جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    832
    صلوات
    2600
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟




    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام

    با سلام و احترام

    توی دنیای امروز و نه تنها جهان اسلام به خداوند اعتقاد داشتن به نظر من بیشتر شده

    بلکه میدونیم که خدا هست اما نمیدونیم داریم به سمتش میریم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خیلی ها تصور میکنن با عملکرد و طرز تفکری که پیش گرفتند دارند به خداوند نزدیک میشن،اما درست زنگ حساب رسی اعمال که میرسه

    میبینن اون قدر از خدا فاصله گرفتن که اصلا مسیر رو اشتباه رفتند

    این میشه که حتی زمان ظهور ولی عصر هم که میشه بعضی از بزرگان اون قدر دین رو سخت گرفتن که دین ساده و زیبا ی امام عصر رو قبول ندارن
    حالا که گاهی سخت میگیریم و گاه اون قدر اسون که همه چیز رو رها میکنیم و میگیم دلت صاف باشه

    واقعا از کجا بدونیم به سمت خدا حرکت میکنیم
    نه مارش دین داری میدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    و نه ادای خدا رو قبول داشتن رو درمیاریم،و در واقع کلا خدا رو به حاشیه روندیم؟؟؟؟؟؟؟؟


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    491
    صلوات
    1000
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    2 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26



    چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟
    هرکسی از دل خود با خدا راه دارد . دری از همه دلها به سوی خداست.
    حتی شقیترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا، در وقتی که‏ اسباب و علل بکلی از او منقطعمی‏شود، تکانی می‏خورد و به خدا التجا می‏برد .
    این یک میل فطری و طبیعی استدر وجود انسان. پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را می‏گیرد. در سختیها که پردهزایل می‏شود خود به خود این میل تحریک می‏شود و به هیجان در می‏آید .
    شخصی ازصادق آل البیت علیهم السلام پرسید : چه دلیلی بر وجود خدا هست‏ ؟
    فرمود : آیاتاکنون کشتی سوار شده‏ای ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : آیا اتفاق‏ افتاده که کشتیطوفانی شود و در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود ؟
    گفت : بلی،یک همچو اتفاقی افتاد .
    فرمود : آیا در آن‏ وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ وپناهی می‏جست و از یک نقطه‏ای‏ خواهش می‏کرد که ترا نجات دهد ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : او همان خداست .
    امام صادق علیه‌السلام خداوند را از راه دل خود اوبه او شناساند " « و فی‏ انفسکم افلا تبصرون »" . این میل و این توجه که در فطرتبشر هست که در مواقع انقطاع اسباب ، متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری‏می‏شود ، دلیل بر وجود چنین قدرتی است . اگر نبود ، چنین میلی وجود پیدا نمی کرد .
    البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و بین اینکه انسان‏ آن میل راکاملا بشناسد و هدف آن را بداند .
    میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست،وقتی که گرسنه می‏شود و این احتیاج در وجودش پیدا می‏شود این میل تحریک می‏شود و اورا هدایت می‏کند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید . همان میل او را هدایت می‏کند .
    این میل خودش خود به خود راهنماست، او را وادارمی‏کند که دهانش را باز کند و در جستجو برآید، اگر نیافت گریه کند. خود گریه کردن، استمداد و کمک‏ خواستن از مادر است، همان مادری که هنوز او را نمی شناسد و ازوجودش‏ اطلاع ندارد.
    ولی خود طفل هیچ نمی داند که هدف این میل چیست، هدف این‏گریه چیست، برای چه این میل در وجودش پدید آمده. نمی داند جهاز هاضمه‏ای دارد وآن جهاز ماده غذایی می‏خواهد، بدن بدل ما یتحلل می‏خواهد .
    او نمی داند برایچه می‏خواهد و نمی داند فلسفه گریه اعلام مادر است، همان مادر نشناخته که تدریجاباید او را بشناسد .
    ما نسبت به میلهای عالی انسانیت، میل خداجویی و خداخواهی، میل به‏ دعا و التجا به خدای نادیده، حالت همان طفل نوزاد را داریم نسبت به‏پستان ندیده و نشناخته، و مادر ندیده و نشناخته.



    همچو میل کودکان با مادران
    سر میل خود نداند در لبان
    همچو میل مفرط هر نو مرید
    سوی آن پیر جوانبختمجید
    جزء عقل این از آن عقل کل است
    جنبش این سایه زان شاخ گل است
    سایه‏اش فانی شود آخر در او
    بس بداند سر میل و جستجو

    البته اگر پستانی و شیری که مناسب با معده طفل است نبود، غریزه هم‏ او را بهآن طرف هدایت نمی کرد. ارتباط و پیوستگی است بین این میل و آن غذای موجود.
    همچنین است سایر میلهای وجود انسان‏ . هیچ میلی به عبث در وجود انسان گذاشتهنشده ، همه میلها روی احتیاج و برای رفع احتیاج گذاشته شده .

    انقطاع اضطراری، انقطاع اختیاری
    انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند : یکی در وقتی کهاسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطرار گردد ، و یکی در وقتی که روح‏خودش اوج بگیرد و خود خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند. در حال‏ اضطرار وانقطاع اسباب ، انسان خود به خود به طرف خدا می‏رود، احتیاج‏ به دعوت ندارد والبته این کمالی برای نفس انسان نیست .
    چه کمال نفس در این است که خودش خود رامنقطع سازد و اوج بگیرد .

    منبع: بیست گفتار
    نویسنده: شهیدمطهری


    آقا را از هر طرف بخوانی آقاست برای سلامتی رهبر عزیزمان صلوات


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    832
    صلوات
    2600
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام


    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی رهبر* نمایش پست
    هرکسی از دل خود با خدا راه دارد . دری از همه دلها به سوی خداست.
    حتی شقیترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا، در وقتی که‏ اسباب و علل بکلی از او منقطعمی‏شود، تکانی می‏خورد و به خدا التجا می‏برد .
    این یک میل فطری و طبیعی استدر وجود انسان. پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را می‏گیرد. در سختیها که پردهزایل می‏شود خود به خود این میل تحریک می‏شود و به هیجان در می‏آید .
    شخصی ازصادق آل البیت علیهم السلام پرسید : چه دلیلی بر وجود خدا هست‏ ؟
    فرمود : آیاتاکنون کشتی سوار شده‏ای ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : آیا اتفاق‏ افتاده که کشتیطوفانی شود و در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود ؟
    گفت : بلی،یک همچو اتفاقی افتاد .
    فرمود : آیا در آن‏ وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ وپناهی می‏جست و از یک نقطه‏ای‏ خواهش می‏کرد که ترا نجات دهد ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : او همان خداست .
    امام صادق علیه‌السلام خداوند را از راه دل خود اوبه او شناساند " « و فی‏ انفسکم افلا تبصرون »" . این میل و این توجه که در فطرتبشر هست که در مواقع انقطاع اسباب ، متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری‏می‏شود ، دلیل بر وجود چنین قدرتی است . اگر نبود ، چنین میلی وجود پیدا نمی کرد .
    البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و بین اینکه انسان‏ آن میل راکاملا بشناسد و هدف آن را بداند .
    میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست،وقتی که گرسنه می‏شود و این احتیاج در وجودش پیدا می‏شود این میل تحریک می‏شود و اورا هدایت می‏کند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید . همان میل او را هدایت می‏کند .
    این میل خودش خود به خود راهنماست، او را وادارمی‏کند که دهانش را باز کند و در جستجو برآید، اگر نیافت گریه کند. خود گریه کردن، استمداد و کمک‏ خواستن از مادر است، همان مادری که هنوز او را نمی شناسد و ازوجودش‏ اطلاع ندارد.
    ولی خود طفل هیچ نمی داند که هدف این میل چیست، هدف این‏گریه چیست، برای چه این میل در وجودش پدید آمده. نمی داند جهاز هاضمه‏ای دارد وآن جهاز ماده غذایی می‏خواهد، بدن بدل ما یتحلل می‏خواهد .
    او نمی داند برایچه می‏خواهد و نمی داند فلسفه گریه اعلام مادر است، همان مادر نشناخته که تدریجاباید او را بشناسد .
    ما نسبت به میلهای عالی انسانیت، میل خداجویی و خداخواهی، میل به‏ دعا و التجا به خدای نادیده، حالت همان طفل نوزاد را داریم نسبت به‏پستان ندیده و نشناخته، و مادر ندیده و نشناخته.
    راستش کاربر گرامی سوال من اینه که خیلی از حاجی ها به حج میرن اما سوغات حجشونه نزدیکی و دریافتن مروارید انسانیت و بندگی نیست
    خیلی از آدم های اطراف ما دم از خدا میزنند اما درست وقت تصمیم گیری به کج راهه میرن

    مثلا نمونه اش کاراکتر میوه ممنوعه
    چرا این طور میشه ؟
    چه اتفاقی می افته که ما فقط از نگاه خودمون کارهامون دینی میشه رنگ خدایی میگیره به وقت عمل کم میاریم؟

    این که خدا در ذات بشر هست اصلا قابل انکار نیست این که چرا افراد معتقد شدن به تعداد افراد راه رسیدن به خدا هست سوال مهمی شده؟
    آیا قران و عترت حرف آخر نیستن پس این همه من ،من افراد کجا ایستاده و اصلا از کجا اومده؟


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...


  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    807 پست
    حضور
    118 روز 19 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟







    کارشناس بحث: استاد سمیع

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    با عرض سلام وخسته نباشید
    دین اسلام که به برکت قرآن و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام به دست ما رسیده است، حرف آخر را زده‌اند، و اگر افرادی حتی غیر معصوم،به مقامات بلندی رسیده‌اند و جزو اولیاء الله شده اند به برکت عمل کردن دقیق، به دستورات همین دین مبین اسلام است که علاوه بر قدرت روحی ، باعث تزکیه و طهارت نفس انسان نیز می شود. مشکل اینجاست که برخی از افراد تا آنجایی دیندارند که دین با دنیای آنها کاری نداشته باشد، اما همین که از جهت مادی احساس خطر کردند، دین را می بوسند و می گذارند کنار
    در واقع، اسلام آنها همان شیر بی یال و دم اشکم است. و در طول تاریخ فراوان از این نمونه ها داشتیم، در حالی که اسلام فقط نماز خواندن و روزه گرفتن نیست.
    بنابراین مسیر دین و به سمت خدا حرکت کردن حتی با جزئیات آن روشن است، و نقطه ابهامی ندارد. مهم آن است چه مقدار ما در این مسیر مستقیم حرکت می کنیم و چه مقدار چپ و راست می رویم که به فرموده امیر المومنین علی علیه السلام:

    «
    ِ الْيَمِينُ‏ وَ الشِّمَالُ‏ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ عَلَيْهَا يَأْتِي الْكِتَابُ وَ آثَارُ النُّبُوَّة»[1]«چپ و راست گمراهی است و راه وسط همان جاده ای است که قرآن و اثار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر آن دلالت می کند.»

    پی نوشت:
    [1]. کافی ، ج8،ص68




  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چگونه بدانیم حرکتمان به سمت خداست؟

    پاسخ:
    دین اسلام که به برکت قرآن و فرمایشات اهل بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده است، حرف آخر را زده‌اند، و اگر افرادی حتی غیر معصوم، به مقامات بلندی رسیده‌اند و جزو اولیاء الله شده اند به برکت عمل کردن دقیق، به دستورات دین مبین اسلام است که علاوه بر قدرت روحی، باعث تزکیه و طهارت نفس انسان نیز می شود. مشکل اینجاست که برخی از افراد تا آنجایی دیندارند که دین با دنیای آنها کاری نداشته باشد، اما همین که از جهت مادی احساس خطر کردند، دین را می بوسند و می گذارند کنار.

    در واقع، اسلام آنها همان شیر بی یال و دم و اشکم است. و در طول تاریخ فراوان از این نمونه ها داشتیم، در حالی که اسلام فقط نماز خواندن و روزه گرفتن نیست.
    بنابر این مسیر دین و به سمت خدا حرکت کردن حتی با جزئیات آن روشن است، و نقطه ابهامی ندارد. مهم آن است چه مقدار ما در این مسیر مستقیم حرکت می کنیم و چه مقدار چپ و راست می رویم

    امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «
    الْيَمِينُ‏ وَ الشِّمَالُ‏ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ عَلَيْهَا يَأْتِي الْكِتَابُ وَ آثَارُ النُّبُوَّة»؛ چپ و راست گمراهی است و راه وسط همان جاده ای است که قرآن و اثار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر آن دلالت می کند.(1)


    ___________
    (1) کافی، ج8، ص68.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۱:۰۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود