جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نشان دادن وجود خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نشان دادن وجود خدا





    پرسش:
    چرا تاکنون کسی وجود خدا را به صورت عملی نشان نداده است؟

    پاسخ:
    در تحقیق در هر علمی و هر موضوعی، باید روش بحث و تحقیق در آن را رعایت کرد. روش های تحقیق نیز بر چهار نوع، نقلی، عقلی، تجربی، شهودی است.
    در مورد اثبات خداوند، روش نقلی که به صورت ابتدایی کارگشا نیست؛ زیرا روش نقلی در مواردی قابل اجراست که خود آن روش و مواد آن روش (که آیات وروایات است) مبتنی بر اثبات همان موضوع نباشد که در ا ین جا هست. زیرا تا وجود خداوند اثبات نشود، کلام او و صحت استناد به کلام او نیز صحیح نیست.
    اما روش شهودی نیز در این جا کارگشا نیست، زیرا این روش برای همگان قابل جریان نیست و چون یک تجربه درونی است، چندان برای دیگران حجت نیست.
    روش تجربی نیز در این جا به درد نمی خورد، زیرا تجربه در جایی به درد می خورد که موضوع بحث، از مباحثی باشد که قابل تجربه و آزمایش باشد، نه در امثال وجود خدا که مدعای طرفین این است که موجودی فوق طبیعی است و هیچ گونه مادیتی ندارد.
    بنابر این، تنها روش عقلی باقی میماند. به همین جهت، در طول تاریخ فلسفه و بخصوص فلسفه اسلامی، براهین و ادله عقلی زیادی برای اثبات خداوند اقامه شده است.
    از برهان نظم گرفته که برهانی نیمه عقلی است و از راه مشاهده موجودات عالم و به کمک یک قاعده عقلی (هر نظمی نیازمند ناظمی و نشانه نظم دهنده ای است) به وجود خداوند می رسیم، تا برهان صدیقین که از اصل هستی به وجود خداوند می رسیم، تمامی استفاده از روش عقلی نموده اند.
    بنابراین، این که انتظار داشته باشیم که کسی بیاید و وجود خدا را عملی نشان دهد، چندان واضح نیست.
    اگر منظور از این عملی، این است که خداوند را به عیان نشان دهد، این حرف نادرستی است و ناشی از برداشت اشتباه از وجود خداوند و مادی نگریستن به تمام عالم است. در طول تاریخ نیز از این قبیل درخواست ها وجود داشته است. چنان که از حضرت موسی نیز درخواست شده بود که خدایش را به عیان به آنان نشان دهد، و نتیجه آن این شد که خداوند جلوه ای بر کوه نمود و کوه متلاشی شد: «وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ»(1)
    این نیز به ا ین دلیل است که خداوند قابل مشاهده نیست تا کسی بتواند او را نشان دهد.
    اما اگر مراد شما از نشان دادن عملی این باشد که با عملکرد خود، خداوند را به مردم نشان دهد، این حرف خوبی است و در کنار ادله و براهین عقلی و مویدات نقلی، رفتار و کردار پیامبران و امامان و پیشوایان دین، در این زمینه مفید خواهد بود، هرچند به طور مستقیم دلالتی بر اثبات خدا ندارد ولی می تواند مویدی بر راستگویی و راست کرداری آنان باشد و در نتیجه کلام آنان نیز صادق و قابل اعتمادتر خواهد بود.

    ـــــــــــــــــــــــــ
    (1) سوره اعراف، آیه 143.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود