جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بنی اسرائیل و قربانی کردن گاوی خاص

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    بنی اسرائیل و قربانی کردن گاوی خاص





    پرسش:
    در ماجرای بنی اسرائیل و قربانی کردن گاو، چرا رنگ، پیری، جوانی، چاقی و یا لاغری این گاو برای خدا حائز اهمیت است؟ آیا خدا نمی توانست کشته را بدون درخواست یک قربانی، زنده کند؟ و آیا اگر این گاو این ویژگی ها را نداشت چه لطمه ای به قدرت خدا می زد؟ اصلأ چرا خدا باید تقاضای قربانی بکند؟

    پاسخ:
    وقتی اصل ماجرا را مطالعه می کنیم (انبیاء، آیات 68 تا 69) می بینیم که در بحث ویژگی های قربانی، بنی اسرائیل درخواست توضیح می کرده اند و خداوند نیز توضیحات لازم را ارائه می کرده است.
    بنی اسرائیل: «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ»
    خداوند متعال: «قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ»
    بنی اسرائیل: «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها»
    خداوند متعال: «قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ»
    بنی اسرائیل: «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ»
    خداوند متعال: «قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها»
    بنی اسرائیل: «قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ»
    مبتنی بر اصل ماجرا موضوع از دو بعد باید مورد بررسی قرار بگیرد:
    1. چرا بنی اسرائیل مرتب در خواست توضیح می کردند؟
    2. چرا خداوند درخواست های بنی اسرائیل را اجابت می کرده است؟
    قبل از ورود به بررسی موضوع تذکر این نکته لازم است که بر اساس ظاهر آیه شریفه و هم چنین روایات بنی اسرائیل مامور بودند گاوی را قربانی کنند بدون هر گونه شرایط یا ویژگی خاص.
    الف: تعبیر قرآنی "ْأَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً" واژه "بقره" در این جا به صورت نکره و با تنوین آمده است و از نظر دستور زبان عربی با هر مصداقی سازگار است.
    ب : طبق روایتی از پیامبر اسلام: "انهم‏ أمروا بأدنى‏ بقرة و لكنهم‏ لما شددوا على أنفسهم شدد الله عليهم"؛ آن ها مامور بودند که اولین گاوی را که یافتند ذبح کنند، و لکن آن ها موضوع را برخودشان سخت گرفتند و خدا هم بر آن ها سخت گرفت.(1)
    و طبق روایتی از امام رضا علیه السلام:
    حضرت موسى فرمود: گاوى بياوريد، گفتند: ما را دست انداخته‏ اى؟ گفت: پناه مي برم به خدا از اين كه از جهّال باشم، آنگاه امام فرمود: اگر اينان به دستور موسى عمل مى ‏كردند و گاوى مى‏ آوردند كار تمام بود و قاتل پيدا مي شد، لكن سخت گرفتند پس خدا هم برايشان سخت گرفت، بارى گفتند: از خدايت بخواه خصوصيّات گاو را مشخّص كند، موسى گفت: خدا مى‏ فرمايد: آن گاوى است نه چندان بزرگ از كار افتاده و نه كوچك و جوان بحدّ كار نرسيده، بلكه ميانه اين دو مى ‏باشد. و چنان كه آنان چنين گاوى آورده بودند از ايشان پذيرفته مى ‏شد، و ليكن كار را بر خود تنگ گرفتند، و باز گفتند: از خداوند بخواه براى ما معيّن كند كه رنگش چه باشد؟ موسى در پاسخ گفت: خدا مي فرمايد: آن گاويست سخت زرد رنگ و خالص، و شاد كننده بينندگان. و اگر آنان چنين گاوى مى‏ آوردند قبول مى ‏شد، و لكن در ضلال خود سماجت كردند و خداوند هم بر آن ها سخت گرفت.(2)
    طبق این روایت اگر بنی اسرائیل از همان ابتدا یا در هر یک از مراحلی که درخواست توضیح می کردند به دستور خدا عمل کرده و گاوی را ذبح می کردند کار تمام می شد.
    ج: در تفاسیر:
    و خداى تعالى هم نفرموده بود: كه گاو معينى را بكشيد، بلكه بطور مطلق فرموده بود: يك گاو بكشيد، و بنى اسرائيل مي توانستند، از اين اطلاق كلام خدا استفاده نموده، يك گاو بكشند.(3)
    و اما بررسی بعد اول این ماجرا:
    چرا بنی اسرائیل پیوسته از انجام دستور و اطاعت کردن سرباز می زدند و درخواست توضیح و بیان شرایط می کردند؟
    در این زمینه نکات مختلفی در تفاسیر قرآن و روایات بیان شده:
    1. به دلایل مختلفی محبت به گاو و گوساله در دل بنی اسرائیل جاخوش کرده بود(4) و از طرفی خدا برای بیرون کردن و تذکر نسبت به این محبت بی جا، دستور به قربانی می دهد و بنی اسرائیل که متوجه این حکمت نمی شود ابتدا موسی (ع) را به مسخره کردن متهم می کنند و سپس پیوسته در تلاشند با بهانه های خود صورت مسئله را به سمتی بکشانند که عمل کردن به ان را غیر ممکن سازند. و یا این که شاید خداوند دستور خود را تغییر دهد. و این موضوع در آیات مربوط به همین ماجرا نیز مورد اشاره قرار گرفته است(5).(6)
    2. عدم نفوذ ایمان در قلب های بنی اسرائیل و باور ایشان به بسته بودن دست های خدا نسبت به امور عالم (7). چنین تصوری را در ذهن ایشان ایجاد کرده بود که خود گاو در فیصله پیدا کردن ماجرای قتل نقش دارد، و فکر می کردند که این نقش مخصوص یک گاو خاص و ویژه است و در صدد بودند که همان گاو خاص و ویژه را پیدا کنند. و لذا وقتی درخواست توضیح می کنند می گویند «ان "البقر" تشابه علینا» این که خداوند مدام واژه "بقره" را به کار می برند که نکره است و بر همه مصادیق قابل انطباق، ولی آن ها واژه "البقر" بکار می برند که معرفه است و تنها یک مصداق دارد، بیانگر چنین اندیشه باطلی است.
    و البته تفاوتی نمی کند وقتی اندیشه ای برگزیده شد حتی اگر باطل باشد تبعات خاص خودش را به دنبال دارد. و همین اندیشه باطل باعث شده بود که ایشان درخواست ویژگی های یک گاو خاص را داشته باشند.(8)
    3. بر اساس مطلبی که در آیه 72 سوره بقره بیان شده است: «وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون؛ و خداوند آن چه را مخفى مى‏ داشتيد، آشكار مى‏ سازد». لا اقل عده ای از بنی اسرائیل قاتل را می شناختند و به هر دلیل میخواستند که این موضوع آشکار نشود . لذا با مدیریت ماجرا و طرح این سوالات و کش دادن ماجرا؛ سعی داشتند، به هر مقدار که می توانند (ولو طولانی کردن ماجرا و وقت کشی ) ماجرا را به نفع خود پیش ببرند.(9)
    4. شاید این سوال کردن ها ریشه در همان صفت و ویژگی برجسته قوم یهود داشته باشد و ریشه همه این موارد در لجاجت و بهانه گیری بنی اسرائیل باشد.(10)
    تذکر: از نظر قواعد معانی بیان هیچ اشکالی ندارد که ما همه چند جهت ذکر شده را در این ماجرا به عنوان دلیل همسو و اثرگذار بپذیریم. و یا حتی بتوان با تحقیق در منابع جهات دیگری هم پیدا کرد.
    و اما بررسی بعد دوم؛ چرا خداوند به حرف بنی اسرائیل گوش کرده و درخواست های آنان را اجابت می نمود؟
    اول: خداوند هیچ شرطی نگذاشته است دستورش مطلق است. ظاهر آیه شریفه که واژه "بقره" را به صورت نکره(11) آورده است و در ادامه هم هر وقت جواب بنی اسرائیل را می دهد هم چنان واژه را نکره به کار می برد. پس خداوند اصلا شرطی قرار نداده است. و بعد از اولین اعتراض صراحتا دستور می دهد اگر می خواهید انجام بدهید پس انجام بدهید.(12)
    دوم: با توجه به نکات مطرح شده و انگیزه های مختلفی که بنی اسرائیل برای فرار از اطاعت و انجام دستور خداوند داشتند؛ و هم چنین روحیات خاص آن ها؛ کوچکترین بهانه برای عدم اطاعت کافی بود. همان طور که در آیات مورد بحث این موضوع را به خوبی به نمایش گذاشتند.
    در ضمن، ربوبیت خداوند متعال اقتضا می کند که در هر صورت برای کنده شدن محبت به گاو از دل بنی اسرائیل، معلوم شدن و تجلی خداوند قدرت خداوند متعال (برای از بین بردن اندیشه "ید الله مغلوله") و در نهایت برای اتمام حجت حجت بر بنی اسرائیل و نمایان شدن میزان باور و ایمان آن ها به حضرت موسی (ع) و خداوند متعال(13) تمام مقدمات برای انجام این دستور فراهم شود. (که در صورت عدم اجابت درخواست ایشان و بهانه دادن به دست آن ها برای عدم اطاعت هرگز محقق نمی شدند).

    ________________
    (1) تفسير نور الثقلين، جلد 1،ص 89، اسماعيليان - قم، چاپ: چهارم، 1415 ق.
    (2) ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد 2، ص 13؛ نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق.
    (3) ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 303. و تفسير نمونه، ج ‏1، ص 307.
    (4) "و اشربو ا فی قلوبهم العجل". بقره/ 93.
    (5) "فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُون". گاو را ذبح کردند در حالی که تمایلی به آن نداشتند. بقره/ 71.
    (6) پرتوى از قرآن، ج ‏1، ص 194.
    (7) "وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَة". مائده/ 64.
    (8) ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 302.
    (9) تفسير نمونه، ج ‏1، ص 307.
    (10) همان.
    (11) از نظر دستور زبان، وقتی اسمی به صورت نکره بکار می رود با هر مصداق و نمونه ای سازگار است.
    (12) "فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُون". بقره/ 68.
    (13) انفال/ 42؛ و ترجمه الميزان، ج ‏9، ص 121.
    برای مطالعه بیشتر به "تفسیر المیزان"، "پرتوی از قرآن"، نوشته ایت الله محمود طالقانی، "تفسیر نمونه" و "تفسیر مجمع البیان"، ذیل آیات شریفه قرآن، مراجعه کنید.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود