صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شيعه مذهب حق

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    شيعه مذهب حق




    شيعه مذهب حق

    شيعه مذهب حق

    ما شیعه ایم :

    رسالتمان ... محمدی
    ولایتمان ... علوی
    عصمتمان ... فاطمی
    سخاوتمان ... حسنی
    عزتمان ... حسینی
    غیرتمان ... عباسی
    صبرمان ... زینبی
    عبادتمان ... سجادی
    شریعتمان ... باقری
    مذهبمان ... جعفری
    بردباریمان ... کاظمی
    مهربانیمان ... رضوی
    بخششمان ... تقوی
    زیارتمان ... نقوی
    نگاهمان ... عسکری

    و

    امیدمان .... مهدویست

    مارا از چه می ترسانید !!!

    ما به شیعه بودنمان افتخار می کنیم .

    شيعه مذهب حق



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    شيعه مذهب حق

    شیعه یعنی شرح منظوم طلب

    از حجاز و کوفه تا شام و حلب

    شیعه یعنی یک بیابان بی‌کسی

    غربت صدساله بی دلواپسی

    شیعه یعنی صد بیابان جست‌وجو

    شیعه یعنی هجرت از من تا به او

    شیعه یعنی وعده‌ای با نان جو

    شیعه یعنی سابقون السابقون

    شیعه یعنی یک‌تپش عصیان و خون

    شیعه باید آب‌ها را گل کند

    خط سوم را به خون کامل کند

    خط سوم، خط سرخ اولیاست

    کربلا بارزترین منظور ماست

    شیعه یعنی هفت‌خطی در جنون

    شیعه طوفان می‌کند در کاف و نون

    شیعه یعنی تشنة جام بلا

    شیعگی یعنی قیام کربلا

    شیعه یعنی شوق، یعنی انتظار



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    832
    صلوات
    2600
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بشنو از ني چون حکايت مي‌کند» / شيعه را در خون روايت مي‌کند

    ني حديث آفرينش باز گفت / باز گفت اما به شرح راز گفت


    دست حق تا خشت آدم را نهاد / بر دهانش نام خاتم را نهاد


    نام احمد نام جمله انبياست / «چون‌که صد آمد نود هم پيش ماست»


    از مناره پنج نوبت پرخروش/ نام احمد با علي آيد به گوش


    روز و شب گويم به آواي جلي / «اکفياني يا محمد يا علي»


    کيستي اي حامي ختم رسل / اول و آخر تويي اي نفس کُل


    موج هستي، کشتي و دريا تويي / حق تويي، پيدا و ناپيدا تويي


    اي حضورت نقش در ‌آيينه‌ها / مهبط تنزيل شوقت سينه‌ها


    بي‌خود از خود در بيابان طلب / مي‌زنم بر خاک زانوي ادب


    آفتاب اي آفتاب اي آفتاب / از نگاه بندگانت رخ متاب


    دوش صحرا مي‌کشد آه مرا / ناله‌هاي گاه و بيگاه مرا


    ناله‌هايم را به چاه انداختم / بادهايم را به راه انداختم


    يا علي جان تا ز عشقت دم زدم / پرسه در شش گوشه‌ي عالم زدم


    از حضيض خاک تا اوج فلک / فاش ديدم سرّ الله معک


    از فروغت ديده‌ي ادراک، چاک / وز فراقت عدل، مدفون زير خاک


    حيدرا يک جلوه محتاج توام / دار بر پا کن که حلّاج توام


    يک دو گام از خويشتن بيرون زنم / گام ديگر بر سر گردون زنم


    گام بردارم ولي با ياد تو / سرنهم بر دامن اولاد تو


    شيعه يعني شرح منظوم طلب / از حجاز و کوفه تا شام و حلب


    شيعه يعني يک بيابان بي‌کسي / غربت صدساله بي دلواپسي


    شيعه يعني صد بيابان جست‌وجو / شيعه يعني هجرت از من تا به او


    شيعه يعني وعده‌اي با نان جو / کشت صد آيينه تا فصل درو


    شعيه يعني عدل و احسان و وقار / شيعه يعني انحناي ذوالفقار


    شيعه يعني تندر آتش‌فروز / شيعه يعني زاهد شب، شير روز


    شيعه يعني تيغ، تيغ موشکاف / شيعه يعني ذوالفقار بي‌غلاف


    شيعه يعني عشق‌بازي باخدا / يک نيستان تک‌نوازي با خدا




    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    832
    صلوات
    2600
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0




    گشته ام در بين اشباح و رجال
    کيست تا از مرگ من پروا کند
    يا به روي غربتم در وا کند
    آب مي جويم وليکن در سراب
    کوفه بازار است اين شهر خراب
    مي زنم بر گرد آتش بال بال
    تا بنوشم شعله مرگ حلال
    «مرگ» آغاز جهاني ديگر است
    عاشقان را مرگ جاني ديگر است
    آن که در خون عشق بازي مي کند
    تا قيامت سرفرازي مي کند
    اي خداوندان مُـلک عافيت
    واليان مسند اشرافيت
    من يقين دارم مسلمان نيستيد
    چون ولي را تحت فرمان نيستيد
    من در اين آشفته بازار شما
    پرده بر مي دارم از کار شما
    نصرت حق را چو باور داشتم
    با علي دست از دهان برداشتم
    آه از تزوير خلق دلق پوش
    مردم گندم نماي جو فروش
    آه از اين، گرگهاي ميش خوار
    وين همه مستغني درويش خوار
    ياد دارم روزگار پيش را
    مردم نزديک دورانديش را
    هر که بارش بيش سر در پيش داشت
    يک گليم کهنه ده درويش داشت
    شيوه همسايگي در پيش بود
    نوش در کام همه بي نيش بود
    حرص مردم را اسير خويش کرد
    خلق را يکباره نادرويش کرد
    خلق دلواپس تراز ديروز خويش
    سرگردان از يأس هستي سوز خويش
    سينه ها در آتش تشويش ها
    هفت اقليم است و نادرويش ها
    موجهاي خسته سر درگمي
    پس چه شد حال و هواي مردمي
    از چه رو مردم فريبي مي کنيد
    با هم احساس غريبي مي کنيد
    اي دل آشوبان زخوف و اضطراب
    چرخد از خون شما، هفت آسياب
    اي شرارت پيشـِگان هرزه گرد
    در کجا بوديد هنگام نبرد
    در کجا بوديد وقتي جنگ بود
    عرصه بر شيران عالم تنگ بود
    اي کمند اندازها از پيش و پس
    توسن سرکش نگردد رام کس
    دام بر چينيد ما مرغ دليم
    ماهي گرداب و دور از ساحليم
    مابه صيد طور مولا رفته ايم
    در پناه او به بالا رفته ايم
    يوسف والا زکنعان دور کرد
    چشم ظاهربين ما را کور کرد
    ليک چشم باطن ما را گشود
    هر چه را ديديم جز مولا نبود
    گفت فحشا در کجا آيد پديد
    گفتمش در کوچه هاي بي شهيد
    بي شهيدانند بي سوزو گداز
    بر سر سجاده هاي بي نماز
    بي شهيدان را غم ليلا کجاست
    سوز و اشک و آه و وايلا کجاست
    کوچه ما بوي مجنون مي دهد
    بوي اشک و آتش و خون مي دهد
    بوي مجنون مست مي سازد مرا
    در پي ليلي مي اندازد مرا
    نام ليلي بردم، آرامم گريخت
    هفت بندم بند بند از هم گسيخت
    شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد
    پرچم خون رنگ عاشورا چه شد
    کيست تا پرچم به دوش خون کشد
    شيعه را از خواب خوش بيرون کشد
    گفت مولا کل ارض کربلا
    شيعه يعني غربت و رنج و بلا
    شيعه بي درد زخم بي نمک
    بس کن اين يا لـَيتـَني کـُنتُ مَعَک
    کربلا غوغاست، ساز و برگ کو
    ظهر عاشوراست، شور مرگ کو
    کربلا گفتم کـَران را گوش نيست
    ورنه از غم بلبلي خاموش نيست
    بلبلان چهچه ز ماتم مي زنند
    روز و شب از کربلا دم مي زنند
    هر نظر بر غنچه اي تر مي کنند
    يادي از غوغاي اصغر مي کنند
    گفت بابا بي برادر مانده اي
    بي کس و بي يار و ياور مانده اي
    گر تو تنهايي بگو من کيستم
    اصغرم اما نه اصغر نيستم
    خيز و اسماعيل را آماده کن
    سجده شکري بر اين سجاده کن
    اي پدر حرف مرا در گوش گير
    خيز و اين قنداقه در آغوش گير
    خيز و با تعجيل مي دانم به بر
    بر سر نعش شهيدانم ببر
    تشنه ام اما نه بر آب فرات
    آب مي خواهم ولي آب حيات
    آب در دست کمان دشمن است
    تير آن نامرد احياي من است
    آتش اقيانوس را آواز داد
    آخرين ققنوس را پرواز داد
    خون اصغر آسمان را سير کرد
    خواب زينب را چه خوش تعبير کرد
    آه زينب سر به محمل مي زند
    کاروان را زخم بر دل مي زند
    اي پرستار پرستوهاي من
    مرهم زخم تکاپوهاي من
    اي زبان صدق و تصديق صفا
    اولين بيمار چشمت مصطفي
    عصمت زهرا، عزيز مرتضي
    در تو جاري رستخيز مرتضي
    عصر عاشورا علم در دست توست
    کرسي و لوح و قلم در دست توست
    غنچه ها را گر چه پرپر کرده ام
    کوله بارت را سبکتر کرده ام
    ظهر عاشورا که زير خنجرم
    دست بگشا سايه افشان بر سرم
    شيعه يعني امتزاج نار و نور
    شيعه يعني راس خونين در تنور
    شيعه يعني هفت وادي اضطراب
    شيعه يعني تشنگي در شط آب
    کيست اين ساقي که بي دست آمدست
    کز سبوي تيغ سر مست آمدست
    آب گفتم سينه ها بي تاب شد
    خيمه ها از آه و آتش آب شد
    آب گفتم تشنگي بيداد کرد
    کودکم بي تاب شد فرياد کرد
    بر زبانش شعله آه و عطش
    شد زتير کين گلويش آبکش
    آفتاب از روي زين افتاده است
    مشک آبش بر زمين افتاده است


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مذهب شیعه ، مذهب جعفری؟

    پس از فشارهای شدید بنی امیه، در عهد امامت امام صادق(ع) بر اثر قیام ها و انقلاب هایی که در کشورهای اسلامی علیه بنی امیه بر پا شده بود و جنگ های خونینی که در نهایت منجر به سقوط خلافت بنی امیه گردید، نیز زمینه خوبی که امام باقر(ع) برای نشر حقایق و معارف اسلامی مهیا کرده بود، برای امام صادق(ع) امکانات بیشتری و محیط مناسب تری برای نشر تعالیم دینی پیدا شد.
    آن حضرت تا اواخر زمان امامت خود که مصادف با آخر خلافت بنی امیه و اول خلافت بنی عباس بود ،از فرصت استفاده نمود و به نشر تعالیم دینی پرداخت و شخصیت های علمی بسیاری در فنون مختلف عقلی و نقلی مانند زراره، محمد بن مسلم، هشام بن حکم، جابر بن حیان و... پرورش داد.
    در حوزه علمی امام ششم(ع)، چهار هزار نفر محدث و دانشمند شرکت می کردند که عده ای از بزرگان و رجال علمی اهل سنت نیز مانند «ابو حنیفه»، سفیان ثوری، قاضی سکونی، قاضی ابوالبختری و... افتخار شاگردی آن حضرت را پیدا کردند. بنیان مذهب شیعه از نظر اعتقادی و احکام فقهی در زمان امام صادق و توسط ایشان استوار گردید ؛ از این رو، عوامل ذیل را می توان برای این نامگذاری ذکر کرد:
    1- مجال و زمینه مناسبی که سبب شد مجموعه عظیمی از معارف و تعالیم و احکام دینی در حوزه علمی امام صادق(ع) تبیین شود.
    2- چهره شاخص و سرشناس و شناخته شده حضرت میان تمام فرقه ها و گروه های مسلمان.
    3- با توجه به این که برخی از ائمه چهارگانه، شاگرد امام صادق(ع) و برخی شاگرد شاگردان آن حضرت بوده اند، پیروی شیعه از فقه و مذهب اهل بیت با نام «جعفری» نامی شناخته شده، در برابر مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت است.
    4- علاوه بر این که عنوان «مذهب جعفری» شیعیان پیرو مکتب فقهی اهل بیت را از شیعه زیدیه( که از فقه اهل بیت پیروی نمی کنند )جدا می سازد.
    فرصتی که در عصر امامت امام صادق(ع) به دست آمد ،در عصر امامان قبلی مهیا نشد.
    برای آشنایی با نقش امامان قبل از امام صادق(ع) ر.ک: حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری (شیعه ) در روز هفدهم ربیع الا ول سال هشتادو سه هجری قمری چشم به جهان گشود. پدرش امام محمد باقر علیه السلام و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. کنیه ان حضرت ابو عبدالله و لقبش
    صادق است. حضرت صادق علیه السلام تا سن دوازده سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما "تر بیت اولیه او تحت نظر ان بزرگوار صورت گرفته و امام از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است.
    پس از رحلت امام چهارم مدت نوزده سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر علیه السلام زندگی کرد. و با این تر تیب سی و یک سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوارش که هر یک از انان در زمان خویش حجت خدا بودند و از منبع فیض کسب نور می نمودند گذرانید.
    پس از در گذشت پدر بزرگوارش سی و چهار سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت مکتب جعفری را پایه ریزی فرمود.
    و موجب باز سازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی (ص) گردید.
    دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام صادق علیه السلام مسند خلافت را تصاحب کردند. و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند. چنانکه امام صادق علیه السلام در ده سال اخر عمر شریفشان در نا امنی و نا راحتی بیشتری بسر بردند. عصر امام صادق علیه السلام یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است. که از یک سو اغتشاشها و انقلابها ی پیاپی گروه هایی
    بویژ ه از طرف خونخواهان امام حسین علیه السلام رخ میداد . که انقلاب (ابو سلمه )در کوفه و ابو مسلم در خراسان از مهمترین انها بوده است.
    دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی امیه به بنی عباس طو فانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی بود . که زندگی امام صادق را فرا گرفته بود و از سوی دیگر عصر ان حضرت عصر برخورد مکتبها و ایده ئو لوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود.

    و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژ وهش پدید اورد . عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام یعنی امام صادق علیه السلام موجب نا بودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیات بخش اسلام می شد.
    امام جعفر صادق علیه السلام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی بوجود اورد. که محصول و بازده ان چهارهزار شاگرد متخصص (همانند هشام - محمد بن مسلم و ...) در رشته های گوناگون علوم بودند و اینان درسراسر

    کشور پهناور اسلامی ان روز پخش شدند. تاسیس چنین مکتب فکری و این گونه نو سازی و احیا گری تعلیمات دینی و اسلامی سبب
    شد که امام صادق علیه السلام به عنوان رئیس مذهب جعفری (تشیع )مشهور گردد.
    لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند. و حتی از انان هم گوی سبقت را ربودند.

    امام صادق علیه السلام که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابی بنیادی در میدان فکر و عمل بوده کاری که امام حسین علیه السلام به صورت قیام خونین انجام داد .وی قیام خود را در لباس تدریس و تاسیس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستین کرد.

    زمان امام صادق علیه السلام در حقیقت عصر طلایی دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی بود که هر یک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در خود شناسی و خدا شناسی مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند.
    حضرت صادق علیه السلام بر اثر تو طئه های منصور عباسی در سال صدو چهل و هشت هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد. عمر شریفش در این هنگام شصتو پنج سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری نصیب ایشان شده بود به شیخ الائمه موسوم است. " یا حق.


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    به قلبم سوره کوثر نوشتند

    دلم رابنده قنبر نوشتند

    به کوی عاشقی

    در لوح سینه

    صد و ده مرتبه حیدر نوشتند


    شيعه مذهب حق



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسلمان و شیعه ؟

    اسلام در لغت به معنای تسلیم خداوند بودن است و در مرتبه ظاهر اعتقاد به یکتایی خداوند و نبوت پیامبر اسلام است . مسلمان به کسی گفته می شود که به دین اسلام معتقد است . حال یا پدر یا مادرش مسلمان بوده یا خود او شهادتین را بر زبان جاری کرده باشد .البته اسلام مراحل ومراتبی بالاتر نیز دارد که با ایمان ویقین مترادف است ولی مرحله اول آن اقرار زبانی است .
    اما در مورد اینکه چرا باید مسلمان بود باید ابتدا پرسید: چرا باید دین داشت ؟ یعنی این که چه لزومی دارد به دین معتقد باشیم و اگر دین نداشته باشیم، چه می‏شود و چه اتفاقی می‏افتد، پاسخ این است :
    چون دین راه‏های خوشبختی و سعادت را به انسان نشان می‏دهد و انسان هم طالب خوشبختی است، دین را می‏پذیرد.
    به عبارت دیگر: هر انسانی خواهان سعادت و خوشبختی است، اما در بسیاری مواقع دچار خطا و اشتباه می‏شود و به همه چیزهایی که باعث نجات انسان و سعادت و خوشبختی او می‏شود، آگاهی ندارد.
    دیدگاه‏های مختلف بشر در مسایل اخلاقی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی و... یکی از نشانه‏های نارسایی فهم و دانش بشری است. در این مسیر فریب شیطان و نفس اماره و انسان را به بیراهه سوق دادن نیز باید افزود.
    از طرف دیگر به دلیل عقل و فطرت، انسان به خدا معتقد می‏شود. او که عالِم به تمام اسرار وجود انسان است و راه سعادت و خوشبختی را می‏داند، زیرا انسان را آفریده و می‏داند راه خوشبختی او چیست و چه چیزهایی انسان را وسوسه و گمراه کرده، از راه سعادت باز می‏دارد، پس برای زندگی سعادتمندانه انسان در دنیا و آخرت، راهی را نشان داده و برنامه‏ای راتنظیم کرده و از طریق پیامبران ابلاغ نموده است. برنامه زندگی و اعتقادات و باورهای صحیح، چیزی جز دین نمی‏باشد، پس انسان به آن نیاز دارد.
    پس چون خود را دوست داریم و به سعادت و خوشبختی خویش علاقه‏مند و از شقاوت و بدبختی گریزانیم، باید دین خدا را بپذیریم و معتقد به آن باشیم و به احکام دینی پایبند باشیم، زیرا احکام و دستورها و قوانین و مقرّرات دینی در جهت تأمین سعادت انسان است. حرکت نکردن در جاده مستقیم دین الهی، مساوی با سقوط در منجلاب بدبختی است. قرآن می‏فرماید: "این قرآن به راهی که استوارترین راه‏ها است هدایت می‏کند. و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت می‏دهد که برای آن‏ها پاداش بزرگی است".(1)
    نیز فرمود: ای کسانی که ایمان آورده‏اید؟ دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‏خوانند که شما را حیات می‏بخشد".(2)
    اما این که چرا بین ادیان الهی، اسلام را باید بپذیریم، البته نمی گوییم باید مسلمان بود بلکه باید به دنبال دین حق بود اما اینکه چرا دین اسلام را برگزیده ایم، علتش این است که دین اسلام، دین حق و کامل‏ترین ادیان است.
    توضیح این که: پیامبران یکی پس از دیگری برای هدایت انسان آمده‏اند.بشر در تعلیمات انبیا مانند یک دانش‏آموز بود که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برند، از این رو دین را تدریجاً و بر حسب استعداد جامعه انسانی عرضه نمودند، تا آن که بشر به مرتبه‏ای رسید که استعداد دریافت دین کامل را پیدا کرد.
    در این مرحله دین به صورت کامل و جامعِ سعادت دنیا و آخرت توسط حضرت محمد(ص) عرضه شد. چون به صورت کامل عرضه شد، همه مردم مکلّف گردیدند از دین اسلام پیروی کنند .برای اثبات این مساله مهم ترین راه ممکن بررسی دقیق ومقایسه ادیان آسمانی باهم است که به اعتقاد ما هر انسان منصفی با بررسی منصفانه به برتری دین اسلام ایمان خواهد آورد .
    البته درون دین اسلام گرایش های متعدد مذهبی وجود دارد که ازمیان آنها مذهب شیعه بر حقاست چون امامت وسرپرستی امور دین و دنیای مسلمانان را در اختیار فردی معصوم وتعیین شده از جانب خدا می داند و براین اعتقاد به دلایل مختلف عقلی ونقلی وتاریخی استشهاد می کند .

    پی نوشت‏ها:
    1. انفال (8) آیه 24.
    2. اسرا (17) آیه 9.


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    شيعه مذهب حق



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96




    سيد ابن طاووس(رضوان الله تعالى عليه)

    « به راستى خداوند با دفن شبانه ومخفيانه فاطمه زهرا سلام الله عليها عيوب كسانى را كه موجب شدند آن حضرت برآنان خشم بگيرد، آشكار كرد وآنان را رسوا ساخت، هم او كه خشم او موافق با خشم خداوند جبار وشكوهمند شكوهمندان بود. با وصيت آن حضرت به اينكه شبانه دفن شود، ادعاى كسانى كه از اهل بيت پيامبر پيشى گرفتند، مبنى براينكه اهل بيت با آنان موافق هستند، باطل گرديد»

    (اقبال الاعمال جلد2 صفحه 709)



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود