صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حیا و عفت در آموزه های قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    حیا و عفت در آموزه های قرآن





    حیا و عفت در آموزه های قرآن



    معناى حیا: حیا به معناى شرم و آزرم است([i]).

    جرجانى مى گوید: گرفتگى نفس است از چیزى و ترک آن چیز از ترس سرزنش، و آن دو نوع است: نفسانى و ایمانى. حیاى نفسانى شرمى است که خداوند آن را در همه ى نفوس آورده است؛ مانند شرم از کشف عورت و جماع بین مردم، و حیاى ایمانى، شرمى است که مؤمن را از ارتکاب معاصى از ترس خدا باز مى دارد.([ii])

    مرحوم مجلسى مى فرمایند: حیا غریزه اى است که مانع ارتکاب و انجام اعمال زشت و قبیح شده و نیز مانع تعمّد در از بین بردن و تقصیر در حقوق حق تعالى و خلق خدا مى شود.([iii])

    معناى عفّت: عفّت در اصل به معناى خویشتن دارى، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستى و شکم پرستى است.

    اهل لغت مى گویند: «عفّت حالتى در نفس است که انسان را از غلبه ى شهوت باز مى دارد».

    و نیز: «عفّت عبارت است از خوددارى کردن از آن چه حرام است و در عین حال زیباست».

    همچنین: «عفّت، بازدارى روح و روان از گناهان و هم چنین نگه دارى خویش از دراز کردن دست سؤال به سوى دیگران است».([iv



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    دارنده ى عفت زبانى کسى است که سخن حرامى مانند غیبت و سخنان بیهوده را بر زبان جارى نمى کند و دارنده ى عفت جنسى آن است که زنا مرتکب نشود.([v])

    این واژه معناى گسترده اى دارد، ولى بیشتر در مورد خویشتن دارى در دو مسئله استعمال شده است: خویشتن دارى و قناعت درامور مالى و کنترل غریزه جنسى، که اوّلى موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمى موجب حیا، شرم و غیرت در مقابل پرده درى و انحرافات جنسى مى گردد. در روایات از این دو در اصطلاح به عفّت «بَطن» و «فَرْجْ» تعبیر شده است؛ مثلا پیامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شکم پرستى و شهوت پرستى جنسى، بیمناک هستم».([vi])

    دقت در معناى لغوى و موارد استعمال نشان مى دهد که این دو معنا لازم و ملزوم یکدیگرند. کسى که حیا دارد، عفت مىورزد و کسى که عفیف است، دامن خود را آلوده نمى کند و از گناه و معصیت شرم دارد. بى حیایى همان بى عفتى است و به انسانى که پاکدامن نیست، بى حیا مى گویند.


    واژه ى عفّت در قرآن، بیشتر در مورد عفت «بَطْن» و «فَرْجْ»؛ یعنى: شکم و شهوت، استعمال شده است.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    1-عفت شهوت:


    گاهی افراد از همسر خود دور مى افتند و بعضى هنوز ازدواج نکرده اند و از آنجا که با افراد سروکار دارند، عوامل تحریک زیادى سر راه آنها قرار مى گیرد. قرآن به چنین کسانى که امکان ارضاى نیاز جنسى از راه مشروع برایشان فراهم نیست، مى فرماید: «وَ لْیَستَعْفِفِ الَّذِینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتى یُغْنِیهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ...»([vii]و آنها که امکان ازدواج و (ارضاى شهوت) ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنانرا به فضلش بى نیاز سازد.


    «نکاح» از نظر لغت به عمل جنسى و ارضاى شهوت گفته مى شود و صرف عقد «نکاح» نیست. پس، خطاب خداوند در این آیه، به همه ى کسانى است که نمى تواند نیاز جنسى خود را برآورده کنند. از طرفى، گاه با تمام تلاش و کوشش ها، امکان ازدواج فراهم نمى گردد و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتى را با محرومیت بگذراند. قرآن به این گونه افراد تذکر مى دهد که مبادا در این وضع گمان کنند آلودگى جنسى براى آنها مجاز است و ضرورت چنین ایجاب مى کند! از این رو، بلافاصله در آیه ى بعد دستور پارسائى را هر چند مشکل باشد به آنها داده و مى گوید: و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند، تا خداوند آنان را به فضلش بى نیاز سازد.


    قرآن هشدار مى دهد تا نکند در این مرحله ى بحرانى و در این دوران آزمایش، تن به آلودگى دهند و خود را معذور بشمرند که هیچ عذرى پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحله اى آزمود.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    2- حیا و عفت در نگاه شهوانى:


    آیه اى در سوره ى نور ـ سراسر این سوره دستور العمل حیا و عفت است ـ، مرتبه اى بالاتر از آنچه را در مورد قبل گفتیم، بیان مى فرماید و مؤمنان را موظف مى کند که حیا و عفت چشم را رعایت کنند و مواظب نگاه خود باشند تا گرفتار بى عفتى و غلبه ى شهوت نشوند:


    «قُل لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ»([viii])؛ به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.


    در شان نزول آیه، از قول امام باقر(ع) آمده است: جوانى از انصار در مسیر خود با زنى روبرو شد - و در آنروز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار مى دادند - (و طبعا گردن و مقدارى از سینه آنها نمایان مى شد)، چهره ى آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامى که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مى کرد، در حالى که راه خود را ادامه مى داد، تا اینکه وارد کوچه تنگى شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزى چیزى که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامى که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جارى است و به لباس و سینه اش ریخته است! سخت ناراحت شد، با خود گفت: به خدا سوگند! من خدمت پیامبر(ص) مى روم و این ماجرا را بازگو مى کنم. هنگامى که چشم رسولخدا(ص) به او افتاد فرمود: چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد، در این هنگام جبرئیل، پیک وحى خدا نازل شد و آیه فوق را آورد: «قُلْ لِلْمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ...».



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " معنای کلمه حیا و عفت را میتوان در تمام امور زندگی گسترش داد . چرا که حیا نه تنها در نگاه و اعمال انسان باید رعایت شود .بلکه باید فکر و کلام انسان هم با حیا همراه باشد. چرا که گاهی انسانهایی افکار الوده دارند.
    برای مثال : انسان میتواند در جامعه با افکار الوده و منحرف به دیگران صدمه بزند. در نتیجه باید در درون خود نیز نگاهبانی داشته باشد
    نفس انسان می تواند او را تا قعر جهنم سقوط دهد. اما اگر همواره در قلب خویش خدا را شاهد و ناظر کارهایمان بدانیم دیگر به گناه الوده نمی شویم چرا که خدایمان ما را از تمام خطا ها حفظ می کند و همواره فرشتگان نگهبان ما را از لغزیدن در دره تاریکی ها و ندانم کاری ها
    حفظ می کنند و خدایمان مارا هرگز تنها نخواهد گذاشت. چرا که می گوید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. یا حق..


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در رد و اثبات یک چیز اول باید تصور صحیحی از آن داشته باشیم
    لذا اگر تصور درست نباشد شما اگر اعجوبه دوران هم که باشی نمی توانی چیزی را ثابت کنی . بعد مثالی می زنند:
    می گویند اگر کسی در اثبات زمان بخواهد آنرا موجودی در کنار سایر موجودات مثل زمین و آسمان و آدم و غیره تصور کند هیچگاه نمی تواند به آن راه یابد چرا ؟ چون این تصور درباره زمان از ریشه غلط است
    زمان یک شی در کنارسایر اشیاء نیست که شما بتوانید آنرا جایی از عالم پیدا و کشف و اثباتش کنید
    زمان حقیقتی در متن تمام موجودات عالم است بلکه یک انتزاع از یک جهت وجودی اشیاء است
    امثال هاوکینگ هم دچار این مشکل بوده و هستند .
    اساسا در فرهنگ دنیای غرب مسیحی که خدا را موجودی محدود یا موجودی در کنار سایر اشیاء می پندارد هیچگاه رمز خدا گشوده نمی شود
    به نظر من که بارها و بارها این را در سایت اسک دین هم مطرح کرده ام
    تنها نشانه صحیحی که می توان از خدای تبارک و تعالی داد و با آن نشانه به جستجویش پرداخت عقیده ظهور و تجلی عرفان اسلامی است
    علی ع می فرمایند :
    الحمد لله الذی تجلی لخلقه بخلقه
    ستایش خدایی را که بواسطه آفریدگانش بر آفریدگانش تجلی یافت
    به عبارت دیگر هرکس به آفریدگان به عنوان امر جدای از خدای تبارک وتعالی نگاه می کند دچار اشتباه فاحشی شده که هر لحظه اورا از خدای متعال دورتر می سازد
    هرکس می خواهد خدای ظاهر شده و تجلی یافته را ببیند به آفریدگان نگاه کند
    آفریدگان خدا را نشان می دهند
    لذا دانشمندان تجربی در کشف و جستجوی رازهای این جهان در حقیقت دارند رازهای وجود خدا را در همین جلوه جستجو می کنند یا بگو دارند خدا را کشف می کنند اما در این جلوه مادی اش
    لذاست که بعضی از اهل عشق و معرفت می فرمایند :
    او خالق نظام جهان بلکه عین نظام است
    لذا از منظر چنین فرد عارفی دانشمندان تجربی به مثابه کسانی اند که در میان درختان جنگل بدنبال جنگل می گردند
    به نظر شما کی اورا می یابند ؟ هیچگاه چرا ؟ چون اصلا تصور درستی از آن ندارند
    اگر اهل تفکر و آزاد اندیش هستید در این کلمات و جملات تفکر کنید
    قبل از اینکه تصمیم بر نقد و رد آن بگیرید


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " نشانه های اشکار الهی :ستایش خداوندی را سزاست که نشانه های قدرت و بزرگی و عظمت خود را چنان اشکار کرد که دیده ها را از شگفتی قدرتش به حیرت اورده و اندیشه های بلند را از شناخت ماهیت صفاتش باز داشته است.
    و شهادت می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست شهادتی بر خاسته از ایمان و یقین و اخلاص و اقرار درست .
    و گواهی میدهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست . خدا پیامبر ش را هنگامی فرستاد که نشانه های هدایت از یاد رفته و راه های دین ویران شده بود . او حق را اشکار و مردم را نصیحت فرمود همه را به رستگاری هدایت و به میانه روی فرمان داد . ( درود خدا بر او و خاندانش باد ) درسی از نهج البلاغه مولا علی علیه السلام.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    289 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حیاءازپروردگار

    حیا و عفت در آموزه های قرآن

    وَ قَالَ يَوْماً لِأَصْحَابِهِ اسْتَحْيُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ
    قَالُوا مَا نَصْنَعُ يَا رَسُولَ اللَّهِ
    قَالَ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ فَلْيَحْفَظْ أَحَدُكُمُ الرَّأْسَ وَ مَا وَعَى وَ الْبَطْنَ وَ مَا حَوَى وَ لْيَذْكُرِ الْمَوْتَ وَ طُولَ الْبَلَاءِ
    وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ تَرَكَ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدِ اسْتَحَى مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاء


    رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روزى بأصحاب خود فرمود: از خداى خود حيا بداريد آنچنان كه حق حيا و شرم است،
    صحابه گفتند كه چكار كنيم ای رسول خدا؟
    فرمود: گوش فرا ندهيد به سخنانى كه نبايد گوش داد،
    و نظر نكنيد بچيزى كه نبايد نگاه كرد
    و اعتقاد نكنيد به آنچه كه جايز نيست اعتقاد كردن به آن،
    و شكم رااز حرام نگاه داريد،
    و بسيار ياد نمائيد مرگ و قبر را و پوسيده شدن و خاك شدن در قبر را،
    و كسى كه كرامت و بزرگى در آخرت را بخواهد بايد كه زينت دنيا را ترك نمايد،
    پس هر كه چنين باشد شرم داشته از خدا حق حيا و شرم داشتن را
    حیا و عفت در آموزه های قرآن

    وَ رُوِيَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ عَبْدِي إِنَّكَ إِذَا اسْتَحَيْتَ مِنِّي
    أَنْسَيْتُ النَّاسَ عُيُوبَكَ وَ بِقَاعَ الْأَرْضِ ذُنُوبَكَ
    وَ مَحَوْتُ مِنَ الْكِتَابِ زَلَّاتِكَ وَ لَا أُنَاقِشُكَ الْحِسَابَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
    و مرويست كه خداى تعالى ميفرمايد: بنده من هر گاه از من شرم داشتى و حيا كردى عيوب تو را از مردم ميپوشانم
    و گناهان و لغزشهايت را از نامه عملت محو ميكنم، و در قيامت با تو هنگام محاسبه اعمالت مناقشه و سخت‏گيرى نخواهم كرد.

    حیا و عفت در آموزه های قرآن
    وَ رُوِيَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ عَبْدِي إِنَّكَ إِذَا اسْتَحَيْتَ مِنِّي وَ خِفْتَنِي غَفَرْتُ لَك‏

    و نيز مرويست كه خداى سبحان فرموده: بنده من هر گاه از من حيا كردى و از من ترسيدى تو را مى‏آمرزم‏

    حیا و عفت در آموزه های قرآن





       
    إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 111




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    آیه نمى گوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مى گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفى است به این منظور که اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى روبرو مى شود بخواهد چشم خود را به کلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممکن نیست، امّا اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین اندازد گوئى از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه اى را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلى حذف کرده است.

    قابل توجه اینکه قرآن نمى گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند تا معنا گستردگى خود را حفظ کند، یعنى: از مشاهده ى تمام آنچه که حرام است خود را حفظ کنند.

    مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضى از آن چنین استفاده کنند که نگاه هاى غیر خیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولا منطقه وسیعى را زیر نظر مى گیرد، هر گاه زن نامحرمى در حوزه دید او قرار گرفت، چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود.

    دومین دستور در آیه فوق همان مساله حفظ فروج است. منظور از حفظ فَرْجْ به طورى که در روایات وارد شده است پوشانیدن آن از نگاه دیگران است.

    در حدیثى از امام صادق(ع) مى خوانیم: «کُلُّ آیَة فِى الْقُرآنِ فِیها ذِکْرُ الْفُروجِ فَهِىَ مِنَ الزِّنا إلاّ هذِهِ الاْیَةِ فَإنَّها مِنَ النَّظَر»؛ هر آیه اى که در قرآن سخن از حفظ فروج مى گوید، منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه منظور از آن حفظ کردن از نگاه دیگران است



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    سپس قرآن هدف از این نهى را بیان مى کند: این براى آنها بهتر و پاکیزه تر است: «ذلِکَ أزْکى لَهُم» یعنى: هدف از ممنوعیت نگاه حرام، پاکى و سالم ماندن خود شماست.

    سپس به عنوان اخطار براى کسانى که نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مى افکنند و گاه آن را غیر اختیارى قلمداد مى کنند، مى گوید: خداوند از آنچه انجام مى دهید مسلما آگاه است: «إنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَصْنَعُون».

    3- عفت شکم:

    گاه بعضى به بهانه کمى درآمد و حقوق دست به کارهایى مى زنند که باعث آلودگى آنها و شکستن عزت آنها مى گردد. قرآن نمونه اى را مطرح مى کند که از شرایط آنها سخت تر وجود ندارد، ولى آنها عفت به خرج داده و خود را آلوده نکردند. آنان نه تنها اقدام به تامین نیاز از راه گناه نکرده، بلکه دست به سمت کسى نیز دراز نکردند:
    «...یَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ أغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّف»؛ (مهاجران فقیرى) ... که از شدّت عفّت و خویشتن دارى، افراد ناآگاه، آنها را ثروتمند مى دانند.


    عفت و حیا آنقدر ارزشمند و مهم هستند که دعاى همیشگى پیامبر(ص)، در عین عصمت، این بود: «اِنَّ النَّبِى(ص) کان یَدْعُوا: اَللّهُمَّ إنِّى أَسأَلُکَ الْهُدى وَ التُّقى وَ الْعِفافَ وَ الْغِنى».؛ خدایا از تو هدایت، تقوا، عفاف و بى نیازى مى خواهم.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود