جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روش تزكيه از نگاه قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    روش تزكيه از نگاه قرآن




    روش تزكيه از نگاه قرآن



    تربيت را به لحاظ متعلق و مورد به دو قسم كلي مي‌توان تقسيم كرد:

    1- تربيت جسم
    2- تربيت روح.


    برخي تربيت روح را به معناي رشد دادن و به فعليت رساندن استعدادهاي نهفته در آن مي‌دانند (مطهري،/8)، اما به گمان نويسنده چنان كه در اين نوشتار خواهد آمد، تربيت به معناي به فعليت رساندن استعدادهاي روح نيست؛ زيرا روح به معناي جان انسان، هم استعدادهاي مثبت دارد و هم منفي، اما
    تربيت در صورتي تحقق پيدا مي‌كند كه استعدادهاي مثبت رشد كند. نه استعدادهاي منفي. از اين رو مقصود از تربيت روح، ساختن و شكل دادن آن است، به گونه‌اي كه انسان را به هدف آفرينشش برساند. در اين صورت فعليت استعدادهاي مثبت لازمه تربيت و از پيامدهاي آن شمرده مي‌شود و نه خود تربيت.

    تربيت چه به معناي نخست و چه به معناي دوم، تعليم و آموزش را نيز در بر مي‌گيرد، زيرا فرايند تعليم و آگاهي بخشي، به فعليت رساندن استعداد يادگيري (تعريف نخست) و نوعي شكل دادن و ساختن روح در جهت هدف آفرينش (تعريف دوم) است، اما همه كساني كه در حوزه تعليم و تربيت بحث كرده‌اند، تعليم را جدا و مستقل از تربيت تلقي كرده‌اند و به رغم ارتباط و پيوند كاركردي آن ‌دو، براي هر كدام روش‌ها، عوامل و احكام ويژه‌اي برشمرده‌اند. شايد بدين خاطر كه در ساحت وجود انسان، انديشه و انگيزه به مثابه دو بال حركت و صيرورت وجودي انسان، خاستگاه‌هاي متفاوتي دارند؛ انديشه از قوه عاقله نشأت مي‌گيرد، اما انگيزه تابع كشش‌ها و نيروهاي تحريك كننده گوناگوني است كه از جمله آن ممكن است قوه عاقله نيز باشد. از اين رو ساحت نخست را به تعليم و ساحت دوم را به تربيت اختصاص داده‌اند. به اين ترتيب محدوده تربيت كوچك‌تر شده و معطوف به نيروها و كشش‌هاي مؤثر در انگيزش انسان و پيامدهاي آن در شكل‌گيري روح و جان آدمي مطرح و مورد بحث قرار مي‌گيرد.

    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ در ساعت ۰۹:۰۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    در فرهنگ قرآن نيز تربيت روح در برابر تعليم قرار داده شده است، اما نه به عنوان تربيت، بلكه به عنوان تزكيه؛

    (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأمِّيِّينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ)(جمعه/2)

    «او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكيه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد، هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند!»

    (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)(بقره/١٢٩)

    «پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند، زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار قادرى).»

    (كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)(بقره/١٥١)

    «همان‏گونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم،) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آنچه را نمى‏دانستيد، به شما ياد دهد.»

    بنابراين اگر بخواهيم ديدگاه قرآن را راجع به تربيت بشناسيم، بايد «تزكيه» را مورد بحث و تحليل قرار دهيم تا مشخص شود كه تربيت از نگاه قرآن چيست و چه مباني، لوازم و پيامدهايي دارد. اين نوشتار مي‌كوشد به فراخور توان، از مجموع عناصر نظام تزكيه، به شناخت روش تزكيه از نگاه قرآن بپردازد.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مفهوم تزكيه

    براي شناخت روش تزكيه، قبل از هر چيز نيازمند شناخت مفهوم تزكيه هستيم. لغت شناسان عرب در رابطه با ريشه «زكو» كه تزكيه از آن مشتق شده است، ديدگاه‌هاي متفاوت دارند؛ برخي آن ‌را داراي دو معنا دانسته‌اند: يكي رشد و نمو و ديگري طهارت و پاكي؛

    «أصل يدلّ على نماء و زيادة. و يقال الطهارة زكاة المال. قال بعضهم: سمّيت بذلك لأنّها ممّا يرجى به زكاء المال، و هو زيادته و نماؤه. و قال بعضهم: سمّيت زكاة لأنّها طهارة، قالوا و حجّة ذلك قوله تعالى «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» و الأصل في ذلك كلّه راجع الى هذين المعنيين، و هما النماء و الطهارة. و من النماء زرع زاك: بيّن الزكاء. و يقال هو أمر لا يزكو بفلان، أى لا يليق به.» (ابن فارس)

    اما بيشتر لغت شناسان آن‌ را به معناي نخست، يعني رشد و نمو گرفته‌اند؛

    «و الزكاء: النماء و الزيادة، يقال زكا الزرع، و الأرض تزكو زكّوا من باب قعد. و أزكى: مثله. و سمّى القدر المخرج من المال زكاة، لأنّه سبب يرجى به الزكاء... و زكا الرجل يزكو: إذا صلح. و زكّيته: نسبته الى الزكاة و هو الصلاح، و الرجل زكىّ، و الجمع أزكياء.» (فيومي)
    «زكا: أصل الزكاة النموّ الحاصل عن بركة اللّه تعالى، و يعتبر ذلك بالأمور الدنيويّة و الاخرويّة. يقال زكا الزرع يزكو إذا حصل منه نموّ و بركة و منه الزكاة لما يخرج الإنسان من حقّ اللّه تعالى الى الفقراء، لما يكون فيها من رجاء البركة أو لتزكية النفس أى تنميتها بالخيرات و البركات أولهما جميعاً. و أقيموا الصلاة و آتوا الزكاة: و بزكاء النفس و طهارتها يصير الإنسان بحيث يستحقّ في الدنيا الأوصاف المحمودة و في الآخرة الأجر و المثوبة.» (راغب اصفهاني)



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304




    نكته‌ شايان توجه اين است كه لغت شناساني كه ريشه «زكو» را به معناي رشد و نمو گرفته‌اند، در مورد انسان به صلاح (مصباح اللغه) و طهارت (مفردات راغب) تعبير كرده‌اند، گويا در مورد انسان لازم يا ملزوم معناي رشد و نمو مقصود است (بستگي دارد كه رشد و نمو مستلزم طهارت و صلاح است يا بر عكس، طهارت و صلاح مستلزم رشد و نمو).

    اما در قرآن كريم كاربرد مشتقات ريشه «زكو» از دو جهت شايان توجه است: نخست اينكه گاهي اين مشتقات با مشتقات واژه تطهير كنار هم به كار رفته است، مانند:

    (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها)(توبه/103)
    «از دارايي‌هايشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزه سازى.‏»

    (ذلِكُمْ أَزْكى‏ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ)(بقره/232)
    «و اين شما را بهتر و به پاكى نزديك‌تر است‏.»

    اگر اصل در استعمال تأسيس باشد نه تأكيد، بايد گفت اين كاربرد نشانه تفاوت معنايي آن‌ دو است.

    نكته ديگر اينكه گرچه در بيشتر موارد مشتقات تزكيه به صورت مطلق و بدون همايش با واژه‌هاي ديگر به كار رفته است، مانند:

    (مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ)(فاطر/18)
    «و هر كه پاك شود، براى خود پاك شده.»

    (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى)(اعلي/1)
    «هر آينه پاكان رستگار شدند.»

    (وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى)(طه/76)
    «و اين است پاداش پاكان.‏»

    اما در يك مورد كه در مفهوم شناسي اين واژه بسيار تعيين كننده است، در همايش با مشتق «تدسيه» به كار رفته است؛

    (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا*وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا)(شمس/10-9)
    «هر كه در پاكى نفس كوشيد، رستگار شد و هر كه در پليدى‏اش فرو پوشيد، نوميد گرديد.»



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    شناخت مفهوم تدسيه نقش مهمي در شناخت مفهوم تزكيه به عنوان واژه متضاد آن دارد. بعضي از لغت شناسان واژه «دسّاها» را از ريشه «دسو» گرفته‌اند و برخي ديگر از ريشه «دسس». هر كدام باشد، معناي خفا و پنهاني در آن نهفته است. راغب مي‌گويد:‏

    «قال تعالى:
    «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»، أي: دسّسها في المعاصي، فأبدل من إحدى السّينات ياء، نحو: تظنّيت، و أصله تظنّنت.» (راغب اصفهاني)
    طريحي در «مجمع البحرين» مي‌گويد:

    «قوله تعالى: «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها» أي فاته الظفر، من دس نفسه يعني أخفاها بالفجور و المعصية، و الأصل دسها فغيرت، فكل شي‏ء أخفيته فقد دسسته.‏» (طريحي)

    ابن منظور در «لسان العرب» مي‌نويسد:

    «و دسَّه يَدُسُّه دَسّاً إِذا أَدخله في الشي‏ءِ بقهر و قوَّة. و في التنزيل العزيز: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.» (ابن منظور)

    احمد بن فارس در «مقاييس اللغه» مي‌گويد:

    «دسو: الدال والسين والحرف المعتل اصل واحد يدل علي خفاء وستر يقال: دسوت الشئ ادسوه ودسا يدسو وهو نقيض زكا فاما قوله تعالي: «وقد خاب من دسّاها» فان اهل العلم قالوا الاصل دسّسها كانّه اخفاها.» (ابن فارس)

    بنابراين در مفهوم تدسيه، پنهان كردن و پوشاندن نهفته است. متقابلاً اگر تزكيه را نقيض تدسيه بدانيم، چنان‌كه ابن فارس مي‌گفت، مفهوم آن بايد آشكار كردن و نمايان ساختن باشد. اين بدان معناست كه مقصود از تزكيه در آيه كريمه و معناي كاربردي آن ـ اگر نگوييم مفهوم لغوي‌اش ـ، رشد و نمو دادن نيست، گرچه در مفهوم رشد و نمو دادن، بيرون آوردن و آشكار ساختن وجود دارد، اما به هر حال آشكار ساختن و بيرون آوردن اعم از رشد و نمو دادن است و چنان‌كه بعداً خواهيم گفت، اين معنا با انسان شناسي قرآن سازگارتر است تا معناي رشد و نمو دادن.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    حال در اينجا پرسش مهمي مطرح مي‌شود كه پاسخ به آن، مقصود از تزكيه را آشكارتر مي‌سازد. آن پرسش اين است كه اگر بر اساس آيه كريمه، تزكيه نفس، آشكار كردن و بيرون آوردن نفس است، آن پوشش و ستري كه نفس را احاطه و پنهان كرده است چيست؟ تزكيه كننده نفسش را از زير كدام پوشش بيرون بياورد؟

    در اين زمينه لغت شناسان قرآن و نيز مفسران ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند؛ برخي مي‌گويند مقصود از پوشش نفس، فجور و معاصي است. (طريحي) برخي مي‌گويند مقصود كفر و ضلالت است. (فضل الله، 24/285) برخي مي‌گويند مراد آلودگي مادي و هيولاني است. (آلوسي، ‏15/361) برخي همه اينها را مقصود مي‌دانند؛

    «و التزكية هي التطهير، و هو إزالة الأدناس و القذارات، فيشمل إزالة الاعتقادات الفاسدة كالشرك و الكفر، و إزالة الملكات الرذيلة من الأخلاق كالكبر و الشح، و إزالة الأعمال و الأفعال الشنيعة كالقتل و الزنا و شرب الخمر.» (طباطبايي،1/ 333)«تزكيه عبارت است از پاك كردن، يعني زدودن ناپاكي‌ها و آلودگي‌ها، كه شامل زدودن عقايد فاسد مانند شرك و كفر و ملكات زشت اخلاقي مانند كبر و بخل و اعمال و كارهاي ناپسند مانند قتل و زنا و شرب خمر مي‌شود.»

    اما از دو جهت ديدگاه‌هاي فوق قابل ترديد است: نخست اينكه همان‌ گونه كه اشاره شد، تزكيه به معناي بيرون آوردن و آشكار ساختن است و اين مفهوم مستلزم آن است كه پوشش از ابتدا وجود داشته باشد. در صورتي كه پوشش عارضي و پسيني باشد، مفهوم مقابل پوشاندن، «نپوشاندن» مي‌شود، نه آشكار ساختن.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ديگر اينكه اگر پوشش نفس، گناه و معصيت و ضلالت و امثال اين امور باشد، در اين صورت خطاب آيه متوجه گناهكاران و گمراهان خواهد بود. گويا خداوند مي‌فرمايد گناهكاران هنگامي رستگار مي‌شوند كه نفسشان را از آلودگي گناه و معصيت بيرون آورند. در حالي كه اين آيه خطاب به همه انسان‌هاست، چه گناهكار و چه بي‌گناه.

    بنابراين بايد گفت پوشش نفس، گناه و معصيت و كفر و ضلالت و امثال اين امور نيست. آنچه به واقع نزديك‌تر و با آموزه‌هاي ديگر قرآن نيز سازگارتر است، اين است كه مقصود از پوشش نفس، هواها و كشش‌هاي نفس است كه از آغاز پيدايش نفس، آن‌ را احاطه كرده و پوشانده است. از همين رو گاهي به جاي تزكيه از تعبير «نهي نفس از هوا» استفاده مي‌كند؛


    (وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى*فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى)(نازعات/41-40)


    «اما هر كس كه از ايستادن در برابر پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا بازداشته‏، بهشت جايگاه اوست.‏»

    به اين ترتيب «تزكيه» عبارت خواهد بود از بيرون آوردن و آشكار ساختن نفس از زير سلطه و حاكميت هواها و شهوات و «تدسيه» عبارت مي‌شود از مخفي نگاه داشتن نفس در زير سلطه و حاكميت هواها و شهوات و كمك كردن بر تدوام و بقاي سلطه و احاطه هواها و كشش‌ها بر نفس.

    با توجه به مقصود از تزكيه در قرآن، اين پرسش شايان طرح است كه نفس هميشه با هواها و شهوات همراه است و در حقيقت نفس مبدأ هواها و شهوات بوده و شهوات جزء قوا و استعدادهاي آن به شمار مي‌آيد. با اين حال چرا بايد نفس را از هواها و شهواتش دور كرد؟ آيا مگر ميان نفس و قوايش تضاد وجود دارد؟



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
    توسط مریم در انجمن اعجاز
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۱۲/۱۸, ۱۸:۴۲
  2. تصوير دلخراش از حرم حضرت سكينه (س)
    توسط king81 در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۸, ۱۷:۱۹
  3. وقتي تزكيه نباشد٬
    توسط حکمتی فرد در انجمن اخلاق
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۲۶, ۱۵:۲۱
  4. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۲۲, ۱۲:۱۰
  5. درخواست خطبه فدكيه با ترجمه فارسي
    توسط prober در انجمن قرآن و اهل بیت
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۶:۰۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود