جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماههای دوازده گانه قمری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ماههای دوازده گانه قمری





    پرسش:
    بر اساس علم و با توجه به فاصله ماه با زمین و گردش ماه به دور زمین، طول روز و شب و نیز تعداد ماهها در سال، تغییر می کند. در حالی که در قرآن (توبه/36) تعداد ماهها را از ابتدای آفرینش عالم، 12 ماه بطور ثابت دانسته است. پس 12 ماه فعلی این سالهای زمین، امر ثابتی نیست. اصلا تعریف ماه تقویمی چیست؟ و آیا این آیه با علم در تناقض نیست؟

    پاسخ:
    «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ»؛ تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه چهار ماه از آن، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مى ‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا (ى الهى) است!(1)
    بر فرض این که این مطالب علمی هم واقعیت داشته و ثابت شده باشد، باز هم برای انسان ها تفاوتی ندارد زیرا خداوند معیار ثابتی برای آن ها قرار داده است.
    تقویم قمری و محاسبه روز و ماه و سال بر اساس حرکت و سیر ماه، در هر عصر و زمانی آسان و در دسترس همه است و در این زمینه این تفاوت های فاصله ای که ادعا شده مشکلی درست نمی کند چون معیار، صدق روز و شب، و رؤیت و دیدن هلال ماه است.
    افزون بر این که در صورت اثبات این ادعاها، ثابت بودن و کارایی و اعتبار و ارزش این تقویم قمری بیشتر مشخص می شود زیرا این معیار الهی در هر دوره و زمانی کاربرد داشته و قابل استفاده است.
    خداوند می خواسته یک معیار ساده و عرفی به مردم بدهد که در عصر و زمانی کاربرد داشته باشد.
    در ادامه مطلبی از علامه طباطبایی در مورد توجه انسان به سال و ماه شمسى و قمرى، بیان می شود:
    كلمه "شهر" مانند كلمه "سنة" و "اسبوع" از لغاتى است كه عموم مردم از قديمى‏ترين اعصار آن ها را مى ‏شناخته ‏اند. و چنين بنظر مى ‏رسد كه بعضى از اين اسامى باعث پيدايش بعضى ديگر شده و در تنبه مردم به آن بعضى ديگر اثر داشته، چون بطور مسلم اولين تنبهى كه انسان پيدا كرده تنبه به تفاوت فصول چهارگانه سال بوده، بعدا متوجه شده كه دو باره همين چهار فصل تكرار شده، (از اين رو ناگزير شده كه هر دورى از اين چهار فصل را به يک اسم بنامد كه در عربى "سنه" و در فارسى "سال" و در زبان هاى ديگر به كلمات ديگرى ناميده شده است)
    آن گاه متوجه شده كه هر يک از اين فصول تقسيماتى دارند كه كوتاه ‏تر از خود فصل است، و اين تقسيمات را از اختلاف اشكال ماه فهميده و ديده ‏اند كه در هر فصلى سه نوبت قرص ماه به صورت هلال در مى ‏آيد، و طول هر نوبت قريب به سى روز است، در نتيجه سال را كه از يک نظر به چهار فصل تقسيم شده بود از اين نظر به دوازده ماه تقسيم نموده و براى هر ماه نامى تعيين نمودند.
    البته بايد دانست چهار فصلى كه محسوس انسان است همان سال شمسى است كه از سيصد و شصت و پنج روز و چند ساعت مركب شده، و اين سال با سال قمرى كه دوازده ماه قمرى و قريب به سيصد و پنجاه و چهار روز است منطبق نمى ‏شود مگر با رعايت حساب كبيسه، و با آن كه حساب سال شمسى دقيق‏ تر است. با این حال، مردم سال قمرى را (به خاطر اين كه محسوس ‏تر است و خرد و كلان، عالم و جاهل و شهرى و دهاتى مى‏ توانند با نگاه به ماه استفاده خود را نموده و زمان را تعيين نمايد) پيروى مى ‏كنند.
    هم چنان كه در تقسيم ماه به چهار هفته با اين كه با حساب دقيق درست در نمى ‏آيد دچار اين سهل ‏انگارى شده ‏اند، و نسل هاى بعدى هم با اين كه د ر حساب سال و ماه تجديد نظر نموده و آن دو را رصدبندى كرده و در نتيجه ماه هاى قمرى را به ماه هاى شمسى مبدل نموده، با این حال، حساب هفته را به اعتبار خود باقى گذارده و هيچ گونه تغييرى در آن نداده ‏اند.
    البته، همه اين ها كه گفته شد مربوط است به ساكنين قسمت عمده مسكونى كره زمين كه عبارتست از كشورها و شهرهاى استوايى و معتدله شمالى و جنوبى و كشورهايى كه عرض آن ها از خط استواء بيش از شصت و هفت درجه نيست، و اما نقاطى كه عرضشان از خط استواء بيش از اين است، حساب سال و ماه آن ها حساب ديگرى است، و هر چه به قطب نزديک ‏تر شود حساب ديگرى پيدا مى ‏كند، تا آن جا كه در دو نقطه قطب شمالى و جنوبى، سال عبارت مى‏ شود از يک روز (بطول شش ماه) و يک شب (بطول شش ماه).
    و به همين جهت ساكنين قسمت عمده زمين وقتى مجبور مى ‏شوند كه با ساكنان دو قطب كه البته خيلى هم اندكند، ارتباط پيدا كنند ناگزير مى ‏شوند به همين حساب، سال و ماه و هفته و روز خودشان را در آن جا به كار برند (مثلا هر بيست و چهار ساعت را يک شبانه روز حساب كنند)، بنا بر اين مى ‏توان گفت حساب سال، ماه و هفته حسابى است كه در تمامى مكان كره زمين بكار مى ‏رود.
    از سوى ديگر، اين حساب تنها در كره ما معتبر است و اما ساير كواكب و كرات آسمانى هر كدام حساب جداگانه ‏اى دارند، مثلا سال در هر يک از كرات و سيارات منظومه شمسى عبارتست از مدت زمانى كه در آن زمان فلان سياره يک بار به دور خورشيد بچرخد، اين حساب سال شمسى آن سياره است، و اگر سياره‏ اى باشد كه داراى قمر و يا اقمارى بوده باشد البته ماه قمرى ‏اش ماه ديگرى است كه در علم هيئت بطور مفصل بيان شده.
    علامه طباطبایی هم چنین با تصریح به این که مراد از ماه هاى دوازده گانه، ماه هاى قمری است‏، می گوید:پس اين كه فرمود: "إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً ..."، ناظر است به ماه هاى قمرى كه گفتيم داراى منشاى است حسى، و آن تحولاتى است كه كره ماه به خود گرفته و در نتيجه خود را به اهل زمين به اشكال مختلفى نشان مى ‏دهد.
    فرموده: "عِنْدَ اللَّهِ" و نيز فرموده: "فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ"
    همه اين قيدها دليل است بر اين كه عدد نام برده در آيه عددى است كه هيچ تغيير و اختلافى در آن راه ندارد، چون نزد خدا و در كتاب خدا دوازده است، و در سوره "يس" فرموده: "آفتاب را چنين قرار داد كه در مدار معينى حركت كند، و ماه را چنين مقدر فرمود كه چون بند هلالى شكل خوشه خرما منزل هايى را طى نموده دو باره از سر گيرد، نه آفتاب به ماه برخورد، و نه شب از روز جلو افتد، بلكه هر يک از آن اجرام در مدارى معين شناورى كنند".(2)
    پس دوازده ‏گانه بودن ماه حكمى است نوشته در كتاب تكوين، و هيچ كس نمى ‏تواند حكم خداى تعالى را پس و پيش كند.
    و پر واضح است كه ماه هاى شمسى از قراردادهاى بشرى است، گر چه فصول چهارگانه و سال شمسى اينطور نبوده و صرف اصطلاح بشرى نيست، و ليكن ماه هاى آن صرف اصطلاح است، به خلاف ماه هاى قمرى كه يک واقعيت تكوينى است و به همين جهت آن دوازده ماهى كه داراى اصل ثابتى باشد همان دوازده ماه قمرى است نه شمسى.
    بنا بر اين بيان، معناى آيه چنين مى ‏شود: "شماره ماه هاى سال دوازده ماه است كه سال از آن تركيب مى ‏يابد و اين شماره ‏اى است در علم خداى سبحان و شماره‏ ای است كه كتاب تكوين و نظام آفرينش از آن روزى كه آسمان ها و زمين خلق شده و اجرام فلكى به راه افتاده و پاره ‏اى از آن ها به دور كره زمين به گردش در آمدند آن را تثبيت نمود".
    و به همين جهت بايد گفت: ماه هاى قمرى و دوازده ‏گانه بودن آن ها اصل ثابتى از عالم خلقت دارد.(3)
    و در تفسیر نمونه آمده: از آن روز كه نظام منظومه شمسى به شكل كنونى صورت گرفت سال و ماه وجود داشت، سال عبارت از يک دوره كامل گردش زمين به دور خورشيد، و ماه عبارت از يك دوره كامل گردش كره ماه به دور كره زمين است كه در هر سال 12 بار تكرار مى ‏شود.
    اين در حقيقت يک تقويم پر ارزش طبيعى و غير قابل تغيير است كه به زندگى همه انسان ها يک نظام طبيعى مى ‏بخشد و محاسبات تاريخى آن ها را به دقت تنظيم مى ‏كند، و اين يكى از نعمت هاى بزرگ خدا براى بشر محسوب مى ‏شود، آن چنان كه در آيه 189 سوره "بقره" «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ» آمده است.(4)
    نکته: شهور جمع شهر است يعنى واضح و روشن، زيرا ماه قمرى بر تمام افراد واضح مي شود چون دائر مدار رؤيت هلال است، به خلاف بروج (ماه های) شمسى زيرا آن ها نیازمند محاسبه و تنجيم است كه خورشید در چه ساعتى داخل در چه برجى می شود و در چه دقيقه و ثانيه از برج خارج می شود .... و بالجمله بر همه واضح نيست.(5)

    ____________
    (1) توبه/ 36.
    (2) یس/ 38-40.
    (3) ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏9، ص 356 ـ 358.
    (4) تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏7، ص 405.
    (5) أطيب البيان في تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 214.




    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود