جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روحانيان و ساده زيستى

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    روحانيان و ساده زيستى




    روحانيان و ساده زيستىبنام تو اي قرار هستيروحانيان و ساده زيستى



    زهد و بى رغبتى به دنيا, و برگزيدن ساده , بيش از هر زمان و هر كس , براى اهل علم ضرورى است .امروزه روحانيان منصب پيشوايى , ولايت , قضاوت و تربيت وارشاد مردم را به عهده دارند. دراين زمان مردم ,امكانات اهل علم را معلول فراهم آمدن زمينه هاى حكومت اسلامى و دست يابى برخى از روحانيان به مناصب اجرايى تلقى مى كنند. حال اين تلقى , درست يا نادرست چيزى است كه وجود دارد. بهره مندى يك روحانى از زندگى و معيشت مرفهانه , گذشته از آثار بداخلاقى , تحصيلى و معنوى , زمينه تبليغات بيگانگان و فريب نادانان را نيز عليه روحانيت فراهم مى آورد واهل علم را در[ مواضع تهم] مى نشاند. كمترين نتيجه چنين جوى , بى اعتمادى و بدبينى است .
    آنچه مردم ازاهل علم و روحانى انتظار دارند, روحانيت , معنويت و بى آلايشى است , نه تجمل .
    امام باقر( ع ) مى فرمايند:
    [ ان الفقيه ,الزاهد فى الدنيا,الراغب فى الاخره ,المتمسك بسنه النبى] 1 .
    فقيه واسلام شناس , نسبت به دنيا بى رغبت و نسبت به آخرت مشتاق است و به سنت پيغمبر(ص ) تمسك دارد.
    اكنون , به خاطراوضاع ويژه اى كه بر جامعه ما حاكم است و حساسيتى كه رفتار و معيشت اهل علم دارد, لازم است كه اهل علم ,از برخى امور مباح نيز پرهيز كنند. داشتن زندگى مجلل و با تشكيلات , منافى شعارهايى است كه روحانيان در تبليغات خوداز عدل اسلام , زندگى زاهدانه معصومين ( ع ) واولياءالهى و عالمان راستين ابراز داشته است .
    امروز مراعات نكردن اين مسائل , لطمه به آبروى جامعه روحانى , مذهب وانقلاب و نظام مى زند.
    بنابراين روحانى بايداز زينتها, تجملات وامكاناتى كه توده هاى محروم از آنها بى بهره اند, به دور باشد تا همواره در عمق دل مردم جاى داشته و در موضع راهنماى محبوب اداى وظيفه كند.
    امام خمينى (ره ) نسبت به وضع معيشتى روحانيان وامكان آلوده شدن برخى به تجملات بسيار نگران بودند و دراين باب هشدارهاى مكرر داده اند:
    اگر خداى نخواسته مردم ببينند كه آقايان وضع خودشان را تغيير داده اند و رفت و آمدهايشان مناسب شان روحانيت نيست و آن چيزى را كه نسبت به روحانيت در دلشان بوده است از دست بدهند,از دست دادن آن همان واز بين رفتن اسلام و جمهورى اسلامى همان . 1364/04/26
    هيچ چيز به زشتى دنياگرايى روحانيت نيست . 67/12/3.
    ايشان , در ديدار بااعضاى مجلس خبرگان , براى چندمين بار خطر تشريفاتى شدن زندگى روحانيان را گوشزد كردند و با نگرانى شديداز اين آفت ياد كردند.
    اين فرمايشان , در آن زمان سرفصل جديدى را در مبارزه با تجمل گشود واز جانب برخى از روحانيان اقداماتى به عمل آمداما متاسفانه با گذشت زمان , غبار فراموشى بر آن نشست و برخى , ناخودآگاه يااز روى سهل انگارى دوباره گرفتاراين آفت شدند.
    امام (ره ) مى فرمايند:
    مساله ديگر, مساله تشريفات حوزه هاى روحانيت است كه دارد زياد مى شود. وقتى تشريفات زياد شد, محتوى كنار مى رود. وقتى ساختمانها و ماشينها و دم و دستگاها زياد شد, موجب مى شود بنيه فقهى اسلام صدمه ببيند. يعنى بااين بساطها نمى شود شيخ مرتضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد!اين موجب نگرانى است واقعا. نمى دانم بااين وضع چه كنم ؟ اين تشريفات باعث آن مى شود كه روحانيت شكست بخورد. زندگى صاحب جواهر را با زندگى روحانيون امروز كه بسنجيم , خود مى فهميم كه چه ضربه اى به دست خودمان به خودمان به خودمان مى زنيم .63/06/12 .
    لازم به يادآورى است كه بسيارى از روحانيان , خوشبختانه وارستگانى هستند, كه جان را در زلال معارف دينى شسته و زندگى با صفاى خويش را آلوده به تشريفات و تجملات دنيا نكرده اند.اكنون كه سخن از زهد و ساده زيستى اهل علم است , بيشتر جهت تذكرى است براى آينده و هشدارى است براى آن عده معدود كه خود را در موضع تهمت و سوءظن قرارداده و باعث بدگمانى مردم به صنف روحانيت شده اند. بايد توجه داشت كه قشر عظيمى از روحانيان ,امروز در عسرت و تنگدستى به سر مى برند واز زندگى متوسط و معمولى هم محرومند. طلابى كه در حوزه ها مشغول تحصيل هستند, بسيارى از روحانيان معظمى كه در خارج حوزه به كارهاى تبليغى و راهنمايى مردم پرداخته اند,از معمولى ترين خدمات عمومى و دولتى محرومند.
    تجمل عده اى انگشت شماراز عمامه به سرها باعث تهمت ناروا به كل روحانيت شده است و مردم گمان مى برند كه همه اهل علم برخوردار و متنعم هستندازاين روى , چنين اوضاعى حكم مى كند كه اگر كسى از روحانيان امكان تجمل و رفاه دارد, نبايد بدان آلوده گردد و زمينه گمانها و نسبتهاى ناروا را فراهم آورد.
    بر روحانيان است كه خاطر خوش توده هاى مردم رااز زندگى ساده و روح منيع عالمان دينى مكدر نكنند و براى زرق و برق چند روز دنيا ننگ دنياطلبى را براى خود نخرند.
    طلايه داران دانش , خوشبختانه نمونه پارسايى و زهد بوده اند و نشانه هاى بى رغبتى آنان به دنيا, در تاريخ فراوان است :
    شهيدثانى (ره ) به خاطر بى آلايشى و زهد و سادگى كه در زندگى داشت , خود مستقيما نيازهاى زندگى راانجام مى داد و شبها پس از فراغت از درس و بحث روزانه , راهى بيابان مى شد و هيزم خانه را تهيه مى كرد 2 .
    عياشى (ره ) تمام ارثيه اى كه از پدرش به وى رسيده بود تقديم اهل علم و حديث كرد. منزلش مانند مسجدى بود كه محققان پيوسته در آن جا به كار و تحقيق مى پرداختند 3 .
    درباره مرحوم مدرس (ره ) گفته اند:
    [تخت خوابش حصير, بالشش عمامه و رواندازش عبايش بود. در همه فصلها از جامعه ساده كرباس بهره مى جست و هنگامى كه از وى پرسيدند كه : چرا به رفاه بيشتر فرزندانتان نمى رسيد؟
    فرمود: همه بچه هاى ايران بچه هاى من هستند. يعنى نبايد فقط به فكر فرزندان خودم باشم .
    وضع مالى و رفاه ديگران را نيز بايد در نظر بگيرم واز آنها پيش نيفتم] 4 . .
    ناصرالدين شاه در مسافرت به خراسان وارد سبزوار شد و سرى به خانه حاج ملا هادى سبزوارى (ره ) زد. با تعجب به وضع بسيار زاهدانه و بى آلايش و خوراك ساده وى خيره شده بود. حاجى شعرى سرود:
    اگر چه فرش من از بورياست خورده مگير
    چرا كه جايگاه شير در نيستان است
    از راه علم دخلى ننموده و معاشش , منحصر به اجاره ملك موروثى اش بود... يك زندگانى ساده بى آلايش بى خودنمايى نمود كه امتياز براى خود قائل نشد و هيچ استفاده از توجهات كامله مردم به خودش ننموده و ثروتى نيندوخت واولادش را متجملا بار نياورد آنها را عادت بى رعيتى داد 5 .
    شيخ انصارى (ره ) مردى كه مرجع كل فى الكل شيعه است , روزى كه مى ميرد, با آن ساعتى كه به صورت يك طلبه فقير دزفولى وارد نجف مى شود, فرقى نكرده است . وقتى خانه او را نگاه مى كنند مثل فقيرترين مردم زندگى مى كند 6 .
    هنگامى در دزفول بود, غذاى شبانه خود را به فقير عاجزى مى داد كه در بقعه پير محمد, واقع در محله حيدرخان , زندگى مى كرد و خود با گرسنگى شب را به صبح مى آورد.
    هنگام فوت چيزى از مال دنيا به ارث نگذاشت . مقدار 17 تومان ازاو باقى ماند كه به همان ميزان مقروض بود 7 .
    امام خمينى (ره ) مى فرمايد:
    [زندگى شيخ انصارى را بسيارى شنيده ايد چه وضعى داشته است ؟اگر نبود آن وضع نمى توانست آن شاگردان بزرگ را تربيت كند و نمى توانست آن كتابهاى ارزنده را تحويل جامعه بدهد.
    صاحب جواهر چنان كتابى نوشته است كه اگر صد نفر بخواهند بنويسند شايداز عهده برنيايند واين يك كاخ نشين نبوده است ... يك منزل محقر داشتند و در يك اطاقشان به دالانى باز بوده است كه از آن نيم داغى مى ورزيده وايشان مشغول تحرير جواهر بودند.از يك آدمى كه علاقه به شكم شهوت , مال و منال و جاه وامثال اينها دارد,اين كارها بر نمى آيد. طبع قضيه اين است كه نتواند] 8 .
    مرحوم حاج شيخ جواد جبل عامل مى فرمايد:
    [خلوص نيت و جلب نظر خداوند متعال اسباب كار طلبه است .اينها با معيشت ساده بهتر به دست مى آيد. تجربه همه نشان داده است كه در زندگى ساده انسان فراغت بيشترى براى كمال مى يابد.اكثر بزرگان ماازاين طريق به جايى رسيده اند. مرحوم جرقويه ,استاد بزرگ ما كه داراى مراتب و كمالات خوبى و عادت بالايى بود,از نظر زندگى بسيار در فشار و تنگدستى مى زيست] 9.
    در شرح حال استادالفقهاء وحيد بهبهانى , رضوان الله عليه , مى نويسند:
    روزى يكى از عروسهاى خود را مشاهده كرد كه پيراهن الوان ,از نوع پارچه هايى كه معمولا زنان اعيان واشراف آن عصر مى پوشيدند, به تن كرده است . فرزندشان (مرحوم آقا محمداسماعيل ) را در مورد ملامت قرار دادند.او در جواب پدراين آيه قرآن را خواند:
    قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده والطيبات من الرزق ؟ .

    بگو چه كسى زينتهايى كه خداوند براى بندگانش آفريد و هم چنين روزيهاى پاكير را تحريم كرده است ؟ايشان پاسخ دادند من نمى گويم خوب پوشيدن و خوب نوشيدن واز نعمتهاى الهى استفاده كردن , حرام است . خير. دراسلام چنين ممنوعيتهايى وجود ندارد. ولى يك مطلب ديگر هست و آن اين كه ما خانواده ما به اعتباراين كه پيشواى دينى مردم هستيم وظيفه خاصى داريم . خانواده هاى فقير وقتى كه اغنيا را مى بينند كه از همه چيز برخوردارند طبعا ناراحت مى شوند. يگانه مايه تسكين آلامشان و تيپ اغنيا در آييم اين يگانه مايه تسكين آلام هم از ميان مى رود. ما كه قادر نيستيم عملا وضع موجود را تغيير دهيم , لااقل ازاين مقدار همدردى مضايقه نكنيم 10.

    منابع:
    1. الحياه , ج 2.312.
    2. لولو بحرين , .26.
    3. روضات الجنه ج 6.130.
    4. نقل آزاداز :مدرس , بنياد تاريخ انقلاب اسلامى , ج 2.286.
    5. نقل آزاداز :سيماى فرزانگان , ج 3.402.
    6. سيرى در سيره نبوى , .30.
    7. زندگى شيخ انصارى , .80.
    8. مجله حوزه , شماره 6.90.
    9. همان مدرك , شماره 15.
    10. سيرى در نهج البلاغه , شهيد مطهرى , .228.


    روحانيان و ساده زيستى


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود