صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق




    ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق

    فضای دل مخصوص خداوند متعال، خانواده آسمانی، غیب، آخرت، ابدیت و فرشته های الهی است؛ پس با راه دادن غم به آن، فرصتهای عاشقی را از دست نداده و با گذشت از اشتباهات دیگران، این فرصت را به انسان ها هدیه نماییم. دنیا محل گذر است و زندگی جاودانه ما از برزخ آغاز می گردد.

    درسی از لقمان حکیم


    امام صادق علیه السلام در وصف جناب لقمان حکیم اینگونه می فرمایند: لقمان اگر چیزی بدست می آورد خوشحالی نمی کرد و اگر چیزی از دستش می رفت برایش غم نمی خورد. شناخت غلط، باعث می شود انسان قدر و قیمت خود را نداند و خود را تا سطح حیوانیت خود، که جنسیت اوست پایین بیاورد. در صورتیکه باید بداند دنیا برای او آفریده شده نه او برای دنیا و در خدمت دنیا. بداند او از دنیا بزرگتر است و خوردن غم دنیا از مقام انسانی او می کاهد.


    شناخت ماهیت دنیا

    یکی از عواملی که کمک می کند انسان غصه دار نباشد، شناخت ماهیت دنیاست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دنیا را اینگونه شرح می دهند و می فرمایند: ای مردم بدانید اینجا جای غم است نه جای خوشی و سرمستی، اینجا یک خانه پیچ در پیچ است و سر راست نیست. اگر کسی دنیا را خوب بشناسد با یک امید شاد نمی شود و با رنجی اندوهگین.

    همه نعمت های دنیا که نصیب انسان می شود ممکن است آخرت ساز نباشد. پس در زمان بهره مندی از نعمتها در مورد مسئولیتی که در ازای آن به دوش انسان افتاده، تفکر کنید و در زمان از دست دادن آن غمگین نشوید. حضرت علی علیه السلام در تایید این مطلب می فرمایند: اگر کسی دنیا را شناخت با گرفتاری دنیا غصه نمی خورد. و در جایی دیگر فرموده اند: هر کس دنیا را بشناسد بر مصیبتهای آن اندوهگین نمی شود.

    دنیا زندان مؤمن

    بی نهایت طلبی انسان، دنیا را برای او به زندان تبدیل می کند و طبق فرمایش ائمه در هیچ زندانی خیری وجود ندارد. پس در تقویت این دیدگاه که دنیا باشگاه است بکوشیم. دنیا محل گذر است و زندگی جاودانه ما از برزخ آغاز می گردد. انسان نمی بایست تمام هم و غم خود را برای آباد کردن بعد حیوانی خود صرف کند و کودک عزیز روان خود را فراموش نماید. در رحم دنیا می بایست خودمان را برای شرایط زیستی برزخ آماده کرده و با یقین به این موضوع، قلب خویش را به کانون آرامش متصل می نماییم.
    .....
    ادامه دارد


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    رنج دنیا، ثروت آخرت


    برخی از مشکلات را انسان با دست خود به وجود می آورد و برخی در اختیار انسان نیست؛ در هر دو حالت خداوند آن را به عنوان کفاره گناه و خوشی در آخرت برای انسان ذخیره می کند. درصد بالایی از توشه آخرت ما، رنج هایی است که در دنیا در اثر ابتلا به بیماری و مصیبت، شکست در مسائل خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی و ... ذخیره نموده ایم. سهم انسان ها از نعمت و بلا مساوی است پس اگر انسانی از نعمتی در دنیا بهره مند نشود معادل آخرتی آن برای او ثبت و در صورت بهره مندی از شیرینی دنیا، تلخی آخرت در انتظار اوست. کلام امیر مومنان علیه السلام کامل کننده این مژده است که می فرمایند: اگر چیزی در دنیا از دست دادی غصه نخور، زیرا به آخرت منتقل شده است.
    رنج دنیا، قرب الهی


    مهمترین اثر غم، نزدیکی به خداوند است و نهایت آمال انسان قرب الهی است.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    شناخت ریاضیات دنیا


    برای بدست آوردن هر چیزی می بایست بسیاری از چیزها را از دست بدهی، این ریاضیات دنیاست. نعمت های دنیا اکثرا با سختی به دست می آید و بیشترین هزینه که بابت آن می پردازیم، سرمایه عمر است. به عنوان مثال داشتن وسیله شخصی یک نعمت است ولی پس از بهره مندی از آن، دغدغه های نگهداری آن به سراغ انسان می آید. خسارت های جانی و مالی ناشی از تصادف، هزینه نگهداری و هزینه های جانبی، ...


    معصومین علیهم السلام بهترین الگو


    در روایات آمده اگر کسی در هنگام بروز مصیبت آخ بگوید اجر مصیبت را از دست داده است. پس به خاطر محرومیت از نعمتهای دنیا از خدا نا امید و رویگردان نشوید. انسان های زیرک همه داراییهایشان را به خدا می بخشیدند قبل از اینکه خداوند آنها را در ورطه آزمایش قرار دهد و در زمان آزمایش الهی بخشش، به اوج خود می رسید. تمام عاشوراییان و کسانی که راه آنان را ادامه دادند، مصداق انسان های زیرک می باشد. با مطالعه تاریخ متوجه می شوید که بیشترین غم دنیا برای بهترین انسانهای جهان بوده و تامل در این موضوع، تحمل غم های کوچک دنیایی را برای ما آسان می گرداند.

    .....
    ادامه دارد

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق


    گرفتاری و غصه دنیا را در ذهن نگهداری کنید و نگذارید به دل راه پیدا کند. خلوت دل، کان همایون خلوتی است. فضای دل مخصوص خداوند متعال، خانواده آسمانی، غیب، آخرت، ابدیت و فرشته های الهی است؛ پس با راه دادن غم به آن، فرصتهای عاشقی را از دست نداده و با گذشت از اشتباهات دیگران، این فرصت را به انسان ها هدیه نماییم.


    چگونه غصه دنیا را کمرنگ می شود؟


    دانستن نسبت انسان با خداوند و قرب به ایشان، غصه دنیا را کوچک می نماید. شناخت الله یک منشا بسیار قدرتمند برای تولید شادی و برطرف شدن غم هاست.

    والحمدلله رب العالمین

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۱/۱۰ در ساعت ۰۵:۱۰ دلیل: اصلاح فونت
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    نقش بلاها در رشد انسانی




    نقش بلاها در رشد انسانی

    نفس انسان، زمانی به حقیقت لا اله الا الله نزدیک می‌شود که بتواند در تمام سختی‌ها، شکست‌ها، فقدان‌ها و ... در کنار الله شاد و آرام زندگی کند. تنها دغدغه و مسئله مهم در تمام احوالات زندگی برای یک انسان حقیقی، فاصله نگرفتن از آغوش الله و کمرنگ نشدن ارتباطش با غیب است.
    ذاتِ دنیا را که باور کردی؛ از کنارش ساده می‌گذری!

    راه علمی درمان غم را به عنوان «شناخت ماهیّت دنیا» مورد بررسی قرار دادیم. آموختیم که ذات دنیا آمیخته با فراز و نشیب‌های گوناگون است و این محیط پرتضاد، لازمه دریافت اسماء الهی و قدرت‌های او توسط انسان است، به طوری که به آسانی می‌توان اقرار کرد که جز در محیط پرتضاد دنیا به عنوان باشگاه قدرتمند انسانی، اساساً حرکت به سوی تشبّه به الله امکان‌پذیر نخواهد بود. فراموش نکنیم که تمام ارتباطات زندگی ما، بخشی تمرینی در این باشگاه محسوب شده و انسان با ورود به هر ارتباطی، در حقیقت به یک محیط تمرینیِ جدید از این باشگاه وارد می‌شود و با برخورد به هر کدام از تضادهای دنیا، باید یک پله از نردبان انسانیت را به سوی الله بالا رود.

    نفس انسان، زمانی به حقیقت لا اله الا الله نزدیک می‌شود که بتواند در تمام سختی‌ها، شکست‌ها، فقدان‌ها و ... در کنار الله شاد و آرام زندگی کند. تنها دغدغه و مسئله مهم در تمام احوالات زندگی برای یک انسان حقیقی، فاصله نگرفتن از آغوش الله و کمرنگ نشدن ارتباطش با غیب است.

    سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبویی...

    او ذات دنیا را باور نموده است و آن را جایی برای راحتی و آسایش نمی‌داند. برای او دنیا، مسافرخانه‌ای است که قرار است روزگاری کوتاه در آن اسکان گزیده و به تمرین‌های انسانی و کسبِ دارایی‌های زندگیِ ابدی و حقیقی‌اش بپردازد. او آسایش را در بهشت می‌جوید و برای رسیدن به آن، از هیچ تلاشی در دنیا فروگذار نمی‌نماید.
    • راه حمله‌ی شیطان در هنگام هجوم مشکلات


    حضرت امیرالمؤمنین « صلوة الله علیه‌»، می‌فرمایند:
    «لا تُشعر قلبک الهمّ علی ما فات، فیشغلک عن الاستعداد بما هو آت.»

    برای آنچه که از دست داده‌ای، غم به دلت راه مده، چرا که تو را چنان مشغول می‌کند که از پرداختن به آینده‌ای که در راه است باز می‌مانی.

    آموختیم که تمام آنچه که از دست داده‌ایم (سلامت، قدرت، همسر، فرزند، مال، آبرو...) پس‌اندازی هستند برای ابدیت ما. و اگر کسی این حقیقت را باور نموده باشد، به راحتی فقدان‌هایش را تحمل می‌کند و یا حتی خود به استقبالِ این فقدان‌ها می‌رود. جانبازان و شهدا از نمونه‌های بارز این گروه‌اند که برای آبادانی ابدیت خود از جان و مال و اهلشان گذشتند. سلام پروردگار بر آنان باد... .


    ......


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....

    اما کسانی که ماهیت دنیا و آخرت را نشناخته‌اند، به تمام تعلقات دنیایی خود، به قدری دلبسته‌اند، که حتی فکر از دست دادن شان نیز برایشان فاجعه‌ای عظیم است.

    اما مهر خداوند به انسان ابدی است و برای پرورش او به سمت انسانیت، حتماً متعلقاتش را از او خواهند ستاند و پس‌اندازی برای زندگی ابدی‌اش قرار خواهد داد.






    غصه‌ی از دست رفته‌ها، نه تنها صدمات بزرگ روحی و ایمانی بر شخص وارد نموده و حیثیت انسانی‌اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، بلکه دنیای او را نیز تخریب

    نموده و با ناآرامی و غم همراه می‌سازد. یکی از حربه‌های شیطان برای کسانی که به فقدان، شکست، مشکل و ... مبتلا شده‌اند آن است که ذهن‌شان را معطوف

    آینده‌ای تاریک و مبهم ساخته و آنان را به اضطراب و ترس از آینده مبتلا می‌سازد، به طوری که دیگر حوصله و توان آخرت‌سازی را نداشته و از این مهم باز می‌مانند.






    حتی شیطان در حمله‌ی از عقب نیز با مرور کینه‌ها و کدورت‌ها، شکست‌ها و گناهان انسان در گذشته، زمانِ حالِ او را نیز، معطوف گذشته‌ها نموده و نه تنها آرامش و شادی را در زمان حال از او سلب می‌کند، بلکه تمامِ آینده او را به تباهی می‌کشاند.

    باید هوشیار باشیم که گرفتاری‌ها و مشکلات گوناگون را در گوشه‌ای از ذهنمان نگه داشته و از ورود آن‌ها به قلبمان ممانعت کنیم. قلب ما باید همیشه برای ارتباط با

    غیب خالیِ خالیِ خالی باقی بماند... قلبی که با غیب آرام است، مسائل ذهنش را آسان‌تر و زیباتر حل خواهد کرد.







    • نقش بلاها در رشد انسانی



    از خاطر نبریم که در ماهیت متغیر دنیا، هیچ چیز ماندگار نیست، همه می‌آیند که روزی بروند. دلی که مشغول امور ناپایدار دنیاست از سعادت جاودانه باز می‌ماند. اگر مصیبت رسید، فقط تلخی آن را سرنکشیم، بلکه به پاداشی بیندیشیم که قرار است به یُمن هجوم غصه‌ها و تلخی‌ها روزیمان گردد. اگر بدانیم که خداوند به وسیله بلاهایی که بر ما وارد می‌کند، چه نقشه‌های عظیمی برای رشدمان کشیده است، آنها را به آسانی در آغوش خواهیم کشید:


    امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند:


    «انّ الله لیغذی عبده المؤمن بالبلاء، کما تغذّی الوالده ولدها بالّلبن».


    همانا خداوند بنده‌ی مؤمن خود را با بلا تغذیه می‌کند، همانگونه که مادر، فرزندش را با شیر تغذیه می‌کند.





    خداوند بلاها را از دریچه‌ی رحمت بی‌نهایت خود بر ما وارد می‌کند، چرا که بدون قرار گرفتن در معرض بلاها، اساساً خروج از پوسته‌ی حیوانیت و قد کشیدن به سوی نور ممکن نخواهد بود.






    • تنها غم مجاز برای ورود به قلب




    حضرت علی «علیه‌السلام»:


    «ودع ما فاتک من الدّنیا فلا تکثر علیه حُزنا و ما أصابک منها، فلا تنعم به سرورا، و لیکن همّک فیما بعد الموت والسلام».



    هر آنچه که از دنیا از دستت رفته است را رها کن و برای آن زیاد غمگین مشو و اگر بهره‌ای از دنیا به تو رسید، زیاد سرمست نشو. باید تمام همّت تو صرف بعد از

    مرگت شود... تمام.





    حضرت علی «علیه‌السلام»، تنها یک دغدغه را برای قلب مجاز می‌داند:

    ماجراهای بعد از مرگ و دیگر هیچ.



    ختم روایت با کلمه والسلام نشان می‌دهد که جز این مشغله، مشغله دیگری برای قلب جایز نیست؛ این کلمه، ذهن ما را به سوی بیتی معروف معطوف می‌سازد؛


    در خانه اگر کس است

    *************************یک حرف بس است...





    والحمدلله رب العالمین


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    واکنش صحیح در مواجهه با انتقادات و نکوهش‌های دیگران




    همه ما برای ارزیابی نفسمان نیازمند آئینه‌ای هستیم که بتوانیم چهره‌ی حقیقی‌ باطن خود را در آن شناسایی کنیم. امام باقر «علیه السلام» در این روایت، قرآن را به عنوان آیینه‌ای برای ارزیابی رشد

    نفس و حرکت به سوی الله می‌داند. فراموش نکنیم که حرکت به سمت ابدیت یک حرکت حقیقی است و اعتباریاتِ دیگر، هیچ تأثیری در این حرکت ندارند.




    • واکنش صحیح در مواجهه با انتقادات و نکوهش‌های دیگران



    اگر مورد ستایش قرار گرفتی، شاد شو و اگر نکوهش شدی بی‌تابی مکن و درباره آنچه که پیرامون تو گفته‌اند، خوب بیندیش. اگر آنچه که گفته‌اند در تو وجود دارد، غمگین مشو، چرا که مصیبت افتادنت از چشم خداوند به سبب خشمناک شدنت از حقیقت، بزرگتر از مصیبت افتادنت از چشم مردم است که از آن هراسانی؛ و اگر خلافِ آنچه که گفته‌اند هستی، این خود ثوابی است که بی‌رنج به دست آورده‌ای.

    تو هرگز نمی‌توانی یاور ما باشی تا اینکه اگر همه اهل شهر جمع شدند و گفتند تو آدم بدی هستی، ناراحت نشوی و اگر گفتند تو انسان خوبی هستی خوشحال نگردی.


    بخش دوم:


    «ولکن أعرض نفسک علی کتاب الله، فان کنت سالکاً سبیلهُ، زاهداً فی تزهیده، راغباً فی ترغیبه، خائفاً فی تخفیفه، فاثبت و أبشر و إن کنت مبائنهً للقرآن، فماذا الذی یغرّک من نفسک»

    سپس خودت را به کتاب خداوند عرضه کن، اگر واقعاً در حال طی مسیر الله هستی و رغبتی در مورد آنچه که خداوند بی‌ارزش می‌داند نداری و رغبتت به چیزهایی است که از نظر خداوند ارزشمند است و از آنچه که خداوند می‌ترساندت، به حق می‌ترسی، پایدار باش و خوشحال. و اگر با قرآن در مغایرت هستی، چرا به نفس خودت مغروری؟ (به چه چیز خودت می‌نازی؟)


    - همه ما برای ارزیابی نفسمان نیازمند آئینه‌ای هستیم که بتوانیم چهره‌ی حقیقی‌ باطن خود را در آن شناسایی کنیم. اما باقر «علیه السلام» در این روایت، قرآن را به عنوان آیینه‌ای برای ارزیابی رشد نفس و حرکت به سوی الله می‌داند. فراموش نکنیم که حرکت به سمت ابدیت یک حرکت حقیقی است و اعتباریاتِ دیگر، هیچ تأثیری در این حرکت ندارند.

    به عنوان مثال سرزنش‌ها و یا تمجیدهای دیگران در این حرکت فاقد ارزش بوده و آنچه که در این میان مهم است. نوع نگاهی است که خداوند در این حرکت به ما دارد.



    علاقه به گناه و تنفر از شعائر الهی نشان می‌دهد که حرکت انسان در مسیر الله، حرکتی صحیح و رو به رشد نیست. بالعکس احترام و علاقه به شعائر الهی و هر آنچه که رنگ و بوی الله را دارد، حاکی از آن است که انسان در مسیری صحیح و مستقیم به سوی الله در حرکت است.

    حال اگر انسان با نگریستن در آئینه قرآن به این نتیجه مبارک برسد که حرکت او حقیقتاً به سمت الله صحیح می‌باشد، دیگر نظرات دیگران چه ارزشی در جهت‌دهی به حرکت او خواهد داشت؟ پایدار ماندن در این مسیر و دلخوش بودن به این حرکت مبارک، صحنه‌ی زیبایی است که امام باقر «علیه‌السلام» برای چنین فردی ترسیم نموده است.



    اگر دور شدن از الله و خانواده آسمانی اتفاقی است که در لابه‌لای حرکت انسان در حال وقوع است، دیگر برای این فرد، سرمایه‌ای برای مغرور شدن وجود ندارد که با انتقادات دیگران، دچار ناراحتی و غمزدگی گردد.





    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .......


    • مصیبت حقیقی از نگاه پیامبر رحمت



    نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: هرگاه به مصیبتی دچار شدید، مصیبت از دست دادن مرا به یاد آورید. تا تحمل مصائب دیگر بر شما آسان گردد.


    آیا مصیبت فقدان پیامبر و یا مصیبت‌های خانواده آسمانی‌مان در نگاه ما آنقدر عظیم هست که سبب فراموشیِ مصیبت‌های دیگر گردد؟


    این فرمایش پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم» در حقیقت تعیین قیمت حقیقی ما در مقیاس اصالت انسانی‌مان است. ایشان حیطه مصیبت‌های ما را تنها در دایره بخش انسانی‌مان تعریف نموده

    و یا تنها مصیبت‌های انسانی را ارزشمند و معتبر می‌دانند.



    از نگاه نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» مصیبت‌های دنیایی، اساساً مصیبت به شمار نمی‌آیند. چرا که هم کفاره گناهانِ انسانند و هم در رشد و سازندگیِ او مؤثرند، به نحوی که مقدمات جذبِ

    اسماء الهی را در نفس فراهم می‌آورند.



    مصیبت حقیقی، مصیبتی است که نفس انسان، قلب او و جاودانگی و ابدیتش را به مخاطره می‌افکند.


    از دست دادن پیامبر و انقطاع وحی، مصیبت عظیمی است که تنها بخش انسانی قادر به درک آن خواهد بود. در زیارت روز شنبه آمده است:


    «اُحبنا بک یا حبیب قلوبنا، فما أعظم المصیبه بک، حیث انقطع عنا الوحی و حیث فقدناک، فإنّا لله و إنّا إلیه راجعون»


    این ادبیات گفتگو، تنها ادبیاتِ یک انسان حقیقی با اصل و ریشه خویش است. تنها کسانی قادرند با این ادبیات سخن بگویند که عضویت در خانواده محمد و آلش «صلی الله علیه و آله و سلم» را پذیرفته

    باشند و بزرگترین مسئله و مصیبت عمرشان، فقدان متخصص معصوم در زندگی‌شان باشد. یک انسان حقیقی است که خونخواهی حسین «علیه‌السلام» آرزوی حقیقی و تنها دغدغه روزهای عمرش می‌باشد.



    مصیبت فقدان پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم»، یک مصیبت حقیقی برای گروهی است که بخش فوق عقلانی فعال داشته و با تمام وجود، نیاز به یک مربی کارآزموده را برای رشد این بخش درک می‌نمایند. برای آنان، دنیا بدون متخصص معصوم چونان دانشگاهی بدون استاد، فاقد ارزش و اعتبار است. چرا که اساساً هدف از زندگی در باشگاه دنیا رسیدن به باطن انسانی و تشبّه به الله برای رسیدن به سعادت جاودانه است و این باشگاه، بدون استاد ره به جایی نخواهد برد.


    مصیبت حقیقی برای یک انسان حقیقی فقدان امام معصومی است که می‌تواند او را تا مقام خلیفه الهی بالا ببرد. قلب چنین انسانی آنقدر مشغول چنین مصیبتی است که فقدان‌های دنیایی اساساً آزارش نخواهد داد.


    او از لابه‌لای تمام روابط و رفتارهایش به دنبال تحقق دغدغه اساسی‌اش می‌باشد. برای او همه چیز رنگ آسمان دارد، رنگ دلتنگی پدر، رنگ دوری از آغوش خانواده آسمانی و ...


    اما همین انسان، خود را با جمله «إنا لله و إنا إلیه راجعون» تسکین داده و به امید روزی که به آغوش خانواده‌اش باز می‌گردد، زندگی و حرکتش را ادامه می‌دهد.


    توجه به این نکته که همه ما از آنِ خداییم و به سوی او باز می‌گردیم، چنان احساس امنیتی برای انسان به ارمغان می‌آورد که هرگز احساس بی‌پناهی و بی‌کسی،

    جای آن را نخواهد گرفت.

    این جمله معجزه‌انگیز، شادترین، امیدوارکننده‌ترین و شادی‌آورترین آیه، از آیات قرآن است که سبب قوت قلب و احساس قدرت در مؤمنین می‌گردد.



    والحمدلله رب العالمین

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    کارخانه تبدیل غم به شادی در نفس مؤمن





    اگر نوع دغدغه‌های کسی، از نوع دغدغه‌های خدا و خانواده آسمانی‌اش بود، علامتِ قیمتی شدنِ قلب او بوده و نشان می‌دهد که از غصه‌های بخش‌های پایین‌تر رها شده است.





    غم های شادی آفرین



    • کارخانه تبدیل غم به شادی در نفس مؤمن



    نفس مؤمن در حالت طبیعی، شاد، آرام و قدرتمند است. هرگاه مؤمنی شادی و آرامشش را از دست داده و غمگین شد. علامتِ آن است که نفس او از حالتِ طبیعی خارج گشته است؛ «الحُزن مرض النفس» غم بیماریِ نفس است.


    بنابراین، درک این مسئله، توجیه روایت پیامبر (من بکا علی الدنیا دخل النار) را بسیار آسان می‌سازد؛ کسی که دنیا (کمالات چهاربخش پایینی) بتواند او را تحقیر کرده و یا به هیجانات و تلاطمات روحی مثل احساس سردرگمی، پوچی، خودکم‌بینی، عصبانیت و ... مبتلا کند. نشان می‌دهد که نفس او حتماً فاقد شرایط طبیعی (بهشتی) بوده و گرفتار بیماری (جهنم) است.


    فرهنگ اسلام، تنها غمهایی را مجاز می‌داند که بتوانند شادی آفرین باشند. اساساً مؤمن در حالتِ طبیعی مجهز به اسم شریف مبدّل است و می‌تواند غم‌ها را دریافت کرده و به شادی تبدیل نماید، همانگونه که آنقدر قدرتمند است که اگر به گناهی آلوده گشت، سریعاً آن را به حسنه تبدیل نمایند؛ (اولئک یبدّل الله سیّئاتهم، حسنات) (سوره فرقان آیه ۷۰)


    تجهیز مؤمن به اسم مبدّل، که به جای غصه خوردن از انجام یک گناه، از آن به عنوان یک سوخت برای اوج گرفتن استفاده نموده و به سرعت آن را به نور تبدیل نماید. فراموش نکنیم که گناهان گذشته را هم شیاطین برای انسان یادآوری می‌کنند و هم فرشتگان. هدف فرشتگان از یادآوری گناه، آشتی دوباره مؤمن و جبرانِ آن است. اما شیاطین گذشته‌های گناه آلود، کدورت بار و خاطرات شکست‌ها را برای تولید احساس ناپاکی، آلودگی و بدبختی برای انسان مرور می‌کنند و با تولید همین احساسها، او را آرام آرام از خداوند دور می‌نمایند.


    مؤمن به سبب تجهیز به اسم مبدّل، سریعاً از امداد فرشتگان برای آشتی و نور استفاده نموده و اصلاً تن به پذیرفتنِ احساساتِ تحقیرکننده و غم‌زای شیاطین نمی‌دهد.


    و به طور کلی، دریافتِ اسم مبدّل، سبب می‌شود که مؤمن «براحتی» از تمام شرایط ناپسند (مشکلات، فقدان‌ها، گناهان، شکست‌ها، کدورت‌ها و ...) در جهت تولید آرامش و شادی و تشبّه به الله استفاده نماید و در هیچ شرایطی از آغوش خداوند فاصله نیافته و از سرعت و سبقت او کم نشود. حتی در زمانی که توفیق عبادت و خدمت بیشتر می‌یابد. کاملاً مراقب حملات از سمت راست شیطان هست تا مبتلا به عُجب، خودبرتربینی و منت نشده و از بندگانِ خداوند فاصله نگیرد.



    • غم‌ها؛ عواملی برای سقوط یا اوج؟!



    غم برای مؤمنی که پشتوانه‌هایی چون الله، خانواده آسمانی، غیب و ... دارد، یک بیماری شرم‌آور است. او خوب می‌فهمد به میزان غمی که برای کمالات بخش‌های پایینی متحمل می‌گردد، از باطن انسانی فاصله گرفته و سقوط می‌کند. تنها غمهای فوق عقلانی که باطن شادی‌آوری دارند، می‌توانند سرعت بخش و سبقت دهنده مؤمن در حرکت او به سمت ابدیت باشند. اشکی که انسان در هنگام ارتباط با غیب می‌ریزد، اشکی سرد و انبساط دهنده و شادکننده‌ی اوست. فراموش نکنیم که نوع غصه ها و اشک‌های ما تعیین کنندگان نهایی قیمتِ واقعی ما هستند. درست در لحظه‌ای که برای موضوعی به غصه و اشک می‌افتیم، به تناسبِ آن موضوع، در سطح قیمتِ انسانی خود سقوط نموده و یا اوج می‌گیریم.


    ......


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .......

    • غم‌ها و شادی‌ها؛ معرّفِ میزانِ دارایی انسان



    گفتیم که غم، حالتی است که از فقدان چیزی در انسان به وجود می‌آید و شادی، حالتی است که در اثر داشتن چیزی در انسان تولید می‌شود. اما نکته بسیار مهم

    آن است که غم‌ها و شادی‌ها امری حقیقی اند و بدون رسیدن به یک مرحله از دارایی که مربوط به آن غم و یا شادی می‌باشند، تولید نمی‌شوند.



    بنابراین اگر انسان نمی‌تواند از موضوعات نشاط‌آوری مثل الله و تجلی‌های کامل او لذت برده و با آنها شاد باشد، نشانه آن است که بخشِ مربوط به دریافتِ لذتِ از الله

    در او که همان بخش فوق عقلانی است، هنوز فعال نشده است.

    درست مانند کودکی که هنوز به بلوغ جنسی نرسیده و بخش لذات جنسی در او فعال نشده است و نمی‌تواند از جنس مخالفِ خود لذت ببرد. اگر کسی به لذت

    بهره‌برداری از الله و اُنسِ با او نرسیده است، می‌توان دریافت که بخش فوق ِعقلانی در او فعال نشده است.

    بنابراین نمی‌توان او را به لذت بردن از معنویات، توصیه کرد، چرا که اساساً حرف‌های ما را درک نخواهد کرد. اگر کسی بعد از ۵۰ سال عبادت، هنوز هم نمی‌تواند از

    نماز لذت برده و به شادی برسد، یعنی هنوز به بلوغِ انسانی نرسیده است.




    • غصه‌هایِ شرافت دهنده



    یکی از عوامل رشد دهنده انسان که می‌تواند به او شرافت بخشیده و قیمتش را بالا برد، غصه‌های فوق عقلانی است. اما همانگونه که آموختیم، این غصه‌ها بعد از

    بلوغ بخش فوق عقلانی در انسان ایجاد می‌گردد.

    درست در زمانی که او کاملاً درک می‌کند که همراه نبودنش با غیب چقدر می‌تواند برایش خطرناک باشد. برای چنین انسانی، عدم بهره‌برداری و لذت از الله و خانواده

    آسمانی، نوعی بی‌آبرویی محسوبمی‌شود.

    او تمام ثروت خود را تعداد اسم‌هایی می‌داند که از الله دریافت نموده است. چرا که او اساساً در زندگی به دنبال چیز دیگری جز کسب اسماءالله نبوده است. این

    رغبت و شوق، همان ثروتِ قیمت دهنده انسانهاست.




    ......

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود