صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسین ابن منصور حلاج ؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    حسین ابن منصور حلاج ؟؟؟




    با سلام
    موضوعی که درمورد حلاج تو سایت گذاشته شده خوندم اما در عین حال سوالاتی برام پیش اومده که چون اون موضوع بسته شده بود تاپیک جدید باز کردم!
    همانطور که میدانید این شخص جزو فرقه صوفیه بود و بنا به احادیثی که از ائمه آمده این فرقه و افراد لعنت شده اند...

    مگر نه اینکه توقیع از طرف حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر شد بر دست جناب حسین بن روح به لعن جماعتی که یکی از انان حسین بن منصور حلاج بود. (احتجاج مرحوم طبرسی ج 2 ص 289)
    و یکی از کسانی که فتوی به قتل وی داد و به خط مبارک خود نوشت که او واجب القتل است حسین بن روح بود و علمای بزرگ شیعه که معاصر حلاج بودند یعنی ابو سهل نوبختی و علی بن بابویه و مرحوم شیخ صدوق و قطب راوندی رحمة الله علیهم چهار تن از پیشوایان شیعه حلاج را ساحر و ملعون و مطرود خدا و رسول و امام علیه السلام دانستند و فتوی به قتل حلاج دادند. (رجوع شود به کتاب عرفان و تصوف، تالیف مرحوم داوود الهامی).
    شیخ صدوق رحمه الله مذهب حلاج را باطل دانسته و وی را تارک نماز می داند شیخ مفید و علامه حلی علیهما الرحمة نیز او را لعن نموده اند. حلاج در ادعاهایش می گفت که الله خدای اسمان است و من خدای زمین هستم. در اغاز نامه هایش چنین می نوشت: من الله الی فلان بن فلان. با رفتن به حج مخالف بوده و می گفته به جای رفتن به حج در اطراف من طواف نمایید. (تحفة الاخیار ص 226 ـ 227) می گفت من خدا هستم و زیر عبای من جز خدا وجود ندارد. من بودم که قوم نوح را غرق کردم من بودم که قوم عاد و ثمود را هلاک و عذاب نمودم.(ریحانة الادب ج 2 ص 61)

    با این حال چرا در کتب درسی به مدح و تعریف از این شخص پرداخته شده؟؟؟! یعنی کسی را که ائمه علیهم السلام لعن کردند مورد قبول ما باشد؟؟

       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    810 پست
    حضور
    118 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    حسین ابن منصور حلاج ؟؟؟







    کارشناس بحث:سمیع

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۴:۵۷
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    حسین ابن منصور حلاج ؟؟؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حدیث 74 نمایش پست
    با سلام
    موضوعی که درمورد حلاج تو سایت گذاشته شده خوندم اما در عین حال سوالاتی برام پیش اومده که چون اون موضوع بسته شده بود تاپیک جدید باز کردم!
    همانطور که میدانید این شخص جزو فرقه صوفیه بود و بنا به احادیثی که از ائمه آمده این فرقه و افراد لعنت شده اند...

    مگر نه اینکه توقیع از طرف حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر شد بر دست جناب حسین بن روح به لعن جماعتی که یکی از انان حسین بن منصور حلاج بود. (احتجاج مرحوم طبرسی ج 2 ص 289)
    و یکی از کسانی که فتوی به قتل وی داد و به خط مبارک خود نوشت که او واجب القتل است حسین بن روح بود و علمای بزرگ شیعه که معاصر حلاج بودند یعنی ابو سهل نوبختی و علی بن بابویه و مرحوم شیخ صدوق و قطب راوندی رحمة الله علیهم چهار تن از پیشوایان شیعه حلاج را ساحر و ملعون و مطرود خدا و رسول و امام علیه السلام دانستند و فتوی به قتل حلاج دادند. (رجوع شود به کتاب عرفان و تصوف، تالیف مرحوم داوود الهامی).
    شیخ صدوق رحمه الله مذهب حلاج را باطل دانسته و وی را تارک نماز می داند شیخ مفید و علامه حلی علیهما الرحمة نیز او را لعن نموده اند. حلاج در ادعاهایش می گفت که الله خدای اسمان است و من خدای زمین هستم. در اغاز نامه هایش چنین می نوشت: من الله الی فلان بن فلان. با رفتن به حج مخالف بوده و می گفته به جای رفتن به حج در اطراف من طواف نمایید. (تحفة الاخیار ص 226 ـ 227) می گفت من خدا هستم و زیر عبای من جز خدا وجود ندارد. من بودم که قوم نوح را غرق کردم من بودم که قوم عاد و ثمود را هلاک و عذاب نمودم.(ریحانة الادب ج 2 ص 61)

    با این حال چرا در کتب درسی به مدح و تعریف از این شخص پرداخته شده؟؟؟! یعنی کسی را که ائمه علیهم السلام لعن کردند مورد قبول ما باشد؟؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    در نقد افراد، گروه ها و عقايد آنان، روايت، ابزاري بسيار مهم و تاثيرگذار محسوب مي شود. اين تاثيرگذاري موجب شده است كه مخاصمان، به ويژه در حوزه عقايد، براي كوبيدن خصم و تقويت خود از اين ابزار مهم سود برند. اما در اين ميان، برخي بي دقتي ها در استفاده از روايت، سبب قضاوت هاي نابجايي شده و پيامدهاي سوئي داشته است. تصوف و عرفان و به طور خاص سران صوفيه، از مواردي هستند كه از روايت به عنوان ابزار تخطئه، عليه آن (آنها) استفاده شده است. يكي از اين سران نامي در اين زمينه، حسين بن منصور حلاج است. مخالفان عرفان و تصوف مدعي اند كه حضرت وليعصر(عج) توقيعي عليه او صادر كرده اند. اين توقيع بدون ملاحظه شرايط استناد، مورد استفاده قرار گرفته و تلقي به قبول شده است

    اجازه بدهید در ابتدا متن توقیع را ببینیم


    «توقیع شریف حضرت بقية الله الأعظم به جناب حسین بن روح نائب خاص آن حضرت:

    عرف أطال الله بقاك و عرفك الله الخير كله و ختم به عملك من تثق بدينه و تسكن إلى نيته من إخواننا أدام الله سعادتهم بأن محمد بن علي المعروف بالشلمغاني عجل الله له النقمة و لا أمهله قد ارتد عن الإسلام و فارقه و ألحد في دين الله و ادعى ما كفر معه بالخالق جل و تعالى و افترى كذبا و زورا و قال بهتانا و إثما عظيما كذب العادلون بالله و ضلوا ضلالا بعيدا و خسروا خسرانا مبينا و إنا برئنا إلى الله تعالى و إلى رسوله صلوات الله عليه و سلامه و رحمته و بركاته منه و لعناه عليه لعائن الله تترى في الظاهر منا و الباطن و السر و الجهر و في كل وقت و على كل حال و على كل من شايعه و بلغه هذا القول منا فأقام على تولاه بعده أعلمهم تولاك الله أننا في التوقي و المحاذرة منه على مثل ما كنا عليه ممن تقدمه من نظرائه من الشريعي و النميري و الهلالي و البلالي و غيرهم و عادة الله جل ثناؤه مع ذلك قبله و بعده عندنا جميلة و به نثق و إياه نستعين و هو حسبنا في كل أمورنا و نعم الوكيل.

    خداوند عمر تو را طولانى گرداند و همه خوبيها را بتو بشناساند، و سرانجام تو را به نيكى كامل گرداند و سعادت تو را پيوسته كند به كسانى كه به ديانت آنان اطمينان دارى اعلام كن كه محمّد بن علىّ معروف به شلمغانى خداوند در عذاب وى تعجيل نموده و ديگر مهلت به او نمى‏دهد، چه او از دين اسلام برگشته و از آن جدا شده و ملحد گرديده و چيزهايى ادّعا كرد كه موجب كفر به خالق متعال شد، و بخدا دروغ و بهتان بست و گناه بزرگى نمود، آنان كه از خداوند برگشتند سخت گمراه و از رحمت خدا دور شده‏اند و زيانى بس آشكار بردند. ما از طرف خدا و رسول صلوات و سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد از او بيزارى جسته‏ و او را لعنت مى‏كنيم، در ظاهر و باطن و پنهان و آشكار و در هر وقت و هر حال و لعنت خدا بر كسى كه از وى پيروى و تبعيّت كند و بعد از صدور اين توقيع ما، باز در دوستى او ثابت بماند، و مردم را از اين موضع مطّلع گردان- خدا شما را دوست بدارد-: ما در پرهيز و حذر از او همان رفتار را داريم كه با افراد همانند گذشته او داشتيم مانند: شريعى، نميرى، هلالى و بلالى، و ديگر از ايشان، و بعد از او ما عادت خدا را نيك دانسته و مى‏دانيم و به او اعتماد مى‏كنيم و از وى يارى مى‏جوئيم و در همه امور، او براى ما كافى و نيكو كارگزار و پشتيبانى است.

    الاحتجاج ، ج 2 ص 474 و 475
    بحارالأنوار ، ج 51 ص 380 و 381

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۸:۰۰


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همان گونه که در متن توقیع می بینیم در توقیع نام پنج نفر آمده است:

    1- محمدبن علی ،معروف به شلمغانی ، 2- شریعی ،3- نمیری ،4-هلالی ،5- بلالی

    اما غیر از ایشان نام فرد دیگری از جمله حلاج در توقیع نیامده و با تعبیر «و غیر هم»عطف شده است البته تا این اندازه درباره شمول روایت نسبت به کسی چیزی نمی توان گفت زیرا آن تعبیری عام است و تنها افرادی را دربرمی گیرد که به این پتج نفر شباهت داشته باشند

    مهم ترین ویژگی این افراد ادعای نیابت امام علیه السلام است که در برخی از آنها از حد نیابت بالاتر رفته و ادعایی در حد پیامری و و ربوبیت مطرح شده است
    حلاج از آن کسانی است که ادعاهایی از این دست به او نسبت داده شده است و به طور طبیعی از همان ابتدا تعبیر«وغیرهم » او را در برمی گیرد و برداشت ناقلان توقیع یادشده (1) نیز همین بوده است

    افزون بر این با حالات و اوضاعی که از حلاج چه در زمان خودش و چه پس از آن نقل شده است این برداشت بسیار به جا می نماید



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال جدی و مهم درباره توقیع این است که چرا در توقیع از حلاج آشکارا نام برده نشده است تا شمول آن نسبت به وی با تردید همراه نشود ؟

    آیا بدعت های حلاج به اندازه بدعت های شلمغانی ،هلالی ،بلالی ،و دیگر نام بردگان در توقیع مهم نبوده است که از آنها به صراحت نام برده شده ولی از حلاج نامی نیامده ؟


    یا آنکه چون با مردن حلاج (1) خطر وی دیگر منتفی شده بود و یادآوری او به زنده شدن دوباره بدعت های وی کمک می کرد

    ولی کسانی که در توقیع از آنها نام برده شده هنوز زنده بودند و خطر گمراه کردن مردم توسط آنان هنوز وجود داشت؟

    و یا آنکه حلاج در واقع نزد حضرت حجت علیه السلام اهل بدعت نبوده و از وی نام برده نشده تا بر ادعای او مبنی بر موحد بودنش صحه گذاشته شده باشد؟این پرسش ها احتمالاتی اند که نیاز به بررسی دارند

    پی نوشت:
    1- صدور توقیع در ذی الحجه سال 312ه بوده است:ر. ک. طوسی الغیبة ص409 وحلاج قبل از آن در سال 309 ه مرده بود



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درباره احتمال اول (بی اهمیتی جریان مربوط به حلاج)باید گفت:

    آنچه تا کنون به منزله بدعت از وی نقل شده بر فرض صحت آن بسیار بزرگتر و هولناک تر از جریان های مشابه خود همانند جریان های مربوط به شلمغانی و دیگر نام بردگان در توقیع است


    جریان حلاج هم در زمان خود و هم پس از آن جهان اسلام را به خود مشغول داشته است
    کمتر منبع تاریخی را می یابیم که از بدعت های پدید آمده در اسلام سخن گفته باشد ولی به حلاج نپرداخته باشد

    با وجود این ،از جریان شلمغانی و همراهان وی به اندازه حلاج سخن گفته نشده به هر حال جریان حلاج در تاریخ تحولات فکری اسلامی بسیار نمایان تر از جریان شلمغانی بوده است

    از این رو احتمال نخست را نمی توان جدی گرفت شاید گفته شود که ماندگاری جریان حلاج در تاریخ به سبب بدعت های کفر آلود وی بوده است که عموم مسلمانان به خصوص اهل سنت آن را دنبال می کردند

    اما جنبه دیگر این جریان ادعای نیابت امام علیه السلام بوده که تنها برای شیعیان مهم بوده است و از این رو شلمغانی تنها نزد شیعیان و حلاج نزد عموم مسلمانان مورد توجه بوده است



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفتنی است هرچند احتمال یاد شده در ماندگاری جریان حلاج منتفی نیست ،این جریان برای شیعه نیز چنان اهمیتی داشته که پس از سالها هنوز تصور می شود اصل توقیع درباره وی صادر شده و کتاب هایی که در رد صوفیه نوشته شده اند از حلاج بیشتر سخن گفته اند تا شلمغانی ،و توقیع را به او ناظر دانسته اند


    از این رو شلمغانی بیشتر در سایه قرار گرفته است و این خود اهمیت جریان حلاج را در بین شیعیان نشان می دهد


    پرداختن به حلاج بیشتر به دلیل احساس خطری است که از تاثیر جریان فکری او می شود چرا که به نظر منتقدان جریان شلمغانی دیگر طرفداری ندارد و کسی از او یاد نمی کند

    بر خلاف حلاج که هنوز زنده است و سالها پس از مرگش نیز جهان اسلام را به خود مشغول داشته است

    انگشت نهادن علمای بزرگی از شیعه مانند شیخ طوسی و شیخ مفید و در دوره های بعدی حر عاملی و مجلسی دوم بر جریان حلاج حکایت از جدی و مهم بودن آن در میان شیعیان دارد

    در حالی که از شلمغانی و دیگر همانندهای وی کمتر سخن گفته شده است پس به طور کلی نپرداختن توقیع به نام حلاج از بی اهمیتی قضیه وی نبوده است.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احتمال دوم که به دلیل رفع خطر حلاج با مردن وی به نام او در توقیع اشاره نشده است ،
    همان گونه که گفتیم جریان حلاج با مرگ او از بین نرفت بلکه بیش از بیش زنده شد و حتی بعدها فرقه ای به نام وی (حلاجیه)«1» پدید آمد

    همچنین با توجه به آینده نگری امام علیه السلام و آگاهی از اسرار قضایا و آینده نمی توان چنین نظر داد که آن حضرت علیه السلام خطر حلاج را با مرگ او پایان یافته تصور کرده است

    از این رو با آنکه در توقیع نام وی ذکر نشده تا یاد حلاج و کارهای وی از خاطر مردم پاک شود باز راه و روش حلاج در کمال استواری به حیات خود ادامه داده و این بدان معناست که احتمال یاد شده نیز نمی تواند توجیه درستی داشته باشد

    افزون بر آن در توقیع از احمدبن هلال عبرتائی نام برده شده که وی نیز مانند حلاج نزدیک به نیم قرن (55)سال پیش از صدور توقیع در سال 277ه یعنی هفت سال پس از آغاز غیبت حضرت حجت علیه السلام وفات یافته است

    اگر مردن عملی برای ذکر نشدن نام افراد بوده باشد از این هلال نیز نباید نامی به میان می آمد در حالی که او از افراد مورد لعین در توقیع است(2

    پی نوشت:
    1- ر.ک. هجویری ،کشف المحجوب ص 187-188 و 257-380
    2- ر. ک. کشی ،رجال الکشی ص 535،علامه حلی همان ص 202



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش مهم این است که چرا در توقیع از کسی (ابن بلال )که سالها پیش از صدور توقیع مرده است و خطر چندانی در گرایش به او وجود ندارد نام برده می شود ولی از کسی (حلاج)که خطر وی آن گونه که مخالفان وی تلقی می کنند به طور جدی وجود دارد نام برده نمی شود

    پاسخ ،این می تواند باشد که حلاج نزد امام علیه السلام مشابهتی با این افراد نداشته است

    اما احتمال سوم که حلاج نزد صاحب توقیع حضرت حجت علیه السلام اهل بدعت نبوده و به همین دلیل از وی در توقیع نام نبرده اند

    با توجه به بررسی رویدادهای مربوط به حلاج می تواند توجیهی برای پذیرش داشته باشد



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای روشن تر شدن مدلول دایره توقیع در باره حلاج به شرح کو تاهی از افرادی که نامشان در توقیع آمده است می پردازیم . درباره شلمغانی روایت به خوبی گویا است و از توضیح ان خودداری و به سرگذشت دیگران اشاره می کنیم.
    حسن شریعی:وی از یاران امامان دهم و یازدهم بود که پس از شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام و غیبت امام عصر علیه السلام ادعای نیابت آن حضرت را کرد.


    محمد بن نصیر نمیری :او نیز از یاران امام یازدهم بود و پس از غیبت حضرت حجت علیه السلام مدعی نیابت شد و به حضرت امام هادی و امام عسگری علیهم السلام نسبت ربوبیت داد و خود را فرستاده و پیامبر از سوی امام هادی علیه السلام دانست
    فرقه نصیریه به وی منتسب می شود گفتنی است علاوه بر توقیع مزبور نائب دوم امام علیه السلام محمد بن عثمان نیز وی را لعن کرد.


    محمدبن علی بن بلال :وی نخست از یاران امام عسگری علیه السلام و مورد وثوق ایشان بود(1
    اما در زمان غیبت صغری ادعای نیابت کرده ،نیابت محمدبن عثمان را منکر شد و اموالی را که نزد خود داشت به وی نداد با آنکه محمد بن عثمان با وساطت ،او را به ملاقات امام برد و امام آشکارا از او خواست مال را به محمدبن عثمان بدهد باز از این کار امتناع ورزید و سرانجام در توقیع یاد شده مورد لعن حضرت قرار گرفت.
    پی نوشت:
    1- علامه حلی الخلاصة ج 1 ص143 و 151



صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۱, ۱۲:۳۱
  3. بتهای قوم نوح در مسجد کوفه ؟؟؟!!!
    توسط غلامعلی نوری در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۰۵, ۱۱:۳۵
  4. هشدار !!! چرا پاسخ نمیدهید؟؟؟
    توسط ••ostad•• در انجمن نقد مكتب هاي اخلاقي و عرفاني
    پاسخ: 42
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۲, ۰۶:۳۱
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود