صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قرآن كريم از خواب و مرگ به توفّي تعبير كرده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا قرآن كريم از خواب و مرگ به توفّي تعبير كرده است؟




    سلام
    چرا قرآن كريم از خواب و مرگ به توفّي تعبير كرده است؟





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    810 پست
    حضور
    118 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا قرآن كريم از خواب و مرگ به توفّي تعبير كرده است؟







    کارشناس بحث: استاد پیام

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا قرآن كريم از خواب و مرگ به توفّي تعبير كرده است؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدای متعال درباره شباهت و تفاوت مرگ و خواب می فرماید:
    اللَهُ یَتَوَفی‌ الاْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ التِی‌ لَمْ تَمُتْ فِی‌ مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ التِی‌ قَضَی‌' عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاْخْرَی‌'´ إِلَی‌'´أَجَلٍ مسَمی‌ إِن فِی‌ ذَ'لِکَ لاَ یَـ'تٍ لقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ.
    این‌ آیة‌ کریمه‌، چهل‌ و دومین‌ آیه‌ از سورة‌ زمر که‌ سی‌ و نهمین‌ سوره‌ از سوره‌های‌ قرآن‌ مجید است‌ می‌باشد.
    میفرماید: «خداست‌ که‌ جانها را می‌گیرد در وقت‌ مرگ‌ آنها، و نیز آن‌ جانهائی‌ را که‌ در خواب‌ رفته‌ و مرگ‌ آنها نرسیده‌ است‌.

    پس‌ آن‌ جانهائی‌ را که‌ حکم‌ مرگ‌ را بر آنها جاری‌ کرده‌ در نزد خود نگاه‌ میدارد و دیگر به‌ بدن‌ باز نمی‌گرداند، ولیکن‌ آن‌ جانهائی‌ که‌ در خواب‌ رفته‌ و هنوز مرگشان‌ نرسیده‌ است‌ آنها را رها نموده‌ تا هنگام‌ بیدار شدن‌ به‌ بدن‌ برگردند و تا أجل‌ مسمی‌ و زمان‌ معین‌ در بدن‌ باقی‌ باشند؛ و در این‌ امر نشانه‌هائی‌ از قدرت‌ و توحید اوست‌ برای‌ مردمانی‌ که‌ در آیات‌ سبحانیة‌ او تفکر بنمایند.»
    این‌ آیة‌ مبارکه‌ صراحت‌ دارد بر آنکه‌ مرگ‌ و خواب‌ از جنس‌ واحدند، و یک‌ حکم‌ را دارند. در حال‌ مرگ‌ و در حال‌ خواب‌ در هردو حال‌ خداوند جان‌ را می‌گیرد، لیکن‌ آن‌ کسیکه‌ اجلش‌ رسیده‌ است‌، آن‌ جان‌ را نگاهداشته‌، و آنکه‌ اجلش‌ نرسیده‌ است‌، جان‌ را در موقع‌ بیداری‌ به‌ او بر میگرداند.
    و این‌ مسأله‌ بسیار شایان‌ دقت‌ است‌.

    اولاً: گرفتن‌ جان‌ را که‌ مشترک‌ بین‌ خواب‌ و مرگ‌ است‌ به‌ لفظ‌ «توفی‌» بیان‌ کرده‌ است‌ نه‌ به‌ لفظ‌ «قبض‌». چون‌ معنای‌ توفی‌، به‌ معنی‌تمام‌ گرفتن‌ و اخذ نمودن‌ است‌ ولیکن‌ معنای‌ قبض‌، گرفتن‌ و ربودن‌ است‌. در حال‌ مرگ‌ و خواب‌ خداوند جان‌ را می‌گیرد به‌ واقعیت‌ و حقیقت‌ گرفتن‌؛ ولی‌ در حال‌ مرگ‌ علاوه‌
    بر این‌ قبض‌ می‌کند یعنی‌ می‌رباید که‌ دیگر حاضر به‌ بازگشت‌ نیست‌، و در حال‌ خواب‌ به‌ همان‌ توفی‌ اکتفا نموده‌ و سپس‌ جان‌ را رها می‌کند.

    و نیز در آیة‌ دیگر که‌ در خصوص‌ خواب‌ وارد شده‌ است‌ به‌ لفظ‌ توفی‌ تعبیر شده‌ است‌:
    وَ هُوَ الذِی‌ یَتَوَفیـ'کُم‌ بِالیْلِ وَ یَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم‌ بِالنهَارِ ثُم یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضَی‌'´ أَجَلٌ مسَمی‌ ثُم إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُم یُنَبئُکُم‌ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ. (انعام/60)
    «و اوست‌ آن‌ خدائی‌ که‌ شما را در شب‌ توفی‌ می‌کند و بسوی‌ خود میبرد، و از همة‌ کردار و افعال‌ شما در روز مطلع‌ است‌. و بعد از توفی‌ در خواب‌، شما را در روز بر می‌انگیزد تا هنگامیکه‌ آن‌ وقت‌ اجل‌ مسمی‌ سرآید. سپس‌ به‌ سوی‌ اوست‌ بازگشت‌ شما و سپس‌ آگاه‌ می‌سازد شما را به‌ آنچه‌ انجام‌ داده‌اید.»

    و ثانیاً: آنچه‌ را که‌ خداوند توفی‌ می‌کند جانهای‌ آدمی‌ است‌: یَتَوَفی‌ الاْنفُسَ، و جان‌ و نفس‌ همان‌ روح‌ است‌.
    بنابراین‌ در حال‌ مرگ‌ و خواب‌ روح‌ انسان‌ از این‌ عالم‌ به‌ عالم‌ دیگر میرود نه‌ بدن‌ انسان‌.
    در حال‌ خواب‌ بدن‌ انسان‌ روی‌ زمین‌ است‌ و روح‌ انسان‌ سیر در عوالم‌ دیگر می‌کند و سپس‌ بر میگردد، و در حال‌ مردن‌ بدن‌ روی‌ زمین‌ یا زیر زمین‌ است‌ و روح‌ به‌ عوالم‌ دیگر میرود و بر نمی‌گردد.
    و شاهد بر این‌ معنی‌ آنکه‌ در این‌ آیه‌ آمده‌ است‌ یَتَوَفــ'کُم «خداوند شما را میگیرد و توفی‌ می‌کند.» و نفس‌ انسان‌ حقیقت‌ انسان‌ است‌ که‌ در محاورات‌ و گفتگوها به‌ من‌ و تو و او و ما و شما و آنها تعبیر می‌شود. و اگر کسی‌ گفت‌: من‌ چنین‌ کردم‌ و چنان‌ گفتم‌، مراد از لفظ‌ من‌ روح‌ و جان‌ اوست‌ نه‌ بدن‌ او. و حقیقت‌ أنَا و أنتَ و هُوَ و کُمْ و غیر آنها از ضمائر عربی‌ روح‌ است‌ که‌ خداوند آنرا در حال‌ مردن‌ اخذ میکند.

    و شاهد دیگر آنکه‌ در سورة‌ انشقاق‌ می‌فرماید:
    یَـ'´أَیـهَا الاْءنسَـ'نُ إِنکَ کَادِحٌ إِلَی‌' رَبکَ کَدْحًا فَمُلَـ'قِیهِ. (مؤمنون/114-112)
    «ای‌ انسان‌! حقاً که‌ تو با سعی‌ و کوشش‌ و تعب‌ راه‌ پر رنجی‌ را بسوی‌ پروردگارت‌ درمی‌نوردی‌ و بالاخره‌ به‌ شرف‌ ملاقات‌ او خواهی‌ رسید.»
    این‌ خطاب‌، خطاب‌ به‌ حقیقت‌ انسان‌ است‌ که‌ روح‌ است‌ نه‌ بدن‌ او. روح‌ را خداوند از عوالم‌ تجرد آفریده‌ و بدن‌ را برای‌ استکمال‌ قوا به‌ او عنایت‌ فرموده‌ تا از این‌ عالم‌ حرکت‌ کند و پس‌ از طی عوالم‌ دیگر دائماً بسوی‌ خدا رفته‌ و به‌ مقام‌ لقاء حضرتش‌ نائل‌ آید.
    و شاهد دیگر آنکه‌ در سوره‌ مؤمنون‌ خداوند جهنمی‌ها را مورد خطاب‌ قرار داده‌ است‌ که‌:
    قَـ'لَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی‌ الاْرْضِ عَدَدَ سِنِینَ * قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئـَلِ الْعَآدینَ * قَـ'لَ إِن‌ لبِثْتُمْ إِلا قَلِیلاً لوْ أَنکُمْ کُنتُمْ تَعْلَمُـونَ. (مؤمنون/112تا114)

    «شما چقدر در روی‌ زمین‌ درنگ‌ کردید؟ آنها در پاسخ‌ میگویند: ما یک‌ روز یا مقداری‌ از یک‌ روز را توقف‌ کردیم‌. خداوند میفرماید: اگر شما اهل‌ علم‌ و بینش‌ بودید میدانستید که‌ درنگ‌ نکردید مگر زمان‌ اندکی‌ را.»
    در این‌ آیات‌ به‌ حیات‌ و زندگی‌ روی‌ زمین‌ به‌ لفظ‌ «لَبث‌» که‌ همان‌ معنی‌ توقف‌ و درنگ‌ را دارد تعبیر نموده‌ است‌. و درنگ‌ کردن‌ دربارة‌ کسی‌ صادق‌ است‌ که‌ راهی‌ را طی می‌کند و آن‌ راه‌ طولانی‌ بوده‌ و در بین‌ راه‌ توقفی‌ دارد، مثل‌ آنکه‌ انسان‌ قبل‌ از این‌ عالم‌ مراحلی‌ را طی کند تا بدین‌ عالم‌ بیاید و مدتی‌ درنگ‌ کند و سپس‌ از این‌ عالم‌ کوچ‌ نموده‌ و ارتحال‌ کند.

    و این‌ راجع‌ به‌ روح‌ و جان‌ آدمی‌ است‌ که‌ در عوالم‌ ذَر بوده‌ و سپس‌ به‌ عالم‌ ماده‌ آمده‌ و در روی‌ زمین‌ لباس‌ ماده‌ را پوشیده‌ و سپس‌ این‌ لباس‌ را کنده‌ و رها نموده‌ و به‌ عالم‌ برزخ‌ و قیامت‌ رهسپار شده‌ است‌؛ روح‌، لباس‌ کهنة‌ بدن‌ را خلع‌ می‌کند و یا به‌ خلعت‌ الهیه‌ مخلع‌ میگردد و یا به‌ عقوبت‌ و واکنش‌ أعمال‌ خود مبتلا می‌شود. بنابراین‌ صحیح‌ است‌ که‌ توقف‌ او را در دنیا به‌ لفظ‌ «لبث‌» در این‌ گفت‌ و شنودها تعبیر نمود؛ و اگر خطاب‌ با انسانی‌ بود که‌ قوامش‌ به‌ بدن‌ بوده‌ و با خراب‌ بدن‌ فانی‌ و نابود می‌شد، نباید به‌ لفظ‌ درنگ‌ و توقف‌ تعبیر نمود بلکه‌ باید بلفظ‌ سکونت‌ یا اقامت‌ و أمثال‌ اینها بازگو کرد.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توفي از ريشه وفي به معناي تمام كردن است[1] ، مثلا وقتي مي گويند: "توفيت حقى من فلان" يعني تمامي حقم را از فلاني گرفتم.[2] و از اينرو به مرگ وفات گفته مي شود كه روح انسان از طرف خدا به طور كامل گرفته مي شود. در آيات بسياري از قرآن كريم واژه توفي بكاررفته است، كه يكي از معاني آن گرفتن روح است. اين واژه گاه به معناي مردن و گاه به معناي به خواب رفتن است. چرا كه مرگ و خواب، هر دو در قطع كردن رابطه نفس از بدن مشتركند. همانطورى كه" بعث" به معناى بيدار كردن و" بعث" به معناى زنده كردن، هر دو در برقرار ساختن اين رابطه شريك مى‏ باشند، زيرا هر دو باعث مى ‏شوند كه نفس دو باره آن تصرفاتى را كه در بدن داشت، انجام دهد.[3]
    به عنوان نمونه در آيه70 سوره نحل توفي به معناي مرگ آمده است:
    «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ قَديرٌ»[4]
    و در آيه 60 سوره انعام به معناي خواب آمده است:
    «وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون»[5]
    و در آيه 42 سوره زمر واژه توفي به هر دو معناي خواب و مرگ بكار رفته است.
    «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها»[6]
    بنابراين مردن و خوابيدن، هر دو توفى و قبض روح انسان به طور كامل است، تنها فرق آن دو اينست كه مرگ قبض روحى است كه ديگر برگشتى ندارد، و خواب قبض روحى است كه ممكن است روح دوباره به جسم برگردد. [7]

    پي نوشت:
    [1] . المفردات في غريب القرآن، دارالعلم الدار الشامية،دمشق،1412ق، ص: 878
    [2] . ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه ق، قم،1374، ج‏17، ص: 407
    [3] . ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 184
    [4] . خداوند شما را آفريد سپس شما را مى‏ ميراند بعضى از شما به نامطلوب‏ترين سنين بالاى عمر مى‏ رسند، تا بعد از علم و آگاهى، چيزى ندانند (و همه چيز را فراموش كنند) خداوند دانا و تواناست!
    [5] . او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏ گيرد و از آنچه در روز كرده‏ ايد، با خبر است سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏ انگيزد و (اين وضع هم چنان ادامه مى‏ يابد) تا سرآمد معينى فرا رسد سپس بازگشت شما به سوى اوست و سپس شما را از آنچه عمل مى‏ كرديد، با خبر مى ‏سازد.
    [6] . خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏ كند، و ارواحى را كه نمرده ‏اند نيز به هنگام خواب مى ‏گيرد.
    [7] . ترجمه تفسير الميزان، ج‏17، ص:



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    سپاسگزارم استاد ارجمند!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    در حال‌ خواب‌ بدن‌ انسان‌ روی‌ زمین‌ است‌ و روح‌ انسان‌ سیر در عوالم‌ دیگر می‌کند و سپس‌ بر میگردد،
    عوالم دیگر کجاست؟

    پروردگارا مرا به زیب و زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم
    آتش فتنه را خاموش سازم،با خلق خوشرفتار و آسان گیرم،به هر فضل و کمال سبقت گیرم
    متواضع و بی تکبر و نیکو خُلق باشم
    >>دعای بیستم<<





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به طور کلي آن را بر پنج عالم تقسيم کرده اند:
    1- عالم غيب مطلق (که از آن به حضرت غيب مطلق نيز ياد مي‌شود) و عبارت از عالم اعيان ثابته است در حضرت علميه (علم باري تعالي) .
    2- عالم شهادت (که از آن به حضرت شهادت مطلقه نيز ياد مي‌شود) و آن عبارت است از عالم ملک که مقابل عالم غيب مطلق است.
    3- عالم غيب مضاف (که از آن به غيب مضاف نيز ياد مي‌شود) اين عالم به نوبه خود بر دو قسم است:
    يکي آن که نزديک به غيب مطلق است و عالم آن عالم ارواح جبروتيه و ملکوتيه است، يعني عالم عقول و نفوس.
    4- عالم مثال (که دومين قسم از عوالم غيب مضاف است) و اين عالم در عين حال که نزديک تر به عالم شهادت است، عالم غيب محسوب مي شود.
    5- عالم کون جامع (که از آن به حضرت جامعه نيز ياد مي‌شود) که جامع چهار حضرات است و عالم آن عالم انسان کامل است که جامعه جميع عوالم است.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خواندن کتب مربوطه مانند: فصوص الحکم ص 47- 49،و مصباح الانس، ص 102،وکتاب آشنایی با عوم اسلامی شهید مطهری، در این زمینه توصیه میشه.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    682
    صلوات
    4500
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    و شاهد دیگر آنکه‌ در سورة‌ انشقاق‌ می‌فرماید:
    یَـ'´أَیـهَا الاْءنسَـ'نُ إِنکَ کَادِحٌ إِلَی‌' رَبکَ کَدْحًا فَمُلَـ'قِیهِ. (مؤمنون/114-112)
    «ای‌ انسان‌! حقاً که‌ تو با سعی‌ و کوشش‌ و تعب‌ راه‌ پر رنجی‌ را بسوی‌ پروردگارت‌ درمی‌نوردی‌ و بالاخره‌ به‌ شرف‌ ملاقات‌ او خواهی‌ رسید.»
    این‌ خطاب‌، خطاب‌ به‌ حقیقت‌ انسان‌ است‌ که‌ روح‌ است‌ نه‌ بدن‌ او. روح‌ را خداوند از عوالم‌ تجرد آفریده‌ و بدن‌ را برای‌ استکمال‌ قوا به‌ او عنایت‌ فرموده‌ تا از این‌ عالم‌ حرکت‌ کند و پس‌ از طی عوالم‌ دیگر دائماً بسوی‌ خدا رفته‌ و به‌ مقام‌ لقاء حضرتش‌ نائل‌ آید.
    این حقیقت انسان درخصوص معراج حضرت پیامبر هم صدق میکنه؟!
    یعنی حضرت محمد (ص) روحشون به معراج رسیده بود یا جسمشون هم بود؟!
    بعد سوال دیگه اینکه
    درخصوص طی العرض جسم و روح هر دو درگیرند؟ یا فقط روح طی العرض میکنه؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    «شما چقدر در روی‌ زمین‌ درنگ‌ کردید؟ آنها در پاسخ‌ میگویند: ما یک‌ روز یا مقداری‌ از یک‌ روز را توقف‌ کردیم‌. خداوند میفرماید: اگر شما اهل‌ علم‌ و بینش‌ بودید میدانستید که‌ درنگ‌ نکردید مگر زمان‌ اندکی‌ را.»
    همینطور که فرمودید ، در عالم برزخ دنیا حکم درنگ رو داره
    آیا در قیامت هم عالم برزخ مثل یک درنگ هست؟
    نیا نیا گل نرگس ، جهان که جای تو نیست
    دو صد ترانه به لب ها ، یکی برای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، تو را به خاک بقیع
    که شهر ما ، نَه مهیای گامهای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس ، دعای عهد کجاست؟
    نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، به مادرت زهرا
    کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، فدا شوی مولا

    برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    682
    صلوات
    4500
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    به طور کلي آن را بر پنج عالم تقسيم کرده اند:
    1- عالم غيب مطلق (که از آن به حضرت غيب مطلق نيز ياد مي‌شود) و عبارت از عالم اعيان ثابته است در حضرت علميه (علم باري تعالي) .
    2- عالم شهادت (که از آن به حضرت شهادت مطلقه نيز ياد مي‌شود) و آن عبارت است از عالم ملک که مقابل عالم غيب مطلق است.
    3- عالم غيب مضاف (که از آن به غيب مضاف نيز ياد مي‌شود) اين عالم به نوبه خود بر دو قسم است:
    يکي آن که نزديک به غيب مطلق است و عالم آن عالم ارواح جبروتيه و ملکوتيه است، يعني عالم عقول و نفوس.
    4- عالم مثال (که دومين قسم از عوالم غيب مضاف است) و اين عالم در عين حال که نزديک تر به عالم شهادت است، عالم غيب محسوب مي شود.
    5- عالم کون جامع (که از آن به حضرت جامعه نيز ياد مي‌شود) که جامع چهار حضرات است و عالم آن عالم انسان کامل است که جامعه جميع عوالم است.
    امکانش هست ویژگی های هر یک از این عوالم رو به طور مختصر توضیح بدین؟!
    در هنگام رویاهای صادقه
    روح در کدوم یک از این عوالم هست؟!
    نیا نیا گل نرگس ، جهان که جای تو نیست
    دو صد ترانه به لب ها ، یکی برای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، تو را به خاک بقیع
    که شهر ما ، نَه مهیای گامهای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس ، دعای عهد کجاست؟
    نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، به مادرت زهرا
    کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، فدا شوی مولا

    برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگاه19 نمایش پست
    همینطور که فرمودید ، در عالم برزخ دنیا حکم درنگ رو داره
    آیا در قیامت هم عالم برزخ مثل یک درنگ هست؟
    عالم برزخ هم عالم گذره واین آخرت است که خیر وابقی است بنابر این ماندگاری همه دورانها در برابر قیامت مانند لحظه ای خواهد بود.

  12. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود