جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟




    سلام
    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟


    پروردگارا مرا به زیب و زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم
    آتش فتنه را خاموش سازم،با خلق خوشرفتار و آسان گیرم،به هر فضل و کمال سبقت گیرم
    متواضع و بی تکبر و نیکو خُلق باشم
    >>دعای بیستم<<





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    791 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟







    کارشناس بحث: استاد کریم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسک! نمایش پست
    سلام
    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟
    سلام علیکم
    اجل انسانی دو نوع است یا محتوم ویا معلق، اجل مسمی محتوم هم گفته می شود.
    اجل مسمی آن مدت عمر انسانی است که در لوح محفوظ ثبت شده وخدا عالم به آن است وقابل تغییر هم به هیچ وجه نمی باشد واین اجل محتوم هر موقع فرا رسید بدون هیچ توقفی انسان خواهد مرد. اما اجل معلق بستگی به اعمال انسانها، نوع زندگی وهر جیزی که بر انسان تاثیر دارد، ممکن است چیزی موجب زیادی عمر انسان شود مثل صله رحم وچیزی هم موجب کمی عمر شود مثل قطع صله رحم ویا بی احترامی به پدر ومادر، واین نوع اجل در کتاب لوح محفوظ نوشته شده. اما دلیل وشاهد بر این سخنان از قرآن واحادیث:
    خداوند متعال می فرماید:
    هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى‏ عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (انعام/2)اوست كسى كه شما را از گِل آفريد. آنگاه مدّتى را [براى شما عمر] مقرّر داشت. و اَجَل حتمى نزد اوست. با اين همه، [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى ‏كنيد.
    صدرالمتالهین در توضیح این آیه شریفه با توجه به حدیث 365 از کتاب شریف اصول کافی آورده است:
    «محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن فضال عن ابن بكير عن زرارة عن حمران عن ابى جعفر عليه السلام قال:سألته عن قول الله عز و جل: قَضى‏ أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ‏، قال: هما اجلان: اجل محتوم و اجل موقوف.»
    الشرح‏
    يعنى ان الاجل اى منتهى العمر اجلان: احدهما اجل‏ محتوم و هو الّذي حكم به القضاء الازلى الجملى و هو الحكم الكلى بان كل الانسان لا بد ان يموت يوما. و الثانى اجل موقوف لم يقع الحكم بتعينه‏ على الخصوص متى كان، اى لاحد من اهل السموات و الارض و يقال له: الاجل المعلق‏، فيجوز فيه ان يتقدم و يتأخر و تزداد المدة او تنقص، فيقال: شي‏ء كذا يزيد فى العمر و شي‏ء كذا ينقص فيه.
    (صدر الدين شيرازى، شرح أصول الكافي ، ج4، ص201، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى - تهران، چاپ: اول، 1383 ش)
    حدیث می گوید از امام باقر(ع) که اجل یا محتوم است ویا موقوف(معلق).
    یعنی اجل که عبارت از منتهای عمر انسان باشد دو نوع است: 1- محتوم: اجلی که ازلی واولی وکلی بر اینکه انسان باید روزی بمیرد.
    2- اجل موقوف: در حکمی تعیین نشده است که این اجل تا کی است، وگفته می شود اجل معلق اجلی است که ممکن است در آن تقدم یا تاخر، عمر زیاد شود ویا کم شود، ممکن است چیزی عمر را زیاد کند وچیزی کم کند.
    اما اینکه اجل محتوم قابل تغییر نیست به دلیل آیه زیر است:
    وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ‏ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ (اعراف/34)، و براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‏توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش.
    این آیه نشان می دهد که هر امتی اجلی دارد که لحظه ای قابل جابجایی نیست وقتی فرا می رسد.
    یا در آیه دیگر در باره احل معلق آمده است:
    لکلّ أجلٍ کتاب، يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ (رعد/39)،
    خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مى ‏كند، و اصل كتاب نزد اوست.
    برای هر اجلی کتابی است. که در کتاب محوواثبات ثبت شده است وقابل محویا اثبات است، ولی آنچه نزد خداست وما به آن راهی نداریم ام الکتاب با همان لوح محفوظ است که اجل محتوم طبق آیات قبلی در آن نوشته شده ولحظه ای وقتی فرا رسید قابل تاخیر وتقدیم نیست.
    پس خلاصه کلام اینکه اجل دو نوع است: محتوم(مسمی)، معلق(موقوف)، اولی در لوح محفوظ ثبت شده وقابل تقدیم وتاخیر نیست وفقط خدا به آن عالم است. اما اجل معلق در کتاب محوواثبات است واعمال وامور زندگی انسانی در زیاد شدن ویا کم شدن آن موثر است.


    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,209
    صلوات
    14920
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    42 پست
    حضور
    36 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان‌ حضرت‌ سليمان‌ با مرد وحشت‌زده‌ و ملك‌ الموت‌


    گويند بامدادِ روزي‌ مردي‌ وحشت‌زده‌ خدمت‌ حضرت‌ سليمان‌ علي‌ نبيّنا وآله‌ و عليه‌ الصّلاة‌ و السّلام‌ رسيد.
    حضرت‌ سليمان‌ ديد از شدّت‌ ترس‌ رويش‌ زرد و لبانش‌ كبود گشته‌
    سؤال‌ كرد: اي‌ مرد مؤمن‌! چرا چنين‌ شدي‌ ؟ سبب‌ ترس‌ تو چيست‌ ؟ مرد گفت‌: عزرائيل‌ بر من‌ از روي‌ كينه‌ و غضب‌ نظري‌ كرده‌ و مرا چنانكه‌ مي‌بيني‌ دچار دهشت‌ ساخته‌ است‌.


    حضرت‌ سليمان‌ فرمود: حالا بگو حاجتت‌ چيست‌ ؟ عرض‌ كرد: يا نبيّ الله‌! باد در فرمان‌ شماست‌؛ به‌ او امر فرمائيد مرا از اينجا به‌ هندوستان‌ ببرد، شايد در آنجا از چنگ‌ عزرائيل‌ رهائي‌ يابم‌!
    حضرت‌ سليمان‌ به‌ باد امر فرمود تا او را شتابان‌ بسمت‌ كشور هندوستان‌ ببرد.
    روز ديگر كه‌ حضرت‌ سليمان‌ در مجلس‌ ملاقات‌ نشست‌ و عزرائيل‌ براي‌ ديدار آمده‌ بود گفت‌: اي‌ عزرائيل‌ براي‌ چه‌ سببي‌ در بندۀ مؤمن‌ از روي‌ كينه‌ و غضب‌ نظر كردي‌ تا آن‌ مرد مسكين‌، وحشت‌ زده‌ دست‌ از خانه‌ و لانۀ خود كشيده‌ و به‌ ديار غربت‌ فراري‌ شد ؟
    عزرائيل‌ عرض‌ كرد: من‌ از روي‌ غضب‌ به‌ او نگاه‌ نكردم‌؛ او چنين‌ گمان‌ بدي‌ دربارۀ من‌ برد. داستان‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ حضرت‌ ربّ ذوالجلال‌ به‌ من‌ امر فرمود تا در فلان‌ ساعت‌ جان‌ او را در هندوستان‌ قبض‌ كنم‌. قريب‌ به‌ آن‌ ساعت‌ او را اينجا يافتم‌، و در يك‌ دنيا از تعجّب‌ و شگفت‌ فرو رفتم‌ و حيران‌ و سرگردان‌ شدم‌؛ او از اين‌ حالت‌ حيرت‌ من‌ ترسيد و چنين‌ فهميد كه‌ من‌ بر او نظر سوئي‌ دارم‌ در حاليكه‌ چنين‌ نبود، اضطراب‌ از ناحيۀ خود من‌ بود. باري‌ با خود مي‌گفتم‌ اگر او صدپر داشته‌ باشد در اين‌ زمان‌ كوتاه‌ نمي‌تواند به‌ هندوستان‌ برود، من‌ چگونه‌ اين‌ مأموريّت‌ خدا را انجام‌ دهم‌؟

    ليكن‌ با خود گفتم‌ من‌ بسراغ‌ مأموريّت‌ خود مي‌روم‌، بر عهدۀ من‌ چيز دگري‌ نيست‌. به‌ امر حقّ به‌ هندوستان‌ رفتم‌ ناگهان‌ آن‌ مرد را در آنجا يافتم‌ و جانش‌ را قبض‌ كردم‌

    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یا عزیز زهرا نمایش پست
    داستان‌ حضرت‌ سليمان‌ با مرد وحشت‌زده‌ و ملك‌ الموت‌


    گويند بامدادِ روزي‌ مردي‌ وحشت‌زده‌ خدمت‌ حضرت‌ سليمان‌ علي‌ نبيّنا وآله‌ و عليه‌ الصّلاة‌ و السّلام‌ رسيد.
    حضرت‌ سليمان‌ ديد از شدّت‌ ترس‌ رويش‌ زرد و لبانش‌ كبود گشته‌
    سؤال‌ كرد: اي‌ مرد مؤمن‌! چرا چنين‌ شدي‌ ؟ سبب‌ ترس‌ تو چيست‌ ؟ مرد گفت‌: عزرائيل‌ بر من‌ از روي‌ كينه‌ و غضب‌ نظري‌ كرده‌ و مرا چنانكه‌ مي‌بيني‌ دچار دهشت‌ ساخته‌ است‌.


    حضرت‌ سليمان‌ فرمود: حالا بگو حاجتت‌ چيست‌ ؟ عرض‌ كرد: يا نبيّ الله‌! باد در فرمان‌ شماست‌؛ به‌ او امر فرمائيد مرا از اينجا به‌ هندوستان‌ ببرد، شايد در آنجا از چنگ‌ عزرائيل‌ رهائي‌ يابم‌!
    حضرت‌ سليمان‌ به‌ باد امر فرمود تا او را شتابان‌ بسمت‌ كشور هندوستان‌ ببرد.
    روز ديگر كه‌ حضرت‌ سليمان‌ در مجلس‌ ملاقات‌ نشست‌ و عزرائيل‌ براي‌ ديدار آمده‌ بود گفت‌: اي‌ عزرائيل‌ براي‌ چه‌ سببي‌ در بندۀ مؤمن‌ از روي‌ كينه‌ و غضب‌ نظر كردي‌ تا آن‌ مرد مسكين‌، وحشت‌ زده‌ دست‌ از خانه‌ و لانۀ خود كشيده‌ و به‌ ديار غربت‌ فراري‌ شد ؟
    عزرائيل‌ عرض‌ كرد: من‌ از روي‌ غضب‌ به‌ او نگاه‌ نكردم‌؛ او چنين‌ گمان‌ بدي‌ دربارۀ من‌ برد. داستان‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ حضرت‌ ربّ ذوالجلال‌ به‌ من‌ امر فرمود تا در فلان‌ ساعت‌ جان‌ او را در هندوستان‌ قبض‌ كنم‌. قريب‌ به‌ آن‌ ساعت‌ او را اينجا يافتم‌، و در يك‌ دنيا از تعجّب‌ و شگفت‌ فرو رفتم‌ و حيران‌ و سرگردان‌ شدم‌؛ او از اين‌ حالت‌ حيرت‌ من‌ ترسيد و چنين‌ فهميد كه‌ من‌ بر او نظر سوئي‌ دارم‌ در حاليكه‌ چنين‌ نبود، اضطراب‌ از ناحيۀ خود من‌ بود. باري‌ با خود مي‌گفتم‌ اگر او صدپر داشته‌ باشد در اين‌ زمان‌ كوتاه‌ نمي‌تواند به‌ هندوستان‌ برود، من‌ چگونه‌ اين‌ مأموريّت‌ خدا را انجام‌ دهم‌؟

    ليكن‌ با خود گفتم‌ من‌ بسراغ‌ مأموريّت‌ خود مي‌روم‌، بر عهدۀ من‌ چيز دگري‌ نيست‌. به‌ امر حقّ به‌ هندوستان‌ رفتم‌ ناگهان‌ آن‌ مرد را در آنجا يافتم‌ و جانش‌ را قبض‌ كردم‌
    سلام
    فکر می کنم از این به بعد برای روشن شدن مفهوم اجل مسمی حادثه تصادف اتوبوس سوادکوه مثال زده بشه

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسک! نمایش پست
    سلام
    چه فرقی بین اجل مسمی و معلق وجود داره ؟
    با سلام خدمت حضرتعالی
    این دو مطلب شما رو بنده با عنوان دیگری پاسخ می دهم


    اجل
    بر اساس آيات قرآن كريم، اجل دو گونه است:
    1 . اجل مسمي (حتمي).
    2 . اجل معلق (غير حتمي). هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَي أَجَلا وَأَجَلٌ مُسَمًّي عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ(1) اوست كه شما را از گل آفريد، سپس (براي زندگي شما) مدتي تعيين كرد و مدت معين (عمر هر انساني) نزد اوست.
    اجل مسمي و حتمي همان پايان استعداد جسم انسان براي بقاء است و با فرا رسيدن آن همه چيز به فرمان خداوند پايان ميگيرد.
    اجل معلق و غيرحتمي نيز با دگرگوني شرايط دگرگون ميشود مثلاً اگر انسان درون ساختمانهاي غير استاندار و سست زندگي بكند و يا در مكاني كه در معرض حوادث طبيعي است ساختمان بنا كند و ... دچار حوادث ميشود. در حالي كه اگر معيارهاي اصولي ساختمان را رعايت ميكرد، دچار چنين حوادث ناگواري نميشد و سالها ميتوانست زندگي كند.
    بنابراين اگر اجل معلق و مسمّي را از هم جدا كنيم بسياري از مسائل درباره قضا و قدر و... حل خواهد شد.(2) پس حوادث طبيعي و غيرمترقبه ميتواند زاويه ها و جوانب مختلفي داشته باشد . كه هيچ كدام مخالف عدالت و رحمت و ... الهي نخواهد بود. بلكه اين حوادث يا در نتيجه بي تدبيري انسان يا امتحاني از جانب خدا است يا باعث بيداري و دوري از غفلت مي باشد و يا اين كه كفاره اي است براي گناهان انسان تا در نتيجه آن عذاب آن گناهان در آخرت شخص را گرفتار نكند.


    پی نوشت
    1. انعام: 2.
    2. ر.ك: مكارم‌شيرازي، ناصر و همكاران، تهران، دارالكتاب الاسلامية، چاپ چهارم، 1376، ج 18، ص 209.



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    سلام
    فکر می کنم از این به بعد برای روشن شدن مفهوم اجل مسمی حادثه تصادف اتوبوس سوادکوه مثال زده بشه
    و اما جواب فرمایش حضرتعالی را به این صورت میدهیم

    آنچه كه در قرآن و روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ آمده اين است كه آن اجلي كه معلّق به شرائطي است و از جمله تقديرات الهي است اجل معلّق نام دارد و قابليت تغيير را دارد چونكه امكان دارد قبل از تمام شدن شرائط و اسباب و ضميمه شدن مقدماتي به مقدمات ديگر مانعي پيش بيايد و جلوي آنرا بگيرد و اجل به نهايت كار نرسد، ولي آن اجلي كه حتمي است و قابل تغيير هم نيست، جزء قضاء الهي است و به مرحله حتميت رسيده است.(4)
    پس تا اينجا معلوم شد كه اجل انسان نيز تحت تقدير و قضاي الهي است حال سئوال اينجاست كه اجل و زمان مرگ انسان از پيش تعيين شده و قابل تغيير نيست يا اينكه قابليّت تغيير را دارد؟

    تمام حوادث عالم از جمله اجل انسان در لوحي به نام لوح محفوظ ثبت و ضبط مي شود مثلاً مرگ انسانها و انتهاء عمر آنها با تمام مقدمات و خصوصياتي كه در تحقق اجل آنها دخالت دارند مانند مكان، زمان. حالات فرد و... در همين لوح محفوظ ثبت مي شوند. و هر آنچه در لوح محفوظ ثبت شد قابليت تغيير را ندارد.

    غير از لوح محفوظ لوح ديگري است كه از آن به «لوح محو و اثبات» تعبير مي كنند در اين لوح تحقق حوادث با تمام خصوصيات ثبت نمي شود بلكه توأم با ابهاماتي است مثلاًدر اين لوح نوشته شده فلان شخص در يك روز مشخصي در مكان معيني حركت مي كند، ولي در چه زماني به كجا مي رسد نوشته نشده است.
    در حقيقت، حوادث با ابهام يا با شرطي در اين لوح منعكس مي شوند كه گاهي آن شرائط محقق نمي شوند و آن حادثه اي كه در اين لوح ثبت شده در خارج محقق نمي شود.
    مثلاً در لوح محو و اثبات آمده كه فلان شخص، اگر صله رحم نكند در سن 20 سالگي مرگش فرا مي رسد. حال، اگر همين شخص صله رحم كرد، مرگش به تأخير مي افتد، چون خصوصيت اين لوح اين است كه قابليت تغيير را دارد و از جمله مقدرات الهي است.(5)
    حال، انسانهايي كه با دست خود، خويشتن را به هلاكت مي رسانند اجلشان خارج از اين الواح نيست، اگر در لوح محو و اثبات آمده كه فلان شخص در فلان تاريخ در داخل اتوبوس در جاده فیروزکوه تصادف می کند و مي ميرد ولي مشروط به اينكه صدقه ندهد، اگر اين شخص در همان روز صدقه بدهد ولو سوار اتوبوس هم بشود چون از جمله شروط فرا رسيدن مرگش ندادن صدقه بود و او اين شرط را منتفي كرد با دادن صدقه.

    لازم به ذكر است كه آنچنان كه اجل انسان در لوح محو و اثبات از جمله مقدرات الهي است. اختيار داشتن آدمي هم از جمله مقدرات الهي است. يعني اين چنين خداوند مقدر فرموده است كه آدمي مختار باشد و با اختيار عملش را انجام دهد و هر آنچه در لوح محو و اثبات از زمان مرگش و خصوصياتش آمده، مقيد است به اينكه او مختار در کارهای خودش هست ،(6)

    پی نوشت ها
    1. محمد تقي، مصباح يزدي، معارف قرآن، ص 291-292، طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج19، ص 85.
    2. مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، خداشناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي، ج3-1، ص 209.
    3. مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، ص 313، طباطبايي،سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج13، ص 72-73.
    4. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، ج9، ص 224-225، الميزان، ج7، ص 9.
    5. مصباح يزدي، محمد تقي، ‌معارف قرآن، ص310-311.
    6. شرح تجريد الاعتقاد، ترجمه و شرح آيت الله شعراني، ص 442-443.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    اجل محتوم و معلق چیست و چه فرقی باهم دارند؟


    پاسخ:
    اجل انسانی دو نوع است یا محتوم و یا معلق، به اجل مسَمّی محتوم هم گفته می شود.
    اجل مسمی آن مدت عمر انسانی است که در لوح محفوظ ثبت شده و خدا عالم به آن است و قابل تغییر هم به هیچ وجه نمی باشد و این اجل محتوم هر موقع فرا رسید بدون هیچ توقفی انسان خواهد مرد. اما اجل معلق بستگی به اعمال انسانها، نوع زندگی و هر جیزی که بر انسان تاثیر دارد، ممکن است چیزی موجب زیادی عمر انسان شود مثل صله رحم و چیزی هم موجب کمی عمر شود مثل قطع صله رحم و یا بی احترامی به پدر و مادر، و این نوع اجل در کتاب لوح محفوظ نوشته شده. اما دلیل و شاهد بر این سخنان از قرآن و احادیث:
    خداوند متعال می فرماید: «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى‏ عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ»؛ اوست كسى كه شما را از گِل آفريد. آنگاه مدّتى را [براى شما عمر] مقرّر داشت. و اَجَل حتمى نزد اوست. با اين همه، [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى ‏كنيد.(1)

    صدرالمتالهین در توضیح این آیه شریفه با توجه به حدیث 365 از کتاب شریف اصول کافی آورده است:
    «محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن فضال عن ابن بكير عن زرارة عن حمران عن ابى جعفر عليه السلام قال: سألته عن قول الله عز و جل: قَضى‏ أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ‏، قال: هما اجلان: اجل محتوم و اجل موقوف؛ يعنى ان الاجل اى منتهى العمر اجلان: احدهما اجل‏ محتوم و هو الّذي حكم به القضاء الازلى الجملى و هو الحكم الكلى بان كل الانسان لا بد ان يموت يوما. و الثانى اجل موقوف لم يقع الحكم بتعينه‏ على الخصوص متى كان، اى لاحد من اهل السموات و الارض و يقال له: الاجل المعلق‏، فيجوز فيه ان يتقدم و يتأخر و تزداد المدة او تنقص، فيقال: شي‏ء كذا يزيد فى العمر و شي‏ء كذا ينقص فيه»

    حدیث می گوید از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که اجل یا محتوم است و یا موقوف (معلق)

    یعنی اجل که عبارت از منتهای عمر انسان باشد دو نوع است:
    1- محتوم: اجلی که ازلی و اولی و کلی بر اینکه انسان باید روزی بمیرد.
    2- اجل موقوف: در حکمی تعیین نشده است که این اجل تا کی است، و گفته می شود اجل معلق اجلی است که ممکن است در آن تقدم یا تاخر، عمر زیاد شود و یا کم شود، ممکن است چیزی عمر را زیاد کند و چیزی کم کند.
    ملا صدرا هم در توضیح حدیث می فرماید: اجل که عبارت از انتهاء عمر انسان است دو نوع است:
    اجل محتوم، که تمام شدن عمر است و اینکه هر انسانی روزی باید بمیرد.
    نوع دوم اجل؛ اجل موقوف (معلق) است که زمان مشخص قطعی ندارد، ممکن است زیاد شود و یا کم شود. گفته می شود فلان عمل عمر را زیاد می کند و فلان عمل عمر را کم می کند، برگشت اینها به اجل معلق است.(2)

    اما اینکه اجل محتوم قابل تغییر نیست به دلیل آیه زیر است:
    «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ‏ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ»؛
    براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‏توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش.(3)
    این آیه نشان می دهد که هر امتی اجلی دارد که لحظه ای قابل جابجایی نیست وقتی فرا می رسد.

    یا در آیه دیگر در باره احل معلق آمده است:
    «لکلّ أجلٍ کتاب يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»؛
    خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مى ‏كند، و اصل كتاب نزد اوست.(4)
    برای هر اجلی کتابی است. که در کتاب محو و اثبات ثبت شده است و قابل محو یا اثبات است، ولی آنچه نزد خداست و ما به آن راهی نداریم ام الکتاب با همان لوح محفوظ است که اجل محتوم طبق آیات قبلی در آن نوشته شده و لحظه ای وقتی فرا رسید قابل تاخیر وتقدیم نیست.

    پس خلاصه کلام اینکه اجل دو نوع است: محتوم (مسمی)، معلق (موقوف)، اولی در لوح محفوظ ثبت شده و قابل تقدیم و تاخیر نیست و فقط خدا به آن عالم است. اما اجل معلق در کتاب محو و اثبات است و اعمال و امور زندگی انسانی در زیاد شدن و یا کم شدن آن موثر است.

    ________
    (1) انعام/ 2.
    (2) صدر الدين شيرازى، شرح أصول الكافی، ج4، ص201، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى - تهران، چاپ: اول، 1383 ش.
    (3) اعراف/ 34.
    (4) رعد/ 39.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۹/۱۴ در ساعت ۰۵:۳۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود