صفحه 3 از 8 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناقضات قران

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    12) شفاعت کردن یا شفاعت نکردن، مسئله این است!
    قرآن در مورد اینکه آیا در روز آخرت شفاعتی وجود خواهد داشت یا نه دچار تناقض میشود، در آیات (سوره 2 آیه 122-123، سوره 254 آیه 6-51، سوره 82 آیات 18-19 و…) میگویند شفاعتی وجود ندارد و آیات (سوره 53 آیه 26، سوره 43 آیه 86، سوره 34 آیه 23، سوره 20 آیه 109) و البته هر دو این پاسخ ها را میتوان با احادیث مختلف پشتیبانی کرد.

    «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً»؛ بگو تمام شفاعت از آن خداست‏.(زمر، 44)

    «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ»؛ در آن روز، شفاعت هيچ كس سودى نمى ‏بخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده‏ است.(طه، 109)

    «ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ»؛ هيچ شفاعت كننده ‏اى، جز با اذن او نيست‏.(یونس، 3)


    دسته ای از آیات، شفاعت در قیامت را مختص خداوند دانسته و برخی از آیات، شفاعت را برای دیگران نیز اثبات می کند.

    در این جا هیچ تضادی بین آیات نیست، زیرا آیاتی که شفاعت را مختص خداوند دانسته و از دیگران سلب می کند، مرادش استقلال در شفاعت است یعنی هیچ شفاعتی مستقل از خداوند، وجود ندارد، و کسی در روز قیامت، مستقل در شفاعت نیست، یعنی این گونه نیست که حق شفاعت داشته باشد چه خدا بخواهد یا نخواهد.

    آیاتی هم که شفاعت را برای دیگران نیز اثبات می کند، ناظر به شفاعتی است که خداوند اجازه داده است، یعنی دیگران حق شفاعت دارد مشروط بر اجازه خداوند.

    نکته:
    خداوند این اختیار و قدرت را دارد تا میزانی از حق شفاعت داشتن را به دیگران بدهد؛ از طرفی دادن حق شفاعت به دیگران، موجب سلب اختیار از خداوند نمی شود به گونه ای که بعد از اجازه، دیگر نتواند آن را پس بگیرد و یا بدان نیازمند باشد.

    بنابر این:

    شفاعت مختص خداوند است، و دیگران فقط در صورتی می توانند شفاعت کنند که خداوند به آن ها چنین اجازه داده باشد. لذا شفاعت برای خداوند بطور استقلال ثابت است ولی برای دیگران غیر استقلالی و مشروط به اجازه خداوند است.

    روشن است که هیچ تعارض و تضادی بین آیات نیست.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۴/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۵:۱۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    13) الله و تخت او کجاست؟
    الله از رگ گردن به انسان نزدیکتر است (سوره 50 آیه 16) و در عین حال او بر روی تختش نشسته است (سوره 57 آیه 4) تختی که روی آب بنا شده است (سوره 11 آیه 7) و در عین حال بقدری دور است که رسیدن به او بین 1000 و 50000 سال طول میکشد (سوره 32 آیه 5، سوره 70 آیه 4).

    «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»؛ و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم‏.(ق، 16)

    «ثمُ‏َّ اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْشِ»؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت)‏.(حدید، 4)

    «وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلىَ الْمَاءِ»؛ و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت‏.(هود، 7)

    «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلىَ الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فىِ يَوْمٍ كاَنَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّون‏»؛ امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى ‏كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى ‏شمريد بسوى او بالا مى ‏رود (و دنيا پايان مى ‏يابد).(سجده، 5)


    استفاده از تشبیه و یا تعابیر کنایی در همه گویش ها و زبان ها مرسوم است و اشکالی که ندارد هیچ، بلکه از فنون ادبی محسوب می شود.

    از طرفی واضح است که خداوند جسم ندارد تا جا و مکان برای او قابل فرض باشد.

    نزدیکتر بودن از رگ قلب، نوعی تشبیه به محسوسات، برای بیان بسیار نزدیک بودن است، کما این که استوای بر عرش، کنایه بر تسلط داشتن و قدرت و علم الهی است.

    بودن عرش بر آب نیز به قبل از آفرینش آسمان و زمین اشاره دارد که همه چیز به صورت مذاب و مایع یا به صورت گازهای فشرده بوده است. لذا بودن عرش الهی بر آب، کنایه از قدرت و تسلط و احاطه الهی بر آن ها است.

    آیاتی نیز که هزار یا پنجاه هزار سال را مطرح می کنند، اصلا برای بیان فاصله بین خداوند و بندگان نیستند، چرا که فاصله داشتن و ... برای امور جسمانی است و خداوند که جسم ندارد تا دارای مکان بوده و در تعیین فاصله، دور و نزدیک محسوب شود.

    این آیات در مقام بیان تفاوت روزهای دنیایی با روزهای آخرتی است که به حساب روزهای دنیایی، هزار سال دنیایی برابر است با یک روز آخرتی. کما این که می تواند اشاره به قدرت خداوند باشد که ممكن است انسان براى انجام دادن كارى هزار سال وقت لازم داشته باشد اما خداوند در يک روز (بلكه كمتر) آن را انجام مى ‏دهد.


    بنابر این:

    خداوند جسم ندارد تا برای او جا و مکان در نظر گرفته شود، لذا اصلا جا و مکانی مطرح نیست تا به دنبال کجایی آن باشیم. این موارد نیز اشاره به مکان نیستند بلکه تشبیه و یا تعابیری کنایی از قرب، قدرت و علم الهی هستند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    14) ریشه بیچارگی کجاست؟
    آیا شر و مصیبت از طرف شیطان است (سوره 38 آیه 41) ؟ از خود ماست (سوره 4 آیه 79) ؟ یا از طرف الله (سوره 4 آیه 78) ؟

    «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى‏ رَبَّهُ أَنىّ‏ِ مَسَّنىِ‏َ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَاب‏»؛ و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است‏.(ص، 41)

    «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ»؛ (آرى،) آنچه از نيكيها به تو مى ‏رسد، از طرف خداست و آنچه از بدى به تو مى ‏رسد، از سوى خود توست.(نساء، 79)

    «وَ إِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَاذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَ إِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَاذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كلُ‏ٌّ مِّنْ عِندِ الله‏‏»؛ و اگر به آنها [منافقان‏] حسنه (و پيروزى) برسد، مى ‏گويند: «اين، از ناحيه خداست.» و اگر سيّئه (و شكستى) برسد، مى ‏گويند: «اين، از ناحيه توست.» بگو: «همه اينها از ناحيه خداست.»(نساء، 78)


    بیان تفسیری:

    در بیان علمی برای نسبت دادن بدی به خدا، و یا این که گاهی به خدا نسبت داده می شود و گاهی به مخلوق (انسان و شیطان)، وجوهی بیان شده که اشاره می شود:

    1. اگر سيئات و بدی ها را تجزيه و تحليل كنيم داراى دو جنبه هستند: يكى جنبه مثبت، ديگرى جنبه منفى. آن جا که تمام حسنات و سيئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است كه تمام منابع قدرت حتى قدرت‏ هايى كه از آن سوء استفاده مى ‏شود، از ناحيه خدا است و سرچشمه قسمت هاى سازنده و مثبت او است؛ و اگر به انسان یا شیطان نسبت داده شده است اشاره به همان جنبه‏ هاى منفى قضيه و سوء استفاده از مواهب و قدرت هاى خدادادى است.(تفسير نمونه، ج ‏4، ص 21)

    به بیان دیگر؛ شرور و بلاها نسبی هستند، آياتی که خير و شر را از جانب خدا می دانند از اين نظر است که هر پديده ای از آن نظر که موجود است و سهمی از حسن و زيبايی دارد، قهراً از جانب خداست؛ و البته ديگر در اين ظرف نمی توان آن را سيئه و بد ناميد و اگر هم قرآن کريم آن را سيئه نامیده است، می خواهد با زبان مخاطب سخن گويد، زيرا مادامی که مقايسه ای در کار نباشد موجودی به بدی توصيف نمی شود بلکه سراسر حسن خواهد بود.
    اين امور در صورتی عنوان بدی به خود می گيرند که آن ها را با انسان مقايسه کنيم، و به ناسازگاری آن ها حکم کنيم.

    2. آن جا كه مى‏ فرمايد حسنات و سيئات از خدا است، اشاره مى ‏كند به همان فاعليت خداوند نسبت به همه چيز؛ و آن جا كه مى ‏فرمايد سيئات از شما است، به فاعليت ما و مسئله اراده و اختيار ما اشاره مى‏ كند.

    به بیان دیگر، چون خداوند است که به انسان و شیطان قدرت عمل داده است پس تمام اتفاق ها منتسب به خدا است. از طرف دیگر چون آن کسی که با سوء اختیار خود باعث فساد در مخلوقات خدا می شود انسان و شیطان است پس بدی ها متعلق به آن ها است.

    3. منظور از سيئات، كيفرهاى اعمال و مجازات و عقوبات معاصى است. شكى نيست كه اين كيفرها از ناحيه خداوند است، ولى چون نتيجه اعمال و افعال بندگان (انسان و شیطان) مى ‏باشد از اين جهت گاهى به بندگان نسبت داده مى ‏شود و گاهى به خداوند، و هر دو صحيح است.

    بیانی از علامه طباطبایی(ره):
    در آیات سوره نساء، منظور از حسنه و سيئه، اعمال خوب و بد نيست، بلکه حوادث و اتفاق های خوب و بدى است كه اين گروه از مسلمانان به دنبال بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دعوت به دین اسلام و ... به وسيله جهاد با آن روبرو شدند، یعنی پیروزی و غنیمت و یا مجروح و کشته و اسیر شدن.
    این گروه از مسلمانان حوادث و اتفاق های خوب را به خدا و اتفاق های بد را ـ یا از باب فال بد زدن و يا مى ‏خواسته ‏اند بگويند كه آن حضرت ضعف مديريت دارد و زمامدارى را آن طور كه بايد نمى ‏داند ـ به پیامبر نسبت مى ‏دادند.
    با توجه به این که ناظم عالم، تنها و تنها خدا است و احدى شريک او نيست، به پیامبر می فرماید بگو: «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»؛ همه از جانب حدا است.(ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏5، ص 8)

    البته این گونه فال بد زدن و نسبت بدی دادن به پیامبران الهی، در امت های سابق هم بوده است: «فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون‏»؛ (اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلكه) هنگامى كه نيكى (و نعمت) به آنها مى ‏رسيد، مى ‏گفتند: «بخاطر خود ماست.» ولى موقعى كه بدى (و بلا) به آنها مى ‏رسيد، مى ‏گفتند: «از شومى موسى و كسان اوست»! آگاه باشيد سرچشمه همه اينها، نزد خداست ولى بيشتر آنها نمى ‏دانند.(اعراف، 131)

    نکته:
    در رابطه طولی (که اراده و اختیار انسان و شیطان در طول و زیر مجموعه اراده الهی است) و از آن جا که خداوند است که اراده و اختیار را به انسان و شیطان داده است، افعال انسان و شیطان را از این حیث می توان هم به انسان نسبت داد و هم به خداوند. لذا از حیث نسبت دادن، هیچ اشکالی وجود ندارد.


    بنابر این:

    از این جهت که نظام عالم هستی تحت اراده و قدرت الهی است و هیچ چیز بدون اراده او انجام نمی شود، می توان همه چیز را به خدا نسبت داد.

    از این جهت که انسان اراده و اختیار دارد و با سوء اختیار خودش، بدی را انتخاب کرده و مرتکب فساد می شود، می توان بدی ها را به خود انسان نسبت داد.

    از آن جهت که شیطان نیز اراده و اختیار دارد و به دنبال بدی و ارتکاب فساد است، می توان بخشی از این بدی ها که توسط شیطان انجام شده را به او نسبت داد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    15) رحمت الله چقدر است؟
    الله رحمت را بر خود مقرر کرده است (سوره 6 آیه 12) هرچند بعضی از اشخاص را هرچند که میتواند هدایت نمیکند (سوره 6 آیه 35، سوره 14 آیه 4).

    «قُل لِّمَن مَّا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قُل لِّلَّهِ كَتَبَ عَلىَ‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ‏»؛ بگو: آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟ بگو: از آن خداست، رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم كرده است.(انعام، 12)

    «وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلىَ الْهُدَى‏»؛ امّا اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدايت جمع خواهد كرد. (ولى هدايت اجبارى، چه سودى دارد؟).(انعام، 35)

    «فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَ يَهْدِى مَن يَشَاء»؛ سپس خدا هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى ‏كند.(ابراهیم، 4)



    نکته مهم و منطقی که باید مورد توجه واقع شود، قابلیت و لیاقت داشتن است.

    رحمت واسعه الهی همیشه در حال نزول بر مخلوقات است ولی نباید از ظرفیت وجودی و قابلیت پذیرش داشتن این رحمت الهی، غافل شد.

    خداوند متعال بر همه مخلوقاتش رحمت واسعه دارد ولی این دریافت این رحمت واسعه شرائطی دارد و این گونه نیست که در هر حال و در هر شرائطی این گونه است.

    تفضل های الهی نیازمند وجود قابلیت و بودن شرائط برای دریافت است. این غیر منطقی است که مطیع بودن و نافرمانی کردن، هیچ تاثیری در نفس انسان و در قابلیت های انسانی و وجودی او نداشته باشد.

    خداوند از همان ابتدای آفرینش و خلقت انسان، در نهاد او فطرتی پاک و سالم قرار داده: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»(روم، 30)، و خیر و شرّش را به او الهام کرده: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»(شمس، 8)

    اگر انسان به دنبال عمل نيک باشد، نتيجه آن، روشن ‏بينى و توفيق و هدايت بيشتر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»(انفال، 29)؛ و اگر به دنبال زشتی ها برود، تاريكى و تيرگى قلبش افزون مى ‏گردد، و به سوى گناه بيشترى سوق داده مى‏ شود، و گاه تا سر حد انكار خداوند مى ‏رسد: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ»(روم، 10)

    پس اگر خدا به كسانى توفيق هدايت مى ‏دهد و يا از كسانى توفيق را سلب مى ‏كند نتيجه مستقيم اعمال خود آن ها است.(ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏1، ص 151؛ ترجمه الميزان، ج ‏11، ص 483)

    بطور خلاصه:

    رحمت الهی بسیار وسیع است و به همه مخلوقات تعلق می گیرد مگر این خود آن شخص مانعی برای دریافت آن ایجاد کرده و قابلیت دریافت را از خود سلب کرده باشد. گناه و نافرمانی مانع دریافت رحمت و فضل الهی می شود.

    این که بین فرد مؤمن و فرد گناهکار، در ردیافت توفیقات الهی، تفاوت وجود داشته باشد، کاملا منطقی و معقول است. انتظار یکسان داشتن، غیر منطقی و ناعادلانه است.

    لذا این که خداوند از روی لطف و بزرگی اش، رساندن فضل و رحمت به همه مخلوقات را بر خود به عنوان یک قانون قرار داده است، معنایش این نیست که همه در دریافت این لطف یکسانند و هیچ قاعده و قانونی برای دریافت این لطف وجود ندارد.

    گناه و نافرمانی مانع دریافت فضل و رحمت الهی است و شخص گنهکار با گناهی که مرتکب می شود، مانعی در مسیر دریافت رحمت الهی ایجاد می کند، یعنی اگر این گناهان نبودند رحمت الهی به او هم می رسید، و این شخص خودش با ارتکاب گناه موجب شده تا جلو رسیدن و دریافت رحمت الهی، سدّ و مانعی ایجاد شود؛ لذا رحمت الهی به او نمی رسد.

    بنابر این؛ رحمت الهی همیشه ساری و جاری است، و این خود انسان است که با ارتکاب گناه، مانع ایجاد کرده و جلو این رحمت را می گیرد:

    «وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ»؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مى ‏آورند، مقرّر خواهم داشت‏.(اعراف، 156)

    لذا در عین حالی که رحمت الهی واسع و گسترده است، دریافت آن منطقی و قاعده مند و عادلانه است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    16) آیا در بهشت بازجویی خواهد بود یا نه؟
    از یکدیگر سوال نخواهند کرد (سوره 23 آیه 101)، اما همچنان در یک پرس و جوی دو جانبه شرکت خواهند کرد (سوره 52 آیه 25) و از یکدیگر سوال خواهند کرد (سوره 37 آیه 27).

    آیه ای مربوط به برپایی و آغاز قیامت:
    «فَإِذَا نُفِخَ فىِ الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُون‏»؛ هنگامى كه در «صور» دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود و از يكديگر تقاضاى كمك نمى ‏كنند (چون كارى از كسى ساخته نيست).(مؤمنون، 101)

    آیاتی مربوط به بهشت و جهنم:
    «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُون‏»؛ در اين هنگام رو به يكديگر كرده (از گذشته) سؤال مى ‏نمايند.(طور، 25)

    «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُون‏»؛ (و در اين حال) رو به يكديگر كرده و از هم مى‏ پرسند.(صافات، 27)


    بیان تفسیری:

    تناقضی بین این دو دسته آیات نیست؛ زیرا آیاتی که سؤال از یکدیگر را نفی می کند مربوط به آغاز برپایی قیامت و به مراحل نخستین رستاخیز اشاره دارد كه هول و اضطراب و وحشت آن قدر آن ها را پريشان مى ‏كند كه يكديگر و پیوندهای خویشاوندی را به كلى فراموش مى ‏كنند.

    اما آیاتی که به گفتگو و سؤال از یکدیگر اشاره دارد مربوط به بعد از اسقرار در بهشت و جهنم است. (ترجمه الميزان، ج ‏15، ص 99؛ تفسير نمونه، ج ‏14، ص 327)

    به بیان دیگر؛ قيامت مواقفى دارد و در هر موقف برنامه ‏اى است، و عدم توجه به تعدد مواقف، منشأ گمان تناقض بین آیات است و الا با معرفت و آگاهی از این موضوع، دیگر جایی برای طرح چنین شبهه ای نیست.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    17) آیا فرشتگان محافظ هستند؟
    هیچ حافظی بجز الله وجود ندارد (سوره 2 آیه 107، سوره 29 آیه 22)، اما (سوره 41 آیه 31) فرشتگان خود میگویند «ما محافظان شما در اینجا و در آن دنیا هستیم.» همچنین در سوره های دیگر نقش آنها بعنوان نگاهبان (سوره 13 آیه 11 و سوره 50 آیه 17-18) و محافظان (سوره 82 آیه 10) اعلام میشود.

    «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِير»؛ آيا نمى ‏دانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى و ياورى براى شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مى‏ داند و تعيين مى‏ كند).(بقره، 107)

    «نَحنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فىِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ فىِ الآخِرَة»؛ ما [فرشتگان] ياران و مددكاران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم‏.(صافات، 31)

    «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ الله‏»؛ براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏ كنند.(رعد، 11)


    بیان تفسیری:

    هیچ تعارض و تناقضی بین محافظ بودن خداوند و بین محافظ بودن فرشتگان وجود ندارد، زیرا محافظ بودن خداوند، اصلی و استقلالی و نفسی(از خودش) است، ولی محافظ بودن فرشتگان در سایه اذن و اراده الهی است و از طرف خداوند به ایشان عطا شده، لذا محافظ بودن آنان، غیر استقلالی و غیری است.

    فرشتگان محافظ، از خود چیزی ندارند و این مقام و قدرت از طرف خداوند به آنان عطا شده است.

    از طرفی خداوند متعال در عین این که اختیاری به دیگران (فرشتگان) می دهد، خودش نیز آن قدرت و اختیار را دارا است و این گونه نیست که با اعطای آن قدرت و مقام، خودش آن را نداشته باشد.

    بنابر این بین این دو هیچ تعارضی پیش نمی آید، زیرا تحقق تعارض منطقی نیاز به شرائطی دارد که شرائطش این جا نیست، پس اصلا تعارضی هم محقق نمی شود.

    نکته: کمی بالا بردن سطح علمی، و آگاهی از برخی آموزه های علم منطق، می تواند از این خطاها و شبهه افکنی ها جلوگیری کند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    523 پست
    حضور
    1 روز 14 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا

    یک نکته را هم بنده با اجازه از محضر استاد گرامی عرض کنم:

    حفاظت فرشتگان در طول حفظ خداوند قرار گرفته است

    معمولا برای تقریب به ذهن این مطلب مثالی که می زنند

    این است که وقتی شما قلم به دست می گیرید و می نویسید

    این قلم است که می نویسد؟

    دست شماست؟

    یا شمایید؟

    این همان ارتباط طولی است!

    نوشتن را می شود به قلم نسبت داد:

    چون قلم اندر نوشتن می شتافت

    چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت!!!

    هم می توان به دست نسبت داد

    هم به شخص نویسنده

    عذر خواه.
    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    18) آیا همه چیز مطیع الله است؟
    به اینکه همه چیز مطیع الله است در (سوره 30 آیه 26) اعلام شده است اما در چندین جای دیگر در مورد عدم اطاعت مغرورانه شیطان از الله خبر میدهد از جمله (سوره 7 آیه 11، سوره 15 آیه 28-31، سوره 17 آیه 61، سوره 20 آیه 116، سوره 28 آیه 71-74، سوره 18 آیه 50)، همچنین در جاهای دیگری در مورد بسیاری از موجودات که از فرمان الله سرپیچی میکنند.

    «وَ لَهُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَنِتُون‏»
    و از آن اوست تمام كسانى كه در آسمانها و زمين ‏اند و همگى در برابر او خاضع و مطيع‏ اند.(روم، 26)


    جهان و زندگی انسان تحت دو نظام مديريت می شود: نظام تكوين و نظام تشريع.

    نظام تكوين، يعنی قوانين و نظام خلقت و آفرینش. در نظام تکوین، برای مخلوقات اختیاری وجود ندارد.

    نظام تشريع، یعنی نظام امر و نهی. اختیار انسان به این نظام تشریع مرتبط است. اين قوانين وضعی و تخلف پذير است .

    اگر تخلفی صورت بگیرد، در عالم تشریع (عالم امر و نهی) است، و الا در عالم تکوین، همه چیز مطیع و منقاد پروردگار است و هیچ تخلفی صورت نمی گیرد.

    بنابر این، آیاتی که ناظر به پیروی و اطاعت محض اند، به عالم تکوین اشاره دارند؛ و تخلف و نافرمانی انسان ها از خداوند و نیز نافرمانی شیطان، همگی در عالم تشریع (عالم امر و نهی) است.

    لذا تناقضی بین آیات نیست.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    614
    مورد تشکر
    3,331 پست
    حضور
    27 روز 9 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ومحترم
    خدا قوت به شما که شبهات رو گزینه به گزینه جواب میدید

    فقط سوالی برای من پیش اومده...
    اونم این هست که چرا کتاب اسمانی خداوند و کتابی که مخصوص راهنمائی بشر هست و برای بهتر زندگی کردن و شناخت بیشتر خداوند هست ساده و قابل فهم برای همه عموم نیست؟؟؟

    چرا باید خداوند ایات قران رو به گونه ای نازل بکنه که نیاز به تفسیر این گونه داشته باشه و چرا ساده و روان نیست که چنین شبهاتی رو به وجود نیاورد؟

    مثل این هست که خداوند دستوراتی برای بهتر زندگی کردن در اختیار انسان ها گزاشته اما واسش رمز گزاشته...و یه جورایی نخواسته مستقیم برای عموم قابل فهم باشه


  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,090
    مورد تشکر
    9,490 پست
    حضور
    61 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    فقط سوالی برای من پیش اومده...
    اونم این هست که چرا کتاب اسمانی خداوند و کتابی که مخصوص راهنمائی بشر هست و برای بهتر زندگی کردن و شناخت بیشتر خداوند هست ساده و قابل فهم برای همه عموم نیست؟؟؟

    چرا باید خداوند ایات قران رو به گونه ای نازل بکنه که نیاز به تفسیر این گونه داشته باشه و چرا ساده و روان نیست که چنین شبهاتی رو به وجود نیاورد؟

    مثل این هست که خداوند دستوراتی برای بهتر زندگی کردن در اختیار انسان ها گزاشته اما واسش رمز گزاشته...و یه جورایی نخواسته مستقیم برای عموم قابل فهم باشه

    با سلام و درود

    خداوند متعال می فرماید: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِر»؛ ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود؟(قمر، 17، 22، 32، 40)

    البته آسان بودن قرآن برای فهم، به معنای به تفسیر نیاز نداشتن نیست. معنایش این است که هر کسی متناسب با فهم خودش، بهره ای از قرآن می برد، نه این که همه افراد همه قرآن را می فهمند و فهم کاملی از قرآن دارند.

    فهم مراتب عمیقتر آیات، نیازمند دقت بیشتر و حتی مراجعه به کارشناسان و مفسران قرآن است. به همین جهت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و حضرات معصومین علیهم السلام به تفسیر قرآن می پرداختند.

    نکته اصلی این است که الفاظ و كلمات موضوعه در لغت عرب، بيش‏ تر براى افاده معانى كوتاه و سطحى ساخته شده، گنجايش و كشش آن را ندارند تا معانى گسترده و عميق را افاده كنند. از طرفى هم قرآن ملتزم بود كه از الفاظ موضوعه عرب و از شيوه ‏هاى كلامى آنان استفاده كند: «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(زخرف، 3)

    لذا براى بيان معانى والا به ناچار راه كنايه و مجاز و استعاره را پيمود و اين خود، بر عرب غريب مى ‏نمود.

    بنابر این، الفاظ عرب گنجایش و ظرفیت آن معارف والا را نداشته و قرار بوده آن معارف در قالب همین الفاظ عرب، برای مخاطب بیان شود؛ لذا موجب تشابه شده و نیازمند تفسیر و تبیین است.

    بنابر این:
    در عین حالی که هر کس با توجه به میزان ظرفیت خود از قرآن فهم دارد و می تواند پیام آیات را دریافت کند، برخی آیات به خاطر این که الفاظ عرب گنجایش آن مفاهیم عالیه را نداشته، چاره ای نبوده که در قالب استعاره و کنایه و ... بیان شود.

    البته این مواردی که شما از سایت ها بیان کرده اید، بیشتر آن ها به دنبال تناقض سازی بین آیات است، یعنی با کمی دقت سازگاری آیات روشن می شود ولی برای ایجا شبهه و برای بد بین کردن اذهان نسبت به قرآن، این گونه جلوه داده شده اند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 3 از 8 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود