جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیه 39 الرحمن و عدم تحریف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آیه 39 الرحمن و عدم تحریف





    پرسش:
    «فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ» [الرحمن/39]
    میسره تقل کرده از امام رضا علیه السلام گفتم این که حتی یک نفر از شیعه در آتش نمی ماند، در کجای کتاب خدا وجود دارد؟ حضرت یکسال جواب مرا نداد. اما یک روز با حضرت در حال طواف بودم که گفت: ای میسره به من اجازه داده شده که جواب آن سوال تو را بدهم. گفتم در کجای قرآن هست؟ فرمود در سوره الرحمن آنجا که خداوند عزوجل می فرماید«فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ منکم إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ». به او گفتم اما در آیه کلمه «منکم» وجود ندارد. فرمود اولین کسی که آن را تغییر داد ابن اروی بود، زیرا این آیه برهانی بر علیه او و یارانش بود.
    اگر در آن آیه کلمه «منکم» وجود نداشته باشد عذاب خداوند از همه مخلوقاتش برداشته می شود، زیار هیچ انس و جنی مورد بازخواست قرار نمی گیرد، پس در آن صورت خداوند چه کسی را عذاب خواهد کرد.
    سؤال: آیا این مطلب صحیح است؟

    پاسخ:
    قبل از پاسخ، مقدمه ای عرض می کنم: استاد معرفت در کتاب علوم قرآنی ـ که به زبان فارسی سلیس و روان است ـ فصلی را با عنوان «مصونیت قرآن از تحریف» آورده اند و با ادله تاریخی و روایی و نظران علمای بزرگ شیعه به خوبی توضیح داده اند که موضوع تحریف قرآن، اتهامی بی اساس است!
    تحریف لفظی قران به دو گونه متصور است:
    تحریف به زیاده (یعنی کلمه یا جمله اضافه ای در قرآن آمده باشد)؛ این فرض قائلی ندارد.
    تحریف به نقصان (یعنی کلمه یا آیه ای از قرآن کم شده باشد)؛ قاطبه علمای اسلام و قاطبه علمای شیعه قائلند که چنین تحریفی هم در قرآن راه نیافته، اما تعداد اندکی از شیعه و اهل سنت که نظراتشان در میان علمای بزرگ شیعه و سنی قابل اعتنا نیست، با بررسی های سطحی و به استناد ظاهر برخی روایات، چنین مطلبی را ادعا کرده اند و بسیاری از علمای شیعه و سنی با نوشتن کتاب های عمیق و دقیق، نظرات سطحی آن ها را به صورت مستدل مورد نقد علمی قرار داده و رد کرده اند، و جایی برای طرح این گونه شبهات سطحی باقی نگذاشته اند، که نمونه آن نوشته ها و کتاب ها را در کتاب علوم قرآنی استاد معرفت در بخش مورد اشاره می توانید مطالعه فرمایید.
    روایات مورد استناد این افراد، از نظر سندی یا دلالی، مورد مناقشه جدی قرار گرفته است! گزارش این روایات، در یک دسته بندی کلی، در بخش مورد اشاره از کتاب علوم قرآنی آمده است؛ مانند روایات تفسیری (که در واقع امام دارد تفسیر آیه را بیان می کند و واژه تفسیری را ضمن تلاوت آیه بیان می کند) یا مثلا روایاتی که واژه تحریف دارد، اما منظورش تحریف معنایی است و نه تحریف لفظی، و بقیه توضیحات که ان شاء الله کتاب مورد اشاره را مطالعه خواهید نمود.
    ـ اما توضیحی کوتاه در باره آیه شریفه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ»؛ در آن روز هيچ كس از انس و جنّ از گناهش سؤال نمى‏ شود.(1)
    روز قیامت روزی طولانی است که مطابق برخی روایت پنجاه محل توقف دارد که هر کدامش هزار سال طول می کشد. قرآن کریم در وصف آن روز بزرگ می فرماید: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»؛ امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏ كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سال هايى است كه شما مى‏ شمريد به سوى او بالا مى‏ رود [و دنيا پايان مى‏ يابد].(2)

    این موقف ها و گذرگاه ها با یکدیگر متفاوت است؛ در بعضى از آن ها مطلقا سؤالى نمى‏ شود، بلكه رنگ رخساره خبر مى‏ دهد از سر درون! مانند همین آیه مورد بحث که از انس و جن سؤالی نمی شود، اما همان طور که در دو آیه بعد از آن آمده، گناهکاران را از آثار گناه که در سیمایشان هویداست، می شناسند: «يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصي‏ وَ الْأَقْدامِ»؛ مجرمان از چهره‏ هايشان شناخته مى‏ شوند و آن گاه آنها را از موهاى پيش سر، و پاهايشان مى‏ گيرند [و به دوزخ مى‏ افكنند]!(3)
    در بعضى از مواقف نیز بر دهان‌ها مُهر زده می شود و اعضاى بدن شهادت می دهند: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ»؛ امروز بر دهانشان مُهر مى‏ نهيم، و دست هايشان با ما سخن مى‏ گويند و پاهايشان كارهايى را كه انجام مى‏ دادند شهادت مى‏ دهند.(4)
    و موقف های دیگر...
    ـ توضیحی کوتاه در باره متن روایت:
    متن روایت گوایای نادرستی آن است. در این روایت گفته شده که در آیه مورد بحث از سوره الرحمن، لفظ «منکم» وجود داشته و بعد ابن اروی [که ظاهرا منظور عثمان است](5) آن را از قرآن فعلی حذف کرده است!
    چند نقد محتوایی ساده:
    1- متن این روایت، مخالف روایات معتبر بسیاری است که دال بر عدم تحریف لفظی قرآن است.
    2- در متن روایت راوی از امام می خواهد که مستند قرآنی ادعایش را بیان کند، اما امام از پاسخ درمانده می شود و برای استناد سخنشان به آیه قرآن حاضر جواب نبوده و بعد از مدت ها، مستند قرآنی سخنش را بیان می کند!
    در حالی که در روایات معتبر بسیاری داریم که امامان به راحتی و بدون هیچ فاصله زمانی، به راحتی مستند قرآنی سخنشان را بیان می کردند و از این جهت، هرگز درمانده نبوده اند!
    3- در این روایت، برای این مُدعا که «هیچ شیعه ای اهل دوزخ نیست»، دلیل آورده شده که در آیه مورد بحث، لفظ «منکم» وجود داشته و منظور از «منکم» هم شیعیان بوده، پس معنای آیه این می شده که "در روز قیامت از شیعیان هیچ گونه سؤال و بازپرسی صورت نمی گیرد" و از این معنا نتیجه گرفته شده که "شیعیان اهل دوزخ نمی شوند"! در ادامه هم ادعا شده که عثمان از این موضوع ترسیده و برای همین، منکم را از قرآن حذف کرده است!
    این در حالی است که بین آن ادعا و این دلیل، ارتباط منطقی وجود ندارد، زیرا به چه دلیل باید منظور از «منکم»، «من الشیعة» باشد؟! در مواردی که خطابات آیات ناظر به مسلمان است، منظور از «کُم»، عموم مسلمانان است، و این ادعایی بدون دلیل است که «منکم» را خطاب به خصوص گروهی از مسلمانان (یعنی شیعیان) بدانیم!
    ضمن این که آیه کریمه اشاره به یکی از موقف های قیامت دارد و شاهدش هم دو آیه بعدش است که می فرماید: «يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصي‏ وَ الْأَقْدامِ»؛ مجرمان از چهره‏ هايشان شناخته مى‏ شوند و آن گاه آنها را از موهاى پيش سر، و پاهايشان مى‏ گيرند [و به دوزخ مى‏ افكنند]!(6)

    در واقع آیه 41، آیه مورد بحث (یعنی آیه 39) را توضیح می دهد و به فرمایش علامه طباطبایی در المیزان، به این سؤال مقدّر پاسخ می دهد که چرا در قیامت از جن و انس سؤال نمی شود؟ آیه 41 پاسخ می دهد: چون [دارم درباره یکی از موقف های آن روز سخن می گویم، موقفی که در آن] گناهکاران با سیمایشان شناخته می شوند [و آثار گناه در سیمایشان هویداست].
    پس می بینید که معنای روشن آیه هیچ ارتباطی با ادعای آن روایت و اسقاط «منکم» از آیه 39 الرحمن ندارد!
    اشتباه است که این گونه روایات و کتاب های تخصصی در رسانه های عمومی و در معرض عموم افراد قرار می گیرد، زیرا به دلیل نداشتن دانش حدیثی و تفسیری، قدرت تحلیل و نقد این گونه مطالب را ندارند و به راحتی به انحرافات اعتقادی دچار می شوند! برخی می خواهند به دین خدمت کنند اما نادانسته و شاید عامدانه و خائنانه، به دین ضربه می زنند! خدا عاقبتمان را با این تبلیغات اشتباه، ختم به خیر کند!

    _____________
    (1) الرحمن/39.
    (2) سجده/5.
    (3) الرحمن/41.
    (4) یس/65.
    (5) تفسير شريف لاهيجي، ج ‏4، ص 341.
    (6) الرحمن/41.



    لینک اصلی

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۸:۴۲

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود