جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نتیجه اعمال و فلسفه شفاعت

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نتیجه اعمال و فلسفه شفاعت




    سلام....

    اگر می شه یک شرح و تفسیری کوتاه در مورد فلسفه و چیستی شفاعت بدید و بعد شرح و تفسیری هم در مورد آیه زیر(که اول تعریف درستی و یکسانی از مفاهیم و کلمات داشته باشیم...)
    آیه:
    فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ

    وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏
    پس هر كس به مقدار ذرّه‏اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند.

    و هركس هم وزن ذره‏اى كار بد كرده باشد آن را ببيند
    ________________________

    و بعد اگر می شه بفرمایید که آیا قضیه شفاعت متناقض با ایه مور اشاره ما و آیات مشابه و این قضیه که معمولا علما می فرمایند که:خدا انتقام گیرنده و یا کینه دار نیست!!! بلکه ما در دنیای آخرت و جهنم نتیجه اعمال خودمون رو می بینیم.....نیست؟(خواهشن آیاتی که در تصدیق قضیه شفاعت است رو رو نکنید...بحث سر آیه مذکور و اداعا و گفته گروهی از علماست که مثلا خدا انتقام گیرنده نیست و ما تیجه اعمال را می بینیم که مسیر تکاملی را داشته باشیم!!)

    پ.ن:عذر می خوام که اگر سوالم رو در تالار درستی ایجاد نکردم

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    نتیجه اعمال و فلسفه شفاعت







    کارشناس بحث: استاد سعید

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ در ساعت ۰۴:۱۱
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    نتیجه اعمال و فلسفه شفاعت

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    سلام....

    اگر می شه یک شرح و تفسیری کوتاه در مورد فلسفه و چیستی شفاعت بدید و بعد شرح و تفسیری هم در مورد آیه زیر(که اول تعریف درستی و یکسانی از مفاهیم و کلمات داشته باشیم...)
    آیه:
    فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ

    وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏
    پس هر كس به مقدار ذرّه‏اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند.

    و هركس هم وزن ذره‏اى كار بد كرده باشد آن را ببيند
    ________________________

    و بعد اگر می شه بفرمایید که آیا قضیه شفاعت متناقض با ایه مور اشاره ما و آیات مشابه و این قضیه که معمولا علما می فرمایند که:خدا انتقام گیرنده و یا کینه دار نیست!!! بلکه ما در دنیای آخرت و جهنم نتیجه اعمال خودمون رو می بینیم.....نیست؟(خواهشن آیاتی که در تصدیق قضیه شفاعت است رو رو نکنید...بحث سر آیه مذکور و اداعا و گفته گروهی از علماست که مثلا خدا انتقام گیرنده نیست و ما تیجه اعمال را می بینیم که مسیر تکاملی را داشته باشیم!!)

    پ.ن:عذر می خوام که اگر سوالم رو در تالار درستی ایجاد نکردم

    سلام علیکم
    سؤال شما از چندین پرسش تشکیل شده است که سعی می‌شود در این مجال اندک، به صورت کوتاه به آن‌ها پاسخ داده شود.

    مفهوم لغوی شفاعت
    كلمه «شفاعت» از ريشه ثلاثی «شفع» است. «شفع» در اصل، به معنايی زوج و جفت آمده است و به اين معنا در مقابل كلمه « وتر» به معنای تک است، چنان كه اگر وتر را به چيزي ضميمه كنيم، شفع حاصل می‌شود. (1)
    راغب اصفهانی، «شفع» را در حالت مصدری به معنای «پيوستن و ضميمه شدن چيزی به همانند خود» می‌داند و يادآور می‌شود كه به جای مشفوع نيز شفع به كار می‌رود. (2)
    بنابراين، شفع و شفاعت، هر دو مصدر و به معنای منضم چيزی به چيزی هستند و شفاعت، بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگری به منظور درخواست ياری ديده می‌شود، و به طور معمول، انضمام به كسی مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام، بالاتر از شفاعت‌شونده است و شفاعت در قيامت به اين معنا است. (3)
    از مصدر شفاعت (واسطه شدن) كلمه شفيع (واسطه) و اسم فاعل آن: شافع است. شافع به معنای درخواست‌كننده برای ديگری (الطالب لغيره) و نيز كمک‌رساننده (المعين) آمده است. (4)


    مفهوم دانش‌واژه‌ای شفاعت

    معانی اصطلاحی و تعريف شفاعت، ارتباط مستقيمی با معنای لغوی آن دارد. شفاعت را از آن جهت شفاعت گفته‌اند كه شفيع، خواهش و وساطت خويش را به ايمان و عمل ناقص شفاعت شده ضميمه می‌كند و هر دو به طور مجموع، پيش خدا اثر می‌كنند. (5)
    به عبارت ديگر، حقيقت شفاعت، واسطه شدن در رساندن نفع و يا دفع شر و ضرر است. (6)
    به بيان محدودتر، دو كاربرد برای شفاعت قابل تصور است:
    1. درخواست درگذشت صاحب حقی از ضايع‌كننده حق (معناي فقهی و اين جهانی)؛
    2. درخواست از پروردگار عالميان برای عفو لغزش‌های بندگان (معنای فقهی و آن جهانی). (7)


    فلسفه شفاعت

    بدون شک، مجازات‌های الهی، چه در اين جهان و چه در قيامت، جنبه انتقامی ندارد؛ بلكه همه آن‌ها در حقيقت ضامن اجراء برای اطاعت از قوانين و در نتيجه، پيشرفت و تكامل انسان‌ها هستند. بنابراين، هر چيز كه اين ضامن اجراء را تضعيف كند، بايد از آن احتراز جست تا جرأت و جسارت بر گناه در مردم پيدا نشود. از سوی ديگر، نبايد راه بازگشت و اصلاح را به كلی، بر روی گناه‌كاران بست؛ بلكه بايد به آن‌ها امكان داد كه خود را اصلاح كنند و به سوي خدا و پاكی تقوا باز گردند. «شفاعت» در معنای صحيحش، براي حفظ همين تعادل است و وسيله‌ای است برای بازگشت گناه‌كاران و آلودگان و در معنای غلطش، موجب تشويق و جرأت بر گناه است. (8)

    چگونگی سازگاری شفاعت با آیه «و من یعمل مثقال ذرة شراً یره»
    اولاً: علاوه بر این که خدا نظام جزا و عقاب دارد و در آیات متعدد بدان تصریح کرده و پیامبرانش را «منذر» یعنی انذاردهنده معرفی کرده است؛ همین خداوند دارای نظام رحمت و مغفرت است. خدایی که از مثقال ذره‌ای ظلم نمی‌گذرد همین خدا، می‌فرماید: «إنّ اللهَ یغفر الذنوب جمیعاً» (9)، بلکه بالاتر از آن صحبت کرده و می‌گوید: «یبدل الله سیئاتهم حسنات» (10) و بر همین اساس، پیامبرانش را «مبشر» خوانده است. پس خدا همان گونه که جبار منتقم است، همان مقدار رحمان و رحیم است. بلکه رحمت او از غضب او سبقت گرفته است: «یَا مَنْ سَبَقَتْ‏ رَحْمَتُهُ‏ غَضَبَه‏» (11)
    پس اگر بر مبنای جبروت خود نظام جزا و عقاب دارد و از مثقال ذره‌ای از ظلم نمی‌گذرد، بر مبنای رحمانیتش نظام شفاعت، مغفرت، توبه و تکفیر را دارد. کسی که بخواهد به شفاعت ایراد بگیرد ناخواسته ایراد به نظام رحمت و مغفرت عامه الهی گرفته است؛ زیرا همین اشکال به مسأله توبه و مسأله تکفیر وارد است که چطور خداوند کسی که یک عمر ترک واجبات و انجام محرمات نمود، چنین شخصی مورد غفران قرار بگیرد؛ بلکه چرا همین معاصی‌اش به نیکی تبدیل شود. به همین دلیل، دقت کنید اشکال به مرتبه اعلی، به مسأله تکفیر وارد است؛ زیرا بر اساس شفاعت از گناهان انسان چشم‌پوشی می‌شود؛ اما بر اساس نظام تکفیر، همین اعمال بد عباد به نیکی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، بی‌مبنا حرف زدن، موجب ایراد و اشکال بر تمامی مبانی دینی و انکار آیات صریح و محکم قرآن می‌شود. این همه به خاطر این است که بنده در حالتی بین خوف و رجاء باشد. بداند خدایی ندارد که منتظر آن نشسته است تا کوچک‌ترین ظلمی از بنده ببیند تا او را در جهنمی با آن اوصاف تا ابد، جاودان کند و یا خدایی ندارد که آنقدر اهل اغماض، تساهل و تسامح باشد که هر چه از او ببیند، نادیده گیرد و آخر کار، او را به بهشت برین برد. پس شفاعت بر اساس همین حکمت است.
    ثانیاً: شفاعت دارای شرایط و ضوابطی است از جمله مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:
    یکم: اذن خدا؛ فرمود: «مَن ذَالَّذِی یَشفَعُ عنده إلاّ بإذنه» (12) و این مسلم است که اگر در شفاعت نمودن، کوچک‌ترین ظلمی بر بندگان دیگر باشد، شفاعت قبیح خواهد بود و چون خدا اذن در فعل قبیح نمی‌دهد، پس شفاعت، دارای هیچ مرتبه‌ای از قبح نخواهد بود.
    دوم: نزد خدا پیمان داشته باشد: «لا یملکون الشفاعة إلا من اتخذ عند الرحمن عهداً» (13) که از این پیمان، به ولایت یاد شده است، یعنی شیعه باشد.
    سوم: ستمکار نباشد؛ «ما للظالمین من حمیم و لا شفیغ یطاع» (14)؛ بدین معنا که عمری در ستم و ظلم نباشد.
    چهارم: رضایت خدا از او؛ فرمود: «و لا یشفعون إلا لمن ارتضی و هم من خشیته مشفقون» (15)

    فرض گرفته شود که فردی با شرایط شفاعت مورد شفاعت قرار گیرد؛ اما باید دانست:
    اولاً: این بدان معنی نیست که او قبل از شفاعت معذّب نخواهد بود.
    ثانیاً: ورود گناه‌کاران مشمول شفاعت؛ به بهشت با تأخیر خواهد بود. و شاید سال‌ها و روزها مؤمنین صالح زودتر از آنها وارد بهشت می‌شوند و متنعم به نعم آن قرار می‌گیرند. چنان که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان! از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تأخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید. (16)
    ثالثاً: این بدان معنا نیست که گناه‌کاران مشمول شفاعت، در مرتبه افرادی خواهند بود که با عمل صالح وارد بهشت شدند؛ زیرا بهشت خود دارای مراتب و منازل متفاوت است. (17) و در برخی آمده است: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّهِ یَنْظُرُونَ إلَى مَنَازِلِ شِیعَتِنَا کَمَا یَنْظُرُ الإنْسَانُ إلَى الْکَوَاکِبِ» (18)؛ اهل بهشت به مسکن‏‌ها و منزل‏‌هاى شیعیان ما نظر مى‏‌کنند همچنان که مردم به ستارگان نظر مى‌کنند. و حتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیث
    «الدَّرَجَةُ في الجَنّةِ فَوقَ الدَّرَجةِ كما بينَ السَّماءِ و الأرضِ» (19) فاصله میان دو درجه بهشت را مانند فاصله آسمان و زمین ذکر می‌نماید.
    رابعاً: این گونه نیست که شفاعت، شامل حق مردم هم شود؛ بلکه بنا بر ظاهر، شامل حق خداوند است و اگر شامل حق مردم هم شود، اولیاء الهی برای آن فرد محق، حقش را تدارک و جبران خواهند کرد، به عنوان مثال، او را به درجات عالی‌تر ارتقا خواهند داد.


    منابع و مآخذ:
    1. فراهيدی، خليل بن احمد، کتاب العين، انتشارات اسوه، تهران، ج 1، ص 260.
    2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، دارالهدی، قم، ج 2، ص 475.
    3. راغب اصفهانی، همان.
    4. فراهيدی، همان، ج 1، ص 262.
    5. قرشي ، سید علی اكبر ، تفسير احسن الحديث، ج 1، ص 132.
    6. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان (با ترجمه ناصر مكارم شيرازي)، ج 1، ص 295.
    7. خرمشاهي، بهاء الدين، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج 1، ص 1323 (مقاله فرزاد حاجی ميرزايی).
    8. مكارم شيرازی، ناصر و همکاران، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بیست و هفتم، ج 1، ص 323.
    9. زمر: 39/ 53.
    10. فرقان: 25/ 70.
    11. مفید، محمد، المزار، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، 161.
    12. بقره: 2/ 255.
    13. مریم: 19/ 87.
    14. غافر: 40/ 18.
    15. انبیاء: 21/ 28.
    16. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۱، ص ۲۷۸.
    17. اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، المطبعة العلمیه، قم، 1402ق، ص 99، ح 270.
    18. حرانی، محمد بن حسن بن شعبه، تحف العقول، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ص 119.
    19. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، مؤسسه بعثت، قم، ص 529، ح 1164.


    در پناه خداوند، قرآن کریم و معصومین (علیهم السلام) باشید.

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۵:۳۰

  7. تشکرها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تشکر از جناب کارشناس بابت پاسخ گویی
    کسی که بخواهد به شفاعت ایراد بگیرد ناخواسته ایراد به نظام رحمت و مغفرت عامه الهی گرفته است؛ زیرا همین اشکال به مسأله توبه و مسأله تکفیر وارد است که چطور خداوند کسی که یک عمر ترک واجبات و انجام محرمات نمود، چنین شخصی مورد غفران قرار بگیرد؛ بلکه چرا همین معاصی‌اش به نیکی تبدیل شود.
    شما نوشته اید که اگر کسی به شفاعت ایراد بگیرد نا خواسته به نظام رحمت و مغفرت الهی ایراد گرفته.....ودلیلش را هم این می دانید که شفاعت را با توبه مقایسه کرده و می فرمایید توبه هم از سر رحمانیت خداست و اگر به شفاعت خورده بگیریم باید به توبه هم خورده گرفته و رحمانیت خدا را زیر سوال ببریم...درست متوجه شدم؟

    در قضیه توبه ما به گناه خود پی می بریم و باید مراحلی را پشت سر بگذایم که توبه مورد قبول واقع بشود...باید در مرحله توبه اشتباهات گذشته را جبران کنیم و به معنای واقعی از اعمال گذشته پشیمان شده باشیم و با انجام این مراحل چه بسا به انسان دیگری مبدل شده باشیم که دیگر لیاقت شکنجه و عقوبت را نداشته باشد و به تکاملی رسیده باشیم که جایمان جهنم نباشد و همه این مسیر را خود پیموده ایم....و چه بسا در پی مراحل توبه با موانعی زیادی روبه رو شویم و پیمودن آن دشوار بنماید و تمام این مسیر تکاملی را خود پیموده این و نتیجه اش رو مجسم شده در آخرت می بینیم که این با قضیه شفاعت تفاوت دارد، پس نمی توانیم شفاعت را با توبه مقایسه کنیم...در شفاعت پای کس دیگری در میان است...گو خدا قصد انتقام دارد و می خواهد انتقام بگیرد و بعد کسی بیاد شفاعت بطلبد و بگوید او را ببخش و انتقام نگیر...مگر خدا قصد انتقام داشته که به حساب شفاعت کسی ما را ببخشد و رحم کند؟مگر ما در آخرت نتیجه اعمال خود را نمی بینیم، همانطور که در آن آیه بیان شده...مشکل من این است.و با این توضیحات که عرض کردم اگر شفاعت را ندید بگیریم رحمانیت خدا را زیر سوال برده ایم؟چطور؟؟شفاعت با توبه تفاوت های بنیادینی ندارد؟ در توبه ما خود متحول شده و نتیجه اش را می بینیم و فرصت توبه را از الطاف الهی می توانیم بدانیم(هرچند توبه هم در نظرم تناقضاتی با آیه مورد اشاره ما می تواند داشته باشد ولی می شود از آن چشم پوشی کرد تا حدی) ولی در شفاعت گو ما نتیجه واسطه ی دیگری را می بینیم و اینکه می گویند ما در آخرت نتیجه اعمال خود را می بینیم و خدا انتقام گیرنده نیست زیر سوال می رود...
    و در آخر من باز سوالم را به گونه ای تکرار می کنم..فارق از قضیه توبه و امثال آن...آیا قضیه شفاعت متناقض نیست با آیه مورد اشاره ما و و متناقض نیست با این سخن که خدا انتقام گیرنده نیست و ما نتیجه اعمال خود را می بینیم....؟؟
    من احساس می کنم شما برای پاسخ دادن مستقیم به سوال بالامباحثی و مفاهیم مثل توبه را پیش کشیدید که آنها هم خود می توانند متناقض با آیه مذکور باشند ولی چون به صراحت در قرآن آمده اند...آنها را آوردید تا به واسطه آنها با مطرح کردن این امر که شفاعت نیز هم ردیف آن مفاهیم همچون توبه است،و توب هم در قرآن آمده و چون در قرآن آمده پس متناقش نیست با آیه مذکور، بتوانیم بین شفاعت و آیه مذکور و سخن علما یک هماهنگی ایجاد کنیم!!!ولی من خواهش دارم فارق از مسائل و مفاهیم دیگر امثال توبه و امثال آن بین قضیه شفاعت و آیه مذکور به یک هماهنگی و سازگاری برسیم...یا سازگاری هم نرسیدیم به تناقض نرسیم....اینکه خدا گفته که ما به اندازه هر کار نیکی نتیجه اش را می بینیم و به اندازه هر کار بدی نتیجه اش را نیز می بینیم متناقض است با اینکه کسی واسطه شده و شفاعت مارا بکند و خدا هم گو یک انسان انتقام گیرنده بیاید و به واسطه شفاعت ما را ببخشد و انتقام نگیرد...پس تکلیف این آیه چه می شود و تکلیف اینکه ما تجسم اعمال خود را می بینیم و خدا انتقام گیرنده نیست چه می شود؟..تشکر...
    ویرایش توسط پاریس : ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۸:۵۶

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ به اشکال




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    تشکر از جناب کارشناس بابت پاسخ گویی

    شما نوشته اید که اگر کسی به شفاعت ایراد بگیرد نا خواسته به نظام رحمت و مغفرت الهی ایراد گرفته.....ودلیلش را هم این می دانید که شفاعت را با توبه مقایسه کرده و می فرمایید توبه هم از سر رحمانیت خداست و اگر به شفاعت خورده بگیریم باید به توبه هم خورده گرفته و رحمانیت خدا را زیر سوال ببریم...درست متوجه شدم؟

    در قضیه توبه ما به گناه خود پی می بریم و باید مراحلی را پشت سر بگذایم که توبه مورد قبول واقع بشود...باید در مرحله توبه اشتباهات گذشته را جبران کنیم و به معنای واقعی از اعمال گذشته پشیمان شده باشیم و با انجام این مراحل چه بسا به انسان دیگری مبدل شده باشیم که دیگر لیاقت شکنجه و عقوبت را نداشته باشد و به تکاملی رسیده باشیم که جایمان جهنم نباشد و همه این مسیر را خود پیموده ایم....و چه بسا در پی مراحل توبه با موانعی زیادی روبه رو شویم و پیمودن آن دشوار بنماید و تمام این مسیر تکاملی را خود پیموده این و نتیجه اش رو مجسم شده در آخرت می بینیم که این با قضیه شفاعت تفاوت دارد، پس نمی توانیم شفاعت را با توبه مقایسه کنیم...در شفاعت پای کس دیگری در میان است...گو خدا قصد انتقام دارد و می خواهد انتقام بگیرد و بعد کسی بیاد شفاعت بطلبد و بگوید او را ببخش و انتقام نگیر...مگر خدا قصد انتقام داشته که به حساب شفاعت کسی ما را ببخشد و رحم کند؟مگر ما در آخرت نتیجه اعمال خود را نمی بینیم، همانطور که در آن آیه بیان شده...مشکل من این است.و با این توضیحات که عرض کردم اگر شفاعت را ندید بگیریم رحمانیت خدا را زیر سوال برده ایم؟چطور؟؟شفاعت با توبه تفاوت های بنیادینی ندارد؟ در توبه ما خود متحول شده و نتیجه اش را می بینیم و فرصت توبه را از الطاف الهی می توانیم بدانیم(هرچند توبه هم در نظرم تناقضاتی با آیه مورد اشاره ما می تواند داشته باشد ولی می شود از آن چشم پوشی کرد تا حدی) ولی در شفاعت گو ما نتیجه واسطه ی دیگری را می بینیم و اینکه می گویند ما در آخرت نتیجه اعمال خود را می بینیم و خدا انتقام گیرنده نیست زیر سوال می رود...
    و در آخر من باز سوالم را به گونه ای تکرار می کنم..فارق از قضیه توبه و امثال آن...آیا قضیه شفاعت متناقض نیست با آیه مورد اشاره ما و و متناقض نیست با این سخن که خدا انتقام گیرنده نیست و ما نتیجه اعمال خود را می بینیم....؟؟
    من احساس می کنم شما برای پاسخ دادن مستقیم به سوال بالامباحثی و مفاهیم مثل توبه را پیش کشیدید که آنها هم خود می توانند متناقض با آیه مذکور باشند ولی چون به صراحت در قرآن آمده اند...آنها را آوردید تا به واسطه آنها با مطرح کردن این امر که شفاعت نیز هم ردیف آن مفاهیم همچون توبه است،و توب هم در قرآن آمده و چون در قرآن آمده پس متناقش نیست با آیه مذکور، بتوانیم بین شفاعت و آیه مذکور و سخن علما یک هماهنگی ایجاد کنیم!!!ولی من خواهش دارم فارق از مسائل و مفاهیم دیگر امثال توبه و امثال آن بین قضیه شفاعت و آیه مذکور به یک هماهنگی و سازگاری برسیم...یا سازگاری هم نرسیدیم به تناقض نرسیم....اینکه خدا گفته که ما به اندازه هر کار نیکی نتیجه اش را می بینیم و به اندازه هر کار بدی نتیجه اش را نیز می بینیم متناقض است با اینکه کسی واسطه شده و شفاعت مارا بکند و خدا هم گو یک انسان انتقام گیرنده بیاید و به واسطه شفاعت ما را ببخشد و انتقام نگیرد...پس تکلیف این آیه چه می شود و تکلیف اینکه ما تجسم اعمال خود را می بینیم و خدا انتقام گیرنده نیست چه می شود؟..تشکر...
    سلام علیکم
    شما می‌خواهید همه آیات قرآن کریم را به صورت مطلق و عام تفسیر کنید. هر آیه و روایتی، قیدزننده و تخصیص‌زننده دارد و نمی‌شود آن‌ها را به صورت مطلق و عام، تفسیر کرد. آیه «فمن یعمل مثقال ذرة شراًٌ یره» (1) نیز همین گونه است. این آیه مطلق است و با ادله دیگر تخصیص می‌خورد.
    کاری هم به مسأله توبه نداریم. سوای مسأله توبه، با تخصیص زدن آیات عام و مطلق، به این نتیجه می‌رسیم که آیه ذکر شده، هیچ منافاتی و تناقضی با آیات و روایات ندارد.

    منبع و مأخذ:
    1. زلزال: 99/ 8.

    والسلام علیکم و علینا و علی عبادالله المؤمنین.


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع‌بندی




    پرسش:
    فلسفه شفاعت را بیان کرده و بفرمایید که آیا شفاعت با مانند آیه «فن یعمل مثقال ذرة خیراً یره ـ و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» منافات ندارد؟

    پاسخ:
    سؤال شما از چندین پرسش تشکیل شده است که سعی می‌شود در این مجال اندک، به صورت کوتاه به آن‌ها پاسخ داده شود.

    _ مفهوم لغوی شفاعت:
    واژه «شفاعت» از ريشه ثلاثی «شفع» است. «شفع» در اصل، به معنايی زوج و جفت آمده است و به اين معنا در مقابل كلمه « وتر» به معنای تک است، چنان كه اگر وتر را به چيزي ضميمه كنيم، شفع حاصل می‌شود.(1)
    راغب اصفهانی، «شفع» را در حالت مصدری به معنای «پيوستن و ضميمه شدن چيزی به همانند خود» می‌داند و يادآور می‌شود كه به جای مشفوع نيز شفع به كار می‌رود.(2)
    بنا بر اين، شفع و شفاعت، هر دو مصدر و به معنای منضمّ چيزی به چيزی هستند و شفاعت، بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگری به منظور درخواست ياری ديده می‌شود، و به طور معمول، انضمام به كسی مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام، بالاتر از شفاعت‌ شونده است و شفاعت در قيامت به اين معنا است.(3)
    از مصدر شفاعت (واسطه شدن) كلمه شفيع (واسطه) و اسم فاعل آن: شافع است. شافع به معنای درخواست‌ كننده برای ديگری (الطالب لغيره) و نيز كمک‌ رساننده (المعين) آمده است.(4)

    _ مفهوم دانش‌ واژه‌ای شفاعت:
    معانی اصطلاحی و تعريف شفاعت، ارتباط مستقيمی با معنای لغوی آن دارد. شفاعت را از آن جهت شفاعت گفته‌اند كه شفيع، خواهش و وساطت خويش را به ايمان و عمل ناقص شفاعت شده ضميمه می‌كند و هر دو به طور مجموع، پيش خدا اثر می‌كنند.(5)
    به عبارت ديگر، حقيقت شفاعت، واسطه شدن در رساندن نفع و يا دفع شر و ضرر است.(6)

    به بيان محدودتر، دو كاربرد برای شفاعت قابل تصور است:
    1. درخواست درگذشت صاحب حقی از ضايع‌كننده حق (معناي فقهی و اين جهانی).
    2. درخواست از پروردگار عالميان برای عفو لغزش‌های بندگان (معنای فقهی و آن جهانی).(7)

    _ فلسفه شفاعت:
    بدون شک، مجازات‌های الهی، چه در اين جهان و چه در قيامت، جنبه انتقامی ندارد؛ بلكه همه آن‌ها در حقيقت ضامن اجراء برای اطاعت از قوانين و در نتيجه، پيشرفت و تكامل انسان‌ها هستند. بنا بر اين، هر چيز كه اين ضامن اجراء را تضعيف كند، بايد از آن احتراز جست تا جرأت و جسارت بر گناه در مردم پيدا نشود. از سوی ديگر، نبايد راه بازگشت و اصلاح را به كلی، بر روی گناه‌كاران بست؛ بلكه بايد به آن‌ها امكان داد كه خود را اصلاح كنند و به سوي خدا و پاكی تقوا باز گردند. «شفاعت» در معنای صحيحش، براي حفظ همين تعادل است و وسيله‌ای است برای بازگشت گناه‌كاران و آلودگان و در معنای غلطش، موجب تشويق و جرأت بر گناه است.(8)

    _چگونگی سازگاری شفاعت با آیه «و من یعمل مثقال ذرة شراً یره»:
    اولاً: علاوه بر این که خدا نظام جزا و عقاب دارد و در آیات متعدد بدان تصریح کرده و پیامبرانش را «منذر» یعنی انذاردهنده معرفی کرده است؛ همین خداوند دارای نظام رحمت و مغفرت است. خدایی که از مثقال ذره‌ای ظلم نمی‌گذرد همین خدا، می‌فرماید: «إنّ اللهَ یغفر الذنوب جمیعاً»(9)، بلکه بالاتر از آن صحبت کرده و می‌گوید: «یبدل الله سیئاتهم حسنات»(10) و بر همین اساس، پیامبرانش را «مبشّر» خوانده است. پس خدا همان گونه که جبار منتقم است، همان مقدار رحمان و رحیم است. بلکه رحمت او از غضب او سبقت گرفته است: «یَا مَنْ سَبَقَتْ‏ رَحْمَتُهُ‏ غَضَبَه‏»(11)

    پس اگر بر مبنای جبروت خود نظام جزا و عقاب دارد و از مثقال ذره‌ای از ظلم نمی‌گذرد، بر مبنای رحمانیتش نظام شفاعت، مغفرت، توبه و تکفیر را دارد. کسی که بخواهد به شفاعت ایراد بگیرد ناخواسته ایراد به نظام رحمت و مغفرت عامه الهی گرفته است؛ زیرا همین اشکال به مسأله توبه و مسأله تکفیر وارد است که چطور خداوند کسی که یک عمر ترک واجبات و انجام محرمات نمود، چنین شخصی مورد غفران قرار بگیرد؛ بلکه چرا همین معاصی‌اش به نیکی تبدیل شود. به همین دلیل، دقت کنید اشکال به مرتبه اعلی، به مسأله تکفیر وارد است؛ زیرا بر اساس شفاعت از گناهان انسان چشم‌ پوشی می‌شود؛ اما بر اساس نظام تکفیر، همین اعمال بد عباد به نیکی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، بی‌ مبنا حرف زدن، موجب ایراد و اشکال بر تمامی مبانی دینی و انکار آیات صریح و محکم قرآن می‌شود. این همه به خاطر این است که بنده در حالتی بین خوف و رجاء باشد. بداند خدایی ندارد که منتظر آن نشسته است تا کوچک‌ترین ظلمی از بنده ببیند تا او را در جهنمی با آن اوصاف تا ابد، جاودان کند و یا خدایی ندارد که آن قدر اهل اغماض، تساهل و تسامح باشد که هر چه از او ببیند، نادیده گیرد و آخر کار، او را به بهشت برین برد. پس شفاعت بر اساس همین حکمت است.

    ثانیاً: شفاعت دارای شرایط و ضوابطی است از جمله مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:
    الف) اذن خدا؛ فرمود: «مَن ذَالَّذِی یَشفَعُ عنده إلاّ بإذنه»(12) و این مسلّم است که اگر در شفاعت نمودن، کوچک‌ترین ظلمی بر بندگان دیگر باشد، شفاعت قبیح خواهد بود و چون خدا اذن در فعل قبیح نمی‌دهد، پس شفاعت، دارای هیچ مرتبه‌ای از قبح نخواهد بود.

    ب) نزد خدا پیمان داشته باشد: «لا یملکون الشفاعة إلا من اتخذ عند الرحمن عهداً»(13) که از این پیمان، به ولایت یاد شده است، یعنی شیعه باشد.

    ج) ستمکار نباشد؛ «ما للظالمین من حمیم و لا شفیغ یطاع»(14)؛ بدین معنا که عمری در ستم و ظلم نباشد.

    هــ) رضایت خدا از او؛ فرمود: «و لا یشفعون إلا لمن ارتضی و هم من خشیته مشفقون»(15)

    فرض گرفته شود که فردی با شرایط شفاعت مورد شفاعت قرار گیرد؛ اما باید دانست:
    اولاً: این بدان معنی نیست که او قبل از شفاعت معذّب نخواهد بود.

    ثانیاً: ورود گناه‌کاران مشمول شفاعت؛ به بهشت با تأخیر خواهد بود. و شاید سال‌ها و روزها مؤمنین صالح زودتر از آن ها وارد بهشت می‌شوند و متنعم به نعم آن قرار می‌گیرند. چنان که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان! از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمی ‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تأخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.(16)

    ثالثاً: این بدان معنا نیست که گناه‌کاران مشمول شفاعت، در مرتبه افرادی خواهند بود که با عمل صالح وارد بهشت شدند؛ زیرا بهشت خود دارای مراتب و منازل متفاوت است.(17)
    و در برخی آمده است: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّهِ یَنْظُرُونَ إلَى مَنَازِلِ شِیعَتِنَا کَمَا یَنْظُرُ الإنْسَانُ إلَى الْکَوَاکِبِ»(18)؛ اهل بهشت به مسکن‏‌ها و منزل‏‌هاى شیعیان ما نظر مى‏‌کنند همچنان که مردم به ستارگان نظر مى‌کنند. و حتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیث
    «الدَّرَجَةُ في الجَنّةِ فَوقَ الدَّرَجةِ كما بينَ السَّماءِ و الأرضِ»(19) فاصله میان دو درجه بهشت را مانند فاصله آسمان و زمین ذکر می‌نماید.

    رابعاً: این گونه نیست که شفاعت، شامل حق مردم هم شود؛ بلکه بنا بر ظاهر، شامل حق خداوند است و اگر شامل حق مردم هم شود، اولیاء الهی برای آن فرد محق، حقش را تدارک و جبران خواهند کرد، به عنوان مثال، او را به درجات عالی‌تر ارتقا خواهند داد.

    ___________
    (1) فراهيدی، خليل بن احمد، کتاب العين، انتشارات اسوه، تهران، ج 1، ص 260.
    (2) راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، دارالهدی، قم، ج 2، ص 475.
    (3) راغب اصفهانی، همان.
    (4) فراهيدی، همان، ج 1، ص 262.
    (5) قرشي ، سید علی اكبر ، تفسير احسن الحديث، ج 1، ص 132.
    (6) طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان (با ترجمه ناصر مكارم شيرازي)، ج 1، ص 295.
    (7) خرمشاهي، بهاء الدين، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج 1، ص 1323 (مقاله فرزاد حاجی ميرزايی).
    (8) مكارم شيرازی، ناصر و همکاران، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بیست و هفتم، ج 1، ص 323.
    (9) زمر/ 53.
    (10) فرقان/ 70.
    (11) مفید، محمد، المزار، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، 161.
    (12) بقره/ 255.
    (13) مریم/ 87.
    (14) غافر/ 18.
    (15) انبیاء:/ 28.
    (16) مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۱، ص ۲۷۸.
    (17) اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، المطبعة العلمیه، قم، 1402ق، ص 99، ح 270.
    (18) حرانی، محمد بن حسن بن شعبه، تحف العقول، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ص 119.
    (19) طوسی، محمد بن حسن، الامالی، مؤسسه بعثت، قم، ص 529، ح 1164.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۱:۴۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  12. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود