خداوند در سوره رعد است که می فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ بی تردید خدا سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند» (رعد/ 11)، یعنی خدا آن اوضاع و احوالی را که در یک قومی وجود دارد هرگز عوض نمی کند مگر آنکه خود آن قوم آنچه را که مربوط به خودشان است یعنی مربوط به روح و فکر و اندیشه و اخلاق و اعمال خودشان است عوض کنند. یعنی اگر خداوند اقوامی را به عزت می رساند و یا اقوامی را از عزت به خاک ذلت فرو می نشاند، اگر اقوامی را که پایین بودند بالا برد و اقوامی را که بالا بودند پایین آورد (به موجب آن است که آن اقوام آنچه را که مربوط به خودشان است تغییر دادند). البته همه به دست خداست.
«قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء، بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر؛ بگو: بارالها ای دارنده فرمانروایی! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی بازمی ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار می گردانی، (سررشته) همه خیرات به دست توست و تو به هر کاری توانایی.» (
آل عمران/ 26). همچنین در دعای افتتاح می خوانیم: «الحمدلله الذی یؤمن الخائفین، و ینجی الصالحین، و یرفع المستضعفین، و یضع المستکبرین، و یهلک ملوکا و یستخلف آخرین، و الحمدلله قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین؛ سپاس خدائی راست که خائفان را امان، و صالحان را نجات می بخشد، و مستضعفان را بلند مرتبه، و مستکبران را خوار می گرداند، و پادشاهانی را هلاک ساخته و دیگران را به جای آنان می نشاند، و سپاس خدا را که شکننده جباران، و نابود کننده ظالمان، و دریابنده فراریان (از درگاه خود) است».
همه چیز به مشیت خداست، عزت به هر کس بدهد خدا می دهد، ذلت به هر کس بدهد خدا می دهد، ملک را به هر کس بدهد خدا می دهد، از هر که بگیرد خدا می گیرد. اما خیال نکنید کار خدا بر اساس گزاف و گتره است، مثل آدمی که بنشیند قرعه کشی بکند که از این بگیریم بدهیم به آن، از آن بگیریم بدهیم به این، و هیچ حکمت و قانونی در کار نباشد. همه چیز به دست خداست اما با حساب به دست خداست. کار خدا از روی حساب است. در آن آیه می گوید: عزت و ذلت فقط به دست اوست، و در این آیه می گوید: اما بدانید که ما عزت و ذلت را روی چه حساب و قانونی می دهیم. ما نگاه می کنیم به اوضاع و احوال روحی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی مردم و به هر چه که در حوزه اختیار و اعمال خود مردم است.
تا وقتی که خوبند، به آنها عزت می دهیم، وقتی که خودشان را تغییر دادند، ما هم آنچه را که به آنها دادیم تغییر می دهیم. عزت و ذلت به دست ماست، اما روی این حساب می دهیم. اگر بی حساب باشد که خدا حکیم نیست. حساب در کار است، یعنی تابع یک جریانهای منظم و قطعی است: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» خدا عوض نمی کند اوضاع و احوال مردمی را تا آنکه آن مردم یغیروا (این یغیروا استقلال مردم را می رساند) خودشان به دست خودشان اوضاع خودشان را تغییر بدهند.
این آیه اعم است، هم شامل این است که قومی از نعمت و عزت به نقمت و ذلت برسند، یا برعکس از نقمت و ذلت به نعمت و عزت برسند. یعنی هم شامل آن جایی می شود که مردمی خوب و صالح باشند و نعمتهای الهی شامل حالشان شده باشد، بعد فاسد بشوند، خدا نعمتها را بگیرد، و هم شامل قومی می شود که فاسد باشند ولی بعد بازگشت کنند، توبه و استغفار کنند، به راه راست بیایند، خدا به آنها عزت بدهد.
منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 3- صفحه 124-126