صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انسان یک جبر کامل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انسان یک جبر کامل




    بازی SIMS رو بازی کردید؟

    ما دقیقا هموناییم.
    هیچیمون دسته خودمون نیست .
    اتقاقات رو خدا برامون میاره.
    حوادث هارو خدا برامون میاره.
    زندگی ، مرگ ، مریضی همش رو خدا میاره
    .
    تو sims وقتی آدمارو ول می کنیم میرن کار خودشون رو انجام میدن ، اما اگه ما نخوایم که اون کارو انجام بدن سریع اونهارو منصرف می کنیم. دقیقا ما در اون بازی خدا هستیم و بقیه آدمهان.
    خوب زندگی کردن سخته .. اما مردن آسونه ... خیلی آسونه

    _____________

    انجمن موسیقی ایرانیان
    _____________________


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست گرامی
    زندگی و مهلت دنیا مهلتی استثنایی است که خداوند به انضمام یکسری از امکانات به انسانها عطا می کند تا خود را در این آزمون دنیا بیازمایند .
    بر اساس روایات معتبر از معصومین (ع) نه جبر مطلق است و نه تفویض محض .
    خداوند انسان را خلق کرد و برنامه زندگی و راه سعادت و شقاوت برای او قرار داد ه است و بر اساس اختیاری که به انسان در محدوده زندگی دنیا عنایت کرده بهترین عمل را در شرایط مختلف زندگی از او خواسته است ، مهم این است که در بیماری و سلامت ، در فقر و ثروت با اختیاری که داریم بهترین و صحصح ترین کاری که می توانیم انجام دهیم را بر گزینیم و دقیقا به دلیل همین اختیار است که از انسان حساب خواهد کشید و گرنه در صورت مجبور بودن ، مواخذه انسان بدور از عدالت است .

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من فکر نمی کنم این طور باشه
    خوب زندگی کردن سخته .. اما مردن آسونه ... خیلی آسونه

    _____________

    انجمن موسیقی ایرانیان
    _____________________


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم :
    از جناب mahyat بابت پاسخ جامع و کاملشان نهایت تشکر را دارم، دقیقاً همین است نه جبر کامل و نه اختیار محض.
    چیزی بین آن :
    ببینید یک مثال ساده، ما میتوانیم در اینجا ننویسیم، در همان حال اگر بخواهیم هم مینویسیم، اگر اگر دست داشته باشیم، اگر علم داشته باشیم، اگر مجال باشد، اگر ...
    می بینید، این دست ما نیست که دست داشته باشیم یا نه، اما این دست ما هست که علم داشته باشیم و جاهل به امور نباشیم.
    اما مهم چیز دیگری است، ما وطایفی داریم، باید به ایشان عمل کنیم، حال فرض کنید جبر کامل، که چه ؟ بشینیم و گریه کنیم که ما نمیتوانیم کاری بکنیم و باید دید چه پیش می آید؟
    از ما حرکت و از باری تعالی برکت

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    من خودم جبری هستم و دیگران را هم جبری می دانم واقعا آدم با جبر راحت می شود. اما چون مردم خود را مختار می بینند در جامعه باید به آهنگ جماعت باشم.
    من شک ندارم آیات محکم قرآن جبر را تبلیغ می کند و افرادی که بیمار دل اند به اختیار معتقدند و آیات متشابه قرآن برای افرادی است که به مرض اختیار مبتلا هستند و شریعت هم بر مبنای اختیار بناشده است .

    وما كان لنفس ان تؤمن الا باذن الله (یونس ۱۰۰)

    ایمان ما به فرمان و اذن خداست لذا ما هیچ اختیاری نداریم و فقط باید منتظر باشیم تا خدا به ما ایمان دهد و از او بخواهیم.

    وما كان لنفس ان تموت الا باذن الله (آل عمران ۱۴۵)

    مرگ ما هم اختیاری نیست و باید از خدا بخواهیم تا اذن و فرمان به فرشتگان و یا مردم بدهد تا مرگ را بچشیم.

    ما اصاب من مصيبة الا باذن الله (تغابن ۱۱)

    مصیبت و بلا هم به فرمان خداست . لذا مصیبت ها هم شیرین می شود.


    جبر یعنی بفهمیم که همه ی موجودات به اذن خدا به ما سود و زیان می رسانند ، حتی خودمان هم عاجزیم و خدا باید بخواهد . لذا همه باید بگویند انشاء الله (اگر خدا بخواهد)

    جبر انسان را متوجه خدا می کند و انسان فقط خدا را می خواهد و تنها از او می خواهد. (ایاک نعبد و ایاک نستعین)

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    تمايز ميان توكل و جبر را كسب معلوماتي لازم است.
    و ايجاد شرايطي شبيه جبر محض براي فردي كه به طور اكمل به خدا توكل كرده را نبايد به عنوان شرايط و حكم كلي و جاري در زندگي تمام انسان ها دانست. لذا آنچه امري است جاري در زندگي افراد امر ميان جبر و اختيار است و آنچه جاري است در زندگي آنكه تمام امورش را به خدا واگذاشته و به مراتب بالاي عرفان رسيده كه شبيه جبر محض است ولي چيز ديگري است در مطلب بعدي بنده در اين صفحه منعكس است.
    والله الهادي

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمومين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    مطلب در مراتب بالاي عرفان و توكّل جبر محض است يا اتّحاد انتخاب خدا و بنده




    بسم الله الر حمن الر حيم
    ( لطفا يا مطلب را نخوانيد و يا كامل بخوانيد زيرا ناقص خواندن اين متن عواقب سختي مي تواند داشته باشد.)
    با سلام خدمت دوستان عزيز
    ضمن تشكر بابت مطالب مفيدي كه طرح شده نكتهاي به نظرم ضروري رسيد كه به نگارشش همت گماردم
    غالبا وقتي بحث جبر و اختيار مطرح مي شود براي ما شيعيان اگر نخواهيم بحث عقلي صرف كنيم همان حديث معروف (( لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين )) تكليفمان را روشن مي كند و بطلان جبر مطلق و اختيار مطلق روشن مي شود. ولي اين همه ي قضيه نيست.
    اصل مشكلي كه بنده آشفته حالاني متحيّر را در اين زمينه بسيار ديده ام بعد از اين است. جايي كه اين بحث با مراتب بالاي عرفان پهلو مي گيرد. قبل از طرح اين مطلب اين نكته را هم اشاره كنم كه اگر در حديث بالا آمده امري است بين جبر و اختيار اين لغت بين معني وسط نمي دهد ، شما خطي را فرض بفرماييد كه سرش الف و انتهايش ب باشد و وسطش ج باشد خوب اگر نقطه اي را كنار الف بگذاريد هم بين الف و ب محسوب مي شود و اگر نزديك ب هم نقطه بگذاريد همينطور و خود ج هم همينطور ولي از كلام امام استنباط نمي شود كه منظورشان اين باشد كه امر وسط اين دوست و جبر و اختيار بابر است و ج است و الا مي گفتند امر اوسط الامرين يا ... .
    حال آن امر را مطرح كنيم ولي اين كه حالا امر در بين جبر و اختيار كدام است و بهره مندي زندگي از جبر بيش تر است يا اختيار و يا برابر است اين مطلب با كمي مطالعه و تفكر در اين باب مشخص شده و مي شود ولي به جهت آنكه اصل بر طرح موضوع ديگر است آن را به مجالي ديگر وا مي گذاريم.
    مشكل اينجاست كه تقريبا بيش تر عرفا و حكما و عرفاي فيلسوف معتقدند كه انسان در مراتب بالاي عرفان به جايي ميرسد و آنقدر توكلش زياد مي شود كه تمام اختيارش را به خدا وا مي گذارد و ديگر از خود اختياري ندارد و اين جاست كه در اولين نگاه هر كسي مي گويد كه خوب پس جبر بر فرد حاكم مي شود و فرد به حكم عروسكس در مي آيد كه از خود اختياري ندارد و در اين اوج كمالات و مقامات سلوكيه ارزشش كم تر مي شود و از موجودي مختار به موجودي مجبور تنزّل ميابد و اين چگونه پيشرفت و سلوكي است؟
    متاسفانه اين مطلب هر جا هم كه مطرح شده به طور كامل و خوب بحث نشده و پاسخ مناسبي هم مطرح نگشته.
    قبل پاسخ گويي و حل اين مشكل كمي راجع به عوالم مختلف و ويژگي ها و آنچه كه در مراحل بالاي غرفاني و سلوكي رخ مي دهد توضيح مي دهم. يكي از قوي ترين و فوق العاده ترين كتبي كه در اين مورد نوشته شده كتاب گرانقدر و كم حجم (( رسالة الولاية )) از علامه طباطبايي است كه به قول آيت الله جوادي آملي اين بهترين كتاب علامه هست و علامه در اين كتاب مشهود را برهاني كرده اند .
    بنده هم مطالب را بر گرفته از اين كتاب مطرح ميكنم زيرا هم جاممع ديگر كتب هم موضوع است و هم از كم ترين خطا برخوردارست و هم نويسنده آنچه را كه گفته خود رسيده و ديده.
    دوستان حتما مطلع هستيد كه عوالم وجود طبق نظرات اخير فلاسفه اي چون علامه اين گونه است از پايين به بالا.
    عالم ناسوت(ماده) - عالم مثال - عالم عقل - عالم اسماء و صفات - ذات اقدس الهيه
    هر كدام از اين عوالم ويژگي هاي خاص خود را دارد و از ذات الهي به پايين هر عالم علت عالم پاييني اش است و هر چه عوالم به ذات الهي نزديك تر باشند كامل تر و بهترند. از نكات مهم اين است كه دقت كنيم اين عوالم مكاني نيستند بلكه مقام اند . و اين طور نيست كه از جايي بريد تا به بعدي كه در جايي ديگر است برسيد.
    حالا فرد سالك هر چه بيش تر خود را از رذائل پاك كرد و متصف به صفات الهي گشت مقامش از ناسوت فرا تر ميرود و به خدا و ذات خدا نزيديك تر مي شود و همين معني تقرب الهي است. حالا من با آخرين مرحله كار دارم يعني وقتي كه اين انسان موجود حيّ متالّه به مراتب بالاي عالم اسماء و صفات مي رسد اينجا عبارات خود علامه را مي آورم :
    (( .... و يتكرّر هذا الاشراف حتّي تتمكّن النفس منه تمام التّمكّن و تاخذها مقاما و تر تقي درجة فتشرف حينئذ علي نشاة الاسماء و هي عالم المحض من كلّ معني و البحت من كلّ بهاء و سناء فتشاهد علما بحتا و قدره بحته و حياة بحتة و من الوجود و الثبوت و البهاء و السناء و الجمال و الجلال و الكمال و السعادة و العزّة و السّرور و الحبور و من كلّ منها البحت المحض حتّي تلحق بالاسماء و الصفات ثمّ تندمج باندماجها في الذّات المتعالية ثمّ تغيب بغيبها و تفني بفناء نفسها و تبقي ببقاء الله سبحانه و تعالي عن كلّ نقص (و انّ الي ربّك المنتهي)نجم42و الي الله الرّجي ..... )) : رسالة الولاية /الفصل الثاني
    مشخص شد ديگر فرد كه به اين مقام مي رسد حاصلش اين است كه مندمج و ذوب مي شود در ذات الهي و بقايش با بقاي خدا يكي مي شود.
    يك توضيح : ذوب شدن در خدا به معني فنا و نابودي نيست به معني عدم شدن و نيست شدن نيست كه اينها رذايل است و نه فضايل ، بلكه به اين معني است كه قطره اي به در يا افتاده باشد وقتي قطره رو مي اندازيد تو دريا قطره با دريا يكي مي شه و ويژگي هاي دريا رو پيدا مي كنه و هست نه اينكه نابود بشه كه.
    حالا وقتي ميگن در اين مرحله فرد اختياري نداره و اختيارش با خداست يعني چون او با خدا يكي شده انتخاب او انتخاب خداست و انتخاب خدا انتخاب اوست و اصلا ديگر فرقي ندارد نه اينكه او اختيار ندارد و مثلا مي خواهد كاري كند و خدا جبرا نمي گذارد بلكه چون خودش هم با دريا يكي شده يعني فرد جذب و ذوب در خدا گشته ديگر انتخاب خدا و او فرقي ندارد مثل اينكه قطره كه اقتاد در دريا و از دريا شد ديگر آن قطره نيست كه با دريا يكي شده و ويژگي هاي دريا را پيدا كرده و دريا شده. پس بي اختياري در اين مرحله به معني جبر محض نيست بلكه به معني يكي شدن انتخاب و تصميم فرد مجذوب با انتخاب و تصميم خداست كه ديگر اختيار يا جبر معني ندارد.
    (اتّحاد انتخاب خدا و بنده ي ذوب شده در ذات الهي)

    يك خطر جدي : بسيار مواظب باشيد كه اگر اين نكته را خوب متوجه نشويد اصل دينتان در خطر مي افتد. اينكه فرد در خدا ذوب مي شود و خودش با خدا يكي مي شود به اين معني نيست كه او خدا مي شود يا هم رتبه و درجه ي خدا مي شود كه اين امر عقلا محال است و هيچ موجودي به اين رتبه نمي تواند برسد و بالاترين مقام پس از خدا مقام صادر اوّل است كه 14 معصوم اند كه كسي به آن رتبه هم نمي تواند برسد اين مطلب يعني فرد در يك سري زياد از صفات به حد خداوندگاري مي رسد و در آن صفات خدا گونه مي شود ولي جامعه كلّ صفات جماليه و جلاليه به صورت مطلق كه همان خدا ست نمي شود و دقت كنيد كه امر اشتباه نشود.

    پس اين مشكل حالتي كه در بالاترين مرحله ي عرفان رخ مي دهد كه شبيه جبر محض است ولي در اصل اتحاد انتخاب خدا و بنده ي مجذوب است را متوجه شديم . ان شا الله
    در ضمن اگر اثبات بيانات علامه در مورد كيفيت عوالم و مقامات بالاي عرفان را خواستيد به كتب فلسفي و همين كتاب خود ايشان مراجعه كنيد از حوصله ي اين مقال خارج بود.

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية امير المومنين
    زياده عرضي نيست
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد به همه ی دوستان

    در جامعه ی امروزی بشر خیلی متکبر شده و فکر می کنیم کاره ای هستیم و از خدا تنها یک نام باقی مانده و در صحبت ها و تحلیل ها و قضاوت ها ، خدا را فراموش می کنیم. در قرآن انسان مالک هیچ چیز نیست و همه چیز اش از خداست. جهنم و بهشت ، گمراهی و هدایت اش از خداست. خدا به انسان ها می فرماید: یا ایهاالناس انتم الفقراء خداوند ما را فقیر می داند و خود را غنی و از ما می خواهد او را بخوانیم و بخواهیم. تنها خداوند اختیار دارد و بس . ما اختیار نداریم مگر اینکه خدا به ما بدهد و هر وقت هم بخواهد می گیرد .

    جبر چه فوایدی دارد:

    اگر من بدانم دیگری به من نمی تواند ظلمی کند مگر اینکه خدا بخواهد ، آنگاه آن را حکم و دستور خدا می دانم و کینه و کدورتی در دلم نمی ماند.(قل لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا)

    لذا انسان در روابط خود با دیگران به سمت صلح پیش می رود و مسبب را خدا و دیگران را اسباب می بیند .

    همچنین انسان در رابطه با خودش هم در صلح زندگی خواهد کرد و خود را سرزنش نمی کند. و می گوید:قل لا املك لنفسي نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله (اعراف 188) بلکه چون خدا به او سود و زیان می رساند گدای کوی او می شود و او را می خواند و می خواهد.

    همچنین انسان در رابطه با خدا هم به سمت صلح پیش می رود چرا که خدا را خیر و خوبی می بیند و هر چه از خدا به او می رسد را قبول می کند و راضی به رضای او می شود.

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اتقاقات رو خدا برامون میاره.
    حوادث هارو خدا برامون میاره.
    زندگی ، مرگ ، مریضی همش رو خدا میاره
    ********************


    سلام رفيق گرامي؛ حرفهايي كه مي زني ظاهرا قشنگه. منتهي من فكر نمي كنم كه معناي اين كه خيلي چيزها رو خدا برامون بياره جبر مطلق باشه. شنيدي كه اماماي شيعه ها مي گن زندگي نه جبر محضه و نه اختيار محض بلكه چيزيه بين جبر و اختيار؟!
    مثالهايي كه زدي همه ي زندگي نيست تازه همه مرگها و بيماريها اينطور نيست كه از دسترس آدم خارج باشه بلكه خيلي وقتها همين امور هم به دست خود انسانه. پس نمي شه بگيم كه همش رو خدا مياره.

    منتظر جوابت هستم. آرزومند سعادت شما

    ویرایش توسط پویش : ۱۳۸۷/۰۷/۰۲ در ساعت ۰۳:۰۴ دلیل: تكميل بحث

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    جناب منذر گرامي
    جهت تذكر مجدد بايد عرض كنم كه در بيان و كلام شما نوعي مشابهت لفظي شده با امري باطل.
    باز عرض مي كنم كه توكل بر خدا و قضا و قدر و فقر انسان و وابستگي محض به خدا از انسان و تواضع با مبحث جبر محض دو مقوله ي متفاوت هستند و يكي نيستند و به نظر من رسيد مفهوم كلام شما موارد اول است كه نام آنها را جبر محض گذاشته ايد و اينگونه به خاطر مشابهت لفظي مشكل ايجاد مي شود.
    و الا درست فرموده ايد انسان اگر اختيار هم دارد ، خدا اين اختيار را به انسان داده است و اختيار ما خودش جبري است ، يعني ما جبرا مختاريم به اذن و خواست خداوند متعال.

    والله الهادي

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود