جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرضه اعمال ما به امام عصر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3

    عرضه اعمال ما به امام عصر




    سلام علیکم

    آیا عرضه اعمال ما به امام عصر با «ستارالعیوب» بودن خداوند در تعارض نیست؟



    با تشکر



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,624
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    807 پست
    حضور
    118 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    عرضه اعمال ما به امام عصر







    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    عرضه اعمال ما به امام عصر


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط يافاطمه نمایش پست
    سلام علیکم

    آیا عرضه اعمال ما به امام عصر با «ستارالعیوب» بودن خداوند در تعارض نیست؟

    با تشکر
    با سلام و احترام

    پاسخ مختصر:

    پاسخ این سوال در یک جمله چنین خواهد بود: اولا: کسی تا مظهر «ستارالعیوب» بودن خداوند نشود، از اعمال بندگان آگاهی نمی‌یابد، لذا اهل بیت(ع) علی رغم آگاهی از باطن و اعمال دیگران، آنها را سرزنش نکرده و پشت سرشان عیوب آنها را افشا نمی‌ساختند، علاوه بر این که این آگاه سازی پیامبر(ص)، و اهل بیت(ع) از اعمال بندگان بی هدف نیست، بلکه رأفت و رحمت الهی در وراء آن نهفته است که در ادامه خواهد آمد.

    پاسخ مفصل:
    بدون شک پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) همچون خود خداوند اعمال بندگان را مشاهده می‌نمایند:
    «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏» (توبه-105)
    بگو: «عمل كنيد! خداوند و پیامبرش، و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بينند.
    و علت آگاهی ایشان به اعمال بندگان این است که آنها تجلی اوصاف الهی در زمین و خلیفة الله هستند، اما باید دقت کرد اگر چه ایشان تجلی صفت عالم بودن خداوند هستند و به این واسطه به اعمال بندگان علم دارند، اما تجلی ستار العیوب بودن خداوند نیز هستند، لذا علی رغم آگاهی به باطن بندگان، در رفتار ایشان هیچگونه سوء استفاده ای از این علم دیده می‌شود، هرگز از کسی عیبجویی نکرده و نزد دیگران از کسی بدگویی نمی‌کردند، بلکه حقیقتا تجلی اعظم «ستارالعیوب» بودن خداوند در زمین بوده‌اند.

    همچنین باید دقت کرد این امر اختصاص به پیامبر(ص)، و اهل بیت(ع) ندارد، بلکه هر کس به خداوند نزدیک شده و محبوب او گردد، متناسب با درجه خویش تجلی اوصاف الهی در زمین خواهد شد، همان‌طور که امام باقر(ع) می‌فرماید:
    «إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»(الکافی، شیخ کلینی، ج2، ص352)
    همانا بنده به وسيله نوافل و مستحبات به من نزديك مى شود تا محبوب من مى گردد و همينكه محبوب گشت، من گوش او مى شوم كه با آن مى شنود، و چشم او مى شوم كه با آن مى بيند، و زبان او مى شوم كه با آن سخن مى گويد، و دست او مى شوم كه با آن برگيرد.

    لذا چنین شخصی می‌تواند با توجه به ظرفیت خویش از باطن بندگان آگاه شود همان‌طور که گاهی در اولیاء خداوند به صورت چشم برزخی بروز و نمود می‌یابد، اما باید دقت کرد که تا کسی مظهر ستارالعیوب بودن خداوند نشود، محرم اسرار از جمله باطن اشخاص نمی‌شود.
    حال با توجه به این که انبیاء و ائمه(ع) تجلی اعظم اوصاف الهی در زمین هستند، هم این علم آنها گسترده تر از سایرین است، و هم ستارالعیوب بودن و رازداری ایشان، تجلی اعظم رازداری، و پرده پوشی خداوند است.
    در پایان باید توجه کرد که همین آگاهی از اعمال بندگان نیز ناشی از رأفت و رحمت الهی است، نه این که خداوند بدون حکمتی آنها را آگاه کرده باشد، بلکه به خاطر مصلحت مهم تری آنها را آگاه نموده است، که به تعدادی از این حکمت ها اشاره می کنیم:

    آگاهی از بیماری، لازمه درمان

    خواست خداوند این بوده است که علی رغم ستارالعیوب بودن و پوشاندن عیب بندگان، آنها را به راه راست هدایت نموده و از بدی ها و زشتی ها بازدارد، لذا این وظیفه را بر عهده انسان‌های وارسته ای نهاده که از طریق هدایت آگاه بوده و در عین حال محرم اسرار هستند، و در حکم طبیب برای دیگران هستند، طبیعتا چنین انسان‌هایی در صورتی می توانند دست دیگران را بگیرند که بدانند درد آنان چیست و در درونشان چه می‌گذرد، اما هرگز از این علم و آگاهی سوء استفاده نکرده و گامی معارض با ستارالعیوب بودن خداوند بر نمی‌دارند.

    عنصری بازدارنده

    بدون شک علم به اینکه انسانهایی از جنس خود ما از اعمالمان، حتی اعمالی که در خفاء انجام می دهیم آگاه هستند نقش بسزایی در دوری از گناه دارد، به همین خاطر قرآن کریم آن را ذکر می‌کند:
    «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏» (توبه-105)
    بگو (هر چه میخواهید) انجام دهید، خدا و پیامبرش و مومنین اعمال شما را می بینند.
    این امر خصوصا اگر علقه محبتی نیز بین دو طرف(امام و مأموم) باشد و بدانیم که گناه موجبات ناراحتی آنها را فراهم می‌آورد تاثیر افزون تری خواهد داشت.
    لذا وجود ائمه(ع) از این بابت نیز مصداق لطف الهی هستند.

    شهادت بر اعمال

    قرآن کریم می‌فرماید در قیامت عده ای رفتار خویش را حاشا می‌کنند و علی رغم آشکار شدن اعمالشان آنها را منکر می‌شوند:
    «ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوء»؛ ما كار بدى انجام نمى‏داديم‏(نحل-28)
    و حتی به دروغ سوگند یاد می‌کنند:
    «وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكين»؛ به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم‏. (أنعام-23)
    لذا خداوند در میان هر قومی انسان هایی برگزیده است تا با نظارت بر اعمال سایرین، روز قیامت بر این اعمال شهادت دهند:
    «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهيدا»(نساء-41)
    حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‏آوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟

    یا علی(ع)

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۴/۰۲/۱۱ در ساعت ۰۹:۱۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا عرضه اعمال ما به امام عصر با «ستارالعیوب» بودن خداوند در تعارض نیست؟


    پاسخ:

    کسی تا مظهر «ستارالعیوب» بودن خداوند نشود، از اعمال بندگان آگاهی نمی‌یابد، لذا اهل بیت (علیهم السلام) علی رغم آگاهی از باطن و اعمال دیگران، آنها را سرزنش نکرده و پشت سرشان عیوب آنها را افشا نمی‌ساختند، علاوه بر این که این آگاه سازی پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) از اعمال بندگان بی هدف نیست، بلکه رأفت و رحمت الهی در وراء آن نهفته است.
    توضیح بیشتر: بدون شک پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) همچون خود خداوند اعمال بندگان را مشاهده می‌نمایند: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏»؛
    بگو: «عمل كنيد! خداوند و پیامبرش، و مؤمنان، اعمال شما را مى‏ بينند.(1)

    و علت آگاهی ایشان به اعمال بندگان این است که آنها تجلی اوصاف الهی در زمین و خلیفة الله هستند، اما باید دقت کرد اگر چه ایشان تجلی صفت عالم بودن خداوند هستند و به این واسطه به اعمال بندگان علم دارند، اما تجلی ستار العیوب بودن خداوند نیز هستند، لذا علی رغم آگاهی به باطن بندگان، در رفتار ایشان هیچ گونه سوء استفاده ای از این علم دیده می‌شود، هرگز از کسی عیب جویی نکرده و نزد دیگران از کسی بدگویی نمی‌کردند، بلکه حقیقتا تجلی اعظم «ستارالعیوب» بودن خداوند در زمین بوده‌اند.

    همچنین باید دقت کرد این امر اختصاص به پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) ندارد، بلکه هر کس به خداوند نزدیک شده و محبوب او گردد، متناسب با درجه خویش تجلی اوصاف الهی در زمین خواهد شد، همان‌طور که امام باقر(ع) می‌فرماید: «إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»؛
    همانا بنده به وسيله نوافل و مستحبات به من نزديك مى شود تا محبوب من مى گردد و همين كه محبوب گشت، من گوش او مى شوم كه با آن مى شنود، و چشم او مى شوم كه با آن مى بيند، و زبان او مى شوم كه با آن سخن مى گويد، و دست او مى شوم كه با آن برگيرد.(2)

    لذا چنین شخصی می‌تواند با توجه به ظرفیت خویش از باطن بندگان آگاه شود همان‌طور که گاهی در اولیاء خداوند به صورت چشم برزخی بروز و نمود می‌یابد، اما باید دقت کرد که تا کسی مظهر "ستارالعیوب" بودن خداوند نشود، محرم اسرار از جمله باطن اشخاص نمی‌شود.
    حال با توجه به این که انبیاء و ائمه (علیهم السلام) تجلی اعظم اوصاف الهی در زمین هستند، هم این علم آنها گسترده تر از سایرین است، و هم ستارالعیوب بودن و رازداری ایشان، تجلی اعظم رازداری، و پرده پوشی خداوند است.
    در پایان باید توجه کرد که همین آگاهی از اعمال بندگان نیز ناشی از رأفت و رحمت الهی است، نه این که خداوند بدون حکمتی آنها را آگاه کرده باشد، بلکه به خاطر مصلحت مهم تری آنها را آگاه نموده است، که به تعدادی از این حکمت ها اشاره می کنیم:

    الف) آگاهی از بیماری، لازمه درمان:
    خواست خداوند این بوده است که علی رغم ستارالعیوب بودن و پوشاندن عیب بندگان، آنها را به راه راست هدایت نموده و از بدی ها و زشتی ها باز دارد، لذا این وظیفه را بر عهده انسان‌های وارسته ای نهاده که از طریق هدایت آگاه بوده و در عین حال محرم اسرار هستند، و در حکم طبیب برای دیگران هستند، طبیعتا چنین انسان‌هایی در صورتی می توانند دست دیگران را بگیرند که بدانند درد آنان چیست و در درونشان چه می‌گذرد، اما هرگز از این علم و آگاهی سوء استفاده نکرده و گامی معارض با ستارالعیوب بودن خداوند بر نمی‌دارند.

    ب) عنصری بازدارنده:
    بدون شک علم به اینکه انسان هایی از جنس خود ما از اعمالمان، حتی اعمالی که در خفاء انجام می دهیم آگاه هستند نقش بسزایی در دوری از گناه دارد، به همین خاطر قرآن کریم به آن اشاره می‌فرماید: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏»؛
    بگو: «(هر چه می خواهید) انجام دهید! خداوند و پیامبرش، و مؤمنان، اعمال شما را مى‏ بينند.(3)

    این امر خصوصا اگر علقه محبتی نیز بین دو طرف (امام و مأموم) باشد و بدانیم که گناه موجبات ناراحتی آنها را فراهم می‌آورد تاثیر افزون تری خواهد داشت. لذا وجود ائمه (علیهم السلام) از این بابت نیز مصداق لطف الهی هستند.

    ج) شهادت بر اعمال:
    قرآن کریم می‌فرماید: در قیامت عده ای رفتار خویش را حاشا می‌کنند و علی رغم آشکار شدن اعمالشان آنها را منکر می‌شوند:
    «ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوء»؛ ما كار بدى انجام نمى‏ داديم.‏(4)
    و حتی به دروغ سوگند یاد می‌کنند: «وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكين»؛ به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم‏.(5)
    لذا خداوند در میان هر قومی انسان هایی برگزیده است تا با نظارت بر اعمال سایرین، روز قیامت بر این اعمال شهادت دهند: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهيدا»؛
    حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‏آوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟(6)

    __________________________
    (1) توبه/ 105.
    (2) الکافی، شیخ کلینی، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق، تهران، ج2، ص352.
    (3) توبه/ 105.
    (4) نحل/ 28.
    (5) أنعام/ 23.
    (6) نساء/ 41.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۲۹ در ساعت ۱۰:۲۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود