صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرفان حقیقی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    عرفان حقیقی




    عرفان حقیقی



    در این زمان که فریاد کفر و بی دینی از جای جای کره زمین به گوش می رسد و سایه ظلم و ستم بر سر بشریت سایه افکنده است و جهل و ظلمت و تاریکی همنشین انسان هاست، تنها نور امید و روشنایی انتظار ظهور منتقم آل محمد است که دل های حق جویان را روشن نموده است. انتظاری که روزی به سر خواهد آمد و دل های مالامال از غم و اندوه شیعیان را مفرح و شاد خواهد گردان.
    به راستی چه لحظه ی با شکوهی است جدال حق و پیروزی آن بر باطل و چه سعادتی است ملتزم رکاب آن یگانه منجی عالم بشریت بودن.
    کتاب های فراوانی در این چند ساله در نشانه های ظهور حضرت (عج) به رشته تحریر آمده و برنامه های مختلفی که جهان را رو به انحطاط و زوال معرفی می نماید و ظهور یک منجی عدل گستر را تنها و تنها راه نجات دنیای کنونی میداند. اما سؤال این جاست از کدامین آن ها باید سخن به میان آورد؟
    گویی یک نکته از میان هزاران نکته باقی مانده است که هنوز قلب نازنین صاحب الزمان را بیش از همه آزرده است. و آن چیزی نیست جز در پی اغیار دویدن برخی از شیعیان و محبین او، که به خیال خود می انگارند عرفان و حقیقت و خداشناسی در نزد افرادی به غیر از امام زمان و اجداد طاهرینش نیز می تواند وجود داشته باشد و این قلب عزیز و نازنین حضرت را می آزارد چرا که خود ایشان بارها و بارها فرموده اند:

    " انّه لیس عند احد من الناس حق و لا صواب الا شیئ أخذه منّا اهل البیت " (1)
    همانا در نزد هیچ دسته و گروه از مردم، حقیقت و راه درستی وجود ندارد مگر آن چیزی که از نزد ما اهل بیت صادر شده باشد.

    و بر این مطلب تأکید نموده اند که:

    " بنا عبد الله و بنا عرف الله ، بنا وحّد الله ..."(2)
    همانا فقط با راه و برنامه ی ما اهل بیت است که می توان خداوند را عبادت نمود و به او عرفان پیدا کرد و موحّد گردید.

    وباز هم در خطاب به شیعیانشان فرموده اند:

    " طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا "(3)

    هر کس بخواهد عرفان و حقیقت دین خویش را از منبع دیگری به غیر از ما اهل بیت اخذ نماید گویا که ما را انکار نموده باشد.




    ادامه دارد.....




    ____________________________________
    پ.ن
    (1) : میزان الحکمة، ج 6، ص 534، باب 2922
    (2) : اثبات الهداة، ج1، ص 59
    (3) پیام امام زمان (ع)، ص 73
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4




    ای آقا و ای مولا و سرور و سیّد جهانیان ! نمی دانم چه بگویم جز اینکه در بضاعت خویش و با عنایت شما کوششی نمایم تا چهره ی حقیقی برخی از سران و بزرگان به اصطلاح عرفانی که برخی از شیعیان به آن ها متمایل گشته و در راه کسب حقیقت و شناخت خداوند، مراد و مطلوب خویش قرار داده اند را از مدارک متقن و معتبر تاریخی و آثار خود آنان، معرفی نمایم.
    تا در قبل از ظهور تو برای هرکس که
    «من أتی الله بقلبِ سلیم» است اتمام حجتی باشد؛ و هر کس خود قضاوت نموده راه حق را انتخاب کند. «انّا هدیناه السّبیل إِما شاکراً و إِمّا کفوراً » ثانیاً با استبصار این دسته از شیعیان، امر ظهور و فرج شما بیش از این به تأخیر نیفتد و إن شاءالله مانعی از موانع ظهور و فرج شما اهل بیت مرتفع گردد. و ثالثاً پس از ظهور نورانی تان این گروه از محبّین شما به خاطر راه نادرست رفته ی خویش، دچار حسرت و اندوه جبران ناپذیر نگردند.


    اینک از خداوند متعال، ملتمسانه درخواست می کنیم که هرچه زودتر وعده ی دیرینه ی خود را محقق سازد و قلب آن حضرت را به مژده فرجشان و نابودی دشمنانشان مسرور سازد.

    در این تاپیک، قرار است سعی بر آن شود که به توفیق الهی مشخص شود جایگاه و مقام تصوف در نزد اهل بیت عصمت و طهارتعرفان حقیقی چگونه است.
    قبل از هر سخن نکاتی را یادآور شوم:
    اول: به صورت کلی مطالب گروه فلسفه و تصوف با احکام عقلی و قرآن و روایات معتبره اهل بیت در تضاد است که نمونه بارز آن در مسأله وحدت وجود - حدوث و قدم - صفات خدا - معاد جسمانی - بدعت در دین - تفسیر به رأی قرآن است.
    دوم : برخی منتقدین این گروه باطله را مکتب تفکیک نامیده اند . ما با این نامگذاری مخالفیم و از شخص خاصی دفاع نمیکنیم بلکه ملاک ثقلین است و علمای اعلام با تمام اختلاف آراء و سلایق از دیرباز بر همین روش بوده اند.
    سوم: در عصر حاضر صوفیه تابع ابن عربی و فلاسفه بمقلد ملا صدرای شیرازی اند .
    چهارم : عقل به معنای فلسفه نیست و فلسفه نیز به معنای عقل نیست و لذا منکر فلسفه منکر عقل نیست بلکه منکر روش خاصی از نتیجه گیری است که خود را عاقل و دیگران را بی عقل میداند . و همینطور مراد از صوفیه عارفان راستین شریعت نیست که سیر و سلوک الی الله را بر موازین عقل و شرع طی کرده اند.
    پنجم: حکمت در قرآن و روایات و همینطور سایر الفاظ قرآنی باید بر معنای لغوی و مرسوم در عهد صدور حمل گردد نه بر معانی مستحدثه ، لذا ابداً مراد از حکمت قرانی مطالبی مستقل است و هیچ ارتباطی با کلمات صوفیه یا فلاسفه ندارد و به تعبیر برخی از بزرگان : اطلاق حکمت بر تصوف و تفلسف دزدی الفاظ قرآن است .
    ششم: روایات متعددی در مذمت تصوف و تفلسف وارد گردیده که در آینده آنها را ذکر خواهیم کرد . روایاتی در مذمت بزرگان تصوف نیز وارد گردیده است که ذکر خواهد شد .

    ویرایش توسط حدیث 74 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۰:۲۳ دلیل: تصحیح غلط املایی
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    شناخت عرفان حقیقی و وظیفه ما شیعیان:

    در ابتدا چند حدیث را ذکر خواهم کرد لطفا با دقت بخوانید:

    رسول خدا فرمودند:

    (زود باشد که) امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد. تنها یک فرقه از آن اهل نجات و باقی در آتش اند. نجات یافتگان کسانی اند که به ولایت شما (اهلبیت علیهم السلام) گردن می نهند و از دانش شما اقتباس میکنند و اهل عمل به رأی و نظر خود نیستند. (1)

    مولایمان امیر المومنین میفرمایند:
    حق را با مردان (مردان پرآوازه و نامی) نشناسید؛ بلکه ابتدا حق را بشناسید آنگاه خود صاحبان آن را خواهید شناخت. (2)

    مولایمان حضرت موسی بن جعفر فرمودند:
    هرکس که دین خویش را از کتاب خدا و سنّت پیامبرش اخذ نماید ایمانش از کوه ها استوار تر خواهد بود؛ اما کسی که دین خود را از دهان مردان (نظریات افراد غیر معصوم) کسب نمیاد همان مردان او را از دین خارج خواهند ساخت.(3)

    امیرالمومنین فرمودند :
    ما اهل بیت پیامبر ؛ همان رجال اعراف می باشیم که شناخت خداوند متعال از راهی جز حصول شناخت و معرفت ما ؛ امکان پذیر نمی باشد. همانا اگر خدا می خواست ؛ می توانست بدون هیچ واسطه ای خود؛ معرفت و شناختش را به خلق اعطا کند اما اراده نمود تا ما اهلبیت را ابواب و راه و طریقه ی آن و هدایت کنندگان به سوی خویش قرار دهد. (اما) مردمان یکسان نیستند .برخی به سوی چشمه های کدر و آلوده می شتابند که آلودگی برخی با برخی دیگر آمیخته گشته و گروهی دیگر از خلایق هستند که برای کسب معرفت الهی فقط به سوی ما اهل بیت می آیند؛ یعنی به سوی چشمه های زلال و نورانی که برایش نه پایانی متصوّر است و نه انقطاعی.(4)

    امام میفرماید:
    هر چیزی که از این خانه (خانۀ اهل بیت) خارج نشده باشد، باطل است(5)

    امام علی خطاب به آن دو نفر میفرماید:
    شرق و غرب را بگردید ؛ هرگز علم صحیحی نمی یابید مگر چیزی که از ما اهل بیت خارج شده باشد(6)

    مولایمان امیرالمومنین به نقل از رسول خدا
    روایت می کند که خداوند به ایشان وحی کرد:
    هرکس کلام مرا با رأی خویش تفسیر نماید؛ به من ایمان نیاورده و هرکس مرا به مخلوقاتم تشبیه نماید مرا نشناخته است و کسی که در دین من قیاس را اعمال نماید از دین من خارج گشته است. (7)



    _____________
    پ.ن
    (1): وسائل الشیعه، ج 5، ص 49
    (2): مستدرک سفینة البحار، ج2، ص344
    (3): اصول کافی، ج1، ص 8
    (4): اثبات الهداة، ج1، ص59
    (5): وسائل الشیعه؛ ج 27 ؛ ص75
    (6): اصول کافی، ج1 ، ص 51
    (7): عیون الاخبار الرضا، ج 2، ص107
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4




    رسول خدا از قول خداوند متعال چنین روایت میکند:

    من به طور قطع عذاب خواهم نمود آن مردمی را که مرا به واسطه امامانی اطاعت می کنند که از جانب من نیستند، اگرچه آن مردم، انسان های خوبی هم باشند؛ و من رحم خواهم نمود به تمام آن هایی که مرا از جانب امام عادلی (معصومین) که خود تعیین کرده ام؛ اطاعت میکنند اگر چه آنها آدم های خوبی نباشند.(1)

    امام باقر فرمودند:
    همانا برای مردم زمانی خواهد آمد که امامشان از آنان غایب خواهد شد. پس خوشا به حال آن کسانی که در آن زمان بر امر ما اهل بیت ثابت می مانند(چرا که) کمترین ثوابی که به آنان میرسد این است که خداوند به آنها خطاب می نماید: ای بندگان و ای کنیزان من! به سِّر من ایمان آورده ، غیب مرا تصدیق نمودید، پس از جانب خودم شما را به بهترین ثواب ها بشارت می دهم که حقاً بندگان و کنیزان من هستید؛ اعمالتان را قبول نموده و از (خطاهایتان) چشم پوشی می نمایم و (گناهانتان را) می آمرزم و به خاطر شما بر (سایر) بندگانم باران را فرو می فرستم و بلا را دفع می نمایم و اگر شما نبودید عذابم را برایشان نازل می نمودم.(2)

    امام موسی کاظم فرمودند:

    و به آن چیزی که از طرف ما به تو رسیده و به ما نسبت داده شده نگو باطل است(3)

    رسول خدا فرمودند :
    کسی که حدیثی از من را رد کند پس من در روز قیامت با او مخاصمت می کند پس اگر به شما حدیثی از من رسید که آن را نمی شناختید بگویید خدا داناتر است(4)

    سفیان بن سمط می گویند به امام صادق عرض کرد:مردی از نزد شما می اید که به دروغ گویی مشهور است و حدیثی می گوید و ما از آن حدیث بدمان می آید
    حضرت فرموند :
    به تو می گویند من گفتم شب روز است و روز شب است
    عرض کرد :
    خیر .
    حضرت
    عرفان حقیقی فرموند : اگر به تو گفت من را این را گفتم آن را تکذیب نکن که همانا مرا تکذیب می کنی(5)

    امام باقر
    عرفان حقیقی فرمودند:
    به خدا كه محبوبترين اصحابم نزد من پرهيزگارتر و فقيه‏ تر و حديث را نهان‏ دارترِ آنها است و بدترين و مبغوض ترين اصحابم نزد من، كسى است كه هر گاه حديثى را شنود كه به ما نسبت داده شده و از ما روايت شده و آن را نپذيريد بدش آيد و انكار ورزد و هر كه را به آن معتقد باشد تكفير كند در صورتى كه او نميداند، شايد آن حديث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد، و او به سبب انكارش از ولايت ما خارج شود.(6)

    و در آیه شریفه ی 59 سوره نساء آمده:
    فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
    و هر گاه در چيزى اختلاف داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (وآنها را داور قرار دهید ) البته اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! که اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.



    _____________________
    پ.ن:
    (1): فضائل الشیعه، ص 12
    (2): جواهر السنیة، ص 434، ح 454
    (3): بحار الانوار، ج2، ص186
    (4): بحار الأنوار :ج2، ص 212
    (5): بحارالأنوار،ج2، ص 212
    (6): الكافي، ج2، ص223
    ویرایش توسط حدیث 74 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۶:۵۹
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    اکنون با توجه به روایاتی که در پست های قبل ذکر شد به ادامه بحث می پردازیم:

    حدیث قدسی که در پست سوم ذکر شد(شماره 7) در پاسخ به کسانی که معتقدند قرآن را هرکسی می تواند تفسیر نماید، کافی و وافی می باشد. فقط حجج الهی
    عرفان حقیقی هستند که قرآن را به طور صحیح تفسیر می نمایند، نه آن کسانی که قائل به وحدتِ وجود گشته و خداوند متعال را به موجودات و مخلوقاتش تشبیه می نمایند. آنها قوانین دین را از روی مقایسه ی احکام؛ استنباط و استخراج نموده؛ نه تنها خود به بیراهه رفته، بلکه مریدان و پیروان خویش را نیز به ضلالت می افکنند.
    باب الهی همیشه و هر وقت به روی ما باز می باشد و دیگر به ریاضت های عارفانه و صوفیانه (گرفتن ختومات و اذکاری که از جانب اهل بیت
    عرفان حقیقی وارد نشده و چیزی جز بدعت نیست) احتیاجی نداریم. راه حقیقت و صحیح همان طریق اهل بیت عرفان حقیقی است که گناهان آدمی در آن بخشوده شده و ثواب ها در آن مضاعف می گردد.
    پس عرفان اهل بیت
    عرفان حقیقی همان عرفان حقیقی و صحیح است؛ نه عرفان دروغین که در آن شیطان حائل میان صاحبان آن و خداوند بوده و پیروانش را به نام عرفان امر به معاصی و گناهان می نماید.
    با توجه به این فراز از زیارت جامعه کبیره که می فرماید:
    (من اطاعکم فقد اطاع الله و من عصاکم فقد عصی الله) اطاعت و معصیت خداوند در حقیقت همان اطاعت و یا سرپیچی از اوامر و ولایت اولیای برگزیده او (امامان به حق و معصوم) عرفان حقیقی می باشد.
    در نتیجه نیل به درجات بلند عرفانی و رسیدن به سعادت و قرب الهی، جز با تمسّک به ولایت آن بزرگواران میّسر نخواهد بود. حال چگونه میتوان پیروان مذاهب را «عارف» نامید در حالی که بزرگترین حسنات، ولایت اهل بیت
    عرفان حقیقی و بزرگترین گناهان، عدم پذیرش ولایت آن بزرگواران می باشد؟! به نظر شما کسی که بزرگترین گناهان را بر دوش می کشد، آیا می تواند «عارف» باشد؟!

    پیامبر اکرم فرمودند:
    حب امیرالمومنین حسنه ای است که هیچ گناهی نمی تواند بدان خدشه ای وارد آورد؛ و بغض ایشان گناهی است که با وجود آن هیچ حسنه ای پذیرفته و منتفع نمی گردد


    ویرایش توسط حدیث 74 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۶:۲۱ دلیل: تصحیح متن
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    حال که ما در دوران غیبت ولی امرمانعرفان حقیقی هستیم به نظر شما وظیفه ما در این برهه از زمان چیست؟ چگونه میشود خود را یار و یاور صاحب الزمانعرفان حقیقی و پدرانش عرفان حقیقی دانست، ولی به حقوق ایشان بر خود بی اطلاع بود؟ آیا باید دست بر دست بگذاریم و فقط منتظر باشیم تا آن حضرتعرفان حقیقی ظهور فرمایند؟ آیا انتظار فرج همین است؟
    از کجا معلوم که با ظهور حضرت صاحب الامر عرفان حقیقی ما فریب دشمنان اهل بیتعرفان حقیقی را نخوریم و بسان کوفیان در برابر امام خود صف آرایی نکنیم؟ چگونه میتوان امیدوار بود که نام ما جزء یاران و دوستداران حضرت عرفان حقیقی ثبت گردد؟
    در حال حاضر امر هدایت همه در این عالم و عوالم دیگر به عهده حضرت بقیة الله الاعظم عرفان حقیقی می باشد و مسلماً در این امر کوتاهی نخواهند نمود و هرچه ایراد و نقص است از جانب ماست و ما بر حسب ظرفیت و لیاقت خود از آن بهره مند خواهیم شد. اگر ما برای بهره مندی از دریای فیض و رحمت بی کران حضرات معصومین عرفان حقیقی تنها به آوردن ظرفی کوچک اکتفا کنیم تقصیر با کیست؟!
    اگر همین ظرف کوچک را هم مملو از پلیدی ها و نجاسات ؛ یعنی دوستی با دشمنان اهل بیت کرده باشیم آیا دیگر جایی برای بهره مندی از فیض و رحمت امام عرفان حقیقی باقی می ماند؟! اگر به جای فرمایشات اهل بیت عرفان حقیقی گوشمان به دنبال گفته های دشمنان اهل بیت باشد دیگر چه جایی برای آن می ماند که انتظار هدایت داشته باشیم؟
    در حالی که ائمه عرفان حقیقی تاکید دارند که همه علوم صحیح در دست ماست و غیر از ما هرکس هر چه بگوید باطل است و یا از کلام ما استفاده نموده؛ این همه اصرار ما برای کسب علوم دینی از غیر اهل بیت برای چیست؟
    آیا علم اهل بیت عرفان حقیقی را ناکافی میدانید که به سراغ افراد دیگری می روید؟ -نعوذبالله- آیا بیان علم توحید توسط امام زمان عرفان حقیقی پناه بر خدا ناقص بوده که خداشناسی ارسطو و افلاطون را پایه توحید خود قرار داده ایم؟
    شاید این شبهه ها مطرح گردد که به علت گذشت زمان ممکن است شرایط و محیط فرق کرده و احکام عوض گردد و یا شبهه دیگری که شیطان رجیم در دل خیلی ها انداخته است این است که از کجا معلوم این روایات جعلی نباشد. در حالی که علاوه بر احادیثی که در پست قبل ذکر شد یکی نیست به این ها بگوید که افلاطون و ارسطو که قدیمی تر از اهل بیت عرفان حقیقی بوده اند و بنا بر فرض شما احتمال جعلی بودن حرف های آنها و تحریف سخنانشان بیشتر است!!


    ادامه دارد.....
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4




    در مورد فروع دین و احکام باید بگویم که اولاً گذشت زمان تاثیری در حلال شدن حرام و حرام شدن حلال ها نخواهد گذاشت چرا که:
    «حلال محّمد حلالٌ الی یوم القیامة و حرام محّمد حرامٌ الی یوم القیامة»
    حلال و حرام حضرت محمد
    تا قیامت همانطور ثابت میماند و تغییر نمی کند؛ و همچنین هیچ کس از هیچ فرقه ای از مسلمانان در مورد حلال ها و حرام های صریح نصّ قرآن اختلافی ندارد.بنابراین گذشت زمان تاثیری در احکام پایه ای اسلام نخواهد گذاشت.
    در مرد اصول دین هم گذشت زمان هیچ تاثیری نمیتواند داشته باشد چون این اصول پنجگانه که از آن نام می برند باید گفت که قابل تغییر نیستند.
    خدایی که 1400 سال پیش وصفش توسط ائمه بیان شده است، با خدای الان هیچ فرقی ندارد. و در واقع با ادعای این امر به تغییر پذیری اذعان نموده. این مستوجب آن است که خداوند به این تغییر احتیاج پیدا کرده است و محتاج است نعوذبالله.
    اما در مورد جعلی بودن یا صحیح بودن روایات؛ در احادیث ذکر شده کسی که حدیثی را بدون داشتن علم به آن رد کند و ادعای جعلی بودن آن را بکند از بدترین اصحاب و یاران ائمه
    عرفان حقیقی خواهد بود و همانطور که در آیه 59 سوره نساء آمده وقتی درباره چیزی(حدیثی) به اختلاف رسیدیم باید آن را به خدا واگذار کنیم و بگویم خدا و پیامبرش داناتر هستند؛ شاید این حدیث از جانب ایشان باشد و ما بدون اطلاع آن را رد کنیم که این خود باعث تکذیب ائمه عرفان حقیقی و در نتیجه خروج از ولایت اهل بیت عرفان حقیقی است. و در ضمن این مورد را هم باید بدانیم که صحت یا عدم صحت یک مطلب را چگونه میتوان پیدا کرد؟
    کتاب شریف اصول کافی که توسط شیخ کلینی نوشته شده است یکی از کتب اربعه معتبر و کاملا صحیح شیعه می باشد که حتی مورد تایید امام زمان نیز واقع گردیده است، که در این مورد هیچ تردیدی نیست و صحت این کتاب مورد قبول شیعه است که در آن اصول و فروع دین به طور کامل و صحیح توسط اهل بیت
    عرفان حقیقی بیان گردیده است. شیخ کلینی در حضور 20 ساله خود در محضر سفرا و نواب اربعه امام عصرو با اشراف آنها و امام زمان عرفان حقیقی کتاب جامع کافی را نوشتند و در مقدمه به صحت تمامی احادیث کافی شهادت دادند؛ و ایشان از ثقات و اعاظم فقهای امامیه هستند و اگر ایشان ر در این زمینه راستگو ندانیم، پس به هیچکس اطمینانی نخواهد بود و این عقلاً محال است، زیرا که خداوند متعال بندگان خود را مهمل نمی گذارد.
    در مقدمه کتاب اصول کافی شیخ کلینی در مورد اختلاف بین روایات صحیحه ؛ چند راه عنوان نموده است و در آخر فرموده اند که:
    {ما با این (روش ها) و موازین ، اخبار خیلی کمی را خواهیم شناخت و احوط و اوسع همه چیز این است که علم همه ی آنها را به خود امام رد کنیم و این دستور ساده و آسان را بپذیریم که درمورد روایات مختلفه ای که از ائمه
    رسیده:
    هرکدام از روایات مختلفه را اخذ کنید به عنوان پذیرش از امام و تسلیم به ایشان برای شما روا و جایز است}
    بنابراین ، عمل کردن به هرکدام از روایات به عنوان تبعیت از امام معصوم رواست. پس شناخت و تبعیت از دستورات ایشان وظیفه ما به شمار می رود.
    و بر طبق دستورات اهل بیت
    عرفان حقیقی شناخت دشمنان ایشان هم از جمله وظایف ما به شمار می رود؛ که بسیار مهم و اساسی است . چه بسا دشمنان اهل بیت با حیله و تزویر خود را موجه و اسلام شناس جلوه دهند و با دادن فتاوای مغایر احکام اسلام و نظریات باطل در عقاید ؛ مارا به وادی فتنه و هلاکت بکشانند.
    بنابراین شناخت دشمنان اهل بیت یک ضرورت است که یک شیعه آگاه باید به آن توجه بسیار نماید.

    ادامه دارد.....
       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط حدیث 74 نمایش پست
    اما در مورد جعلی بودن یا صحیح بودن روایات؛ در احادیث ذکر شده کسی که حدیثی را بدون داشتن علم به آن رد کند و ادعای جعلی بودن آن را بکند از بدترین اصحاب و یاران ائمه خواهد بود و همانطور که در آیه 59 سوره نساء آمده وقتی درباره چیزی(حدیثی) به اختلاف رسیدیم باید آن را به خدا واگذار کنیم و بگویم خدا و پیامبرش داناتر هستند؛ شاید این حدیث از جانب ایشان باشد و ما بدون اطلاع آن را رد کنیم که این خود باعث تکذیب ائمه و در نتیجه خروج از ولایت اهل بیت است. و در ضمن این مورد را هم باید بدانیم که صحت یا عدم صحت یک مطلب را چگونه میتوان پیدا کرد؟
    سلام و عرض ادب
    صدر و ذیل حرفتان همدیگر را نقض میکنند بزرگوار
    اول می فرمائید باید احادیثی که در مورد اطلاعی نداریم بگوئیم از خدا و پیامبر است و در آخر می فرمائید باید برویم پیدا کنیم و ...
    فرمایشات حضرتعالی از چند چهت دچار نقض است
    1- اگر حرف شما درست باشد که هر کسی که به فن حدیث وارد نشده نباشد روایات را رد کرد از بدترین ها هست بنا بر این بسیاری از مردم که اصلا روایات رو قبول ندارند از بدترین های امت پیامبرند
    2- این فرمایش شما که مویدش را از آیه قرآن آوردید نیز درست نیست چرا که در این صورت بسیاری از روایات جعلی که به وسیله وضاعینی که معاند اهل بیت عصمت و طهارت بودند و احادیث را بر طبق امیال نفسانی خود و حکومت های جائر درست می کردند تا از این جهت زندگی مادی خودشان را بگذرانند و به هدف سرکوب مقام عصمت علمی ائمه طاهرین علیهم آلاف التیحه و الثناء بوده است نیز داخل در تعریف شما خواهد بود
    خواهر من شناخت حدیث خودش راه و چاهی دارد این چه نتیجه ایی هست که شما بوسیله یه موید از قرآن نتیجه آنچنانی گرفتید که خروج از ولایت باشد
    احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی می گه کتابی از جعالین و وضاعین زمان به محضر امام رضا علیه افضل صلوات المصلین بردم تا حضرت اون کتاب رو مورد تایید قرار دهند حضرت کتاب رو از من گرفتند و همانطور که نگاه میکردند بعضی از احادیث را رد می کردند و میفرمودند این احادیث را ما نگفتیم و این احادیث را ما گفتیم تا اینکه سر آخر امام علیه السلام به ابی نصر فرمودند ای ابی نصر هر کدام از احادیثی که از ما هست را مدون نگه دارد و اونهایی که مال ما نیست با در آتش بسوزان بعد جناب بزنطی میگه وقتی داشتیم از در خونه امام بیرون می آمدیم حضرت زیر لب فرمودند خدا لعنت کند اینها را که چه دروغهایی به ما خاندان اهل بیت می چسبانند
    خب بزرگوار اگه این حرفتون درست باشه که پس این روایت کاملا نقض خواهد شد
    موفق باشید



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط حدیث 74 نمایش پست
    کتاب شریف اصول کافی که توسط شیخ کلینی نوشته شده است یکی از کتب اربعه معتبر و کاملا صحیح شیعه می باشد که حتی مورد تایید امام زمان نیز واقع گردیده است، که در این مورد هیچ تردیدی نیست و صحت این کتاب مورد قبول شیعه است که در آن اصول و فروع دین به طور کامل و صحیح توسط اهل بیت بیان گردیده است. شیخ کلینی در حضور 20 ساله خود در محضر سفرا و نواب اربعه امام عصرو با اشراف آنها و امام زمان کتاب جامع کافی را نوشتند و در مقدمه به صحت تمامی احادیث کافی شهادت دادند؛ و ایشان از ثقات و اعاظم فقهای امامیه هستند و اگر ایشان ر در این زمینه راستگو ندانیم، پس به هیچکس اطمینانی نخواهد بود و این عقلاً محال است، زیرا که خداوند متعال بندگان خود را مهمل نمی گذارد.
    این حرف شما هم صحیح نیست خواهر گرامی
    در همان کتاب کافی هم روایات ضعیف السند و مخدوش وجود دارد
    اینکه بگوئیم کتاب کلینی صد در صد تمام روایاتش صحیح است اشتباه بزرگیست مرحوم آقای خوئی در کتاب معجم رجال الحدیث شواهدی را ذکر می­کند که روایات غیر صحیح هم در کتاب کافی وجود دارد ایشان در معجم رجال الحدیث دوازده مورد را ذکر می­کنند که کلینی از غیر معصومین روایت نقل کرده و در صورتی که از غیر معصومین هم روایت نقل شده باشد نمی­توان گفت که تمام روایات کافی صحیح است.
    در اینجا به سه مورد از موارد دوازده گانه اشاره میکنم
    مورد اول خود ایشان جزم به صدور همه­ ی روایات نداشته و آن، در مورد روایات متعارض است که مرحوم کلینی می­گوید: در مورد روایاتی که مختلف نقل شده، کسی نمی­تواند به طور دقیق بین آنها تمییز دهد و بگوید که کدامیک از معصوم صادر شده و کدام صادر نشده و خود ایشان ملاک­هایی را برای ترجیح روایات متعارض نقل می­کند که یکی از آنها اخذ به شهرت است، صرف ذکر روایات متعارض در کافی و ذکر مرجحات برای ترجیح یک دسته بر دسته دیگر با جزم به صدور سازگار نیست.
    مورد دوم این است که شیخ صدوق معتقد به صحت جمیع روایات کافی نبوده و اگر کلام مرحوم کلینی در مقدمه­ی کتاب کافی بر صحت همه­ی روایات دلالت می­کرد، معنا نداشت که شیخ صدوق بگوید: اینطور نیست که همه­ی روایات کافی صحیح باشد، چون اگر روایات کافی جمیعاً صحیح می­بود شیخ صدوق کتاب من لایحضره الفقیه را نمی­نوشت.
    مورد سوم اینکه شیخ طوسی هم معتقد به صحت جمیع روایات کافی نبوده چون اگر معتقد به صحت جمیع روایات کافی بود مطالبی را نمی­گفت که از آنها استفاده می­شود معتقد به صحت جمیع روایات کافی نبوده، شاهد بر این مدعا این است که شیخ طوسی مواردی را از کافی در کتاب تهذیب و استبصار نقل می­کند و در اسناد آنها مناقشه می­کند که این مناقشه دال بر عدم صحت روایات کافی می­باشد مثلاً در یک روایتی نقل می­کند که: ما رواه محمد بن یعقوب بسنده عن ابی سعید الخُدری قال:«أمر رسول الله(ص) بلالاً أن ینادی...» بعد در ذیل این روایت شیخ طوسی می­نویسد قال محمد بن الحسن(شیخ طوسی):« فَما تضَمَّن هذا الحدیث من تحریم لَحم الحِمار الاَهلی موافقٌ للعامّه والرّجال الذین رَوَوا هذا الخبر اکثرُهم عامّه و ما یختصّون بنقله لا یُلتفت الیه» که این هم تصریحی است از ناحیه شیخ طوسی بر اینکه جمیع روایات کتاب کافی صحیح نیستند چه رسد به اینکه مقطوع الصدور باشند.

    خواهر بزرگوار روایت شناسی فن خاص خودش را میطلبد و بنده از شما خواهر گرامی که از همکاران کانون هستید می خواهم در این مورد مداقه نظر بیشتری به خرج دهید
    وفقکم الله و ایانا علی سبیل الرشاد
    خداوندا هدایت ایصالی خود را از ما دریغ نفرما ؛ آمین



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط حدیث 74 نمایش پست
    بنابراین ، عمل کردن به هرکدام از روایات به عنوان تبعیت از امام معصوم رواست. پس شناخت و تبعیت از دستورات ایشان وظیفه ما به شمار می رود.
    این بنا بر این از کجا آمد خواهرم
    ما تنها در ادله سنن مکلف به تسامح و تساهل شدیم و لاغیر و اما اینکه می فرمائید شناخت و تبعیت از دستورات ایشان وظیفه ما به شمار می رود حرفی بسیار متین و گرانسنگ می باشد
    خداوند متعال همه ما را به راهی که ائمه هدی صلوات الله و سلامه اجمعین رهنمون شدند هدایتمان فرماید
    آمین



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود