صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است




    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

    پژوهش موسسه اسرائیلی: تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است/۱۳۰ هزار بسیجی آماده ورود به جولان هستند
    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

    یک موسسه تحقیقاتی صهیونیستی مدعی شده است که ایران در مرز سوریه پست های فرماندهی ایجاد کرده که این پست‌ها فرماندهی ۱۳۰ هزار رزمنده بسیجی آموزش دیده ایرانی را که منتظر ورود به سوریه هستند، هدایت خواهند کرد.

    به گزارش «سراج۲۴» بنابر یک تحقیقی که توسط «موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه» منتشر شده ایران در حال ساختن جبهه فعالی از دریای مدیترانه تا جولان است.ایران حضور فعال نظامی در مرزهای سرزمین‌های اشغالی برای بازدارندگی و انهدام رژیم صهیونیستی دارد.

    این تحقیق صهیونیست‌ها اینگونه نتیجه گیری می‌کند که اسرائیل با یک بحران حیاتی مواجه می‌شود. اسرائیل هیچ وقت تصور نمی کرد که ایران در مرزهایش حاضر شود، حتی قبل از اینکه توافق هسته‌ای با آمریکایی‌ها تکمیل شود.

    در این تحقیق آمده است:‌ «تهدید ایرانی‌ها علیه اسرائیل دیگر صرفا در نظریه نیست این تهدید به تهدید مستقیم، عملی و متعارف تبدیل شده است.»
    موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه در تحقیق خود نوشته است که «ایران به همراه حزب‌الله لبنان حضور خود در سوریه را بر اساس ساخت یک سازمان جدید تحت عنوان حزب‌الله سوریه و همچنین حضور مستقیم نیروهای ایرانی در سوریه به ویژه در بلندی‌های جولان قرار داده است».



    ......

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....

    بنابر این تحقیق «استقرار ایران در سوریه بویژه حضور نیروهایش در بلندی‌های جولان که در مرحله اول با ایجاد پست‌های فرماندهی و تعدادی محدودی از نیروهای ویژه صورت گرفته است نشان از یک گرایش جدید در فعالیت‌های ایران در منطقه دارد که همان حضور مستقیم است. بنابر طرح ایرانی ها این پست‌های فرماندهی ۱۳۰ هزار رزمنده بسیجی آموزش دیده ایرانی را که منتظر ورود به سوریه هستند، هدایت خواهند کرد. این مسئله در اظهارات حسین همدانی، یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز ثبت شده است».در این تحقیق با اشاره به اینکه «پس از نبرد اخیر در جنوب سوریه، حضور مستقیم ایران در جولان نشانه ایجاد جبهه جنگی واحدی علیه اسرائیل است که از راس الناقوره شروع می‌ شود و تا قنیطره امتداد می‌یابد» آمده است: «هدف ایران از حضور در بلندی‌های جولان فقط برای بازندارندگی اسرائیل از حلمه به برنامه‌ هسته‌ای خود نیست بلکه دفاع از سوریه به عنوان بخشی از محور مقاومت و همچنین ایجاد جبهه فعالی برای حملات علیه اسرائیل در جولان و حتی آزادی این منطقه از اشغال اسرائیل است.»
    پایان
    در تحقیق موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه تاکید شده است که فعالیت‌های ایران در جولان «با فهم ایدئولوژیکی ایران که اسرائیل را به مثابه موجودی که باید منهدم شود، می‌شناسد همخوانی دارد همچنانکه در بیانات [آیت‌الله] سید علی خامنه‌ای رهبر ایران نیز بیان و ثبت شده است.»

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ در ساعت ۰۸:۰۳
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    تسلط کامل ایران بر خلیج فارس و دریای عمان




    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

    به نقل از سپاه نیوز: سرلشکر جعفری با بیان اینکه هدف رزمایش پیامبر اعظم(ص) برقراری امنیت در منطقه خلیج فارس است، گفت: منطقه دریای عمان، تنگه

    هرمز و خلیج فارس در تسلط کاملنیروی دریایی سپاه قرار دارد.

    به گزارش خبرنگار اعزامی سپاه نیوز از منطقه رزمایش؛ سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رزمایش بزرگ

    پیامبر اعظم (ص) ۹ پیرامون جزئیات
    این رزمایش، گفت: تا این لحظه این رزمایش که با قدرت ایمان و فناوری حاصل شده توسط نیروی دریایی و هوافضای سپاه برای

    تمرکز بر روی شناورهای دشمن انجام گرفته، به تمامی اهداف خود
    رسیده است.


    وی افزود: قسمت‌های بعدی این رزمایش را در بخش زمینی فردا خواهیم داشت که در عرصه‌‌های دیگر و با تاکتیک‌های دیگر انجام خواهد شد.


    سرلشکر جعفری در ادامه با بیان اینکه در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) ۹ به دشمن نشان دادیم این توانایی‌هایی که فراهم کردیم برای برقراری امنیت خلیج

    فارس و تنگه هرمز است، گفت: این رزمایش بازدارنده است تا دشمنان ما قصدی برای اعمال قدرت یا ایجاد ناامنی نداشته باشند.



    فرمانده کل سپاه با تأکید بر این موضوع که هدف ما برقراری امنیت برای شناورها در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز است، گفت: پیام این رزمایش به کشورهای

    منطقه و متحدین ما، پیام اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و پیام امنیت و صلح منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز است.



    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....


    وی افزود: ما در این باره برادری‌مان را ثابت کردیم که مشکل ما دشمنان فرامنطقه‌ای هستند و ان‌شاءالله روزی وحدت و همدلی کشورهای منطقه بیشتر شود تا

    دشمن ما منطقه را ترک کند و منطقه امنیت کامل یابد.



    سرلشکر جعفری در ادامه پیرامون استفاده از دانش بومی در فناوری‌ها در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) ۹ گفت: سلاح‌ها و فناوری‌هایی که امروز به نمایش

    گذاشته شد برگرفته از تجربیات بعد از جنگ تاکنون است. البته سلاح و امکاناتی که ما امروز در اختیار داریم قابل مقایسه با زمان جنگ نیست و دشمن ضربه‌ای که از

    ما خورده است را فراموش نکرده است.



    فرمانده کل سپاه تصریح کرد: این فناوری‌های پیشرفته امروز ما وقتی با نیروی ایمان ما تلفیق می شود ،قدرت بی‌نظیری را ایجاد می‌کند. البته ما دلمان نمی‌خواهد

    این را به آزمون واقعی بگذاریم اما اگر چنین وضعی پیش بیاید قطعا منطقه دریای عمان، تنگه هرمز و خلیج فارس در تسلط کامل نیروی دریایی سپاه خواهد بود.



    سرلشکر جعفری در پایان با بیان اینکه هدف این رزمایش تأمین امنیت منطقه در مواجهه با دشمن خارجی است، گفت: پیام این رزمایش بازدارندگی است از اینکه

    دیگران حواسشان را جمع کنند و پیرامون حریم امنیتی جمهوری اسلامی اقدامی نکنند. ما خودمان را مدافع امنیت تنگه هرمز می‌دانیم و این را امروز در این رزمایش

    به دنیا نشان دادیم.

    پایان

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    نشانه هاي ظهور حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)




    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

    نشانه هاي ظهور حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از مباحث پرجاذبه و جنجال برانگيزي است که بيشتر نويسندگان را وادار کرده است تا به اين موضوع بپردازند و آن را بررسي و مطالب متنوعي را مطرح کنند، زيرا انتظار، از مباحث فطري است و انسان ها به آن حساسيت خاصي دارند و مي خواهند بدانند آيا نشانه ها انجام گرفته است و يا به زودي انجام خواهد گرفت و کدام يک از علائم، حتمي و يا غير حتمي است و نيازمند شرايط و مقدمات خاصي است. اين گونه پرسش ها در نزد امامان معصوم (عليه السلام) و شخص پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مطرح گرديده و در روايات فراواني از آن ها ياد شده است که در اين جا آن ها را طرح مي کنيم:

    ۱. علائم حتمي (محتوم) ظهور
    علائم حتمي ظهور [محتوم]، نشانه هايي است که پيدايش آن ها بدون هيچ قيد و شرطي به صورت قطعي و الزامي در زمان خودش انجام مي پذيرد و در آن ها « بداء » (۱) راه ندارد؛ به طوري که تا آن ها تحقق نيابد حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور نخواهد کرد و آن تحول اساسي جهان به وقوع نخواهد پيوست و مدينه فاضله انبيا و اوصيا به وجود خواهد آمد.
    در روايات زيادي سخن از علائم حتمي ظهور به ميان آمده است که عدّه اي آن را قطعي و غير قابل ترديد دانسته اند. گاه با واژه « محتوم » آمده و گاه سياق حديث طوري است که افاده حتمي بودن را مي کند. به طور مثال امام معصوم (عليه السلام) کساني را که نشانه اي ذکر کرده اند و به وسيله آن خواسته اند زماني خاصي را تعيين کنند طرد مي کند و سپس علائمي را خود ذکر مي کند و يا جمله اي را با تأکيدات خاصي مطرح مي نمايد که حتمي بودن آن را مي رساند. اين گونه علائم، معدود و قابل توجه است. ما در اين بخش به اين گونه از علائم مي پردازيم؛ از جمله:
    ۱. عن عليّ بن أبي حمزة بن أبي بصير عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال : قلت له:
    جُعِلتُ فِدَاکَ – مَتَي خُرُوجُ القَائِمِ (عليه السلام)؟ فَقَالَ (عليه السلام):
    يَا أبَا محمّد إِنّا أَهلَ البَيتِ لا نُوَقِّتُ وَ قَد قَالَ محمّد (صلي الله عليه و آله و سلم) « کَذَبَ الوَقَّاتُونَ »، يَا أَبَا محمد إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الأَمرِ خَمسُ عَلامَاتٍ: أَولاهُنَّ النِّدَاءُ فِي شَهرِ رَمَضَانَ و خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ وَ خُرُوجُ الخُرَاسَانيِّ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيِّةِ وَ خسفٌ بِالبَيدَاءِ.
    ثُمَّ قَالَ يَا أبَا محمّد إِنَّهُ لا بُدَّ أَن يَکُونَ قُدَّامَ ذَلِکَ الطَّاعُونَانِ؛ الطَّاعُونُ الأَبيَضُ وَ الطّاعُونُ الأَحمَرُ. قُلتُ: جُعِلتُ فِدَاکَ وَ أَيُّ شَيءٍ هُما؟
    فَقَالَ (عليه السلام): أَمّا الطَّاعُونُ الأَبيَضُ، فَالمُوتُ الجَارِفُ وَ أمّا الطَّاعُونُ الأَحمَرُ، فَالسَّيفُ وَ لا يَخرُجُ القَائِمُ حَتَّي يُنَادَي بِاسمِهِ مِن جَوفِ السَّمَاءِ فِي لَيلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشرِينَ فِي شَهرِ رَمَضَانَ لَيلَةَ جُمُعَةٍ. قُلتُ: بِمَ يُنَادَي؟ قَالَ (عليه السلام): بِاسمِهِ وَاسمِ أَبِيهِ؛ أَلا إِنَّ فُلانَ بنَ فُلانٍ قَائِمُ آلِ محمّد فَاسمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ، فَلا يَبقَي شَيءٌ خَلَقَ اللهُ فِيهِ الرُّوحَ إِلّا يَسمَع الصَّيحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَ يَخرُجُ إِلَي صَحنِ دَارِهِ وَ تَخرُجُ العَذرَاءُ مِن خِدرِهَا وَ يَخرُجُ القائِمُ مِمَّا يَسمَعُ وَ هِيَ صَيحَةُ جَبرَئِيلَ (عليه السلام) (۲)؛ علي بن ابي حمزه [بطائني] از ابوبصير نقل کرده است که به امام صادق (عليه السلام) گفتم: فدايت شوم! چه زماني ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود؟



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....

    امام صادق (عليه السلام) فرمود: اي ابا محمد! ما خاندان اهل بيت براي ظهور بقية الله زماني را مشخص و معين نکرده ايم. همانا محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « دروغ مي گويند آناني که زمان خاصي را براي ظهور تعيين مي کنند ». سپس فرمود: ابا محمد! همانا قبل از ظهور [حضرت مهدي (عليه السلام)] پنج نشانه محقق خواهد شد:
    الف. نداي آسماني در ماه رمضان
    ب. خروج سفياني
    ج. خروج مرد خراساني
    د. شهادت نفس زکيّه
    هـ. فرو رفتگي در فلات.

    آن گاه فرمود: اي ابا محمد! همانا قبل از اين نشانه ها، دو طاعون مردم را گرفتار خواهد کرد: طاعون سفيد و طاعون سرخ.
    ابوبصير گفت: فدايت گردم! دو طاعون چيست؟
    امام (عليه السلام) فرمود: طاعون سفيد، مرگ هاي عمومي و دسته جمعي است که نابودي زيادي به همراه دارد (۳) و اما طاعون سرخ، مرگ هايي است که در اثر کشتار با اسلحه [کشتار جمعي همانند شيميايي، ميکروبي، هسته اي و ...] به وجود مي آيد.
    بعد فرمود: قائم ما ظهور نخواهد کرد تا آن که منادي در وسط آسمان او را به نام صدا زند که اين امر در شب بيست و سوم ماه رمضان، شب جمعه اتّفاق مي افتد.
    ابوبصير گفته است: عرض کردم: با چه نامي اسم [مبارک و زيباي] او در فضا پخش خواهد شد؟
    فرمود: به نام او و اسم پدر [بزرگوارش] چنين خواهد بود: « آگاه باشيد! همانا فلان بن فلان، قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) است. او ظهور کرده است. پس کلام او را بشنويد و اوامر او را اطاعت کنيد ». پس نيست موجودي که خداوند او را خلق کرده باشد و جان در او دميده باشد مگر آن که آن فرياد آسماني را بشنود. پس خوابيده را بيدار مي کند و به حياط خانه اش مي آيد و دختر باکره از پرده بيرون آيد و حضرت مهدي از آن چه مي شنود خروج مي کند و آن صداي جبرئيل است.
    امام صادق (عليه السلام) در پايان فرمود: اين پيام آسماني و اين فرياد، توسط جبرئيل (عليه السلام) انجام خواهد شد.
    ۲. عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: خَمسٌ قَبلَ قِيَامِ القَائِمِ (عليه السلام): اليَمَانِيُّ وَ السُّفيَانِيُّ وَ المُنَادِي يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ و خَسفٌ بِالبَيدَاءِ وَ قَتَلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ (۴)؛ پيش از قيام قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پنج حادثه بزرگ تحقق خواهد يافت: نهضت مردي انقلابي از يمن، حرکت ارتجاعي سفياني، فرياد آسماني که در همه جا شنيده خواهد شد، فرو رفتن زمين در بيداء، کشته شدن انساني پاک دامن [نفس زکيّه].
    ۳. عبدالله بن سنان عن أبي عبدالله (عليه السلام) أنّه قال: النِّدَاءُ مِنَ المَحتُومِ وَ السُّفيَانِيُّ مِنَ المَحتُومِ وَ اليَمَانِيُّ مِنَ المَحتُومِ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيِّةِ مِنَ المَحتُومِ وَ کَفٌّ يَطلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ المَحتُومِ. قَالَ (عليه السلام): وَ فَزعَةٌ فِي شَهرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفزِعُ اليَقظَانَ وَ تُخرِجُ الفَتَاةَ مِن خِدرِهَا (۵)؛ امام صادق (عليه السلام) فرمود: شش علامت حتمي، قبل از ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تحقق خواهد يافت: فرياد آسماني، خروج مرد سفياني، نهضت بزرگ مرد يمني، کشته شدن نفس زکيّه، ظاهر شدن کف دستي از آسمان و نيز فرمود در ماه رمضان وحشت و ترس عجيبي ايجاد مي شود که خوابيده را بيدار مي کند و هر بيداري را مي هراساند و دختران جوان را از پس پرده ها بيرون مي کند.
    ۴. عمربن حنظلة عن أبي عبدالله (عليه السلام) أنّه قال: لِلقَائِمِ خَمسُ عَلامَاتٍ: ظُهُورُ السُّفيَانِيّ وَ اليَمَانِيّ وَ الصَّيحَةُ مِنَ السَّمَاءَ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَيدَاءِ؛ (۶) امام صادق (عليه السلام) فرمود: خروج سفياني، نهضت مرد يمني، فرياد و صيحه آسماني، کشته شدن نفس زکيّة و فرو رفتن زمين [بيابان].


    .......

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ در ساعت ۰۰:۱۲ دلیل: اصلاح فونت
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ......

    ۵. محمّد بن أبي عمير عن عمر بن حنظلة عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قَبلَ قِيَامِ القَائِمِ خَمسُ عَلامَاتٍ مَحتُوماتٍ: اليَمَانِيُّ وَ السُّفيَانِيُّ وَ الصَّيحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَيدَاءِ؛ (۷) پيش از ظهور قائم، پنج علامت حتمي تحقّق پيدا خواهد کرد: نهضت يمني، حرکت و خروج سفياني، فرياد و صيحه آسماني، کشته شدن نفس زکيّه و فرو رفتن زمين در بيداء (فلات).
    با نگاهي کوتاه به برخي روايات، پنج علامت مشترک ذيل ديده مي شود:
    ۱. حرکت اصلاح طلبانه و ترقّي خواه مرد يمني؛
    ۲. جنبش ارتجاعي سفياني؛
    ۳. فرياد روح بخش آسماني؛
    ۴. فرو رفتن نيروهاي نظامي سفياني در سرزمين بيداء؛
    ۵. کشته شدن نفس زکيّه.

    حال با توجه به آمدن پنج علامت فوق در ميان ده ها و صدها روايت به صورت جداگانه و يا تنها، به توضيحي کوتاه درباره ي آنان مي پردازيم؛ گرچه بعضي از علامات ديگر هم چون وحشت بزرگ در ماه رمضان و طلوع خورشيد از مغرب و ... در روايت آمده و از علايم حتمي هم شمرده شده است.

    الف) حرکت اصلاح طلبانه يماني
    يکي از علائم حتمي که قبل از ظهور حضرت بقيّة الله (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به وقوع مي پيوندد و در بعضي از روايات، جزء اولين علائم ذکر شده، « اليماني » است. مردي از تبار پاکان از سرزمين يمن بر مي خيزد و نهضتي انساني و الهي راه مي اندازد. او به همراه ياران خويش بر ضد استکبار و استبداد مي خروشد. گرچه نام و نشان او به صورت شفاف و روش نيامده، لکن حرکت خداپسندانه او مورد تأييد اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است.
    امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ وَ اليَمَانِيِّ وَ الخُرَاسَانِيِّ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةِ وَ فِي شَهرٍ وَاحِدٍ فِي يَومٍ وَاحِدٍ وَ نِظَامٍ کَنِظَامِ الخَرَزِ يَتبَعُ بَعضَهُ بَعضاً فَيَکُونُ البَأسُ مِن کُلِّ وَجهٍ وَيلٌ لِمَن نَاوَاهُم وَ لَيسَ فِي الرِّايَاتِ رَايَةٌ أَهدَي مِن رَايَةِ اليَمَانِيِّ؛ خروج سفياني [حرکت ارتجاعي از شام] و يماني [حرکت ترقي خواهانه از يمن] و خراساني، هر سه در يک سال و يک ماه و يک روز اتّفاق مي افتد و همانند دانه هاي تسبيح، يکي پس از ديگري به وقوع مي پيوندد و در هر سو خوف و وحشت خواهد بود. واي بر کسي که با آنان دشمني کند. سپس فرمود: در ميان همه اين پرچم ها، پرچمي هدايت گرتر از پرچم يماني نيست.
    هِيَ رَايَةُ هُدًي لِأَنَّهُ يَدعُو إِلَي صَاحِبِکُم فَإِذَا خَرَجَ اليَمَانِيُّ حَرُمَ بَيعُ السِّلاحِ عَلَي النَّاسِ وَ کُلِّ مُسلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ اليَمَانِيُّ فَانهَض إِلَيهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًي وَلا يَحِلُّ لِمُسلِمٍ أَن يَلتَوِيَ عَلَيهِ فَمَن فَعَلَ ذلِکَ فَهُوَ مِن أَهلِ النَّارِ لأَنَّهُ يَدعُو إِلَي الحَقِّ وَ إِلي طَرِيقٍ مُستَقِيمٍ (۸)؛ پرچم يماني، پرچم هدايت و سعادت است، زيرا او شما را به سوي صاحبتان [بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)] مي خواند. پس هر وقت يماني خروج کرد، فروختن اسلحه بر مردم و بر هر مسلماني حرام است. پس آن گاه که او به پا خواست، با قيام او حرکت کنيد و در نهضتش شريک شويد، زيرا او پرچم دار هدايت است. روي گرداندن از آن براي مسلمانان جايز نخواهد بود و هر کس چنين کند و از پيوستن به او سرباز زند، اهل آتش خواهد شد؛ چون آن مرد يماني مردم را به حق دعوت مي کند و به راه راست مي خواند.

    ب) جنبش ارتجاعي سفياني (عثمان بن عنبسة)
    حرکت ارتجاعي و غير انساني سفياني از جمله علائمي است که در بسياري از احاديث عامه و خاصه مطرح شده است و همه او را چهره اي سفاک و خون آشام و مستبد معرفي کرده اند و مردم آن روز را از وضعيت حکومتي او برحذر داشته و از آن چه بر آن مردمان مي گذرد، تأسف خويش را ابراز داشته اند.
    اميرمؤمنان، علي بن ابي طالب (عليه السلام) سفياني را چنين معرفي کرده است:
    يَخرُجُ ابنُ آکِلَةِ الأَکبَادِ مِنَ الوَادِي اليَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبعَةٌ وَحشُ الوَجهِ ضَخمُ الهَامَةِ بِوَجهِهِ أَثَرٌ جُدَرِيٌّ، إِذَا رَأَيتَهُ حَسِبتَهُ أَعوَرَ، اسمُهُ عُثمَانُ وَ أّبُوهُ عَنبَسَةُ وَ هُوَ مِن وُلدِ أَبِيِ سُفيَانَ حَتِّي يَأتِيَ أَرضاً ذاتَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَستَوِيَ عَلَي مِنبَرِهَا (۹)؛ فرزند زن جگرخوار از صحراي خشک و سوزان خروج مي کند [وادي يابس]. او مردي چهار شانه است. داراي چهره اي وحشتناک و سري بزرگ و صورتي پرآبله مي باشد. وقتي که به قيافه و چهره او نگاه مي کني، او را يک چشم مي بيني. نامش « عثمان بن عنبسه » است. او از دودمان ابوسفيان است. خروجش ادامه دارد تا مسجد کوفه و کنار دجله را به تصرف خويش درمي آورد. [بعضي جمله ي « ذات قرار و معين » را، زمين سوريه، نزديکي دمشق دانسته اند.] سپس در آن جا بر تخت سلطنت مي نشيند.
    امير بيان در جاي ديگر درباره « سفياني » گفته است:
    ألا وإنّ السفيانيّ يَدخلُ البصرةَ ثَلاثَ دَخلات يُذِلُّ فيها العزيزَ و يُسبِي فيها الحريم ...؛ آگاه باشيد که سفياني سه بار به بصره يورش مي برد و داخل آن مي گردد. عزيزان آن سرزمين را به خواري مي کشاند و زنانش را به اسارت مي گيرد. نشانه خروج سفياني، اختلاف سه پرچم و علامت است که بين آنان اختلاف خواهد شد. پرچمي از مغرب که وارد مصر مي گردد و جنايات زيادي را مرتکب مي گردد و پرچمي از « بحرين »، از جزيره « أوال » از سرزمين فارس به اهتزاز در مي آيد و پرچمي از شام بر خواهد خاست.
    اين فتنه و آشوب يک سال ادامه مي يابد و پس از آن مردي از فرزندان عباس خروج مي کند. اهل عراق مي گويند: گروه پابرهنگان و اصحاب آراي گوناگون آمدند. در آن هنگام اهل شام و فلسطين دچار دلهره مي گردند و به سوي سردمداران شام و مصر رو مي آورند. آنان مي گويند برويد « سفياني » را بياوريد. آنان هم سفياني را مي آورند و او با خواسته آنان موافقت مي کند و در نقطه اي از دمشق در « حرستا » فرود مي آيد و همه خويشاوندان خود [دايي ها و پسرعموها و ...] را مي خواند و در بياباني خشک در منطقه دمشق، گروه هاي طرف دار او جمع مي شوند و به او مي پيوندند. سپس در روز جمعه به همراهي همه آنان وارد مسجد جامع دمشق مي گردد و براي نخستين بار بر بالاي منبر آنان را به جهاد دعوت مي نمايد. شاميان و گروه هاي موجود دست بيعت مي دهند تا دستورهاي او را اجرا کنند؛ چه مطابق ميل آنان باشد يا نباشد. از آن جا به نقطه اي به نام « غوطه » مي رود و در اجتماع مردم، حرکت خود را آغاز مي کند و در آن جا سه پرچم با اختلاف شديد به پيکار با يک ديگر مي پردازند:
    ۱. پرچم سياه رنگ که عجم و ترک آن را پشتيباني مي کنند؛
    ۲. پرچم زرد رنگ که مربوط به فرزند عباس است؛
    ۳. پرچم ديگر مربوط به سفياني و سپاه اوست.

    اوج درگيري در نقطه اي به نام « ازرق » خواهد بود. شصت هزار نفر کشته مي شوند. سفياني پيروز مي گردد. آن گاه افراد زيادي را قتل عام مي کند. بعد هم سرزمين هاي زيادي را تصرّف مي کند و بعد از آن به علامت ظاهري مي پردازد تا جايي که مردم همه ي جنايات او را به فراموشي مي سپارند و مي گويند آن چه را گفته اند بي اساس و دروغ است.


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....

    سخن اميرمؤمنان (عليه السلام) وقتي بدين جا رسيد، با ناراحتي تمام فرمود:
    به خدا سوگند! آنان دروغ مي گويند. نمي دانند بر امت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) از ناحيه سفياني چه سياه بختي ها و گرفتاري ها سراغ آن ها خواهد رفت. چنان چه بدانند، آن گونه سخن نمي گويند.
    سفياني با گروه هاي همراهش به راه خويش ادامه مي دهد تا به اولين شهر يعني حُمص (۱۰) مي رسد و بدترين برخورد را با آنان خواهد نمود. سپس از فرات عبور مي کند و به دروازه هاي مصر مي رسد و در قريه « سبأ »، درگيري بزرگي رخ مي دهد. خشونت و شقاوت سفياني و يارانش در آن جا وحشتي را ايجاد مي کند که شهرها يکي پس از ديگري سقوط مي کند. او با غرور و تکبّر فراوان به دمشق باز مي گردد. مردم را گرد خود جمع مي کند و سپاهي سنگين جهت هجوم به مدينه [منورّة] تدارک مي بيند و آن ها را گسيل مي دهد و سپاهي جهت حمله به بغداد آماده مي نمايد.
    سفياني در بغداد هفتاد هزار نفر را قتل عام مي کند و شکم سيصد زن باردار را پاره مي کند. بعد هم کوفه را مورد هجوم خويش قرار مي دهند که چشم ها گريان مي شود و دل ها را هراس بسيار زياد بر مي دارد. (۱۱)
    هجوم سفيانيان به طرف حرمين شريفين [مکّه، مدينه] ادامه مي يابد.
    اصبغ بن نباته گفته است در محضر مولايم، امير مؤمنان (عليه السلام) بودم. ايشان نشانه هاي ظهور را بر مي شمرد. آن گاه که به خروج سفياني و هجوم آنان به حرمين شرفين رسيد، فرمود:
    لِذَلِکَ آيَاتٌ وَ عَلامَات ... خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ بِرَايَةٍ حَمرَاءَ، أَمِيرُهَا رَجُلٌ مِن بَنِي کَلبٍ وَاثنَي عَشَرَ أَلفَ عَنَانٍ مِن خَيلِ السُّفيَانِيِّ يَتَوَجَّهُ إِلَي مَکَّةَ وَ المَدِينَةِ أَمِيرُهَا رَجُلٌ مِن بَنِي أُمَيَّةَ يُقَالُ لَهُ خُزَيمَةُ أَطمَسُ العَينِ الشِّمَالِ عَلَي عَينِهِ ظَفَرَةٌ غَلِيظَةٌ يَتَمَثَّلُ بِالرِّجَالِ لا تُرَدُّ لَهُ رَايَةٌ حَتِّي يَنزِلَ المَدِينَةَ فِي دَارٍ يُقَالُ لَهَا دَارُ أَبِي الحَسَنِ الأُمَوِيِّ يَ يَبعَثُ خَيلاً فِي طَلَبِ رَجُلٍ مِن آلِ محمد وَ قَدِ اجتَمَعَ إِلَيهِ نَاسٌ مِنَ الشِّيعَةِ يَعُودُ إِلَي مَکَّةَ أَميِرُهَا رَجُلٌ مِن عَطَفَانَ إِذَا تَوَسَّطَ القَاعَ الأبيَضَ خُسِفَ بِهِم فَلا يَنجُو إِلّا رَجُلٌ يُحَوِّلُ اللهُ وَجهَهُ إِلَي قَفَاهُ لِيِنذِرَهُم وَ يَکُونَ آيَةً لِمَن خَلفَهُم وَ يَومَئِذٍ تَأوِيلُ هَذِهِ الآيَة: (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ)؛ (۱۲) براي ظهور [بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)] نشانه هاست؛ از جمله: خروج سفياني با پرچم سرخ است. فرمان دهي بخشي از آن را مردي از قبيله بني کلب بر دوش دارد. دوازده هزار نفر از نيروهاي سفياني به سوي مکّه و مدينه هجوم مي برند. فرمانده اين سپاه، مردي از بني اميّه به نام « خزيمه » مي باشد؛ فردي پليد و خشونت طلب که چشم چپ او کور است و پرده سفيدي روي چشمش را فرا گرفته است. خزيمه اجساد مردان زيادي را « مُثله » [اعضا و جوارح را جدا] مي کند. در بسياري از جاها غلبه مي کند تا وارد مدينه گردد. در آنجا در « خانه ي ابي الحسن اموي » استقرار مي يابد و سپس سپاهي را براي دستگيري مردي از خاندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرستد که جمعي از شيعيان گرد وجودش حلقه زده اند. آن گاه با سپاه خويش روانه مکّه مي گردد. فرمان دهي اين سپاه را مردي از قبيله عطفان به عهده دارد. هنگامي که اينان به نقطه اي خاص [القاع الابيض؛ صحراي سفيد] رسيدند [خداوند منّان دستور مي دهد] زمين همه آنان را در دل خود فرو مي برد و فقط يک نفر از آنان باقي مي ماند. خداوند بزرگ چهره او را دگرگون مي کند و به عقب بر مي گرداند تا درسي براي متجاوزان باشد و ديگران ببينند و عبرت گيرند. در آن هنگام آيه شريفه ذيل تأويل مي گردد: « چنان چه ببيني آنان را که سخت به هراس افتاده اند راهي جهت فرار و رهايي ندارند. آنان از نزديک ترين جهات، درگير و گرفتار خواهند بود. » (۱۳)
    در روايتي ديگر، حذيفة بن يمان، صحابي بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از فتنه ها و درگيري هاي آخرالزّمان خبر داده است و عاقبت ننگين سُفياني خون آشام را از زبان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين حکايت نموده است:
    وَ يَحُلُّ الجَيشُ النَّانِي بِالمَدِينَةِ فَيَنتَهِبُونَهَا ثَلاثَةَ أَيَّامٍ بِلَيَالِيهَا ثُمَّ يَخرُجُونَ مُتَوَجِّهِينَ إِلَي مَکَّةَ حَتِّي إِذَا کَانُوا بِالبَيدَاءِ بَعَثَ اللهُ جَبرَئيلَ فَيَقُولُ: يَا جَبرَئِيلُ اذهَب فَأَبِدهُم. فَيَضرِبُهَا [َأي يَضرِبُ الأرضَ] بِرِجلِهِ ضَربَةً يَخسِفُ اللهُ بِهِم عِندَهَا وَلا يَفلُتُ مِنهَا إِلّا رَجُلانِ مِن جُهَينَةَ (۱۴)؛ سپاه ديگر « سفياني » وارد مدينه مي گردد و آن جا را سه شبانه روز غارت مي کند. پس از آن از شهر مدينه به سوي مکّه روي مي آورد. آنان همين که به فلات بين مکه و مدينه رسيدند خداوند، جبرئيل را مأموريت مي دهد تا آنان را نابود نمايد. جبرئيل بر آن سرزمين فرود مي آيد و با پاي خويش ضربتي وارد مي سازد. زمين به فرمان خداوند همه ي آن ها را جز دو نفر از طايفه ي جهينه فرو مي برد. [که جهت اخبار به سفياني و اهل مکّه باقي خواهند ماند که وضعيت هر کدام از آنان، درس عبرتي براي آيندگان خواهد شد].
    در پايان بايد گفت سفياني در مدّت حاکميت نُه ماهه اش (۱۵) پس از خرابي ها و تعدي ها و شکستن مرزهاي اعتقادي و تصرّف سرزمين هاي عراق، حجاز، سوريه، فلسطين، اردن و ... با شنيدن آمدن مصلحي بزرگ خود را آماده رزمي ديگر مي نمايد، اما ايجاد وحشت در دل او و پذيرش حق از سوي برخي از يارانش سبب تسليم شدن او مي گردد، ولي برخي ديگر او را وسوسه مي کنند. او پيمان و عهد خويش را مي شکند و با جبهه حَقّه ي بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) درگير مي شود که در اندک زمان نيروهايش نابود مي گردند و حجّت خدا با سازمان دهي زيباي خويش و امدادهاي الهي، بر او و امثالش غلبه مي يابد و سپاه سفياني به صورت کامل منهدم و نابود مي گردد.
    بنابر روايت ديگر، سفياني پس از نابودي لشکريانش به دست حضرت مهدي (عليه السلام) اسير مي شود. حضرت حجّت او را در جلوي دروازه بيت المقدّس در پيش چشمان مردم رنج کشيده آن منطقه اعدام مي نمايد تا بر جراحت دل مردم مرهمي گذاشته شود. (۱۶)

    ادامه دارد...
    پي‌نوشت‌ها:
    ۱. واژه « بداء » در پايان توضيح داده خواهد شد.
    ۲.نعماني کتاب الغيبة، ب ۱۲، ص ۲۸۹ – ۲۹۰، ح ۶.
    ۳.الموت الجارِف: مرگ عمومي؛ مرحوم علامه مجلسي آن را « جاذف » خوانده است که شامل مرگ هاي ناگهاني و سريع همانند سکته هاي مغزي و قلبي و تصادفات و غيره مي گردد.
    ۴.طبرسي، اعلام الوري، ص ۴۵۵؛ سيد علي نيلي نجفي، منتخب الأنوار المضيئة، ص ۱۷۷؛ منتخب الأثر، ص ۵۴۴، ح ۱و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۳.
    ۵.غيبت نعماني، ص ۲۵۲، ح ۱۱؛ ص ۲۵۲، ح ۹.
    ۶.همان.
    ۷.کمال الدين و تمام النعمة، ج۲،ص ۶۵۰، باب ۵۷، ما روي في علامات خروج القائم و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۴.
    ۸.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۰ و غيبة نعماني، ص ۲۵۳، ح ۱۳.
    ۹.کمال الدين و تمام النعمة، ج ۲، باب ۵۷، ص ۵۵۶، ح ۹.
    ۱۰.شهري که در فاصله ۱۶۰ کيلومتري شمال شرقي دمشق واقع شده است.
    ۱۱.الحائري، الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۰.
    ۱۲.سبأ، آيه ۵۱.
    ۱۳.جلال الدين سيوطي، الدر المنثور في تفسير المأئور، ج ۶، ص ۱۱۴ – ۷۱۱ و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۷۳.
    ۱۴.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۶. و معجم احاديث المهدي، ج ۱، ص ۴۸۱.
    ۱۵.الخرائج و الجرائح، ج ۳ ص ۱۱۵۹، ب ۲۰.
    ۱۶.معجم احاديث المهدي، ج ۳، ص ۳۱۳.

    منبع مقاله :
    زماني، احمد؛ (۱۳۹۳)، انديشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگي حکومت جهاني صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم

    نويسنده: دکتر احمد (رجبعلي) زماني

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    ظهور ناگهانی




    تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است

    «ثاقب» در زبان عربی، به معنای سوراخ کننده و شکافنده می‌باشد. «شهاب ثاقب» به سنگ آسمانی‌ای گفته می‌شود که به‌طور ناگهانی تاریکی شب را می‌شکافد. صفت بارز و شاخص آن همین است که در تاریکی مطلق ـ که هیچ روشنایی در آن نیست ـ به صورت ناگهانی نورافشانی می‌کند. پس ظهور امام عصر(عج) هم که به شهاب ثاقب تشبیه شده‌اند، به همین صورت خواهد بود. ایشان در تاریکی محض، ظهور می‌کنند و به صورت دفعی و ناگهانی آشکار می‌شوند.
    ••• ظهور به‌طور ناگهانی محقّق می‌شود
    مطابق آنچه از ائمّه اطهار(ع) نقل شده است، ظهور امام زمان(عج) به صورت دفعی و بدون زمینه قبلی واقع خواهد شد. حضرت ولیّ‌عصر(عج) در توقیع مبارک به جناب شیخ مفید فرموده‌اند: «فإنَّ اَمرَنا یَبْعَثُه فَجْأَةً؛۱۰ (خداوند) کار ما را به‌طور ناگهانی برمی‌انگیزد.» در حدیث دیگری امام علیّ‌بن موسی‌الرضا(ع) نقل فرموده‌اند که وقتی از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند که قیام کننده از فرزندان شما چه وقت ظهور می‌کند، حضرت در پاسخ فرمودند:
    «مَثَلُه مَثَلُ الساعَةِ التی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها إلّا هو... لا یأتیکُم إلّا بَغْتَةً؛۱
    ظهور همچون قیامت است که آن را در زمان خاصّ خودش فقط خداوند ظاهر می‌سازد... جز این نیست که به‌طور ناگهانی برایتان رخ می‌دهد.»
    تعبیر «فَجْأَه» و «بَغْتَه» این دو حدیث شریف بر یک معنای صریح دلالت می‌کنند و آن این است که ظهور حضرت هنگامی واقع می‌شود که به حساب ظاهری و روی قرینه‌ها مشهود، انتظار وقوع آن نمی‌رود و انسان‌ها عموماً آمادگی و انتظارش را ندارند. دفعی و ناگهانی بودن، نقطه مقابل تدریجی بودن است. چیزی که تدریجاً واقع می‌شود، ابتدا زمینه‌ها و مقدّماتش فراهم می‌گردد، بعد آرام آرام شرایط برای رسیدن به آن آماده‌تر می‌شود و افراد کم کم آمادگی وقوع آن را پیدا می‌کنند؛ ولی ظهور امام زمان(عج) این‌گونه نیست. ایشان بدون مقدّمه و زمینه قبلی خروج می‌فرمایند و جز افراد بسیار بسیار اندک که انتظار ظهور ایشان را دارند، وضعیت اکثر مردم و شرایط عمومی به گونه‌ای نیست که بتوان نزدیکی وقوع آن را از قبل پیش‌بینی کرد. این، معنای ناگهانی و دفعی بودن فرج امام عصر(عج) است. حال که چنین است، اگر عموم مردم و اوضاع و احوال عادی بشر در غفلت و یأس از فرج الهی باشند، آیا مؤمن واقعی انتظار فرجش را از دست می‌دهد؟ آیا در هیچ شرایطی مُجاز هستیم که از ظهور مولای غایب از دیدگانمان ناامید باشیم؟ این مطلب تأکید دیگری است بر همان قاعده کلّی «کن لما لا ترجو أرجی منک لما ترجو» که در ناامیدی بسی امید است. نکته دیگری که از ناگهانی بودن ظهور حضرت مهدی(عج) فهمیده می‌شود این است که: ما نمی‌توانیم به چیزی به نام «ظهور صغری» قائل شویم؛ آن چنان‌که اخیراً در بعضی از نوشته‌ها به چشم می‌خورد. می‌گویند: «لازمه تشبیه وجود مقدّس حضرت بقیّه‌الله (ارواحنا فداه) به خورشید که در روایات متعّددی آمده، این است که: چنان‌که، خورشید بعد از غروب تا یکی دو ساعت نورش باقی می‌ماند و یک‌دفعه جهان را تاریک نمی‌کند و نمی‌گذارد فسادهایی که ناشی از یک مرتبه تاریک شدن است، ایجاد شود، در موقع طلوع هم یک‌دفعه روشن نمی‌شود؛ بلکه با یکی دو ساعت طول کشیدن، کم کم نورش ظاهر می‌شود و نمی‌گذارد ضررهایی که ناشی از روشن شدن ناگهانی است، به وجود آید. همچنین حضرت بقیّه‌الله (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) هم وقتی می‌خواهد از میان مردم، غایب شود باید غیبت صغری داشته باشد، که داشته و باید ظهور صغری نیز داشته باشد که مدّعای ماست.۲
    حضرت بقیّه‌الله، ارواحنا فداه، به خورشید تشبیه شده‌اند، پس باید همه خصوصیاتی که در طلوع و غروب خورشید هست، به ایشان نسبت بدهیم. این سخن هیچ دلیل و منطقی ندارد؛ زیرا در هر تشبیهی، گوینده یکی دو وجه شباهت را قصد می‌کند و هیچ‌گاه همه خصوصیات مشبَّهٌ‌به به مشبَّه سرایت داده نمی‌شود. اگر به وجه یا وجوه شباهت، تصریح شده باشد که روشن می‌شود، و اگر جهت تشبیه مشخّص نشده باشد، معمولاً صفات بارز و شاخص مشبّهٌ‌به را به عنوان وجه شباهت تلقّی می‌کنند؛ مثلاً اگر انسان شجاع را در زبان فارسی یا عربی به شیر تشبیه می‌کنند، هرگز تمام صفات شیرـ اعمّ از حیوانیّت، درنده بودن و...ـ مورد نظر تشبیه کننده نیست؛ بلکه وجه شباهت همان ویژگی شجاعت است که صفت بارز و شاخص در شیر درنده است. اگر کسی بخواهد ویژگی دیگری از مشبّه‌به را ـ که به آن تصریح نشده است ـ به مشبّه سرایت دهد، باید قرینه و دلیل روشن اقامه کند. حال در تشبیه امام(ع) به خورشید و امام غایب به خورشید پشت ابر، آن وجوهی از شباهت که در روایت‌ها به آن تصریح شده است، محلّ بحث و گفت‌وگو نیست، ولی به جز آنچه تصریح شده صرفاً می‌توانیم صفت بارز خورشید راـ که همان منبع نور و گرمی و حیات است ـ به وجود مقدّس امام(ع) نسبت بدهیم و حق نداریم بدون ارائه دلیل و قرینه قطعی، خصوصیات دیگر خورشید را با ذوق و سلیقه شخصی برای آن حضرت اثبات کنیم.


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....

    امام باقر(ع) فرمودند:
    «یَظْهَرُ کالشِّهابِ الثّاقِبِ فی اللَّیْله الظَّلْماء؛۳
    امام عصر (عج) همچون سنگ آسمانیِ شکافنده در شب تاریک ظاهر می‌شوند.»
    «ثاقب» در زبان عربی، به معنای سوراخ کننده و شکافنده می‌باشد. «شهاب ثاقب» به سنگ آسمانی‌ای گفته می‌شود که به‌طور ناگهانی تاریکی شب را می‌شکافد. صفت بارز و شاخص آن همین است که در تاریکی مطلق ـ که هیچ روشنایی در آن نیست ـ به صورت ناگهانی نورافشانی می‌کند. پس ظهور امام عصر(عج) هم که به شهاب ثاقب تشبیه شده‌اند، به همین صورت خواهد بود. ایشان در تاریکی محض، ظهور می‌کنند و به صورت دفعی و ناگهانی آشکار می‌شوند. این تشبیه، به روشنی نظریّه‌هایی از قبیل «ظهور صغری» را رد می‌کند. اگر کسی به قصد ایجاد سوز انتظار فرج بخواهد خدمتی در حقّ دیگران انجام دهد، به جای طرح نظریّه‌های بی‌دلیل، بهتر است آنچه را خود اهل بیت(ع) به این منظور فرموده‌اند، به خوبی بیان و تشریح کند و لازم نیست سخنی بگوید که با مبانی صحیحِ دینی در تعارض باشد. علاوه بر همه اینها، چون وقت ظهور حضرت مهدی(عج) قابل بداء است، به فرض هم که چیزی تحت عنوان «ظهور صغری» تحقّق پیدا کند، هیچ ضرورتی بر اینکه پس از آن، ظهور کامل انجام شود، وجود ندارد. این موضوع را همان نویسنده‌ای که نظریّه «ظهور صغری» را مطرح کرده است، در انتهای سخنانش پذیرفته است: «شاید این تجلیّات و این علائم و این نور که از افق سرزده (خدای ناکرده) باز منتهی به تاریکی مطلق شود. زیرا اینها تمام تحت اراده الهی است و می‌دانیم که خدا دستش باز است و هرچه بخواهد می‌کند و کسی نمی‌تواند ایرادی داشته باشد یا از او سؤالی بکند.»۴
    حال که چنین است، طرح این نظریّه بدون دلیل چه فایده و اثر مثبتی می‌تواند داشته باشد؟ تجلّیات نور مقدّس امام عصر(عج) در طول غیبت کبرای ایشان وجود داشته، گاهی کمتر و گاهی زیادتر بوده است. کثرت اینها را نمی‌توان به عنوان نشانه و مقدّمه‌ای قطعی برای ظهور حضرت دانست. در عین حال، ما اطّلاع دقیقی از وضعیت شیعیان گذشته در ارتباط با امام زمان(عج) نداریم و لذا نمی‌توانیم بگوییم که در مجموع، تجلّیات حضرت در زمان ما بر شیعیان بیشتر شده است؛ بلکه بعضی از قرینه‌ها نشان می‌دهد که در بعضی از زمان‌های پیشین ارتباط مؤمنان با حضرت ولیّ‌عصر(عج) بسیار قوی‌تر بوده است. در این خصوص، ماجرایی آموزنده را از طریق معتبر نقل می‌کنیم که از چند جهت می‌تواند برای منتظران فرج حضرت مفید باشد.

    ••• علائم حتمی ظهور چه می‌شود؟
    در بحث از ناگهانی بودن ظهور، ممکن است این اشکال به نظر برسد که با وجود علائم حتمی برای ظهور، چگونه می‌توانیم به دفعی بودن آن قائل شویم؟ اگر آن علامت‌ها قطعاً واقع می‌شوند، پس ظهور نمی‌تواند ناگهانی باشد؛ بلکه ابتدا باید نشانه‌های آن ظاهر شود و تا وقتی آن نشانه‌ها واقع نشده‌اند، امید به ظهور نمی‌توان داشت. اگر هم نشانه‌های حتمی آشکار شوند، خود مقدّمه‌ای برای ظهور خواهند بود و دیگر نمی‌توان ظهور را یک امر ناگهانی دانست. این اشکال را نویسنده بزرگوار کتاب ارزشمند «مکیال المکارم» مطرح فرموده‌اند و در پاسخ به آن دو جواب داده‌اند.۵ ما با الهام از فرمایش‌های ایشان و با استفاده از بحث بداءپذیری علائم ظهور به پاسخ از اشکال می‌پردازیم. در این مورد دو احتمال می‌توان داد: احتمال اوّل: چه بسا در وقوع این علائم، بداء صورت پذیرد و محتوم نامیدن آنها، منافاتی با ظهور بداء در مورد آنها نداشته باشد.
    احتمال دوم: بدون قائل شدن به بداء، در مورد آن علائم نیز می‌توانیم ناگهانی بودن ظهور حضرت را بپذیریم. راه‌حلّ مسئله این است که ظهور حضرت را همراه با وقوع علائم آن، دفعی و ناگهانی بدانیم؛ این احتمال را حتّی اگر قائل به بداء در مورد علائم ظهور بشویم، نمی‌توانیم مردود بداینم؛ زیرا وقتی چیزی بداءپذیر باشد، نمی‌توان گفت که لزوماً واقع نمی‌شود. امکان بداء غیر از وقوع بداء است. ما در بحث از علائم ظهور، امکان بداء را در مورد آن اثبات می‌کنیم نه ضرورت وقوع آن را. بنابراین چه بسا در برخی از علائم ـ چه حتمی و چه غیرحتمی ـ بداء صورت نگیرد؛ ولی در عین حال، ظهور حضرت دفعی و ناگهانی باشد. رمز مطلب این است که نشانه‌های ظهور را بسیار نزدیک و بلکه مقارن با خود ظهور بدانیم. در این‌صورت هم می‌توانیم قائل به وقوع بعضی از علائم ظهور بشویم و هم اصل ظهور را تدریجی ندانیم. ممکن است گفته شود که: در روایت‌ها برای بعضی علائم ظهور مدّت زمانی معیّن شده است که با وجود آن زمان، نمی‌توانیم وقوعش را نزدیک و بلکه مقارن با خود ظهور بدانیم. مثلاً در مورد خروج سفیانی، مدّتی که در بعضی روایت‌ها معیّن شده است، پانزده ماه می‌باشد و این زمان با نزدیکی و مقارنت آن با اصل ظهور سازگاری ندارد. به این سؤال می‌توان چنین پاسخ داد: بنا بر احتمالی که از مرحوم علّامه مجلسی در نقل شده است، چه بسا در اصل خروج سفیانی بداء نشود، ولی در مدّت زمان خروجش، بداء صورت بگیرد و اینکه در حدیث فرموده‌اند: در امر محتوم هم امکان بداء وجود دارد، می‌تواند اشاره به بداء در خصوصیات نشانه‌ای، مانند خروج سفیانی باشد. به هر حال اگر وقوع علامتی از علائم بسیار نزدیک به اصل ظهور باشد، به ناگهانی بودن آن لطمه وارد نمی‌سازد. مثلاً درباره کشته شدن «نفس زکیّه» که جزو علائم حتمی ظهور دانسته شده،۶ از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
    «لَیس بینَ قیامِ قائم آل محمّدٍ(ص) و بینَ قَتْلِ النّفْسِ الزَّکیَّةِ اِلّا خَمْسَةَ عَشَرَ لَیْلَةً؛۷
    فاصله میان قیام قائم آل‌محمّد(ص) و کشته شدن نفس زکیّه فقط پانزده شب است.»
    این مقدار فاصله زمانی با ظهور حضرت، لطمه‌ای به ناگهانی بودن آن نمی‌زند. اگر واقعاً چنین شود، عرفاً این دو حادثه را مقارن یکدیگر می‌شمارند. علاوه بر اینکه چه بسا درباره این پانزده شب هم بداء صورت بگیرد، بدون آنکه در اصل کشته شدن نفس زکیّه بداء شود. همچنین است در مورد «ندا» یا «صیحه» که آن هم از علائم حتمی به شمار آمده،۸ ولی ممکن است در زمان وقوعش بداء شود. مثلاً اینکه فرموده‌اند ندا در شب بیست و سوم ماه رمضان است و قیام حضرت در روز عاشورا، که فاصله این دو با یکدیگر بیش از سه ماه می‌باشد، چه بسا در اصل، ندا و صیحه آسمانی بدائی صورت نگیرد؛ ولی در فاصله آن با ظهور بداء حاصل شود. پس می‌توان گفت: همه اینها امکان‌پذیر است و وقوع همه علائم یا بعضی از آنها با ناگهانی بودن ظهور قابل جمع می‌باشد. آنچه در این بحث باید به عنوان یک اصل مسلّم و قطعی تلقّی گردد، همین است که انتظار فرج امام زمان(عج) در هر سال و هر ماه و هر هفته و هر روز و بلکه هر ساعت و هر لحظه در دل و ذهن مؤمن زنده بماند؛ این اصلی است که به هیچ وجه نباید مخدوش گردد.

    ......

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود