صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لحظه جان دادن

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,338
    مورد تشکر
    16,811 پست
    حضور
    89 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    فرق خوابیدن با مردن :

    فرقی که بین خوابیدن با مردن می باشد آن است که در خواب روح به طور کامل از بدن جدا نمی شود اما در مردن روح کاملا از بدن جدا گشته و بعد از مدتی به بدن باز می گردد . اگر چه در عالم قبر هم روح بدون بدن نیست ، اما آن بدن دنیایی نیست بلکه با بدن مثالی و بدنی که مناسب عالم برزخ است محشور و همراه می باشد !

    1 . قرآن کریم در این مورد می فرماید : الله یتوفی الانفس حین موتها والتی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی ان فی ذلک لقوم یتفکرون ( سوره ی زمر آیه ی 42 و مانند آن سوره ی انعام آیه ی 60 )

    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند ، و نیز ارواحی را که نمرده اند به هنگام خواب می گیرد ( بنابراین خواب برادر مرگ و چهره ی ضعیفی از مرگ است ) و اما ارواح کسانی که فرمان مرگ آن ها را صادر کرده است نگه می دارد .( به گونه ای که هرگز از خواب بیدار نمی شوند ) و ارواح دیگری را که فرمان ادامه ی حیاتشان را داده است به بدن هایشان باز می گرداند تا سر آمد معینی ، در این مسئله آیات و نشانه های روشنی است برای کسانی که تفکر می کنند .

    2. رسول اکرم (ص ) در این مورد فرمود :

    به خدا سوگند ! شما همانگونه که می خوابید ، خواهید مرد و همان گونه که از خواببیدار می شوید ( روز قیامت ) برانگیخته و زنده خواهید شد و همچنان که در دنیا عمل می کنید ، روز قیامت از شما محاسبه و حسابرسی خواهند نمود .
    (بحارالنوار ج 18 ص 197)


    لحظه جان دادن

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,760 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " از حضرت جواد علیه السلام سوال شد : " مرگ چیست ؟ "

    ایشان در جواب پاسخ دادند : " مرگ همان خواب است که هر شب سر وقت شما می اید. جز ان که مدت خواب مرگ طولانی است. و ادمی از ان خواب بیدار نمی شود جز روز قیامت ."

    شبا هت و همانندی خواب و مرگ به اندازه ای است که رسول گرامی اسلام هر وقت از خواب بیدار می شدند خدا را اینگونه حمد و سپاس می نمودند:" الحمد لله الذی احیا نا بعد ما اماتنا و الیه النشور ."

    " سپاس خداوندی را سزاست که ما را پس مردن دو باره زنده کرد و حشر و بر انگیختن مردم در قیامت به سوی او خواهد بود. "

    تمام فلا سفه و حکمای بزرگ جهان متحیرند که حقیقت خواب چیست .؟همانطور که از درک حقیقت مرگ عاجزند .

    و هیچ یک از انها تا بحال نتوانسته است به اسرار خواب پی برد . و از حقیقت ان پرده بردارد . کما اینکه هیچ یک از انها نتوانسته است به اسرار مرگ پی برد. و به واقعیت ان دست یابد.

    در حال خواب بدن انسان روی زمین است و روح انسان سیر در عوالم دیگر می کند. و سپس بر می گردد. و در حال مردن هم بدن روی زمین یا زیر زمین است . و روح به عوالم دیگر می رود . و دیگر بر نمی گردد.

    در واقع در زمان مرگ رشته هایی که روح را به جسم و جسد مثالی مربوط می کند کاملا" قطع می شود. اما در زمان خواب این رشته ها کاملا" قطع نمی گردد. یا حق.


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,583 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سخن خدا پس از مرگ موجودات ؟

    این مطلب در برخی از روایات بیان شده که مربوط به داستان برپایی قیامت است و در ذیل آیه شریفه سوره غافر:
    « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (1) روزى كه همه آنان آشكار مى‏شوند و چيزى از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند (و گفته مى‏شود حكومت امروز براى كيست؟ براى خداوند يكتاى قهّار است! » به آن پرداخته شده و در برخی از کتب روایی هم به تفصیل روایاتی در این باره ذکر شده است.
    در روایتی بسیار مفصل از امام زین العابدین (ع) در مورد ماجرای نفخ صور و قیامت آمده است که:
    « َ قَدْ رَوَى الثِّقَةُ عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع أَنَّ الصُّورَ قَرْنٌ عَظِيم‏ ...وَ لَهُ فِي الصُّورِ ثَلَاثُ نَفَخَاتٍ نَفْخَةُ الْفَزَعِ وَ نَفْخَةُ الْمَوْتِ وَ نَفْخَةُ الْبَعْث‏(2) به تحقيق كسانى كه مورد اطمينان مى‏باشند از حضرت امام زين العابدين(ع) روايت كرده‏اند كه صور شیپوری بزرگ است ... حضرت اسرافيل سه مرتبه در صور مى‏دمد: يكى نفخه فزع، ديگرى نفخه مرگ و سوم نفخه زنده شدن. پس وقتى روزهاى دنيا تمام شد خدا به اسرافيل مى‏فرمايد كه بدمد در صور دميدن فزع را، چون ملائكه اسرافيل را ببينند كه با صور فرود مى‏آيد گويند: خداوند اذن مرگ اهل آسمان و زمين را داده است. پس اسرافيل در نزد بيت المقدّس پايين مى‏آيد و مقابل كعبه مى‏ايستد و در صور مى‏دمد دميدن فزع.
    خداوند در این باره می فرماید : " وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ (3) و در صور دميده شود پس هر كس كه در آسمان و زمين است به فزع و ترس مى‏آيد. مگر آن كس را كه خدا بخواهد. و همه مى‏آيند او را در حالى كه مطيع و منقاد و ذليلند "... و ريش جوانان از شدت ترس سفيد مى‏گردد. و شياطين مى‏پرند و به اطراف زمين فرار مى‏كنند و اگر نبود اينكه خدا خواسته است كه روحها را در بدنها نگاه دارد هر آينه روحها از هول و وحشت اين نفخه و دميدن از بدنها خارج مى‏شد. پس به همين حال هستند به اندازه‏اى كه خدا خواهد.
    پس خداى متعال به اسرافيل امر مى‏نمايد كه در صور نفخه موت را بدمد. پس صدا از طرفى كه به جانب زمين است خارج مى‏شود پس باقى نماند در زمين آدمى و نه جنّى و نه شيطان و نه غير اينها از كسانى كه صاحب روح هستند. مگر اينكه بميرند. پس صدا از طرفى كه به جانب آسمان است خارج مى‏شود پس باقى نماند در آسمان صاحب روحى مگر اينكه بميرد. و اين جا خدا استثناء مى‏فرمايد و مى‏گويد: مگر آن كس كه خدا بخواهد كه عبارتند از: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و عزرائيل. اينها كسانى هستند كه به‏ خواست خدا زنده مانده‏اند.
    پس خداى متعال مى‏فرمايد: اى ملك الموت چه كسى از مخلوقاتم باقيمانده؟ عرض مى‏كند: خدايا- تويى آن زنده كه نمى‏ميرد- چهار ملك كه من هم يكى از آنها هستم باقى مانده است. پس خدا او را امر مى‏فرمايد به قبض روح آن سه. و او قبض مى‏كند. پس خدا مى‏فرمايد اى ملك الموت چه كسى باقى مانده؟ عرض مى‏كند: بنده ضعيف و مسكين تو ملك الموت. خدا مى‏فرمايد: ملك الموت بمير به اذن من! پس ملك الموت مى‏ميرد.
    و در هنگام خروج روحش چنان صيحه مى‏زند كه هر گاه آدميان زنده بودند و صيحه او را مى‏شنيدند همه هلاك مى‏شدند. ملك الموت مى‏گويد: اگر مى‏دانستم كه در نزع روح بنى آدم اين قدر تلخى هست و شدّت و غصّه آن تا اين حد است هر آينه در قبض روح مؤمنين شفقت و مهربانى به كار مى‏بردم.
    پس چون كه باقى نماند از خلق خدا احدى در آسمان و زمين خداى جبّار جلّ جلاله ندا فرمايد: اى دنيا كجايند شاهان و فرزندان آنها؟ كجايند جبّاران و ظالمان و اولاد آنها؟ و چه شدند آنها كه دنيا را به تمامه مالك شدند؟ كجا رفتند آنها كه روزى مرا مى‏خوردند و حق مرا از اموال خود خارج نمى‏كردند؟ پس مى‏فرمايد: " لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ؛(4) امروز ملك از آن كيست؟ " احدى نيست كه جواب دهد. پس ذات مقدّس حق تعالى خود جواب خود را مى‏فرمايد و مى‏گويد: " لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ؛ براى خداى يگانه قهّار است» .

    پی نوشت ها :
    1. غافر (40) آیه 16.
    2.شيخ حسن ديلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب‏ ،شريف رضى‏ ،قم‏ 1412 ق‏، ج 1، ص 53-55.
    3. نمل (27)، آیه 87 .
    4. غافر، همان.


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,338
    مورد تشکر
    16,811 پست
    حضور
    89 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    5- عالم قیامت :

    عالم آخرت از زمانی شروع می شود که انسان را برای حساب و کتاب به صحنه ی محشر می آورند که خود آن روز بزرگ مراحل متعددی دارد . در مرحله ی اول با دمیدن در صور تمام موجودات آسمانی و زمینی می میرند و در دمیدن دوم همه ی آنها زنده خواهند شد .

    قرآن کریم در این باره می فرماید :


    ( و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و منفی الارض الا من شاء الله ثم نفخ فیه اخریفاذاهم قیام ینظرون )

    در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند ، مگر کسانی که خدا بخواهد ؛ سپس بار دیگر در صور دمیده می شود ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار ( حساب و جزا ) هستند . ( زمر -68 . نحل -87. یس - 51 . حاقه - 13و 14 . مدثر - 8 و 9 . صافات - 19 )

    صحنه ی قیامت : هنگامی که قیامت به پا می شود آنقدر صحنه ی وحشتناکی ست که احدی به فکر دیگری نیست ؛ طوری که نزدیک ترین افراد ، عزیز ترین کسان خود را رها می سازند و هر کسی دنبال گرفتاری و نجات خویش است .


    ــ هر کسی به فکر نجات خویش

    قرآن کریم در این مورد می فرماید :

    یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شی عظیم ......)
    ( سوره ی حج - 1 و 2 )

    ای مردم از پروردگارتان بترسید ، و پرهیزکاری پیشه کنید که زلزله ی رستاخیز جریان مهم و عظیمیست ، روزی که آن را میبینید ( آنچنان وحشت سراپای وجود همه را فرا می گیرد ) که مادران شیرده از کوکان شیرخوارشان غافل می شوند و او را فراموش می کنند ، و هر زن بارداری جنین خود را سقط می کند ، و مردم را به صورت مستان می بینی در حالی که مست نیستند ، ولی عذاب خدا شدید است .

    فاذا جاءت الصاخه یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امری ء منهم یومئذ شان یغنیه .

    هنگامی که صدای گوش خراش صیحه ی رستاخیز بیاید کافران و مجرمان در اندوه و ندامت عمیقی فرو می روند ، در آن روز انسان از برادر ، مادر ، پدر ، زن ، و فرزندانش فرار می کند ، در آن روز هر کدام از آن ها وضعی دارد که او را کاملا به خود مشغول می سازد ( آنقدر صحنه هولناک است که انسان به فکر خودش است و کار به دیگری ندارد . ). ( عبس - 33 - 37 )


    لحظه جان دادن

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,338
    مورد تشکر
    16,811 پست
    حضور
    89 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بهشت و جهنم

    فرق دنیا و آخرت از نظر نعمت و عذاب

    بعد از آنکه حسابرسی افراد تمام شد عده ای به طرف بهشت می روند و گروهی روانه ی جهنم می شوند . آنچه لازم به یاد آوری ست آنکه نعمت و پاداش بهشت و اتش عذاب جهنم اصلا قابل مقایسه با دنیا نیست .
    در آنجا همه چیزش اعم از نعمت های بهشتی و آتش دوزخ دارای شعور و آگاهی هستند ؛ به طوری که آتش جهنم انسان مجرم را می شناسد و از هر طرف او را احاطه می کند به گونه ای که جایی برای فرار نیست
    فرقی که بین آتش دنیا و جهنم است آن ست که آتش دنیا آخرین درجه اش پوست و استخوان را می سوزاند ؛ ولی روح را نمی تواند بسوزاند به خاطر آنکه آتش دنیا مادی ست و روح غیر مادی و مجردست . اما آتش دوزخ ضمن اینکه بدن را می سوزاند روح را هم می سوزاند .

    امام خمینی در این باره فرمود :

    " همه ی آتش های این عالم را جمع کنند روح انسان را نمی توانند بسوزاند آنجا ( جهنم ) آتشش علاوه بر اینکه جسم را می سوزاند روح را هم می سوزاند و قلب را ذوب می کند . فواد را محرق می نماید ، تمام این ها را که شنیدی و آنچه که تا کنون از هرکه شنیدی جهنم اعمال توست که در آنجا حاضر میبینی که خدای متعال می فرماید :

    " و وجدوا ما عملوا حاضرا "

    ( سوره ی کهف آیه ی 49 و مشابه آن آل عمران آیه ی 30 )

    یعنی آنچه در دنیا عمل کردند آنجا حاضر می یابند .
    ( چهل حدیث ، حدیث اول )


    لحظه جان دادن

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    4,330 پست
    حضور
    12 روز 23 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9

    مطلب دل را به خدا بسپارید.




    لحظه جان دادن

    لحظه جان دادن

    ویرایش توسط nekuee : ۱۳۹۴/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۹:۰۱
    دردها از بودن است و حرفها از نبودن. ميان بودن و نبودن مرزي است باريك. شايد بتوان در آن مرز قدم زد، آبي نوشيد، شعري نوشت، بي هيچ دردي و حرفي.


  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,760 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " معاد :

    قران کریم انکار معاد را موجب کفر و تکذیب کننده ان را به طور مکرر به عذاب سخت هشدار داده است.

    تا انجا در سوره مرسلات ده بار می فرماید : " ویل یومئذ للمکذبین " وای در ان روز بر تکذیب کنندگان.

    حیرت انگیز ترین مطلب در موضوع معاد و قیامت .نشانه های قیامت و گذشتن از گذرگاههای

    قیامت است.

    سفری بسیار طولانی در پیش است .با راههای خطرناک و گردنه های صعب العبور و سخت و توشه کم.

    حضرت علی علیه السلام می فرمایند : " اه از کمی توشه و طول سفر وحشت و خوف راه

    و سپس می فرمایند : خداوند شما را بیامرزد. وسایل سفر اخرت را اماده نمایید. که ندای کوچیدن در میان شما داده شده .

    و به سوی خدا باز گردید. با توشه ای شایسته که به ان دسترسی دارید.

    زیرا که جلو شما گردنه ناهموار و منزلهای ترس اور و هولناک است که از وارد شدن و توقف در انها ناگزیرید. "

    قیامت و معاد نام رستاخیز عمومی است .روزی که همه از گورها بر می خیزند. و به سوی محشر و سرنوشت ابدی خویش در بهشت یا دوزخ رهسپار می شوند.

    قران کریم برای توجه دادن انسان به عظمت و بزرگی روز قیامت و واداشتن وی به تفکر در شرایط

    و احوالی که در ان صحنه برایش تحقق خواهد یافت. تعابیر عجیبی به منظور نشان دادن اوضاع ان

    روز عظیم اورده و از ان صحنه پر ماجرا به اسامی و اوصاف گوناگون یاد فرموده است. از جمله :

    " یوم القیامه - یوم الدین- یوم الحساب- یوم الفصل - یوم تبلی السرائر - یوم الحسره- یوم الندامه-

    یوم النفحه- الیوم الحق- یوم الواقعه و...

    معاد عبارت از بازگشت به وجود است. بعد از فنا. یا رجوع اجزای بدن است به اجتماع بعد از

    پراکندگی و یا زندگی است بعد از مرگ و بازگشت ارواح است به بدنها بعد از جدایی.

    کلمه معاد مصدر میمی و اسم زمان یا اسم مکان از ماده "عود" به معنای بازگشت است.

    و در اصطلاح به معنای دوباره زنده شدن ادمی بعد از مرگ است.

    لفظ معاد در لغت به معنای بازگشتن انسان است .و مراد از معاد در شرع بازگشتن انسان است بعد از موت به حیات.

    به جهت یافتن جزای عملی که پیش از موت از او صادر شده باشد از نیک و بد.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    273 پست
    حضور
    2 روز 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدا خواهرتون رو در جوار رحمتش قرار بده،چه دعای قشنگی براش کردید شاید اگه من جای شما بودم نعوذبلله از خدا گله می کردم ،خوش به حال خواهرتون که پاک پاک روز ولادت آقا ایشون رو ملاقات کرد شما دل پاکی دارید برا این بنده ی نالایق هم دعا کنید.
    التماس دعا فراوون


  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,760 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "امام علی علیه السلام به حارث همدانی فرمودند : " ای حارث همدانی . هرکس بمیرد. مرا خواهد

    دید. مومن باشد یا منافق. "

    در روایت دیگر امده است که حارث همدانی گوید :خدمت حضرت امیر المومنین علیه السلام رسیدم.

    حضرت سوال کردند : - چه چیزی باعث شد تا به اینجا بیایی ؟

    - محبت شما یا امیرالمومنین .

    - ای حارث. ایا مرا دوست داری ؟

    - بله .به خدا قسم یا امیرالمومنین.

    " لو بلغت نفسک الحلقوم رایتنی حیث تحب. "

    زمانی که جانت به گلو برسد. همان گونه که دوستم داری مرا خواهی دید. "

    همچنین نقل شده که حضرت رسول (ص) به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند :

    " ای علی .دوستداران تو در سه موقع شادمان می شوند :هنگامی که جان انها خارج می شود.

    و تو در انجا شاهدشان هستی . ( در حضور تو جان میدهند. )

    هنگام سوال قبر . که در انجا انان را تلقین می کنی. و به هنگام عرضه شدن بر خداوند که انجا هم تو انها را معرفی می کنی. "

    همچنین امام صادق علیه السلام می فرمایند : "هنگامی که مومنی در حال احتضار است. ولی نمی تواند سخن بگوید .

    رسول خدا (ص) نزد او حاضر شده و به او مژده بهشت میدهد. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,583 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هنگام احتضار چشم برزخی انسان بینا شده و صورت ملکوتی عقاید و اعمال و رفتار خود را مشاهده کرده و بهشت یا دوزخ برزخی را که برای خود تدارک دیده است، می بیند.
    مؤمن چون نیکوکار بوده و به عقاید برحق و اخلاق صالح خود را آراسته، در لحظات مرگ چشم برزخی‌اش باز شده ، نعمت های آخرتی برای خود را دیده ، اولیا و محبوب‌هایش یعنی رسول خدا و امامان علیهم السلام را می بیند . با دیدن آنها شاد و خرم از دنیا می رود. لحظات احتضار و جان کندن برای مؤمن صالح بسیار آسان و کوتاه و حتى شیرین است زیرا مشاهدة اولیایش و جایگاهی که می خواهد به آن وارد شود چنان او را شاد و خرم می کند که دیگر سختی جان کندن را متوجه نمی‌گردد:
    «الذین تتوفاهم الملائکه طیبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنّه بما کنتم تعملون؛(1) کسانی که ملائکه در حالت طیب و طاهر روح آنان را می گیرند، به آنان می گویند: سلام بر شما؛ به بهشت وارد شوید به پاداش آنچه می کردید».
    امام سجاد(ع) فرمود: «مرگ برای مؤمن مانند کندن یک لباس چرکین ،‌گشودن غل و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به بهترین لباس‌ها، خوشبوترین عطرها، راهوارترین مرکب ها و مرفه‌ترین منزل‌هاست».(2)
    در آیة دیگر می فرماید:
    «فلولا اذا بلغت الحلقوم... فامّا اِن کان من المقرّبین فروح و ریحان و جنّه نعیم وأمّا إن کان من أصحاب الیمین فسلام لک من أصحاب الیمین؛(3) پس چرا آن هنگام که جان به حلقوم برسد (از شما کسی نمی‌تواند او را یاری دهد) و اگر از مقربان باشد که آسایش ریحان و معطر در انتظار اوست و باغ پر از نعمت اما اگر از اصحاب یمین باشد که سلام بر تو از جانب اصحاب یمین».
    امام صادق(ع) مرگ و مواجه شدن با آن برای مؤمن را این گونه به تصویر می کشد:
    «نسبت به مؤمن (مرگ) همچون عطر بسیار خوشبویی است که آن را می بوید و حالتی شبیه خواب به او دست می دهد و درد و رنج به کلی از او قطع می گردد».(4)
    امام سجاد می فرماید:
    «خداوند فرمود: هنگام رسیدن اجل مؤمن، چون از مردن کراهت دارد و من کراهت او را نمی‌خواهم، دو گل خوشبو از بهشت می فرستم که با بوییدن یکی اموالش را وا می‌گذارد و با بوییدن دیگری دنیا را فراموش می‌کند».(5)
    امام صادق(ع) فرمود:
    «هر گاه مؤمن را ساعت احتضار برسد، رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) بر بالین او حاضر می شوند و امام علی به رسول خدا می فرماید:این فرد از شیعیان و دوستداران ما است. پیامبر به جبرئیل خبر می دهد و او به میکائیل و او به اسرافیل .همگی به ملک الموت این مطلب را اعلام کرده و می خواهند که با او به آسانی رفتار کند . ملک الموت می گوید: به خدایی که شما برگزید و گرامی داشت و به محمد(ص) نبوت عطا کرد و رسالت را بخشید، برای او از پدر مهربان، دلسوزتر خواهم بود و از برادر با شفقت‌تر و...».
    این آیات و روایات ،گوشه ای از احوال مؤمنان صالح را بیان می کند . سختی جان کندن برای مؤمنان گناهکار ، کفارة گناهانشان است.
    امام کاظم(ع) فرمود: «مرگ پاک کننده است و گناهان را از مؤمنان می زداید و رنج و درد مرگ، کفاره گناهانشان می باشد».(6)
    اما برای کافران و گناهکاران مرگ بسیار شدید و هولناک است، قرآن می فرماید:
    «کلاّ إذا بلغت التراق... وظنّ أنّه الفراق والتفّت الساق بالساق...؛(7) چنین نیست، او هرگز ایمان نمی‌آورد تا جان به گلوگاهش برسد... و ساق پاها (از شدت جان دادن) به هم بپیچند».
    این جان کندن چنان سخت است که قرآن از آن به «سکره الموت؛(8) بیهوشی مرگ» و «غمرات الموت؛(9) شدائد مرگ» یاد کرده است.
    هنگام احتضار کافر و گناهکار چشم او به حقایق برزخی روشن شده و عذاب اخروی را که برای خود تهیه دیده، می بیند و تقاضای بازگشت می کند اما با ضرب و زدن ملائکه جواب منفی می گیرد:
    «از آنچه به شما روزی دادیم قبل از رسیدن مرگ انفاق کنید که وقتی مرگ یکی از شما را بیاید (به محضر خدا) عرضه می دارد: پروردگار مرا بازگردان تا مهلت کوتاهی تا صدقه بدهم و از نیکوکاران باشم.(10)
    «و اگر بنگری سختی حال کافران را آن گاه که ملائکه جانشان را می گیرند و با تازیانه بر پشت و صورت‌های آنان می زنند و به چشیدن عذاب جهنم برزخی وا می دارند».(11)
    امام صادق(ع) فرمود:
    «مرگ برای کافر مانند آن است که افعى او را بگزد و عقرب نیش بزند بلکه سخت‌تر است».(12)
    پیامبر:
    «هر گاه ملک الموت برای قبض روح کافر بیاید، تبری از آتش آورده و با آن روح کافر را از جسمش می کند و از شدت آن جهنم به فریاد می‌آید».(13)
    وضعیت احتضار بستگی به کارنامه عمل فرد دارد؛ هر چه کارنامه پربارتر باشد، او راحت‌تر و شادان‌تر و هرچه سیاه‌تر باشد، او سخت‌تر و با هول و هراس و عذاب بیشتری جان خواهد داد.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. نحل (16) آیه 32.
    2. بحار الانوار، ج 6، ص 155.
    3. واقعه (56) آیه 82 ـ 93.
    4. بحار الانوار ج6، ص 152.
    5. همان.
    6.‌ همان، ص 155.
    7. قیامت (75) آیه 26 ـ 29.
    8. ق (50) آیه 19.
    9. انعام (6) آیه 93.
    10. منافقون (63) آیه 10.
    11. انفال (8) آیه 50.
    12. بحار الانوار، ج 6، ص 152.
    13. همان، ص 170.


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود