنها را بهتر می شناسد، می داند عنصر احساسات به خاطر ضرورت تربیت فرزند در جنس مونث شدید تر است، و این ممکن است منجر به اخذ تصمیم های احساساتی و عاطفی شود، لذا در باب مثلا معاملات اقتصادی میلیونی تصمیم او را مشروط به اذن پدر نکرده است، اما در بحث ازدواج قضیه را متفاوت دانسته است، شهید مطهری(ره) در این خصوص کلام جالبی دارند:
    «زن به اعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت، از مرد بيشتر است. اما آن چيزى كه زن را از پا در مى‏آورد و اسير مى‏كند اين است كه نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردى بشنود. خوش باورى زن در همين جاست. زن مادامى كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامه‏اش نخورده است، زمزمه‏هاى محبت مردان را به سهولت باور مى‏كند. نمى‏دانم نظريات پروفسور ريك روانشناس امريكايى را تحت عنوان «دنيا براى مرد و زن يك جور نيست» در شماره 90 مجله زن روز خوانديد يا نخوانديد. او مى‏گويد:
    «بهترين جمله‏اى كه يك مرد مى‏تواند به زنى بگويد، اصطلاح «عزيزم تو را دوست دارم» است».
    هم او مى‏گويد:«خوشبختى براى يك زن يعنى به دست آوردن قلب يك مرد و نگهدارى او براى تمام عمر».
    رسول اكرم(ص)، آن روانشناس خدايى، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. مى‏فرمايد:
    «سخن مرد به زن: «تو را دوست دارم» هرگز از دل زن بيرون نمى‏رود».
    مردان شكارچى از اين احساس زن همواره استفاده مى‏كنند. دام «عزيزم از عشق تو مى‏ميرم» براى شكار دخترانى كه در باره مردان تجربه‏اى ندارند بهترين دامهاست.
    با این اوصاف این کسب اجازه چه عيبى دارد و چه منافاتى با اصل آزادى انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتى است كه قانون براى حفظ زنِ تجربه نكرده است و ناشى از نوعى سوء ظن به طبيعت مرد است. (مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ى، ج‏19، صص 93 و 94، با اندکی دخل و تصرف)
    اسلام علاوه بر اینکه این اجازه را در اختیار دلسوز ترین مرد برای دختر، یعنی پدرش قرار داده است، باز هم تأکید نموده که پدر حق انتخاب برای دختر ندارد، حق انتخاب با دختر است، فقط باید پدر انتخاب دختر را امضاء کند، لذا با اثبات بی لیاقتی پدر شرط بودن نظر او از بین می رود،(توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2376 و ذیل آن) اما هرگز پدر این حق را ندارد که بگوید دخترم نمی فهمد و حق انتخاب را در اختیار بگیرد. این امر کاملا یکطرفه است، نه دو طرفه.

    نکته پنجم:

    احکام اسلامی مانند قطعات یک پازل است که هنگامی که در کنار هم چیده شود، حکمت و فلسفه آن مشخص می شود، اسلام با توجه به مصالحی که در جای خود بحث شده و به خاطر اتقان و استحکام بیشتر خانواده، در شرایط معمولی حق طلاق را به مرد داده است، (البته زن نیز در صورت وجود شرایط طلاق در شوهر، حق طلاق دارد)، با این اوصاف برای یک پسر ، عدم شناخت زن ضربه جدی به او نخواهد زد، چرا که معمولا زن ها خشونت فیزیکی در حق شوهر روا نمی دارند، و بعد از طلاق هم موقعیت مساعد برای ازدواج دارند، برخلاف زن که اگر با عدم شناخت مردان، تن به ازدواج دهد و شکست بخورد، عوارض به مراتب بدتری سراغ او خواهد آمد، از خشونت های فیزیکی گرفته تا مشکلات بعد از طلاق و...؛ به طور خلاصه این که زن با شکستش هم احساساتش جریحه دار خواهد شد و هم بازگشت به گذشته و ادواج مجدد برای او خیلی دشوارتر خواهد بود،برخلاف پسر که این شکست برای او قابل جبران است، چون باز هم دستش برای انتخاب مجدد باز است.
    تمام این قرائن نشان از ارزش شخصیت و حرمت زن، و اعتنا به احساسات و عواطف او در اسلام دارد، اصولا دلسوزی برای یک شخص یا جنس زن هرگز به معنای بی حرمتی نیست، بلکه بر عکس به معنای اهمیت و توجه است، لذا اسلام جانب احتیاط را گرفته تا زن، آینده خویش را نابود نسازد.

    نکته ششم:

    در باب ازدواج دختران کوچک نیز باید دقت بفرمایید اسلام هر گز اجازه نمی دهد پدری دختر کوچکش را به ازدواجی درآورد که به مصلحتش نیست، لذا چون تصور چنین فرضی بسیار بعید است که ازدواجی در کوچکی برای دختر مصلحت داشته باشد، برخی مراجع مثل آیت الله مکارم مطلقا ازدواج دختر صغیر را جایز نمی دانند:
    http://makarem.ir/Question/ViewQuest...id=0&mid=15206

    موفق باشید



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    فلسفه شرط بودن اجازه پدر برای ازدواج دختر چیست؟ اگر به منزله احترام به پدر است، آیا احترام پدر بر پسر لازم نیست؟ و آیا احترام مادر لازم نیست؟ اگر به خاطر شناخت پدر از مردان است، خب شناخت مادر از زنان نیز می تواند برای پسر راهگشا باشد. علاوه بر این که این اطلاق اجازه پدر موجب ازدواج دختر در خردسالی توسط پدر می‌شود که مفاسد خود را به دنبال دارد.


    پاسخ:
    برای پاسخ گویی به این سوال توجه به چند نکته ضروریست:

    _ نکته اول:
    ضرورت اجازه پدر برای دختر، به معنای نفی اجازه او از مادر ، یا نفی اجازه ازدواج پسر از مادر و پدرش نیست، بلکه این اجازه ها نیز مطلوبیت دارد، چرا که نوعی احترام محسوب می شود، منتهی اسلام یک شرط را ضروری دانسته است، و آن شرط اجازه پدر برای ازدواج دخترش است. لذا اگر چه ممکن است اخذ اجازه از پدر به نوعی احترام هم محسوب شود اما فلسفه اصلی آن، وجود یک مصلحت واقعی برای دختر است، که به تفصیل به آن اشاره خواهد شد.

    _ نکته دوم:
    دقت بفرمایید: تصمیم گیرنده برای ازدواج، فقط خود دختر و پسر هستند، منتهی امضا پدر برای ازدواج دختر شرط است، نه این که تصمیم گیرنده پدر باشد، روایات هم حق انتخاب را به خود دختر و پسر می دهند، مثلا ابن ابی یعفور به امام صادق (علیه السلام) گفتم می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم کس دیگری را می‌خواهند. امام فرمود: با کسی ازدواج کن که می‌خواهی و آن شخصی را که پدر و مادرت می‌خواهند رها کن.(1)
    ما روایاتی داریم که پدر به اجبار دخترش را شوهر داده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) عقد را باطل اعلام کرده است:

    دختری نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت پدرش می‌خواهد او را بر خلاف میلش شوهر دهد، پیامبر حق انتخاب را به دختر داد.(2)
    ودیعه دخترش را شوهر داد اما او نزد پیامبر آمد و گفت: ای پیامبر(صلی الله علیه و آله) پدرم مرا به ازدواج مردی درآورده که رضایت ندارم. پیامبر (صلوات الله علیه) پی پدرش فرستاد و موضوع را به او گفت. ودیعه گفت: من او را به پسر عمویش داده‌ام که هم همسنگ است و هم مرد درستکاری است. پیامبر (صلوات الله علیه): فرمود: آیا نظر خود او را پرسیده‌ای؟ گفت نه. پس پیامبر آن ازدواج را مردود شمرد و اجازه آن را نداد.(3)

    _ نکته سوم:
    کسب اجازه دختر از پدر، و عدم وجوب اجازه پسر از مادر و مسائلی از این قبیل ربطی به درجه و ارزش و مقام انسان ها ندارد، فلسفه این امور به خاطر اوصاف و خصائص جنس مذکر و مونث است، نه برتری مرد بر زن، اما روایاتی که به بیان مقام انسان ها پرداخته اند، بدون هیچ شکی مقام مادر را برتر از مقام پدر دانسته اند:
    به عنوان نمونه جوانی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده و گفت گناهان بسیاری دارم، چگونه توبه کنم، پیامبر فرمود: والدینت زنده هستند؟ گفت: پدرم زنده است، پیامبر (صلوات الله علیه) فرمود: برو و به او نیکی کن. وقتی آن جوان رفت، پیامبر فرمودند: «اگر مادرش زنده می بود، سریع تر بخشیده می شد.(4)

    یا امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاك‏»؛ مردی نزد پیامبر(صلوات الله علیه) آمد و گفت: یا رسول الله به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر فرمودند: مادرت، پرسید: بعد از او چه کسی؟ باز حضرت فرمودند: مادرت، باز پرسید: بعد از مادرم؟ باز فرمودند: مادرت، و دوباره پرسید: بعد از مادرم؟ آنگاه حضرت(صلو الله علیه) (در بار چهارم) فرمودند: پدرت.(5)

    _ نکته چهارم:
    ببینید خالق دختر و پسر روحیات آن ها را بهتر می شناسد، می داند عنصر احساسات به خاطر ضرورت تربیت فرزند در جنس مونث شدید تر است، و این ممکن است منجر به اخذ تصمیم های احساساتی و عاطفی شود، لذا در باب مثلا معاملات اقتصادی میلیونی تصمیم او را مشروط به اذن پدر نکرده است، اما در بحث ازدواج قضیه را متفاوت دانسته است، شهید مطهری (رحمه الله علیه) در این خصوص کلام جالبی دارند:
    «زن به اعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت، از مرد بيشتر است. اما آن چيزى كه زن را از پا در مى‏ آورد و اسير مى‏ كند اين است كه نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردى بشنود. خوش باورى زن در همين جاست. زن مادامى كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامه ‏اش نخورده است، زمزمه‏ هاى محبت مردان را به سهولت باور مى‏ كند.
    نمى‏ دانم نظريات پروفسور ريك روانشناس آمريكايى را تحت عنوان «دنيا براى مرد و زن يك جور نيست» در شماره 90 مجله زن روز خوانديد يا نخوانديد. او مى‏ گويد:
    «بهترين جمله‏ اى كه يك مرد مى‏ تواند به زنى بگويد، اصطلاح «عزيزم تو را دوست دارم» است.»
    هم او مى‏ گويد:«خوشبختى براى يك زن يعنى به دست آوردن قلب يك مرد و نگهدارى او براى تمام عمر.»
    رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)، آن روانشناس خدايى، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. مى‏ فرمايد: «سخن مرد به زن: «تو را دوست دارم» هرگز از دل زن بيرون نمى‏ رود.»
    مردان شكارچى از اين احساس زن همواره استفاده مى‏ كنند. دام «عزيزم از عشق تو مى‏ ميرم» براى شكار دخترانى كه درباره مردان تجربه‏ اى ندارند بهترين دام هاست.
    با این اوصاف این کسب اجازه چه عيبى دارد و چه منافاتى با اصل آزادى انسان ها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتى است كه قانون براى حفظ زنِ تجربه نكرده است و ناشى از نوعى سوء ظن به طبيعت مرد است.(6)
    اسلام علاوه بر این که این اجازه را در اختیار دلسوز ترین مرد برای دختر، یعنی پدرش قرار داده است، باز هم تأکید نموده که پدر حق انتخاب برای دختر ندارد، حق انتخاب با دختر است، فقط باید پدر انتخاب دختر را امضاء کند، لذا با اثبات بی لیاقتی پدر شرط بودن نظر او از بین می رود.(7) اما هرگز پدر این حق را ندارد که بگوید دخترم نمی فهمد و حق انتخاب را در اختیار بگیرد. این امر کاملا یک طرفه است، نه دو طرفه.

    _ نکته پنجم:
    احکام اسلامی مانند قطعات یک پازل است که هنگامی که در کنار هم چیده شود، حکمت و فلسفه آن مشخص می شود، اسلام با توجه به مصالحی که در جای خود بحث شده و به خاطر اتقان و استحکام بیشتر خانواده، در شرایط معمولی حق طلاق را به مرد داده است، (البته زن نیز در صورت وجود شرایط طلاق در شوهر، حق طلاق دارد)، با این اوصاف برای یک پسر، عدم شناخت زن ضربه جدی به او نخواهد زد، چرا که معمولا زن ها خشونت فیزیکی در حق شوهر روا نمی دارند، و بعد از طلاق هم موقعیت مساعد برای ازدواج دارند، برخلاف زن که اگر با عدم شناخت مردان، تن به ازدواج دهد و شکست بخورد، عوارض به مراتب بدتری سراغ او خواهد آمد، از خشونت های فیزیکی گرفته تا مشکلات بعد از طلاق و ...؛ به طور خلاصه این که زن با شکستش هم احساساتش جریحه دار خواهد شد و هم بازگشت به گذشته و ازدواج مجدد برای او خیلی دشوارتر خواهد بود، برخلاف پسر که این شکست برای او قابل جبران است، چون باز هم دستش برای انتخاب مجدد باز است.
    تمام این قرائن نشان از ارزش شخصیت و حرمت زن، و اعتنا به احساسات و عواطف او در اسلام دارد، اصولا دلسوزی برای یک شخص یا جنس زن هرگز به معنای بی حرمتی نیست، بلکه بر عکس به معنای اهمیت و توجه است، لذا اسلام جانب احتیاط را گرفته تا زن، آینده خویش را نابود نسازد.

    _ نکته ششم:
    در باب ازدواج دختران کوچک نیز باید دقت بفرمایید اسلام هرگز اجازه نمی دهد پدری دختر کوچکش را به ازدواجی درآورد که به مصلحتش نیست، و جواز آن تنها در صورتی است که آن را به مصلحت دختر بدانیم و چون تصور چنین فرضی بسیار بعید است که ازدواجی در کوچکی برای دختر مصلحت داشته باشد، برخی مراجع مثل آیت الله مکارم مطلقا ازدواج دختر صغیر را جایز نمی دانند.(8)

    _______________________
    (1) الکافی، شیخ کلینی، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق،تهران، ج5، ص401، ح1.
    (2) سنن ابی داوود، ج2، ص232، ح2096، به نقل از تحکیم خانواده، محمدی ری شهری.
    (3) اسدالغابه، ج5، ص413، ش5456، به نقل از تحکیم خانواده، محمدی ری شهری.
    (4) عدة الداعی، ابن فهد حلی، دار الكتب الإسلامي‏، چاپ اول، 1407ق، قم، ص85.
    (5) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسة آل البيت‏(ع)، چاپ اول، 1409ق، قم، ج21، ص491.
    (6) مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1381ش، تهران، ج‏19، صص 93 و 94، با اندکی دخل و تصرف.
    (7) توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2376 و ذیل آن.

    (8) http://makarem.ir/Question/ViewQuest...id=0&mid=15206
    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۲۷ در ساعت ۲۲:۰۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود