جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسلام آوردن یک نفر بهتر از شتران سرخ موی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اسلام آوردن یک نفر بهتر از شتران سرخ موی




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و صلوات بر پیامبر و خاندان پاکش


    از مدیر محترم سایت عذر خواهی می کنم اگر اشتباهی پست ایجاد کردم
    اگر پست را اشتباهی ایجاد کردم لطفاً راهنمایی بفرمایید که کجا پست بذارم



    من امروز عضو سایت شدم و احتمالاً هر روز نیاز داشته باشم دوستان کمکم کن، انشاءالله خداوند اجرتون رو هم میده


    من چند روزی هست که دارم روی نامه رهبرم کار میکنم
    #Letter4U
    من این نامه رو برای خیلی ها فرستادم
    داخل سایتهای هم عضو شدم که 99% از اونها برادران اهل سنت هستند
    و اکثریت اونها رهیافتگان به اسلام هستند
    این نامه رو بهمراه یک کلیپ بسیار زیبا از علی فانی گذاشتم
    ولی جز 2-3 نفر کسی جواب نمیداد

    نفر سوم باعث خیر شد و گفت که شما شیعه ها همیشه غمگین هستید و ما سنی ها خندان
    تازه فهمیدم که به همین دلیل هست که جواب من رو نمیدن
    حالا میخوام برای شروع با همین دوستمون کار کنم
    و غرض از مزاحمت برای سایت شما اینکه احتمالاً چند وقت یکبار دنبال حدیثی بگردم که سند داشته باشه و اگر امکانش باشه آدرسی هم توی کتب اهل سنت داشته باشه



    برای شروع این حدیثی که می فرمایند: اگر یک نفر را به اسلام دعوت کنی انگار کل جهان رو به اسلام دعوت کردی رو میخوام
    میدونم اشتباه نوشتم، برای همین توی گوگل هم پیداش نکردم لطفاً راهنمایی بفرمایید






    با احترام فراوان مسلم

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    اسلام آوردن یک نفر بهتر از شتران سرخ موی







    کارشناس بحث: استاد صدرا

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    اسلام آوردن یک نفر بهتر از شتران سرخ موی

  5. تشکرها 4


  6. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    1) خدای متعال در قرآن کریم اجابت نمودن دستورات پیامبر صلی الله علیه وآله را موجب حیات بخشی می داند:«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»؛[1] اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏ خواند كه شما را حيات مى ‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏ شود، و همه شما (در قيامت) نزد او گردآورى مى‏ شويد!

    ودر سوره ی مائده می فرماید:
    «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»؛[2]به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند.

    لذا بر اساس این آیات می توان گفت:

    از آنجا که حقیقت اسلام حیات طیبه و راهیابی به مبدا نور است، هر کس که شخصی را مسلمان سازد؛‌ گویا به همه ی انسانها حیات بخشیده است.



    [1] .الانفال،‌24.
    [2] .المائده،32.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  7. تشکرها 2


  8. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2) در روایات ظاهرا روایتی با این الفاظ نداریم که اگر شخصی را مسلمان سازی، گویا همه را مسلمان نموده ای؛ آنچه در روایات اسلامی موجود است حدیث رایت(پرچم) می باشد که ما به بیان آن می پردازیم.

    3) حدیث رایت(پرچم)، یکی از افتخارات منحصر به فرد حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام می باشد. زیرا پیامبر اکرم در این حدیث بیان فرمودند که من پرچم را بدست کسی خواهم سپرد که کرّار و حمله کننده ای است که فرار از جنگ در قاموس وی جای نخواهد داشت. کسی که خدا و رسولش وی را دوست می دارند و او نیز خدا و رسول صلی الله علیه وآله و سلم را دوست می دارد. در اینجا بود که نفسها در سینه حبس گردیده بود و همه در انتظار بیان آنحضرت بودند که به ناگاه این کلام از دهان مبارک آنحضرت صادر گردید که علی کجاست...

    و به هنگامی که آنحضرت را عازم میدان نمود به ایشان فرمود: « فَوَاللَّهِ لأَنْ يَهْدِىَ اللَّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَمِ »؛ بخدا سوگند! هرآينه اگر يك نفر به وسيله تو هدايت شود- يا اين كه خداوند به وسيله تو هدايت كند- بهتر است از اين كه مالك شتران‏ سرخ‏فام باشى.

    این حدیث همه ی صاحبان کتب جوامع روایی اهل سنت از بخاری و مسلم[1] و احمدبن حنبل[2] ودیگران و همه ی صاحبان کتب مناقب ذکر نموده اند.

    بخاری این روایت را در چهار باب از کتاب صحیح خویش آورده است:

    1) بَابُ دُعَاءِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ النَّاسَ إِلَى الإِسْلاَمِ وَالنُّبُوَّةِ،ح:2942، دار طوق النجاة.

    2) بَابُ فَضْلِ مَنْ أَسْلَمَ عَلَى يَدَيْهِ رَجُلٌ، ح:3009، دار طوق النجاة.

    3) بَابُ مَنَاقِبِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ القُرَشِيِّ الهَاشِمِيِّ أَبِي الحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، ح:3701، دار طوق النجاة.

    4) بَابُ غَزْوَةِ خَيْبَرَ، ح:4210، دار طوق النجاة.


    4) سبط بن الجوزی(م:654هـ)حنفی، کتابی با عنوان:«تذکرة‌الخواص»،‌ نوشته که یکی از کتب مناقب عترت علیهم السلام به شمار می آید وی در کتاب خویش این حدیث را به تفصیل از کتب روایی بیان نموده و ما این روایت را به نقل وی ذکر می نمائیم:

    «احمد در مسند[3] گويد: محمد بن جعفر از شعبة، به نقل از حكم و او از قول مصعب بن سعد اين حديث را نقل كرده است، و بخارى و مسلم در صحيح خود آن را نقل كرده‏اند و در اين كه ناقل حديث، سهل بن سعد است اتّفاق نظر دارند، مى‏ گويد:

    در جنگ خيبر رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «بى ترديد فردا اين پرچم را به دست مردى خواهم داد كه او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مى ‏دارند، خداوند به دست او فتح را نصيب ما مى‏ كند».


    مردم آن شب را بيدار خوابى كشيدند و نگران بودند كه پرچم را به كدام يك از ايشان خواهد داد بامدادان به خدمت پيامبر صلی الله علیه وآله رسيدند و هر كدام اميدوار بودند كه پرچم به او داده شود! پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «على‏ بن ابى طالب كجاست؟» عرض كردند: او به چشم درد مبتلاست- يا چشمانش ناراحت است- فرمود: «كسى را در پى او بفرستيد» على علیه السلام حاضر شد.

    پيامبر صلی الله علیه وآله از آب دهانش به چشمان او ماليد و دعا كرد، درد چشمش بهبود يافت به گونه‏ اى كه گويى هيچ دردى نداشته است، پيامبر صلی الله علیه وآله پرچم را به او داد، عرض كرد: «يا رسول اللّه! بر چه محورى با ايشان بجنگم؟». پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «سربازانت را بفرست تا وارد محيط آنها شوند سپس آنها را به اسلام‏ دعوت كن و آنها را از حق واجبى كه خداوند بر گردنشان دارد مطّلع گردان، قسم به خدايى كه جان من در قبضه قدرت اوست هرآينه اگر يك نفر به وسيله تو هدايت شود- يا اين كه خداوند به وسيله تو هدايت كند- بهتر است از اين كه مالك شتران‏ سرخ‏فام باشى».

    و در روايتى آمده است كه على علیه السلام پرسيد: «يا رسول اللّه! آيا من با ايشان بجنگم تا اينكه مانند ما (مسلمان) شوند؟» رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «در ناحيه ی ايشان فرود آى و بر آنها اسلام را گوشزد كن!».

    مسلم (در صحيح خود مى‏ گويد) عمر بن خطاب آن روز گفت: هيچ وقت فرماندهى را دوست نداشتم مگر امروز! نگاهى به پرچم كردم كه شايد به من واگذارند، رسول خدا صلی الله علیه وآله على علیه السلام را صدا كرد و پرچم را به او داد و فرمود: «برو تا اين كه خدا به دست تو فتح را نصيب ما كند و به چيزى توجه مكن!»

    «قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: مَا أَحْبَبْتُ الْإِمَارَةَ إِلَّا يَوْمَئِذٍ، قَالَ فَتَسَاوَرْتُ لَهَا رَجَاءَ أَنْ أُدْعَى لَهَا، قَالَ فَدَعَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ، فَأَعْطَاهُ إِيَّاهَا، وَقَالَ: «امْشِ، وَلَا تَلْتَفِتْ، حَتَّى يَفْتَحَ اللهُ عَلَيْكَ» قَالَ فَسَارَ عَلِيٌّ شَيْئًا ثُمَّ وَقَفَ وَلَمْ يَلْتَفِتْ، فَصَرَخَ: يَا رَسُولَ اللهِ عَلَى مَاذَا أُقَاتِلُ النَّاسَ؟ قَالَ: «قَاتِلْهُمْ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ فَقَدْ مَنَعُوا مِنْكَ دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ، إِلَّا بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ»[4]

    پس على علیه السلام اندكى پيش رفت سپس توقّف كرد و به هيچ چيز توجه نداشت و صدا زد: «يا رسول اللّه! بر چه محورى با ايشان بجنگم؟» فرمود: «تا وقتى كه گواهى دهند بر اين كه خدايى جز خداى يكتا نيست و اين كه محمد رسول خداست و هرگاه چنين گواهى دادند در حقيقت خون و مالشان را به حق از تو بازداشته ‏اند و حسابشان با خداست».

    پيامبر صلی الله علیه وآله در اين حديث از آن جهت به شتران سرخ ‏فام مثل زده است كه اين نوع شتران از گران‏بهاترين اموال عرب است. و اين كه على علیه السلام به چيزى توجه نداشت به خاطر فرمانبردارى از رسول خدا صلی الله علیه وآله و انجام ادب و مبادا دستور رسول خدا را اجرا نكرده، برگردد.

    احمد بن حنبل اين حديث را در كتاب الفضائل[5] نقل كرده و افزوده است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله پرچم را به دست گرفته و آنرا تكان داد سپس فرمود: «كيست كه اين پرچم را بگيرد و حقّش را ادا كند؟» يكى گفت: من! فرمود: «برو!» بعد ديگرى آمد و گفت: من فرمود: «دور شو!» اين عمل را با چند تن تكرار كرد، آنگاه فرمود: «سوگند به خدايى كه محمد را كرامت بخشيده است پرچم را به مردى خواهم داد كه از نبرد با دشمنان فرار نمى ‏كند (رو به على كرد و فرمود) يا على پيش بيا». سپس پرچم را به على مرحمت كرد و خداوند خيبر را به دست او گشود.

    در روايتى على علیه السلام در حالى به حضور پيامبر آمد كه درد چشم بود به نحوى كه جاى پاهايش را نمى ديد. على علیه السلام مى‏گويد: «پس از روزى كه رسول خدا صلی الله علیه وآله براى من دعا كرد، چشمم درد نگرفت و ناراحتى سرما و گرما را هرگز احساس نكردم»، بدين جهت لباس تابستانى را زمستان و لباس زمستانى را در تابستان مى‏ پوشيد.[6].[7]

    موفق باشید.




    [1] . صحیح مسلم، باب مِنْ فَضَائِلِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ علیه السلام،‌ح: 6376، دار الجيل بيروت + دار الأفاق الجديدة ـ بيروت:«حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ - يَعْنِى ابْنَ أَبِى حَازِمٍ - عَنْ أَبِى حَازِمٍ عَنْ سَهْلٍ ح وَحَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ - وَاللَّفْظُ هَذَا - حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ - يَعْنِى ابْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ - عَنْ أَبِى حَازِمٍ أَخْبَرَنِى سَهْلُ بْنُ سَعْدٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ يَوْمَ خَيْبَرَ « لأُعْطِيَنَّ هَذِهِ الرَّايَةَ رَجُلاً يَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ». قَالَ فَبَاتَ النَّاسُ يَدُوكُونَ لَيْلَتَهُمْ أَيُّهُمْ يُعْطَاهَا - قَالَ - فَلَمَّا أَصْبَحَ النَّاسُ غَدَوْا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- كُلُّهُمْ يَرْجُونَ أَنْ يُعْطَاهَا فَقَالَ « أَيْنَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ ». فَقَالُوا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ يَشْتَكِى عَيْنَيْهِ - قَالَ - فَأَرْسَلُوا إِلَيْهِ فَأُتِىَ بِهِ فَبَصَقَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فِى عَيْنَيْهِ وَدَعَا لَهُ فَبَرَأَ حَتَّى كَأَنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ وَجَعٌ فَأَعْطَاهُ الرَّايَةَ فَقَالَ عَلِىٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ أُقَاتِلُهُمْ حَتَّى يَكُونُوا مِثْلَنَا. فَقَالَ « انْفُذْ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى تَنْزِلَ بِسَاحَتِهِمْ ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الإِسْلاَمِ وَأَخْبِرْهُمْ بِمَا يَجِبُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِيهِ فَوَاللَّهِ لأَنْ يَهْدِىَ اللَّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَمِ ».

    [2] . مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، ح:22872، مؤسسة قرطبة – القاهرة:« حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا قتيبة بن سعيد ثنا يعقوب بن عبد الرحمن عن أبي حازم أخبرني سهل بن سعد : أن رسول الله صلى الله عليه و سلم قال يوم خيبر لأعطين هذه الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله قال فبات الناس يدوكون ليلتهم أيهم يعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله صلى الله عليه و سلم كلهم يرجو أن يعطاها فقال أين علي بن أبي طالب فقال هو يا رسول الله يشتكي عينيه قال فأرسلوا إليه فأتى به فبصق رسول الله صلى الله عليه و سلم في عينيه ودعا له فبرأ حتى كان لم يكن به وجع فأعطاه الراية فقال علي يا رسول الله أقاتلهم حتى يكونوا مثلنا فقال انفذ على رسلك حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الإسلام وأخبرهم بما يجب عليهم من حق الله فيه فوالله لأن يهدي الله بك رجلا واحدا خير لك من أن يكون لك حمر النعم .تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده صحيح على شرط الشيخين».

    [3] . مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، ح:22872، مؤسسة قرطبة – القاهرة.

    [4] . صحیح مسلم، باب مِنْ فَضَائِلِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ علیه السلام،‌ح: 6375، دار الجيل بيروت + دار الأفاق الجديدة ـ بيروت.

    [5] . مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، ح:19817 ، مؤسسة قرطبة – القاهرة:«... ان رسول الله صلى الله عليه و سلم أخذ الراية فهزها ثم قال من يأخذها بحقها فجاء فلان فقال أنا قال أمط ثم جاء رجل فقال أمط ثم قال النبي صلى الله عليه و سلم والذي كرم وجه محمد لأعطينها رجلا لا يفر هاك يا علي فانطلق حتى فتح الله عليه خيبر وفدك وجاء بعجوتهما وقديدهما قال مصعب بعجوتها وقديدها ».

    [6] . مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، ح:778، مؤسسة قرطبة – القاهرة:«حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا وكيع عن بن أبي ليلى عن المنهال عن عبد الرحمن بن أبي ليلى قال كان أبي يسمر مع على وكان على يلبس ثياب الصيف في الشتاء وثياب الشتاء في الصيف فقيل له لو سألته فسأله فقال : ان رسول الله صلى الله عليه و سلم بعث إلى وأنا أرمد العين يوم خيبر فقلت يا رسول الله انى ارمد العين قال فتفل في عيني وقال اللهم اذهب عنه الحر والبرد فما وجدت حرا ولا بردا منذ يومئذ وقال لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله ليس بفرار فتشرف لها أصحاب النبي صلى الله عليه و سلم فأعطانيها».

    [7] .تذکرة الخواص، العلامة سبط بن الجوزی، ص51، ذوی القربی.

    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  9. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود