صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟




    هو الحق

    در روایات آمده لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها

    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟ میلیون ها سال قبل از خلقت آدم چرا اهلش را فرو نبلعیده بود؟ آیا زمین با انسان ها مشکلی دارد؟ چرا باید اهلش را فرو ببلعد؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟







    کارشناس بحث: استاد محراب

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۱/۰۳ در ساعت ۰۶:۲۳
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟


    با سلام

    عرض ادب و احترام

    برای پاسخ به سوال شماعزیز به چند نکته باید توجه داشت
    اولا این روایت ناقص است بلکه روایت کامل بدین شکل است

    زمين هيچ‏گاه، از حجتى كه به اقامه امر خدا قيام كند، خالى نيست : يا آشكار است و مردم او را مى‏شناسند و يا در شدّت و سختى و مخفى از ديدگان مردم (اثبات الهداة، ج 3، ص 462ح 109.)

    حجت الهی چه ظاهر باشد و بین مردم زندگی نماید و چه از نظرها غایب باشد
    به هر حال اصل وجود امام و حجت خدا بین مردم مهم است

    ثانیا
    وجود انسان معصوم و حجت خدا بین مردم دلایل خاصی به خود را دارد که بدانها اشاره می شود

    1-واسطه فيض
    2-اتمام حجّت
    3-قانون هدايت عمومى‏
    4-برهان لطف‏

    در صورتی که این اصول با نبود امام و خجت خدا تعطیل می شود و معطل ماندن این موارد یعنی نابودی اهل زمین توسط زمین.

    در ادامه به توضیح این موارد خواهیم پرداخت


    ویرایش توسط محراب : ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ در ساعت ۰۹:۱۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واسطه فيض

    بايد در ميان بشر همواره فرد كاملى موجود باشد كه تمام كمالات انسانى ممكن در او به فعليت رسيده و در ضمن با عالم ربوبى ارتباط داشته باشد (تا ارتباط بين عالم غيب و نوع انسان مخفوظ بماند) كه اگر چنين برگزيده‏اى در ميان بشر نباشد ؛ حركت تكاملى افراد بى غايت و بدون هدف خواهد بود.

    بر اساس آيات قرآنى (آيات 30 و 213 سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نيز نظام قانون گذارى و ديانت، ائمه و حجت‏هاى خودش را خليفه روى زمين قرار داد و آنان را مجراى بهره ‏وریها و فيض عام و خاص براى مردم ساخت و تمام اسماى الهى را به ايشان آموخت «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»(1)


    تا اينكه به اذن او، همچون خودش در همه چيز تصرّف و دخالت كنند و با جانشينى خويش و عهده‏دارى امور زمين و مردم شدند و چنين است كه اگر حجّت و خليفه خدا در زمين نباشد، خاك هستى مردم را در خود خواهد كشيد.

    بايد دانست كه خداوند متعال، با اسما و صفات عاليه‏اش، همه چيز و همه پديده‏ها را آفريده و خود عهده‏دار تمام امور آنها است. هستى همه آنها وابسته به او است و هرگونه اراده كند، در آنها دخل و تصرّف مى‏كند... اما بناى ذات مقدّسش بر اين است كه امور خلقت مادى را، فقط از طريق اسباب مادى - و بدون دخالت مستقيم و يا بى واسطه - اداره كند و از جمله اسباب براى اصلاح امور ظاهرى و باطنى مردم، پيامبران و جانشينان آنان - به خصوص امامان معصوم - هستند.

    امام صادق‏ (ع)مى ‏فرمايد : «خداوند ناپسندى و ناخوش مى‏دارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسايط اداره كند ؛ از اين رو براى هر چيزى سببى قرار داده است و براى هر سبب گسترده و ميدان قدرت و نفوذى قرار داده و براى هر نشانه‏اى، پشتگاه و راه ورودى گويا - و خواننده به حق - مقرر فرموده است. هر كه او را بشناسد - و به رسميت بپذيرد - خدا را شناخته و هر كه او را انكار كند، خدا را انكار كرده است. آن بارگاه و راه ورود، رسول الله و ما هستيم(2)».

    پس اگر امامان معصوم - و در عصر حاضر امام زمان(عج) - عناصرى خاكى نبودند و امور عالم خلقت - از جمله زمين و ساكنان آن - را بر عهده نمى‏ گرفتند ؛ امور زمين و مردمش از هم مى‏ پاشيد.

    بنابراين بايد واسطه بين آفريننده و پديده‏هاى مادى، كسى باشد كه داراى خلقت مادى و جسمانى و علاوه بر آن داراى درجه‏اى از شرافت معنوى باشد كه شايستگى ارتباط بين آفريننده و آفريدگان را احراز كند و چنين افرادى جز خلفاى ذات مقدس پروردگار (پيامبران و جانشينان آنان) كسى نمى‏تواند باشد.


    پی نوشت:
    1- بقره، آيه 31.
    2- بحارالانوار، ج 2، ص 90، ح 15.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اتمام حجّت

    اگر رهبرى معصوم در هر دورانى و در ميان و نسل از نسل‏هاى بشر نباشد ؛ چه بسا مردم گمراه، گمراهى و فساد خود را معلول نبودن اين رهبر بدانند.

    از اين رو براى هميشه، خداوند بايد امامى يا امامانى معصوم در جامعه معيّن كرده باشد تا حجّت را بر مردم اتمام كند و بهانه‏اى براى منحرفان باقى نماند «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ»(1).

    در روايتى از امام باقر(ع) فرموده است : «اِنّ الحجّة لا تقومُ للّه عزّوجل عل خلقهِ الّا بالامام حتّى يعرفونه(2)» ؛ «حجّت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امامى زنده كه مردم او را بشناسند».


    پی نوشت:
    1-انعام ، آيه 149.
    2- بحارالانوار، ج 23، ص 30، ح 47.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قانون هدايت عمومى‏

    اين قانون، اقتضا مى ‏كند بعد از پيامبر، امام و رهبرى معصوم باشد كه كارهاى پيامبر را ادامه دهد ؛ با اين تفاوت كه ديگر به امام وحى نمى‏ شود.

    در هستى يك سلسله قوانين غيرقابل قابل تغيير وجود دارد (مانند قانون هدايت عمومى) كه بر اساس آن، خداوند همه موجودات را به سمت كمال وجوديشان، راهنمايى و هدايت مى‏كند.

    در بين موجودات انسان، علاوه بر هدايت تكوينى، نيازمند هدايت تشريعى است و اين هدايت، به وسيله پيامبر اكرم ابلاغ شده است و از آنجا كه لازم است، هدايت مستمر باشد و نسبت به نسل‏هاى بعدى نيز ادامه يابد، بايد بعد از پيامبر اكرم(ص) افرادى مسئوليت هدايت مردم و توضيح و تبيين شريعت و مسائل دينى را بر عهده بگيرند.

    چنين اشخاصى، جز امامان معصوم نخواهند بود و اگر آنان وجود نداشته باشند، به هدايت تشريعى، خلل وارد شده و اين باعث نقض در قانون هدايت عمومى است (در حالى كه قانون هدايت قابل نقض نيست).

    به اين جهت در هر عصر، وجود امام زنده جهت هدايت مردم، ضرورى و لازم مى ‏باشد.


    حضرت على‏ (ع) در خطبه ‏اى، به اين مهم چنين اشاره فرموده است : پروردگارا! تو خود گواهى كه اهل زمين را از داشتن حجّتى از ناحيه تو - كه آنان را به دين هدايت كند و علم الهى را به ايشان بياموزد و حجّت از تماميت نيفتد و پيروان اوليايت بعد از اينكه به وسيله پيامبران، هدايتشان كردى، گمراه نشوند - گريزى نيست.
    اين حجّت تو يا در ميان مردم، ظاهر و براى آنان آشنا است - اما از او اطاعت نمى‏ كنند - و يا از ديد مردم پنهان و منتظر زمان ظهور است.
    زمانى كه مردم در صلح و آرامش هستند، اگر وجود حجّت از نظر آنان غايب باشد، دانش و منش او به دل‏هاى مؤمنان مى‏رسد و ايشان به آن عمل مى‏كنند(1)».


    پی نوشت:

    1-اثبات الهداة، ج 3، ص 363، ح 112.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برهان لطف‏

    دانشمندان و متكلّمان شيعه، نبوّت و امامت را از طريق قاعده لطف ثابت و حتّى واجب مى‏ دانند. بر اساس اين قاعده عقلى، بر خداوند واجب است كه از راه لطف و رحمت بر بندگان خود پيامبران و امامانى را در ميان بندگان گسيل دارد تا راه و رسم صلاح و سعادت در معاد و معاش را به آنان بياموزند و آنان را به مصالح و مفاسد اعمال زشت و زيباى خود، آگاه و هوشيار سازند.

    خواجه نصير الدين طوسى مى‏نويسد : «امام لطف است و بنابراين نصب او، بر خداوند به منظور تحصيل غرض واجب است». خواجه در وجوب لطف مى ‏گويد : «لطف واجب است ؛ چون غرض [تكليف‏] به وسيله آن حاصل مى‏شود(1)».

    بر اساس اين استدلال، شكل منطقى قاعده لطف چنين مى‏ شود : نصب امام لطف است ؛ لطف بر خداوند واجب است ؛ پس نصب امام بر خداوند واجب است.
    از نظر علّامه حلّى، لطف چيزى است كه مكلّفان به تكليف الهى را به طاعت نزديك مى‏ كند و از گناهان دور مى‏سازد و در اين نزديك سازى به طاعت و دور نگه‏دارى از معصيت، به هيچ وجه، نه تمكين در كار است و نه الجا و الزام(2).


    به هر حال مفهوم قاعده لطف اين است كه مكلّفان، نمى‏توانند تمام تكاليف شرعى و عقلى خود را بدون امام درك كنند و انجام دهند.
    بنابراين هرگاه رهبرى عالم و عادل داشته باشند! بيشتر ممكن است كه به واجبات قيام و از چيزهاى قبيح اجتناب نمايند. به نظر شيعه، چنين استدلالى ضرورى عقل هر عاقلى است و نصب و تعيين و وجود چنين امامى منحصراً از جانب خداوند است(3).


    قاعده لطف اقتضا مى ‏كند كه رئيسى، در ميان مردم باشد ؛ رئيسى كه نمى‏تواند نسبت به جامعه بى‏ تفاوت باشد كه اگر همه جامعه به بيراهه رفتند، آنها را هدايت كند و مگذارد كه امت اجتماع بر باطل كنند

    زيرا اختلاف بشر هميشگى است. پس بايد يك ميزان حق و باطل باشد كه لااقل امت، بر باطل اتفاق نكنند! چنان كه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد : «همانا خداوند متعال جليل‏تر و عظيم‏تر از آن است كه زمين را بدون امام رها كند(4)».

    خواجه نصيرالدين طوسى نيز توضيح مى‏دهد كه : «در نزد خردمندان روشن است كه لطف الهى - پس از فرستادن پيامبر منحصر است در تعيين امام و وجود امام، به خودى خود لطف است از سوى خداوند و تصرّف او در امور، لطفى ديگر است و غيبت او (امام مهدى) مربوط به خود ما است(5)».

    بر اساس اين قاعده، وجود امام - گرچه از ديدگان مردم غايب است - داراى الطافى است.


    پی نوشت:
    1- رساله امامت، ص 135.
    2- علامه حلّى، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد، ص 444.
    3- داود ضرحى، نظام سياسى و دولت در اسلام، ص 178و179.
    4- بصائرالدرجات، ص 485، ح 3.
    5- كشف المراد، ص 285
    .



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    چرا اگر زمین از حجت خدا خالی شود اهلش را فرو می بلعد؟


    برمی گردیم به سوال

    وجود حجت خدا بر روی زمین این همه ثمرات دارد که تک تک تنها ضروری است
    واسطه فیض بودن و هدایت عمومی و برهان لطف و اتمام حجت خدا
    وقتی که یکی از این موارد نباشد بشریت چگونه می تواند به زندگی خود بر روی زمین ادامه دهد


    با منتفی شدن امام و حجت خدا بر روی زمین یعنی که حجت ونمابنده خدا بر روی زمین نیست و این همه برکات و نعمات به روی بشریت بسته می شود
    و با بسته نعمات و برکات بر روی بشریت زمین اهلش را فرو می بلعد






  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر از پاسخ مبسوطتون

    در بیین توضیحاتتون چند سوال برام ایجاد شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    واسطه فيض

    بايد در ميان بشر همواره فرد كاملى موجود باشد كه تمام كمالات انسانى ممكن در او به فعليت رسيده و در ضمن با عالم ربوبى ارتباط داشته باشد (تا ارتباط بين عالم غيب و نوع انسان مخفوظ بماند) كه اگر چنين برگزيده‏اى در ميان بشر نباشد ؛ حركت تكاملى افراد بى غايت و بدون هدف خواهد بود.

    بر اساس آيات قرآنى (آيات 30 و 213 سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نيز نظام قانون گذارى و ديانت، ائمه و حجت‏هاى خودش را خليفه روى زمين قرار داد و آنان را مجراى بهره ‏وریها و فيض عام و خاص براى مردم ساخت و تمام اسماى الهى را به ايشان آموخت «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»(1)


    تا اينكه به اذن او، همچون خودش در همه چيز تصرّف و دخالت كنند و با جانشينى خويش و عهده‏دارى امور زمين و مردم شدند و چنين است كه اگر حجّت و خليفه خدا در زمين نباشد، خاك هستى مردم را در خود خواهد كشيد.

    بايد دانست كه خداوند متعال، با اسما و صفات عاليه‏اش، همه چيز و همه پديده‏ها را آفريده و خود عهده‏دار تمام امور آنها است. هستى همه آنها وابسته به او است و هرگونه اراده كند، در آنها دخل و تصرّف مى‏كند... اما بناى ذات مقدّسش بر اين است كه امور خلقت مادى را، فقط از طريق اسباب مادى - و بدون دخالت مستقيم و يا بى واسطه - اداره كند و از جمله اسباب براى اصلاح امور ظاهرى و باطنى مردم، پيامبران و جانشينان آنان - به خصوص امامان معصوم - هستند.

    امام صادق‏ (ع)مى ‏فرمايد : «خداوند ناپسندى و ناخوش مى‏دارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسايط اداره كند ؛ از اين رو براى هر چيزى سببى قرار داده است و براى هر سبب گسترده و ميدان قدرت و نفوذى قرار داده و براى هر نشانه‏اى، پشتگاه و راه ورودى گويا - و خواننده به حق - مقرر فرموده است. هر كه او را بشناسد - و به رسميت بپذيرد - خدا را شناخته و هر كه او را انكار كند، خدا را انكار كرده است. آن بارگاه و راه ورود، رسول الله و ما هستيم(2)».

    پس اگر امامان معصوم - و در عصر حاضر امام زمان(عج) - عناصرى خاكى نبودند و امور عالم خلقت - از جمله زمين و ساكنان آن - را بر عهده نمى‏ گرفتند ؛ امور زمين و مردمش از هم مى‏ پاشيد.

    بنابراين بايد واسطه بين آفريننده و پديده‏هاى مادى، كسى باشد كه داراى خلقت مادى و جسمانى و علاوه بر آن داراى درجه‏اى از شرافت معنوى باشد كه شايستگى ارتباط بين آفريننده و آفريدگان را احراز كند و چنين افرادى جز خلفاى ذات مقدس پروردگار (پيامبران و جانشينان آنان) كسى نمى‏تواند باشد.


    پی نوشت:
    1- بقره، آيه 31.
    2- بحارالانوار، ج 2، ص 90، ح 15.

    یعنی قبل از خلقت آدم، فیض بدون واسطه به زمینیان می رسیده؟ چون همه کائنات به سمت هدفشون حرکت می کنن و هیچ آفریده ای بی غایت و هدف نیست. پس یا باید در بین موجودات دیگر هم برگزیده هایی باشه که واسطه بین اونها و آفریدگار بشه یا قبل از اون خدا بی واسطه (یا حداقل بدون واسطه مادی) در امور خلقت تصرف می کرده و به زمینیان فیض می رسونده. که در صورت دوم این سوال پیش میاد که چرا پس از خلقت انسان خداوند اراده کرده که امور فقط از طریق واسطه های مادی به جریان بیفتند؟

    منظور از فیض هر نوع نعمتیه یا معنی خاص و مشخصی داره؟
    ویرایش توسط shmg : ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ در ساعت ۲۲:۲۵


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    زمانى كه مردم در صلح و آرامش هستند، اگر وجود حجّت از نظر آنان غايب باشد، دانش و منش او به دل‏هاى مؤمنان مى‏رسد و ايشان به آن عمل مى‏كنند(1)».
    این هدایت هم هدایت تشریعی است؟

    درباره این نوع هدایت بیشتر توضیح می دهید؟

  12. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود