جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در آيه 82 سوره نمل منظور از موجودي كه از زمين بيرون مي آيد و با مردم صحبت مي كند چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در آيه 82 سوره نمل منظور از موجودي كه از زمين بيرون مي آيد و با مردم صحبت مي كند چيست؟




    سلام
    در آيه 82 سوره نمل منظور از موجودي كه از زمين بيرون مي آيد و با مردم صحبت مي كند چيست؟




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,635
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    813 پست
    حضور
    119 روز 1 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    در آيه 82 سوره نمل منظور از موجودي كه از زمين بيرون مي آيد و با مردم صحبت مي كند چيست؟







    کارشناس بحث: استاد میقات

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    در آيه 82 سوره نمل منظور از موجودي كه از زمين بيرون مي آيد و با مردم صحبت مي كند چيست؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهمْ أَخْرَجْنَا لهمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكلَّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كاَنُواْ بِايَاتِنَا لَا يُوقِنُون»
    و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‏ اى را از زمين براى آنها خارج مى ‏كنيم كه با آنان تكلّم مى ‏كند (و مى ‏گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى‏ آوردند.(نمل، 82)


    با سلام و درود

    واژه دبّ و دبيب، در لغت به معناى راه رفتن آرام و حركت خفيف است. در حيوان به كار مي رود و در حشرات بيشتر استعمال می شود. هم چنین به هر راه رونده بر روى زمين "دابّه" گفته می شود.(المفردات في غريب القرآن، ص 306؛ قاموس قرآن، ج ‏2، ص 323)

    بنابر این، «دابّة» به معنای جنبنده است و بر هر صاحب حیاتی اطلاق می شود، اعم از این كه انسان باشد یا غیر انسان. افزون بر این که آیاتی داریم كه واژه "دابة" در آن ها بر انسان ها نیز اطلاق شده است؛ مانند آیات (هود، 6؛ نحل، 61؛ انفال، 22).

    لازم به ذکر است در این آیه شریفه (نمل، 82)، به وقوع رستاخیز و ظاهر شدن نشانه های قیامت اشاره دارد. به بیان دیگر این آیه شریفه به آخرالزمان و دوران رجعت اشاره دارد كه آن هم پس از قیام امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است.

    دلیل این كه این آیه اشاره به آخرالزمان و علائم قیامت دارد این است كه تعبیر «إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهمْ» آورده شده، و این تعبیر به معنای حتمی شدن قضای الهی است؛ یعنی نازل شدن عذاب الهی حتمی شده؛ و این حتمی شدن عذاب و قضای الهی بر آن انسان ها، بخاطر ایمان نیاوردن آن ها به آیات و نشانه های الهی است، كما این كه تعبیر «أَنَّ النَّاسَ كاَنُواْ بِايَاتِنَا لَا يُوقِنُون» اشاره به علت حتمی شدن عذاب دارد.

    هم چنین دلیل دیگری كه می رساند این واقعه و این آیت الهی در قبل از برپایی قیامت، و در همین دنیا به وقوع می پیوندد، آیه بعد همین سوره است: «وَ يَوْمَ نحشُرُ مِن كُلّ‏ِ أُمَّةٍ فَوْجًا …»؛ (به خاطر آور) روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى ‏كردند محشور مى ‏كنيم‏.(نمل، 83)


    نکته:
    این حشر، حشر دنیوی است، زیرا با "من" تبعیضیه آمده است، یعنی بعضی از انسان ها محشور می شوند، و این بعضی همان مؤمنان خالص و كافران خالص هستند؛ و الا اگر مراد حشر اخروی بود با تعبیر "من" نمی آمد ـ چرا كه در آن جا همه محشور می شوند ـ كما این كه در سوره كهف به حشر اكبر اشاره دارد و می گوید: در آن روز همه محشور می شوند نه بعضی، و آن حشر قیامت است: «وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنهمْ أَحَدًا».(کهف، 47)


    بنابر این:
    آیه شریفه، اشاره به دوران رجعت دارد، كه در آن زمان "دابه" به عنوان یكی از آیات و نشانه های الهی است، كه با خارج شدن او چنان حق بر كافران روشن می شود كه دیگر جز اعتراف به حق، چاره ای برای ایشان نمی ماند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نگاه به روایات:


    موضوع "دابه" با این کیفیت، فقط در همین آیه ذكر شده و در قرآن كریم آیات دیگری نیامده كه عنوان تفسیر كننده و بیانی برای جزئیات این مسأله باشد؛ لذا برای روشن شدن این مطلب راهی نیست جز این كه از روایات معتبر و قابل اعتماد كمک بگیریم.

    البته چه بسا وجه مبهم گویی و بیان رمزی مطلب این بوده كه گویی خداوند خواسته كه از آن به اجمال بگذرد تا تأثیر بیشتری داشته باشد؛ چرا كه گاهی تأثیر سخن در آن است كه یک مطلب هول انگیز در پرده بیان شود.

    مطلب دیگر؛ همان طور كه از روایات نیز استفاده می شود در آخرالزمان و در رجعت، گروهی از مومنان خالص و گروهی از كافران خالص، به این جهان بازگردانده می شوند، تا گروه اول (مؤمنان) مدارج كمال را طی نمایند، و گروه دوم (كافران) كیفرهای شدید ببینند.(ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، بيروت، موسسة الوفا ، 1404ق، ج 25، ص 6 و ج 53، ص 56)

    هم چنین از روایات استفاده می شود كار اصلی آن "دابه" به عنوان آیت و نشانه الهی، جدا كردن صفوف مؤمنان و كافران و علامت زدن بر آن ها است، در حالی كه او عصای موسی علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام را نیز به همراه دارد.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 366؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 227؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 97)

    تا این جا، روایات اهل سنت و شیعه با هم مشترک هستند.

    ـ اما تفاوت روایات اهل سنت و روایات شیعه:

    وجه تفاوت آن ها این است كه شیعه بنابر روایات زیادی كه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و نیز از اهلبیت علیهم السلام "دابة" را حضرت علی علیه السلام می داند، كه در آخرالزمان بعنوان آیت و نشانه الهی حاضر می شود و كافران را از مؤمنان جدا می كند، و به مؤمنان نشانه ایمان می دهد، كه این خود افتخار بزرگی برای مؤمنان است، و كافران را توبیخ می نماید.(تفسير القمي، ج ‏2، ص 130؛ الكافی، ج ‏1، ص 198، ح 3؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 227؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 97)

    اما اهل سنت احادیثی دارند كه می گویند كه این "دابه" حیوان كم و بیش وحشتناكی است كه علاماتی دارد، مانند عصای موسی و انگشتر سلیمان.( الدر المنثور في تفسير المأثور، ج ‏5، ص 115 به بعد)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ـ در پاسخ به نظریه اهل سنت باید گفت:



    اولا، یک حیوان، تكلیف و نیز صلاحیت اختیار را ندارد، بلكه همیشه تابع غریزه خود است؛ پس نمی توان جدائی مؤمن از كافر را به او نسبت داد. این موجود لااقل باید مختار و مرید باشد.

    در ثانی، آن "دابه" باید روحی قدسی داشته باشد و از معصومین باشد تا بتواند از انگشتر سلیمان و عصای موسی استفاده كند، و الا یک انگشتر و یک عصا كه نمی تواند، به خودی خود، اثر داشته باشد، مگر این كه به همراه روحی قدسی باشد.

    جالب توجه این كه حتی عصای موسی را هم به هارون (برادر موسی) نسبت نداده اند، چرا كه باید دست موسی و یا كسی بالاتر از موسی باشد تا آن اعجاز و كارایی را داشته باشد.

    ثالثا، آیات و روایات می گویند این "دابه" مدال ایمان و كفر بر پیشانی انسان می زند، و آن را به نوعی پذیرایی و احترام گذاشتن به مؤمن دانسته اند. سؤال ما از اهل سنت این است كه حیوان وحشت آوری را مدال آور مؤمن قرار دادن چه افتخاری برای انسان مؤمن كه اشرف مخلوقات است، می تواند باشد!؟ البته اگر بپذیریم كه بی احترامی به او نباشد.


    بنابر این:

    طبق روایات متعدد و معتبری كه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وارد شده این دابه، حضرت علی علیه السلام است. حتی خود ایشان لقب "دابه" را به امام علی علیه السلام دادند و فرمودند: كسی غیر از او شایسته این تعبیر نیست.(تفسير القمي، ج ‏2، ص 130؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 228 ؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 98)

    و هم چنین در روایات دیگری كه از اهلبیت علیهم السلام وارد شده آمده كه این "دابه" به عنوان نشانه و آیت الهی است، و كسی نیست جز امیرالمؤمنین علی (علیه آلاف التحیة و السلام).


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    مطلب دیگر؛ همان طور كه از روایات نیز استفاده می شود در آخرالزمان و در رجعت، گروهی از مومنان خالص و گروهی از كافران خالص، به این جهان بازگردانده می شوند، تا گروه اول (مؤمنان) مدارج كمال را طی نمایند، و گروه دوم (كافران) كیفرهای شدید ببینند.(ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، بيروت، موسسة الوفا ، 1404ق، ج 25، ص 6 و ج 53، ص 56)
    سلام بر استاد ارجمند بسیار عالی بود
    ممنونم
    آیا میشود این گروه مومنان و گروه کافران تمثیل باشد و کلا دونفر باشند یکی نماینده تمام خیر و یکی نماینده تمام شر!؟

    پروردگارا مرا به زیب و زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم
    آتش فتنه را خاموش سازم،با خلق خوشرفتار و آسان گیرم،به هر فضل و کمال سبقت گیرم
    متواضع و بی تکبر و نیکو خُلق باشم
    >>دعای بیستم<<





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسک! نمایش پست


    سلام بر استاد ارجمند بسیار عالی بود
    ممنونم
    آیا میشود این گروه مومنان و گروه کافران تمثیل باشد و کلا دونفر باشند یکی نماینده تمام خیر و یکی نماینده تمام شر!؟

    با سلام و درود

    خیر، چنین نیست، زیرا در آیه از ضمیر جمع استفاده شده: «أَخْرَجْنا لَهُمْ»، و حداقل جمع سه نفر است.

    هم چنین آیه بعد می فرماید: «مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجا»(نمل، 83)، که فوج به معنای گروه است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    سپاسگزارم استاد ارجمند.

    پروردگارا مرا به زیب و زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم
    آتش فتنه را خاموش سازم،با خلق خوشرفتار و آسان گیرم،به هر فضل و کمال سبقت گیرم
    متواضع و بی تکبر و نیکو خُلق باشم
    >>دعای بیستم<<




  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی






    دابّة الارض (جنبنده ای از زمین)



    پرسش:
    در آيه 82 سوره نمل، منظور از موجودی كه از زمين بيرون می آيد و با مردم صحبت می كند چيست؟


    پاسخ:
    «وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهمْ أَخْرَجْنَا لهمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكلَّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كاَنُواْ بِايَاتِنَا لَا يُوقِنُون»؛ و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‏ اى را از زمين براى آنها خارج مى ‏كنيم كه با آنان تكلّم مى ‏كند (و مى ‏گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى‏ آوردند.(1)
    با سلام و درود
    واژه دبّ و دبيب، در لغت به معناى راه رفتن آرام و حركت خفيف است. در حيوان به كار مي رود و در حشرات بيشتر استعمال می شود. هم چنین به هر راه رونده بر روى زمين "دابّه" گفته می شود.(2)
    بنابر این، «دابّة» به معنای جنبنده است و بر هر صاحب حیاتی اطلاق می شود، اعم از این كه انسان باشد یا غیر انسان. افزون بر این که آیاتی داریم كه واژه "دابة" در آن ها بر انسان ها نیز اطلاق شده است؛ مانند آیات(هود، 6؛ نحل، 61؛ انفال، 22).
    لازم به ذکر است در این آیه شریفه(3)، به وقوع رستاخیز و ظاهر شدن نشانه های قیامت اشاره دارد. به بیان دیگر این آیه شریفه به آخرالزمان و دوران رجعت اشاره دارد كه آن هم پس از قیام امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است.
    دلیل این كه این آیه اشاره به آخرالزمان و علائم قیامت دارد این است كه تعبیر «إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهمْ» آورده شده، و این تعبیر به معنای حتمی شدن قضای الهی است؛ یعنی نازل شدن عذاب الهی حتمی شده؛ و این حتمی شدن عذاب و قضای الهی بر آن انسان ها، بخاطر ایمان نیاوردن آن ها به آیات و نشانه های الهی است، كما این كه تعبیر «أَنَّ النَّاسَ كاَنُواْ بِايَاتِنَا لَا يُوقِنُون» اشاره به علت حتمی شدن عذاب دارد.
    هم چنین دلیل دیگری كه می رساند این واقعه و این آیت الهی در قبل از برپایی قیامت، و در همین دنیا به وقوع می پیوندد، آیه بعد همین سوره است: «وَ يَوْمَ نحشُرُ مِن كُلّ‏ِ أُمَّةٍ فَوْجًا …»؛ (به خاطر آور) روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى ‏كردند محشور مى ‏كنيم‏.(4)
    نکته: این حشر، حشر دنیوی است، زیرا با "من" تبعیضیه آمده است، یعنی بعضی از انسان ها محشور می شوند، و این بعضی همان مؤمنان خالص و كافران خالص هستند؛ و الا اگر مراد حشر اخروی بود با تعبیر "من" نمی آمد ـ چرا كه در آن جا همه محشور می شوند ـ كما این كه در سوره كهف به حشر اكبر اشاره دارد و می گوید: در آن روز همه محشور می شوند نه بعضی، و آن حشر قیامت است: «وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنهمْ أَحَدًا».(5)
    بنابر این: آیه شریفه، اشاره به دوران رجعت دارد، كه در آن زمان "دابه" به عنوان یكی از آیات و نشانه های الهی است، كه با خارج شدن او چنان حق بر كافران روشن می شود كه دیگر جز اعتراف به حق، چاره ای برای ایشان نمی ماند.
    ـ نگاه به روایات:
    موضوع "دابه" با این کیفیت، فقط در همین آیه ذكر شده و در قرآن كریم آیات دیگری نیامده كه عنوان تفسیر كننده و بیانی برای جزئیات این مسأله باشد؛ لذا برای روشن شدن این مطلب راهی نیست جز این كه از روایات معتبر و قابل اعتماد كمک بگیریم.
    البته چه بسا وجه مبهم گویی و بیان رمزی مطلب این بوده كه گویی خداوند خواسته كه از آن به اجمال بگذرد تا تأثیر بیشتری داشته باشد؛ چرا كه گاهی تأثیر سخن در آن است كه یک مطلب هول انگیز در پرده بیان شود.
    مطلب دیگر؛ همان طور كه از روایات نیز استفاده می شود در آخرالزمان و در رجعت، گروهی از مومنان خالص و گروهی از كافران خالص، به این جهان بازگردانده می شوند، تا گروه اول (مؤمنان) مدارج كمال را طی نمایند، و گروه دوم (كافران) كیفرهای شدید ببینند.(6)
    هم چنین از روایات استفاده می شود كار اصلی آن "دابه" به عنوان آیت و نشانه الهی، جدا كردن صفوف مؤمنان و كافران و علامت زدن بر آن ها است، در حالی كه او عصای موسی علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام را نیز به همراه دارد.(7)
    تا این جا، روایات اهل سنت و شیعه با هم مشترک هستند.
    ـ اما تفاوت روایات اهل سنت و روایات شیعه:
    وجه تفاوت آن ها این است كه شیعه بنابر روایات زیادی كه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و نیز از اهلبیت علیهم السلام "دابة" را حضرت علی علیه السلام می داند، كه در آخرالزمان بعنوان آیت و نشانه الهی حاضر می شود و كافران را از مؤمنان جدا می كند، و به مؤمنان نشانه ایمان می دهد، كه این خود افتخار بزرگی برای مؤمنان است، و كافران را توبیخ می نماید.(8)
    اما اهل سنت احادیثی دارند كه می گویند كه این "دابه" حیوان كم و بیش وحشتناكی است كه علاماتی دارد، مانند عصای موسی و انگشتر سلیمان.(9)
    ـ در پاسخ به نظریه اهل سنت باید گفت:
    اولا، یک حیوان، تكلیف و نیز صلاحیت اختیار را ندارد، بلكه همیشه تابع غریزه خود است؛ پس نمی توان جدائی مؤمن از كافر را به او نسبت داد. این موجود لااقل باید مختار و مرید باشد.
    در ثانی، آن "دابه" باید روحی قدسی داشته باشد و از معصومین باشد تا بتواند از انگشتر سلیمان و عصای موسی استفاده كند، و الا یک انگشتر و یک عصا كه نمی تواند، به خودی خود، اثر داشته باشد، مگر این كه به همراه روحی قدسی باشد.
    جالب توجه این كه حتی عصای موسی را هم به هارون (برادر موسی) نسبت نداده اند، چرا كه باید دست موسی و یا كسی بالاتر از موسی باشد تا آن اعجاز و كارایی را داشته باشد.
    ثالثا، آیات و روایات می گویند این "دابه" مدال ایمان و كفر بر پیشانی انسان می زند، و آن را به نوعی پذیرایی و احترام گذاشتن به مؤمن دانسته اند. سؤال ما از اهل سنت این است كه حیوان وحشت آوری را مدال آور مؤمن قرار دادن چه افتخاری برای انسان مؤمن كه اشرف مخلوقات است، می تواند باشد!؟ البته اگر بپذیریم كه بی احترامی به او نباشد.
    بنابر این:
    طبق روایات متعدد و معتبری كه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وارد شده این دابه، حضرت علی علیه السلام است. حتی خود ایشان لقب "دابه" را به امام علی علیه السلام دادند و فرمودند: كسی غیر از او شایسته این تعبیر نیست.(10)
    و هم چنین در روایات دیگری كه از اهلبیت علیهم السلام وارد شده آمده كه این "دابه" به عنوان نشانه و آیت الهی است، و كسی نیست جز امیرالمؤمنین علی (علیه آلاف التحیة و السلام).

    ___________

    1. نمل، 82.
    2. المفردات في غريب القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ص 306؛ قاموس قرآن، قرشی، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏2، ص 323.
    3. نمل، 82.
    4. نمل، 83.
    5. کهف، 47.
    6. ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، بيروت، موسسة الوفا ، 1404ق، ج 25، ص 6 و ج 53، ص 56.
    7. مجمع البيان في تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏7، ص 366؛ البرهان في تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏4، ص 227؛ تفسير نور الثقلين، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏4، ص 97.
    8. تفسير القمي، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏2، ص 130؛ الكافی، نرم افزار جامع الاحادیث نور،ج ‏1، ص 198، ح 3؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 227؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 97.
    9. الدر المنثور في تفسير المأثور، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏5، ص 115 به بعد.
    10. تفسير القمي، ج ‏2، ص 130؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 228 ؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 98.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود