جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوره فاتحه در کتاب فرقان الحق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    صلوات
    41
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوره فاتحه در کتاب فرقان الحق




    سلام خدمت دوستان عزیز. درباره سوره ساختگی فاتحه در کتاب فرقان الحق، دوستان مطالبی گذاشته بودند ولی به نظرم کافی نمیاد میخواستم یه کم بیشتر در اینباره صحبت کنیم. اگر لطف کنند کارشناسان محترم جواب بدند خیلی ممنون میشم. میخواستم درباره آیه اول این سوره ساختگی صحبت کنم.
    اول یک مقاله ازخانم دکتر "فرزانه روحانی مشهدی" استادیارپژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی میگذارم و بعد درباره آیه اول این سوره ساختگی نظرم رو میگم. خواهشا به من بگید که نظرم درست هست یا نه.
    "
    نقد الفرقان الحق و مقایسه آن در وجوه اعجاز با قرآن
    1- فصاحت و بلاغت و اسلوب ادبی
    اکثر دانشمندان متقدّم فصاحت وبلاغت واسلوب شگفت انگیز(نه نظم و نه نثر) و تألیف ویژه قرآن کریم را وجه اعجاز می شمرند وگاه آن را تنها وجه مورد تحدّی می دانند.مانند جرجانی(44) ، باقلانی(51)، خطابی، فخر رازی، زملکانی،ابن عطیه، راغب، حازم و... (سیوطی/232) اما استفاده از کلام خود قرآن برای معارضه با آن در این ویژگی امری غیر معقول است. بندهای کتاب الفرقان الحق به ندرت خالی از بخش هایی از آیات قرآن یا ترکیبات و تشبیهات و آهنگ خاص قرآن است که البته به منظور ایجاد تفاوت یا نفی و نقض محتوای آن دستکاری واز فصاحت و بلاغت آن کاسته و گاه دچار اشکالات ادبی شده است. تنها به عنوان نمونه مواردی از این اشکالات و کاربردها ذکر می شود:
    اشکالات بندهای سوره مماثل الفاتحه

    هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ فَبَلّغهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ
    هُوَ ذا : ضمیر منفصل است که بر غائب دلالت دارد. «ذا» اسم اشاره به نزدیک است که گاه با حرف «هاء» تنبیه به کار می رود و گاه بدون آن وبرای اشاره به شیء حاضر و موجود به کار می رود. در این صورت ، کاربرد این دو در کنار هم سازگاری ندارد.اگر گفته شود که هو ضمیر شأن است باید بگوییم ضمیر شأن برای تعظیم و تفخیم به کار می رود و در این صورت نیز با اسم اشاره نزدیک سازگار نیست و می بایست ذلک به کار می رفت.
    نُوحيهِ : در این جا سخن از وحی شدن این کتاب رفته است در حالی که وحی به معانی اشاره، کنایه، کلام پنهان و الهام است. ایحاء نیز به معنای سخن گفتن است با کسی به گونه ای که از دیگران پنهان باشد؛ پس در وحی سه رکن وجود دارد: وحی کننده، آنچه وحی می شود، آنکه به او وحی می شود.در این کلام روشن شده که آن چه وحی شده الفُرقانُ الحقُّ است اما معلوم نیست وحی کننده و آنکه به او وحی می شود چه کسانی هستند.

    فَبَلّغهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ : پس ابلاغ کن آن را به گمراهان از بندگان ما و به همه ی مردم
    در این جا بندگان گمراه را از عموم مردم جدا ساخته و گویی بخشی از مردم بندگان خدای این کتاب هستند که برخی گمراه و برخی هدایت یافته اند؛گمراهان آنان را مخاطب ویژه خود می شمرد و البته سایر مردم را- که نسبتی میان او و آنان نیست - از فیض سخن خود محروم نمی سازد! زیرا واو عطف مشارکت در حکم را می رساند ، پس تبلیغ برای بندگان گمراه و عموم مردم هر دو صورت می گیرد و این دو گروه متمایزند.

    وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ : واز گروه تجاوز کاران نترس.
    به نظر می رسد که تجاوز کاران گروه سومی هستند که در کنار بندگان گمراه و عموم مردم مطرح می شود. زیرا اگر گفته شود اینان همان گمراهانند باید بگوییم تا آن جا که از مفهوم ضلالت(تباهی و نابودی و مخالف هدایت) به دست می آید، ضرر فرد گمراه به دیگران نمی رسد از این رو متجاوز محسوب نمی شود.در حالی که در اعتداء ضرر فرد به دیگران می رسد.شایسته آن بود که پس از ذکر تبلیغ، به هدایت یا اصرار بر ضلالت و انصراف از هدایت اشاره می شد .زیرا در تبلیغ اجبار وجود ندارد تا زمینه ظهور تجاوزکاران فراهم شود. پس در سیاقی که مقدمه آن تبلیغ است ، تجاوز به عنوان نتیجه نمی گنجد.

    مَهيمِنُ يَخطِمُ سَيْفَ الظُّلمِ بِکَفِّ العَدلِ :ایمن بخشی که شمشیر ستم را به دست داد پوزبند زند.
    در این بند ظلم را به شمشیر و عدل را به دست انسان تشبیه نموده است وخواسته تا پوز بند زدن به شمشیر کنایه از ناکار کردن آن باشد. در حالی که خطم به معنای جلوترین بخش هر چیز است که بیش تر درمورد حیوان به کار می رود و اشاره به بینی و پوز آن دارد و یخطم در معنای پوزبند زدن به کار می رود.بنابر این بستن جلوترین قسمت شمشیر با کف دست که از این الفاظ استفاده می شود ، شمشیر را نا کار نخواهد کرد بلکه دست را از بین می برد و در نتیجه این خدا، ایمن بخش ظالمان و نابودگر عدالت خواهد بود!! آن گاه که حاکمیت اصول عقلی نقض شود، لابد ظلم زیباتر از عدل خواهد بود! ادامه کلام همین مطلب را تأیید می کند: و يَهدی الظَّالمينَ : و ظالمان را هدایت می کند.
    این خدا تنها از هدایت ظالمان سخن می گوید ودیگران را شایسته هدایت نمی بیند ؛ گویا گمان کرده نیکوکاران محتاج هدایت نیستند. هدایت یعنی نشان دادن راه درست تا مقدمه حرکت در آن شود. نیکوکاران هم نیازمند به آن و شایسته آن هستند؛ زیرا قدر نور هدایت را دانسته و در پرتو آن حرکت می کنند. در حالی که ستم کاران بدان توجه نمی کنند و به خود ظلم می کنند و دنبال هواهای نفسانی خود حرکت می کنند.از این رو خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید:«وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» (آل عمران/86) یعنی افراد مادامی که ستم می ورزند و توبه نکرده اند از فیض هدایت محروم خواهند ماند ؛ زیرا زمينه‏هاى هدايت را در وجود خود از ميان برده اند و وصف به ظلم اشاره به علت هدایت ناپذیری آنان است.(علامه طباطبائی/3/340)

    وَ يَهْدِمُ صَرْحَ الکُفْرِ بِيَدِ الاِيمانِ : و کاخ کفر را به دست ایمان نابود می سازد.
    چه وجهی در شباهت کفر و کاخ وجود دارد؟ کاخ بنایی مستحکم و مجلّل است که مایه آسایش وایمنی و بهره مندی وفخر انسان است و این ویژگیها تناسبی با کفر به خدای تعالی ندارد.بلکه او تعالی در قرآن کریم کفر به خدا و ولایت ما سوی الله را به سست ترین خانه ها که خانه عنکبوت است تشبیه نموده است:« مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » ( عنکبوت/41)
    چاره ای نیست جز آن که بپذیریم کفر و انکار خدای این کتاب ،همان بنای با شکوهی است که مایه آسایش وایمنی و بهره مندی وفخر انسان است و دست ضعیف ایمان نا معقول بدان ، قدرتی در تخریب این بنا ندارد!
    وَ يَطهَرُ نَجسَ الزَّنَی بِماءِ العِفَّةِ : و پلیدی زنا را با آب پاکدامنی پاک می سازد.
    در این تشبیه اشکال معنایی آشکاری به چشم می خورد.عفت به معنای روی گردانی از خواهشهای نفسانی و پاکدامنی است که فرد را از ارتکاب گناهان باز می دارد.کسی که به گناه آلوده شده است از عفت بهره ای نداشته است واگر خدا پس از آن به او عفت دهد اورا از گناهان بعدی حفظ می کند و نمی تواند اثر گناه گذشته را از بین ببرد.پس تشبیه عفت به آب که پلیدی گناه را می شوید با مفهوم آن سازگار نیست.مناسب آن بود که توبه ،به عنوان شوینده گناهان و پاک کننده معرفی شود. همان گونه که خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ (بقره/222)

    2- تقسیم بندی بی قاعده موضوعات : بر خلاف قرآن کریم، در این کتاب موضوعات مختلف در قطعاتی متمایز مطرح شده است ،اگرچه به دلیل ارتباط برخی موضوعات باهم از یک سو و توجه ویژه مولف به برخی موضوعات از سوی دیگر ، برخی مطالب فراوان تکرار شده است که نمودار تکرار آن در «ضمیمه ب» ارائه شده است.در حالی که از امتیازات قرآن این است که در هر سوره مسائلی در زمینه مبدأ و معاد و مسیر صحیح زندگی انسان طرح شده است و با خواندن هر سوره می توان به دیدگاه قرآن درباره مسائل کلی زندگی انسان دست یافت ،اگرچه مقصد اصلی سور متفاوت و نحوه طرح مطالب متناسب با آن مقصد است. از این رو برخی این ویژگی را مرتبط با شیوة هدایتی موثر و اعجازگونه قرآن کریم می شمرند.(زرقانی2/332)

    3- همسانی شکل و اندازه سور و آیات در سور مماثل و عدم ارتباط آیات آن
    سور قرآن کریم از نظر تعداد آیات ، طول آیات، آهنگ سوره ، نحوه شروع و پایان آن بسیار متنوع است. از ویژگی های چشمگیر قرآن ، هدفمندی سوره ها به نحوی است که ارتباطی منسجم میان آیات ایجاد کرده است و قرآن شناسان ماهر می توانند آن را حتّی در سور طوال با پیگیری شبکه های ارتباطی آیات نشان دهند.این ویژگی به راستی قرآن را تجلی گاه حکمت بی مثال الهی ساخته است.
    بنابراین هر سوره در پی ابلاغ پیامی ویژه می باشد و تعداد آیات با توجه به غرض اصلی سوره تنظیم شده است. همچنین هیچ کلمه اضافی و بیهوده ای در آیات نیست و هر کلمه در شبکه ارتباطی آیات جایگاهی دارد. از این رو آیات کوتاه تر به ایجاد سوره های کوتاه تر می انجامد و آیات بلند سوره های بلند را تشکیل می دهد. زیرا نقش هر کلمه در آیه در ارتباط با پیام سوره ، پیام آیه و آیات دیگر باید روشن شود. از طرفی نحوه شروع سوره ها نیز اشکال خاص اما متنوع دارد. مثل شروع با حمد یا تسبیح یا خطاب یا حروف مقطعه که ارتباط آن با محتوای سور در تفاسیر نشان داده شده است. این ویژگی های ظاهری همگی ارتباطی تام با محتوای آیات و سور دارند.
    الفرقان الحق دارای 80 قطعه شامل مقدمه ، بسمله و خاتمه است.قطعه ها همگی کوتاه و تقریباً هم اندازه با میانگین 11 بند در قطعه است. عموماً با خطاب به کسانی با صفت مربوط به موضوع قطعه آغاز می شود. بندهای آن نیز تقریباً هم اندازه و شامل حدود 20 کلمه است. به نظر می رسد تکثیر سوره ها فقط به قصد ارائه کتابی است که از نظر حجم با قرآن قابل مقایسه باشد؛ با این وجود بسیار کم حجم تر است . مطالعه قطعات آن نشان می دهد پیام عموم آنها مخالفت با اسلام است و چنانچه در بررسی محتوا خواهد آمد غالب مطالب آن حول چند موضوع خاص دور می زند. مثلاً محور بحث در قطعات المحبت، السلام، المحرضین، الشهید مخالفت با حکم جهاد است. در قطعات الفرقان الحق ادعایی، به دلیل آن که بندهای هر قطعه بر محور موضوعی می چرخد که در نام قطعه ذکر شده است ، وجود ارتباط میان بندها امری طبیعی است. به خصوص اگر در نظر بگیریم متوسط تعداد بندها در هر قطعه یازده است. با این وجود ارتباط بندها آن طور که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته است.که به مواردی از آن در سوره مماثل الفاتحه اشاره شد.توجّه به این ویژگی ها تکلّف ، بی ذوقی و کم اطّلاعی نویسندة این متن را آشکار می کند."

    خب اگر مقاله رو خوندید میخوام در مورد آیه اول اشکال بگیرم. اگر این اشکال اشتباه است لطفا بهم بگید. در آیه اول اومده:

    هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ فَبَلّغهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ

    اگر ضمیر "هو" را مربوط به کلمه فرقان الحق بگیریم که 1- هو برای کتاب به کار نمی رود و 2- در اینصورت همانطور که در مقاله اشاره شده معلوم نیست وحی کننده و آنکه به او وحی می شود چه کسانی هستند و اگر بگوییم هو اشاره به نازل کننده سوره دارد که اونوقت کلمه "ذا" باید مرفوع باشد چون خبر هو است درحالیکه منصوب است.

    میخواستم لطف کنید نظر بدید. ضمنا اگر اشکال دیگه ای در این سوره ساختگی به نظرتون میرسه بفرمایید.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,640
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    819 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    سوره فاتحه در  کتاب فرقان الحق







    کارشناس بحث: استاد میقات

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    سوره فاتحه در  کتاب فرقان الحق


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ali a نمایش پست
    اگر مقاله رو خوندید میخوام در مورد آیه اول اشکال بگیرم. اگر این اشکال اشتباه است لطفا بهم بگید. در آیه اول اومده:

    هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ فَبَلّغهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ

    اگر ضمیر "هو" را مربوط به کلمه فرقان الحق بگیریم که 1- هو برای کتاب به کار نمی رود و 2- در اینصورت همانطور که در مقاله اشاره شده معلوم نیست وحی کننده و آنکه به او وحی می شود چه کسانی هستند و اگر بگوییم هو اشاره به نازل کننده سوره دارد که اونوقت کلمه "ذا" باید مرفوع باشد چون خبر هو است درحالیکه منصوب است.

    میخواستم لطف کنید نظر بدید. ضمنا اگر اشکال دیگه ای در این سوره ساختگی به نظرتون میرسه بفرمایید.

    با سلام و درود

    "هو" برای کتاب هم به کار می رود، «هو کتاب». از طرفی ممکن است «هوذا» مجموعا یک کلمه باشد (بر وزن بودا)، که در فارسی به معنای اینک، اکنون و آنک به کار می رود.

    بنابر این شاید این اشکال ادبی وارد نباشد. البته چه بسا این عبارت، خالی از رکاکت نباشد، زیرا "لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ"، فرق چندانی با عبارت "لِلضَّالينَ و للناسِ کَافّةَ" نداشته باشد، لذا "مِنْ عِبادِنا" می شود حشو قبیح و کلام زائد.

    مطلب دیگر؛ بله از اشکال های اساسی که بر کتاب «فرقان الحق» وارد است، این است که وحی کننده و کسی که بر آن وحی شده مشخص نیست. هم چنین معلوم نیست در این کتاب چه نکته ای به عنوان وحی شمرده شده است.

    مطلب دیگر؛ به جای بررسی موردی، بهتر است مجموع این کتاب مورد بررسی قرار گیرد.

    معرفی این کتاب (قرآن جعلی):

    کتاب فرقان الحق، کتابی است که بر اساس داده های انجیل موجود، تنظیم گشته و علاوه بر آن که مقیاس حق و باطل را انجیل مزبور دانسته، برخی از امور بدیهی را هم نتوانسته طبق واقعیت خارجی و نیازهای جامعه بشری در عصر حاضر، نشان دهد.

    بعضی از آموزه های این کتاب بطور اجمال، چنین است:

    1. تثلیث مسیحی که حتی از سوی برخی از مسیحیان به ویژه فرقه موحدین به چالش کشیده شد، برای ورود به هر بخش، به جای «بسم الله الحمن الرحیم» به کار رفته است. [چنین آمده: بسم الأب الکلمة الروح]

    2. بدون هیچ دلیل عقلی، علمی و تاریخی، آموزه های قرآنی را رد کرده، مدعی است مسلمانان گمراهند.

    3. اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وآله را شرک دانسته و گویا در نظر نویسندگان آن، اطاعت از حضرت مسیح علیه السلام هم شرک خواهد بود.

    4. در این کتاب به جای حل مشکل ازدواج زنان، ادعا شده است که ازدواج با بیش از یک زن، حکم زنا را دارد.

    5. در این کتاب، طلاق در هر صورت مذمت شده و ازدواج با زن مطلقه، زنا قلمداد گردیده است.

    6. قرآن جعلی، جهاد را حرام اعلام کرده است تا کسی به فکر مبارزه با استکبار جهانی نباشد.

    7. در این کتاب، نه طرح جدیدی برای اصلاح بشر ارائه شده و نه از امور غیبی، تاریخ گذشتگان، الگوهای تربیتی و ... خبر داده شده است.

    8. نویسندگان «الفرقان الحق» مدعی اند که این کتاب، وحی مبین است! معلوم نیست که چه نکته ای از آن وحی است و بر چه کسانی وحی شده و نشانه وحی بودن آن چیست.

    و .... .(نقد کتاب «الفرقان الحق»، عزالدین رضانژاد، مجله اندیشه تقریب، سال دوم، شماره ششم، بهار 1385، ص 171 و 172)

    از دیگر ویژگی های این کتاب جعلی این است که مسلمانان را مشرک، قاتل و خونریز معرفی کرده است.

    از طرفی، نويسندگان كتاب «فرقان الحق» رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را باور ندارند و ایشان را به طاغوت، و بهشت مسلمانان را منزلگاهی برای زناكاران و جنايتكاران جنگی و زنان فريبكار و ... توصیف می کنند.

    كتاب «الفرقان الحق» تقلب و ناسره و دروغ و بهتانی است براي زشت و وارونه نشان دادن حقايق، و ارائه تصوير مكدری از قرآن كريم و رسالت عظيم و با اهميت اين كتاب آسمانی.

    ولی باید گفت: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏»؛ آنان مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى ‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.(صف، 8)

    مطلب دیگر؛ اگر از باب پاسخگویی به تحدی قرآن، به این کتاب نگاه شود، ایرادهای دیگری نیز وارد است. زیرا در این زمینه بایستی متخصصان و اهل فن، نظر بدهند، آن هم برای تایید پاسخگویی به تحدی، بایستی نظر مشترک و اغلب متخصصان را همراه داشته باشد. در حالی که چنین امری محقق نشده، لذا از نظر علمی نیز جایگاهی ندارد و معتبر نیست.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۶:۵۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    صلوات
    41
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    "هو" برای کتاب هم به کار می رود، «هو کتاب». از طرفی ممکن است «هوذا» مجموعا یک کلمه باشد (بر وزن بودا)، که در فارسی به معنای اینک، اکنون و آنک به کار می رود.

    بنابر این شاید این اشکال ادبی وارد نباشد. البته چه بسا این عبارت، خالی از رکاکت نباشد، زیرا "لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ"، فرق چندانی با عبارت "لِلضَّالينَ و للناسِ کَافّةَ" نداشته باشد، لذا "مِنْ عِبادِنا" می شود حشو قبیح و کلام زائد.

    مطلب دیگر؛ بله از اشکال های اساسی که بر کتاب «فرقان الحق» وارد است، این است که وحی کننده و کسی که بر آن وحی شده مشخص نیست. هم چنین معلوم نیست در این کتاب چه نکته ای به عنوان وحی شمرده شده است.

    مطلب دیگر؛ به جای بررسی موردی، بهتر است مجموع این کتاب مورد بررسی قرار گیرد.

    معرفی این کتاب (قرآن جعلی):

    کتاب فرقان الحق، کتابی است که بر اساس داده های انجیل موجود، تنظیم گشته و علاوه بر آن که مقیاس حق و باطل را انجیل مزبور دانسته، برخی از امور بدیهی را هم نتوانسته طبق واقعیت خارجی و نیازهای جامعه بشری در عصر حاضر، نشان دهد.

    بعضی از آموزه های این کتاب بطور اجمال، چنین است:

    1. تثلیث مسیحی که حتی از سوی برخی از مسیحیان به ویژه فرقه موحدین به چالش کشیده شد، برای ورود به هر بخش، به جای «بسم الله الحمن الرحیم» به کار رفته است. [چنین آمده: بسم الأب الکلمة الروح]

    2. بدون هیچ دلیل عقلی، علمی و تاریخی، آموزه های قرآنی را رد کرده، مدعی است مسلمانان گمراهند.

    3. اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وآله را شرک دانسته و گویا در نظر نویسندگان آن، اطاعت از حضرت مسیح علیه السلام هم شرک خواهد بود.

    4. در این کتاب به جای حل مشکل ازدواج زنان، ادعا شده است که ازدواج با بیش از یک زن، حکم زنا را دارد.

    5. در این کتاب، طلاق در هر صورت مذمت شده و ازدواج با زن مطلقه، زنا قلمداد گردیده است.

    6. قرآن جعلی، جهاد را حرام اعلام کرده است تا کسی به فکر مبارزه با استکبار جهانی نباشد.

    7. در این کتاب، نه طرح جدیدی برای اصلاح بشر ارائه شده و نه از امور غیبی، تاریخ گذشتگان، الگوهای تربیتی و ... خبر داده شده است.

    8. نویسندگان «الفرقان الحق» مدعی اند که این کتاب، وحی مبین است! معلوم نیست که چه نکته ای از آن وحی است و بر چه کسانی وحی شده و نشانه وحی بودن آن چیست.

    و .... .(نقد کتاب «الفرقان الحق»، عزالدین رضانژاد، مجله اندیشه تقریب، سال دوم، شماره ششم، بهار 1385، ص 171 و 172)

    از دیگر ویژگی های این کتاب جعلی این است که مسلمانان را مشرک، قاتل و خونریز معرفی کرده است.

    از طرفی، نويسندگان كتاب «فرقان الحق» رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را باور ندارند و ایشان را به طاغوت، و بهشت مسلمانان را منزلگاهی برای زناكاران و جنايتكاران جنگی و زنان فريبكار و ... توصیف می کنند.

    كتاب «الفرقان الحق» تقلب و ناسره و دروغ و بهتانی است براي زشت و وارونه نشان دادن حقايق، و ارائه تصوير مكدری از قرآن كريم و رسالت عظيم و با اهميت اين كتاب آسمانی.

    ولی باید گفت: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏»؛ آنان مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى ‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.(صف، 8)

    مطلب دیگر؛ اگر از باب پاسخگویی به تحدی قرآن، به این کتاب نگاه شود، ایرادهای دیگری نیز وارد است. زیرا در این زمینه بایستی متخصصان و اهل فن، نظر بدهند، آن هم برای تایید پاسخگویی به تحدی، بایستی نظر مشترک و اغلب متخصصان را همراه داشته باشد. در حالی که چنین امری محقق نشده، لذا از نظر علمی نیز جایگاهی ندارد و معتبر نیست.
    خیلی ممنون از اینکه جواب دادید


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در کتاب فرقان الحق (قرآن ساختگی) سوره ای معادل سوره حمد آورده شده که در آیه اول آمده: "هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ فَبَلّغهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ"
    اشکالی که به نظر من بر این عبارت وارد است: اگر ضمیر "هو" را مربوط به کلمه فرقان الحق بگیریم دو اشکال دارد: 1- هو برای کتاب به کار نمی رود 2- معلوم نیست وحی کننده و آن که به او وحی می شود چه کسانی هستند؛ و اگر بگوییم "هو" اشاره به نازل کننده سوره است، اشکال این است که کلمه "ذا" باید مرفوع باشد چون خبر هو است در حالی که منصوب است.
    می خواستم لطف کنید نظر بدهید و اگر اشکال دیگری در این سوره ساختگی به نظرتان میرسد بفرمایید.


    پاسخ:
    "هو" برای کتاب هم به کار می رود، «هو کتاب». از طرفی ممکن است «هوذا» مجموعا یک کلمه باشد (بر وزن بودا)، که در فارسی به معنای اینک، اکنون و آنک به کار می رود.
    بنابر این شاید این اشکال ادبی وارد نباشد. البته چه بسا این عبارت، خالی از رکاکت نباشد، زیرا «لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ»، فرق چندانی با عبارت «لِلضَّالينَ و للناسِ کَافّةَ» نداشته باشد، لذا «مِنْ عِبادِنا» می شود حشو قبیح و کلام زائد.
    مطلب دیگر؛ بله از اشکال های اساسی که بر کتاب «فرقان الحق» وارد است، این است که وحی کننده و کسی که بر آن وحی شده مشخص نیست. هم چنین معلوم نیست در این کتاب چه نکته ای به عنوان وحی شمرده شده است.
    مطلب دیگر؛ به جای بررسی موردی، بهتر است مجموع این کتاب مورد بررسی قرار گیرد.

    _ معرفی این کتاب (قرآن جعلی):
    کتاب فرقان الحق، کتابی است که بر اساس داده های انجیل موجود، تنظیم گشته و علاوه بر آن که مقیاس حق و باطل را انجیل مزبور دانسته، برخی از امور بدیهی را هم نتوانسته طبق واقعیت خارجی و نیازهای جامعه بشری در عصر حاضر، نشان دهد.
    بعضی از آموزه های این کتاب بطور اجمال، چنین است:
    1. تثلیث مسیحی که حتی از سوی برخی از مسیحیان به ویژه فرقه موحدین به چالش کشیده شد، برای ورود به هر بخش، به جای «بسم الله الحمن الرحیم» به کار رفته است. [چنین آمده: بسم الأب الکلمة الروح]
    2. بدون هیچ دلیل عقلی، علمی و تاریخی، آموزه های قرآنی را رد کرده، مدعی است مسلمانان گمراهند.
    3. اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شرک دانسته و گویا در نظر نویسندگان آن، اطاعت از حضرت مسیح (علیه السلام) هم شرک خواهد بود.
    4. در این کتاب به جای حل مشکل ازدواج زنان، ادعا شده است که ازدواج با بیش از یک زن، حکم زنا را دارد.
    5. در این کتاب، طلاق در هر صورت مذمت شده و ازدواج با زن مطلقه، زنا قلمداد گردیده است.
    6. قرآن جعلی، جهاد را حرام اعلام کرده است تا کسی به فکر مبارزه با استکبار جهانی نباشد.
    7. در این کتاب، نه طرح جدیدی برای اصلاح بشر ارائه شده و نه از امور غیبی، تاریخ گذشتگان، الگوهای تربیتی و ... خبر داده شده است.
    8. نویسندگان «الفرقان الحق» مدعی اند که این کتاب، وحی مبین است! معلوم نیست که چه نکته ای از آن وحی است و بر چه کسانی وحی شده و نشانه وحی بودن آن چیست.
    و .... .(1)

    از دیگر ویژگی های این کتاب جعلی این است که مسلمانان را مشرک، قاتل و خونریز معرفی کرده است.
    از طرفی، نويسندگان كتاب «فرقان الحق» رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را باور ندارند و ایشان را به طاغوت، و بهشت مسلمانان را منزلگاهی برای زناكاران و جنايتكاران جنگی و زنان فريبكار و ... توصیف می کنند.
    كتاب «الفرقان الحق» تقلب و ناسره و دروغ و بهتانی است براي زشت و وارونه نشان دادن حقايق، و ارائه تصوير مكدری از قرآن كريم و رسالت عظيم و با اهميت اين كتاب آسمانی.
    ولی باید گفت: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏»؛ آنان مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى ‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.(2)

    مطلب دیگر؛ اگر از باب پاسخگویی به تحدی قرآن، به این کتاب نگاه شود، ایرادهای دیگری نیز وارد است. زیرا در این زمینه بایستی متخصصان و اهل فن، نظر بدهند، آن هم برای تایید پاسخگویی به تحدی، بایستی نظر مشترک و اغلب متخصصان را همراه داشته باشد. در حالی که چنین امری محقق نشده، لذا از نظر علمی نیز جایگاهی ندارد و معتبر نیست.

    ___________
    (1) نقد کتاب «الفرقان الحق»، عزالدین رضانژاد، مجله اندیشه تقریب، سال دوم، شماره ششم، بهار 1385، ص 171 و 172.
    (2) صف/ 8.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۸/۲۸ در ساعت ۲۲:۰۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود