صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و حرکت خورشید و تفسیر قرآن!

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قرآن و حرکت خورشید و تفسیر قرآن!




    درود...درود!
    در تاپیکی در چند روز پیش یک دو سه تا پست در رابطه با حرکت خورشید و مباحث مربوط به اون مطرح شد...که من همونا رو نقل قول می کنم و می خوام نظر کارشناس رو بدونم(البته امیدوارم دوستان هم شرکت کنند و اظهار نظر کنند)(قلا دوستان در اینگونه بحث فعال تر بودن
    گرامی جدیدا برای من مواردی از قران پیدا شده که اتفاقا با نمونه های علمی سازگاری ندارند...یعنی شبهه ایجاد می شود که ندارند....
    بگذارید یک مثال بزنم...
    بنده در پی نظری یکی از دوستان در تاپیکی که اشاره کردم نوشتم:
    ********************
    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ في‏ فَلَکٍ يَسْبَحُونَ
    آیه انبیا 33 می فرماید:اوست که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورد و ایندو هرکدام در فلکی شناورند....

    در آیه بالا به صراحت اشاره شده که خورشید در حرکت است در فلکی!!!...شاید منظور از حرکت خورشید حرکتی است که خورشید در کهکشان دارد نه حرکتی که خورشید دور زمین دارد که اشتباست....ولی توجه کنید...

    در این آیه در کنار حرکت خورشد به حرکت ماه نیز اشاره شده و بعد به جریان و پدیده شب و روز هم اشاره شده...اینجاست که این شبهه مطرح می شود که منظور از حرکت ماه و خورشید حرکتی است که شب و روز را پدید می آورد و یا حرکنیست که همراه با پیدایی و دگرگونی شب و روز است و در نتیجه منظور همان تفکر اشتباهی است که می گوید که خورشید دور زمینی که ثابت هست حرکن می کند که این اشتباست...چون این حرکت زمین است که باعث پیدایش شب و روز می شود نه حرکت خورشید

    و جالب اینکه خدا و یا قرآن در هیچ آیه ای به حرکت زمین اشاره نکرده!!!!!!!...

    دلیل دیگه ای که این شبهه را ایجاد می کند که منظور از حرکت خورشید همان حرکتیست که خورشید دور زمین دارد این است که قرآن می فرماید:
    أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ﴿۴۵﴾
    آيا نديده‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏ خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم (۴۵)
    در آیه بالا اشاره شده که خورشید دلیلی بر حرکت سایه هاست...

    آیا این شبهه ایجاد نمی شود که حرکت خورشید به دور زمین مطرح است که باعث حرکت سایه هاست..در حالی که این اشتباست..این حرکت چرخشی زمین است که باعث حرکت سایه هاست...خورشید که در منظورمه شمسی حرکتی ندارد.
    آیا اینها کافی نیست که متوجه شویم با یک شبهه بزرگ مواجهیم
    **************

    و بعد دوستی نوشتند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa4 نمایش پست
    سلام پاریس گرامی
    اگر آیاتی که فرمودید را بتوان طوری تفسیر کرد که با علم در تضاد نباشد، در آن صورت نمی توانیم با اطمینان از تضاد این آیات با علم صحبت کنیم.
    در کل باید کنیم از هیچ طرف بام نیفتیم.

    موفق باشید
    و بنده در پاسخ نوشتم:
    **********
    در پاسخ عرض کنم....اگر در قرآن تنها به حرکت خورشید اشاره شده بود می شد گفت که بله هم میشود از آن معجزه در آورد و هم میشد از آن تناقض علمی پیدا کرد..مثلا بگوییم منظور از حرکت خورشید حرکت به دور زمین است که تناقض علمیست یا گفت منظور از حرکت، حرکت خروشیذ در کهکشان هست که پس معجزه علمیست...ولی وقتی قراین و شواهدی دیگر از قرآن می آوریم می بینیم که واقعا آدم خیلی سخت به شبهه می افتد...(که من شواهد را در بالا به رنگی مشخص و نوشته ام)...همچنین شواهد دیگر و گذاره های تاریخی و تفکر قدیم را هم در نظر بگیریم واقعا ذهن به این سو می رود که منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکتیست که به دور زمین دارد...اگر بخواهیم این شواهد را نادیده بگیریم و طوری سخن بگوییم و تعبیر کنیم که آیات با منطق مطابقت داشته باشند...به نظرم باید اصلا قرآن را به کنار بگذاریم و بعد ببینیم با منطق خود چه چیز خوب و عقلانیست و بعد بیاییم آیات را بر طبق عقلانیت و داده های خود تعبیر کنیم...و این طور دیگر قرآن آن اعتبار و آن ارزشمندیش را از دست می دهد!!!!آدم اینطور می تواند کتابی دیگر را را انتخاب کند و ان کتاب را طوری تعبیر کند که یک شاهکار به نظر بیاید...!!

    جالب اینکه بعضی از علمای وهابی که عرب زبان هستند و از خیلی از کاربران و کارشناسان سایت اشتباه نکنم حداقل به عربی و قواعد آن آشنایی دارن(چرا که عربی زبان مادریشان است و در این راه راحت تر مطالعه داشته اند)اظهار کرده اند که خورشید از منظر قرآن دور زمین در حال حرکت است:

    "به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از شيعه آنلاين، شیخ صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان، از سرشناس‌ترین علماي ديني و مفتيان عربستان سعودی، در پاسخ به این پرسش که آیا زمین به دور خورشید می‌چرخد، گفت: این امری است مربوط به خدا، که کهکشان‌ها را اداره می‌کند. قرآن كريم می‌گوید خورشید در حرکت است، در حالی که زمین ثابت بر جای می‌ماند. قرآن این واقعیت را بر ما آشکار اعلام می‌کند. ما به آیه قرآن باور داریم، نه به چیزی که دانشمندان ادعا می کنند."


    ***********
    حالا با توجه به نوشته های بالا:
    1- در کل نظر قرآن در مورد حرکت خورشید چیست...مستقل از کشفیات علم روز!!!!خواهشن پاسخ بدهید
    2-آیا از منابع تاریخی و احادیث معتبر چه مستقیم و چه غیر مستقیم می توان پی برد که دیدگاه مردم عربستان در هنگامه ظهور اسلام چه بوده؟
    3-سوال آخر اینکه آیا شواهد و قراین دال بر این نیست که منظور قرآن از حرکت خورشید حرکتیست که به دور زمین دارد و اگر بخواهیم برخلاف شواهد از قرآن نتیجه گیری کنیم ایا بسیاری از آیات آن سندیت و روشنیشان را از دست خواهد داد و این عقل و دانش انسان است که او را ارزشمند تر می کند...مثلا علم پیرفت کرد و به ساختار جهان پی برد، حالا با پیشرفت علم آیات مربوط به خورشید را طوری تعبیر می کنیم که با علم جور در بیاید و بعد به قرآن اعتبار علمی هم می دهیم....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست





    قرآن و حرکت خورشید و تفسیر قرآن!








    کارشناس بحث: استاد میقات

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    قرآن و حرکت خورشید و تفسیر قرآن!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ في‏ فَلَکٍ يَسْبَحُونَ
    آیه انبیا 33 می فرماید:اوست که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورد و ایندو هرکدام در فلکی شناورند....

    در آیه بالا به صراحت اشاره شده که خورشید در حرکت است در فلکی!!!...شاید منظور از حرکت خورشید حرکتی است که خورشید در کهکشان دارد نه حرکتی که خورشید دور زمین دارد که اشتباست....ولی توجه کنید...

    در این آیه در کنار حرکت خورشد به حرکت ماه نیز اشاره شده و بعد به جریان و پدیده شب و روز هم اشاره شده...اینجاست که این شبهه مطرح می شود که منظور از حرکت ماه و خورشید حرکتی است که شب و روز را پدید می آورد و یا حرکنیست که همراه با پیدایی و دگرگونی شب و روز است و در نتیجه منظور همان تفکر اشتباهی است که می گوید که خورشید دور زمینی که ثابت هست حرکن می کند که این اشتباست...چون این حرکت زمین است که باعث پیدایش شب و روز می شود نه حرکت خورشید

    و جالب اینکه خدا و یا قرآن در هیچ آیه ای به حرکت زمین اشاره نکرده!!!!!!!...

    دلیل دیگه ای که این شبهه را ایجاد می کند که منظور از حرکت خورشید همان حرکتیست که خورشید دور زمین دارد این است که قرآن می فرماید:
    أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ﴿۴۵﴾
    آيا نديده‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏ خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم (۴۵)
    در آیه بالا اشاره شده که خورشید دلیلی بر حرکت سایه هاست...

    آیا این شبهه ایجاد نمی شود که حرکت خورشید به دور زمین مطرح است که باعث حرکت سایه هاست..در حالی که این اشتباست..این حرکت چرخشی زمین است که باعث حرکت سایه هاست...خورشید که در منظورمه شمسی حرکتی ندارد.
    آیا اینها کافی نیست که متوجه شویم با یک شبهه بزرگ مواجهیم

    با سلام و درود

    تا نور و روشنایی نباشد، تاریکی و سایه شناخته نمی شود. شناخت سايه با وجود خورشيد و نور ممكن است، زيرا هر چيزى با وجود ضدش شناخته مى‏ شود. لذا آیه شریفه (فرقان، 45) در مقام بیان و اثبات حرکتی برای خورشید نیست، بلکه در مقام بیان و شمارش نعمت الهی (شب و روز) است که اگر می خواست می توانست کاری کند و تمام، روز باشد یا تمام، شب.

    به بیان دیگر؛ معناى اين كه خورشيد دليل و راهنماست اين است كه مردم از حركت خورشيد و سايه آن كه ساكن يا متحرک و يا كم و زياد مى ‏شود [براى كارهايشان‏] استفاده مى‏ كنند و آن را دليل قرار مى‏ دهند؛ و اگر خورشيد نبود سايه شناخته نمى‏ شد، هم چنان كه اگر نور و روشنى نبود تاريكى و ظلمت شناخته نمى‏ شد.

    لذا این که خورشید را دلیل سایه دانسته، نه به این معنا که نظریه هیئت بطلمیوسی (گردش خورشید به دور زمین) را ثابت کند زیرا ظاهر آیات قرآن با نظریه بطلمیوسی سازگار نیست.

    در آیه (انبیاء 33) نیز منظور از حركت خورشيد، حركت دورانى به دور خويش و يا حركتى است كه همراه منظومه شمسى دارد.

    نکته:
    تا موقعی تفسیر و حمل صحیح برای آیات قرآن وجود دارد، خصوصا با توجه به سایر آیات مرتبط با این موضوع، دیگر نمی توان حمل نادرستی (هیئت بطلمیوسی) را به قرآن نسبت داد. لذا با توجه به آیات قرآن در باره حرکت خورشید، و مطابق بودن آن ها با نظریه های ثابت شده جدید علمی، نمی توان برداشت و حمل نادرستی را به آیات قرآن نسبت داد.

    نکته مهم:
    اشارات صريح قرآن به حركت خورشيد (حركت انتقالى طولى، حركت وضعى، ادامه حيات زمانى، حركت درونى خورشيد) از مطالب علمى قرآن و نوعى رازگويى است. چون كه قرآن كريم در زمانى سخن از مدار (فلک) خورشيد و جريان و حركت واقعى آن گفت كه هيئت بطلميوسى فقط همين حركت كاذب (چرخش خورشید به دور زمین) را به رسميت مى ‏شناخت؛ و اين مطلب عظمت علمى قرآن و آورنده آن، پيامبر اسلام صلی الله علیه وآله، را نشان مى ‏دهد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    حالا با توجه به نوشته های بالا:
    1- در کل نظر قرآن در مورد حرکت خورشید چیست...مستقل از کشفیات علم روز!!!!خواهشن پاسخ بدهید
    2-آیا از منابع تاریخی و احادیث معتبر چه مستقیم و چه غیر مستقیم می توان پی برد که دیدگاه مردم عربستان در هنگامه ظهور اسلام چه بوده؟
    3-سوال آخر اینکه آیا شواهد و قراین دال بر این نیست که منظور قرآن از حرکت خورشید حرکتیست که به دور زمین دارد و اگر بخواهیم برخلاف شواهد از قرآن نتیجه گیری کنیم ایا بسیاری از آیات آن سندیت و روشنیشان را از دست خواهد داد و این عقل و دانش انسان است که او را ارزشمند تر می کند...مثلا علم پیرفت کرد و به ساختار جهان پی برد، حالا با پیشرفت علم آیات مربوط به خورشید را طوری تعبیر می کنیم که با علم جور در بیاید و بعد به قرآن اعتبار علمی هم می دهیم....


    1. آیات قرآن با نظریات ثابت شده جدید علمی، سازگار است و این نظریه با قرآن قابل اثبات و مطابق با ظاهر آیات است؛ و حركت انتقالى طولى، حركت وضعى، ادامه حيات زمانى، حركت درونى خورشيد را می توان به راحتی از آیات قرآن ثابت نمود.

    نظریه هیئت بطلمیوسی بر خلاف ظاهر آیات است و اگر می بینیم در بین مفسران قدیمی چنین تفسیری وجود دارد، به نوعی حمل بر خلاف ظاهر آیات است زیرا ظاهر آیات این را نمی رساند ولی بر اثر سلطه نظریه بطلمیوسی، این مفسران با حمل بر خلاف ظاهر آیات، تفاسیر متناسب با آن نظریه را ارائه داده اند. بنابر این، همین بر خلاف ظاهر بودن، دلیلی بر عدم قبول آن ها است.

    2. هیئت بطلمیوسی هفده قرن بر فکر بشر حکومت می کرد و پس از آن "کوپرنیک" (1544 م) هیئت جدید را ارائه نمود که بر اساس آن زمین به دور خورشید می چرخید.

    لذا می توان دیدگاه مردم عربستان را نیز تحت سلطه هیئت بطلمیوسی دانست.

    3. همان طور که عرض شد آیات قرآن با نظریات ثابت شده جدید علمی، سازگار است و این نظریه با قرآن قابل اثبات و مطابق با ظاهر آیات است؛ لذا این گونه نیست که تفسیر آیات مطابق با علم جدید، صرفا جهت هماهنگ سازی و یا تغییر تفسیر آیات، مطابق با علم روز باشد، بلکه ظاهر آیات با نظریه جدید سازگار است و هیئت بطلمیوسی بر خلاف ظاهر آیات است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکرها 2


  6. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    با سلام و درود

    تا نور و روشنایی نباشد، تاریکی و سایه شناخته نمی شود. شناخت سايه با وجود خورشيد و نور ممكن است، زيرا هر چيزى با وجود ضدش شناخته مى‏ شود. لذا آیه شریفه (فرقان، 45) در مقام بیان و اثبات حرکتی برای خورشید نیست، بلکه در مقام بیان و شمارش نعمت الهی (شب و روز) است که اگر می خواست می توانست کاری کند و تمام، روز باشد یا تمام، شب.

    به بیان دیگر؛ معناى اين كه خورشيد دليل و راهنماست اين است كه مردم از حركت خورشيد و سايه آن كه ساكن يا متحرک و يا كم و زياد مى ‏شود [براى كارهايشان‏] استفاده مى‏ كنند و آن را دليل قرار مى‏ دهند؛ و اگر خورشيد نبود سايه شناخته نمى‏ شد، هم چنان كه اگر نور و روشنى نبود تاريكى و ظلمت شناخته نمى‏ شد.
    ممنونم از کارشناس گرامی....
    اما در آیه مذکور اشاره به حرکت سایه ها شده و اشاره شده که اگر خدا می خواست ساکنشان قرار می داد..علت حرکت سایه ها را خورشید دانسته...در حالی که حرکت سایه ها که به خورشید ارتباطی ندارد...این که سایه ها حرکت می کنند و جابه جا و تغییر اندازه پیدا می کنند مربوط می شود به حرکت زمین نه حرکت خورشید...


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    در آیه (انبیاء 33) نیز منظور از حركت خورشيد، حركت دورانى به دور خويش و يا حركتى است كه همراه منظومه شمسى دارد.
    خوب سوال می شود چرا پس فقط به حرکت ماه و حرکت خورشید اشاره شده؟؟؟؟؟چرا به حرکت زمین اشاره نشده...وقتی به این قضیه فکر می کنیم و وقتی نکات دیگری را نیز که من در پیش گفتم در نظر بگیریم پی می بریم به احتمال زیاد منظور قرآن حرکت خورشید به دور زمین ثابت است...آن نکات..یکیش این است که در چندین آیه مشابه ای که به حرکت ماه و خورشید اشاره شده به پیدایی و دگرگونی شب و روز هم اشاره شده و اینجاست که کاملا ذهن به این سو می رود که منظور از حرکت، حرکتیست که خورشید به دور زمین دارد و همراه با پیدایی شب و روز همگام با تفکر قدیم است...والا!!به خدا!!مفسران که بارها به ما گفته اند که برای پی بردن به منظور قرآن باید به پس و پیش آیات و به آیات دیگر هم مراجعه کرد...وقتی چندین آیات را کنار هم چفت می کنیم کاملا ذهن به این سو می رود که منظور همان ذهنیت اشتباه قدیم است..حالا من به آیاتی که اشاره به مسطح بودن زمین دارد نکردم که باز شبهه را قدرت می بخشند...

    شما هم شواهد و قرائن و آیات و بخش دیگر ایه را هم از برای اثبات سخن خود بیان می کردید...
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    نکته:
    تا موقعی تفسیر و حمل صحیح برای آیات قرآن وجود دارد، خصوصا با توجه به سایر آیات مرتبط با این موضوع، دیگر نمی توان حمل نادرستی (هیئت بطلمیوسی) را به قرآن نسبت داد. لذا با توجه به آیات قرآن در باره حرکت خورشید، و مطابق بودن آن ها با نظریه های ثابت شده جدید علمی، نمی توان برداشت و حمل نادرستی را به آیات قرآن نسبت داد.
    بخشی از مطلب شما کاملا صحیح است...اما به نظرم باید تصحیح شود...مثلا این قسمت که شما فرمودید:
    موقعی که تفسیر و حمل صحیح برای قرآن وجود دارد، دیگر نمی توان حمل نادرستی (هیئت بطلمیوسی) را به قرآن نسبت داد....
    به نظرم باید به این شکل تصحیح شود:
    موقعی که تفسیر و حمل صحیح برای قرآن وجود دارد، دیگر نمی توان حمل نادرستی (مطابق علم روز) را به قرآن نسبت داد....
    چرا که تفسیر و حمل صحیحی از قرآن داشته باشیم اگر بی طرفانه باشد این را به اثبات می رسانیم که به احتمال بسیار زیاد منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکتیست که خورشید به دور زمین دارد،در حالی که زمین ثابت است و حمل نادرست از قران داشتن = مطابق علم روز خواندن آن است(در باب حرکت خورید)...که من خوب چند آیات و شواهد و قرائن ذکر کردم...شما شواهد و قرآئن و آیاتی را که نشان می دهد منظور قرآن این است که خورشید در کهکشان حرکت می کند را نشان ندادید...در حالی که من چند آیه و شواهد و قرائن آوردم...شما فقط قسمتی از آیه را ذکر کردید در حالی که به بخش دیگر آیه و آیات دیگر توجه داشته باشید و آن را طوری تعبیر کردید به دلخواه که مطابق با علم در آید...مثلا بنده اشاره کردم در تمام آیاتی که به پیدایی شب و روز شده در کنارش به حرکت خورشید و ماه هم اشاره شده، آیا این نشان نمی دهد که منظور از حرکت خورشید، حرکتیست که همراه با پیدایی شب و روز است...حال شما به آن قست هایی که به پیدایی شب و روز دارد توجه نمی کنید و می گویید منظور قرآن از حرکت خورشید،حرکتیست که در کهکسان دارد!!!!جالب اینکه خدا در هیچ آیه ای به حرکت زمین در کهکشان اشاره ندارد...اگر خورشید و ماه حرکت دارند، خوب زمین هم حرکت دارد...زمین هم مثل خورشید در کهکشان در حرکت است...چرا به حرکت زمین اشاره ندارد؟؟؟؟اتفاقا من می توانم آیاتی بیاورم که نشان می دهد که قرآن زمین را سطحی مسطح و ثابت فرض کرده!!!
    در پست بعدی و در ادامه آیاتی که نشان از مسطح بودن زمین دارد را ذکر می کنم


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    1. آیات قرآن با نظریات ثابت شده جدید علمی، سازگار است و این نظریه با قرآن قابل اثبات و مطابق با ظاهر آیات است؛ و حركت انتقالى طولى، حركت وضعى، ادامه حيات زمانى، حركت درونى خورشيد را می توان به راحتی از آیات قرآن ثابت نمود.
    این بیان شما زمانی صدق می کند که بخواهیم جانب دارانه تنها بخشی از آیات را جدا کنبم و بعد آن را طوری تعبیر کنیم که با علم جور در بیاید...جالب است که اگر کسی بخشی از آیه را جدا و بر علیه اسلام بنا به همان یک بخش نقدی داشته باشد..مفسران به دفاع از قرآن برخاسته و خواهند گفت باید به تمامی قرآن و آیات و کتاب توجه شود...

    و در آخر من احساس می کنم شما در این جا در تفسیر و تعبیر آیات جانب دارانه و با تعصب عمل کردید و اصلا شواهد و قرائن و به آیات دیگر و مرتبط به این آیه توجه نداتید و بدان ها اشاره ای نداشتید...
    ویرایش توسط پاریس : ۱۳۹۴/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۶:۰۱

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    من یک سوالی دارم. حتی اگر فرض رو بر این بگذاریم که مردم اون زمان عربستان از مدل حرکت خورشید مرکزی آگاهی داشتن، (یعنی این احتمال که خدا بخواد به اندازه علم مردم با اون ها صحبت کنه ر نادیده بگیریم) آیا اشکالی داره که خدا آیاتش رو طوری بیان کنه که مطابق نظریه بطلمیوسی باشه؟
    حرکت یک مفهوم نسبی است. شما مبدا حرکت رو هر جا که بگیرید اونجا میشه ساکن و بقیه جاها نسبت به اون مبدا حرکت می کنند. حتی امروز که بچه های دبستانی هم می دونن زمین به دور خورشید برمی گرده، چه در محاوراتمون و چه در بعضی محاسبات مهندسی از حرکت خورشید در آسمان صحبت می کنیم. منطقی هم همینه که وقتی داریم برای انسان ها و از دیدگاه اون ها صحبت می کنیم تعبیرهایی به این صورت به کار بره
    به علاوه واقعا نمیشه از دلیل (راهنما) بودن خورشید پی به علت بردن اون برد


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    جالب اینکه خدا در هیچ آیه ای به حرکت زمین در کهکشان اشاره ندارد...اگر خورشید و ماه حرکت دارند، خوب زمین هم حرکت دارد...زمین هم مثل خورشید در کهکشان در حرکت است...چرا به حرکت زمین اشاره ندارد؟؟؟؟اتفاقا من می توانم آیاتی بیاورم که نشان می دهد که قرآن زمین را سطحی مسطح و ثابت فرض کرده!!!
    این آیه نمیتونه ناظر به حرکت زمین باشه؟
    وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ

  9. تشکرها 4


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ في‏ فَلَکٍ يَسْبَحُونَ
    آیه انبیا 33 می فرماید:اوست که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورد و ایندو هرکدام در فلکی شناورند....
    پاریس بزرگوار
    با سلام و عرض ادب و احترم

    ببخشید در معنای آیه فوق اشتباه نموده اید!
    در قسمت دوم آیه: همه در فلکی شنا ورند می باشد نه هر کدام در فلکی شناورند!
    این یکی از مسائلی است که در قرن معاصر کشف نموده اند که منظومه شمسی در کهکشان زاه شیری به ثسمت نقطه ای در فضا شناورند!
    این نیز یکی دیگر از سازگاری قرآن کریم با علوم قطعی می باشد!
    سپاسگزارم
    التماس دعا

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    ممنونم از کارشناس گرامی....
    اما در آیه مذکور اشاره به حرکت سایه ها شده و اشاره شده که اگر خدا می خواست ساکنشان قرار می داد..علت حرکت سایه ها را خورشید دانسته...در حالی که حرکت سایه ها که به خورشید ارتباطی ندارد...این که سایه ها حرکت می کنند و جابه جا و تغییر اندازه پیدا می کنند مربوط می شود به حرکت زمین نه حرکت خورشید...

    با سلام و درود

    آیه شریفه می فرماید دلیل وجود سایه، خورشید و نور آن است؛ و این قابل انکار نیست زیرا با وجود نور و روشنایی است که می توان تاریکی و سایه را شناخت. این علمی و منطقی است.

    اما این که بگوییم این آیه می خواهد هیئت بطلمیوسی را اثبات کند، این نیاز به دلیل دارد، و با توجه به سایر آیات مرتبط، این ثابت نمی شود. بله می توان به عنوان احتمال مطرح کرد، که آن هم با توجه به سایر آیات که با نظریه جدید سازگار است، این احتمال ضعیف تر می شود.

    لذا نمی توان به صورت قطعی به این آیه نسبت داد که منظور از این حرکت، همان اثبات نظریه بطلمیوسی است. افزون بر این که آیات دیگری هستند که با نظریه جدید سازگارند و موجب ضعف این احتمال می شوند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    خوب سوال می شود چرا پس فقط به حرکت ماه و حرکت خورشید اشاره شده؟؟؟؟؟چرا به حرکت زمین اشاره نشده...وقتی به این قضیه فکر می کنیم و وقتی نکات دیگری را نیز که من در پیش گفتم در نظر بگیریم پی می بریم به احتمال زیاد منظور قرآن حرکت خورشید به دور زمین ثابت است...آن نکات..یکیش این است که در چندین آیه مشابه ای که به حرکت ماه و خورشید اشاره شده به پیدایی و دگرگونی شب و روز هم اشاره شده و اینجاست که کاملا ذهن به این سو می رود که منظور از حرکت، حرکتیست که خورشید به دور زمین دارد و همراه با پیدایی شب و روز همگام با تفکر قدیم است...والا!!به خدا!!مفسران که بارها به ما گفته اند که برای پی بردن به منظور قرآن باید به پس و پیش آیات و به آیات دیگر هم مراجعه کرد...وقتی چندین آیات را کنار هم چفت می کنیم کاملا ذهن به این سو می رود که منظور همان ذهنیت اشتباه قدیم است..حالا من به آیاتی که اشاره به مسطح بودن زمین دارد نکردم که باز شبهه را قدرت می بخشند...

    قرار نیست قرآنی وقتی به موضوعی علمی اشاره دارد، همه مطلب را بیان کند. قرآن که کتاب کیهان شناسی نیست بلکه کتاب هدایت است که به تناسب نیاز هدایتی، به موضوعات علمی هم اشاره دارد. لذا نمی توان با این استدلال، مدعی شده قرآن می خواسته نظریه هیئت بطلمیوسی را ثابت کند.

    در ثانی، این که خورشید نشانه شب و روز است معنایش حرکت خورشید به دور زمین و اثبات نظریه هیئت بطلمیوسی نیست، کما این که همین امروزه نیز وجود شب و روز را به خورشید نسبت می دهیم و آمدن خورشید را نشانه روز، و شب را نشانه رفتن آن می دانیم بدون این که ناظر به این باشیم که خورشید به دور زمین می گردد یا زمین به دور خورشید یا ... .

    در ضمن، در آیات مختلف (مرسلات، 25؛ شمس، 6؛ نمل، 89؛ نبأ، 6و7؛ نحل، 15؛ و ...) به حرکت زمین اشاره شده که چون موضوع تاپیک نیست و برای جلوگیری از خروج از موضوع، بدان ها پرداخته نمی شود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    چرا که تفسیر و حمل صحیحی از قرآن داشته باشیم اگر بی طرفانه باشد این را به اثبات می رسانیم که به احتمال بسیار زیاد منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکتیست که خورشید به دور زمین دارد،در حالی که زمین ثابت است و حمل نادرست از قران داشتن = مطابق علم روز خواندن آن است(در باب حرکت خورید)...که من خوب چند آیات و شواهد و قرائن ذکر کردم...شما شواهد و قرآئن و آیاتی را که نشان می دهد منظور قرآن این است که خورشید در کهکشان حرکت می کند را نشان ندادید...در حالی که من چند آیه و شواهد و قرائن آوردم...شما فقط قسمتی از آیه را ذکر کردید در حالی که به بخش دیگر آیه و آیات دیگر توجه داشته باشید و آن را طوری تعبیر کردید به دلخواه که مطابق با علم در آید...مثلا بنده اشاره کردم در تمام آیاتی که به پیدایی شب و روز شده در کنارش به حرکت خورشید و ماه هم اشاره شده، آیا این نشان نمی دهد که منظور از حرکت خورشید، حرکتیست که همراه با پیدایی شب و روز است...حال شما به آن قست هایی که به پیدایی شب و روز دارد توجه نمی کنید و می گویید منظور قرآن از حرکت خورشید،حرکتیست که در کهکسان دارد!!!!جالب اینکه خدا در هیچ آیه ای به حرکت زمین در کهکشان اشاره ندارد...اگر خورشید و ماه حرکت دارند، خوب زمین هم حرکت دارد...زمین هم مثل خورشید در کهکشان در حرکت است...چرا به حرکت زمین اشاره ندارد؟؟؟؟اتفاقا من می توانم آیاتی بیاورم که نشان می دهد که قرآن زمین را سطحی مسطح و ثابت فرض کرده!!!

    به موضوع شب و روز و نیز به موضوع زمین در آیات قرآن، در مطلب قبلی مطالبی عرض کردم لذا به تکرار نیاز نیست.

    «وَ الشَّمْسُ تجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتىَ‏ عَادَ كاَلْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِى لهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّيْلُ سَابِقُ النّهارِ وَ كلُ‏ٌّ فىِ فَلَكٍ يَسْبَحُون‏»
    و خورشيد (نيز براى آنها آيتى است) كه پيوسته بسوى قرارگاهش در حركت است اين تقدير خداوند قادر و داناست. و براى ماه منزلگاه‏ هايى قرار داديم، (و هنگامى كه اين منازل را طى كرد) سرانجام بصورت «شاخه كهنه قوسى شكل و زرد رنگ خرما» در مى ‏آيد. نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مى ‏گيرد و هر كدام در مسير خود شناورند.(یس، 38-40)

    علامه طباطبایی در تفسیر این آیه چنین می آورد:

    معناى آيه اين است كه خورشيد به طرف قرار گرفتن خود حركت مى ‏كند، و يا تا آن جا كه قرار گيرد حركت مى ‏كند، يعنى تا سرآمدن اجلش، و يا تا زمان استقرار، و يا محل استقرارش حركت مى ‏كند.

    معناى جريان و حركت خورشيد را از نظر حس اگر حساب كنيم، حس آدمى براى آفتاب اثبات حركت مى ‏كند، حركتى دورانى پيرامون زمين، و اما از نظر بحث هاى علمى قضيه درست به عكس است، يعنى خورشيد دور زمين نمى ‏چرخد، بلكه زمين به دور خورشيد مى ‏گردد. و نيز اثبات مى‏ كند كه خورشيد با سياراتى كه پيرامون آنند به سوى ستاره "نسر ثابت" حركتى انتقالى دارند.

    اين كه بعضى جريان خورشيد را بر حركت وضعى خورشيد به دور مركز خود حمل كرده‏ اند، درست نيست، چون خلاف ظاهر جريان است؛ زيرا "جريان" دلالت بر انتقال از مكانى به مكانى ديگر دارد.(ترجمه الميزان، ج ‏17، ص 131)

    در تفسیر نمونه آمده:

    "دوَران" در لغت عرب به حركت دايره مانند گفته مى‏ شود، در حالى كه "جريان" اشاره به حركات طولى است، جالب اين كه در آيات فوق براى خورشيد هم حركت جريانى قائل شده، و هم دورانى؛ يک جا مى ‏گويد: «وَ الشَّمْسُ تجْرِى...»، و در جاى ديگر از شناور بودن خورشيد در فلک (مسير دايره مانند) سخن مى ‏گويد: «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ».

    آن روز كه اين آيات نازل شد فرضيه هيئت بطلميوس، با قدرت هر چه تمامتر بر محافل علمى حاكم بود، طبق اين فرضيه اجرام آسمانى به خودى خود گردشى نداشتند، بلكه حركت آن ها تابع حركت افلاكشان بود. بنا بر اين در آن روز نه شناور بودن خورشيد مفهومى داشت، و نه حركت طولى و جريانى آن.

    اما بعد از فرو ريختن پايه ‏هاى فرضيه بطلميوس در پرتو كشفيات قرون اخير، اين نظريه قوت گرفت كه خورشيد در مركز منظومه شمسى ثابت و بى ‏حركت است، و تمام منظومه شمسى پروانه‏ وار به گرد او مى ‏چرخند.

    در اين جا باز مفهوم تعبيرات آيات فوق كه حركت طولى و دورانى را به خورشيد نسبت مى ‏داد روشن نبود. تا اين كه باز علم به پيشرفت خود ادامه داد و در اين اواخر چند نوع حركت براى خورشيد ثابت شد: حركت وضعى آن به دور خودش، حركت طولى آن همراه منظومه شمسى به سوى نقطه مشخصى از آسمان، حركت دورانى آن همراه مجموعه كهكشانى كه جزئى از آن است؛ و به اين ترتيب يک معجزه ديگر علمى قرآن به ثبوت رسيد. (ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏18، ص 388)


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    این بیان شما زمانی صدق می کند که بخواهیم جانب دارانه تنها بخشی از آیات را جدا کنبم و بعد آن را طوری تعبیر کنیم که با علم جور در بیاید...جالب است که اگر کسی بخشی از آیه را جدا و بر علیه اسلام بنا به همان یک بخش نقدی داشته باشد..مفسران به دفاع از قرآن برخاسته و خواهند گفت باید به تمامی قرآن و آیات و کتاب توجه شود...

    و در آخر من احساس می کنم شما در این جا در تفسیر و تعبیر آیات جانب دارانه و با تعصب عمل کردید و اصلا شواهد و قرائن و به آیات دیگر و مرتبط به این آیه توجه نداتید و بدان ها اشاره ای نداشتید...

    این که نظر حضرتعالی را تایید و قبول نکردم، دلیل بر جانب دارانه و تعصبی بودن پاسخ بنده نیست.

    در ثانی، همین که آیات قرآن با نظریات ثابت شده علم جدید، سازگار است، دلیل بر این است که نمی توان نسبت خطا به قرآن وارد نمود و شما نمی توانید بگویید قرآن خطای علمی دارد و آیاتش نظریه هیئت بطلمیوسی را اثبات می کند. بله می توانید به صورت احتمالی ادعا کنید، که البته آن هم با وجود قرائن بر مطابق بودن با نظریه جدید، احتمال شما ضعیف تر می شود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. تشکرها 4


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    آیات قرآن طوری است که هم آن را می توان بر اساس درک پیشینیان از جهان تفسیر کرد و هم بر اساس نظریات جدید. به طور مثال این مورد رو در نظر بگیرید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    "دوَران" در لغت عرب به حركت دايره مانند گفته مى‏ شود، در حالى كه "جريان" اشاره به حركات طولى است، جالب اين كه در آيات فوق براى خورشيد هم حركت جريانى قائل شده، و هم دورانى؛ يک جا مى ‏گويد: «وَ الشَّمْسُ تجْرِى...»، و در جاى ديگر از شناور بودن خورشيد در فلک (مسير دايره مانند) سخن مى ‏گويد: «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ».
    همان طور که میقات گرامی فرمودند، این آیه را می توان منطبق بر علم روز تفسیر کرد. اما این آیه همچنان قابل تطبیق با علوم قدیم نیز هست. در ستاره شناسی یهودی تصور می کرده اند که آسمان از آب ساخته شده (احتمالاً این تصور به دلیل آبی بودن آسمان ایجاد شده است) و فکر می کرده اند که اجرام آسمانی در این آب شناورند.
    قرآن و حرکت خورشید و تفسیر قرآن!
    آیات قرآن تفسیر پذیرند و می توان آنها را به شکلهای مختلفی تفسیر نمود. فرقی نمی کند که ما علوم جدید را قبول داشته باشیم یا هیئت بطلمیوسی یا ستاره شناسی بابلی یا هندی یا مصری. به هر حال می توانیم آیات قرآن را طوری تفسیر کنیم که با آن نظریات منطبق شود. پس از کجا می توان فهمید که منظور قرآن کدامیک از این نظریات بوده؟

    به نظرم بایستی به احادیثی رجوع کرد که پیش از ظهور علوم جدید به عنوان تفسیر این آیات بیان شده اند.

    تفسیر پذیری آیات قرآن به دلیل مسائلی مثل عدم ذکر جزئیات، استفاده از کلمات چند معنا بدون مشخص سازی معنای مورد نظر، آوردن تشبیهات بدون ذکر وجه شبه و ... ایجاد شده. اما نباید از نظر دور داشت که شاید این تفسیر پذیری حکمتی داشته باشد. شاید حکمتش تسهیل پذیرش اسلام بوده باشد. به این صورت که هر کسی با مشاهده انطباق آیات با درک خودش از جهان به آن معتقد تر شود.
    اگر آیات قرآن قابل تطبیق با هیئت بطلمیوسی نمی بود، برخی از علمای قدیم در مقابلش جبهه می گرفتند.


  15. تشکرها 4


  16. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از کارشنان و دوستان که لطف کردن و نظر دادند...من قرار بود همونطور که در پست قبلیم اشاره کردم آیاتی که چه مستقیم و چه غیر مستیقیم نشون می ده که زمین ثابته رو ذکر کنم...که به علت کمبود فرصت فعلا دست نگه داشتم...در حال حاظر مجموعه بسیاری از آیاتی که مربوط به معرفی و توضیح جهان هستی در قرآن هست رو پیش خودم جمع کردم و در آینده به شکل تصویری مطرحشون می کنم...برای خودم که واقعا جالبه...از کارشناس واقعا سپاسگذارم...فقط یک سوال دیگه...بار ها و بارها مفسران گفتن که اگز قرآن چیزی می گه در وهله اول گونه ای سخن می که که مردم عربستان آن زمان حرف پیامبر را بفهمند..به هر حال به گفته مفسران قرآن طوری سخن گفته که مردم عربستان حرف را بفهمند...حالا سوال من این است که:
    مردم عربستان در مقابل این آیه چه می اندیشند و چگونه آن را می فهمند؟؟؟
    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ في‏ فَلَکٍ يَسْبَحُونَ
    آیه انبیا 33 می فرماید:اوست که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورد و ایندو هرکدام در فلکی شناورند....
    غیر از این است که همان تصور باطل خود را خواهند داشت؟؟خوب اینجا قرآن آمده که تصور صحیح را بدهد یا همان تصور باطل را ریشه دار تر کند؟؟؟
    و از طرفی در تفاسیر قدیمی آیا حدیثی و روایتی در مورد این آیه از پیامبر و صحابه نقل شده است؟
    چرا پیامبر در روایات اشاره به حرکت خورشید در کهکشان نکرده اند، کسی نبود که بگوید که ای پیامبر منظورتان از این آیه حرکت خورشید در کهکشان است؟چرا هیچ تغییری در ذهنیتها بوجود نیامده؟؟چرا کسی از این بیان و حقیقت علمی اطلاع پیدا نکرد؟؟چرا امام علی که در نهج البلاغه در مورد خلقت زمین و انسان و از گل و خاک آفریده شدن انسان با استناد به آیات قران سخن گفته ولی یکبار به ماهیت کهکشان و حرکت آن سخن نگفته و یا دیگر صحابه و خود امام علی و پیامبر در خطبه و احادیثشان به چنین چیزی اشاره نکرده اند؟البته من که چند اشاره پیدا کردم با علم روز متناقش...مثلا اینکه در جایی خواندم در حدیثی پیامبر فرموده اند که خورشید شب ها به لجن فرو می رود؟شاید توضیح و تفسیر آیات مربوط به خورشید و پرداختن بدان را بی دلیل می دانستند چرا که آیات مطابق با ذهنیت اعراب بود!

    این پاسخ این سوالات از جانب شما مرا در رسیدن به حقایق کمک خواهد کرد...مرسی...فقط یک نکته دیگر:



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    آیه شریفه می فرماید دلیل وجود سایه، خورشید و نور آن است؛ و این قابل انکار نیست زیرا با وجود نور و روشنایی است که می توان تاریکی و سایه را شناخت. این علمی و منطقی است.
    در آیه مربوطه و مورد اشاره ما به حرکت سایه ها اشاره شده...خوب حرکت سایه ها که دلیلش حرکت خورشید نیست..این چرخش زمین است که باعث می شود سایه ها تغییر مکان و زاویه و اندازه داشته باشند...صبح تا شب که سایه ها تغییر می کنند و ساکن نیستند دلیلش حرکت زمین است و ربطی به خورشید ندارد...در آیه اشاره شده که اگر می خواستیم ساکنشان قرار می دادیم و بعد ذکر می کند که دلیلش را خورشید قرار داده..دلیل حرکت سایه ها خورشید است؟

    و نکته آخر اینکه من هیچگاه نگفتم که قرآن با هیئت بطلمیوسی مطابقت دارد...خیر اتفاقا به نظرم متناقض با آن است تقریبا...اما شواهد نشان می دهد که به نظر من با علم روز هم می تواند مطابقت نکند و بیشتر به اعتقادات و تصورات مردم عربستان نزدیک است...که این می تواند شبیه به هیئت بطلمیوسی باشد تا حدی
    ویرایش توسط پاریس : ۱۳۹۴/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۸:۱۴

  17. تشکرها 4


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    و نکته آخر اینکه من هیچگاه نگفتم که قرآن با هیئت بطلمیوسی مطابقت دارد...خیر اتفاقا به نظرم متناقض است با آن است تقریبا...اما شواهد نشان می دهد که به نظر من با علم روز هم می تواند مطابقت نکند و بیشتر به اعتقادات و تصورات مردم عربستان نزدیک است...که این می تواند شبیه به هیئت بطلمیوسی باشد تا حدی
    هیئت بطلمیوسی مدلی بوده که بین برخی علمای آن زمان رواج داشته. لزومی نداره که درک عامه مردم از جهان لزوماً منطبق بر آن بوده باشد.

    مطالبی که در روایات در این مورد ذکر شده هم قابل توجیه و تطبیق دهی با علم جدید اند. به طور مثال لینک زیر را مشاهده فرمایید:
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920130000597



  19. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود