صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در مصحف ابی بن کعب دو سوره اضافه شده اند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا در مصحف ابی بن کعب دو سوره اضافه شده اند؟




    سلام
    مدتهاست چند سوال یا بهتر هست بگم چند شبهه ذهن من رو مشغول کرده . در ارسال های انجمن های مختلف پاسخ این سوالات رو جستجو کردم ولی جواب قانع کننده ای پیدا نکردم . از دوستانی که توانایی پاسخگویی به این سوالات رو دارند تقاضا میکنن پاسخ این سوالات رو بدن .
    سوال اول : در کتاب درسنامه علوم قرانی نوشته اقای جوان اراسته در مورد ویژگی های مصحف ابی بن کعب این چنین نوشته شده عین عبارت رو اینجا نقل میکنم )
    (((((مصحف ابى مشتمل بر دو دعا بوده است كه به عنوان سوره به او نسبت داده اند. آن دو سوره را سوره خلع و حفد ناميده اند.
    سوره خلع
    : بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم انا نستعينك ونستغفرك. ونثني عليك ولانكفرك. ونخلع ونترك من يفجرك;
    به نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط از تو يارى و آمرزش مى خواهيم. تو را سپاس مى گوييم و بر تو كفر نمى ورزيم. و كسانى را كه گناه كنند رد نموده و ترك مى كنيم.
    سوره حفد
    : بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اياك نعبد. ولك نصلي ونسجد. واليك نسعى ونحفد. نخشى عذابك. ونرجو رحمتك. ان عذابك بالكفار ملحق; به نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط تو را مى پرستيم. و فقط براى تو نماز مى خوانيم و به سجده مى رويم. و تنها به سوى تو قدم برداشته و مى شتابيم. از عذابت مى ترسيم. و به رحمتت اميدواريم. قطعا عذاب تو به كافران خواهد رسيد.
    بنابراين بايد جمع سوره هاى مصحف ابى 116 سوره باشد. سخن در علت وجود اين دو سوره (خلع و حفد) در مصحف ابى فراوان است. اكثر تاريخ قرآن نويسان معتقدند كه اينها، دعاهايى بوده اند كه در قنوت خوانده مى شدند. محمدبن نصر مروزى در كتاب صلوة از ابى بن كعب حكايت نموده كه او در قنوت نماز خود اين دو سوره را مى خواند و در مصحف خويش نيز آنها را مى نوشت. (55) اخبار ديگرى نيز وجود دارد كه پيامبر اكرم(ص) اين دعاها را در قنوت مى خوانده است. ابى براى آن كه فراموش نكند اين دو دعا را در مصحفش نوشته است; اما كسانى كه پس از او آمده اند گمان كرده اند كه جزو مصحف او بوده است )))))
    سوال من این هست مگر قران معجزه جاویدی نیست که هیچ کسی نمیتواند حتی ایه ای مثل قران بیاورد؟ پس چگونه ممکن است افرادی گمان کنند دو دعا جزئی از قران باشند و انها را با سوره های قران اشتباه بگیرند؟ ایه همین دو سوره یا دو دعا پاسخی به تحدی قران نمیتوانند باشند؟


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ در ساعت ۰۴:۲۰ دلیل: در موضوع فقط یک سوال


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,635
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    813 پست
    حضور
    119 روز 3 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا در مصحف ابی بن کعب دو سوره اضافه شده اند؟







    کارشناس بحث: استاد صدیقین

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا در مصحف ابی بن کعب دو سوره اضافه شده اند؟

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به شما پرسشگر گرامی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    سوال من این هست مگر قران معجزه جاویدی نیست که هیچ کسی نمیتواند حتی ایه ای مثل قران بیاورد؟
    در قرآن، تحدی به یک آیه نیامده؛ تحدی به کل قرآن، ده سوره، و یک سوره ذکر شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    پس چگونه ممکن است افرادی گمان کنند دو دعا جزئی از قران باشند و انها را با سوره های قران اشتباه بگیرند؟
    اینکه عده ای به صرف اینکه این دو دعا را در مصحف ابی دیده اند و فکر کرده اند سوره های قرآن است _اگر چنین نقلی درست باشد_ تنها گویای بی دقتی آن جمع است و ربطی به مساله اعجاز قرآن ندارد. از این بی دقتی ها تا دلتان بخواهد در تاریخ رخ داده است! چنین بی اطلاعی ها و ناآگاهی ها و بی دقتی هایی، از نظر علمی ارزش استناد ندارد و ربطی هم به قرآن و اعجازش ندارد! برای نمونه، همانطور که می دانیم حکم سنگسار در قرآن نیامده، اما نقل شده که خلیفه دوم اصرار داشت آیه رجم وجود داشته و متنش هم چنین بوده: «الشیخ و الشیخة اذا زنیا فارجموهما البتة» (پیرمرد و پیرزن اگر زنا کردند، پس آنان را حتما سنگسار کنید!). به او گفتند: شاهدی داری که ادعایت را تصدیق کند؟ گفت: ندارم! می گویند از حسرت های خلیفه دوم، یکی عدم درج این جمله در قرآن بوده است! جمله ای که تنها راوی‌اش خودش بوده است! خلاصه اینکه اشتباه برخی افراد یا جمعی کوچک از مردم، ربطی به مساله اعجاز قرآن ندارد، بلکه دست کم حکایت از بی دقتی آن جماعت و آن افراد دارد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۱۲/۱۵ در ساعت ۰۲:۱۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    پس چگونه ممکن است... انها را با سوره های قران اشتباه بگیرند؟
    نه خود اُبی دچار چنین اشتباهی شد، و نه عموم مسلمانان. برای همین است که در هیچیک از مصاحف دیگر، آن دو دعا ذکر نشده بود و الان هم در مصاحفی که در دنیا چاپ می شود، این دو دعا وجود ندارد. ضمن اینکه در پیشانی قرآن که ننوشته اند: این جملات معجزه است! کمی عقل و فکر هم لازم است! به اصطلاح شنونده باید عاقل باشد و در متن و محتوای آیات هم دقت نماید!

    به نظر بنده درک اعجاز قرآن، به همین سادگی نیست و دانشمندان اهل فن، که از جهت ادبیات عرب و تحلیل محتوا، خبره و صاحب نظر هستند، این موضوع را بهتر و دقیق تر درک می کنند. به عنوان نمونه، در جریان مبارزه ساحران با موسی، که داستانش به زیبایی هر چه تمام تر در آیات 64 تا 76 سوره مبارکه طه آمده، ساحران که خود متخصص سحر بودند و در این فن استاد بودند، به محض دیدن معجزه موسی تردید نکردند و به او ایمان راسخ آوردند و در برابر شدیدترین شکنجه های فرعون، کمترین باکی به خود راه ندادند.

    وَ أَلْقِ ما في‏ يَمينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‏
    فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏
    قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في‏ جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏
    قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضي‏ هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا
    إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ (طه/69تا73)

    و آنچه را در دست راست دارى بيفكن، تمام آنچه را ساخته‏اند مى ‏بلعد! آنچه ساخته‏ اند تنها مكر ساحر است و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!»
    (موسى عصاى خود را افكند، و آنچه را كه آنها ساخته بودند بلعيد.) ساحران همگى به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم!»
    (فرعون) گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم به او ايمان آورديد؟! مسلما او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به يقين دستها و پاهايتان را بطور مخالف قطع مى ‏كنم و شما را از تنه هاى نخل به دار مى ‏آويزم و خواهيد دانست مجازات كدام يک از ما دردناک‌تر و پايدارتر است»
    گفتند: «سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدّم نخواهيم داشت! هر حكمى مى ‏خواهى بكن تو تنها در اين زندگى دنيا مى‏ توانى حكم كنى
    ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است»

    در اینجا قرآن کریم از ایمان مردم عادی سخن نمی گوید، چون مرد عادی چیزی از سحر نمی دانستند و در عمل نمی توانستند بین سحر و غیر سحر، تفاوتی تشخیص دهند! اتفاقا بازی ساحران به قدری دیدنی و هیجان انگیز و چشم‌نواز بود که موسای کلیم ترسید مبادا مردم عادی فریب این حقه ها را بخورند!

    قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى‏
    فَأَوْجَسَ في‏ نَفْسِهِ خيفَةً مُوسى‏
    قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏
    وَ أَلْقِ ما في‏ يَمينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‏ (طه/66تا69)

    گفت: «شما اول بيفكنيد!» در اين هنگام طنابها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى ‏رسيد كه حركت مى ‏كند
    موسى ترس خفيفى در دل احساس كرد (مبادا مردم گمراه شوند)
    گفتيم: «نترس! تو مسلما (پيروز و) برترى
    و آنچه را در دست راست دارى بيفكن، تمام آنچه را ساخته‏اند مى ‏بلعد! آنچه ساخته ‏اند تنها مكر ساحر است و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد»

    خلاصه اینکه اشتباه مردمی که در این فنون تخصصی ندارند و صاحب نظر نیستند و در عمل دنباله‌رو این و آن هستند، اهمیتی ندارد و لو تعداد آنها زیاد باشد! چون منشأ اشتباهشان جهل و ناآگاهی و بی خبری است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۴:۱۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    ایه همین دو سوره یا دو دعا...
    این دو فقره، سوره نیستند؛ دعا هستند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    ایه همین دو سوره یا دو دعا پاسخی به تحدی قران نمیتوانند باشند؟
    در حالت کلی، این دو دعا _اگر همه محتوایش را بپذیریم و سالم بدانیم_ هم از جهت لفظ و هم از جهت معنا، برگرفته از خود آیات قرآن کریم است و مضمون جدیدی ارائه نمی کند.
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما میفرمایید که (درک اعجاز قرآن، به همین سادگی نیست و دانشمندان اهل فن، که از جهت ادبیات عرب و تحلیل محتوا، خبره و صاحب نظر هستند، این موضوع را بهتر و دقیق تر درک می کنند ) . مگر هدف از انجام معجزه این نیست که صدق ادعای شخصی که ادعای نبوت میکند مشخص شود ؟ معجزه ای که درک اعجازش به این سادگی نیست و فقط تشخیصش منحصر می شود به اهل فن ادبیات عرب ایا میتواند برای همه انسانها به عنوان معجزه حجت باشد؟ شما داستان معجزه حضرت موسی را مثال میزنید . ایا معجزه تبدیل عصا به مار برای همه مردم حجت بود یا برای ایمان اوردن ساحران که خود اهل جادو بودن اورده شد؟ مگر معجزه حضرت موسی برای قوم خود و مردم عوام بنی اسرائیل شکافتن دریا نبود ؟ چیزی که تشخیص ان برای همه مردم که مشاهده میکنند قابل درک هست . ثانیا اهل فن ادبیات عرب ایا همگی تایید کرده اند که قران معجزه است ؟ اشخاصی مثل ابوالعلا معری که منشئات خود را برتر از قران می داند و خود اهل فن ادبیات عربی است .

    ویرایش توسط ali198866 : ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۹:۰۱

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    شما میفرمایید که (درک اعجاز قرآن، به همین سادگی نیست و دانشمندان اهل فن، که از جهت ادبیات عرب و تحلیل محتوا، خبره و صاحب نظر هستند، این موضوع را بهتر و دقیق تر درک می کنند ) . مگر هدف از انجام معجزه این نیست که صدق ادعای شخصی که ادعای نبوت میکند مشخص شود ؟ معجزه ای که درک اعجازش به این سادگی نیست و فقط تشخیصش منحصر می شود به اهل فن ادبیات عرب ایا میتواند برای همه انسانها به عنوان معجزه حجت باشد؟ شما داستان معجزه حضرت موسی را مثال میزنید . ایا معجزه تبدیل عصا به مار برای همه مردم حجت بود یا برای ایمان اوردن ساحران که خود اهل جادو بودن اورده شد؟ مگر معجزه حضرت موسی برای قوم خود و مردم عوام بنی اسرائیل شکافتن دریا نبود ؟ چیزی که تشخیص ان برای همه مردم که مشاهده میکنند قابل درک هست . ثانیا اهل فن ادبیات عرب ایا همگی تایید کرده اند که قران معجزه است ؟ اشخاصی مثل ابوالعلا معری که منشئات خود را برتر از قران می داند و خود اهل فن ادبیات عربی است .
    سلام
    عرض کردم ساده نیست! اما نگفتم قابل درک نیست!
    بله، همه مردم می توانند اعجاز را درک کنند اما سطح درکشان متفاوت است. یکی مانند ساحران که خود متخصص فن سحر بودند و به خوبی سحر را از غیر سحر تشخیص می دادند، به روشنی درک کردند که کار موسی کلیم در مار کردن عصا و ید بیضا، از جنس سحر و حقه و کلک نیست! امری خارق العاده و خارج از توان بشری است، بنابراین اطمینان پیدا می کنند که ادعای او _یعنی نبوت و پیامبری_ راست است، و به او ایمان راسخ می آورد به شکلی که توضیحش گذشت.

    اما همان مردمی که مار شدن عصا و ید بیضا و شکاف دریا را دیده بودند، پایشان از دریا خشک نشده بود که به موسی چنین پیشنهادی دادند(!):

    وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ(اعراف/138)
    و بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بت هايشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: «تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان‏گونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند!» گفت: «شما جمعيّتى جاهل و نادان هستيد»

    ساحری که متخصص فن است، عمیقا اعجاز موسی و درستی ادعای او را درک می کند، بنابراین در برابر شدیدترین شکنجه فرعون، پای ایمانش می ایستد (رجوع شود به: طه/69تا73)، اما مردم عوامی که علاوه بر آن دو معجزه، شکاف دریا و چندین معجزه دیگر (رجوع شود به: اعراف/133) را هم دیده بودند، با دیدن یک بت، دوباره هوس شرک و بت پرستی به سرشان می زند!

    تازه به همین جا هم ختم نمی شود و علی رغم مشاهده معجزات بیشتر (رجوع شود به: بقره/60)، با صدای گوساله سامری فریفته می شوند و دوباره بت پرست می شوند! (طه/85 تا 98)

    آن ایمان راسخ ساحران اهل فن کجا، این ایمان سینوسی و کج و معوّج عوام کجا!

    به نظرتان تحلیل روانشناسانه این تزلزل فکری و رفتاری چیست و از کجا ناشی می شود؟!

    (تحلیل ادعای معری بحثی کلامی است، بنابراین آن را در تاپیکی مستقل در بخش کلام دنبال فرمایید.)

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۲۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درکشان از معجزه متفاوت است یعنی چی؟ خب معجزه می اید که صدق ادعای شخصی مدعی نبوت را مشخص کند . برای مثال من و امثال من که چیز زیادی از عربی نمیدانیم و برای ما متن قران با بقیه متون عربی فرقی ندارد اعجاز قران در چیست ؟ باید سالها برویم ادبیات عربی تا سطوح عالی بخوانیم تا صاحب فن شویم و انوقت شاید اعجاز قران را درک کنیم؟ فرض بگیریم تمام جمعیت عرب زبان 350 میلیون نفربا کم و زیادش اعجاز قران را درک کنند . نزدیک 7 میلیارد باقیمانده باید همگی بروند سالها و سالها ادبیات زبان عربی را بیاموزند تا شاید اعجاز قران را درک کنند ؟

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ali198866 نمایش پست
    درکشان از معجزه متفاوت است یعنی چی؟ خب معجزه می اید که صدق ادعای شخصی مدعی نبوت را مشخص کند . برای مثال من و امثال من که چیز زیادی از عربی نمیدانیم و برای ما متن قران با بقیه متون عربی فرقی ندارد اعجاز قران در چیست ؟ باید سالها برویم ادبیات عربی تا سطوح عالی بخوانیم تا صاحب فن شویم و انوقت شاید اعجاز قران را درک کنیم؟ فرض بگیریم تمام جمعیت عرب زبان 350 میلیون نفربا کم و زیادش اعجاز قران را درک کنند . نزدیک 7 میلیارد باقیمانده باید همگی بروند سالها و سالها ادبیات زبان عربی را بیاموزند تا شاید اعجاز قران را درک کنند ؟
    سلام مجدد خدمت شما دوست گرامی
    صرف اطلاع از ادبیات عرب برای فهم اعجاز قرآن کافی نیست. چه بسا خیلی از اعراب، جملات قرآن را فصیح و بلیغ بدانند اما نتوانند عمق معانی آن را به درستی درک کنند! از نظر بنده، اعجاز قرآن در مجموعه دو وجه «لفظ و معنا» جمع شده است. جملات و عبارات بلیغ و فصیح زیاد داریم اما کدام کتاب است که در عین زیبایی کلام، برنامه های جامع و کاملی برای چگونه زیستن ارائه کند که رعایت آن برنامه ها بتواند سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین نماید؟! بنده غیر از قرآن کریم کتابی نمی شناسم که چنین ویژگی ای داشته باشد. در اخلاق، در سیاست، در اقتصاد، در عبادت، در آداب معاشرت فردی و اجتماعی و هزاران موضوع دیگری که در زندگی مان بدان نیاز داریم، قرآن کریم جسورانه وارد شده و برنامه های دقیقی ارائه داده است.

    بله، قرآن از جنس مار شدن عصا و ید بیضا و شفا دادن کور مادر زاد و ناقه صالح و کشتی نوح و مانند آن نیست که با دیدنش، ساعتی شگفت زده شویم، و حالا ایمان بیاوریم یا نه معلوم نیست! ایمان هم آوردیم، در آن ایمان پایدار بمانیم یا نه معلوم نیست! مثل دار و دسته فرعون که با دیدن عصای موسی و ید بیضا گفتند: اینها سحر است و موسی هم ساحری بیشتر نیست! (رجوع شود به: طه/63) یا مثل همان چیزی که درباره عوام بنی اسرائیل توضیح دادم که معجزات متعدد دیدند اما ایمان ساعتی‌شان را به صدای گوساله سامری فروختند! (رجوع شود به: طه/85 تا 98)

    قرآن از جنس قلم، تدبّر، تفکر و اندیشه است و چقدر هم این مبنا عاقلانه و دقیق انتخاب شده؛ توضیح این مطلب را در پست بعدی عرض می کنم:

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۲۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اگر موردی از اعجاز، برای اهل دانش یک جامعه ثابت شود، ارزش چنین اعجازی نسبت به سایر اعجازها از یک جنبه والاتر است و آن تخصصی بودن و به زانو در آوردن بزرگان فن است، خصوصا اینکه اگر آن معجزه به گونه ای باشد که بنای ماندگاری داشته باشد و درستی ادعایش توسط متخصصین فن و در طول سال های متمادی و با روش هایی که روز به روز پیشرفته تر می شود، آزمون و خطا شود!

    اژدها شدن عصا و ید بیضا، فقط در زمان حیات موسای کلیم پابرجا بود و مردمان بعدی، آن دو معجزه این پیامبر بزرگ را نمی دیدند و تنها به گواهی پیشینیان اکتفا می کردند که چنان معجزاتی وجود داشته، ولی خود هرگز چنان معجزاتی را به چشم ندیده بودند و موفق به آزمون و خطایش نمی شدند!

    فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبينٌ
    وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرينَ (اعراف/107و108)
    (موسى) عصاى خود را افكند ناگهان اژدهاى آشكارى شد
    و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد سفيد (و درخشان) براى بينندگان بود

    جان بخشی به گلی به شکل پرنده و بینا کردن کور و شفای پیسی، فقط در زمان حیات حضرت مسیح وجود داشت و مردمان بعدی این معجزات را نمی دیدند!

    وَ رَسُولاً إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (آل عمران/49)
    و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏ گويد من نشانه‏ اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏ سازم سپس در آن مى‏ دمم و به فرمان خدا، پرنده ‏اى مى‏ گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏ هاى خود ذخيره مى‏ كنيد، به شما خبر مى‏ دهم مسلماً در اينها، نشانه ‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!

    حتی معجزاتی که حضرت رسول در حیات مبارکشان داشته اند و در روایات و نقل های مختلف ذکر شده، هم چنین حالتی دارد که تنها برای معاصرین آن زمان قابل رؤیت و مشاهده بوده و الان ما تنها از طریق نقل روایات به رخدادش پی می بریم، اما قرآن کریم که معجزه جاوید رسول خداست، و قرار است بعد از حیات مبارک ایشان تا قیام قیامت ماندگار باشد، می بایست اقتضائات ماندگاری را با خود به همراه داشته باشد؛ یعنی از جنس چیزی باشد که به طور مستقیم با تعقل و تفکر بشر سر و کار داشته باشد و ماندگاری اش را تضمین نماید و بتواند تا قیام قیامت از خود دفاع نماید و سندی جاودانه بر وحیانی بودن خود و نبوت آخرین پیامبر باشد.

    اینجا دیگر عصا و ید بیضا کارگر نیست! بینا کردن کور و شفا دادن پیسی و زنده کردن مردگان هم جواب نمی دهد زیرا محدود به دوران حیات پیامبر است و بعد از رحلتش ماندگاری ندارد!

    این اعجاز اگر قرار است همیشگی و ماندگار باشد، باید با عقل و دانش بشر گره بخورد و در تکاپوی تغییرات روزمره و پیوسته ی نظریات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ... ، ثبات و ماندگاری خود را ثابت نماید و در عرصه قلم و دانش، قوت و قدرت بی منتهای خود را به رخ همگان بکشد و بگوید: راه حق این است و جز این نیست! و به بشر بفهماند و ثابت نماید که یگانه راه سعادتش، بازگشت به فطرت توحیدی اش است و تمام چراغ سبزهای دیگر بیراهه ای بیش نیست:

    وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (153انعام/)
    اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏ كند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!»

    این معجزه جاوید که با عقل و فکر و اندیشه بشر سر و کار دارد، باید کتابی باشد که با تمام قوا ادعا نماید استوارترین راه سعادت و خوشبختی را به بشر می آموزد و تمام مشخصات این راه و برنامه پیمایش آن را هم برای او تبیین نماید:

    إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ... (اسراء/9)
    اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏ كند...

    کتابی باشد که گرد هیچ باطلی، در هیچ زمانی، هرگز ساحت پاکش را آلوده نسازد:

    ...وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ (41)
    لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ
    حَكيمٍ حَميدٍ (فصلت/41و42)
    ...و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ...
    كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى ‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!

    آری، چنین کتابی با چنین ویژگی هایی یقینا معجزه است و اعجاز آور و سندی جاوید و زنده بر حقانیت آورنده آن!

    اینها ویژگی های درخشانی است که قرآن را به کتابی پاینده و چراغی بی فروغ و خورشیدی که هرگز نمی میرد، بدل کرده است:

    يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً (نساء/174)
    اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۲۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  17. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود