صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصل بودنِ عدالت خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اصل بودنِ عدالت خدا




    سلام. متأسفانه من خیلی دیر متوجه تاپیک http://www.askquran.ir/thread43096.html شدم و این تاپیک بسته شده. من یک سؤال دارم، که البته غیر از سؤال آن کاربر است:

    چه کسی گفته عدالت از اصول دین است؟

    قرآن گفته؟ معصوم گفته؟ یا یک غیرمعصوم؟
    روزگار غریبی است

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    812 پست
    حضور
    118 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    اصل بودنِ عدالت خدا







    کارشناس بحث: استاد صادق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    اصل بودنِ عدالت خدا

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    754 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام. متأسفانه من خیلی دیر متوجه تاپیک http://www.askquran.ir/thread43096.html شدم و این تاپیک بسته شده. من یک سؤال دارم، که البته غیر از سؤال آن کاربر است:

    چه کسی گفته عدالت از اصول دین است؟

    قرآن گفته؟ معصوم گفته؟ یا یک غیرمعصوم؟
    باسلام وتشکر از سوال خوب تان .
    در ابتدا باید گفت : اصول دین به عقیده ما شیعیان پنج چیز است : توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ؛ البته در نگاهی دقیق تر سه اصل اول به عنوان اصل دین و دو اصل دیگر اصول مذهب نامیده می شوند .
    آیه یا روایتی نداریم که در آن اصول دین یا فروع دین ذکر شده باشد ؛ علمای دین از مجموعه آیات و روایات به این نتیجه رسیده اند که سه اصل توحید و نبوت و معاد که زیر بنای همه ادیان آسمانی هستند ، اصول و پایه های دین اسلام شمرده می شوند . به همین خاطر آن ها را به طور خاص و جداگانه مطرح نموده ، تقلید در اعتقاد به آن ها را جایز ندانسته اند . این موارد را به عنوان شاخصه تعیین کننده مبانی فکری دین اسلام مطرح کرده اند .
    معمولا در مسائل الهيات اگر شبهات و اشكالاتی هست ، برای طبقه متكلمين‏ و فلاسفه و اهل فن مطرح است . آن مطالب هر چند دشوار باشد، ولی چون از قلمروی افكار عامه مردم خارج است ، اشكال و جواب آن ها هر دو در سطحی‏ بالاتر از سطح درك توده طرح می‏شود . اما ايرادها و اشكال های " عدل‏ الهی " در سطح پائين و وسيع عامه نيز جريان دارد . در اين مسأله ، هم‏ دهاتی بيسواد می‏انديشد و هم فيلسوف متفكر .
    از اين جهت ، " عدالت " دارای اهميتی خاص و موقعيتی بی نظير است . همين جهت را می‏توان توجيهی فرض كرد برای اينكه علمای اسلامی ( شيعه و معتزله ، نه اشاعره ) عدل را در رديف " ريشه‏های دين " قرار دهند . دومين اصل از اصول پنجگانه دين بشناسند .وگرنه " عدل " يكی‏ از صفات خدا است . اگر بنا باشد صفات خدا را جزء اصول دين به شمار آوريم،‏ لازم است علم و قدرت و اراده و . . . را نيز در اين شمار بياوريم ، ولی‏ علت اصلی اينكه عدل در شيعه از اصول دين شمرده شد امر ديگر است ، و آن‏ اينكه :
    شيعه با اهل سنت در ساير صفات خداوند اختلافی نداشتند . اگر هم‏ داشتند ، مطرح نبود ، ولی در مسأله عدل ، اختلاف شديد داشتند . شديدا هم‏ مطرح بود به طوری كه اعتقاد و عدم اعتقاد به عدل ، علامت " مذاهب " شمرده می‏شد كه مثلا شخص ، شيعه است يا سنی . اگر سنی است ،معتزلی است‏ يا اشعری . عدل به تنهايی علامت اشعری نبودن شمرده می‏شد . عدل و امامت توأما علامت‏ تشيع بود . اين است كه گفته می‏شد اصول دين اسلام سه چيز است و اصول‏ مذهب شيعه عدل و اصل امامت .(1)


    پي نوشت :
    1. مرتضي مطهري ، مجموعه آثار ،‌ قم ، انتشارات صدرا ، سال نشر1378 ، ج 1 ، ص78.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست

    آیه یا روایتی نداریم که در آن اصول دین یا فروع دین ذکر شده باشد ؛ علمای دین از مجموعه آیات و روایات به این نتیجه رسیده اند که سه اصل توحید و نبوت و معاد که زیر بنای همه ادیان آسمانی هستند ، اصول و پایه های دین اسلام شمرده می شوند . به همین خاطر آن ها را به طور خاص و جداگانه مطرح نموده ، تقلید در اعتقاد به آن ها را جایز ندانسته اند . این موارد را به عنوان شاخصه تعیین کننده مبانی فکری دین اسلام مطرح کرده اند .
    سلام. یکی از نقدهایی که منتقدین مسلمان به پیروان سایر ادیان می گیرند این است که آنها یک سری باور دارند که پیامبرانشان به آنها آموزش نداده اند و در کتاب مقدسشان هم نیست، ولی آنها، بر اساس استنباطات علمایشان، بدان اعتقاد دارند، مثل تثلیث مسیحیان. این نقد فارغ از عقلانی بودنِ این آموزه ها مطرح می شود.

    حال چرا خود ما حق داریم چیزی را اصل بدانیم که قرآن و هیچیک از معصومین آموزش نداده اند؟
    روزگار غریبی است

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    754 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام. یکی از نقدهایی که منتقدین مسلمان به پیروان سایر ادیان می گیرند این است که آنها یک سری باور دارند که پیامبرانشان به آنها آموزش نداده اند و در کتاب مقدسشان هم نیست، ولی آنها، بر اساس استنباطات علمایشان، بدان اعتقاد دارند، مثل تثلیث مسیحیان. این نقد فارغ از عقلانی بودنِ این آموزه ها مطرح می شود.

    حال چرا خود ما حق داریم چیزی را اصل بدانیم که قرآن و هیچیک از معصومین آموزش نداده اند؟
    باسلام وتشکر .
    مقصود این است که به صورت :
    اصول دین وفروع دین به صورت کلاسک بگویم :
    اول توحید .
    دوم عدل .
    ..........
    فروع دین :
    اول نماز
    .............
    در قران وسنت به صورت دسته بندی شده نیامده ولی اصل آن اصول وفروع کاملا در قران بیان شده واساساً وحی برای تبیین همان امور است .
    چون برخی امور دیگر را بشر می توانند از عقل خود بهره گرفته و آن را درک نماید ولی معارف یاد شده تحت عنوان اصول وفروع دین را هرگز نمی تواند بدو.ن وحی درک نماید لذا انبیا
    آمده اند تا این امور به آنها بیاموزند .



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست
    باسلام وتشکر .
    مقصود این است که به صورت :
    اصول دین وفروع دین به صورت کلاسک بگویم :
    اول توحید .
    دوم عدل .
    ..........
    فروع دین :
    اول نماز
    .............
    در قران وسنت به صورت دسته بندی شده نیامده ولی اصل آن اصول وفروع کاملا در قران بیان شده واساساً وحی برای تبیین همان امور است .
    چون برخی امور دیگر را بشر می توانند از عقل خود بهره گرفته و آن را درک نماید ولی معارف یاد شده تحت عنوان اصول وفروع دین را هرگز نمی تواند بدو.ن وحی درک نماید لذا انبیا
    آمده اند تا این امور به آنها بیاموزند .
    خب علمای مسیحی هم می گویند که تثلیث به صورت فرمولیزه در کلام انبیاء نیست، ولی اصول آن در کلمات رسیده از انبیاء و مرسلین، وجود دارد. اینجا فارغ از ایرادهای منطقی تثلیث و اینکه می گویند کلمات این افراد را می شود طور دیگری تفسیر کرد، اساساً ایراد گرفته می شود که چرا اینها هیچکدام تثلیث را آموزش نداده اند و زحمت این کار به علمای متأخر مسیحیت در قرن دوم افتاده است؟ آیا به نظر شما این نقد تاریخی، منطقی است؟ اگر منطقی است، آیا آنها هم نمی توانند همین را در مورد اصول ما و اصل بودنِ عدالت مطرح کنند؟
    روزگار غریبی است

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    754 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    خب علمای مسیحی هم می گویند که تثلیث به صورت فرمولیزه در کلام انبیاء نیست، ولی اصول آن در کلمات رسیده از انبیاء و مرسلین، وجود دارد. اینجا فارغ از ایرادهای منطقی تثلیث و اینکه می گویند کلمات این افراد را می شود طور دیگری تفسیر کرد، اساساً ایراد گرفته می شود که چرا اینها هیچکدام تثلیث را آموزش نداده اند و زحمت این کار به علمای متأخر مسیحیت در قرن دوم افتاده است؟ آیا به نظر شما این نقد تاریخی، منطقی است؟ اگر منطقی است، آیا آنها هم نمی توانند همین را در مورد اصول ما و اصل بودنِ عدالت مطرح کنند؟
    باسلام وتشکر .
    اولا _ تثلیث شرک است وهیج نبی مردم را به شرک فرا نخوانده بلکه فلسفه بعثت انبیا شرک ستزی است .
    ثانیا _ قیاس مسله اعتقاد به عدل در باور اسلامی با ماجرای تثلیث مع الفارق است چون تثلیث شرک است عدل از صفات خداوند است هیج خدا پرستی با عدل الهی مشکل ندارد .
    همه ادیان الهی به عدل الهی اعتقاد دارد گرچه ممکن است برخی از فرقه ها آن را به عنوان اصول دین تلقی نکنند ومثل سایر صفات الهی در ضمن توحید بدانند چون توحید جامع همه این
    صفات است .
    ثالثا _ مسله اصول وفروع دین را علما دین مطرح نکرده اند بلکه در قران به صراحت آمده ولی علما آن را در چند اصل باز گو نموداند .



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست
    باسلام وتشکر .
    اولا _ تثلیث شرک است وهیج نبی مردم را به شرک فرا نخوانده بلکه فلسفه بعثت انبیا شرک ستزی است .
    ثانیا _ قیاس مسله اعتقاد به عدل در باور اسلامی با ماجرای تثلیث مع الفارق است چون تثلیث شرک است عدل از صفات خداوند است هیج خدا پرستی با عدل الهی مشکل ندارد .
    همه ادیان الهی به عدل الهی اعتقاد دارد گرچه ممکن است برخی از فرقه ها آن را به عنوان اصول دین تلقی نکنند ومثل سایر صفات الهی در ضمن توحید بدانند چون توحید جامع همه این
    صفات است .
    ثالثا _ مسله اصول وفروع دین را علما دین مطرح نکرده اند بلکه در قران به صراحت آمده ولی علما آن را در چند اصل باز گو نموداند .
    با سلام. در مورد اولاً و ثانیاً، مواردی که فرمودید نقد عقلی است و نه تاریخی. عرض کردیم که زاویه دید نقد مورد بحث، زاویه تاریخی است که در مسیحیت چیزی قرار دارد که هیچ پیامبری آموزش نداده، بحث شرک بودن یا نبودن، از موارد مناقشه در مباحث عقلی است.

    در مورد ثالثاً، اینکه دو صفحه وحدت و عدل خدا اصل باشند و صفات ذاتی مثل حیات، قدرت و علم اصل نباشند را قرآن یا معصومین تعلیم نداده اند، و تفسیر علماست، در مورد تفسیر هم مسئله همین است، یک سری تصریحات در کتاب مقدس است که با تفسیر علمای کلیسا، سر از باور به تثلیث در آورده.

    اینجا نگاه ما تاریخی است.
    روزگار غریبی است

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    754 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    با سلام. در مورد اولاً و ثانیاً، مواردی که فرمودید نقد عقلی است و نه تاریخی. عرض کردیم که زاویه دید نقد مورد بحث، زاویه تاریخی است که در مسیحیت چیزی قرار دارد که هیچ پیامبری آموزش نداده، بحث شرک بودن یا نبودن، از موارد مناقشه در مباحث عقلی است.

    در مورد ثالثاً، اینکه دو صفحه وحدت و عدل خدا اصل باشند و صفات ذاتی مثل حیات، قدرت و علم اصل نباشند را قرآن یا معصومین تعلیم نداده اند، و تفسیر علماست، در مورد تفسیر هم مسئله همین است، یک سری تصریحات در کتاب مقدس است که با تفسیر علمای کلیسا، سر از باور به تثلیث در آورده.

    اینجا نگاه ما تاریخی است.
    باسلام وتشکر .
    توحید خود ذات است ونه صفات .
    سایر صفات الهی نظیر آنهای که اشاره نموده اید نیز از اصول دین اند .
    اما این عدل به عنوان اصول مطرح شده برای یک نکته خاص است وآن این که برخی از فرق اسلامی چون تفسیر خاص از عدل داشته اند
    برای این که این صفت مورد تردید قرار نگیرد جز اصول قرار گرفته است . وگر نه اصل آن مسلم است ودر قران هم مطرح شده واز باب تفسیر نیست .
    اصلا این قیاس تاریخی نا تمام است .
    مثلا عادل دانستن خداوند چه نسبتی با شریک داشتن خدواند دارد ؟؟؟!!!!!!


  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست
    باسلام وتشکر .
    توحید خود ذات است ونه صفات .
    سایر صفات الهی نظیر آنهای که اشاره نموده اید نیز از اصول دین اند .
    اما این عدل به عنوان اصول مطرح شده برای یک نکته خاص است وآن این که برخی از فرق اسلامی چون تفسیر خاص از عدل داشته اند
    برای این که این صفت مورد تردید قرار نگیرد جز اصول قرار گرفته است . وگر نه اصل آن مسلم است ودر قران هم مطرح شده واز باب تفسیر نیست .
    اصلا این قیاس تاریخی نا تمام است .
    مثلا عادل دانستن خداوند چه نسبتی با شریک داشتن خدواند دارد ؟؟؟!!!!!!
    با سلام. ببینید صورت مسئله، بر سر این مباحث نیست، بر سر اینستکه «آیا اگر باوری توسط امور نقلی یک دین به طور صریح آموزش داده نشد، ولی علمای دین آنرا با تفسیر خود از امور نقلی استنباط کرده، به عنوان یک اصل دین خود مطرح کنند، ایرادی دارد؟»

    اگر آری، در مورد چیستی و تعداد اصول دین هم ما همین را داریم و اصل بودن عدالت و اصل نبودن سایر صفات خدا، همین بحث را داریم.(حالا شما می فرمایید که بقیه صفات هم اصول هستند، ولی اگر کسی بگوید خدا حکیم نیست، ولی منظورش انکار هیچیک از اصول دین و نص صریح قرآن نباشد، یعنی خواهان لوازم آن نباشد، همچنان می تواند مسلمان باشد، ولی نمی شود کسی بگوید خدا أحد نیست و همچنان مسلمان باشد.)

    اگر خیر، خب در مورد تثلیث هم همین مسئله را داریم.

    لطفا بحث را به مباحث عقلی و شرک و توحید نبرید.
    روزگار غریبی است

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود