جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شناساندن صحيح خداوند سبحان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    156
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شناساندن صحيح خداوند سبحان




    ازفرمايشات گهربار حضرت علي عليه السلام:




    کسي که کيفيتي براي خدا قائل شد يگانگي او را انکار کرده،وآن کس که همانندي براي او قرارداد به حقيقت خدا نرسيده است.کسي که خدا را به چيزي تشبيه کرد به مقصد نرسيد.آن کس که به او اشاره کند يا در وهم آورد،خدا را بي نياز ندانسته است.هر چه که ذاتش شناخته شده باشد آفريده است،وآنچه در هستي به ديگري متکي باشد داراي آفريننده است.سازنده اي غير محتاج به ابزار ،اندازه گيرنده اي بي نياز از فکر وانديشه،وبي نياز از ياري ديگران است.با زمانها همراه نبوده،واز ابزار و وسائل کمک نگرفته است.هستي او برتر از زمان،و وجود او برنيستي مقدم است،و از ازليت او را آغازي نيست.با پديد آوردن حواس،روشن مي شود که حواسي ندارد.وبا آفرينش اشياء متضاد،ثابت ميشود که در آن ضدي نيست،و با هماهنگ کردن اشياءدانسته ميشود که همانندي ندارد.خدائي که روشني را با تاريکي،آشکار را با نهان،خشکي را با تري،گرمي را با سردي،ضد هم قرار داد،وعناصر متضاد را با هم ترکيب وهماهنگ کرد،وبين موجودات ضد هم،وحدت ايجاد کرد،وبين آنها که با هم نزديک بودند فاصله انداخت.خدائي که حدي ندارد،و با شماره محاسبه نمي گردد،که همانا ابزار وآلات،دليل محدود بودن خويشند وبه همانند خود اشاره مي شوند.اينکه مي گوئيم موجودات از فلان زمان پديد آمده اند پس قديم نمي توانند باشند و حادثند،و اين که مي گوئيم حتما" پديد آمدند،ازلي بودن آنها رد مي شود،و اينکه مي گوئيم اگر چنين بودند کامل مي شدند،پس در تمام جهات کامل نيستند.خدا با خلق پديده ها در برابر عقل ها جلوه کرد،و از مشاهده چشم ها برتر و والاتر است،وحرکت وسکون در او راه ندارد،زيرا او خود حرکت و سکون را آفريد،چگونه ممکن است آنچه را که خود آفريده در او اثر بگذارد؟يا خود از پديده هاي خويش اثر پذيرد؟اگر چنين شود،ذاتش چون ديگر پديده ها تغيير مي کند،و اصل وجودش تجزيه مي پذيرد،و ديگر ازلي نمي تواند باشد،وهنگاميکه«بر فرض محال»آغازي براي او تصور شود پس سر آمدي نيز خواهد داشت ،و اين آغاز وانجام،دليل روشن نقص ونقصان وضعف دليل مخلوق بودن،ونياز به خالقي ديگر داشتن است.پس نمي تواند آفريدگار همه هستي باشد،و از صفات پروردگار که«هيچ چيز در او مؤثر نيست، و نابودي وتغيير وپنهان شدن در او راه ندارد»خارج مي شود.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا

    و الحَمْدُ لِلّهِ عَلی ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ ...(1)

    سپاس خداوند را بر آنچه از معرفت خود به ما عنایت كرد ....
    تعریف خداوند از خود به این معنی است كه خداوند، وجود، علم، قدرت و حكمت خود را به بندگانش شناسانده‌است؛ حال سوال این است كه خداوند چگونه خود را معرفی نموده است؟
    خداوند برای شناساندن خود به بندگانش از روشهای مختلف استفاده نموده است:
    استفاده از وسایلی كه خود به خود خدا را نشان می‌دهند
    هر كس در خلقت آسمان و زمین و هر آنچه بین آندو هست فكر كند مخصوصا به آفرینش خود، خواهد فهمید كه خدایی توانا، دانا و حكیم دارد، و این علمی است بدیهی اگر چه نیاز به توجه و تذكر دارد همچنانكه در قرآن آمده است.
    ****
    1:صحیفه سجادیه،دعای اول

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    بعثت انبیاء و نصب ائمه




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    و الحَمْدُ لِلّهِ عَلی ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ ...(1)
    سپاس خداوند را بر آنچه از معرفت خود به ما عنایت كرد ....
    تعریف خداوند از خود به این معنی است كه خداوند، وجود، علم، قدرت و حكمت خود را به بندگانش شناسانده‌است؛ حال سوال این است كه خداوند چگونه خود را معرفی نموده است؟
    خداوند برای شناساندن خود به بندگانش از روشهای مختلف استفاده نموده است:
    استفاده از وسایلی كه خود به خود خدا را نشان می‌دهند
    هر كس در خلقت آسمان و زمین و هر آنچه بین آندو هست فكر كند مخصوصا به آفرینش خود، خواهد فهمید كه خدایی توانا، دانا و حكیم دارد، و این علمی است بدیهی اگر چه نیاز به توجه و تذكر دارد همچنانكه در قرآن آمده است.
    ****
    1:صحیفه سجادیه،دعای اول

    بنام خدا
    اما خداوند خود را به بندگانش بیش از این شناسانده است؛ صفات كمال ونعت جلال خود را كه عقلها به تنهایی یارای درك آن را ندارند با پرتو افكنی به دلها و ارسال پیامبران و انزال كتب و منصوب نمودن ائمه، به بندگان خود معرفی نموده است تا هر زنده‌ای با نشانه‌ای زندگی كند و هر كس كه هلاك می‌شود با نشانه‌ای هلاك شود(1) و دیگر در روز واپسین بر خدا حجتی نداشته‌ باشند(2)؛ پس بر همگان واجب است كه خدا را آنگونه كه خود معرفی نموده است بشناسند و او را باصفاتی كه خودِ خداوند، خود را توصیف نموده، وصف نمایند چرا كه هركس كه غیر از آن خدا را توصیف نماید به خدا شرك ورزیده و از دین برگشته و به حق خداوند تعدی نموده است.
    چرا نمی‌توان به كُنْه ذات خداوند پی برد؟
    معرفت خداوند بمعنی این است كه خداوند موجود بی‌نظیری است كه به صفات نیكو متصف است و از هر ناپاكی مبراست.
    واما شناخت كُنْهِ ذات خداوند و حقیقت صفات او امری محال است و عقل راهی به شناخت آن ندارند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود