صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسى ستيزه‏ هاى ديرين درباره تحريف قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    بررسى ستيزه‏ هاى ديرين درباره تحريف قرآن




    بررسى ستيزه‏ هاى ديرين درباره تحريف قرآن




    مقاله حاضر تلاشى است‏براى نشان دادن جايگاه واقعى بحث تحريف قرآن در بين اماميه و چگونگى شكل‏گيرى اين نظر . نظر مؤلف مقاله اين است كه عقيده به تحريف قرآن اساسا در مجادلات بين شيعه و اهل‏سنت ريشه دارد . مهم‏ترين مسئله كلامى شيعه، بحث امامت‏ بوده، كه مجادلات گوناگونى را بين اهل سنت و شيعه موجب شده است . در طى اين مناظرات، داستان تحريف قرآن شكل گرفته است . در آغاز، اين مسئله را متكلمان شيعى تنها در منازعات كلامى بين اهل سنت و شيعه به عنوان امرى جدلى درباره مشروعيت‏خلافت‏خلفاى نخستين برضد اهل‏سنت‏به كار برده‏اند . پس از آن، مؤلفان اماميه، بدون توجه به ماهيت جدلى و به علت‏خطا در فهم روايات، اين نظريه را عقيده‏اى شيعى تلقى و به كتب اماميه وارد كردند . از اين جهت، مقاله حاضر نگاه جديدى به اين مسئله دارد . با اين حال، نكاتى در مقاله وجود دارد كه نتيجه‏گيرى شخصى مؤلف است و چه بسا هفت آسمان يا خوانندگان محترم در اين نوع برداشت‏ها با ايشان همراى نباشند . اين فصل‏نامه آماده درج ديگر برداشت‏ها نيز هست .


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....

    در اين مقاله كوتاه مى‏كوشيم تا خاستگاه‏هاى مجادلات سنى - شيعى را درباره عدم زيادت و نقصان قرآن تبيين كنيم .

    بسط و توسعه اين منازعات در قرن‏هاى نخستين اسلامى نمونه جالبى است از اين مسئله كه چگونه نظريات در آغاز از طريق مجادلات فرقه‏اى و همچنين برخورد و ارتباط فرقه‏هاى مختلف مسلمان و مكاتب كلامى بسط و تحول يافته‏ اند .

    با وجود بدگمانى شديد فرقه‏ها به يكديگر، عوامل متعددى دادوستد علمى بين فرقه‏هاى مختلف را تسهيل مى‏كرد . عامل بسيار مهم عبارت بود از گروهى از راويان حديث كه نزد فرقه‏هاى مختلف تردد مى‏كردند و بدين‏گونه بخشى از احاديث‏يك فرقه را به فرقه ‏هاى ديگر مى‏آموختند .
    طبيعى بود كه اشتباه در نقل احاديث دو فرقه باعث‏ شود كه مطالب فرقه‏اى را به فرقه‏اى ديگر نسبت دهند . اين امر در مورد تشيع كاملا درست است كه بسيارى از راويان حديث نزد مشايخ سنى و شيعى، سماع حديث مى‏كردند و بعدها بخشى از آنچه را شنيده بودند به اشتباه به گروه ديگر نسبت مى‏دادند . (2)


    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....

    همچنين نخستين متكلمان شيعى در مجادله با سنيان، احاديثى را از مآخذ سنى نقل و با آنها برضد خود ايشان استدلال مى‏كردند (الزام الخصم بما الزم عليه نفسه .)
    اما از ميانه قرن سوم به بعد، رجال و محدثان شيعى اساسا اين مطالب را شيعى مى‏دانستند، زيرا تصور مى‏كردند كه هرچه صحابه ائمه و متكلمان قديمى شيعى حتى در مجادلاتشان گفته يا نوشته‏اند، ضرورتا ديدگاه‏ها و اخبار ائمه را نشان مى‏دهند . (3)


    اين فرض موجب ورود مطالب نادرست‏به انديشه شيعى شد .


    بسيارى از اين گفت‏وشنودهاى محدثان شيعى با اهل‏سنت درگذر زمان فراموش شده بودند .
    از اين جهت، روشن نبوده است كه آيا بسيارى از عقايدى كه بعدها ديدگاهى سنى يا شيعى قلمداد شده‏اند، در اصل، نظريات گروه‏هاى مختلف بوده است‏يا حداقل در دوران‏هاى نخستين، قبل از آن كه فرقه‏ها شكل نهايى خود را بيابند، در جريان‏هاى اصلى موجود در جامعه اسلامى مطرح بوده‏اند يا خير؟ مسئله عدم نقصان و زيادت مصحف عثمانى و مجادلات درباره آن مثال مهمى از اين پديده است . مسئله اصلى در اين منازعات اين بود كه آيا مصحف عثمانى تمام اجزاى قرآن را دربردارد يا اجزاى ديگرى نيز وجود دارد كه از مصحف عثمانى حذف شده‏اند . پس از اين، گفت‏وشنودهاى شيعى - سنى را در اين مسئله بررسى خواهيم كرد .

    شواهدى در خود قرآن و نيز حديث وجود دارد كه نشان مى‏دهد پيامبر متن مكتوبى را در دوره حياتشان و به احتمال بيشتر در نخستين سال‏هاى حضورشان در مدينه تدوين كرده بودند . (4)
    ايشان ظاهرا كار تدوين [قرآن] را تا پايان حياتشان ادامه دادند و به كاتبان وحى مى‏گفتند كه بخش‏هاى جديد وحى‏شده را در كجاى قرآن قرار دهند . (5)
    همچنين شواهدى موجود است كه بخش‏هايى از مطالب وحيانى اوليه در قرآن موجود نيست . آيه‏اى در قرآن نبود بخشى از وحى را كه منسوخ گرديده يا به فراموشى سپرده شده است، تصديق مى‏كند . (6)
    آيه ديگرى متضمن اين نكته است كه خدا آياتى را جانشين آيات ديگر كرده است . (7)


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....

    ظاهرا مسلمانان صدر اسلام آياتى را به ياد مى‏آورده‏اند كه در گذشته، از وحى بوده و در مصحف عثمانى يافت نمى‏شده است، گرچه آنان آگاه بودند آن بخش‏ها را پيامبر
    عمدا حذف كرده است،

    زيرا مسلمانان به آنها با عبارات «آنچه نسخ شده‏» (رفع)، «به فراموشى سپرده‏» (انسى) يا «از قلم افتاده‏» (سقط) اشاره كرده‏ اند . (8)


    مفهوم نسخ قرآن در آغاز، اشاره به اين اجزا دارد كه پيامبر آنها را جزء قرآن ثبت نكرده بود، (9) گرچه بعدها مفهوم نسخ در سنت‏سنيان بسط يافت و چندين گروه از نظرها را شامل شد .

    بيشتر موارد همراه با شواهدى در مصحف عثمانى موجود است، به جز يك نظر شاذ كه در وجود آيه‏اى منسوخ در قرآن ترديد كرده است . (10)


    روايت‏سنى درباره جمع‏آورى قرآن با آنچه پيش‏تر آمد كاملا متفاوت است . اين روايت مدعى است كه قرآن تا پس از زمان وفات پيامبر در سال يازدهم هجرى در يك مجلد تدوين نشده بود . (11)


    كاتبان وحى پس از آن كه پيامبر آيات قرآن را درمى‏يافت و بر آنان قرائت مى‏كرد، به سرعت مى‏نوشتند .

    برخى مومنان بخش‏هايى از وحى را حفظ مى‏كردند يا گاهى وحى را بر هر چيزى كه مى‏شد بر آن نوشت و در دسترس بود، ثبت مى‏كردند .

    برطبق نظر طرفداران اين قول، اين واقعيت كه قرآن به شكل يك كتاب تا وفات پيامبر تدوين نشده بود، كاملا منطقى است; چون تا وقتى كه پيامبر در قيد حيات بود، هميشه وحى ديگر و نيز نسخ برخى آيات انتظار مى‏رفت . هيچ شكل تدوين‏ شده‏اى از اجزايى كه پيش‏تر وحى شده بود، نمى‏توانست تهيه گردد كه تمام متن قرآن را دربرگيرد . (12)


    افراد متعددى بخش‏هاى زيادى از وحى را حفظ كرده بودند و در نمازهايشان مى‏خواندند و براى تعليم ديگران قرائت مى‏كردند . تا آن زمان كه پيامبر يگانه مرجع مؤمنان بود، هيچ نيازى به رجوع به كتاب يا متن فقهى نداشتند . همه اين ملاحظات بعد از وفات پيامبر تغيير كرد و در اوضاع و احوال جديد، جمع‏آورى قرآن الزامى شد .

    داستان گزارش شده در منابع سنى، از اين قرار است:

    دو سال بعد از وفات پيامبر، مسلمانان در نبردهاى خونين با جامعه رقيب يمامه در صحراى عربى درگير بودند . بسيارى از حافظان (قاريان قرآن) زندگى‏شان را در اين زمان از دست دادند . (13)


    بيم آن پيش آمده بود كه بخش عمده‏اى از قرآن به دليل وفات بسيارى از حافظان قرآن از دست‏برود . اين مسائل ابوبكر، نخستين جانشين پيامبر، را واداشت تا دستور جمع‏آورى قرآن را بدهد . براى انجام اين كار، از صحابه پيامبر و حافظان قرآن خواست هر بخشى از وحى را كه حفظ كرده يا به هر شكلى نوشته‏اند، بياورند . ابوبكر به عمر (كه جانشين او شد) و زيد بن ثابت (كاتب جوان وحى در زمان پيامبر) دستور داد تا در مدخل مسجد مدينه بنشينند و هر آيه يا بخشى از وحى را كه دست‏كم دو گواه شهادت دهند كه آن را از پيامبر شنيده‏اند، بنويسند . آنان نيز چنين كردند، جز در يك مورد خاص كه شهادت يك گواه پذيرفته شد . (14) .


    ....



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    همه اجزا به اين شكل تدوين شد و بر روى اوراق كاغذى (15)

    يا پوست آهو ثبت گرديد; اما هنوز در يك مجلد (مابين الدفتين) تدوين نشده بود، علاوه بر آن كه اين اجزا براى همه جامعه اسلامى كه قرآن را تنها در شكل اجزاى پراكنده شخصى در دست داشتند، در دسترس نبود .

    اوراق نزد ابوبكر و عمر باقى ماند و بعد از مرگ عمر به دخترش حفصه رسيد . عثمان در دوره خلافتش اوراق را از حفصه گرفت و آنها را در يك مجلد تدوين كرد .

    او نسخه‏ هاى چندى از آن را فراهم آورد و به بخش‏هاى مختلف جهان اسلام فرستاد، سپس دستور داد تا هر مجموعه ديگرى را از قرآن كه يافتند، بسوزانند . (16)


    سراسر اين داستان تدوين قرآن را واقعيتى مسلم انگاشته ‏اند . آن گونه كه خواهيم ديد، اين ديدگاه مبنايى‏ شد براى نظر متاخرترى كه مدعى‏ بود متن ‏قرآن كامل نيست .


    در احاديث اهل سنت روايات فراوانى هست دال بر از دست رفتن بخشى از وحى قبل از آن‏كه ابوبكر جمع‏آورى قرآن را آغاز كند .

    به عنوان مثال، روايت‏ شده است كه عمر يك‏بار دنبال آيه ‏اى خاص از قرآن مى‏ گشت كه به شكل مبهمى آن را به ياد داشت .

    وى با ابراز تاسف عميقى به ياد مى‏آورد كه تنها شخصى كه آيه را ثبت كرده بود در جنگ يمامه كشته شده است . در نتيجه، آن آيه از دست رفته است . (17)


    ظاهرا عمر آيه ديگرى از قرآن را نيز درباره مجازات رجم براى افراد مسن به خاطر مى‏آورده است; (18)

    اما او نتوانست معاصرانش را قانع كند كه آن آيه را به قرآن بيفزايند; زيرا هيچ‏كس ديگرى از نظر او حمايت نكرد، (19)

    زيرا كه مى‏بايست دو شاهد مى‏داشت تا مطلبش به عنوان بخشى از قرآن پذيرفته گردد، گرچه بعدها برخى ديگر از صحابه، از جمله عايشه، جوان‏ترين همسر پيامبر، آن آيه را به ياد آوردند . (20)


    به عايشه نسبت داده ‏اند كه گفته صحيفه‏ اى داشته است كه دو آيه قرآن بر آن نوشته شده بود; يكى از آنها آيه رجم بود كه زير تخت‏خوابش بود و بعد از وفات پيامبر، زمانى كه اهل خانه مشغول تشييع جنازه پيامبر بودند، حيوانى اهلى [داجن (21) ]

    داخل خانه شده، صحيفه را مى‏خورد . (22)


    همچنين عمر آيات ديگرى را به خاطر مى‏آورد كه به نظر او از قرآن حذف شده (سقط) (23) يا از بين رفته ‏اند .

    يكى از آن آيات درباره وظيفه ‏شناسى نسبت‏به والدين (24)

    و ديگرى درباره جهاد بوده است . (25)


    سه تن از رجال متخصص قرآن يعنى زيد بن ثابت، عبدالله بن عباس و ابى بن كعب از مدعاى وى درباره اين دو آيه حمايت كردند . (26)


    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....

    انس بن مالك آيه‏ اى را به ياد مى‏آورد كه در ايامى كه برخى از مسلمانان در نبردى كشته شده بودند، نازل شد، اما بعدها حذف گرديد . (27)


    عبدالله، فرزند عالم و دانشمند عمر، (28) همچنين فقهاى بعدى، (29) مدعى بودند كه بخشى از قرآن پيش از جمع‏ آورى آن از بين رفته است .


    اخبار مشابهى خصوصا درباره مصحف عثمانى ذكر شده است . اين اخبار حكايت از آن دارند كه بسيارى از صحابه برجسته بخش‏هايى از وحى را كه آنان خودشان از پيامبر يا به شكل ديگرى شنيده بودند، در مصحف عثمانى نمى ‏يافتند . به عنوان مثال، ابى بن‏ كعب سوره بينه را به شكلى كه ادعا مى‏كرد از پيامبر شنيده است مى‏خواند . اين سوره شامل دو آيه ديگر بود كه در مصحف عثمانى ثبت نشده بودند . (30)


    همچنين نظر وى اين بود كه متن اصلى سوره احزاب فزون‏تر بوده است; وى آيه رجم را به ياد مى‏آورد كه از متن اصلى حذف شده بود . (31)


    از مدعاى وى زيد بن ثابت (32) و عايشه (كه گفت:

    در دوره پيامبر اين سوره سه برابر اندازه فعلى بود، گرچه وقتى عثمان قرآن را جمع مى‏كرد، تنها همين بخشى را كه در مصحفش موجود است، يافت) (33)

    و حذيفة بن يمان (كه هفتاد آيه را يافت كه از مصحف عثمانى حذف شده بود، آياتى كه خودش پيش‏تر، در دوره حيات پيامبر مى‏خوانده است) (34) حمايت كردند .

    همچنين به نظر حذيفه، سوره برائت‏به شكل موجود در مصحف عثمانى تنها يا يك‏سوم (36) آن چيزى است كه در دوره پيامبر بود . مالك بن انس، محدث و فقيه برجسته قرن دوم و مؤسس مكتب فقهى مالكى، از همين نظر حمايت كرده است . (37)


    همچنين رواياتى موجود است كه سوره حجر و نور اندازه متفاوتى داشته‏ اند . (38)


    ابوموسى اشعرى دو سوره طويل را به ياد مى‏آورد (كه از هر يك فقط يك آيه را به خاطر داشت)، كه وى نتوانسته بود آنها را در مصحف عثمانى بيابد . (39)


    يكى از دو آيه‏ اى كه او به ياد مى‏آورد، اين بود: «اگر فرزند آدم دو دره از طلا داشته باشد، در جست‏جوى دره سوم خواهد بود» . همچنين از ديگر صحابه چون ابى بن‏ كعب، (40) ابن مسعود (41) و ابن عباس (42) وجود اين آيه نقل شده است .


    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....


    مسلمة بن مخلد انصارى دو آيه ديگر را نيز ذكر كرده است كه از مصحف عثمانى حذف شده بودند . (43)


    عايشه فراتر رفته و آيه سومى را نيز ذكر كرده است . (44)


    دو سوره كوتاه، مشهور به حفد و خلع، در مصحف ابى بن كعب، (45) ابن ‏عباس و ابوموسى و ديگر صحابه (48) آشنا بود، گرچه هيچ اثرى از اين دو در مصحف متداول يافت نمى‏شود .
    در مصحف ابن‏مسعود سوره حمد و سوره‏هاى فلق و انشقاق نبوده است، (49)

    گرچه در اين مصحف، كلماتى اضافى و عباراتى بود كه در مصحف عثمانى حذف شده بود . (50)


    همچنين او و بسيارى از صحابه ديگر آياتى را در مصحف‏هايشان ثبت كرده‏اند كه با مصحف عثمانى تفاوت داشته است . (51)

    به همين‏گونه، اخبار فراوانى روايت ‏شده است كه على (ع)، بعداز وفات پيامبر، تمام بخش‏هاى قرآن را گردآورد (52) و آن را برصحابه پيامبر عرضه كرد، اما آنان آن را رد كردند و وى مجبور شد مصحفش را به خانه برگرداند; (53)
    اين اخبار متضمن اين‏ نكته ‏اند كه تفاوت‏هاى چشم‏گيرى بين مصحف‏هاى مختلف قرآن وجود داشته است .


    عموما در سنت اسلامى - كه مبتنى بر حافظه جمعى نسل‏هاى نخست مسلمانان و صرفا برخى اخبار واحد است - اين مطلب پذيرفته شده است

    كه مصحف رسمى قرآن را عثمان نشر داد و همو ديگر قرائت‏هاى قرآن را تحريم كرد .

    مسلما تفاوت‏هايى بين مصحف عثمانى و ديگر مصحف‏هاى قديمى بوده، همان‏طور كه بين خود مصحف‏ها نيز تفاوت‏هايى بوده است .

    سواى مسائل ديگر، اين تفاوت‏ها بود كه ضرورت تدوين مصحف عثمانى و متن مورد پذيرش همگان را پديد آورد .


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ......

    مى‏توان پذيرفت كه افرادى مرتبط و نزديك با پيامبر، خصوصا آنانى كه در مكه در سال‏هاى اوليه به ايشان پيوسته بودند، هنوز اجزايى از وحى را به ياد داشته ‏اند كه پيامبر آنها را از قرآن ندانسته بودند .

    همچنين احتمال مى‏رود كه مصحف على (ع)، كه يكى از كامل‏ترين و معتبرترين (موثق‏ترين) مصحف‏ها بوده، به عنوان مصحف رسمى به عثمان پيشنهاد شده باشد، اما او آن را رد كرده و ترجيح داده است، اجزاى همه مصحف‏هاى موجود را جمع‏ آورى و تدوين كند .

    اين امر موجب گرديد كه على (ع) نيز از ارائه مصحفش براى تدوين مصحف عثمانى خوددارى كند . روايت ‏شده است كه عبدالله بن مسعود صحابى نيز از جريان تدوين كناره گرفت و از ارائه مصحف خويش خوددارى كرد . (54)

    روايت پيش ‏گفته درباره تدوين نخستين مصحف قرآن از جهات ديگرى ابهام دارد . (55)


    اين خبر على‏رغم اهميتش در هيچ‏يك از كتاب‏هاى فقهاى قرن دوم و اوايل قرن سوم هجرى يافت نمى‏شود . (56)

    ظاهرا برخى جزئيات داستان بعد از زمانى شكل گرفته كه عثمان دستور تدوين مصحفى را داده است . (57)

    اخبار چندى به صراحت گوياى اين است كه قبل از زمان عثمان هيچ تلاشى براى جمع ‏آورى قرآن انجام نشده است (58)


    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ......

    اين مطلب را ظاهرا خبر دال بر تدوين و گردآورى قرآن توسط عثمان تاييد مى‏كند . (59)
    صورت‏هاى ديگر داستان از تناقضات مهمى درباره برخى از جزئيات مهم پرده برمى‏دارد; نام صحابه ه‏اى كه به تنهايى شهادت داد و شهادتش پذيرفته شد (60)
    و آيات خاص مورد بحث (61) متفاوت ‏اند .
    همچنين اين روايات متناقض نقشى را به زيد بن ثابت در جريان تدوين قرآن نسبت مى‏دهند . (62)
    افزودن داستان پذيرش شهادت يك نفر با ذكر داستان آشنا و متداول درباره خزيمه ذوشهادتين، كه گفته شده پيامبر شهادت او را معادل گواه دو نفر مى‏دانست، تلاش روشنى است‏براى مقبول‏تر كردن داستان . (63)
    در نقل متفاوت اين داستان، كه در آن گواه را فردى مجهول از انصار دانسته ‏اند، گفته‏ اند عمر شهادت او را بر اين اساس پذيرفت كه فحواى آيه ‏اى كه او عرضه داشته بود، بنا به نظر عمر صحيح بوده است، زيرا پيامبر را با صفاتى توصيف مى‏كرد كه در ايشان بود . (64)
    در روايات ديگرى گفته شده است كه آيه يا آيات ديگرى نيز پذيرفته شده بودند، زيرا عمر، (65) عثمان (66) يا زيد (67) خودشان شهادت داده بودند كه اين آيات را از پيامبر شنيده ‏اند .
    خليفه معمولا دستور مى‏داد، شهادت هر كسى پذيرفته گردد، مشروط به اين كه فرد سوگند ياد كند آيه‏اى را كه براى تدوين عرضه داشته، از پيامبر شنيده است . (68)
    با اين حال، داستان با اخبار فراوان و بى‏شمارى كه مى‏گويد (69)
    شمارى از صحابه، به ويژه على و عبدالله بن مسعود و ابى بن كعب، قرآن را در ايام پيامبر تدوين كرده‏اند، تعارض دارد . (70)
    افزون بر اين، ظاهرا جعل اين داستان تلاش آشكار و مشكوكى بوده است تا به واسطه تدوين قرآن (متن رسمى اسلامى) و با بركنار كردن على از اين جريان‏ها، به نحوى وجه ه‏اى براى سه خليفه اول فراهم آورد .


    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....

    چون اين نكته اخير با اخبار پيش ‏گفته درباره تدوين قرآن بعد از وفات پيامبر به دست على (ع) تطبيق داده شود، ممكن است موجب روشن شدن خاستگاه‏هاى داستان گردد .
    با در نظر گرفتن برخى مباحث‏ سياسى صدر اسلام و مباحث جدلى - منازعه‏اى بعدى در درون جامعه اسلامى، مى‏ توان از وجود جريان چندمرحله ‏اى شكل‏ گيرى آن سخن گفت .
    ظاهرا شايعه بسيار متداولى در سده اول هجرى وجود داشته است، مبنى بر اين كه على (ع) بعد از وفات پيامبر در انجمن عامى كه در آن، ابوبكر به جانشينى پيامبر انتخاب گرديد، حضور نداشته و بعدها با ابوبكر بيعت كرده است .
    از ايام گذشته، هواخواهان على (ع) اين تاخير در بيعت را بازتابى از راضى نبودن على (ع) از انتخاب ابوبكر تاويل كرده ‏اند .
    چنين استدلالى به ‏كار رفته است تا اساسى باشد براى حمله به اجماع ادعايى صحابه كه طرفداران خلفا به عنوان اساس مشروعيت جانشينى ابوبكر بدان استناد كرده ‏اند .
    محتمل است كه اين نظر در دوران‏هاى بسيار كهن ظاهر شده باشد، شايد قبل از سقوط امويان در اوايل قرن دوم، زمانى كه منازعات فرقه ‏اى در جامعه اسلامى ظاهر شده بود . (71)
    با سقوط امويان ممكن نبود كه موضع على (ع) براى مدت زمان بيشترى ناديده انگاشته شود و مى‏بايست پاسخى بدان داده مى‏شد .
    بسيارى از روايات در توضيح اين كه چرا على (ع) در بيعت‏ با ابوبكر حضور نداشته است، گفته‏ اند على (ع) بعد از وفات پيامبر براى تدوين قرآن از زندگى اجتماعى كناره گرفت . (72)
    بنابراين، كاملا محتمل است (73) كه اين اخبار به عنوان پيش ‏زمينه ‏هايى در حمايت از وجود چنين نظرى جعل شده باشد، (74)
    به عنوان استدلالى از سوى اهل‏ سنت كه تاخير على (ع) به علت عدم رضايتش نبوده است .
    در عوض، نقل است كه چون ابوبكر از على (ع) پرسيد: «چرا بيعت نمى‏كنى، آيا از انتخاب من ناراضى هستى؟»
    على در پاسخ گفت كه سوگند ياد كرده ‏ام ردا بر تن نكنم جز براى حضور در نماز جماعت تا زمانى كه همه اجزاى قرآن را گردآورى كنم . (75)


    .....


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود