جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده، بدعت است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده، بدعت است؟




    آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده و با هم اندیشی علمای غیرمعصوم دین به جزئی جدایی ناپذیر از ایمان دینی تبدیل شده است، بدعت است؟
    روزگار غریبی است

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده، بدعت است؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده، بدعت است؟


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    باسلام
    پیش از پاسخ به سوال شما، لازم است به یک نکته توجه داشته باشیم.

    آموزه های یک دین، به سه بخش عقائد، احکام و اخلاقیات تقسیم میشود.
    مباحث اعتقادی نیز به دو بخش اصول و فروع اعتقادی تقسیم میشود.
    مباحث اصول اعتقادی یک دین، مباحثی است که اصل و اساس یک دین مبتنی بر انهاست.
    این اصول اعتقادی، از طریق عقل اثبات میشوند و اثبات آنها، تقلیدی نیست.
    به همین جهت تقلید در این بخش از اموزه های یک دین، نادرست است و اصول اعتقادات تقلیدی مورد پذیرش نیست.
    هر کسی به میزان بهره مندی از هوش و عقلی که دارد باید اصول دینش را بیاموزد و یقین به آنها داشته باشد.
    اما سایر اموزه های یک دین، مانند فروع اعتقادی و احکام و فروع اخلاقی، همگی مسائلی هستند که از تیررس عقل خارج هستند.
    با توجه به این مقدمه، اگر یک باور الهیاتی و یک اعتقاد، در زمره اصول دین باشد، هر کسی باید خودش به آن برسد. بنابراین، قاعدتا اگر کسی هم در این فرایند تحقیق او کمک میکند، در نهایت خود آن شخص باید به نتیجه مورد نظرش برسد نه اینکه به گفته شخص دیگر اعتماد کند.(1)
    اما اگر در زمره فروع اعتقادات است، فروع اعتقادات، از آنجا که عقلی نیست و از تیررس اعتقادات انسان خارج است، صرفا باید از منابع معتبر دینی دریافت شود. بنابراین، یا باید از قرآن کریم استنباط شود یا احادیث معتبر. سخن دیگران نیز فقط به منظور فهم بهتر این ادله به انسان میتواند کمک کند نه اینکه خودش معتبر باشد و حجیت داشته باشد.
    البته هر کسی مجاز است که در فروع اعتقادات خود تحقیق کند، اما اینکه تحقیق خود را به دین نسبت دهد و آنرا در زمره اعتقادات بداند، درصورتی درست است که بر اساس ادله حرف و کلامش تایید شده باشد. اما اگر همینطور و بدون تحقیق و فهم نظر دین، دیدگاه خود در مباحث نظری و فرعی اعتقادات را به دین منسوب کند، نه اینکه بگوید به نظر من این مسئله اینچنین است، در آن صورت مرتکب بدعت شده است.



    ــــــــــــ
    1. ر.ک: اموزش عقائد، مصباح یزدی، درس اول


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ در ساعت ۰۵:۲۶

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست


    البته هر کسی مجاز است که در فروع اعتقادات خود تحقیق کند، اما اینکه تحقیق خود را به دین نسبت دهد و آنرا در زمره اعتقادات بداند، درصورتی درست است که بر اساس ادله حرف و کلامش تایید شده باشد. اما اگر همینطور و بدون تحقیق و فهم نظر دین، دیدگاه خود در مباحث نظری و فرعی اعتقادات را به دین منسوب کند، نه اینکه بگوید به نظر من این مسئله اینچنین است، در آن صورت مرتکب بدعت شده است.

    سلام. بحث مورد نظر من همین بخش از فرمایشات شماست. ببینید اینجا بحث بیشتر در مورد صحت ادله خواهد بود، و نه مورد بدعت. در واقع تفسیری از دین که درست است، بدعت نیست و بدعتی از دین که غلط است، بدعت است. درست عرض می کنم؟
    روزگار غریبی است

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام. بحث مورد نظر من همین بخش از فرمایشات شماست. ببینید اینجا بحث بیشتر در مورد صحت ادله خواهد بود، و نه مورد بدعت. در واقع تفسیری از دین که درست است، بدعت نیست و بدعتی از دین که غلط است، بدعت است. درست عرض می کنم؟
    سلام
    از نظر دینی، عملی بدعت شمرده میشود که انسان تفسیری از خود را به دین خدا نسبت دهد که مستند معتبری برای سخن خود ندارد.
    به عبارت دیگر، نظری که مطابق قواعد و اسلوب تحقیق در مباحث نظری و عقلی به دست امده باشد، معتبر خواهد بود. هرچند ممکن است مطابق با واقع نباشد.
    اما تفسیر دیگری از بدعت نیز ارائه شده و آن شبیه نگاه شماست.
    بر اساس نگاه دوم، عبارت است اینکه چیزی که داخل در دین نیست و دینی نیست را در در دین داخل کنیم. اما این نگاه، قابل اندازه گیری در این دنیا و سنجش در آن نیست و ملاک اول به نظر میرسد که بهتر باشد.
    زیرا بر اساس نگاه دوم، تا زمانی که دین و نظر دقیق آنرا ندانیم ، نمیتوانیم متوجه شویم که مرتکب بدعت شده ایم یا نه.
    برخلاف نگاه اول که ملاک سنجش بدعت از غیر بدعت، مستند نبودن آن نظر به تحقیق درست است.

    موفق باشید.


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    سلام
    از نظر دینی، عملی بدعت شمرده میشود که انسان تفسیری از خود را به دین خدا نسبت دهد که مستند معتبری برای سخن خود ندارد.
    به عبارت دیگر، نظری که مطابق قواعد و اسلوب تحقیق در مباحث نظری و عقلی به دست امده باشد، معتبر خواهد بود. هرچند ممکن است مطابق با واقع نباشد.
    اما تفسیر دیگری از بدعت نیز ارائه شده و آن شبیه نگاه شماست.
    بر اساس نگاه دوم، عبارت است اینکه چیزی که داخل در دین نیست و دینی نیست را در در دین داخل کنیم. اما این نگاه، قابل اندازه گیری در این دنیا و سنجش در آن نیست و ملاک اول به نظر میرسد که بهتر باشد.
    زیرا بر اساس نگاه دوم، تا زمانی که دین و نظر دقیق آنرا ندانیم ، نمیتوانیم متوجه شویم که مرتکب بدعت شده ایم یا نه.
    برخلاف نگاه اول که ملاک سنجش بدعت از غیر بدعت، مستند نبودن آن نظر به تحقیق درست است.

    موفق باشید.
    سلام. اگر بین علما و فلاسفه بر سر یک تفسیر اختلاف باشد چطور؟ فرض کنید گروهی این تفسیر از امور نقلی را بپذیرند و گروهی نپذیرند. ما، با دو فرض مختلف متخصص بودن و متخصص نبودن، چه باید بکنیم.
    روزگار غریبی است

  11. تشکرها 3


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام. اگر بین علما و فلاسفه بر سر یک تفسیر اختلاف باشد چطور؟ فرض کنید گروهی این تفسیر از امور نقلی را بپذیرند و گروهی نپذیرند. ما، با دو فرض مختلف متخصص بودن و متخصص نبودن، چه باید بکنیم.
    سلام
    بدعت، در صورتی است که یک فرد ادعایی در مورد دین و یک مسئله دینی داشته باشد، ولی دلیل محکمه پسندی برایش نداشته باشد. یعنی این فرد باید برای برای برداشت خود دلیل و مدرک محکمه پسندی داشته باشد که با اسلوب مورد نظر در آن علم قابل توجیه باشد.

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    سلام
    بدعت، در صورتی است که یک فرد ادعایی در مورد دین و یک مسئله دینی داشته باشد، ولی دلیل محکمه پسندی برایش نداشته باشد. یعنی این فرد باید برای برای برداشت خود دلیل و مدرک محکمه پسندی داشته باشد که با اسلوب مورد نظر در آن علم قابل توجیه باشد.
    با عرض سلام. من برای روشن شدن، در چند محور طرح مسئله می کنم:

    اول)«محکمه پسند» بودن یک دلیل، خودش وقتی بین علمای دین مناقشه هست، برای فردی که خودش صاحب نظر نیست، ایجاد مشکل می کند. نه منطقی است که به طرفی برود که اکثریت با آن طرف است و نه منطقی است که بدون علم مسئله را بپذیرد. این فرد چه باید بکند؟

    دوم)اینکه گفته می شود اجماع علما، حجت است، به معنای مؤید بودنِ اجماع است یا اینکه اجماع به تنهایی برای حجیت کفایت می کند؟
    روزگار غریبی است

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    «محکمه پسند» بودن یک دلیل، خودش وقتی بین علمای دین مناقشه هست، برای فردی که خودش صاحب نظر نیست، ایجاد مشکل می کند. نه منطقی است که به طرفی برود که اکثریت با آن طرف است و نه منطقی است که بدون علم مسئله را بپذیرد. این فرد چه باید بکند؟
    باسلام
    محکمه پسند به معنای آن نیست که موافق کسی باشد. چه مشهور و چه غیر مشهور.
    بلکه به این معناست که بر اساس اسلوب و شیوه همان علم مشی شده باشد و آن شخص بتواند برای مدعای خود شیوه و اسلوبی داشته باشد.
    درست مانند پایان نامه های دانشگاهی. در داوری پایان نامه ها، هیچ یک از داورها حق ندارد بگوید چون من این نظر را قبول ندارم پس نمره قبولی نمیدهم. بلکه وقتی شیوه و اسلوب تحقیق رعایت شده باشد، به شخص نمره داده میشود ولو هیچ یک از داوران نتیجه آنرا قبول نداشته باشند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    دوم)اینکه گفته می شود اجماع علما، حجت است، به معنای مؤید بودنِ اجماع است یا اینکه اجماع به تنهایی برای حجیت کفایت می کند؟
    این بخش ربطی به بحث ما نداشت.
    اما به هر حال، اجماع از نگاه شیعیان، دلیل مستقلی برای حکم شرعی نیست تا چه رسد به یک حکم عقلی.
    اجماع در نگاه علمای شیعه، تنها در صورتی معتبر است که به نوعی نشان دهنده نظر یکی از معصومان باشد و به همین جهت، دلیل مستقلی نیست زیرا در نهایت همان قولی که این اجماع حکایت از آن دارد معتبر است نه نگاه دیگران.
    البته یک نکته نباید فراموش شود، وقتی در یک مسئله، اجماع یا حتی کمتر شهرت بین فقها وعلما وجود داشته باشد، حتی اگر دلیل نقلی(روایت معتبر) در دسترس نباشد، دیگران در نظر دادن برخلاف حکم اجماعی و یا مشهور احتیاط میکنند و معمولا چنین حکمی را نمیدهند.

    موفق باشید.

  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا باوری الهیاتی که با صراحت توسط معصوم تعلیم نشده و با هم اندیشی علمای غیر معصوم دین به جزئی جدایی ناپذیر از ایمان دینی تبدیل شده است، بدعت است؟


    پاسخ:
    پیش از پاسخ به سوال شما، لازم است به یک نکته توجه داشته باشیم.

    آموزه های یک دین، به سه بخش عقائد، احکام و اخلاقیات تقسیم می شود. مباحث اعتقادی نیز به دو بخش اصول و فروع اعتقادی تقسیم می شود. مباحث اصول اعتقادی یک دین، مباحثی است که اصل و اساس یک دین مبتنی بر آن هاست. این اصول اعتقادی، از طریق عقل اثبات می شوند و اثبات آنها، تقلیدی نیست. به همین جهت تقلید در این بخش از آموزه های یک دین، نادرست است و اصول اعتقادات تقلیدی مورد پذیرش نیست. هر کسی به میزان بهره مندی از هوش و عقلی که دارد باید اصول دینش را بیاموزد و یقین به آنها داشته باشد. اما سایر آموزه های یک دین، مانند فروع اعتقادی و احکام و فروع اخلاقی، همگی مسائلی هستند که از تیر رس عقل خارج هستند.

    با توجه به این مقدمه، اگر یک باور الهیاتی و یک اعتقاد، در زمره اصول دین باشد، هر کسی باید خودش به آن برسد. بنابراین، قاعدتا اگر کسی هم در این فرایند تحقیق او کمک می کند، در نهایت خود آن شخص باید به نتیجه مورد نظرش برسد نه اینکه به گفته شخص دیگر اعتماد کند.(1) اما اگر در زمره فروع اعتقادات است، فروع اعتقادات، از آنجا که عقلی نیست و از تیررس اعتقادات انسان خارج است، صرفا باید از منابع معتبر دینی دریافت شود. بنابراین، یا باید از قرآن کریم استنباط شود یا احادیث معتبر. سخن دیگران نیز فقط به منظور فهم بهتر این ادله به انسان می تواند کمک کند نه اینکه خودش معتبر باشد و حجیت داشته باشد.

    البته هر کسی مجاز است که در فروع اعتقادات خود تحقیق کند، اما اینکه تحقیق خود را به دین نسبت دهد و آنرا در زمره اعتقادات بداند، در صورتی درست است که بر اساس ادله حرف و کلامش تایید شده باشد. اما اگر همین طور و بدون تحقیق و فهم نظر دین، دیدگاه خود در مباحث نظری و فرعی اعتقادات را به دین منسوب کند، نه اینکه بگوید به نظر من این مسئله اینچنین است، در آن صورت مرتکب بدعت شده است.

    ــــــــــــ
    (1) آموزش عقائد، درس اول. (محمد تقی مصباح یزدی، تهران، چاپ و نشر بین الملل، چاپ دوم، 1377)


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۰۲ در ساعت ۲۲:۵۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود