جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    192
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟




    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟
    آیا زمانی که در سردخانه و سایر مراحل قبل از خاک سپاری است میداند مرده است!؟ یا در گیجی و نا آگاهی است!؟

    پروردگارا مرا به زیب و زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم
    آتش فتنه را خاموش سازم،با خلق خوشرفتار و آسان گیرم،به هر فضل و کمال سبقت گیرم
    متواضع و بی تکبر و نیکو خُلق باشم
    >>دعای بیستم<<





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,635
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    813 پست
    حضور
    119 روز 2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟







    کارشناس بحث: استاد محراب

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسک! نمایش پست
    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟
    آیا زمانی که در سردخانه و سایر مراحل قبل از خاک سپاری است میداند مرده است!؟ یا در گیجی و نا آگاهی است!؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    برای پاسخ به سوال ابتدا مرک را معنا می نماییم
    مرک نه به معنای ایستادن قلب و عدم حرکت انسان و عدم تحریک در قالب جسمانی این نوع مرک در علم پزشکی معنا دارد ولی مرگ در معارف اسلامي تنها مرگ بدن جسماني نيست بلكه مرگ عبارت است از «انتقال از دنيا به برزخ»(1)
    خداوند در قران حالت انسان دم مرک را بدین سان بیان می نماید

    وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحیدُ؛(2) و سرانجام، سكرات (و بیخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى ‏رسد (و به انسان گفته مى‏ شود این همان چیزى است كه تو از آن مى‏ گریختى»

    سكره و مستي مرگ در حقيقت حالتي دروني براي انسان است كه در لحظات آخرين زندگي دنيوي بدان گرفتار مي شود در اين لحظات آنچنان فشار مرگ بر آدمي سنگيني مي كند كه خيلي از چيزها را به فراموشي مي سپرد، عقايدي كه در دنيا به آنها معتقد بوده اگر راسخ نباشد در همين لحظات به فراموشي سپرده مي شود در همين لحظات است كه حتي آدمي خود را فراموش مي كند و در يك سردرگمي و حيرت زائدالوصف گرفتار مي شود.(3)

    ایت الله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه چنین می آوردند:
    «" سكره مرگ" حالتى است شبیه به" مستى" كه بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، به صورت هیجان و انقلاب فوق العاده ‏اى به انسان دست مى‏ دهد، و گاه بر عقل او چیره مى ‏گردد، و او را در اضطراب و ناآرامى شدیدى فرو مى ‏برد. چگونه چنین نباشد در حالى كه مرگ یك مرحله انتقالى مهم است كه باید انسان در آن لحظه تمام پیوندهاى خود را با جهانى كه سالیان دراز با آن خو گرفته بود قطع كند، و در عالمى گام بگذارد كه براى او كاملا تازه و اسرار آمیز است، به خصوص اینكه در لحظه مرگ انسان درك و دید تازه ‏اى پیدا مى ‏كند، بى ثباتى این جهان را با چشم خود مى ‏بیند، و حوادث بعد از مرگ را كم و بیش مشاهده مى ‏كند. اینجا است كه وحشتى عظیم سر تا پاى او را فرا مى‏ گیرد و حالتى شبیه مستى به او دست مى‏ دهد ولى" مست" نیست(4)‏


    امام علي (ع)در خطبه 109 نهج البلاغه درتوصيف وضعيت انسان در لحظات آخر عمر مي فرمايد.
    «آنچه برايشان فرود مي آيد وصف ناپذير است بر آنان «مستي مرگ» و حسرت از دست دادن دنيا و لذات آن يا حسرت از دست دادن توبه و پشيماني و جبران گناهان جمع مي شود اعضايشان به سستي مي گرايد و رنگشان تغيير مي كند آنگاه مرگ در آنان بيشتر نفوذ مي كند و بدين سبب قدرت سخن را از ايشان مي گيرد...»(5)

    پی نوشت:
    1- علامه طباطبايي،انسان از آغاز تا انجام ص 63
    2-ق/19
    3- ایت الله جوادي آملي،صورت و سيرت انسان در قرآن، ج 14، ص 216 و 217.
    4-تفسیر نمونه، ج‏۲۲، ص: ۲۵۴.
    5-نهج البلاغه، خطبه 109.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    پس تبیین صحیح معنای مرک و حالات انسان در زمان مرگ که از نادیدین های تا بدان لحظه عمر خویش حیران و سرگردان است به ادامه بحث می پردازیم


    از برخي آيات و روايات استفاده مي شود همه يا اكثر افراد متوجه مردن خويش هستند. از جمله آياتي كه بصورت صريح در مورد علم و فهم انسان به انتقال خويش از جهان فاني به عالم باقي (مرگ) آمده است، آيات 99 و 100 از سورة مؤمنون مي‌باشد.
    در دو آيه از سوره مذكور خداوند متعال مي‌فرمايد: «هنگامي كه مرگ بسوي يكي از آنان بيايد (يعني وقتي زمان مرگ و انتقال او فرا مي‌رسد)، مي‌گويد: «خدايا، مرا به دنيا برگردان تا شايد عمل نيكي انجام دهم و در تدارك گذشته (عمل نيكي) انجام دهم.»‌
    اين هرگز شدني نيست (اين راه برگشتي ندارد)، و اين تقاضاي شخص، سخني است كه او مي‌گويد و از ماوراي آنان و به دنبال اين، برزخي وجود دارد كه تا روز مبعوث شدن آنان ادامه دارد.»


    با دقّت در مفهوم و مفاد آيه مي‌فهميم كه هر شخصي به هنگام مرگ خويش، كاملاً‌ متوجّه است و انتقال خود را به جهان ابدي در همان لحظه درك مي‌كند و بالعيان مي‌بيند كه دنيا را ترك كرده و وارد عالم بقا و سرمدي مي‌شود،

    چرا كه درخواست و تقاضاي برگشت به دنيا به هنگام مرگ و انتقال به آخرت، حاكي از اين است كه او اين امر را مي‌فهمد و چون حجاب‌هاي جهل و ظلماني در آن لحظه برطرف شده است، خوب درك مي‌كند كه در دنيا چه فرصت عظيمي و چه سرماية گرانبهاي عمر را از دست داده و نتوانسته از آن استفاده بهتري كند
    و لذا تأسف مي‌خورد، ولي اين حسرت و تاسف از دست دادن فرصت‌ها در دنيا، قابل جبران در عالم آخرت نيست




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,242 پست
    حضور
    122 روز 15 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " عبرت از مرگ.

    او را در سرزمین مردگان می گذارند و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمین پوستش را می شکافند. و خشت و خاک گور بدن او

    می پو ساند. تند بادهای سخت اثار او را نابود می کند. و گذشت شب و روز نشانه های او را از میان بر می دارد.

    بدن ها پس از ان همه طراوت متلاشی می گرد ند. و استخوانها بعد از ان همه سختی و مقاومت پوسیده می شوند. و ارواح در گرو سنگینی

    بار گناهانند. و در انجا ست که به اسرار پنهان یقین می کنند. اما نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می شود و نه از اعمال زشت

    می توانند توبه کنند.

    ایا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان همان مردم نیستید که بر جای پای انها قدم گذاشته اید. و از راهی که رفتند می روید.؟

    و روش انها را دنبال می کنید ؟ اما افسوس که دل ها سخت شده پند نمی پذیرد و از رشد و کمال باز مانده و راهی که نباید برود می رود.

    گویا انها هدف پند ها و اندرزها نیستند و نجات و رستگاری را در به دست اوردن دنیا می دانند . بدانید که باید از صراط عبور کنید.

    گذرگاهی که عبور کردن از ان خطرناک است .با لغزش های پرت کننده و پرتگاه های وحشت زا و ترس های پیاپی .!

    نهج البلاغه . مولا علی علیه السلام.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟
    امام زين العابدين عليه السلام :
    زودا كه عمرت به سر آيد و فرشته جانت را بگيرد و يكّه و تنها به سوى منزلى رهسپار شوى
    سپس در آن مكان جانت به تو بازگردانده شود و دو فرشته ات، منكر و نكير،
    براى پرسش از تو و امتحانى سخت، وارد قبرت شوند
    بدان! نخستين پرسشى كه آن دو از تو مى كنند درباره پروردگار توست،
    كه او را مى پرستيدى و درباره پيامبر تو، كه برايت فرستاده شده
    و درباره دينت، كه به آن باور داشتى و درباره كتابت، كه تلاوتش مى كردى
    و درباره امامت، كه ولايت او را داشتى.
    سپس از عمرت، كه آن را چگونه صرف كردى و دارايى ات، كه از كجا به دست آوردى و در چه راه خرج كردى.
    پس، بهوش باش و براى خودت فكرى كن
    و پيش از شروع امتحان و پرسش و آزمون، خويشتن را براى جواب گويى آماده ساز.

    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟




       
    میزان الحکمةجلد-9



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    جمع بندی

    پرسش

    انسانی که مرده از چه زمانی خودش آگاه میشود که مرده است؟


    پاسخ

    با سلام
    عرض ادب و احترام
    برای پاسخ به سوال ابتدا مرک را معنا می نماییم
    مرک نه به معنای ایستادن قلب و عدم حرکت انسان و عدم تحریک در قالب جسمانی این نوع مرک در علم پزشکی معنا دارد ولی مرگ در معارف اسلامي تنها مرگ بدن جسماني نيست بلكه مرگ عبارت است از «انتقال از دنيا به برزخ»(1)
    خداوند در قران حالت انسان دم مرک را بدین سان بیان می نماید

    وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحیدُ؛(2) و سرانجام، سكرات (و بیخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى ‏رسد (و به انسان گفته مى‏ شود این همان چیزى است كه تو از آن مى‏ گریختى»

    سكره و مستي مرگ در حقيقت حالتي دروني براي انسان است كه در لحظات آخرين زندگي دنيوي بدان گرفتار مي شود در اين لحظات آنچنان فشار مرگ بر آدمي سنگيني مي كند كه خيلي از چيزها را به فراموشي مي سپرد، عقايدي كه در دنيا به آنها معتقد بوده اگر راسخ نباشد در همين لحظات به فراموشي سپرده مي شود در همين لحظات است كه حتي آدمي خود را فراموش مي كند و در يك سردرگمي و حيرت زائدالوصف گرفتار مي شود.(3)

    ایت الله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه چنین می آوردند:
    «" سكره مرگ" حالتى است شبیه به" مستى" كه بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، به صورت هیجان و انقلاب فوق العاده ‏اى به انسان دست مى‏ دهد، و گاه بر عقل او چیره مى ‏گردد، و او را در اضطراب و ناآرامى شدیدى فرو مى ‏برد. چگونه چنین نباشد در حالى كه مرگ یك مرحله انتقالى مهم است كه باید انسان در آن لحظه تمام پیوندهاى خود را با جهانى كه سالیان دراز با آن خو گرفته بود قطع كند، و در عالمى گام بگذارد كه براى او كاملا تازه و اسرار آمیز است، به خصوص اینكه در لحظه مرگ انسان درك و دید تازه ‏اى پیدا مى ‏كند، بى ثباتى این جهان را با چشم خود مى ‏بیند، و حوادث بعد از مرگ را كم و بیش مشاهده مى ‏كند. اینجا است كه وحشتى عظیم سر تا پاى او را فرا مى‏ گیرد و حالتى شبیه مستى به او دست مى‏ دهد ولى" مست" نیست(4)‏


    امام علي (ع)در خطبه 109 نهج البلاغه درتوصيف وضعيت انسان در لحظات آخر عمر مي فرمايد.
    «آنچه برايشان فرود مي آيد وصف ناپذير است بر آنان «مستي مرگ» و حسرت از دست دادن دنيا و لذات آن يا حسرت از دست دادن توبه و پشيماني و جبران گناهان جمع مي شود اعضايشان به سستي مي گرايد و رنگشان تغيير مي كند آنگاه مرگ در آنان بيشتر نفوذ مي كند و بدين سبب قدرت سخن را از ايشان مي گيرد...»(5)

    پس تبیین صحیح معنای مرک و حالات انسان در زمان مرگ که از نادیدین های تا بدان لحظه عمر خویش حیران و سرگردان است به ادامه بحث می پردازیم

    از برخي آيات و روايات استفاده مي شود همه يا اكثر افراد متوجه مردن خويش هستند. از جمله آياتي كه بصورت صريح در مورد علم و فهم انسان به انتقال خويش از جهان فاني به عالم باقي (مرگ) آمده است، آيات 99 و 100 از سورة مؤمنون مي‌باشد.
    در دو آيه از سوره مذكور خداوند متعال مي‌فرمايد: «هنگامي كه مرگ بسوي يكي از آنان بيايد (يعني وقتي زمان مرگ و انتقال او فرا مي‌رسد)، مي‌گويد: «خدايا، مرا به دنيا برگردان تا شايد عمل نيكي انجام دهم و در تدارك گذشته (عمل نيكي) انجام دهم.»‌(6)
    اين هرگز شدني نيست (اين راه برگشتي ندارد)، و اين تقاضاي شخص، سخني است كه او مي‌گويد و از ماوراي آنان و به دنبال اين، برزخي وجود دارد كه تا روز مبعوث شدن آنان ادامه دارد.»


    با دقّت در مفهوم و مفاد آيه مي‌فهميم كه هر شخصي به هنگام مرگ خويش، كاملاً‌ متوجّه است و انتقال خود را به جهان ابدي در همان لحظه درك مي‌كند و بالعيان مي‌بيند كه دنيا را ترك كرده و وارد عالم بقا و سرمدي مي‌شود،

    چرا كه درخواست و تقاضاي برگشت به دنيا به هنگام مرگ و انتقال به آخرت، حاكي از اين است كه او اين امر را مي‌فهمد و چون حجاب‌هاي جهل و ظلماني در آن لحظه برطرف شده است، خوب درك مي‌كند كه در دنيا چه فرصت عظيمي و چه سرماية گرانبهاي عمر را از دست داده و نتوانسته از آن استفاده بهتري كند
    و لذا تأسف مي‌خورد، ولي اين حسرت و تاسف از دست دادن فرصت‌ها در دنيا، قابل جبران در عالم آخرت نيست.

    پی نوشت:
    1- علامه طباطبايي،انسان از آغاز تا انجام ص 63
    2-ق/19
    3- ایت الله جوادي آملي،صورت و سيرت انسان در قرآن، ج 14، ص 216 و 217.
    4
    -تفسیر نمونه، ج‏۲۲، ص: ۲۵۴.
    5-نهج البلاغه، خطبه 109.

    6-مومنون/مومنون 99و100



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود