جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر 5 دقیقه ایی قرآن کریم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12

    تفسیر 5 دقیقه ایی قرآن کریم




    سلام و خسته نباشید به حضور دوستان بزرگوارم در انجمن گفتگوی قرآنی
    قصد دارم یک دوره تفسیر 5 دقیقه ایی برای خوانندگان گرانقدر بگذارم
    انشاالله که مفید واقع شود
    بعنوان مقدمه این بحث از تفسیر شریف و گرانسنگ المیزان مطلبی را در اهمیت این کار مهم آورده و در ادامه به اصل تفسیر آیات نورانی قرآن کریم می پردازم
    مقدمه درباره شناخت گروه های مختلف بنابر ظرفیت وجودیشان

    بعضى قرآن را در اثر اتحاد با حقيقت آن مى‏شناسند، مانند پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عصمت عليهم السلام كه بمنزله جان رسول خدايند (1) «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ» (2) وقتى حقيقت كلام خدا بر روح رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله تنزل يافت و يا آن حضرت در قوس صعود به ملاقات حقيقت وحى نائل آمد «وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (3) براى آن حضرت جاى هيچگونه ابهام نخواهد بود و با دريافت آن حقيقت كه خود عين معرفت مى‏باشد كلام الهى بطور كامل شناخته خواهد شد.
    بعضى ديگر قرآن را در اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، شناخته و مى‏شناسند كه تبيين آن كشش خاص، براى كسى كه از آن بارقه سهمى و از آن نفحه نصيبى ندارد ميسور نيست.
    گروه سوم قرآن را با بررسى ابعاد گوناگون اعجاز وى شناخته و مى‏شناسند كه اكثريت قرآن شناسان از اين دسته‏اند.
    شناخت دسته اول همانند برهان صدّيقين در معرفت خداوند سبحان است كه از ذات‏ خداوند پى به او مى‏برند و معرفت دسته دوم همانند برهان معرفت نفس است‏ («من عرف نفسه فقد عرف ربّه)
    كه با استمداد از آيات انفسى پروردگار خويش را مى‏شناسند و آگاهى دسته سوم همانند برهان حدوث يا حركت يا امكان و مانند آنست كه با استدلال از نشانه‏هاى بيرونى و آيات آفاتى، خداوند خود را مى‏شناسند.

    شناخت قرآن‏
    كامل‏ترين شناخت قرآن، همانا معرفت عميقانه طبقه اول است كه نه تنها به تمام معارف آن آشنايى كامل دارند، چنان كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود:
    «قد ولدنى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و انا اعلم كتاب اللَّه و فيه بدء الخلق و ما هو كائن الى يوم القيامة و فيه خبر السماء و خبر الارض و خبر الجنة و خبر النار و خبر ما كان و خبر ما هو كائن، اعلم ذلك كانّما انظر الى كفّى انّ اللَّه يقول فيه تبيان كل شى‏ء(4)
    بلكه در مرحله عقل قرآن معقول و در مرتبه مثال قرآن متمثل و در مرتبه طبيعت قرآن ناطق مى‏باشند، چنان كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
    ... و النور المقتدى به ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن أخركم عنه الا انّ فيه علم ما يأتى و الحديث عن الماضى و دوائكم و نظم ما بينكم (5)
    و اين بدان علت است كه حقيقت ولايت و حقيقت قرآن گرچه مفهوما از يكديگر جدا مى‏باشند ولى از لحاظ مصداق و همچنين حيثيّت صدق، مساوق و متحدند از اين جهت مى‏توان ادعا كرد كه:
    «لا يبلغ احد كنه معنى حقيقة تفسير كتاب اللَّه تعالى و تاويله الّا نبيّه صلى اللَّه عليه و آله و اوصيائه عليهم السلام» (6)
    و زمينه رسيدن به اين مقام منيع عشق به معارف قرآن و شوق به مطالب آنست كه بر اثر عشق هر چه شناخته شد حفظ مى‏شود و از صحنه دل رحلت نمى‏كند و در اثر شوق هر چه شناخته نشد با پرسش روشن مى‏گردد كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
    «و اللَّه ما نزلت آية الّا و قد علمت فيما نزلت و أين نزلت أ بليل نزلت أم بنهار نزلت في سهل أو جبل إنّ ربّى وهب لي قلبا عقولا و لسانا سئولا» (7)
    و امامان معصوم عليهم السلام گرچه ممكن است در بعضى از مظاهر با يكديگر تفاوت داشته باشند ولى در علم به قوانين الهى و تفسير قرآن كريم يكسانند، چنان كه امام صادق عليه السّلام ميفرمايد:
    «قلت له الأئمّة بعضهم اعلم من بعض قال عليه السّلام نعم و علمهم بالحلال و الحرام و تفسير القرآن واحد» (8)
    و كتاب خداوند را چون ديگر نوشتار يا گفتار نمى‏توان محسوب داشت زيرا همواره گوينده از گفتارش جدا و نويسنده از نوشتارش بيرون است و هنگامى كه پرده گفتار كنار رفت گوينده ظهور مى‏نمايد كه:
    «المرء مخبوء تحت لسانه» (9)
    و زمانى كه پوشش نگارش و نوشتار بدرآيد اندام نويسنده جلوه مى‏كند كه:
    «رسولك ترجمان عقلك و كتابك ابلغ ما ينطق عنك» (10)
    كه وجود هر يك از متكلم و كاتب محدود بوده و از محدوده كلام و كتاب خود نيز بيرون مى‏باشد، از اين جهت بايد از حجاب گفتار و نوشتار گذشت تا به گوينده و نويسنده رسيد و چه بسا آن گوينده يا نويسنده درست در كسوت گفتار در نيايد و بطور كامل در پوشش نوشتار، خود را ارائه ندهد، ليكن خداوند سبحان كه از هر نورى روشن‏تر است تحت هيچ حجابى مستور نيست و از محدوده هيچ موجودى بيرون نخواهد بود، بنا بر اين لطيف‏ترين تعبيرى كه درباره كلام و كتاب خداوند سبحان مطرح مى‏باشد همان تجلّى است كه احتمال هر گونه تجافى را از بين مى‏برد و زمينه هر گونه شناخت عميق را فراهم مى‏نمايد كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
    «فتجلّى لهم سبحانه فى كتابه من غير ان يكونوا رأوه بما اراهم من قدرته ...» (11)
    و آن موحّدى كه تا با چشم جان و حقيقت ايمان، خداى خود را نبيند او را نمى‏پرستد

    _________________
    1. فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ.
    2. سوره شعراء آيه 193.
    3. سوره نمل آيه 6.
    4. بحار ط بيروت ج 89 ص 98 و 101.
    5. نهج البلاغه صبحى صالح ص 223.
    6. بحار ط بيروت ج 89 ص 88 و 89 و ج 90 ص 9.
    7. بحار ط بيروت ج 89 ص 93 و 97.
    8. بحار ط بيروت ج 89 ص 95.
    9.نهج البلاغه صبحى صالح ص 545.
    10.نهج البلاغه صبحى صالح ص 528.
    11. نهج البلاغه صبحى صالح ص 204.
    ***************
    ترجمه الميزان، مقدمه، ص: 10و 11


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    تفسير قرآن‏
    اكنون كه درجات گوناگون شناخت قرآن روشن شد مراتب مختلف تفسير آن واضح خواهد بود زيرا تفسير همان شناخت متنزل است لذا سخن طبقه ممتاز كه همان‏ گروه اولند اينست كه‏
    «سلونى عن القرآن اخبركم عن آياته فيمن نزلت و اين نزلت» (1)
    و چون قرآن كريم مهيمن (2) بر ديگر كتابهاى آسمانى مى‏باشد انسان كاملى كه با حقيقت قرآن كريم متحد شد توان تفسير همه كتاب‏هاى الهى را دارد لذا أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
    «اما و اللَّه لو ثنيت لى الوسادة فجلست عليها لافتيت اهل التوراة بتوراتهم ... و اهل الانجيل بانجيلهم ... و اهل القرآن بقرآنهم» (3)
    غزالى از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل مى‏كند كه اگر خداوند سبحان و پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله مرا اذن دهند به اندازه بار چهل شتر الف فاتحة الكتاب را شرح مى‏نمايم سپس مى‏گويد:
    «و هذه الكثرة فى السعة و الافتتاح فى العلم لا يكون الّا لدنيا سماويا الهيّا» (4)
    لذا ابن عباس مفسّر معروف چنين مى‏گويد «... و ما علمى و علم اصحاب محمد صلى اللَّه عليه و آله فى علم على عليه السّلام الّا كقطرة فى سبعة ابحر» (5)
    و هرگز قرآن بدون توجه به تفسير و تبيين اين طايفه حقّه فهميده نمى‏شود

    _____________
    1. بحار ط بيروت ج 89 ص.
    2. سورة مائده آيه 48.
    3. بحار ط بيروت ج 89 ص 78.
    4. بحار ط بيروت ج 89 ص 104.
    ***********
    ترجمه الميزان، مقدمه، ص: 15


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    آغاز نمودن اعمال و گفتار با نام خدا ادب است و عمل را خدايى و نيك فرجام مى‏كند
    عين اين منظور را در نامگذاريها رعايت مى‏كنند، مثلا مى‏شود كه مولودى كه برايشان متولد مى‏شود، و يا خانه، و يا مؤسسه‏اى كه بنا مى‏كنند، بنام محبوبى و يا عظيمى نام مى‏گذارند، تا آن نام با بقاء آن مولود، و آن بناى جديد، باقى بماند، و مسماى اولى به نوعى بقاء يابد، و تا مسماى دومى باقى است باقى بماند، مثل كسى كه فرزندش را به نام پدرش نام مى‏گذارد، تا همواره نامش بر سر زبانها بماند، و فراموش نشود.
    اين معنا در كلام خداى تعالى نيز جريان يافته، خداى تعالى كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده، تا آنچه كه در كلامش هست مارك او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب، مؤدب كند، و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده، آن را با نام وى آغاز نموده‏ (1)

    از ميان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همين دليل بايد همه چيز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سايه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستين آيه قرآن مى‏گوئيم" بنام خداوند بخشنده بخشايشگر" (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ).
    اين كار نبايد تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه بايد از نظر واقعيت و معنى با او پيوند داشته باشد، چرا كه اين ارتباط آن را در مسير صحيح قرار مى‏دهد و از هر گونه انحراف باز مى‏دارد و به همين دليل چنين كارى حتما به پايان مى‏رسد و پر بركت است.
    به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر ص مى‏خوانيم :
    کل امر ذى بال لم يذكر فيه اسم اللَّه فهو ابتر:" هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى‏فرجام است"(
    بحار جلد 16 باب 58 (طبق تفسير البيان جلد 1 صفحه 461) (2)
    _________
    1. ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 26
    2. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 14



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    امير مؤمنان على ع پس از نقل اين حديث اضافه مى‏كند" انسان هر كارى را مى‏خواهد انجام دهد بايد بسم اللَّه بگويد يعنى با نام خدا اين عمل را شروع مى‏كنم، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است".
    و نيز مى‏بينيم امام باقر ع مى‏فرمايد:" سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى‏كنيم، چه بزرگ باشد چه كوچك، بسم اللَّه بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد".
    كوتاه سخن اينكه پايدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.
    به همين مناسبت خداوند بزرگ در نخستين آيات كه به پيامبر وحى شد دستور مى‏دهد كه در آغاز شروع تبليغ اسلام اين وظيفه خطير را با نام خدا شروع كند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ .
    و مى‏بينيم حضرت نوح ع در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى‏دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى" بِسْمِ اللَّهِ" بگويند (وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها) (سوره هود آيه 41).
    و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پياده شدند چنان كه قرآن مى‏گويد: قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ (سوره هود آيه 48).

    _________
    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 15



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    و نيز سليمان در نامه‏اى كه به ملكه سبا مى‏نويسد سر آغاز آن را" بسم‏ اللَّه" قرار مى‏دهد (إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ...) (سوره نحل آيه 30).
    و باز روى همين اصل، تمام سوره‏هاى قرآن- با بسم اللَّه آغاز مى‏شود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود.
    تنها سوره توبه است كه بسم اللَّه در آغاز آن نمى‏بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمان‏شكنان آغاز شده، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به" رحمان و رحيم" سازگار نيست.
    در اينجا توجه به يك نكته لازم است و آن اينكه ما در همه جا بسم اللَّه مى‏گوئيم چرا نمى‏گوئيم بسم الخالق يا بسم الرازق و مانند آن؟! نكته اين است كه" اللَّه" چنان كه به زودى خواهيم گفت، جامعترين نامهاى خدا است و همه صفات او را يك جا بازگو مى‏كند، اما نامهاى ديگر اشاره به بخشى از كمالات او است، مانند خالقيت و رحمت او و مانند آن.

    _______________
    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 15



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    آيا بسم اللَّه جزء سوره است؟!


    در ميان دانشمندان و علماء شيعه اختلافى در اين مساله نيست، كه بِسْمِ اللَّهِ جزء سوره حمد و همه سوره‏هاى قرآن است، اصولا ثبت" بِسْمِ اللَّهِ" در متن قرآن مجيد در آغاز همه سوره‏ها، خود گواه زنده اين امر است، زيرا مى‏دانيم در متن قرآن چيزى اضافه نوشته نشده است، و ذكر" بِسْمِ اللَّهِ" در آغاز سوره‏ها از زمان پيامبر ص تا كنون معمول بوده است.
    و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن، نويسنده تفسير المنار جمع‏آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زير كرده است:
    در ميان علما گفتگو است كه آيا بِسْمِ اللَّهِ در آغاز هر سوره‏اى جزء سوره است يا نه؟ دانشمندان پيشين از اهل مكه اعم از فقهاء و قاريان قرآن از جمله ابن كثير و اهل كوفه از جمله عاصم و كسايى از قراء، و بعضى از صحابه و تابعين از اهل مدينه، و همچنين شافعى در كتاب جديد، و پيروان او و ثورى و احمد در يكى از دو قولش معتقدند كه جزء سوره است، همچنين علماى اماميه و از صحابه- طبق گفته آنان على ع و ابن عباس و عبد اللَّه بن عمر و ابو هريره، و از علماى تابعين سعيد بن جبير و عطا و زهرى و ابن المبارك اين عقيده را برگزيده‏اند. (1)

    گر چه هر قدر در تفسير اين آيه سخن بگوئيم كم گفته‏ايم چرا كه معروف است" على ع از سر شب تا به صبح براى" ابن عباس" از تفسير" بِسْمِ اللَّهِ"
    سخن مى‏گفت، صبح شد در حالى كه از تفسير" با" بِسْمِ اللَّهِ فراتر نرفته بود" ولى با حديثى از همان حضرت اين بحث را همين جا پايان مى‏دهيم، و در بحثهاى آينده مسائل ديگرى در اين رابطه خواهيم داشت.
    " عبد اللَّه بن يحيى" كه از دوستان امير مؤمنان على ع بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم اللَّه بر تختى كه در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمين افتاد و سرش شكست، على ع دست بر سر او كشيد و زخم او التيام يافت بعد فرمود: آيا نمى‏دانى كه پيامبر از سوى خدا براى من حديث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدايت باد مى‏دانم و بعد از اين ترك نمى‏گويم، فرمود: در اين حال بهره‏مند و سعادتمند خواهى شد.
    امام صادق ع هنگام نقل اين حديث فرمود: بسيار مى‏شود كه بعضى از شيعيان ما بسم اللَّه را در آغاز كارشان ترك مى‏گويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى‏سازد تا بيدار شوند و ضمنا اين خطا از نامه اعمالشان شسته شود" (2).


    و اما اينكه اين نام شريف بر سر هر سوره تكرار شده، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمه (سوره) را در كلام مجيدش چند جا آورده، از آن جمله فرموده: (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ)، و فرموده: (فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ) و فرموده: (إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ)، و فرموده: (سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها). از اين آيات مى‏فهميم كه هر يك از اين سوره‏ها طائفه‏اى از كلام خدا است، كه براى خود و جداگانه، وحدتى دارند، نوعى از وحدت، كه نه در ميان ابعاض يك سوره هست، و نه ميان سوره‏اى و سوره‏اى ديگر. (3)
    ___________

    1. تفسیر نمونه ج 1 ص 17
    2. تفسیر نمونه ج 1 ص 18
    3. ترجمه تفسیر المیزان ج 1 ص 27


  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۳, ۱۴:۵۱
  2. انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 36
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۲۶, ۱۲:۰۲
  3. ۞ تفسیرروایی سوره مبارکه قدر ۞
    توسط خادمة المهدی در انجمن سوره ها
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۳:۰۳
  4. دعایی برای آمرزش همه گناهان
    توسط monemizadeh در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۰۱, ۰۷:۱۳
  5. امام رضا(ع) با چه دعایی افطار می‌کرد؟
    توسط monemizadeh در انجمن روزه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۱۷:۰۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود