جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در قرآن از شرق و غرب صحبت شده اما از شمال و جنوب سخني به ميان نيامده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا در قرآن از شرق و غرب صحبت شده اما از شمال و جنوب سخني به ميان نيامده است؟




    سلام
    چرا در قرآن از شرق و غرب صحبت شده اما از شمال و جنوب سخني به ميان نيامده است؟





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    811 پست
    حضور
    118 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا در قرآن از شرق و غرب صحبت شده اما از شمال و جنوب سخني به ميان نيامده است؟







    کارشناس بحث: استاد پیام

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا در قرآن از شرق و غرب صحبت شده اما از شمال و جنوب سخني به ميان نيامده است؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در قرآن كريم، در مناسبت‌هاي مختلف به واژه «مشرق» و «مغرب» به صورت مفرد، تثنيه و جمع اشاره شده است كه به معناي جهت جغرافيايي آمده است از جمله:
    1. مشرق و مغرب به معناي جهت جغرافيايي (شرق و غرب)، چنان‌كه قرآن كريم مي‌فرمايد: [1]«ولله المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع عليم» «مشرق و مغرب از آن خداست و به هر طرف رو كنيد، خدا آنجاست، خداوند بي‌نياز و داناست» از آيه مذكور برمي‌آيد كه خداوند در همه جهات حاضر و ناظر است و موجودي مادي نيست كه متعلق به يك جهت ويژه، باشد بلكه او درتمام جهات وجود دارد.[2] و منظور از «مشرق» و «مغرب» جهات شش‌گانه است و خداوند متعال در همه‌جا و در تمام جهات وجود دارد و تمام جهات هستي در تسلط قدرت اوست.
    يا در آيه 142، همين سوره، مجدداً مشرق و مغرب به معناي جهات شش‌گانه آمده است همچنين در سوره‌ها و آيات: بقره 177، و 258؛ شعرا، 28، معراج،40، صافات 5، زمل، 9، الرحمن، 17،[3]
    در آيات مذكور گاهي تعبير به مشرق و مغرب به صورت مفرد شده و گاهي تعبير به «مشرقين» و «مغربين» آمده است.
    2. گاهي منظور طرف يا اطراف خاص طلوع يا غروب خورشيد مي‌باشد، چنان‌كه در آيه 258، سوره بقره در داستان و احتجاج حضرت ابراهيم ـ عليه‌السّلام ـ بر ضد نمروديان به طلوع (مشرق) و غروب (مغرب) اشاره شده است.[4]
    3. جهات چهارگانه شرق و غرب و جهات بين آن دو است كه شامل جنوب و شمال مي‌شود، چنان‌كه خداوند متعال مي‌فرمايد: «قال رب المشرق و المغرب و ما بينهما ان كنتم تعقلون؛[5] (موسي) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آن دو است، مي‌باشد اگر شما عقل و انديشه خود را به كار مي‌گرفتيد.»
    4. گاهي نيز كلمه «مشرق» و «مغرب» به بعد كروي بودن زمين اشاره مي‌كرد. از آنجا كه در هر دو نيم‌كره، يك مشرق و يك مغرب وجود دارد، پس در نتيجه كرة زمين دو مشرق و دو مغرب وجود دارد، چنان‌كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «رب المشرقين و رب المغربين»[6]
    5. گاهي نيز «مشرق» و «مغرب» در قرآن كريم، اشاره به بخش‌هاي متعدد طلوع و غروب دارد چنان‌كه خداوند متعال مي‌فرمايد: « وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا...؛[7] و مشرق‌ها و مغرب‌هاي پر بركت زمين را به آن قوم تضعيف شده (زير زنجير ظلم و ستم) واگذار كرديم...»
    توضيح آنكه زمين‌هاي پهناور به خاطر خاصيت كروي بودن زمين در افق‌ها، مشرق‌ها و مغرب‌ها اختلاف دارند.[8]
    همچنين در قرآن كريم به جهات ديگر نيز اشاره شده است مانند: جهت فوق و تحت؛ چنان خداوند متعال مي‌فرمايد: «لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم...؛[9] از آسمان و زمين روزي خواهند خورد...».
    و نيز سوره واقعه، آيه 41 و...
    بنابراين، در قرآن كريم از جهات شش‌گانه سخن آمده است.



    پي نوشت ها:
    [1] . بقره/ 115.[/flv]
    [2] . ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، ج1، ص 295.
    [3] . ر.ك: همان، ذيل آيات مذكور.
    [4]ِ . ر.ك، تفسير نمونه، همان، ج1م ص 215، 211.
    [5] . شعرا/ 28.
    [6] . رحمن/ 17.
    [7] . اعراف/ 137، و صافات/ 5، و معارج/ 40.
    [8] . ر.ك، مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، ج 6، ص 329.
    [9] . مائده/ 66.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علامه طباطبايي; در ذيل آيه: "قُلْ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَأُ إِلَيَ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ; (بقره، 142) بگو: مشرق و مغرب از آن خداست; هر كه را خواهد به راه راست هدايت ميكند." اين پرسش را مطرح ميكند، كه چرا خداوند از ميان تمام جهات، تنها دو جهت مشرق و مغرب را ذكر كرده است؟ و در پاسخ آن ميگويد: چهار جهت اصلي داريم: شمال، جنوب، مشرق و مغرب، و چهار جهت فرعي: شمال غربي، شمال شرقي، جنوب غربي و جنوب شرقي. پايه و اساس اين هشت جهت، مشرق و مغرب است و شمال و جنوب و ديگر جهات به وسيلة مشرق و مغرب تعيين ميشوند. بعلاوه، مشرق و مغرب دو جهت نسبي و اضافي هستند، كه با طلوع و غروب خورشيد يا ستارگان تعيين ميشوند. هنگاميكه مشرق و مغرب مشخص شد، اگر يك خط از نقطة قطب شمال به نقطة قطب جنوب وصل كنيم (كه به آن نصف النهار مبدأ ميگويند) تمام نقاط روي زمين يا در شرق قرار ميگيرد و يا غرب واقع ميشود، به جز دو نقطة موهوم شمال و جنوب حقيقي، كه در قطب شمال و قطب جنوب قرار دارند. بنابراين، جهت شرق و غرب، ديگر جهات را در بر دارد.
    (ر.ك: ترجمة الميزان، علامه طباطبايي، مترجم، ناصر مكارم شيرازي، ج 1، ص 444 - 445، بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي.)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود