جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درسهایی از قرآن بهار دلها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    درسهایی از قرآن بهار دلها




    «بهار»

    نویسنده : زینب سید میرزایی


    بهار چیست؟ آیا فصل است؟ نوعی تحول است؟ نام است یا توصیف؟
    بهار را در کجا می توان یافت؟ و قلمرو آن تا کدامین سرزمین است؟
    بهار آوای آسمانی طراوت است که به دل شور شکفتن و به دیده شوق باریدن، می بخشد.
    جان را سرسبز می کند و لب را شکوفه باران.
    بهار روح مسیحایی زندگی است و آب زلال حیات و شراب ناب بهشتی که آدمی را زنده و سرمست می سازد.
    بهار به وسعت دلهای مهربان، به زلالی رودهای خروشان و شادابی شکوفه های خندان است.
    بهار، در واژه واژه قرآن است، در طراوت نسیم تلاوت و درشورانگیزترین لحظه های ناب استجابت است.
    بهار را می شود در دیده های بارانی مولا علی(ع)و در هدیه تبسم زهرا(س)، یافت.
    صدای بهار از نغمه «الهی رضا برضاک » حسین(ع)به گوش می رسد.
    اهل بیت پیامبر(ص)، بهارند; با همه طراوت و رحمت و زیبایی.
    می شود بهار را در یک صبح جمعه با آوای ندبه، به انتظار نشست.
    بهار در دیده های بارانی مولا «سید علی » هنگام قنوت، دیده رامی نوازد و در تبسم آسمانی او هنگام دیدار با جوانها به چشم می خورد; که خود او فرمود:
    «هنگامی که با جوانان هستم، احساس طراوت می کنم.»
    بهار در دیدگان منتظر رزمنده ای بود که به شوق شهادت و به عشق رسیدن، از خاک تا خدا پرید.
    بهار را می توان در مناجات سحرگاهی آن جانباز، یافت که نیمی از وجودش تا خدا، پرواز کرده و نیمی دیگر پاسداری ما را از خون بهار آفرینان به نظاره نشسته است.
    بهار واقعی نشاط معنوی و غیرت دینی به همراه دارد و اهل بهاراهل دل اند و هر روز اهل دل «نوروز» است.
    اهل دل هر سحرگاه بهاری، همان بهاری که هر نیمه شب می آید،هنگام تحویل سال هفت سین می گسترند و آن را به:
    «سجده »
    «سلام »
    «سلامت »
    «سعی »
    «سداد»
    «سرور»
    «سربلندی » می آرایند.
    بهاری باشید.
    از بهار بیاموزیم
    ... آیا تا به حال به دور و بر خودتان نگاه کرده اید یانه؟
    اصلا ساده تر بگویم به کوه، دشت، گیاهان، جانوران و... هزاران ودهها هزاران و میلیونها و بیلیونها و تریلیونها طبیعت دیگر...
    اصلا به همین 4 فصل سال(بهار، تابستان، پاییز و زمستان)هرکدام به ترتیبی خاص پشت سریکدیگر قرار گرفته اند و منتظرند تا به وظایفی که خداوند بزرگ برای آنها تعیین کرده عمل کنند.
    اما... همه اینها برای ما انسانها که دارای عقل و شعور هستیم باید کلاس درس باشد که قبل از این که به ما بفهمانند، بفهمیم.
    خداوند از طریق چهار فصل سال درسهای فراوانی را به ما یادمی دهد از جمله: تحول و دگرگونی، نظم و ترتیب خلقت، حس مسوولیت پذیری، سود دهی و... دیگر، بله، خدا بهار را رهبر فصلهاقرار داده و با آمدن آن همه جای باغ را طراوت و شادابی فرامی گیرد. زمین زنده می شود. گیاهان رشد می کنند. غنچه ها شکوفامی شوند و شکوفه های سفید و صورتی یا جوانه های سبز می دهند.

    بالاخره طبیعت جان می گیرد و سرسبز می شود.اما ما انسانها چه؟
    ...این هجوم سبزینگی انسان را مبهوت می کند به طوری که این لحظه های شاد و حس ترنم را در این فصل با تمام وجود دریافت می کنیم... .
    از کلاس بهار درس تحول و خودسازی هم می گیریم; همان طوری که درختان بی جان، جان می گیرند و گیاهان مرده، زنده می شوند، انسان هم اگر در خود دگرگونی ایجاد کرد، اعمال و افعال بدخود را اصلاح کرد و از «سیئات » به «حسنات » روی آورد، سبز و بهاری می شود.
    حتی با روحی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری بیدار چهار فصل عمر خودرا با آرامش زندگی کرده و با سکینه خاطر به خواب ابدی فرومی رود. درس دیگری که از این کلاس می گیریم نظم و ترتیب خاصی است که براین نظام آفرینش حکمفرماست; مثل: گردش شب و روز، گردش زمین به دور خورشید و... اصلا همین چهار فصل، بله، ابتدا فصل بهار که فصل طراوت و زندگی است را پیش رو داریم، بعد فصل تابستان فرا می رسد. هر چه در بهار عمر بکاری، در تابستان برداشت می کنی، کم کم پاییز فرا می رسد و فصل خزان.
    با آمدن پاییز چهره طبیعت از سپیدی و سبزی بیرون آمده و لباس زرد برتن می کند و بعد از آن با صدای خش خش و ریزش برگهای خشکیده و افول آن برروی زمین فصل زمستان را به چشم می بینیم آن وقت است که مرگ طبیعت فرا می رسد. نه مرگ بلکه تحول و تکامل، همین چهار فصل زنجیره ای از تولد تا برزخ طبیعت را به ما نشان می دهد یعنی در و دیوار عالم، برای ما کلاس درس است. فصلها هم مثل ما آدمها متولد می شوند و مثل ما انسانهامی میرند. بله، با آمدن بهار می آیند و زنده می شوند و با آمدن زمستان می روند و می میرند. آن وقت است که برزخ آنها فرا می رسد.
    اگر کمی در عالم طبیعت و در دنیا تفکر کنیم چه درسهایی که نمی گیریم. همین طور که از تفکر در این چهار فصل به مرگ و زندگی و حیات جاوید، گذر عمر، ایمان و یقین و علم به قدرت لایزال خداو خیلی چیزهای دیگر... پی بردیم شما هم می توانید فکر کنید تا به تمام آن چیزهایی که ما به آن پی بردیم پی ببرید. برای همین است که می فرمایند:
    «یک ساعت تفکربرترازهزارسال عبادت است.»
    درسهایی از قرآن بهار دلها

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    درسهایی از قرآن بهار دلها

    " یک بار یکی از آقایان که مدتی محضر یکی از بزرگان را هم درک کرده بود، خدمت آقای انصاری همدانی رسید و گفت: آقا من واصل شدم و نور خدا را همراه خود می‌بینم. آقا به ایشان فرمود: خصوصیات آن نور را بگو . او هم توضیحاتی داد. آقا فرمود: اگرچه این‌ها همه انوار خدا هستند، ولی این نور خدا نیست بلکه نور وضوی توست که در ابتدای راه برای آدم پیدا می‌شود. برای ایشان باطن خیلی آشکار بود. می‌فرمودند: همه چیز نور دارد اگر نورش در آن شخص باشد، حقیقت دارد و گر نه مدعی است."

    ( سوخته، در سیر وسلوک آیت الله محمدجوادآقاانصاری همدانی ص 79 )به نقل از علی محمود حقیقی

    درسهایی از قرآن بهار دلها
    این همان انصاری همدانی است که عارف واصل مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی در باره اولین دیدار خود با او می گوید:

    وقتی ایشان با جمعی از اطرافیان خود درمسیرمشهد از همدان به تهران آمد مرا شکار کرد!

    ماجرای شکارحاج میرزا اسماعیل هم توسط ایشان بسیارشنیدنی است که دریادداشتی در باره آقای دولابی در سال گذشته به آن پرداخته ام..

    از خدا بخواهیم به دعای ولی ما حضرت مهدی علیه السلام یکی از این صیادهای حرفه ای اش را که در اختیار ایشان هستند و او صیاد این صیادهاست! هم به سراغ ما بفرستد.

    باید شکار اولیای خدا شد. موسی را خدا به دست صیادی مثل خضرسپرد تا او را که خود معلم شریعت خلق بود، درس معرفت وطریقت بیاموزد.

    ماجرای عرفانی خضر و موسی در قرآن بسیارشنیدنی وخواندنی است.

    آنان که پای طلب در این عرصه دارند می توانند به سایت اهل ولاء و بیانات دوست فاضل و ارجمندم جناب آقای مهندس طیب در این باره مراجعه فرمایند.

    به اصل مطلب برگردیم. بسیاری از ما از حقایق اطرافمان غافلیم.از امروز که وضو می گیریم مواظب نوری باشیم که در ازای آن به ما عنایت می شود.حالا می شود فهمید علت اینکه این همه بر دائم الوضو بودن تاکید می شود چیست.

    اخیرا در روایتی دیدم پیامبر عزیز ما که صلوات خدا بر او باد وقتی از بستر بیدار می شدند این دعا را در روز جدیدی که آغاز کرده بودند می خواندندکه :

    اللهم اجعل لی نوره و هداه
    خدایا نور وهدایت این روز را برای من مقرر گردان.یعنی که هر روزی نوری دارد که باید آن را از خدا خواست.

    آیات الهی در قرآن هم هرکدام نوری دارند.

    به کربلایی کاظم اراکی که سوادی نداشت تفضلی شد که آیات قرآن را از غیر قرآن تشخیص می داد.برای امتحان او بعضی عبارات عربی را بین آیات قرآن جا داده و از او خواستندآیات قرآن ر ا در بین آن سطور به آنها نشان بدهد.وی به درستی آیات را نشان داد و تعجب همگان را برانیگخت. وقتی به او گفتند: شما که سواد نداری چگونه آیات قرآن را از جملات عربی دیگر غیر قرآنی تشخیص می دهی؟ گفته بود: آیات قرآن نوری با خود دارند که کلمات عربی غیر قرآنی این نور را ندارند.
    درسهایی از قرآن بهار دلها

  4. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوره‌هایی که پیامبر(ص) را پیر کرد
    توسط monemizadeh در انجمن سور ه ها و آیات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۴, ۱۳:۳۷
  2. خدایی غیر قابل پیش بینی
    توسط مطهره111 در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۳, ۲۰:۰۸
  3. مناجات‏‌هایی که هانری کُربن می خواند
    توسط عبد آبق در انجمن دعاهای قرآنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۲۹, ۱۲:۵۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود