صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی و کنکاشی در احادیث مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12

    بررسی و کنکاشی در احادیث مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها




    به مناسب شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها قصد دارم احادیثی که در مقام و منزل آن حضرت و همچنین مسائلی و مصائبی که بعد از شهادت حضرت پیامبر صلوات الله و سلامه علیه بر آن حضرت وارد آمد را برای استضائه کاربران گرانقدر بیاورم
    از خداوند متعال توفیق این کار را مسئلت می نمایم که
    و ما توفیقی الا بالله و علیه توکلت و الیه انیب


    بسم الله الرحمن الرحیم

    اول :
    (روايت مخصوص به عصمت حضرت زهرا(عليها السلام):

    (ان الله - تبارك و تعالى - يغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضاها)(1) «همانا خداوند - تبارك و تعالى - با غضب فاطمه غضبناك و با رضايت او خشنود مى شود».

    اين روايت يكي از معتبر ترين رواياتي است كه از طرف پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد شده است و فريقين بر آن اتفاق نظر دارند مبتني بر عصمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مي باشد

    نكته درخور توجه در اين روايت آن است كه رضايت و نارضايتى فاطمه زهرا(عليها السلام) محور خشنودى و ناخشنودى خداوند خوانده شده است. و اين حقيقت، جز عصمت همه جانبه آن حضرت، تفسير ديگرى برنمى تابد. خداوند جز به اعمال صالح خشنود نمى گردد و هيچگاه به گناه و سرپيچى از فرمانش رضايت نمى دهد. اگر حضرت زهرا(عليها السلام) به گناه دست مى زد و يا حتّى فكر انجام آن را در سر مى پروراند، به چيزى خشنود گرديده بود كه خدا از آن خشنود نيست، در حالى كه در اين روايت، رضايت الهى پيوندى ناگسستنى با خشنودى فاطمه(عليها السلام) يافته است.

    آلوسى - يكى از پرآوازه ترين مفسران اهل سنت - در تفسير آيه 43 سوره آل عمران، از يكسو حضرت مريم(عليها السلام) را معصوم از گناه شمرده، از تمامى پليدى هاى حسّى، معنوى و قلبى پاك مى داند و از سوى ديگر، ديدگاه كسانى را كه وى را سرور تمامى زنان جهان، از آغاز تا انجام مى شمارند، مورد نقادى قرار داده، با اقامه شواهد گوناگونى چنين نتيجه مى گيرد كه اين ويژگى شايسته فاطمه زهرا(عليها السلام) است.(2)
    پرواضح است كه جمع ميان اين دو سخن، جز با پذيرش عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) سازگار نيست.

    برخى از منابع اهل سنت، كه اين حديث را نقل كرده اند، عبارتند از: كنزالعمال، ج 12، ص 111; المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 167; الصواعق المحرقة، ص 175; مجمع الزوائد، ج 9، ص 203; الاصابة، ج 4، ص 378 و اسدالغابة، ج 6، ص 224.

    ___________________
    1- كنز العمال، ج 12، ص 111. و ر.ك: المستدرك، ج 3، ص 167. الصواعق المحرقه، ص 175. مجمع الزوائد، ج 9، ص 203. ذخاير العقبى، ص 39. الاصابة، ج 4، ص 378. اسدالغابة، ج 6، ص 224 و ميزان الاعتدال، ج 3، ص 206.
    2- روح المعانى، محمود الآلوسى (تهران: انتشارات جهان، بى تا)، ج 3، ص 138-137.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    شهادت قرآن بر عصمت فاطمه

    پروردگار عالم در قرآن مجيد (سوره‏ى احزاب، آيه‏ ى سى و سه) مى‏فرمايند:

    انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل‏البيت و يطهركم تطهيرا.

    خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل‏بيت دور كند و كاملا شما را پاك گرداند.

    اين آيه گواهى مى ‏دهد كه اهل‏بيت معصوم و بى‏ لغزش هستند و هيچ گناهى نمى‏ كنند. («الرجس» در آيه شامل همه‏ ى گناهان و لغزشها مى‏ گردد، كه اهل‏بيت از آنها دورند.)

    مراد از اهل‏بيت كيست؟

    طبق احاديث معتبر اهل سنت و اظهارات و اعترافات همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، ثابت گرديد كه مراد از آن پنج تن آل‏ عبا مى‏ باشند، كه فاطمه‏ ى زهرا عليها السلام يكى از آنهاست، بنابراين، فاطمه عليها السلام طبق گواهى قرآن مجيد معصوم مى‏ باشد.

    استدلال اميرالمؤمنين در عصمت حضرت زهرا(س)

    چون خليفه‏ ى اول پس از رحلت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فدك را غصب كرد و حضرت فاطمه‏ ى زهرا با او به محاجه و مناظره پرداخت، اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام نيز پس از سخنرانى و خطبه فاطمه عليها السلام در مسجد، به مسجد رفت و از جمله‏ ى سخنانش خطاب به ابوبكر فرمود:

    يا ابابكر! بگو ببينم قرآن خوانده‏ اى؟

    ابوبكر: بلى خوانده ‏ام.

    على عليه‏ السلام: بگو ببينم آيه‏ ى تطهير: «انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا، در حق ما نازل شده، يا در حق ديگران؟

    ابوبكر: در حق شما نازل شده.

    على عليه السلام: اگر كسى شهادت دهد كه فاطمه عليها السلام كار بدى انجام داده چه مى كنى؟ آيا شهادت او را مى‏ پذيرى يا نه؟

    ابوبكر: بلى، مى‏ پذيرم و براى فاطمه عليها السلام مانند ديگران حد جارى مى‏ كنم.

    على عليه‏ السلام: در اين صورت در پيشگاه خدا كافر مى‏ شوى.

    ابوبكر: چرا؟

    على عليه‏ السلام: زيرا در اين فرض، تو شهادت خدا را كه به پاكى فاطمه عليها السلام گواهى داده قبول نكرده و گواهى مردم را گرفته‏ اى، همان طورى كه شهادت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين مورد ناديده گرفته و فدك را از فاطمه عليها السلام به يغما برده ‏اى؟

    علی علیه السلام :ای ابابکر مگر فدك در دست فاطمه عليها السلام نبود؟ چرا و چگونه چيزى كه در دست او است، از او بينه و شاهد مى‏ خواهى؟

    مردم چون اين مناظره و سخنان على و ابوبكر را مى‏ شنيدند، بر روى يكديگر نگاه كرده و گفتند: " صدق واللَّه على بن ابى‏ طالب" ؛ سوگند به خدا كه حق با على عليه‏ السلام است.

    قابل توجه است، كه اميرالمؤمنين از آيه‏ ى تطهير بر عصمت فاطمه عليهاالسلام استدلال نموده و مهاجرين و انصار نيز آن را پذيرفته و مورد تأييد قرار داده‏ اند.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    فاطمه محدّثه

    فاطمه زهراعليها السلام نه تنها در آغاز با علم لدُنّي از مسائل آگاه بود، بلكه در طول حياتش ملائكه با او حرف مي زدند و او را از مسائل آينده آگاه مي كردند.
    حضرت صادق عليه السلام در اين باره مي فرمايد: "فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ كانَتْ مُحَدَّثَةً وَلَمْ تَكُنْ نَبِيَّةً اِنَّما سُمِّيَتْ فاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لِاَنَّ الْمَلائكَةَ كانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّماءِ فَتُنادِيها كَما تُنادي مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرانَ...؛فاطمه، دختر رسول خدا، محدّثه بود؛ نه پيامبر. فاطمه را از اين جهت محدّثه ناميده اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مي شدند و با او همانند مريم دختر عمران گفتگو داشتند."

    امام صادق عليه السلام سخن خود را چنين ادامه مي دهد كه "شبي حضرت صديقه به فرشتگان هم كلام خويش فرمود: آيا آن زن كه بر جميع زنان عالم برتري دارد، مريم دختر عمران نيست؟ جواب دادند: نه؛ زيرا مريم فقط سيده زنان عالم در زمان خودش بود؛ ولي خداي متعال تو را سيده زنهاي عالم خودت و هم عالم زمان مريم و اوّلين و آخرين قرار داده است (يعني تو را بانوي بانوان جهان قرار داد)."

    همچنين فرمود كه فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله 75 روز بيشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود. به اين جهت، جبرئيل پي درپي به حضورش مي رسيد و او را در عزاي پدر تسليت مي گفت. آن حضرت در ادامه فرمود: "وَيُخْبِرُها عَنْ اَبِيها وَمَكانَهُ، وَيُخْبِرُها بِما يَكُونُ بَعْدَها في ذُرِّيَتِها وَكانَ عَلِيٌ عليه السلام يَكْتُبُ ذلِكَ فَهذا مُصْحَفُ فاطِمَةَعليها السلام؛ و او را از پدرش و مقام و منزلتش [در بهشت ] و نيز به حوادثي كه بعد از رحلت او بر ذريه اش وارد خواهد گشت، خبر مي داد. علي عليه السلام نيز آنچه را جبرئيل گزارش مي داد، مي نوشت. پس اين [مجموعه ] همان مصحف [معروف ]فاطمه زهرا است."



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    ادامه از پست قبل

    در زيارتنامه حضرت فاطمه عليها السلام مي خوانيم: "السَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ؛(7) سلام بر تو اي محدّثه دانا."

    در کتاب فرهنگ سخنان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تالیف مرحوم دشتی رحمه الله علیه در ذیل حدیث 37 از سنن ابن ماجه و مسند ابویعلی یک حدیث نقل میکند:
    عن ابو عبد الله بن ماجه فی السنن و ابویعلی الموصلی فی المسند قال انس نقلا عن بنت رسول الله قالت ی
    ا ابتاه الی جبرئیل ننعاه انقطعت عنا اخبار السماء ، یا ابتاه لاینزل الوحی الینا من عند الله ابدا

    آه ای پدر پس از تو باید شکوه های دل را به جبرئیل گفت ، آه که با وفات تو خبرهای آسمانی قطع شد و دیگر برای همیشه از طرف خدا وحی فرو فرستاده نخواهد شد

    باز از همان دو کتاب از انس بن مالک روایت شده که حضرت زهرا علیها السلام پس از وفات پیامبر (ص) با غم و اندوه می گریست و می فرمود :
    یا ابتاه اجاب ربا دعاه یا ابتاه من جنه الفردوس ماواه یا ابتاه الی جبرئیل ننعاه( ..... پس از تو باید با جبرئیل درد دل نمود


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    عدم حیض و نفاس در فاطمه زهرا سلام الله علیها

    كشف الغمة فِي كِتَابِ مَوْلِدِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ قَالَتْ‏ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَدْ كُنْتُ شَهِدْتُ فَاطِمَةَ ع وَ قَدْ وَلَدَتْ بَعْضَ وُلْدِهَا فَلَمْ أَرَ لَهَا دَماً فَقَالَ ص إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِيَّةً فِي صُورَةِ إِنْسِيَّةٍ
    ترجمه‏
    : محقّق اربلى در كشف الغمه به نقل از شيخ صدوق در كتاب مولد فاطمة، و او از اسماء بنت عميس روايت كرده:
    من شاهد بودم كه وقتى برخى فرزندان فاطمه متولّد شدند، فاطمه خونى نديد، و رسول خدا در اين باره گفت: فاطمه حوريّه‏اى در لباس انسان خلق شده است. (1)


    مِصْبَاحُ الْأَنْوَارِ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ‏ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرَةَ لِطَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ وَ طَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ رَفَثٍ وَ مَا رَأَتْ قَطُّ يَوْماً حُمْرَةً وَ لَا نِفَاساً
    ترجمه:
    شيخ هاشم بن محمّد در مصباح الانوار از امام باقر و او از پدران بزرگوارش عليهم السّلام روايت نموده است:
    فاطمه دختر رسول خدا را به سبب پاك بودنش از هر ننگ و پليدى، طاهره ناميدند، و او هرگز حيض و نفاس نديد. (2)

    و منه أَبُو صَالِحٍ الْمُؤَذِّنُ فِي الْأَرْبَعِينَ‏ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا الْبَتُولُ قَالَ الَّتِي‏ لَمْ تَرَ حُمْرَةً قَطُّ وَ لَمْ تَحِضْ فَإِنَّ الْحَيْضَ مَكْرُوهٌ فِي بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ
    ترجمه:
    ابن شهر آشوب به نقل از ابو صالح مؤذّن در اربعين آورده است: از رسول خدا سؤال شد كه معنى بتول چيست؟
    فرمود: بتول يعنى كسى كه خون نمى‏ بيند و حيض نمى‏شود زيرا حيض براى دختران انبيا ناپسند است.

    وَ قَالَ ‏النبي لِعَائِشَةَ يَا حُمَيْرَاءُ
    إِنَّ فَاطِمَةَ لَيْسَتْ كَنِسَاءِ الْآدَمِيِّينَ لَا تَعْتَلُّ كَمَا تعتلن‏
    ترجمه:
    و ابن شهر آشوب از ابو صالح مؤذن روايت كرده:
    رسول خدا به عايشه گفت: اى حميرا!
    فاطمه مانند ساير زنان نمى‏باشد و مانند آنها دچار حيض نمى‏ شود.____________
    1. كشف الغمة، ج 2 ص 75.
    2. ترجمه جلد 43 بحار الأنوار ترجمه روحانى ؛ ؛ ص154
    و همچنین این روایات در مصباح الانوار، ص 222. ج 1 ص 158- تهذيب التهذيب، ج 12 ص 440- تهذيب الكمال، ج 22 ص 142- المعجم الكبير، ج 22 ص 397 ح 985- مناقب ابن مغازلى، ص 340 و 341 شماره 392 به چشم میخورد



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    بررسی و کنکاشی در احادیث مقام و منزلت  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    علم حضرت زهرا


    محبت اولياى خداوند نسبت به افراد، يك محبت ساده نيست، حتما از عواملى سرچشمه مى‏گيرد كه مهمترين آنها علم و ايمان و تقواست، علاقه‏ى فوق‏العاده‏ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به دخترش فاطمه زهرا دليلى است بر وجود اين امتيازات بزرگ در اين بانوى نمونه‏ى جهان و از اين گذشته وقتى او مى‏فرمايد: «فاطمه برترين زنان جهان» يا «برترين زنان بهشت» است، كه مدارك آن در بحثهاى گذشته بيان شد، اين خود دليل بر اين است كه او از نظر علمى نيز سرآمد همه‏ى زنان جهان بود.


    وانگهى آيا ممكن است فردى كه به مقامات والاى علم و دانش نرسيده، رضاى او رضاى خدا، و غضب او غضب پروردگار و پيغمبر باشد؟- كه در روايات پيشين به آن اشاره شده بود.
    علاوه بر همه‏ى اينها روايات مهمى در منابع معروف اسلامى وارد شده، كه از مقام ارجمند علمى اين بانوى بزرگ پرده مى‏دارد مانند احاديث زير:




    ابونعيم در حديث از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل مى‏كند كه روزى رو به يارانش كرد و فرمود:
    «ما خير للنساء»
    چه چيزى براى زنان از همه بهتر است؟
    ياران ندانستند در جواب چه بگويند.
    على عليه‏السلام به سوى فاطمه عليهاالسلام آمد و اين مطلب را به اطلاع او رسانيد. بانوى اسلام گفت: «چرا نگفتى:




    «خير لهن ان لا يرين الرحال و لا يرونهن»
    از همه بهتر اين است كه نه آنها مردان بيگانه را ببينند و نه مردان بيگانه آنها را» (با آنها جلسات خصوصى نداشته باشند).
    على عليه‏السلام بازگشت و اين پاسخ را به پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عرض كرد. پيامبر فرمود: «من علمك هذا، چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت؟».




    عرض كرد: فاطمه عليهاالسلام.




    فرمود: «انها بضغه منى، او پاره‏ى وجود من است» (1) اين حديث نشان مى‏دهد كه امير مؤمنان على عليه‏السلام با آن مقام عظيمى كه در علوم و دانش داشت كه دوست و دشمن همه به آن معترفند و باب مدينه‏ى علم پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود گاهى از محضر همسرش فاطمه عليهاالسلام استفاده‏ى علمى مى‏كرد.




    اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه بعد از بيان احاطه‏ى علمى فاطمه علهياالسلام مى‏گويد: «او پاره‏اى از وجود من است» بيانگر اين واقعيت است كه منظور از «بضعه» تنها پاره‏ى تن و جسم نيست، كه بسيارى در تفسير حديث گفته‏اند، بلكه فاطمه پاره‏اى از روح پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و علم و دانش و اخلاق و ايمان و فضيلت او نيز بود، و پرتوى از آن خورشيد و شعله‏اى از آن مشكات محسوب مى‏شد.
    در «مسند احمد» از ام‏سلمه (يا طبق روايتى ام‏سلمى) چنين آمده: وقتى فاطمه عليهاالسلام بيمار شد همان بيمارى كه به وفاتش منتهى مى‏گشت، من از او پرستارى مى‏كردم، روزى حلاتش را از همه روز بهتر ديدم، على عليه‏السلام به دنبال كارى رفته بود، فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: آبى بياور تا غسل كنم،آب آوردم و او غسل كرد، غسلى كه بهتر از آن نديده بودم.




    سپس فرمود: لباسهاى تازه‏اى براى من بياور، لباسها را آوردم و به او دادم، و او پوشيد.
    سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بيفكن، من اين كار را كردم، او دراز كشيد و رو به قبله كرد، و دستش را زير صورتش گذاشت، سپس فرمود: اى ام‏سلمه! (ام‏سلمى) من الان از دنيا مى‏روم (و به ملكوت اعلى مى‏شتابم) در حالى كه پاك شده‏ام، كسى روى مرا نگشايد. اين سخن گفت و چشم از جهان پوشيد! (2)




    اين حديث بخوبى نشان مى‏دهد كه فاطمه از لحظه‏ى مرگش آگاه و با خبر بوده، و بى‏آنكه نشانه‏هاى آن در او باشد، آماده‏ى رحلت از اين جهان گشت، و از آنجا كه هيچكس لحظه‏ى مرگ را جز به تعليم الهى نمى‏داند اين نشان مى‏دهد كه از سوى خدا به او الهام مى‏شد.
    آرى، روح او با عالم غيب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن مى‏گفتند.




    به علاوه مطابق روايات گذشته حتى او از مريم دختر عمران و مادر حضرت عيسى برتر بود، و همين امر كافى است، زيرا قرآن با صراحت مى‏گويد: مريم با فرشتگان خدا سخن مى‏گفت، آيات متعددى در اين زمينه در سوره‏ى مريم و آل‏عمران وجود دارد.
    بنابراين فاطمه عليهاالسلام دخت گرامى پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم به طريق اولى بايد بتواند با فرشتگان آسمان هم‏سخن شود. (3)


    1ـ حليه‏الاولياء 2 / 40.
    2ـ مسند احمد بن حنبل 6 / 461. اين حديث را ابن‏اثير «اسد الغابه». و جمعى ديگر در كتب خود آورده‏اند.
    3ـ البته دلائل علم و دانش گسترده و فوق‏العاده‏ى آن حضرت در روايات شيعه وضع ديگرى دارد كه در زندگينامه‏ى آن بزرگوار قبلاً بدان اشاره شد.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    بررسی و کنکاشی در احادیث مقام و منزلت  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    « لولاک لما خلقت الافلاک . و لولا علی لما خلقتک . و لو فاطمه لما خلقتکما»

    در مورد سند این روایت باید گفت که اگر چه این روایت طبق موازین علم رجال جزو احادیث ضعیف محسوب می شود با این حال بسیاری از علمای بزرگ شیعه آن را در کتب خود آورده اند. قسمت اخیر روایت (لولا فاطمه لما خلقتکما) را جنة العاصمة/148 از «کشف اللئالی» تالیف صالح بن عبد الوهاب عرندس نقل می کند. مستدرک سفینة البحار هم در ج3، ص 334 از «مجمع النورین» مرحوم فاضل مرندی نقل می کند و از نویسندۀ ضیاء العالمین جد امی صاحب جواهر نیز نقل شده است .

    میرزا ابو الفضل تهرانی در «شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور» /84 و ... نقل می کند که، صالح بن عبد الوهاب و برخی روات سائق او مجهول هستند ولی این نکته دلیلی بر کذب روایت نیست.

    بعلاوه اینکه باید توجه داشت که در اینگونه روایات که مربوط به مقاماتی خاص در مورد معصومین هستند مجهول بودن راوی امری متوقع است چراکه در عصر ائمه بخلاف راویان احکام فقهی که مشکلی در رفت و آمد و معاشرت نداشتند راویان اعتقادات (بدلیل شرایط تقیه) افرادی منزوی از معاشرت معمول بوده و چندان اهل تماس در مجامع مطرح در مباحث روز نبوده اند وعدالت و وثاقت آنها هم مورد کلام و بحث واقع نمی شد.

    بنابراین مجهول بودن آنها ضرری به اعتبار حدیث نمی زند ؛ خصوصا وقتی مطابق با قواعد باشد و همین امر که این افراد مورد خطاب امام در این گونه مسائل بوده اند معلوم می شود که از «اصحاب سرّ» بوده اند کما اینکه برخی دیگر از سخنان مشابه در مورد مقامات ائمه هم از طرف همین گونه افراد نقل شده است.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    در مقام بیان مضمون این روایت باید گفت که این روایت از چند بخش تشکیل شده است:

    1- غایت بودن انسان کامل برای خلقت عالم

    2- برتری مقام امامت نسبت به نبوت

    3- برتری مقام عبودیت نسبت به هر مقامی دیگر

    به این سه مقام ِ بحث، در این روایت با این عبارات اشاره شده است که:
    «اگر تو نبودی افلاک و کائنات را نمی آفریدم»؛ این بخش از روایت با روایات دیگری هم تایید می شود که در جای خود ذکر شده است و منظور از آن این است که «انسان کامل» هدف اصلی از خلقت عالم وکانون اصلی توجه خدا و مجرای اراده او در عالم خلقت است. در مقام توضیح این مطلب توسط حکما و عرفا مطالب بسیاری عنوان شده که در اینجا به یکی از تقریرات آنها اشاره می شود:
    اگر جهت وحدت عالم نبود کثرت تحقق نمی یافت.سنخیت علت و معلول اقتضا می کند میان علت نخستین جهان که واحد من جمیع جهات است و هیچ جهت تکثر در او نیست و میان معلولات عالم که متکثرات و مختلفات می باشند یک جهت وحدتی تحقق داشته باشدکه از جهتی ارتباط با وحدت کل و از جهتی تناسب با عالم کثرت داشته باشد واین امر فقط در عالم نفس متحقق است.

    و این کار هر موجودی نیست بلکه فقط نفوس پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) هستند که می توانند این مهم را به عهده بگیرند پس اگر نفس پیامبر نبود جهت وحدت عالم تحقق نمی یافت و آن گاه کثرات هم تحقق نمی یافتند.

    2- و اما فقره بعدی روایت که می فرماید:«لولا علی لما خلقتک»؛ این بخش از روایت مربوط به برتری مقام امامت نسبت به نبوت است. می دانیم که نبوت به معنای پیام آوریست اما امامت مقامی بالاتر است و آن مقام رسیدن به توحید کامل و رسیدن به خدا بعد از فنای از خویشتن است. بر اساس آیات قرآن حضرت ابراهیم بعد از طی مراحل و ابتلائاتی خاص در عین حالی که پیامبر بود در نهایت به مقام امامت نائل شد. البته پیامبر اسلام نیز دارای مقام امامت بود ولی چون مشخصۀ اصلی حضرت علی (ع) مقام امامت است و مشخصه ظاهری پیامبر هم نبوت، از این روی در مورد مقام امامت نسبت به علی (ع) تاکید شده است.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود