جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    851 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم




    سلام

    برای پایان نامه نیاز به کمک داشتم یک سوال ضروری

    آغوش :دریافت رموز و اسرار الهی می گویند در این زمینه چه مطالبی می توانم جمع آوری کنم؟

    ممنونم

    آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    سلام

    برای پایان نامه نیاز به کمک داشتم یک سوال ضروری

    آغوش :دریافت رموز و اسرار الهی می گویند در این زمینه چه مطالبی می توانم جمع آوری کنم؟

    ممنونم
    با سلام وعرض ادب
    این سوال بسیار کلی است اگر امکان دارد کمی توضیح بفرمائید تا انشاالله در خدمتتان باشم
    و من الله التوفیق و علیه توکلت و الیه انیب



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    851 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف . نمایش پست
    این سوال بسیار کلی است
    سلام موضوع پایان نامه مقایسه عرفان و تصوف شاعرانه ی حافظ است و دیگر شاعران معاصر

    ابتدا باید مبانی عرفان و تصوف را بشکافیم!

    ممنونم

    آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست


    ابتدا باید مبانی عرفان و تصوف را بشکافیم!

    ممنونم
    جواب سوالات حضرتعالی را از نرم افزار پاسخ که یکی از معتبرترین نرم افزارهای «مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات» وابسته به شورای عالی حوزه علمیه قم هست همراه با آدرس کامل می دهم
    مطالبی که به دردتان میخورد را برای نوشتن پایان نامه کپی فرمائید و قسمت هایی که لازم نیست را به مطالعه و غنای تاپیک واگذار می کنیم البته سعی بلیغم این بود که مطالب غیر ضروری را از متن اصلی کم کنم ولی چون بعضی مطالب زنجیر وار به همدیگر وصل بودند ناچارا آنها را هم آوردم


    عرفان نظري
    عرفان نظري، در واقع جهان بيني عرفاني است. يعني نظري كه عارف درباره جهان و هستي دارد(1) و علمي است شبيه فلسفه كه درباره خدا و جهان و انسان بحث مي‌كند. ولي تفسير او با فلسفه متفاوت است. زيرا در نظر عارف، جز خدا، هيچ چيز اصالت ندارد.(2) و به تعبيري كه قيصري در مقدمه خود بر تائيّه ابن فارض آورده است:
    «عرفان عبارت است از علم به خداي سبحان، از حيث اسماء و صفت و مظاهر آن و احوال مبدأ و معاد و حقايق عالم و كيفيت بازگشت آنها به حقيقت واحد، يعني ذات احديت، و نيز معرفت طريق سلوك و مجاهده، براي رها سازي نفس از تنگناهاي قيد و بند جزئيت و پيوستنش به مبدأ خويش و اتصاف به نعت اطلاق و كليّت».(3)
    با اين بيان، فايده عرفان هم مشخص مي‌شود كه همان وصول به حق و شهود قلبي حقيقت وجود و فناء در حضرت اوست.(4)

    مشخصات عرفان
    قيصري مي‌گويد: مسائل عرفان عبارتند از چگونگي صدور كثرت از حضرت حق ، چگونگي بازگشت اين كثرت‌ها به او ، بيان مظاهر اسماء الهي و نعوت رباني، كيفيت بازگشت اهل الله به سوي او ، نحوه سلوك و مجاهدات و رياضات اهل الله و بيان نتايج دنيوي و اخروي يكايك اعمال و افعال و اذكار، به گونه‌اي كه در عالم حقيقت و واقع‌، ثابت است.(5)
    همين مطلب را ابن تركه در تمهيد القواعد، با عبارتي موجز بيان كرده است.(6)
    در عرفان، علم تنها كافي نيست. عمل اساس كار است و علم، محصول عمل محسوب مي‌شود و لذا عرفان به عملي و نظري تقسيم مي‌شود. عرفان، جهان خارج را واقعي دانسته و براي آن وحدتي حقيقي قائل است كه هم داراي ظاهر است و هم باطن و باطن آن حقيقت محض است. عرفا در عين پذيرش استدلال و علم حصولي، اصالت را به ارتباط حضوري و شهودي بين انسان و حقيقت مي‌دهند. هدف عارف، رسيدن به حقيقت واحد عيني و اتحاد با آن و فناء در اوست. وي بقاي انسان را در همين وصول و اتحاد مي‌بيند و البته در اين راه، رياضت و مجاهده است كه انسان را به هدف مي‌رساند. عشق، جزو مسائل اساسي عرفان است.(7) عشق در تمام مخلوقات سريان دارد، در ذات حق نيز عشق است كه تجلي مي‌كند و عالم خلق مي‌شود.

    محور جهان بيني عرفاني، وحدت وجود است و خلق جهان نيز با تجلي واحد صورت مي‌گيرد. عالم به بهترين وجه ممكن خلق شده است (نظام احسن). انسان جزو مهمترين مباحث عرفان است. انسان مظهر تام و تمام خداست. عالم كبير است و در مقابل جهان، انسان صغير است. آدمي پيش از جهان، موطني دارد كه اصل اوست و به آن جا بازگشت خواهد كرد و لذا دراين جهان، به شدت احساس غربت مي‌كند.(8)
    عرفا براي بيان اغراض خود، از اصطلاحات خاصي استفاده مي‌كنند كه بيشتر حالت رازگونه دارند و تلاش مي‌كنند معارف آنها در ميان عامه رواج نيابد. همانند وقت، حال، مقام، قبض و بسط، جمع و فرق، غيبت و حضور، ذوق، شرب، سكر، محو و محق و محو، خواطر،(9) هوية و حقيقة الحقايق، احديت و عماء، محبوبين و محبين، وجد و شهود و عيان و مكاشفه و تلوين و تمكين.(10)

    عرفان عملي
    عرفان عملي، بخشي از عرفان است كه روابط و وظايف انسان را با خود، جهان و خدا بيان مي‌كند. اين بخش از عرفان سير و سلوك ناميده مي‌شود، در عرفان عملي، حالات و مقامات انسان در سير به سوي حق، از اولين منزل به نام «يقظه»، تا وصول به حق، كه آخرين منزل است، بيان مي‌شود. در بخش دوم تعريف قيصري از عرفان كه نقل شد، به همين نكته اشاره شده است.
    درباره تعداد مقامات در مسير سلوك، اتفاق نظري وجود ندارد و اصولاً در آغاز تصوف، مقامات ثابت و محدود وجود نداشت و تعاليم هر طريقتي به شيخ آن باز مي‌گشت و همين عامل، باعث اختلاف طريقت‌هاي عرفاني شد. بعدها، سهروردي چهار مقام اصلي ايمان، توجه، زهد در دنيا و عبادت خدا و نيز چهار مقام فرعي، كم گويي و كم خوري و كم خوابي و اعتزال از مردم را مطرح كرد. برخي ديگر ده مقام و عده‌اي 17 مقام ذكر كردند.(11)
    خواجه نصير الدين طوسي، 6باب اصلي را مطرح مي‌كند و هر يك را به 6 فصل تقسيم مي‌كند كه هر يك نام مقامي است، به جز باب آخر كه فناست و آن را قابل تكثير نمي‌داند. در واقع وي 31 مقام را بيان كرده است.(12) مهمترين اثر در عرفان عملي، منازل السايرين خواجه عبدالله انصاري است كه 10 مرحله اصلي دارد و هر يك از آنها نيز به 10 مرحله تقسيم مي‌شوند. ده باب اصلي عبارتند از: بدايت‌ها، ابواب، معاملات، اخلاق،‌اصول، وادي‌ها، احوال، ولايات، حقايق، نهايات، و آخرين مقام از آخرين مرحله را، توحيد مي‌داند كه هدف عارف است.(13)

    جايگاه عرفان در قرآن و سنت
    چنان كه گفته شد، مراحل آغازين عرفان، برگرفته از آموزه‌هاي ديني، هم چون زهد، توكل، ‌اخلاص و... مي‌باشد و نيز چنان كه در تاريخچه آمد، عرفاي فراواني سعي در نزديكي عرفان با شريعت داشتند، ولي آن چه قطعي است اين است كه بسياري از مسائل و مباحث عرفاني، دقيقاً از متن دين اسلام برداشت شده‌اند. آيات بلند قرآن كريم درباره توحيد، برداشت‌هاي ابتدايي و ساده از توحيد را به كناري مي‌نهد و ما را به فهم عرفا از توحيد نزديك مي‌كند. همانند: أينما تولّوا فثم وجه الله (بقره، 115) به هر طرف رو كنيد چهرة خدا آن جاست. نحن اقرب اليه منكم (واقعه، 85) از شما به او (ميت) نزديكتريم، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن (حديد، 3) و آيات ديگر.
    در مورد سير و سلوك و طي مراحل قرب به حق، تا آخرين منازل، كافي است، به آيات درباره «لقاء الله» و «رضوان الله» و يا آيات مربوط به وحي و الهام و مكالمه ملائكه با غير پيامبران و داستان معراج پيامبر رجوع كنيم. در قرآن سخن از علم لدنّي و افاضي آمده و از تسبيح ذرات جهان سخن رفته است و اين همه به جز روايات و خطبه ادعيه است. دعاي كبير، دعاي ابوحمزه، مناجات شعبانيه، دعاهاي صحيفه سجاديه و بالاخره دعاي عرفه امام حسين ـ عليه السّلام ـ .
    در حديث قرب نوافل نيز آمده است كه بنده، در اثر عبادت، به مقامي مي‌رسد كه خداوند گوش و چشم و لسان و دست آن بنده مي‌شود كه با آنها مي‌بيند و مي‌شنود و سخن مي‌گويد.(14) آياتي كه از محبت خدا و بندگان سخن به ميان مي‌آورند نيز، از ريشه‌هاي مباحث عرفاني است.(15) (16)همچنين مي‌توان به احاديث فراواني كه درباره معرفت نفس و ارتباط آن با شناخت خدا آمده است، اشاره نمود.(17)

    عرفان اسلامي در مقايسه با ساير مكاتب عرفاني
    از آن جا كه قرآن و سنت، جزو منابع عرفان اسلامي هستند، ‌بديهي است كه عرفان اسلامي، برتري خاصّي نسبت به ساير مكاتب داشته باشد كه اين نكته، با نظري اجمالي به برخي از مكاتب عرفاني، بيشتر روشن مي شود. هر چند عرفاي مسلمان از تمامي اين مكاتب بهره‌ برده‌اند، ولي آن چه باعث مزيّت و رجحان ايشان است، آموزه‌هاي دين اسلام مي‌باشد.

    نتيجه با نظر به آن چه آمد، مشخص مي‌شود كه عرفان، ريشه در فطرت و دين فطري دارد، و در ميان اقوام و اديان ‌ديگر نيز وجود دارد. ولي عرفاي مسلمان، با بهره‌گيري از آموزه‌هاي اسلام و همراه كردن انديشه‌هاي خود با فلسفه، عرفان نظري و عملي را اغناي خاصي بخشيده اند. اين دانش از آن جا كه موضوعش ذات و اسماء خداست و هدفش رسيدن به توحيد مي‌باشد، برترين علم شمرده شده است.

    پاورقی:
    1. ر.ك: مطهري، ‌مرتضي، عرفان حافظ، تهران، انتشارات صدرا، 1381، چاپ نونزدهم، ص 14.
    2. ر.ك: مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، ص 89 ـ 90.
    3. يثربي، سيد يحيي، فلسفه عرفان، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1377، چاپ چهارم، ص 232، و نيز زرين كوب، عبدالحسين، دنباله جستجو در تصوف ايران، تهران، امير كبير، 1380، چاپ پنجم، ص 362، و نيز برنجكار، رضا، آشنايي با علوم اسلامي، تهران، انتشارات سمت و طه، 1378، ص 141.
    4. يثربي، سيد يحيي، همان، و نيز برنجكار، رضا، همان، ص 143.
    5. يثربي، همان، ص 218.
    6. ر.ك: صائن الدين ابن تركه، تمعيد القواعد، ص 26.
    7. ر.ك: يثربي، سيد يحيي، فلسفه عرفان، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، 1377، ص 33 ـ 62.
    8. ر.ك: مطهري، مرتضي، عرفان حافظ، ص 83 ـ 131.
    9. ر.ك: مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، ص 161 ـ 173، و عرفان حافظ، ص 12.
    10. ر.ك: يثربي، سيد يحيي، ‌عرفان نظري، ص 239 ـ 266.
    11. ر.ك: برنجكار، رضا، همان، ص 159.
    12. ر.ك: طوسي، نصير الدين، اوصاف الاشراف، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368.
    13. ر.ك: انصاري، خواجه عبدالله، شرح منازل اسايرين، به شرح عبدالرزاق كاشاني، نگارش علي شيرواني، تهران، الزهراء، 1373.
    14. ر.ك: كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365، ج 2، ص 352، ح7 و 8.
    15. مانند: آل عمران:31. مائده:54، بقره:165.
    16. ر.ك: مطهري، مرتضي، همان، ص 100 ـ 108.
    17. ر.ك: محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، بيروت، مؤسسه دار الحديث، 1419، ج 5، ص 1876، 1883. و نيز ر.ك: طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، مؤسسه اسماعيليان، چاپ پنجم، 1371، ج 6، ص 162 ـ 194 كه تفسير آيه 105 از سوره مائده مي‌باشد.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نظریه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درباره عرفان اسلامی

    حضرت امام خميني(ره) درباره عرفان اسلامي، نظر بسيار ارزشمندي دارد.زيرا او خودش گذشته از اين كه فيلسوف، سياست‌مدار و فقيه بزرگ بود، عارفي سترگ نيز به شمار مي‌رفت. به طوري كه نه تنها متون عرفان اسلامي را نزد بزرگاني چون مرحوم شاه‌آبادي و ميرزا جواد ملكي تبريزي بخوبي فرا گرفته بود، بلكه خود صاحب‌نظر در مسايل عرفاني بوده است و ديدگاه خاص او را مي‌توان از تعليقه ايشان بر فصوص ‌الحكم و مصباح‌الانس بدست آورد.

    يكي از علما ضمن سخنراني درباره حضرت امام خميني، از يكي از مخالفان امام نقل مي‌كرد كه بعد از رحلت امام گفته، حيف آن عرفان كه با رحلت آن شخص (امام خميني) مدفون شد. اين حرف دليل بر آن است كه حضرت امام ديدگاه‌هاي ارزشمندي درباره عرفان اسلامي داشته است.

    نكته ديگر اين كه حضرت امام نه تنها خود عارف بود، بلكه معتقد بود كه عرفان اسلامي بايد وارد زندگي علمي و حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها شود، لذا در تفسير سوره حمد با اصرار گفته است: «نبايد از اين بركات مردم را دور كرد، بايد مردم را به اين سفره پهن الهي، كه قرآن و سنت و ادعيه باشد دعوت كرد. مرحوم آقاي شاه‌آبادي، براي عده‌اي از كاسبها كه مي‌آمدند آن جا، مسايل را همان طوري كه براي همه مي‌گفت، براي آنها هم مي گفت. من به ايشان عرض كردم: آخر اين‌ها كه سنخيتي ندارند (نمي‌توانند به عمق اين اسرار و معارف برسند) گفت: بگذار اين مطالب به گوش‌شان بخورد. ‌خوب ما يك چنين اشخاصي داشتيم، حالا به سليقه من درست نمي‌آيد كه نمي‌شود گفت اين‌ها اشتباهات است»(1)

    از اين بيان امام به خوبي بدست مي‌آيد كه ايشان سخت علاقمند و معتقد بوده است كه معارف عرفاني، وارد فرهنگ علمي مسلمانان بشود و مردم از حقايق عرفاني آگاه شوند، و در راستاي اين باور بوده است كه در كتاب اربعين خود مي‌گويد: من و تو اهلش نيستيم، ولي خوب است منكر هم نشويم و ايمان داشته باشيم. و درباره مخالفان عرفان اسلامي در يكجا مي فرمايد: «از امور مهمه‌اي كه تنبه به آن لازم است و اخوان مؤمنين خصوصاً اهل علم بايد در نظر داشته باشند، آن است كه اگر كلامي از بعضي علماء نفس و اهل معرفت ديدند، يا شنيدند، به مجرد آن كه به گوش آنها آشنا نيست، يا مبني بر اصطلاحي است كه آنها را از آن حظّي نيست، بدون جهت شرعي رمي به فساد و بطلان نكنند و از اهل آن توهين و تحقير ننمايند و گمان نكنند، هر كس اسمي از مراتب نفس و مقامات اولياء و عرفا و تجليات حق و عشق و محبت كه در اصطلاح اهل معرفت رايج است برد، مروّج دعاوي صوفيه است، يا بافنده از پيش خود است. به جان دوست قسم كه كلمات نوع آنها، شرح بيانات قرآن و حديث است.»(2)

    و در جاي ديگر بعد از بيان حديثي از امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌گويد: «بالجمله شواهد بيش از آن است كه بتوان در اين مختصر گنجانيد و مقصود ما از اين تطويل آن است كه برادران! ايمان خود را قدري به معارف نزديك كنيم... اي عزيز شيطان تو را وسوسه نكند و به آنچه داريد قانع ننمايد، قدري حركت كن و از صورت بي‌مغز، تجاوز نما و ذمائم اخلاق خود را و حالات نفسانيّه خويش را، تحت مطالعه و مداقّه قرار بده و با كلمات بزرگان انسي بگير كه در آن بركاتي است، فرضاً كه از عرفا، كسي را به بزرگي نمي‌شناسي. از افرادي مانند سيد ابن طاووس، محمدتقي مجلسي، ميرزا جواد ملكي تبريزي، پيروي كن و در اين باره مطالعه داشته باش و اگر نفهميدي از اهلش سؤال كن، شايد از اين تأسف و انكار خارج شوي.»(3)

    و در محل ديگر با اشاره به اين كه بسياري از معارف ديني را با كمك ره‌آورد بزرگان اهل معرفت، بهتر مي‌توان فهميد، همگان را از مخالفت و عداوت با عارفان راستين بر حذر داشته و در اين باره مي‌گويد: «و من ترا اي برادر عزيز سفارش مي‌كنم كه به اين عارفان و حكيمان كه از شيعيان خالص علي بن ابي طالب و اولاد معصوم او هستند و در راه آنان قدم بر‌مي‌دارند و به ولايت و دوستي آنان متمسك‌اند، گمان بد مبر و مبادا كه درباره آنان سخن ناپسندي بزني و يا به آنچه درباره آنان گفته شده، گوش فرا دهي و تنها مطالعه كتابهاي آنان بدون آن كه به اهل اصطلاح مراجعه شود، كافي نيست كه از مقاصد آنان اطلاع حاصل شود، زيرا هر قومي را زباني مخصوص و هر طايفه‌اي را بيان ويژه‌اي است و اگر نبود اين سخن به درازا مي‌كشيد، بيشتر در اين باره بحث مي‌كردم.»(4)

    نكته ديگر در اين مسئله آن است كه حضرت امام، نسبت به عارفان بزرگ مسلمان، مانند مولانا جلال الدين بلخي و محي الدين عربي، ديدگاه خاصي داشته اند. لذا به نظرات عرفاني آنان توجه زيادي داشته است. از جمله استاد حسن زاده آملي فرمود: كه حضرت امام مي‌فرمودند: امروز نه تنها كسي نداريم كه فتوحات مكيه بنويسد، بلكه كسي نيست كه بتواند آن كتاب را موضوع‌بندي و فهرست كند، و از اشعار مولانا در برخي آثار عرفاني خود بهره جسته و به كلمات نغز عرفاني او تمسك مي‌كرده است و در نوع گفتارش، مردم را از ستيزه با انديشه‌هاي ژرف عرفاني آنان بر حذر داشته است.

    نكته ديگر اين كه حضرت امام، به دليل گرايش شديد عرفانيش، نوع گفتار و نوشتارش عرفاني است و در خصوص مسايل عرفاني، آثار متعددي از خود به يادگار گذاشته است. از جمله: ديوان اشعار، مصباح الهداية الي الخلافة و الولاية، سرّ الصلوة يا معراج السالكين و اسرار العارفين، تعليقة بر فصوص الحكم و مصباح الانس، شرح عرفاني بر دعاي سحر، لازم به ذكر است كه آثار حضرت امام، توسط مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، چاپ و منتشر شده است.

    از مجموع اين مطالب چند نكته بدست مي‌آيد:

    اولاً: معلوم مي‌شود كه حضرت امام به عنوان يك متخصص و اسلام‌شناس بزرگ و فقيه نامدار، عرفان اسلامي را به عنوان يكي از رشته‌هاي اساسي علوم اسلامي، بسيار دوست داشته و معتقد بوده است كه اين دانش ارزشمند كه ريشه در متون ديني (قرآن و سنت و ادعيه اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ) دارد، بايد به صورت صحيح و درست فرا گرفته شود و در تهذيب و ترويج آن تلاش كرد.

    ثانياً: كساني را كه به هر دليلي، با معارف عرفاني مخالفت مي‌كنند، بدين نكته توجه داده است كه مخالفت آنان با معارف عرفاني، سبب محروميتشان از نكته‌هاي آموزنده ره‌آورد اصل شهود مي‌شود و باعث مي‌گردد كه برخي نااهلان، بدون دليل، با بزرگان اهل معرفت و اخلاق، ستيزه نمايند و اين كار گرچه موجب قرب بيشتر آنان به خداوند مي‌شود، اما ضررش به فرهنگ علمي جامعه اسلامي برمي‌گردد.

    ثالثاً: حضرت امام بدين نكته توجه داده است كه اگر كسي، خود اهل راه و سلوك نيست، نبايد سدّ معبر كند و زمينه محروميت ديگران را از معارف الهي فراهم سازد.

    رابعاً: عرفان اسلامي را بايد نزد استاد كار آزموده و مجرب آموخت و چيزي نيست كه فقط با مطالعه قابل درك باشد.


    پاورقی:

    1. تفسير سوره حمد، ‌نشر مؤسسه آثار امام خميني، چاپ اول، 1378 ش، ص 193.
    2. موسوي خميني، سيد روح الله، سرّ الصلوة معراج السالكين و صلوة العارفين، نشر مؤسسه آثار امام خميني، چاپ ششم، 1378ش، ص 38.
    3. موسوي خميني، سيد روح الله، سرالصلوة، نشر مؤسسه آثار امام خميني، ص 40.
    4. موسوي خميني، مصباح الهدايتة الي الخلافة و الولايه، ترجمه احمد خهري، نشر پيام آزادي، 1360 ش، ص73.

    این دو پست درباره عرفان اسلامی و مبانی آن بوده است
    حال در پست بعدی به مبانی تصوف خواهیم پرداخت



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    و اما تصوف و مبانی تصوف

    جواب: واژه «تصوف» بنا بر اظهر احتمالات از واژه «صوف» گرفته شده است و از لغات مستحدثه به معني «پشمينه پوشي» به عنوان نمادي از زندگي سخت و دوري از تن پروري و لذت پرستي مي باشد. يكي از مؤلفان «تاريخ تصوف در اسلام» پس از نقل اقوال و عقايد مسلمانان و بعضي از مستشرقين درباره اصل و اشتقاق كلمه «صوفي» و «متصوف»، نتيجه گرفته است كه نزديك ترين قول ها به عقل و منطق و موازين لغت اين است كه (صوفي) كلمه اي است عربي و مشتق از لغت «صوف», يعني پشم. وجه تسميه زهّاد و مرتاضين قرون اول اسلام به «صوفي» آن است كه لباس پشمينه خشني مي پوشيدند و نيز لغت «تصوف» مصدر باب تفعّل و معناي آن پشمينه پوشيدن است، همان طور كه «تقمّص» به معني پيراهن پوشيدن است.(1)
    درباره معني «تصوف» و اين كه به چه كسي «صوفي» مي گويند، بايد اعتراف كرد كه يك تعريف جامع كه طريقه و روش صوفيه را كه در برگرفته و مورد قبول همگان باشد، يافت نمي گردد.
    گويند: «ابو منصور عبدالقادر» (متوفي 429 هـ ق) در بغداد بر حسب حروف ابجد و با توجه به تاليفات بزرگان صوفيه، در حدود يك هزار تعريف درباره تصوف و صوفيه و نظريات آنان، جمع آوري كرده است،(2) البته مشايخ صوفيه صدها تعريف براي تصوف و معني «صوفي» ذكر كرده اند و از هر كدام از اقطاب و رؤساي اين فرقه چند تعريف درباره تصوف نقل شده است,(3) از اين مطلب آشكار مي گردد كه تا چه اندازه تباين و اختلاف در فروع نظريه تصوف وجود دارد و به قول «ابو سعيد بن اعرابي صوفي» (م. 340 هـ.ق) صوفيه قائل به جمع بودند, اما صورت اين جمع نزد هر دسته از آنان بر خلاف آن چه بوده كه در نزد ديگري است و با اين ترتيب در اسماء متفق و در معاني مختلف بودند.(4)
    با وجود همه اين تعريفات، تا به حال نتوانسته اند يك تعريف جامع براي «تصوف» بيان كنند و خود اين همه اختلاف و مغايرت كه در تعاريف آن ها وجود دارد، كاشف از اين است كه هر كدام، مفهوم جداگانه اي براي تصوف و صوفي قائل بوده اند(5) و لذا بايد گفت: تصوف يك مذهب خاص و منظم و محدود نيست. بلكه يك طريقه التقاطي است كه از به هم آميخن عقايد و افكار گوناگون به وجود آمده است. به همين جهت حد و حصاري ندارد و در طي قرون و اعصار با مقتضيات و شرايط و افكار هر دوره تغيير شكل مي دهد.(6)


    پاورقی:
    1. قاسم غني، تاريخ تصوف در اسلام، ص 45.
    2. نفحات الانس، مقدمه مصحح، ص 15.
    3. عبارت عوارف المعارف سهروردي چنين است: «و اقوال المشايخ في ماهية التصوف تزيد علي الف قول، اقوال مشايخ صوفيه در تعريف تصوف بيش از هزار قول است».
    4. مقدمه نفحات الانس، ص 16.
    5. دشتي، علي، در ديار صوفيان، چاپ جاويدان، ص 9.
    6. زنجاني، عميد، تاريخ تصوف، ص159.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    مکتب تصوف

    مكتب تصوف و فرقه هاي صوفيه كه امروز در ميان برخي از جوامع اسلامي رايج است برخاسته از دين اسلام نميباشد. زيرا نه در قرآن كريم و نه در متون روايي معتبر هيچ پايگاه و ريشهاي براي تصوف و فرقههاي آن وجود ندارد لذا تصوف با آمدن اسلام در ميان مسلمين نيامده است. از ديدگاه تاريخي نيز اين نتيجه بدست ميآيد كه تا زمان حكومت عباسيها اثري از صوفيه و تصوف و فرقه ها و اقطاب آن در ميان مسلمين به چشم نميخورد و همة محققين بر اين مطلب اتفاق نظر دارند.
    كيوان سميعي ميگويد در زمان پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كسي بنام متصوفه وجود نداشته و از زمان امام صادق ـ عليه السّلام ـ به بعد مردمي بنام متصوفه و صوفي پديد آمدند. و در قرن دوم قمري با عمل ظهور ميكند و در قرن سوم با علم كلام و فلسفه تلاقي نموده و چندي بعد با عمل و علم وارد خانقاهها و محافل صوفيان ميشود تا در قرن هفتم به عرفان علمي ميرسد و محي الدين عربي اندلسي (م. 638ق) و صدر الدين قونوي پسر زن و شاگرد محي الدين را به وجود ميآورد.(1)
    دكتر قاسم غني ميگويد: بعد از حكومت امويان در راستاي انشقاق مسلمين به فرقه هاي گوناگون دسته مخصوصي بنام صوفيه و متصوفه پيدا شدند و در حدود سال 200 ق اين نامها شايع و معروف گشت. پس قدر مسلم اين است كه در دوره صحابه و تابعين اين فرقه وجود نداشته است بلكه از پديدههاي قرن دوم است.(2)
    در نفحات الانس آمده است كه تا قرن دوم هجري از صوفي اسمي نبود و پس از ورود ملل مختلف، فرقه هاي گوناگون خصوصاً صوفيه در بين مسلمين پديدار شد و جاحظ اولين كسي است كه اين كلمه را در كتاب «البيان و التبيين» بكار برده و اولين كسي كه اين نام بر او اطلاق شد ابوهاشم كوفي است.(3) ابن الجوزي(4) ابن خلدون(5) سيد اسدالله خاوري(6) و ديگران نيز به اين مطلب اشاره نموده اند.
    علامه طباطبائي درباره پيدايش تصوف چنين ميفرمايد: تصوف مقارن با انتشار بحث فلسفي در زمان عباسيان ظهور نمود.(7) و براي آن ريشه اي در عهد خلفاء در لباس زهد وجود داشته است. و سپس به شكل متصوفه در اوائل عهد بني عباس توسط ظهور مرداني از صوفيه مثل بايزيد، جنيد، شبلي و معروف كرخي و غير آنان پديدار شدند. اين قوم زماني كه ادعاي كرامات كردند و مطالبي را كه با ظواهر دين و حكم عقل متناقض بودند به زبان آوردند و ادعا ميكردند كه بر اين معاني صحيح فهم اهل ظاهر نميرسد، بر فقها و عامه مسلمين گران تمام شد و آنان را انكار نمودند و از آنها تبرئه جسته و مورد تكفيرشان قرار دادند و با حبس، شلاق، كشتن، دار آويختن و تبعيد نمودن از آنان دوري جستن. صوفيه در قرن ششم و هفتم به اوج خودشان رسيده و پس از آن به سوي انحطاط گرائيده و مردم از آنان اعراض نمودند.(8)
    از آنچه كه بيان گرديد و نيز با رجوع به ساير كتبي كه به اين امر پرداخته اند بدست ميآيد كه تصوف ربطي به اسلام ندارد چون اگر ملازم با دين اسلام ميبود، بايد توسط شخص پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و جانشينان معصومش تبيين ميگرديد همانطوريكه خود اسلام و مفاهيم ديني و اوامر و نواهي تا جزئي ترين مسائل آن به وسيله آن حضرات ـ عليهم السّلام ـ بيان شدهاند امّا از تصوف و مباني آن حتي به صورت كلي هم نام نبرده اند مگر در بعضي از روايات كه در مقام نكوهش و مذمّت از آن نام برده شده است.(9)
    امّا به رغم اين واقعيت همة فرقه هاي صوفيه مسلك تصوف را به اسلام و پيشوايان دين نسبت ميدهند و هر كدام سلسله اقطابشان را از راههاي مختلف به ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ و در نهايت به پيامبر معظم اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميرسانند و اصرار دارند كه اين پندارهاي آنان را مردم بپذيرند.

    امّا فلسفه پيدايش:
    عوامل زير در فلسفه پيدايش صوفيه در ميان مسلمين نقش عمده و اساسي داشته است:
    1.گرايشات و تمايلات دروني و فطري نوع انسان به يك سلسله اموري كه خيال ميشود مايه كمال و آسايش روحي انسان است باعث شده كه در ميان ملتهاي مختلف و حتي اقوام كهن با داشتن دينهاي متفاوت عدهاي را به امور مربوط به نفس مشغول نمايد. علامه طباطبائي در ضمن كلام مفصّلي كه در اين باره دارد ميفرمايد: مسئله اشتغال به نفس يك سنت جديد در زمان ما نيست بلكه نقل و اعتبار دلالت دارند بر اينكه اشتغال به نفس از سنتهايي است كه در بين مردم دائر بوده و هر چه به عقب برگرديم اين سنت كه لازمه انسانيت است تا قديميترين زمان در روي زمين وجود داشته است. از احوالات امتها و ملتهاي گذشته و تأمل در سنتها و سيرههاي آنان و تحليل عقايد اعمالشان بدست ميآيد كه آنان به طرق مختلف به نفس اشتغال داشتهاند تا اينكه از اين طريق به آثار عجيبهاي كه از نفس صادر ميشود دست پيدا كنند و لذا حتي در ميان آثار اقوام كهن آفريقا و غير آفريقا بقايايي از اساطير، سحر و كهانت و امثال اينها ديده ميشود بنابراين اشتغال به نفس از عرفان فطري انسان نشأت ميگيرد و اختصاص به قوم و ملتي خاصّ ندارد(10)
    بر اين اساس برخي از مسلمانان نيز به علت اينكه انسان هستند از ين عامل متأثر گرديده و به سوي امور و پديدههاي نفساني تحريك شده و در كنار عوامل ديگر به تدريج به تصوف و صوفيگري منتهي گرديده اند.

    2. وجود برخي از مفاهيم و معاني در متون اسلامي از قبيل، ولايت، ولي، زهد، صبر، تقوي، توكّل، نكوهش دنياگرايي و امثال اينها كه مربوط به تربيت و تزكيه نفس ميشوند مسلمانان را به خود جذب نموده لكن برخي از مسلمانان به علت انكار و دوري از اهل بيت عصمت و عترت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه به نص صريح و صحيح پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در هدايت و رستگاري امت اسلامي و جامعه بشري و در دسترسي صحيح به اين امور معنوي عدل قرآن قرار داده شدهاند، هم در ظاهر و هم در باطن راه انحراف و افراط يا تفريط را در پيش گرفته و با رأي و نظر قاصر و جهل آميزشان اسلام را تلقي نموده و با وارد نمودن روشهاي انحرافي از مكاتب بيگانه تا توانسته اند اين كاستي و خلاء علمي و معنوي را پر نموده و در برابر مذهب فقهي اهل بيت مذاهب اربعه را به وجود آوردند و در مقابل مكتب معنوي و ولايي امامان اهل بيت، مكتب تصوف و اولياء تقلّبي دست ساخته خودشان را بر عدهاي از مسلمين تحميل نموده و پيروي از آنان را لازم و مايه نجات و تكامل پنداشتند. و لذا شيعيان آگاه به علت پيروي از رهبران راستين الهي هيچ نيازي به اين مكتب تقلّبي نداشته و ندارند بلكه اين مذهب اهل سنت بوده است كه بستر مناسب و خواستگاه تصوف و فرقههاي صوفيه و ولايت اولياء و اقطاب صوفيه گرديده و بناء و اساس اين مكتب را گذاشته و تا امروز ادامه دارد. ولي متأسفانه در قرون بعدي برخي از شيعيان نيز به علت جذابيت ادبيات و فقر تصوف به سوي اين مكتب لغزيدهاند كه در اين مختصر مجالي براي بحث از اين مطلب وجود ندارد.

    3. عامل سوم فلسفه پيدايش فرقههاي صوفيه اختلاط و معاشرت برخي از مسلمانان با پيروان اديان بيگانه ميباشد. قاسم غني در اين مورد ميگويد: واقع امر اين است كه تصوف طريقه مركب و بسيار پيچ در پيچي است و منابع مختلف و متنوع داشته و از سرچشمههاي متعدد آب خورده است. صوفيه از حيث مذاق و سليقه التقاطي بوده و مانند مردمان متعصّب هيچ وقت پاي خود را به يك جا نبستهاند. به اين معني كه همين كه رأي و عقيدهاي را موافق با ذوق و حال خود يافتهاند و منتسب به هر كس و هر جا بوده گرفته اند و هميشه لسان حالشان اين بوده كه:
    شاخ گل هر جا كه ميرويد گل است
    خم مُل هر جا كه ميجوشد مُل است
    و مهمترين منابع غير اسلامي تصوف عبارت اند از ديانت مسيحيت، فلسفه نو افلاطوني و حكمت اشراق عرفاني قبل از اسلام و افكار و آراء بودايي.(11) و بر اين مطلب اكثر محققين و علما اسلامي اتفاق دارند .

    نتيجه اين شد كه تصوف از اسلام نشأت نگرفته است بلكه برخي از مسلمانان بر طبق ذوقيات و با تقليد از بيگانگان در قرنهاي دوم و سوم هجري با آميختن عناوين اسلامي با مفاهيم و منابع بيگانه به تدريج اختراع شده و در مسير تحول خود به فرقههاي متعدد و بيشمار تقسيم گرديده است. و نيز دوري از خاندان پاك رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و تمايلات دروني به سوي امور معنوي و آميزش با مكاتب غير اسلامي از فلسفه و علت پيدايش فرقه هاي صوفيه به شمار مي آيند.


    پاورقی:
    1. سميعي، كيوان، مقدمه مفاتيح الاعجاز، ص 70 و 71، تهران، انتشارات سعيدي، پنجم، 1371 ش.
    2. دكتر قاسم غني، تاريخ تصوف در اسلام، ج2، ص 45 و 50، تهران، زوار، هشتم1380ش.
    3. جامي، ملا عبدلرحمن، نفحات الانس، ص 15، كتابفروشي محمودي، بي تا.
    4. ابن الجوزي عبدالرحمن، تلبيس ابليس، ص 199، بي جا و بي تا.
    5. ابن خلدون، تاريخ ابن خلدون، 1: 467، بيروت، دار احياء التراث العربي، چهارم، بي تا.
    6. سيد اسد الله خاوري، ذهبيه تصوف علمي، آثار ادبي، ص 12، دانشگاه تهران، دوم، 1383 ش.
    7. طباطبائي،محمد حسين، الميزان، 1: 25 قم، دفتر نشر اسلامي، بي تا.
    8. همان، ج 5، ص 281 و 282.
    9. اين روايات در رساله اثنا عشريه شيخ و عاملي جمع آوري شده است.
    10. الميزان، ج 6، ص 180 و 182.
    11. رجوع شود به تاريخ تصوف در اسلام، ج 2، ص 67 و 68.

    خواهر بزرگوار
    مطالب در این باره بسیار زیاد و متنوع هست که انشاالله در سلسله مباحث بعدی به شبهه صوفیگری شاعران خواهیم پرداخت
    همواره سربلند و متعالی باشید

    ویرایش توسط یوسف . : ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ در ساعت ۲۱:۳۱


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    851 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف . نمایش پست
    خواهر بزرگوار
    مطالب در این باره بسیار زیاد و متنوع هست که انشاالله در سلسله مباحث بعدی به شبهه صوفیگری شاعران خواهیم پرداخت
    سلام

    ممنونم کا

    خیلی جامع و قشنگ بود

    من پروپوزال منابع را قرآن کریم و کتابهای عرفان و تصوف فرهنگ اصطلاحات عرفانی نوشتم می شه این دانلودش بزارید ممنونم

    آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    سلام

    ممنونم کا

    خیلی جامع و قشنگ بود

    من پروپوزال منابع را قرآن کریم و کتابهای عرفان و تصوف فرهنگ اصطلاحات عرفانی نوشتم می شه این دانلودش بزارید ممنونم
    سلام خواهر بزرگوارم
    منظورتون رو متوجه نشدم
    لطفا بیشتر توضیح بفرمائید تا به خواست خدا در خدمتتون باشم

  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    851 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف . نمایش پست
    منظورتون رو متوجه نشدم
    سلام فعلاهمینا باشه تا بعدممنونم

    آغوش دریافت رموز و اسرار الهی است می شود توضیح دهید؟!ممنونم

  13. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود