جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسیحای سامرا (ویژه شهادت امام هادی علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12

    مسیحای سامرا (ویژه شهادت امام هادی علیه السلام)




    شهادت امام همام حضرت هادی امت علیه السلام تسلیت باد

    در این بخش و به مناسبت شهادت آن امام همام مطالبی از زندگی نامه بابرکت و سراسر نور آن حضرت بیان می شود


    امام ابوالحسن علي النقي الهادي عليه السلام پيشواي دهم شيعيان، در نيمه ذي حجه سال 212 ه.ق در اطراف مدينه در محلي به نام «صُريا» به دنيا آمد.(1) پدرش پيشواي نهم، امام جواد (عليه السّلام) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه كنيزي با فضيلت و تقوا بود. مشهورترين القاب امام دهم، نقي و هادي است و به آن حضرت ابوالحسن الثالث نيز مي‌گويند.(2)
    امام هادي (عليه السّلام) در سال 220ه پس از شهادت پدر گراميش كه هنوز بيش از هشت سال نداشت (3)، به امامت رسيد. آن حضرت در مدت امامت خود، با چند تن از خلفاي عباسي معاصر بود كه عبارتند از:
    1. معتصم، برادر مأمون
    2. واثق، پسر معتصم
    3. متوكل، برادر واثق
    4. منتصر، پسر متوكل
    5. مستعين، پسر عموي منتصر
    6. معتزّ، پسر ديگر متوكل(4)
    به دستور متوكل، آن امام عزيز را به اجبار به سامرا آوردند.(5) امام عليه السلام تا پايان عمر خود ـ بيش از بيست سال‌ـ در اين شهر به سر برد. شيخ مفيد با اشاره به اقامت اجباري امام در سامرا مي‌نويسد: آن حضرت به ظاهر مورد احترام خليفه بود، ولي در باطن به وسيله متوكل دسيسه‌هايي عليه آن حضرت مي‌شد كه هيچ يك از اين نقشه‌ها در عمل موفق نبود.(6) عصر زندگي امام هادي عليه السلام ، عصر اختناق و استبداد بود و امام عليه السلام براي فعاليت فرهنگي در سطح گسترده آزادي عمل نداشت، ولي در همان شرائط نامساعد، علاوه بر فعاليت هاي فرهنگي از طريق مناظره با مكاتب عقيدتي متعددي همچون «معتزله» و «اشاعره»،(7) مكاتبات، پاسخگويي به سوال ها و شبهات و تبيين بينش درست در برابر مكاتب كلامي منحرف، راويان و محدثان و بزرگاني از شيعه را تربيت كرد و علوم و معارف اسلامي را به آنان آموزش داد. شيخ طوسي، تعداد شاگردان آن حضرت در زمينه‌هاي مختلف علوم اسلامي را 185 نفر مي‌داند.(8)

    پی نوشت
    1. طبرسي، اعلام الوري ، تهران، دارالكتب الاسلاميه ، الطبعة الثالثه ، ص355. و شيخ مفيد، الارشاد، قم، بصيرتي، بي تا، ص327.
    2. اعلام الوری ، پيشين ، ص355.
    3. اربلي ، كشف الغمه، ج 2، ص 374 . و مسعودي، اثبات الوصيه، ص 221 . و كفعمي، مصباح التهجد، ص 714.
    4. رسول جعفريان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، قم، انصاريان ، چاپ هفتم، 1383ش، ص501 .
    5. مسعودي، مروج الذهب، بيروت، دارالاندلس، الطبعة الاولي، 1381 ه.ق، ص409.
    6. الارشاد ، پيشين، ص334.
    7. طبرسي، احتجاج، نجف، المطبعة المرتضوية، 1350 ه.ق، ص249.
    8. طوسي، رجال، نجف، المطبعة الحيدرية، الطبعة الاولي، 1381 ه.ق، ص409.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    ادامه از قبل

    امام هادي (عليه السّلام) در مدت اقامت خود در سامرا. چندين بار، روياروي فقيهان درباري قرار گرفت. وقتي كه در ميان فقهاي دربار اختلاف فتوا به وجود مي‌آمد، آنان ناگزير براي حل مشكل به امام عليه السلام مراجعه مي‌كردند و آن حضرت با دانش امامت و استدلال روشن، چنان مسئله را مي‌شكافت كه فقها در برابر آن ناگزير به تحسين و تسليم مي‌شدند.(9)
    امام هادي (عليه السّلام) در طول زندگي خود، با غلات ( كساني كه در حق ايشان غلو مي‌كردند) ، مبارزه كرده و آنان را از خود طرد مي‌نمودند كه از جملة آنان علي بن حسكه استاد قاسم شعراني يقطيني كه از بزرگان غلات و مطرود ائمه طاهرين عليهم السلام است.(10) از انحرافاتي كه غلات شيعه پديد آورده و سبب حمله ديگر فرق اسلامي به آنها شدند، مشكل تحريف قرآن بود، امام هادي عليه السلام ضمن رساله مفصلي كه ابن شعبه حرّاني از آن نقل كرده، به شدت بر تحريف نشدن قرآن و اينكه قرآن كريم همه جا اصل و محور مي باشد، تكيه و اصرار مي ورزيده و آن را در مقام سنجش روايات و تشخيص صحيح از ناصحيح به عنوان معياري دقيق اعلام نمود.(11)
    امام هادي (عليه السّلام) همواره در سامرا از چنان شخصيت والا و عظمت روحي برخوردار بود كه همگان در مقابل وي فروتني نشان مي‌دادند و ناخواسته در برابرش تواضع كرده و سخت محترمش مي‌داشتند.(12)
    آن حضرت در سامرا تحت كنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همة رنج ها و محدوديت ها هرگز به كم ترين سازش با ستمگران تن نداد، سرانجام در زمان معتز مسموم گرديد (13) و در ماه رجب سال 254 هجري پس از بيست سال و نه ماه اقامت در سامراء به شهادت رسيد و در خانه خويش به خاك سپرده شد.(14)

    پی نوشت
    9. ر ك. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، بيروت دار احياء التراث العربي، ج18، ص408 . و شريف القرشي، حياة الامام الهادي، بيروت، دار الأضواء، الطبعة الاولي، 1408 ه.ق، ص240.
    10. شيخ طوسي، رجال كشي، تصحيح مصطفوي، مشهد، دانشگاه مشهد، ص518.
    11. حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ، پيشين، ص516.
    12. عيسي اربلي، كشف الغمه، تحقيق: سيد هاشم رسولي، تبريز، ج2، ص389.
    13. شبلنجي، نور الابصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسين، ص166.
    14. الارشاد ، پيشين، ص334.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    شعر امام هادی پشت طاغوت را لرزاند


    متوکل عبّاسی - که مراتب بُغض و کینه ورزی وی در حقّ اهل بیت (علیهم السلام) و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست - چون به خلافت نشست، ترسید که امام هادی (علیه السلام) بر علیه او دست به قیام بزند. پس او را به سوی خود طلبید تا هم از نزدیک امام (علیه السلام) را تحت نظر داشته باشد و هم بتواند در مواقع ضروری به راحتی بر وی فشار وارد کند و هر گاه که خود خواست، به زندگی ایشان خاتمه بخشد. امّا آن حضرت به اذن خداوند تدبیری اندیشید و تصمیم گرفت تا عمق هیأت حاکمه نفوذ کند و نزدیک‌ترین یاران خلیفه را زیر نفوذ خویش در آورد و چنین نیز کرد. شاید روایاتی چون روایت ذیل، گوشه‌ای از ابعاد تأثیر امام هادی (علیه السلام) را در کاخ حکومتی بیان کند:
    عده‌ای، از امام هادی(علیه السلام) نزد متوکل بدگویی کرده و گفته بودند که ایشان در خانه‌اش، نامه‌ها و سلاح‌هایی از پیروان قمی خویش دارد و قصد دارد تا به حکومت دست یابد.
    متوکل عده‌ای از سربازانش را به خانه آن حضرت روانه کرد. آن‌ها شبانه به خانه امام هادی (علیه السلام) یورش بردند؛ امّا چیزی در آن نیافتند و خود آن حضرت را در اتاقی در بسته پیدا کردند. او جامه‌ای پشمین بر تن داشت و روی ریگ و خاک نشسته و توجهش به خدای تعالی معطوف بود و آیاتی از قرآن را تلاوت می‌نمود. مأموران او را در همان حال نزد متوکل برده گفتند: در خانه‌اش چیزی نیافتیم و او را دیدیم که رو به قبله نشسته است و قرآن می‌خواند. متوکل در آن لحظه، در مجلس باده‌گساری نشسته و جام شراب به دستش بود. امام (علیه السلام) را در همین حال نزد او بردند. چون متوکل چشمش به امام (علیه السلام) افتاد، آن حضرت را در کنارش نشاند و جامی را که در دست داشت، به طرف آن حضرت گرفت.
    امام هادی (علیه السلام) فرمود: "به خدا گوشت و خون من هرگز خمر ننوشیده‌اند، مرا عفو کن."

    متوکل آن حضرت را معاف کرد و آنگاه گفت: برایم شعری بخوان.
    امام (علیه السلام) پاسخ داد: "من اندکی شعر می‌دانم."
    متوکل گفت: گریزی نیست. امام (علیه السلام) که در کنار متوکل نشسته بود، آغاز به خواندن اشعار زیر کرد:
    " بر فراز قله‌های کوه‌هایی که آنان را نگاهبانی می‌کرد، خفتند و مغلوب شدند و قله‌ها آن‌ها را سودی نرساند.
    پس از دوره‌ای از عزّت و سرفرازی از دژهایشان پایین کشیده شدند و در گودالی مسکن گرفتند؛ ای وای که در چه جای بدی فرود آمدند!
    بانگ دهنده‌ای پس از دفن آن‌ها فریاد زد: «کجا رفت آن دستبندها و تاج‌ها و جامه‌های فاخر ابریشمین؟
    کجا شد آن چهره‌های به ناز پرورده که در برابر آن‌ها پرده‌ها می‌زدند و سایبان‌ها؟»
    پس هنگامی که درباره آنان سؤال می‌شود،، قبر با بیانی شیوا در خصوص آنان گوید: این است چهره‌هایی که کرم‌ها بر روی چهره‌ای‌شان رفت و آمد می‌کنند.
    دیر زمانی کامرانی و عیش و نوش کردند و امروز چنان شده‌اند که پس از آن همه خوردن و کامروایی کردن، خورده می‌شوند."(1)
    متوکل از شنیدن این ابیات چنان گریست که محاسنش به آب دیدگانش تَر شد، حاضران نیز، گریستند. آنگاه امام هادی (علیه السلام) را در کمال احترام به خانه‌اش باز گرداند.
    امام (علیه السلام) با این شعر عمیق نهیبی بر جان غفلت زدگان زد چرا که مرگ اجتناب ناپذیر است. و در آن هنگام است که ثروت و مقام و یا هر آنچه که مایه فخر در این جهان گذراست سودبخش نخواهد بود. به راستی به یاد آوردن مرگ و ایام گذار، مؤثرترین تذکرهاست.


    پی نوشت:
    1-
    باتوا علی قـلـل الجبال تحـرسـهـــم### غـلب الرجال فـلـم تنفـعـهـم القـلـل
    و استـنزلوا بعد عز من معـاقـلـــهــم ###و اسکـنـوا حـفـرا یا بئـسـما نــزلــوا
    نـاداهـم صـارخ مـن بـعــد دفــنــهــم ###ایـن الأســاور و التـیـجـان و الـحـلــل
    ایـن الـوجــوه التـی کانـت منــعــمـة### من دونـها تـضــرب الأستـار و الکـلـل
    فافـصح الـقـبر عنهم حین ساء لـهـم ###تلک الوجــوه علیهــا الـدود تنـتـقـــل
    قد طال ما اکـلـوا دهـراً و ما شـربــوا ###و اصـبحــوا الیـوم بعد الأکل قد اکـلوا



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    پادشاه روم به يكي از خلفاي بني عباس نوشت، ما در انجيل ديده ايم، هر كس سوره اي را بخواند كه خالي از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام ميكند و آن هفت حرف عبارتست از:
    «ثاء»، «جيم»، «خاء»، «زاء»، «شين»، «ظاء» و «فاء».
    ما، در تورات و انجيل آن سوره را نيافته ايم، آيا در كتب خود چنين سوره اي را داريد؟ و اگر جواب مثبت است مراد از اين حروف هفتگانه چيست؟

    خليفة عباسي، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هيچ يك نتوانستند جواب سؤال را بدهند؛ به ناچار سؤال را از حضرت علي بن محمد بن الرضا ـ عليهم السلام ـ پرسيد.

    حضرت هادي ـ عليه السلام ـ فرمود: «آن سوره اي كه آنها در جستجوي آن هستند و در كتب آسماني سابق نيافتند، در قرآن مجيد موجود است و آن سوره، «سورة حمد» است كه هيچ يك از اين حروف هفتگانه در آن نميتوان يافت.»

    پرسيدند: « اين حروف علامت چيست؟»

    حضرت فرمودند: «ث» اشاره به «ثبور» دارد؛ مراد از «ج» «جحيم»است؟ مقصود از «خ» «خبيث» است و «ز» اشاره به «زقّوم» دارد و «ش» «شقاوت» است و مراد از «ظ» ظلمت است و «ف» اشاره به «فرقت» دارد.»

    اين پاسخ را براي قيصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسيد بسيار مشعوف شد و دانست كه دين حق همان اسلام است ...
    [1] . منتخب التواريخ ص 530.

       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    مظلومیت امام هادی (ع) از امامان دیگر بیشتر است

    دهمین امام شیعیان القابی همچون نقی به معنای پاکی و پیراستگی دارد.
    امام هادی (ع) در سال ۲۱۴ هجری قمری متولد شدند و ۴۱ سال عمر داشته و ۳۳ سال نیز امامت کرده اند
    امامت امام هادی(ع) نیز، مانند پدرش، از دورانی که ایشان هنوز کودکی بیش نبود، آغاز شد. این بار جامعه شیعه به راحتی امامت آن حضرت را پذیرفت، زیرا که با توجه به تجربه پیشین، مشکل مزبور حل شده بود. افزون بر آن، تصریح امام جواد (ع) به امامت فرزندش در هنگام خروج از مدینه به بغداد، هر گونه شبهه ای را از میان برد.
    امام هادی (ع) در دوران چندین خلیفه، امامت شیعیان را عهده دار بود. در بیشتر این دوران،با خشن ترین حاکم عباسی همچون متوکلهم دوران بود. موضوع ظهور مهدی آخرالزمان (عج) باعث شده بود حلقه محاصره بعد از امام رضا (ع) بر ائمه معصومین (ع) تنگ تر شود.
    نخستین برخورد متوکل با امام هادی (ع) آن بود که در همان آغاز دوران خلافتش، یعنی سال 233 حضرت را از مدینه به سامرا آورد. آن زمان، سامرا، به جای بغداد، مرکز خلافت عباسی بود. هدف وی، تحت نظر گرفتن امام و رفت و شد شیعیان با آن حضرت بود. متوکل مانند خلفای پیشین، خطر شورش های علویان را به خوبی احساس می کرد و با آوردن امام به سامرا، بنای جلوگیری از قیام شیعیان را داشت. البته متوکل، با حفظ ظاهر، کوشید تا محترمانه امام را به سامرا بیاورد. در آن جا هم، با احترام به وی و نگاه داری او در مجموعه دربار، سیاستی را مانند آنچه مامون نسبت به امام رضا(ع) داشت، در حدی ضعیف تر، در پیش گرفت. متوکل و درباریان در ظاهر به امام احترام می گذاشتند، اما به واقع مراقب رفتار امام بودند به طوری که شیعیان نمی توانستند به آسانی با آن حضرت ارتباطی برقرار کنند.

    به رغم احترام صوری، گاه و بی گاه متوکل دستور بازرسی منزل امام را می داد. در این میان، ارتباط شیعیان با امام به صورت مخفی برقرار بود و طبعا خبرهای تحریک کننده ای به متوکل می رسید. اما هر بار، در منزل امام، چیزی که شاهد فعالیت نظامی بر ضد حکومت باشد یافت نمی شد. یک بار، نیمه شب که به خانه امام ریختند، امام را بر سجاده و در حال خواندن قرآن دیدند. در همان حال، حضرت را نزد متوکل که در مجلس بزم شرابش بود آوردند. امام اشعاری را در برابر زمزمه کردند که متوکل را به اضطراب انداخت.
    متوکل چند روز پیش از آن که کشته شود، دستور قتل امام را صادر کرده بود. اما پیش از آن که این دستور اجرا شود، خود در بسترش کشته شد و امام از توطئه او رهایی یافت.

    موارد این چنینی زیادی دال بر مظلومیت امام هادی (ع) در دروان حیاتشان که به سختی میگذشته است، وجود دارد. اکنون نیز پس از گذشت سال ها هنوز این مظلومیت ها وجود دارد و کوردلان تلاشی بیهوده برای مخدوش کردن چهره نورانی این حضرت دارند.
    مظلومیت هایی از قبیل:
    توهین به نام مقدس حضرت هادی النقی (ع)
    و گستاخی و جسارت فردی نادان و جاهل در فضای مجازی
    خادمین حرم حضرت تا چند سال پیش سنی ها بودن
    تلاش تکفیری ها و وهابیون کوردل برای تخریب گنبد این امام بزرگوار
    که ادامه تلاش دشمنان امام هادی(ع) برای از بین بردن منبع حکمت و هدایت است

    مسیحای سامرا (ویژه شهادت امام هادی علیه السلام)

    آجرک الله یا مولانا یا صاحب الزمان (عج) فی مصیبت جدک العلی (ع)
    شهادت جانسوز امام غریب علی النقی(ع) تسلیت باد



       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود