صفحه 3 از 66 نخست 123451323334353 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نصایح اخلاقی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    756
    مورد تشکر
    4,753 پست
    حضور
    40 روز 9 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت و خرامان همی‌رفت و می‌گفت
    نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم

    غم موجود و پریشانی معدوم ندارم نفسی می‌زنم آسوده و عمری می‌گذارم


    اشتر سواری گفتش ای درویش کجا می‌روی برگرد که به سختی بمیری نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید درویش به بالینش فراز آمد و گفت ما به سختی بنمردیم و تو بر بختی بمردی


    شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست




    ای بسا اسب تیز رو که بماند که خر لنگ جان بمنزل برد



    بس که در خاک تندرستان را دفن کردیم و زخم خورده نمرد




    حکایتی زیبا از گلستان سعدی


  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    756
    مورد تشکر
    4,753 پست
    حضور
    40 روز 9 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کمال اخلاص پیدا نمی شود مگر با محبت

    نصایح اخلاقی

    عالم ربّانی حضرت آیت الله حاج سید حسین یعقوبی قائنی (حفظه الله) در کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرمایند :

    "کرامات و کارهای خارق العاده هیچ کدام نمی تواند برای انسان اسباب دلخوشی باشد ؛ زیرا اینها به خودی خود دلیل قرب انسان به خداوند متعال نیست. بلعم باعورا با

    اینکه اسم اعظم داشت و دعایش مستجاب بود ، ولی عاقبتش به گمراهی انجامید و مورد غضب الهی قرار گرفت . پس به این چیزها نمی توان اعتماد کرد . استاد ما

    آقای ا


    استاد ما آقای انصاری قدس سره می فرمودند : تنها دو چیز است که اگر سالک آن را در خود یافت می تواند به آن دلخوش و امیدوار شود : یکی محبت و دیگری

    اخلاص
    . اگر انسان در کارهایش اخلاص دید و در قلبش نسبت به خدای متعال محبت یافت ، جای دلخوشی است .


    میزان قُرب انسان به خدای متعال به محبت او است . اگر خداوند ذره ای محبت عطا کند همه ی کارها آسان می شود . و در واقع اخلاص هم به معنای حقیقی آن از غیر

    محب ساخته نیست ؛ زیرا تا انسان حبّ نفس را دارد نمی تواند برای خدا کار کند . اگر خدا را هم بخواهد برای خودش می خواهد ، اما اگر محبت خداوند نصیب کسی

    شود اول قدم او این است که پا روی خودش میگذارد و دیگر خودش را نمی بیند و طالب چیزی جز او نیست . آن وقت تمام اعمال او خالص و برای خدا می شود . پس

    کمال اخلاص هم پیدا نمی شود مگر با محبت .



    کتاب سفینه الصّادقین ، صفحات 470 و 471



  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    814
    مورد تشکر
    4,212 پست
    حضور
    74 روز 18 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نصایح اخلاقی

    دو گروه که نماز آنها را نفرین می کند!!!!

    بسمه تعالی
    مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی:
    پس روزگاری می‌آید که مردم شکم‌هایشان خدایشان است، موقع نماز و وقت نماز به دنبال شکم هستند. الان نانوایی‌ها و رستوران‌ها چه خبر است؟ در خانه‌ها بعضی در حال ناهار خوردن هستند و فکر نماز نیستند.

    کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی.

    به همین خاطر هم هست که این گونه افراد همیشه گرفتار هستند و می‌گویند آقا من هر کار می‌کنیم نمی‌شود این کار، آن کار. این برای این است که نماز اول وقت نمی‌خوانی و پدر و مادر از دست تو ناراضی هستند.

    از ملا می‌پرسند: چرا هر کار می‌کنیم کارمان به سامان نمی‌شود؟ [در جواب گفت] برای اینکه نماز اول وقت نمی‌خوانی و نماز هم نفرین‌تان می‌کند.

    استاد ما مرحوم آقای برهان 65 سال پیش بر روی منبر می‌گفت و من هنوز یادم هست که می‌فرمود: آن کسی که نماز مغرب را آن قدر دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود چنین کسی ملعون است.

    به همین خاطر هم بود که هنوز توی مأذنه گل دسته قم اذان می‌گفتند و وسط‌های اذان بود که آیت‌الله مرعشی نجفی به رکوع می‌رفتند یعنی آن قدر نماز را زود شروع می‌کرد مبادا که ستاره به آسمان بیاید. صبح‌ها هم همین طور اگر کسی آن قدر نماز صبحش را دیر بخواند که آسمان دیگر ستاره‌ای نداشته باشد چنین کسی هم ملعون است.

    بنابراین دو نفر ملعون هستند: اول آن کسی که آن قدر نماز مغرب را دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود و دوم آن کسی که آن قدر نماز صبح را دیر بخواند که ستاره‌ای در آسمان باقی نمانده باشد و نزدیک طلوع آفتاب باشد این دو نفر ملعون هستند یعنی از رحمت خدا به دور می‌باشند.

    شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت:من هر وقت که نماز می‌خواندم نمازهایی مثل نماز امام زمان یا نماز جعفر طیار از خداوند حاجتی می‌خواستم یک روز گفتم بگذار یک بار برای خود خدا نماز بخوانم و حاجتی نخواهم شاعر می‌گوید:

    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن که خواجه خود روش بنده‌پروری دارد

    همان شب شیخ رجبعلی خیاط در عالم خواب دید که به او گفتند چرا دیر آمدی؟ یعنی چه یعنی تو بادید 30 سال پیش به فکر این کار می‌افتادی حالا سر پیری باید بفهمی و نماز بخوانی و حاجتی طلب نکنی.

    ما هر وقت جایی گیر می‌کنیم و اصطلاحا دم‌‌مان در تله‌ای گیر می‌کند می‌گوییم خدا. این شعر را استاد من شیخ اکبر برهان 62 سال پیش در مسجد لرزاده بر روی منبر می‌خواندند و من هنوز به یاد دارم که:

    هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی

    چون دردسرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی

    ما هر وقت با خدا کار داریم خدا را صدا می‌زنیم چه قدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم بگوییم خدا.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,752 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " اگر انسان بتواند به شناخت و کشف قوانین حاکم بر خلقت موفق گردد .می توان گفت : که به علمی والا دست یافته است.

    انسان زمانی میتواند به عظمت خداوند متعال پی ببرد .که به عظمت افرینش و شناخت محیط خود بپردازد .

    و در این زمینه تفکر و مطالعه و برسی کند. و اگر فردی پس از تفکر و تحقیق در خلقت و حقیقت هستی به حقیقت توحید برسد .

    خداوند متعال نور معرفت را در قلب وی می تاباند.

    پیامبر (ص) می فر مایند : یک ساعت تفکر از یکسال عبادت برتر است. و کسی به این منزلت نائل نمی گردد مگر اینکه حضرت حق

    او را به نور معرفت و توحید بر گزیده باشد. "


  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    3 نکته مهم اخلاقی از امام جواد علیه السلام
    امام جواد علیه السلام در اهمیت این امر، می فرماید: «الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَى تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُه؛ مؤمن، به توفیق از طرف خداوند و پندگویی از طرف خودش و پذیرش از هر کسی که به وی اندرز دهد، نیازمند است.»

    امام جواد
    همواره کسانی که به محضر اولیاءِ الهی، به خصوص رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام مشرف می شدند، از ایشان تقاضای پند و اندرز یا نصیحتی می کردند تا در سایه نورانیت آن بزرگواران و مضامین عالیه کلامشان، قدم به قدم، وادی سلوک و تعالی را طی کرده و از رحمت خاصه الهی بهره مند گردند.


    نیازهای انسان به پند و اندرز

    پند و اندرز در زندگی انسان بسیار اهمیت دارد؛ چنانچه امام جواد علیه السلام در اهمیت این امر، می فرماید:«الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَى تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُه؛ (1) مؤمن، به توفیق از طرف خداوند و پندگویی از طرف خودش و پذیرش از هر کسی که به وی اندرز دهد، نیازمند است.»

    امام جواد علیه السلام در این روایت سه نکته مهم در سیر اخلاقی را بیان می فرماید:

    1. توفیق الهی؛ 2. پندگویی از جانب خویش؛ 3. قبول کردن از کسی که او را نصیحت می کند.

    امام باقر علیه السلام نیز در اهمیت پند دادن مؤمن به نفس خود می فرماید: «وَ قَالَ علیه السلام مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً فَإِنَّ مَوَاعِظَ النَّاسِ لَنْ تُغْنِی عَنْهُ شَیئاً؛ (2) هر کسی که خداوند برای او از خویش پند دهنده ای قرار ندهد، پندهای مردم او را از چیز دیگری بی نیاز نمی کند.»
    مردی به حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: مرا سفارشی بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: می پذیری؟ گفت: آری. فرمود: تکیه بر صبر کن و به فقرا در آویز و شهوات را رها کن و مخالفت با هوای نفس نما و بدان که تو از دید خداوند مخفی نیستی، دقت کن چگونه باید باشی

    پس با توجه به این روایت یکی از شرایط پندپذیری از دیگران آن است که ابتدا مؤمن خود، پند دهنده نفس خویش باشد؛ یعنی در واقع مؤمن بیدار بوده و قبل از اینکه دیگران عیوب و بدیها او را ببینند، به عیوب خوب واقف باشد.

    ابن سینا نیز در کتاب اشارات وعظ مقامات العارفین، وقتی سعی در برهانی کردن عرفان دارد، بیان می کند که پندواندرزی که از واعظ پاک و البته همراه با بلاغت ارائه گردد، می تواند نقش مؤثری در تابع ساختن نفس اماره برای نفس مطمئنه داشته باشد. (3)


    وصیت اخلاقی امام جواد علیه السلام

    پس از این مقدمه، به شرح یکی از وصایای نورانی امام جواد علیه السلام پرداخته می شود.

    «قَالَ لِلْجَوَادِ علیه السلام رَجُلٌ: أَوْصِنِی قَالَ علیه السلام، وَ تَقْبَلُ؟ قَالَ؛ نَعَمْ قَالَ علیه السلام؛ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَینِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَیفَ تَكُونُ؛ (4) مردی به حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: مرا سفارشی بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: می پذیری؟ گفت: آری. فرمود: تکیه بر صبر کن و به فقرا در آویز و شهوات را رها کن و مخالفت با هوای نفس نما و بدان که تو از دید خداوند مخفی نیستی، دقت کن چگونه باید باشی.»

    در این کلام نورانی امام جواد علیه السلام، پنج اصل اخلاقی، مطرح گشته که هر کدام از آنها ترجمه و تفسیر می شوند:
    صبر
    1. صبر

    لحظه لحظه سلوک اخلاقی مؤمن، در بستر صبر شکل می گیرد؛ به طوری که وی به هر اندازه از مقام صبر دور باشد، افعال وی نیز ناقص تر می گردد؛ و از این روی امام جواد علیه السلام فرمودند: «تَوَسَّدِ الصَّبْرَ؛صبر را بالش خود قرار بده.» این تشبیه از آن رو است که چون آرامش و قرار جسمی انسان، با تکیه بر بالش است، مؤمن در رسیدن به آرامش روحی نیز، نیازمند به تکیه گاهی چون صبر است.

    وقتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال می شود: «ایمان چیست؟ ایشان می فرمایند: «الصَّبرُ.» (5)

    زیباتر آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام راه رسیدن به لقای الهی را نیز صبر می داند؛ آنجا که می فرمایند: «مَن صَبَرَ عَلَی اللهِ وَصَلَ إِلَیهِ؛ (6) هر که برای [وصال به] خدا صبر کند، به او می رسد.»

    پس حقیقت آن است که صبر با هر نوعش (صبر بر گناه و معصیت یا صبر بر مصیبت) بهترین بستری است که می تواند خواستگاه رشد جوانه های ایمان باشد.


    2. فقر

    از اموری که باعث تضییع عزّت برخی مؤمنان ضعیف الایمان می شود و یا در سلوک اخلاقی آنها خلل ایجاد می کند، فقر و مشکلات مادی است.
    یکی از شرایط پندپذیری از دیگران آن است که ابتدا مؤمن خود، پند دهنده نفس خویش باشد؛ یعنی در واقع مؤمن بیدار بوده و قبل از اینکه دیگران عیوب و بدیها او را ببینند، به عیوب خوب واقف باشد

    در نتیجه آن امام همام علیه السلام فرمودند: «اعْتَنِقِ الْفَقْرَ؛ [ای مؤمن!] فقر را در آغوش بگیر.»

    به بیان دیگر اگر فقر و تنگدستی، تحمّل شود؛ اولاً، عزّت مندی مؤمن را به همراه دارد و ثانیاً، مانع رشد اخلاقی و تکامل سالک نمی شود.

    بیان حضرت علی علیه السلام در مسجد کوفه بیان گر همین مطلب است که می فرماید: «مَولای یا مُولای! اَنتَ الغَنِی وَ اَنَا الفَقِیرُ وَ هَل یرحَمُ الفَقِیرَ اِلَّا الغَنِی؛ (7)مولای من ای مولای من! تو بی نیازی و من فقیرم و آیا ترحم می کند بر فقیر به جز کسی که بی نیاز است.»


    شهوت
    3. دوری از شهوات

    یکی از اصول مهم در راه کسب اخلاقیات، عدم دخالت شهوات در افعال و کردار فرد می باشد؛ زیر خواسته های شهوانی، رنگ و بوی منیت و انانیت دارد و انسان را از کسب معارف حقّه الهی دور می سازد؛ حال آنکه امنیت مؤمن، قدم نهادن در حریم الهی است؛ لذا امام جواد علیه السلام در ادامه وصیت خویش فرمودند:

    «ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ؛ شهوات را به دور انداز و رها کن.» یعنی محور و اساس فعالیت های مؤمن، خواسته های الهی است، نه امیال نفسانی.


    4. مخالفت با هوای نفس

    سخت ترین وادی، در مسیر کسب فضائل اخلاقی مخالفت و مبارزه با هوای نفس است، در همین راستا است و برای تبین بیش تر آن، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، مبارزه با هواهای نفسانی را «جهاد اکبر» نامیده است (8). اهمیت این مسئله بدان حد بوده که آن حضرت به همین مقدار کفایت نکرده و برای تبیین بیشتر آن فرموده اند:

    «أَعْدَی عَدُوَّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیکَ؛ (9) دشمن ترین دشمنانت، نفس تو است که در بین دو پهلوی تو قرار دارد.»

    از اینرو، یکی دیگر از اصولی که امام جواد علیه السلام در وصیت اخلاقی خویش بیان نمودند این کلام نورانی است که: «خَالِفِ الْهَوَى؛ با هوای نفس مخالفت کن.»
    لحظه لحظه سلوک اخلاقی مؤمن، در بستر صبر شکل می گیرد؛ به طوری که وی به هر اندازه از مقام صبر دور باشد، افعال وی نیز ناقص تر می گردد؛ و از این روی امام جواد علیه السلام فرمودند: «تَوَسَّدِ الصَّبْرَ؛ صبر را بالش خود قرار بده.» این تشبیه از آن رو است که چون آرامش و قرار جسمی انسان، با تکیه بر بالش است، مؤمن در رسیدن به آرامش روحی نیز، نیازمند به تکیه گاهی چون صبر است

    رسول الله صلی الله علیه وآله در کلام نورانی دیگری، از مبارزه با نفس به عنوان برترین جهاد یاد می کنند و می فرمایند: «اَفْضَلُ الْجِهَادِ أَنْ تُجَاهِدَ نَفْسَکَ وَ هَوَاکَ فِی ذَاتِ اللهِ تَعَالَی؛ (10) برترین جهاد این است که به خاطر خدای تعالی با نفس و هوای نفسانیت مبارزه کنی.» به تعبیر دیگر، باید اولین کار و آخرین کار مؤمن، جهاد با نفس باشد.


    5. حضور در محضر الهی

    آنچه بیشتر از همه برای سالک اهمیت داشته و در تمامی لحظات نباید از آن غافل باشد، دقت در این امر است که بداند، همیشه در محضر الهی به سر می برد، و در مَنظر مرعای او است.

    امام جواد علیه السلام فرمودند: «اِعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَینِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَیفَ تَكُونُ؛ بدان که در برابر دیده خدایی و متوجه باش که چگونه ای.»

    گفتار نورانی ای که از حضرت امام خمینی رحمة الله به یادگار مانده است نیز، احتمالاً برداشتی از این روایت امام جواد علیه السلام بوده است که فرمودند: «عالَم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت نکنید.»

    امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمّار فرمودند:

    «یا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا یرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیكَ؛ (11) ای اسحاق! به گونه ای از خدا بترس که گویا او را می بینی؛ هر چند تو او را نمی بینی، ولی او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی که او تو را نمی بیند، بی شک به او کفر ورزیده ای، و اگر بدانی که او تو را می بیند و آن گاه در حضور او معصیت کنی، بی تردید او را از بی ارزش ترین بینندگان قرار داده ای.». (12)

    پس؛

    الهی! به حق خودت حضورم ده، و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

    الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم (13)



    پی نوشت ها :

    1) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، تصحیح استاد علی اکبر غفاری، ترجمه آیت الله کمره ای، جامعه مدرسین، قم، چاپ2، 1404ق، ص457.

    2) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 302.

    3) شرح الاشارات والتنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسی، تحقیق استاد حسن زاده آملی، بوستان کتاب، قم، چ اول، 1383، چ 2، ص 1054.

    4) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، داراحیاءالتراث، بیروت، 1403 ق، ج 75، ص358.

    5) میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، 1379، چ دوم، 690، ص 2958.

    6) بحارالانوار، ج 71، ص 90.

    7) مفاتیح الجنان، اعمال مسجد بزرگ کوفه، مناجات حضرت امیرالمؤمنین، چ نبوغ، ص707.

    8) جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی، تصحیح احمد سعد علی، قاهره، 1373 ق، چ 4، ج 2، ص 85.

    9) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 68، ص 64.

    10) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 2، ص854.

    12) اصول کافی، کلینی، تصحیح استاد حسن زاده آملی، مکتبةالاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 2، ص 55.

    13) الهی نامه، علامه حسن زاده آملی، چ اول، بوستان کتاب، ص 4 و 3.



  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    استفاده از فرصت ها

    ای عزیز، تو ملتفت خود باش که نیز روزی مثل مایی و خودت نمی دانی آن چه روز است؛ شاید الان که مشغول قرائتی باشی، اگر تعللی کنی، فرصت از دست می رود. ای برادر من، این امور را تعویق نینداز که تعویق انداختنی نیست.

    چقدر آدم های صحیح و سالم با موت ناگهانی از این دنیا رفتند و ندانیم عاقبت آنها چیست؟

    پس فرصت را از دست مده و یک دم را غنیمت شمار که کار خیلی اهمیت دارد و سفر خیلی خطرناک است. دستت، از این عالم که مزرعه آخرت است، اگر کوتاه شد، دیگرکار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی کرد، جز حسرت و حیرت و عذاب و مذلت نتیجه نبری. اولیای خدا آنی راحت نبودند و از فکر این سفر پر خوف و خطر بیرون نمی رفتند.

    امام خمینی(ره)



  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    استفاده از فرصت جوانی برای غلبه بر مفاسد اخلاقی

    ای عزیز برای یک خیال باطل، یک محبوبیت جزئی بندگان ضعیف، یک توجه قلبی مردم... خود را مورد سخط و غضب الهی قرار مده؛ و مفروش آن محبت های الهی، آن کرامت های غیرمتناهی، آن الطاف و مراحم ربوبیت را بر یک محوبیت پیش خلق که مورد هیچ اثری نیست و از او هیچ ثمری نبری جز ندامت و حسرت. وقتی دستت از این عالم کوتاه شد که عالم کسب است و عملت منقطع گردید، دیگر پشیمانی نتیجه ندارد و رجوع بی فایده است. (امام خمینی)



  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    یاد خدا و نعمت های الهی

    ای عزیز متذکر عظمت خدای خودت باش؛ متذکر نعمت ها و مرحمت های او شو و متذکر حضور باش و ترک کن نافرمانی او را؛ در این جنگ بزرگ بر جنود شیطان غلبه کن؛ مملکت خود را مملکت رحمانی و حقانی کن و به جای جنود شیطان محل اقامت لشگر حق تعالی نما تا آنکه خداوند تبارک و تعالی تو را توفیق دهد در مجاهده مقام دیگر و در میدان جنگ بزرگ تر که در پیش است؛ و آن جهاد با نفس است در عالم باطن و مقام دوم نفس. (امام خمینی)



  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ارزش اعمال و ایمان ما

    ای عزیز، تمام عمر ما، که پنجاه و شصت سال است، فرض می کنیم که در آن قیام کنیم، به جمیع وظایف شرعیه و با ایمان صحیح و عمل صالح و توبه صحیحه از این دنیا برویم، آیا این مقدار اعمال و ایمان ما را چه مقدار جزاست؟



  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    مورد تشکر
    4,806 پست
    حضور
    21 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    کوچک و بی ارزش شمردن اعمال

    ای عزیز، این قدر لاف خدا مزن! این قدر دعوی حب خدا مکن، ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدس، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبخت های دچار مکاید نفس و هوای آن، ای بیچاره های گرفتار آمال و امانی و حب نفس! ـ همه بیچاره هستید، همه از خلوص و خداخواهی فرسنگ ها دورید. این قدر حسن ظن به خودتان نداشته باشید. این قدر عشوه و تدلل نکنید. از قلوب خود بپرسید ببینید خدا را می جوید یا خودخواه است؟ موحد است و یکی طلب، یا مشرک است؟ پس این عجب ها، یعنی چه؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟ عملی که فرضا تمام اجزاء و شرایطش درست باشد و خالی از ریا و شرک و عجب و سایر مفسدات باشد. قیمتش رسیدن به شهوات بطن و فرج است چه قابلیتی دارد که این قدر تحویل ملائکه می دهید؟ این اعمال را باید مستور از چشم ها داشت. این اعمال از قبایح و فجایع است! باید انسان از آنها خجالت بکشد و ستر آنها باشد.



صفحه 3 از 66 نخست 123451323334353 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود