صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زن، معراج مرد است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    زن، معراج مرد است




    زن، معراج مرد است



    خداوند زن را آفرید

    خداوند زن را آفرید، برای آرامش همسر و مادری فرزندان. زن را آفرید با دامنی پاک، بی‌آلایش، مقدس و نورانی که معراجی باشد برای مرد. زن را آفرید تا جسم خاکی‌اش انسان بپروراند، انسانی که شایسته‌ی ملکوتی‌شدن باشد. سخن از دین‌داری زنان گفتن، افسانه نیست؛ تا بوده عفت زنان و غیرت مردان، جامعه را از سیلاب هرزگی‌ها و بی‌بنیادی‌ها نجات داده است. دین‌داری زن، سرچشمه‌ی پاکی‌ها و زائل‌کننده‌ی انواع بیماری‌های جوامع انسانی است. دین‌داری، عفت و حیای زن، او را از دید تاریک‌دلان پنهان می‌سازد. هم‌چنان که نور آفتاب نابودکننده‌ی انواع آلودگی‌هاست، نور عفاف و دین‌داری زن نیز، جامعه را از ناپاکی‌ها حفظ می‌کند. هم‌چنان که انرژی محیط از نور آفتاب سرچشمه مى‌‏گیرد، انرژی‌های مثبت جامعه هم، ناشی از نور دین‌داری زن است. نور، پرورش‌دهنده‌ی شمشادهای سبز، پیچک‌های معطر، یاس‌های سپید، لاله‌های سرخ و تمامی گل‌های زیباست. دین‌داری زن هم، چنین نقشی دارد؛ زیرا با بی‌دینیِ وی، گل‌های زندگی که فرزندان هستند، رو به پژمردگی و نابودی می‌روند. نور، سرچشمه‌ی همه‌ی زیبایی‌ها و لطافت‌هاست‏. دین‌داری زن هم از این لطافت برخوردار است و جامعه‌ای که معتقد به رعایت دین‌داری باشد، پاک‌ترین اجتماع را دارد.

    زن، معراج مرد است




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مهم‌ترین دغدغه‌ی جامعه، مظهر ارزش‌های فرهنگی و دینی بودن زنان و پیش‌تازی آنان در این عرصه است؛ چراکه زن، مدیر و مدبر خانواده و پرورش‌دهنده‌ی فرزندان است. تنها با پرورش فرزندان معتقد، جامعه به سمت‌وسوی نگرش‌های مثبت افراد پیش می‌رود. رسول خدا فقط به اين‌خاطر، بيش‌تر بر ديانت زن تأكيد فرموده است كه چنان زنى به دین‌داری مرد كمك مى‌كند؛ اما اگر زن، دین‌دار نباشد خود از دين، روگردان است و باعث نابه‌سامانى دين همسر نيز مى‌شود (فیض‌کاشانی، ۱۳۷۲، ج 3، ص ۱۲۱).


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زن مگـو مرد آفرین روزگـار
    زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
    زن مگو خاک درش نقش جبـین زن مگو دست خدا در آسـتـین



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    همسران ایده‌آل و غیرایده‌آل

    خوش‌خویی در كسب فراغت و كمك به ديانت شخص، اصل مهمی است؛ زيرا اگر زن، بدزبان، بدخو و ناسپاس باشد، زيانش بيش‌تر از سودش خواهد بود. توصیه شده است که: «با شش زن ازدواج نكن: زنى كه زياد مى‌نالد، زنى كه زياد منّت مى‌گذارد، زنى كه به مرد ديگرى تمايل دارد، زنى كه هر چيزى مى‌بیند آن را مى‌خواهد، زنى كه زياد آرايش مى‌كند و زنى كه به ديگران دهن‌كجى مى‌كند و پرحرف است . »

    «انّانه»، زنى است كه زياد ناله و شكوه دارد و هر ساعت، سرش را مى‌بندد؛ بنابراين در ازدواج با زنى كه زياد مريض شود يا خود را به مريضى بزند، خيرى نيست .

    «منّانه»، زنى است كه بر سر شوهرش منّت مى‌گذارد و مى‌گويد: «به خاطر تو چنين و چنان كردم . »



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    «حنّانه»، زنى است كه به همسر قبلى يا بچه‌هايى كه از شوهر قبلى‌اش دارد، علاقه‌ی زياد نشان دهد؛ از چنين زنى نيز بايد اجتناب كرد .

    «حدّاقه»، زنى است كه به هر چيزى چشم مى‌دوزد و هوس آن مى‌كند و شوهرش را وامى‌دارد كه آن را بخرد .


    «برّاقه»، احتمالاً دو معنى دارد: يكى زنى كه سراسر روز به آرايش و زينت سر و صورتش مى‌پردازد تا صورتش، درخشندگى مصنوعى داشته باشد. ديگر، زنى كه از خوردن قهر مى‌كند و تنهايى غذا مى‌خورد و در هر چيزى، سهم خودش را جدا مى‌كند (فیض‌کاشانی، ۱۳۷۲، ج 3، ص ۱۲۲).



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    بنام خداوند متعال

    در باب سیصد و بیست چهارم فتوحات مکیه تحت عنوان «فی معرفة منزل جمع‌النساء والرجال فی بعض المواطن الالهیه و هو من‌الحضرة العاصمیه» می‌نویسد: «همچنانکه انسان، که عالم صغیر است با عالم کبیر، در عالمیت یعنی دلیل و نشانه بودن بر وجود خداوند با هم اشتراک دارند و عالم را در این جهت درجه‌ای و تفوقی بر انسان نیست، انسان بودن هم حقیقتی جامع و مشترک میان مرد و زن است.
    مردان را از حیث انسانیت بر زنان درجه‌ای و فضیلتی نیست. اگرچه گفته شده است که مردان را بر زنان درجه‌ای است "وللرجال عليهنّ درجةٌ" (بقره/۲، آیه‌ی ۲۲۸) و "الرجالُ قوامون علی‌النساء" (نساء/۴، آیه‌ی ۳۸).
    همچنانکه گفته شده است که خلق آسمانها و زمین اکبر و اشدّ از خلق انسان است. "أ أنتم اشدٌ خلقاً اَمِ السماءُ بَنیها"؛ "آیا شما در خلقت سخت‌ترید یا آسمان که خدا آن را بنا کرد" (النازعات/۷۹، آیه‌ی ۲۷)
    و "لخلق السماوات والارض اکبرُ من خلق‌الناس ولکنُّ اکثرالناس لایعلمون"؛ "همانا آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر از آفرینش مردم است ولی اکثر مردم نمی‌دانند"» (مؤمن/۴۰، آیه‌ی ۵۹) اما این درجه درجه‌ی وجودی و در اصل ایجاد است، نه برتری معنوی و کمال.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    ادامه از پست قبل

    ابن عربی برای توضیح مقال خود اشاره به داستان خلقت آدم و حواء می‌کند که در سِفر تکوین تورات (باب دوم، آیه‌ی ۲۱) آمده و در منابع اسلامی (برای نمونه، مجمع‌البیان، مجلد دوم، ص ۲) نیز نقل شده است که طبق آن خداوند یکی از دنده‌های آدم را گرفت و گوشت در جایش پر کرد و حوّا را از آن دنده آفرید.
    ابن عربی با توجه به داستان مزبور توضیح می‌دهد که حوّا جزئی از آدم، متکوّن و مستخرج از دنده‌ی اوست.
    حاصل اینکه مرد کلِّ و فاعل است و زن جزء و منفعل از او و فاعل از حیث فاعل بودن بر منفعل برتری دارد. ولی این برتری فقط از جهت حقیقت یعنی واقعیت و اصل ایجاد است، نه در آنچه عارض آنها می‌شود، یعنی فضایل و کمالات که آنها از این حیث با هم برابرند.
    او استدلال می‌کند که: «خداوند در کتاب خود، هرجا فضیلتی و کمالی برای مردان ذکر فرموده، بلافاصله آن را برای زنان نیز قائل شده است، مثلاً، "إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا"؛
    "مردان مسلمان، زنان مسلمان، مردان مؤمن، زنان مؤمن، مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا، مردان خاضع و زنان خاضع، مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، مردان یاد‌کننده‌ی خدا و زنان یادکننده‌ی خدا، خداوند برای آنها آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است"» (احزاب/۳۳، آیه‌ی ۳۵؛
    _______________
    فتوحات مکیه، ج ۵، باب ۳۲۴، ص ۱۲۸).



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    313
    صلوات
    142
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 روز 1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من میبینم دلم معراج می خواد،

       
    تو نگوو زن می خواستم، خومم نمی دونستم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقه طاهره نمایش پست
    «حنّانه»، زنى است كه به همسر قبلى يا بچه‌هايى كه از شوهر قبلى‌اش دارد، علاقه‌ی زياد نشان دهد؛ از چنين زنى نيز بايد اجتناب كرد .
    واقعا؟!
    پس دیگه اسم بچه هامونو حنانه نذاریم؟


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    682
    صلوات
    4500
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    در نظام ارزشی اسلام، خانواده از منزلت و قداست خاصی برخوردار است و در محیط خانواده، زنان مدیریت داخلی این واحد کوچک اجتماعی را به عهده دارند و در سایه تلاش آنان مشکلاتی همچون، احساس بی‏هویتی، احساس ناامنی اجتماعی، محرومیت از داشتن الگوی مناسب شخصیتی، ترس و اضطراب، بی‏هدفی، کمبودهای عاطفی و... رخت برمی‏بندد و شخصیت و ساختمان روانی سایر اعضاء خانواده شکل می‏گیرد و روح آنها تلطیف می‏شود. بنابراین، مشعل‏دار عاطفه انسانی در محفل خانواده و در جامعه بزرگ بشری، وجود پاک و دل‏های بی‏آلایش مادران است و نقش رهبری آنها از جهت پاسداری از ارزش‏های انسانی اسلامی بسیار مهم و خطیر می‏باشد و به جرئت می‏توان گفت، بدون وجود مادری پاک نهاد، تربیت با مشکلاتی جدی رو به روست.

    امام خمینی(ره) در این زمینه اندیشه‏های ارجمندی را ارائه کرده‏اند و به ویژه درباره نقش اساسی مادر در شکل دادن به ساختار شخصیت کودک و تربیت صحیح فرزندان در جهت تأمین سعادت و رشد جامعه، سخن‏ها و خطاب‏های بلندی دارند. امام(ره) در جای جای سخنان و نظرات‏شان، بر این نکته اشارت دارند که نقش مادری و همسری زن مسلمان، با نقش اجتماعی یا سیاسی و اقتصادی و فرهنگی او در سطح جامعه تزاحمی ندارد و اساساً نباید تزاحمی داشته باشد.

    تفاوت زن و مرد از مسائل مهم نظری و کاربردی در مباحث فرهنگی است که امروزه موجبات چالش‏های زیادی گردیده است. بدون تردید می‏دانیم که زن و مرد از نظر اسلام، دارای سرشتی واحد هستند و هر دو می‏توانند مدارج ترقی و تکامل را طی نمایند و برتری در نزد خدا، از آن کسی است که تقوای بیشتری داشته باشد.
    اما از آنجا که غالب خطابات قرآنی با صیغه مذکر بیان گردیده، این شبهه را ایجاد می‏کند که شاید فقط مردان مخاطب قرآنند و برخی از فضایل و نیکی‏ها تنها از ناحیه مردان قابل کسب است و زنان بدان راهی ندارند.
    به عنوان مثال قرآن کریم، در سوره آل‏عمران فضایلی را به صیغه مذکر، مورد اشاره قرار می‏دهد:
    [ الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین بالاسحار
    شکیبایان و راستگویان و فرمان‏برداران و انفاق‏کنندگان و آنان که در سحرگاهان آمرزش می‏طلبند. آل عمران آیه ی 17]

    سپس در سوره احزارب این ویژگی‏ها را به طور مشخص و به تفکیک، برای زن و مرد برمی‏شمارد:

    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف . نمایش پست
    "إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا"؛
    "مردان مسلمان، زنان مسلمان، مردان مؤمن، زنان مؤمن، مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا، مردان خاضع و زنان خاضع، مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، مردان یاد‌کننده‌ی خدا و زنان یادکننده‌ی خدا، خداوند برای آنها آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است"» (احزاب/۳۳، آیه‌ی ۳۵؛
    نکته قابل توجه این است که این آیه با توجه به صراحتی که در اشاره به زنان دارد، در انتها می‏فرماید: (اعداللّه‏ (لهم) مغفره و اجرا عظیما) [یعنی برای آنها غفران و اجر بزرگی فراهم کرده‏ایم.] و از صیغه مذکر «لهم» استفاده می‏کند و در کنار آن، صیغه مؤنث (لهن) نمی‏آورد. (نمی‏فرماید: اعداللّه‏ لهن مغفره و اجرا عظیما). و این نشانگر این معنا است که در بسیاری از خطابات قرآنی که مربوط به انسانیت انسان است نمی‏توان به صرف استفاده از صیغه مذکر، آن را مختص مرد دانست. زیرا در ادبیات عرب، وقتی که جمع مشترکی از زن و مرد مورد نظر باشد و یا جمعی، با قطع نظر از جنسیت آنها مطرح باشند، از صیغه مذکر استفاده می‏شود.

  12. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود