جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کاتبان وحی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    858 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    کاتبان وحی




    وقتی قرآن کریم توسط پیامبر ص برای مردم خوانده می‌شد، افراد زیادی آن را به حافظه می‌سپردند تا از گزند فراموشی در امان باشد. در این میان برخی به کتابت وحی پرداختند که به کاتبان وحی شهرت یافتند:

    فهرست مندرجات۱ - پیامبر ص و کتابت
    ۲ - اعجاز قرآن و امی بودن پیامبر ص
    ۲.۱ - دیدگاه شیخ طوسی
    ۲.۲ - دیدگاه علامه طباطبایی
    ۳ - نیاز به کتابت وحی
    ۴ - اولین کاتب
    ۵ - اولین کاتب مدینه
    ۶ - دومین کاتب مدینه
    ۷ - دیگر کاتبان وحی
    ۸ - دیدگاه دانشمندان
    ۹ - کاتبان قرشی
    ۱۰ - زنان کاتب
    ۱۱ - کاتبان مدنی
    ۱۲ - ابزار کتابت
    ۱۳ - پانویس
    ۱۴ - منبع



    پیامبر ص و کتابت


    پیامبر اسلام به ظاهر خواندن و نوشتن نمی‌دانست،و در میان قوم خود به‌داشتن سواد معروف نبود. زیرا هرگز ندیده بودند چیزی بخواند یا بنویسد، بنابراین‌ او را«امی‌» می‌خواندند. قرآن هم او را با همین وصف یاد کرده است: الذین یتبعون‌الرسول النبی الامی... ، .. .فامنوا بالله و رسوله النبی الامی... [۱] امی منسوب به ام(مادر)است و کسی را گویند که هم چون روزی که از مادر زاده شده است فاقد سواد باشد. معنای دیگری نیز گفته‌اند: منسوب به ام القری(شهر مکه)،یعنی کسی که در مکه زاده شده است. در قرآن در موارد دیگر نیز مشتقات این واژه آمده است: هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم... [۲]شاید مقصود منسوبین به شهر مکه باشد، ولی ‌احتمال نخست مشهورتر است و با آیه‌های دیگر قرآن بیشتر سازش دارد: «و منهم‌امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی...» [۳]، در این آیه جمله «لا یعلمون الکتاب‌» ظاهرا تفسیر «امیون‌»است و نیز از مقابله آنان(عرب) با اهل کتاب که اهل سواد بودند، به دست می‌آید(به جهت تناسب در عطف) که مقصود، فاقد کتابت و سواد است و حدیث منقول از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: «انا امه امیة لا نکتب و لا نحسب [۴]. «ما مردمی هستیم فاقد سواد کتابت و نگارش حساب‌»معنای نداشتن سواد را تایید می‌کند.»

    اعجاز قرآن و امی بودن پیامبر ص


    آن چه با معجزه بودن قرآن تناسب دارد، صرفا نخواندن و ننوشتن است نه ‌نتوانستن خواندن و نوشتن. «و ما کنت تتلو من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذن لارتاب المبطلون» [۵]، «تو هیچ کتابی را پیش از این نمی‌خواندی و با دست ‌خود چیزی نمی‌نوشتی، و گرنه باطل‌اندیشان قطعا به شک می‌افتادند» مبادا کسانی که در صدد تکذیب و ابطال سخنان تو هستند شک و تردید کنند. این آیه دلیلی است ‌بر این که پیامبر چیزی نمی‌خواند و نمی‌نوشت، ولی دلالت ندارد که نمی‌توانست‌ بنویسد و بخواند و همین اندازه برای ساکت کردن معارضین کافی است، زیرا پیامبر را هرگز باسواد نمی‌پنداشتند، بنابر این راه اعتراض را بر خود بسته می‌دیدند.

    ← دیدگاه شیخ طوسی
    شیخ ابو جعفر طوسی در تفسیر آیه می‌گوید: «مفسرین گفته‌اند نوشتن‌ نمی‌دانست، ولی آیه چنین دلالتی ندارد. صرفا گویای این جهت است که ‌نمی‌نوشته و نمی‌خوانده است و چه بسا کسانی نمی‌نویسند ولی قادر بر نوشتن ‌هستند و در ظاهر وانمود می‌شود که فاقد سوادند و کتابت نمی‌دانند. پس مفاد آیه‌ چنین است: پیامبر به نوشتن و خواندن دست نزده بود و او را عادت بر نوشتن ‌نبود» [۶].

    ← دیدگاه علامه طباطبایی
    علامه طباطبایی فرموده است: «ظاهر التعبیر نفی العادة و هو الانسب بالنسبة الی‌سیاق الحجة [۷]، ظاهر عبارت نفی عادت -بر نوشتن و خواندن- است و این در جهت‌ استدلال مناسبتر است‌».

    نیاز به کتابت وحی


    به علاوه داشتن سواد کمال است و بی‌سوادی نقص و عیب و چون تمامی ‌کمالات پیامبر ص از راه عنایت ‌خاص الهی بوده و هرگز نزد کسی و استادی تعلم نیافته (علم لدنی) پس نمی‌شود ساحت قدس پیامبر ص از این کمال تهی باشد.عدم تظاهر به‌ سواد، برای اتمام حجت و بستن راه اعتراض و تشکیک بوده است، به همین دلیل‌ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کاتبانی نیاز داشت تا در شؤون مختلف از جمله وحی برای او کتابت کنند، لذا چه در مکه و چه در مدینه زبده‌ترین با سوادان را برای کتابت‌ انتخاب فرمود.

    اولین کاتب


    اولین کسی که در مکه عهده‌دار کتابت مخصوصا کتابت وحی شد، علی بن ابی طالب علیه السلام بود و تا آخرین روز حیات پیامبر به این کار ادامه داد. پیامبر صلی الله علیه و آله ‌نیز اصرار فراوان داشت تا علی علیه السلام، آن چه را نازل می‌شود، نوشته و ثبت نماید تا چیزی‌ از قرآن و وحی آسمانی از علی علیه السلام دور نماند.
    سلیم بن قیس هلالی، که یکی از تابعین بود، می‌گوید: نزد علی علیه السلام در مسجد کوفه ‌بودم و مردم گرد او را گرفته بودند، فرمود: «پرسش‌های خود را تا در میان شما هستم‌ از من دریغ ندارید. درباره کتاب خدا از من بپرسید، به خدا قسم آیه‌ای نازل نشد مگر آن که پیامبر گرامی آن را بر من می‌خواند و تفسیر و تاویل آن را به من‌ می‌آموخت‌». عبد الله بن عمرو یشکری معروف به ابن الکواء، یکی از پرسش کنندگان صحابه علی علیه السلام و بسیار دانا و دانش‌مند بود، از وی پرسید: آن‌چه ‌نازل می‌گردید و شما حضور نداشتید، چگونه است؟ علی علیه السلام فرمود:«هنگامی که‌ به حضور پیامبر می‌رسیدم، می‌فرمود:یا علی در غیبت تو آیه‌هایی نازل شد، آن گاه ‌آن‌ها را بر من می‌خواند و تاویل آن‌ها را به من تعلیم می‌فرمود» [۸] .

    اولین کاتب مدینه


    اولین کسی که در مدینه عهده‌دار کتابت وحی گردید،ابی بن کعب انصاری بود.
    او قبلا در زمان جاهلیت نوشتن را می‌دانست. م حمد بن سعد گوید: «کتابت در میان‌ عرب کمتر وجود داشت و ابی بن کعب از جمله کسانی بود که در آن دوره کتابت را فرا گرفته بود» [۹]. ابن عبد البر می‌گوید: «ابی ابن کعب نخستین کسی است که در مدینه‌ عهده‌دار کتابت ‌برای پیامبر صلی الله علیه و آله شد و او اولین کسی بود که در پایان نامه‌ها نوشت: «کتبه فلان...»
    ابی بن کعب کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرآن را به طور کامل بر وی‌ عرضه کرد.او از جمله کسانی است که در عرضه اخیر قرآن حضور داشت، بدین ‌جهت در دوران یکسان کردن مصاحف در عهد عثمان سرپرستی گروه به او واگذارشده بود و هرگاه در مواردی اختلاف پیش می‌آمد، با نظر ابی، مشکل حل ‌می‌گردید. [۱۰] [۱۱]

    دومین کاتب مدینه


    زید بن ثابت در مدینه در همسایگی پیامبر صلی الله علیه و آله خانه داشت.او نوشتن ‌می‌دانست.در ابتدای امر هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله نیاز به نوشتن داشت و ابی بن کعب حاضر نبود، به دنبال زید می‌فرستاد تا برای او کتابت کند. رفته رفته کتابت او هم رسمیت ‌یافت و حتی با دستور پیامبر صلی الله علیه و آله زبان و نوشتن عبرانی را نیز فرا گرفت تا نامه‌های‌عبری را برای پیامبر صلی الله علیه و آله بخواند، ترجمه کند و پاسخ بنویسد. زید بن ثابت‌ بیش از دیگر اصحاب، ملازم پیامبر صلی الله علیه و آله برای نوشتن بود و بیشتر نامه نگاری می‌کرد. [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵]
    بنابر این عمده‌ترین کاتبان وحی،علی بن ابی طالب، ابی بن کعب و زید بن ثابت ‌بودند و دیگر کاتبان وحی، در مرتبه دوم قرار داشتند.

    دیگر کاتبان وحی


    ابن اثیر گوید:«یکی از ملتزمین حضور در امر کتابت، عبد الله بن ارقم زهری بود.
    او عهده‌دار نامه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله بود،ولی عهده‌دار معاهده‌ها و صلحنامه‌های‌ پیامبر صلی الله علیه و آله، علی بن ابی طالب بود». او می‌گوید: «از جمله کاتبان، که احیانا برای‌ پیامبر صلی الله علیه و آله کتابت می‌کردند، خلفای ثلاثه، زید بن عوام، خالد و ابان دو فرزند سعید بن العاص، حنظله اسیدی، علاء بن حضرمی،خالد بن ولید، عبد الله بن رواحه، محمد بن مسلمه، عبد الله بن ابی سلول، مغیرة بن شعبه، عمرو بن العاص، معاویة بن ابی سفیان، جهم یا جهیم بن صلت، معیقب بن ابی فاطمه و شرحبیل بن حسنه بودند».
    او می‌افزاید: «نخستین کس که از قریش برای پیامبر کتابت نمود عبد الله بن سعدبن ابی سرح بود، سپس مرتد شد و به سوی مکه بازگشت و آیه «و من اظلم ممن‌افتری علی الله کذبا او قال اوحی الی و لم یوح الیه شی‌ء...» [۱۶]در شان او نازل گردید» [۱۷] .
    ظاهرا این افراد از جمله کسانی بودند که در میان عرب آن روز باسواد بودند و نوشتن و خواندن می‌دانستند و در مواقع ضرورت گاه و بی‌گاه حضرت برای نوشتن‌ از آنان استفاده می‌کرد، ولی کاتبان رسمی سه نفر فوق و ابن ارقم بودند.

    دیدگاه دانشمندان


    ابن ابی الحدید گوید: «محققان و سیره نویسان نوشته‌اند که کاتبان وحی، علی علیه السلام و زید بن ثابت و زید بن ارقم بودند و حنظله بن ربیع تمیمی و معاویه، نامه‌های ‌پیامبر صلی الله علیه و آله را به سران، نوشته‌های مورد نیاز مردم و هم چنین لیست اموال و صدقات را می‌نوشتند» [۱۸].
    ابو عبد الله زنجانی تا بیش از چهل تن را جزء کاتبان وحی شمرده‌است [۱۹]که ظاهرا هنگام ضرورت از وجود آنان استفاده می‌شده است.

    کاتبان قرشی


    بلاذری در خاتمه کتاب فتوح البلدان از واقدی آورده است: «هنگام ظهور اسلام، در میان قریش، هفده نفر نوشتن را می‌دانستند: علی بن ابی طالب، عمر بن الخطاب، عثمان بن عفان، ابو عبیدة بن جراح، طلحة بن عبید الله، یزید بن ابی سفیان، ابو حذیفة بن عتبة بن ربیعه، حاطب بن عمرو(برادر سهیل بن عمرو عامری)، ابوسلمة بن عبد الاسد مخزومی، ابان بن سعید بن العاص بن امیه، برادرش خالد بن سعید، عبد الله بن سعد بن ابی سرح، حویطب بن عبد العزی، ابو سفیان بن حرب، معاویة بن ابی سفیان و جهیم بن صلت و از وابستگان قریش: علاء بن حضرمی.

    زنان کاتب


    از زنانی که در صدر اسلام نوشتن را می‌دانستند می‌توان از ام کلثوم بنت عقبه، کریمه بنت مقداد و شفاء بنت عبد الله نام برد. شفاء به دستور پیامبر به حفصه ‌نوشتن آموخت و بعد از آن حفصه در زمره نویسندگان قرار گرفت. عایشه و ام سلمه‌ از زنانی بودند که فقط خواندن می‌دانستند.

    کاتبان مدنی


    در مدینه سعد بن عباده، منذر بن عمرو، ابی بن کعب،زید بن ثابت، که نوشتن‌ عربی و عبری را می‌دانست، رافع بن مالک، اسید بن حضیر، معن بن عدی، بشیر بن سعد، سعد بن ربیع، اوس بن خولی و عبد الله بن ابی نوشتن می‌دانستند» [۲۰].

    ابزار کتابت


    شیوه کتابت در عهد رسالت‌ بدین گونه بود که بر هر چه یافت می‌شد و امکان‌ نوشتن روی آن وجود داشت، می‌نوشتند، مانند:
    ۱- عسب: جمع عسیب، جریده نخل، چوب وسط شاخه‌های درخت‌ خرما که‌ برگ‌های آن را جدا می‌ساختند و در قسمت پهن آن می‌نوشتند.
    ۲- لخاف: جمع لخفه، سنگ‌های نازک و سفید.
    ۳- رقاع: جمع رقعه، تکه‌های پوست ‌یا ورق(برگ)یا کاغذ.
    ۴- ادم:جمع ادیم، پوست آماده شده برای نوشتن.
    پس از نوشته شدن، آیات نزد پیامبر و در خانه ایشان ضبط و نگهداری می‌شد.
    گاهی برخی از صحابه می‌خواستند سوره یا سوره‌هایی داشته باشند، آن‌ها را استنساخ کرده و بر روی تکه‌های برگ یا کاغذ می‌نوشتند و نزد خود نگه می‌داشتند و معمولا در محفظه‌های پارچه‌ای به دیوار می‌آویختند [۲۱] [۲۲]
    آیه‌ها به گونه‌ای منظم و مرتب، در هر سوره ثبت می‌گردید و هر سوره با نزول ‌بسم الله آغاز یافته و با نزول بسم الله جدید ختم آن سوره اعلام می‌شد و سوره‌ها بااین رویه هر یک جدا و مستقل از یک دیگر ثبت و ضبط می‌شد. در عهد رسالت‌ هیچ گونه نظم و ترتیبی بین سوره‌ها صورت نگرفت.
    علامه طباطبایی می‌فرماید: «قرآن به صورت امروزی در عهد رسالت ترتیب داده‌ نشده بود، جز سوره‌های پراکنده بدون ترتیب و آیه‌هایی که در دست این و آن بود و در میان مردم به طور متفرق وجود داشت‌» [۲۳]


    پانویس

    ۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه ۱۵۷و ۱۵۸.
    ۲. ↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۲.
    ۳. ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۸.
    ۴. ↑ تفسیر کبیر رازی،ج ۱۵،ص ۲۳.
    ۵. ↑ عنکبوت.سوره۲۹، آیه۴۸.
    ۶. ↑ ابو جعفر(شیخ طوسی)، التبیان، ج۸، ص۱۹۳.
    ۷. ↑ تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۳۹.
    ۸. ↑ سلیم بن قیس هلالی،السقیفه،ص ۲۱۴-۲۱۳.
    ۹. ↑ طبقات ابن سعد،ج ۳،قسمت ۲،ص ۵۹.
    ۱۰. ↑ التمهید،ج ۱،ص ۳۴۸-۳۴۰.
    ۱۱. ↑ مصاحف سجستانی،ص ۳۰.
    ۱۲. ↑ ابن اثیر،اسد الغابة فی معرفة الصحابه،ج ۱،ص ۵۰.
    ۱۳. ↑ الاستیعاب در حاشیه الاصابه،ج ۱،ص ۵۰.
    ۱۴. ↑ مصاحف سجستانی،ص ۳.
    ۱۵. ↑ طبقات ابن سعد،ج ۲،قسمت ۲،ص ۱۱۵.
    ۱۶. ↑ انعام/سوره۶، آیه۹۳.
    ۱۷. ↑ اسد الغابة،ج ۱،ص ۵۰.
    ۱۸. ↑ ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج ۱،ص ۳۳۸.
    ۱۹. ↑ زنجانی،ابو عبد الله،تاریخ القرآن،ص ۲۱-۲۰.
    ۲۰. ↑ ابو الحسن بلاذری،فتوح البلدان،ص ۴۶۰-۴۵۷.
    ۲۱. ↑ التمهید،ج ۱ ص ۲۸۸.
    ۲۲. ↑ تلخیص التمهید،ج ۱ ص ۱۳۳.
    ۲۳. ↑ المیزان،ج ۳،ص ۷۹-۷۸.


    منبع


    سایت معارف قرآن

    کاتبان وحی




  2. کانون گفتگوی قرآنی

    کانون گفتگوی قرآنی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود