جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟




    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟
    2 حالت دارد:
    1- بگوییم حضرت از باطن زن بی خبر بوده اند. آنگاه این گفته با داشتن علم غیب امامان منافات دارد. شاید هم علم امامان همه چیز را در بر نمیگیرد. که قضیه باز هم منتفی نمی شود:
    امروزه یک انسان متدین عاقل با کمی تدبیر میتواند ازدواجی داشته باشد که اگر شیرینتر از عسل نباشد حداقل زن قاتل مرد در نیاید. نمیگویم 100درصد اما زنی که پتانسیل قتل دارد ریشه هایش مشخص است: خانواده، کودکی، تربیت جامعه ای که در آن رشد کرده و قس علیهذا. آیا امام عزیزم در انتخاب همسر اشتباهات فاحش نکردند؟

    2- بگوییم حضرت میدانستند و عامدانه اینکار را کرده اند. که سوال میشود چرا؟

    الف- اگر بگوییم امامان اجازه استفاده از علم غیب برای مقاصد شخصی را نداشته اند که من این را توهین به شعور مخاطب میدانم. هر امامی اگر اندکی بیشتر نورافشانی میکرد تاثیر چندین برابری در طول تاریخ برای هدایت انسانها برجا میگذاشت. آیا جز این است که تنها هدف انبیا و اولیا هدایت بشریت است؟ پس آیا نباید همه تلاشها و اعمال این عزیزان در جهت هدایت بشری میبود؟ آیا ادامه حیات امام جواد به نفع امامت و دیانت و هدایت نوع بشر نبود؟
    در ثانی، آیا نباید امام برای حیات خود ارزش قائل میشد نه برای خودش که برای همه ابناء بشر تا هدایت شوند؟ آیا امامان حسن و حسین جان خود را مفت و مجانی تقدیم کردند یا نهایت تلاش را کردند تا از کشته شدن نجات یابند؟
    ثالثا مگر حفظ جان و حیات از اوجب واجبات نیست تا حدی که خوردن نجاست در موقع ضرورت برای حفظ جان نه تنها مباح که واجب میشود.

    ب- اگر بگوییم خداوند به ایشان چنین دستوری داده بود که فقط ساکت میشوم ولی کماکان سوالم را دارم.
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۴/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۶:۴۶ دلیل: خواهشمندم واقع بین باشید


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,624
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    807 پست
    حضور
    118 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟







    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza_is_here نمایش پست
    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟
    2 حالت دارد:
    1- بگوییم حضرت از باطن زن بی خبر بوده اند. آنگاه این گفته با داشتن علم غیب امامان منافات دارد. شاید هم علم امامان همه چیز را در بر نمیگیرد. که قضیه باز هم منتفی نمی شود:
    امروزه یک انسان متدین عاقل با کمی تدبیر میتواند ازدواجی داشته باشد که اگر شیرینتر از عسل نباشد حداقل زن قاتل مرد در نیاید. نمیگویم 100درصد اما زنی که پتانسیل قتل دارد ریشه هایش مشخص است: خانواده، کودکی، تربیت جامعه ای که در آن رشد کرده و قس علیهذا. آیا امام عزیزم در انتخاب همسر اشتباهات فاحش نکردند؟

    2- بگوییم حضرت میدانستند و عامدانه اینکار را کرده اند. که سوال میشود چرا؟
    با عرض سلام و احترام
    یقینا حالت دوم درست است، اما قبل از ورود به پاسخ سوال باید نکته ای عرض کنم:
    در این که ائمه(ع) باید کاری را می کرده اند که نهایت نورافشانی را برای جامعه به دنبال داشته باشد شکی نیست و کاملا حق با شماست، اما باید توجه بفرمایید همین که ائمه(ع) در برخی موارد از علم غیب خویش استفاده نکرده اند، خودش موجب نورافشانی بیشتر بوده است، بله در خصوص بیان احکام و پاسخ به سوالات و جنبه های علمی و تعلیمی و تزکیه مردم، همواره از علم غیب و الهی خویش بهره می برده اند، اما نباید فراموش کنید که در وهله عمل، آنها الگو برای انسان های غیر معصومی هستند که بدون علم غیب و فقط از روی ظواهر باید تصمیم گیری کنند، اگر قرار بود ائمه(ع) در زندگی شخصی خویش کاملا با استفاده از علم غیب تصمیم گیری کنند، سیره آنها چطور می توانست برای انسان های محروم از علم غیب مفید باشد؟ تنها در این حد می توانستند الگو برداری کنند که مثلا بگویند چون فلان کار را ائمه(ع) انجام داده اند پس حرام و مکروه نیست، اما باب الگو گرفتن در مواضع سیاسی و حرکت های اجتماعی اهل بیت(ع) مسدود می شد.
    مثلا حماسه امام حسین(ع) اگر برای ما قابل الگو گرفتن است به این خاطر است که امام حسین(ع) از علم غیب خویش استفاده نکردند، بلکه به عنوان یک انسان آزاده، عدالت طلب، و سیاست مدار، و با دو دو تا کردن شرایط و استدلال های منطقی که قابل استفاده برای همه است حرکت می کردند، لذا دست روی هر حرکت و تصمیم سیدالشهدا(ع) که بگذارید برای ما نیز امکان انجام داشته و قابل الگو گرفتن است.

    اما در خصوص ازدواج حضرت جواد(ع) با دختر مأمون، باید شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه آن روز به درستی تحلیل شود:
    ابتدا باید مأمون را شناخت، بدون شک او یکی از باهوش ترین سلاطین و زمامداران جهان بوده است، به طوری که سیوطی در مورد او می نویسد:
    وكان أفضل رجال بنی العبّاس حزماً وعزماً، وحلماً وعلماً، ورأياً ودهاءً، وهيبةً وشجاعةً، وسؤدداً وسماحةً،... ولم يل الخلافة من بني العبّاس أعلم منه، وكان فصيحاً مفوّها».(تاريخ الخلفاء وأمراء المؤمنين‏، جلال الدین سیوطی، ص245و246)
    وی با فضیلت ترین مرد بنی العباس بود از نظر اراده، جدیت، حلم، آگاهی، دقت، تعقل، هیبت، شجاعت، شرف و کرم، و خلیفه ای عالم تر از او در بنی عباس نیامد، او فصیح و سخنران بوده است.
    شهید مطهری نیز وی را این گونه توصیف می نماید:
    مأمون عالم ترین خلفا و بلکه شاید عالم ترین سلاطین جهان است، در میان سلاطین جهان شاید عالم تر، دانشمند تر و دانش دوست تر از مأمون نتوان پیدا کرد. (مجموعه آثار، ج18، ص117و118)
    لذا او کاملا نسبت به مسائل هوشیار بوده و از نفوذ و جایگاه اهل بیت(ع) با خبر بود و طرفداران ایشان را یک خطر بالقوه برای حکومت خویش احساس می نمود، با این تحلیل برخلاف سایر سلاطین بنی امیه و بنی عباس دشمنی خویش با اهل بیت(ع) را اظهار نکرده و آن را در پشت یک نقاب دوستی با ایشان پنهان کرد، که البته از این کار اهداف دیگری نیز داشت.
    او برای رسیدن به اهداف خود، تصمیم گیری های خود را به اهل بیت(ع) تحمیل می نمود، و در خفاء ایشان را تهدید می نمود، رفتار وی با امام رضا(ع) کاملا گویای سیره حقیقی مأمون با ایشان است، او امام رضا(ع) را علی رغم مخالفت و نارضایتی ایشان، با تهدیدی محترمانه به مرو آورده و ایشان را مجبور به قبول ولایتعهدی نمود، اگرچه در ظاهر، و پیش چشم مردم فقط درخواست محترمانه بود، اما در باطن امر و در خفاء، امام(ع) در پذیرش و عدم آن مخیّر نبود، و حتی ممکن بود جان خویش را به رایگان از دست بدهد(سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص490) این بزرگ ترین دلیل است بر اینکه در خصوص امام جواد(ع) نیز اینطور نبوده که صرفا پیشنهاد ازدواج از طرف مأمون مطرح باشد، بلکه بعد از موج نارضایتی با افشاء به شهادت رسیدن امام رضا(ع)، مأمون باید فورا تدبیری می اندیشید، لذا امام جواد(ع) را نیز از مدینه به بغداد آورده، و با پیشنهاد ازدواج، کاملا بر آن اصرار داشته است.
    علاوه بر سابقه مأمون در برخوردهای دوگانه با امام رضا(ع)، و این که منابع تاریخی این ازدواج را به پیشنهاد مأمون می دانند،(الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص281) قرائن دیگری نیز بر این امر دلالت دارد که نشان می دهد امام جواد(ع) از این ازدواج، و شرایط موجود ناراضی بوده است، مثلا در روایتی حسین مکاری میگوید در بغداد خدمت امام جواد(ع) مشرف شدم و زندگی ایشان را دیدم، با خودم گفتم: امام(ع) با این زندگی مرفه، هرگز به مدینه باز نمی گردد».
    امام لحظه ای سر به زیر افکند، آنگاه سر برداشت و در حالی که رنگ صورت مبارکش از اندوه زرد شده بود فرمود:
    «يَا حُسَيْنُ خُبْزُ شَعِيرٍ وَ مِلْحُ جَرِيشٍ فِي حَرَمِ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا تَرَانِي فِيه‏» (الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، ج1، ص383)
    ای حسین، نان جو و نمک خشن در حرم جدم رسول خدا(ص) نزد من از آنچه می بینی محبوب تر است.
    لذا اگرچه اهداف مختلفی برای این ازدواج برشمرده اند، اما جمع بیان این سخنان و اهداف، گویای این است که این ازدواج به آن حضرت(ع) تحمیل شده است.(سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص559)

    البته ائمه(ع) نیز با توجه به سیاست و بینشی که داشته اند هرگز در برابر این توطئه ها منفعلانه عمل نمی کرده اند، لذا امام جواد(ع) نیز مانند پدرشان امام رضا(ع) این رنج شخصی را به جان پذیرفته، و از آن برای ترویج مکتب تشیع، و رفاه شیعیان و علویان بهره می برده اند، که این نیز می تواند عامل دیگری جهت پذیرفتن اصرار مأمون بر ازدواج با دخترش باشد.

    یا علی(ع)

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۴/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۲:۵۲


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام. خیلی ممنونم از راهنمایی شما. پس اینطور جمعبندی کنم:
    1- ازدواج تحمیلی بود و در جهت اهداف مامون.
    2- حضرت مخیر بودند ازدواج را نپذیرند ولی چون هدف حضرت مشابه سایر ائمه هدی هدایت بوده با اشرافی که به عوالم مختلف داشته اند، ازدواج با دختر مامون را برگزیدند. شاید خود این ازدواج به هر دلیلی (مثلا ادامه حیات امام) به نورافشانی بیشتر حضرت می انجامیده است.

    از راهنمایی شما کمال تشکر را دارم. خداوند اجرشما را بدهد.
    خداوند همه ما را هدایت و گناهانمان را بخشوده و کمکمان کند در جهت قرب حضرتش گام برداریم.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال
    چرا امام جواد (ع) همسری برگزید که قاتل وی شد؟
    اگر بگوییم حضرت از باطن زن بی خبر بوده اند. آنگاه این گفته با داشتن علم غیب امامان منافات دارد. شاید هم علم امامان همه چیز را در بر نمیگیرد. که قضیه باز هم منتفی نمی شود، چرا که امروزه یک انسان متدین عاقل با کمی تدبیر میتواند ازدواجی داشته باشد که حداقل زن قاتل مرد در نیاید، زنی که پتانسیل قتل دارد ریشه های آن در خانواده و کودکی اش مشخص است
    و اگر بگوییم حضرت میدانستند و عامدانه اینکار را کرده اند. که سوال میشود چرا؟ اگر امامان اجازه استفاده از علم غیب برای مقاصد شخصی را نداشته اند، من این را توهین به شعور مخاطب میدانم. آیا جز این است که تنها هدف انبیا و اولیا هدایت بشریت است؟ پس آیا نباید همه تلاشها و اعمال این عزیزان در جهت هدایت بشری میبود؟ آیا ادامه حیات امام جواد به نفع امامت و دیانت و هدایت نوع بشر نبود؟
    در ثانی، آیا نباید امام برای حیات خود ارزش قائل میشد نه برای خودش که برای همه ابناء بشر تا هدایت شوند؟ آیا امامان حسن و حسین جان خود را مفت و مجانی تقدیم کردند یا نهایت تلاش را کردند تا از کشته شدن نجات یابند؟ مگر حفظ جان و حیات از اوجب واجبات نیست؟


    پاسخ:
    در این که ائمه(ع) باید کاری را می کرده اند که نهایت نورافشانی را برای جامعه به دنبال داشته باشد شکی نیست و کاملا حق با شماست، اما باید توجه بفرمایید همین که ائمه(ع) در برخی موارد از علم غیب خویش استفاده نکرده اند، خودش موجب نورافشانی بیشتر بوده است، بله در خصوص بیان احکام و پاسخ به سوالات و جنبه های علمی و تعلیمی و تزکیه مردم، همواره از علم غیب و الهی خویش بهره می برده اند، اما نباید فراموش کنید که در وهله عمل، آنها الگو برای انسان های غیر معصومی هستند که بدون علم غیب و فقط از روی ظواهر باید تصمیم گیری کنند، اگر قرار بود ائمه(ع) در زندگی شخصی خویش کاملا با استفاده از علم غیب تصمیم گیری کنند، سیره آنها چطور می توانست برای انسان های محروم از علم غیب مفید باشد؟ تنها در این حد می توانستند الگو برداری کنند که مثلا بگویند چون فلان کار را ائمه(ع) انجام داده اند پس حرام و مکروه نیست، اما باب الگو گرفتن در مواضع سیاسی و حرکت های اجتماعی اهل بیت(ع) مسدود می شد.
    مثلا حماسه امام حسین(ع) اگر برای ما قابل الگو گرفتن است به این خاطر است که امام حسین(ع) از علم غیب خویش استفاده نکردند، بلکه به عنوان یک انسان آزاده، عدالت طلب، و سیاست مدار، و با دو دو تا کردن شرایط و استدلال های منطقی که قابل استفاده برای همه است حرکت می کردند، لذا دست روی هر حرکت و تصمیم سیدالشهدا(ع) که بگذارید برای ما نیز امکان انجام داشته و قابل الگو گرفتن است.

    اما در خصوص ازدواج حضرت جواد(ع) با دختر مأمون، باید شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه آن روز به درستی تحلیل شود:
    ابتدا باید مأمون را شناخت، بدون شک او یکی از باهوش ترین سلاطین و زمامداران جهان بوده است، به طوری که سیوطی در مورد او می نویسد:
    وكان أفضل رجال بنی العبّاس حزماً وعزماً، وحلماً وعلماً، ورأياً ودهاءً، وهيبةً وشجاعةً، وسؤدداً وسماحةً،... ولم يل الخلافة من بني العبّاس أعلم منه، وكان فصيحاً مفوّها».(1)
    وی با فضیلت ترین مرد بنی العباس بود از نظر اراده، جدیت، حلم، آگاهی، دقت، تعقل، هیبت، شجاعت، شرف و کرم، و خلیفه ای عالم تر از او در بنی عباس نیامد، او فصیح و سخنران بوده است.
    شهید مطهری(ره) نیز وی را این گونه توصیف می نماید:
    مأمون عالم ترین خلفا و بلکه شاید عالم ترین سلاطین جهان است، در میان سلاطین جهان شاید عالم تر، دانشمند تر و دانش دوست تر از مأمون نتوان پیدا کرد. (2)
    لذا او کاملا نسبت به مسائل هوشیار بوده و از نفوذ و جایگاه اهل بیت(ع) با خبر بود و طرفداران ایشان را یک خطر بالقوه برای حکومت خویش احساس می نمود، با این تحلیل برخلاف سایر سلاطین بنی امیه و بنی عباس دشمنی خویش با اهل بیت(ع) را اظهار نکرده و آن را در پشت یک نقاب دوستی با ایشان پنهان کرد، که البته از این کار اهداف دیگری نیز داشت.
    او برای رسیدن به اهداف خود، تصمیم گیری های خود را به اهل بیت(ع) تحمیل می نمود، و در خفاء ایشان را تهدید می نمود، رفتار وی با امام رضا(ع) کاملا گویای سیره حقیقی مأمون با ایشان است، او امام رضا(ع) را علی رغم مخالفت و نارضایتی ایشان، با تهدیدی محترمانه به مرو آورده و ایشان را مجبور به قبول ولایتعهدی نمود، اگرچه در ظاهر، و پیش چشم مردم فقط درخواست محترمانه بود، اما در باطن امر و در خفاء، امام(ع) در پذیرش و عدم آن مخیّر نبود، و حتی ممکن بود جان خویش را به رایگان از دست بدهد(3) این بزرگ ترین دلیل است بر اینکه در خصوص امام جواد(ع) نیز اینطور نبوده که صرفا پیشنهاد ازدواج از طرف مأمون مطرح باشد، بلکه بعد از موج نارضایتی با افشاء به شهادت رسیدن امام رضا(ع)، مأمون باید فورا تدبیری می اندیشید، لذا امام جواد(ع) را نیز از مدینه به بغداد آورده، و با پیشنهاد ازدواج، کاملا بر آن اصرار داشته است.
    علاوه بر سابقه مأمون در برخوردهای دوگانه با امام رضا(ع)، و این که منابع تاریخی این ازدواج را به پیشنهاد مأمون می دانند،(4) قرائن دیگری نیز بر این امر دلالت دارد که نشان می دهد امام جواد(ع) از این ازدواج، و شرایط موجود ناراضی بوده است، مثلا در روایتی حسین مکاری میگوید در بغداد خدمت امام جواد(ع) مشرف شدم و زندگی ایشان را دیدم، با خودم گفتم: امام(ع) با این زندگی مرفه، هرگز به مدینه باز نمی گردد».
    امام لحظه ای سر به زیر افکند، آنگاه سر برداشت و در حالی که رنگ صورت مبارکش از اندوه زرد شده بود فرمود:
    «يَا حُسَيْنُ خُبْزُ شَعِيرٍ وَ مِلْحُ جَرِيشٍ فِي حَرَمِ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا تَرَانِي فِيه‏» (5)
    ای حسین، نان جو و نمک خشن در حرم جدم رسول خدا(ص) نزد من از آنچه می بینی محبوب تر است.
    لذا اگرچه اهداف مختلفی برای این ازدواج برشمرده اند، اما جمع بیان این سخنان و اهداف، گویای این است که این ازدواج به آن حضرت(ع) تحمیل شده است.(6)

    البته ائمه(ع) نیز با توجه به سیاست و بینشی که داشته اند هرگز در برابر این توطئه ها منفعلانه عمل نمی کرده اند، لذا امام جواد(ع) نیز مانند پدرشان امام رضا(ع) این رنج شخصی را به جان پذیرفته، و از آن برای ترویج مکتب تشیع، و رفاه شیعیان و علویان بهره می برده اند، که این نیز می تواند عامل دیگری جهت پذیرفتن اصرار مأمون بر ازدواج با دخترش باشد.

    ____________________________

    1) تاريخ الخلفاء وأمراء المؤمنين‏، جلال الدین سیوطی، نشر دار صادر، بیروت، ص362.
    2) مجموعه آثار، استاد شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1381، تهران، ج18، ص117و118.
    3) سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(ع)، چاپ دورازدهم، 1380، قم، ص490.
    4) الارشاد، شیخ مفید، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، 1413ق، قم، ج2، ص281.
    5) الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، مؤسسه امام مهدى‏(عج)، چاپ اول، 1409ق، قم، ج1، ص383.
    6) سیره پیشوایان، ص559.



  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود