صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شش سوال در مورد نابود کردن شهرها و هلاکت اقوام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شش سوال در مورد نابود کردن شهرها و هلاکت اقوام




    با سلام
    شش سوال در مورد نابود کردن شهرها و هلاکت اقوام
    در قران به کرات از نابود کردن شهرها و هلاک کردن برخی از اقوام سخن رفته است. مثل قوم لوط، نوح و ثمود و...

    1- آیا به غیر از شهر ها، روستاها و انسان های غیر ساکن (مانند عشایر و قبایل) نیز مورد عذاب واقع می شند. اگر چنین است چرا از عذاب آنها سخن به میان نیامده است. اگر نمی شدند آیا این با عدالت سازگار است که عذاب تنها به شهرها تعلق بگیرد.؟

    2- با این که انسان های کافر و مشرک در تمام ادوار تاریخ بشر وجود داشته اند ،آیا مجازات کردن تنها عده محدودی از انها به این سبک به دور از عدالت نیست. چرا فقط یک تعداد از اقوام بی ایمان و مشرک عذاب شده اند؟ مصریان و چینی ها و بابلی ها و ایلامی ها و...سالها بت پرست بودند اما خدا تنها عاد و ثمود را نابود کرده است.

    3- در بین افراد هلاک شده در شهر کودکان و دیوانگان نیز وجود دارند آیا مجازات کردن آنها به خاطر گناه دیگران دور از عدالت نیست.؟

    4- امروزه میدانیم که نوع ژنتیک افراد, شرایط محیط تربیت, جامعه ای که در ان زندگی میکنند, فقر و ثروت, نوع اموزش های که به انها داده میشود, وضعیت خانوادگی انها از لحاظ تعداد فرزند و جدایی پدر و مادر ویا.. میزان بهره هوشی ، سن ، جنسیت و.... عوامل بسیار دیگر در نوع نگرش و گرایشات انها تاثیر گذار است. برای همین است که امروزه دانشهای مثل جرم شناسی ایجاد شده و سعی میکنند علل و عوامل جرم زا را شناسایی کنند و از بین ببریند.یا دانشهای مثل روانشناسی سعی بر شناسایی عوامل روانی افراد جهت ایجاد یک جامعه سالم از نظر روانی میکنند. در کشور های پیشرفته با تشکیل پرونده شخصیت سعی میکنند که مجازات و تدابیری متناسب به شخصیت خاص ان فرد اتخاذ کنند.
    به عبارتی دانش بشری امروزه برای مجازات مجرمین دیگر از یک معیار مطلق و خشک پیروی نمیکند. مضاف بر این که هدف از مجازات مجرمین اماده سازی او برای برگشت مجدد به جامعه و از طرفی رفع عوامل جرم زا در جامعه است.
    مثلا امروزه جدایی پدر و مادر به عنوان یکی از عوامل جرم زا شناسایی شده است. پس بلاشک عوامل ژنتیکی و محیطی در گرایشات افراد بدون تاثیر نیستند به همین خاطر . امروزه دادگاه اطفال و زنان و در اکثر کشور ها از هم جدا هستند .
    نتیجه اینکه عوامل مختلف ژنتیکی, محیطی, تربیتی, وضعیت خانوادگی,سن، جنسیت، میزان بهره هوشی، و... در گرایش یا عدم گرایش این افراد به پیامبر موثر بوده است و
    لذا هر شخص اصولا باید با توجه به شخصیت خاص خود محاکمه شود پس آیا مجازات همه این افراد که در شرایط نابرابری قرار داشتند به طور یکسان عادلانه است؟

    5- یکی از اهداف مجازات ها عبرت آموزی دیگران است. اما مجازات شهرها فاقد عبرت آموزی است.
    دلیل این موضوع این است که کسانی که شاهد ویرانی شهر بوده اند تنها فعل را مشاهده کرده اند اما فاعل را ندیده اند و یا اگر دیده اند نمیتوانند هدفش را از ویران کردن شهر تشخیص دهند.
    همینطور که زلزله بم باعث عبرت آموزی کسی نشد و کسی اثبات نکرد که علتش گناهان اهالی شهر بوده است. در مورد قوم ثمود و لوت و.. نیز به همین منوال است.
    افرادی که ویرانی شهر را دیده اند تنها می فهمند شهر ویران شده اما نمیتوانند بگویند دلیل این موضوع حتما ایمان نیاوردن مردم شهر بوده. چون ممکن است این اتقاق یک بلایی طبیعی بوده باشد مثل زلزله بم.

    6- نابودی شهرها باعث از بین رفتن کفر و شرک نشد. آیا این مجازات ها ثمری داشته اند؟

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۵:۳۵ دلیل: خوانا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    شش سوال در مورد نابود کردن شهرها و هلاکت اقوام







    کارشناس بحث: استاد محراب

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    شش سوال در مورد نابود کردن شهرها و هلاکت اقوام


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    1- آیا به غیر از شهر ها، روستاها و انسان های غیر ساکن (مانند عشایر و قبایل) نیز مورد عذاب واقع می شند. اگر چنین است چرا از عذاب آنها سخن به میان نیامده است. اگر نمی شدند آیا این با عدالت سازگار است که عذاب تنها به شهرها تعلق بگیرد.؟
    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار برای پاسخ به تک تک سوالات شما عزیز باید همه عذاب های الهی یک به یک بررسی شود و نمی شود جواب جامعی برای همه عذاب های الهی بر اقوام داد و البته نظر واحدی در مورد عذاب های الهی بر اقوام گفته نشده است
    برای نمونه نظر شما را به مطالبی در مورد طوفان زمان حضرت نوحکه عذابی الهی بود جلب می نمایم

    درباره این‌که طوفان حضرت نوح(ع) همه کره زمین را در بر گرفته یا فقط منطقه محل سکونت قوم نوح را شامل شده، بین علما و مفسران اختلاف نظر وجود دارد.
    برخی عمومیت عذاب را پذیرفته و گفته‌اند: هر چند قرآن صراحتاً به این موضوع اشاره‌ای نداشته ولی از ظاهر برخی آیات چنین بر می‌آید که این عذاب عمومی بوده است.
    این‌که در سوره نوح کلمه «الأرض» به صورت مطلق ذکر شده (1)نشان از این دارد که کل زمین آب فرا گرفته بود.
    همچنین می‌توان این معنا را از آیه شریفه «ای زمین آب‌هایت را فرو ببر»(2) برداشت کرد.(3) و با توجه به این‌که رسالت حضرت نوح(ع) جهانی بوده، این مطلب اقتضا دارد که عذاب الهی نیز همه زمین را در بر بگیرد. یکی دیگر از این شواهد، دستور همراه بردن یک جُفت از هر نوع حیوان است.(4)


    علامه طباطبایی(ره) نقل می‌کند که در تورات موجود چنین آمده: «پروردگار فرمان داد جنس این بشر را که من آفریده‌ام از روى زمین محو کنید، هم انسان را و هم همه چهارپایان و جنبندگان و مرغان هوا را»(5) همه این موارد دلالت می‌کنند که عذاب الهی فرا گیر بوده است.

    اما با این حال، احتمال منطقه‌ای بودن طوفان نوح، به طور کلی منتفی نیست؛ زیرا ممکن است که منظور از «الأرض» همان منطقه محل سکونت حضرت نوح(ع) باشد. به ویژه این‌که نازل شدن این عذاب، فقط برای مجازات قوم نوح بود.(6) لذا برخی از علما همین نظر را پذیرفته‌اند.(7)

    با این همه، علامه طباطبایی(ره)، قول اول را پذیرفته و می‌گوید: «نمی‌توان منکر شد که ظاهر قرآن دلالت می‌کند که طوفان همه کره زمین را در بر گرفته و همه انسان‌ها به جز کسانی که بر کشتی سوار بودند، غرق شدند و قرینه قابل قبولی برای کنار گذاشتن این ظهور وجود ندارد»(8) همچنین روایاتی نیز بر تأیید این نظر وجود دارد.
    عیاشی در تفسیرش نقل کرده که بعد از تمام شدن طوفان، زمین فقط آب‌هایی که از خودش جوشیده بود را بلعید و آب‌هایی که از آسمان باریده بود را فرو نبرد. و این آب‌ها به صورت دریاها بر سطح زمین و در اطراف دنیا باقی ماندند.(9)

    و در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «همه دنیا در زیر آب غرق شد»(10)


    با دقت در این مطالب برای پاسخ دادن به سوال شما فقط در مورد طوفان زمان حضرت نوح(ص) دو جواب پیدا می کند
    اگر نظر اولی را قبول نمایید عذاب همه قبایل و عشایر و شهرها را شامل می شود
    و اگر نظر دوم را بپذیرید طوفان برای قوم نوح است و قوم هم کسانی را شامل می شود که حضرت نوح برای هدایت ایشان ارسال شده بود
    حال همین مطلب می تواند در مورد تمام اقوامی که عذاب بر انها نازل شده است بررسی شود که ایا عذاب های ایشان فراگیر بوده و یا مختص قوم خودشان و البته قومی که پیامبر برای هدایت انها ارسال شده بود.


    هرچند نوع عذاب های الهی متفاوت است است که در سوال دوم بدان خواهیم پرداخت

    پی نوشت:
    1- نوح، 26: «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً»؛ نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روى زمین باقى مگذار!
    2-هود، 44: «وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی‏ ماءَکِ».
    3- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 9، ص 102
    4
    -طباطبایی، محمد حسین، المیزان ج 10، ص 255
    5-همان، ص 252.
    6-تفسیر نمونه، ج 9، ص 103.
    7
    - خطیب عبدالکریم، التفسیر القرآنی للقرآن، ج 5، ص 465، ‏
    8- المیزان ج 10، ص 266.
    9- عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح رسولی محلاتی، هاشم، ج 2، 149
    10- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج 1، ص 328





    ویرایش توسط محراب : ۱۳۹۴/۰۲/۱۰ در ساعت ۱۳:۵۲


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    - با این که انسان های کافر و مشرک در تمام ادوار تاریخ بشر وجود داشته اند ،آیا مجازات کردن تنها عده محدودی از انها به این سبک به دور از عدالت نیست. چرا فقط یک تعداد از اقوام بی ایمان و مشرک عذاب شده اند؟ مصریان و چینی ها و بابلی ها و ایلامی ها و...سالها بت پرست بودند اما خدا تنها عاد و ثمود را نابود کرده است.

    با سلام
    عرض ادب و احترام

    ترديدي نيست تمام پديده هاي جهان هستي معلول و فعل خداوند است و افعال الهي نشأت گرفته از حكمت ذات حق و مبتني بر قوانين ثابت، سنّت هاي لايتغيّر و شيوه هاي خاصي است كه خداوند گردش كار را خارج از آن شيوه انجام نمي دهد، و از اين گروه از افعال الله در اصطلاح فلسفه به نام نظام جهان و قانون اسباب و مسببات ياد مي شود و در قرآن كريم از آن به نام سنت الهي تعبير شده است(1)


    خداوند در نظام تكوين داراي قوانين ثابت و سنت هاي متعددي است كه بر هر كدام ضوابطي خاص از جانب خداوند حاكم است و هيچ سنّتي جز در اثر حصول شرايط آن به وقوع نمي پيوندد. يكي از سنت ها و قوانين الهي در جهان هستي نسبت به بشر سنّت عذاب الهي است كه در اثر گناه و طغيان بشر دامنگير قومي و گروهي مي شود.

    برای پاسخ به اين سئوال لازم است پيشاپيش شرايط وقوع عذاب الهي، انواع و اقسام عذاب الهي و موانع آن را بدانيم:

    اول: عوامل و شرايط وقوع عذاب الهي

    از آيات متعدد قرآن كريم استفاده مي شود كه يکي از علل وقوع عذاب الهي ظلم و جور است. و با توجه به اينكه در قرآن كريم واژة ظلم هم بر ظلم افراد نسبت به خودشان اطلاق شده است؛ مانند كفر و انجام برخي از معاصي، و هم بر ظلم افراد نسبت به ديگران؛ اطلاق ظلم شامل هر دو قسم مي شود. بنابراين ظلم بر خويشتن و ظلم بر ديگران مي تواند عامل نزول عذاب الهي و انطباق سنّت عذاب بر گروهي و يا فردي شود.

    آياتي كه دلالت بر اين معنا دارند فراوان است و ما به ذكر يك آيه شريفه بسنده مي كنيم:
    ولقدا اهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا و جائتهم رسلهم بالبيّنات و ما كانوا ليومنوا، كذلك نجزي القوم المجرمين.(2) به يقين گروههايي پيش از شما را هنگامي كه ستم كردند هلاك نموديم، در حاليكه رسولان الهي دليل هاي روشني براي آنان آوردند، ولي هرگز ايمان نياوردند و ما خلافكاران را اين گونه كيفر مي دهيم.


    و نزول عذاب الهي در اثر ظلم انسانها بلافاصله پس از وقوع ظلم نيست بلكه بعد از طي دو مرحله اي ديگر است:
    1. اتمام حجت:
    خداوند بعد از آنكه پيامبران و مبلغان دين خود را بسوي گروهي و امتي گسيل داشت و براي آنان ثابت گرديد كه پيامبران و مبلغان رسالت الهي دارند و براي هدايت آنان از جانب خداوند آمده اند، مع ذلك راه عناد و لجاج را در پيش گرفتند و سخن مبلغان الهي را نشنيدند، يك گام بسوي نزول عذاب الهي نزديك مي شوند.
    و لوانا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت إلينا رسولاً فنتبع آياتك من قبل ان نذل و نخزي(3) بر فرض اگر ما آنان را پيش از فرستادن پيامبر و كتاب الهي عذاب مي كرديم حتماً در قيامت مي گفتند: پروردگارا چرا پيامبري بسوي ما نفرستادي تا از آياتت پيروي مي نموديم.


    2. امهال و استدراج:
    چنانچه گروهي و يا قومي سخن فرستادگان الهي را نپذيرفتند، خداوند در مرحلة اول مصائب و گرفتاري هايي همچون زلزله و خشكسالي، بيماري و قحطي را پديد مي آورد تا انسان از خواب غفلت بيدار شود و به خدا نزديك گردد و اگر اين منبّهات كارگر نشد، به يكباره نعمتهاي مادي افزايش مي يابد، آسايش و رفاه دامن انسان را فرا مي گيرد تا آنكه بر غفلت او افزوده شود و بيش از پيش از خداي خود فاصله گيرد آنگاه عذاب الهي بر آنان نازل مي گردد.
    و آيات 42ـ44 سورة انعام همين معنا را مي رساند.
    بنابراين سنّت عذاب الهي معلول ظلم انسان است و بعد از اتمام حجت و مهلت دادن لازم واقع مي شود(4)


    ادامه دارد.....

    پی نوشت:
    1-مطهري، مرتضي، مجموعه آثار (عدل الهي) ج 1، ص 138.
    2- سوره يونس, آيه 13.
    3-سوره طه, آيه 134.
    4- عبدالسلام بن نصرالله، سنة الله في عقاب الامم، ص 23ـ37.





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز سلام

    دوّم انواع عذاب الهي:
    عذاب الهي انواع و اقسام گوناگون دارد كه برخي از اقسام آن عبارت است از:

    1. عذاب استيصال: عذابي است كه در اثر آن تمامي افراد يك گروه و يا يك قوم نابود مي گردد، نظير آنچه در امتهاي گذشته اتفاق مي افتاد.


    2. عذاب غير استيصال: عذابهايي كه به هلاكت تمامي افراد يك امت منجرنمي شود مثل وقوع اختلاف، جنگ و درگيري(1)

    3. عذاب هاي معنوي: عذاب هايي است كه مربوط به بعد معنوي و روح انسان مي شود، مانند دور شدن از رحمت الهي، نهاده شدن مهر ضلالت بر دل انسان و سلب توفيق از انجام اعمال عبادي.

    4. عذاب هاي جسمي: عذاب هايي است كه مربوط به جسم و تن انسان مي شود مانند غرق شدن و فرو رفتن در زمين(2)


    5. عذاب هاي اخروي: عذاب هايي است كه در جهان آخرت دامن انسان را مي گيرد. اينكه عذاب الهي معلول ظلم است و بعد از اتمام حجت امهال واقع مي شود, شامل همة انواع عذاب مي گردد و اما تعيين نوع آن بستگي به شرايط و عوامل ديگر دارد.

    همان طور که مشاهده می فرمایید خداوند عذاب های مختلفی دارد و اقوام را با عذاب های متعددی به خاطر گناهانشان گرفتار می کند و لذا نمی توان گفت چرا فلان قوم دارای فلان عذاب شدند و فلان قوم به فلان عذاب گرفتار نشدند.
    نزول عذاب الهی به اقوام مختلف بسته به تنبیهی است که خداوند برای مخلوقات خود در نظر گرفته است و البته نوع عذاب ها بستگی به نوع گناهان هم دارد که باز از حکمت الهی نشات می گیرد
    انچه مهم است این که سنت نزول عذاب الهی است که هر زمانی گناهان انسانها بیشتر شود عذاب الهی هم نازل خواهد شد.


    پی نوشت:
    1- مصباح يزدي، محمد تقي، راه و راهنما شناسي، ص129.
    2- عبدالسلام بن نصرالله، سنّة الله في عقاب الاصم، ص 35.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    در بین افراد هلاک شده در شهر کودکان و دیوانگان نیز وجود دارند آیا مجازات کردن آنها به خاطر گناه دیگران دور از عدالت نیست.؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    ببینید بزرگوار
    دنیا محل اسباب و مسببات است، وقتی سبب نزول عذاب برای جامعه‌ای فراهم شد ، بی‌گناه را نیز شامل می‌شود ،چون خاصیت عالم دنیا چنین است که به اصطلاح وقتی بلا آمد، تر وخشک با هم می سوزد.
    این وسط انسانهایی که سبب نزول عذاب الهی را فراهم کرده اند در حق این عده هم ظلم می کنند و اینجا نباید بگوییم عدالت خدا کجاست بلکه این ظلمی است که از طرف انسانهای گناه کار بر انها وارد شده است
    مثلا شما حساب بکنید خشک سالی بیاید و این وسط بچه ها و دیوانگان و......عذاب ببینند خب این ظلمی است از طرف انسانهای گناه بر بچه ها و دیوانگان و .....

    از طرفی نزول عذاب برای اقوامی زمانی بوده که نه تنها سران آنان فاسد بودند،‌بلکه غالب افراد جامعه آن روز ،چه زن و چه مرد، کوچک و بزرگ فاسد بودند. در این صورت جایی برای ضمانت پیامبر نمی‌ماند، مثلاً قرآن درباره قوم نوح(ع) می‌فرماید:
    آن قدر این مردم ،اعم از کوچک و بزرگ فاسد شده بودند که :«وَلا یَلِدُوا إِلّا فاجِراً کَفّاراً»(1)
    نه تنها کودکان آنان فاسد شده بودند، بلکه نسل آن ها نیز فاسد شده بود .


    البته ما هم معتقدیم که تحمل یک حادثه قهرآمیز الهی با یک مرگ طبیعی تفاوت‌هایی دارد اما نباید فراموش نمود که مرگ هر فردی به تناسب وضع روحی و درونیش سخت و دشوار یا آسان و کم‌ زحمت خواهد بود .
    اگر فشار مضاعف روحی و وحشت و عذابی بیش از حالت‌ عادی متوجه کودکان شده همانند هر سختی و رنج دیگری که ممکن است انسان به صورت بی‌اختیار در زندگی تحمل کرده باشد ، پاداش و برکات اخروی جبران آن خواهد بود.

    چرا به خاطر کفر و نافرمانی پدران و بستگان، کودکان متحمل عذاب گشتند؟
    آیا در زندگی انسانی اشتباهات یا درستکاری انسان ها، نیکی‌ها و بدی‌ها و تصمیمات درست یا نادرست افراد بر سایرین اثر گذار نیست؟
    آیا ارزش‌های والای انسانی یک فرد به حال خانواده بستگان، همسایگان و حتی مردم شهر و کشورش سودمند نیست و برعکس زشت‌خویی و بد رفتاری یک فرد موجب سلب آرامش و امنیت سایرین نمی‌گردد؟

    تاثیر و تاثرها و درگیر بودن انسان ها با رفتارهای دیگران و نتایج آن ها ویژگی زندگی اجتماعی انسان است. مهم این است که هر فرد در شرائط خاص خود و در برابر موقعیت‌های ویژه و متأثر از افراد پیرامون چگونه رفتاری را بر می‌گزیند ؟
    حتماً دیده‌اید فردی بر اثر بی‌احتیاطی در رانندگی عامل تصادفی می‌شود که نه تنها جان خود بلکه جان همسر و فرزندان خود را هم می‌گیرد. آیا در آن جا هم می‌پرسید چرا خدا به طور معجزه‌آسایی فرشته مرگ را تنها بر سر پدر خطا کار فرود نیاورد؟ چنین سوالی موجه نیست.


    پی نوشت:
    1-نوح آیه 27





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تشکر از شما بابت پاسخ و زحمتی که کشیدید
    اما پاسخ شما در مواردی قانع کننده نیست
    مثلا جایی که فرمودید :
    " از طرفی نزول عذاب برای اقوام زمانی بوده که نه تنها سران آنان فاسد بودند،‌بلکه غالب افراد جامعه آن روز ،چه زن و چه مرد، کوچک و بزرگ فاسد بودند." نمیتوان تصور کرد که نوزادان، کودکان به سن رشد نرسیده و دیوانگان گناهکار باشند. این افراد که بخش قابل توجهی از جامعه را تشکیل میدهند فاقد عقل رشد یافته هستند و به همین خاطر هیچ قانونی در هیچ کجای دنیا مسئولیت کیفری برای این افراد تعیین نکرده است.
    در مورد افرادی که به سن بلوغ رسیده اند نیز مجازات باید به کسانی تعلق بگیرد که حقانیت دعوت پیامبر را دریافته و از روی لج و عناد با آن به مخالفت برخاسته اند. ولی ممکن است افرادی به خاطر کند ذهنی یا عدم دانش کافی یا به هر دلیل دیگری صحت گفتار پیامبر را نفهمیده باشند. در این صورت مجازات ایشان دور از عدالت است.
    سوم این که در جایی فرمودید :
    " دنیا محل اسباب و مسببات است، وقتی سبب نزول عذاب برای جامعه‌ای فراهم شد ، بی‌گناه را نیز شامل می‌شود ،چون خاصیت عالم دنیا چنین است که به اصطلاح وقتی بلا آمد، تر وخشک با هم می سوزد."
    این فرض در مورد خداوند که قادر مطلق است نمیتواند صحیح باشد. منطقی نیست که بگویم خدا برای مجازات مجرمین مجبور شده تر و خشک را با هم بسوزاند و به بیگناهان نیز اسیب رسانده است.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    تشکر از شما بابت پاسخ و زحمتی که کشیدید


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    خواهش می کنم انجام وظیفه بود

    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    مثلا جایی که فرمودید :" از طرفی نزول عذاب برای اقوام زمانی بوده که نه تنها سران آنان فاسد بودند،‌بلکه غالب افراد جامعه آن روز ،چه زن و چه مرد، کوچک و بزرگ فاسد بودند." نمیتوان تصور کرد که نوزادان، کودکان به سن رشد نرسیده و دیوانگان گناهکار باشند. این افراد که بخش قابل توجهی از جامعه را تشکیل میدهند فاقد عقل رشد یافته هستند و به همین خاطر هیچ قانونی در هیچ کجای دنیا مسئولیت کیفری برای این افراد تعیین نکرده است.
    در مورد افرادی که به سن بلوغ رسیده اند نیز مجازات باید به کسانی تعلق بگیرد که حقانیت دعوت پیامبر را دریافته و از روی لج و عناد با آن به مخالفت برخاسته اند. ولی ممکن است افرادی به خاطر کند ذهنی یا عدم دانش کافی یا به هر دلیل دیگری صحت گفتار پیامبر را نفهمیده باشند. در این صورت مجازات ایشان دور از عدالت است.


    ببنید بزرگوار
    مباحث معرفت دینی مثل همه علوم روش بحث مخصوص به خود را دارد
    وقتی که شما از مباحث قرانی بحث می نمایید باید برخی پیش فرض ها را هم قبول داشته باشید
    مثلا این مطالبی که در مورد طوفان نوح گذشت
    برخی سخنان رد و بدل شده بین خداوند و حضرت نوح بود که با توجه به وحیانی بودن ایات الهی و این که این ایات بدون انحراف تاریخ را صحیح و درست مطرح نموده است


    بااین پیش فرض در مورد طوفان نوح بحث می نماییم
    و ایاتی که شما عزیز سوالی در مورد ان مطرخ نمودید سوال شما را این گونه مطرح می نماییم
    که نوح از کجا فهمید که اینها دیگر ایمان نمى آورند، و علاوه بر آن ، بندگان خدا را که در آن محیط بودند گمراه مى سازند، و از این گذشته نسل آینده آنان نیز فاسد و مفسد است ؟!
    در تفسیران گفته اند از طریق آگاهى بر غیب بود که خدا به او داد، و نوح این مطلب را از وحى الهى استفاده کرد آنجا که مى فرماید: و اوحى الى نوح انه لن یؤ من من قومک الا من قد آمن (به نوح وحى فرستاده شد که از قوم تو احدى جز آنان که ایمان آورده اند ایمان نخواهد آورد)(1)
    خب وقتی خداوند با علم خودش می فرماید که دیکر از اینها کسی ایمان نمی اورند یعنی که همه شان گمراه شده اند یعنی که عذاب الهی شامل بزرگ و کوچکشان می شود یعنی که کوچک ها هم اگر بزرک شوند باز گناهکار خواهند بود فقط نفرمایید که یعنی خداوند قصاص قبل از جنایت کرده است
    که جواب اش این است که خیر
    زیر این انسانها در شرایطی بودند که جو غالب و جو تربیتی و جو تاثیر گذار بر علیه معارف دینی و شناخت خدا بود و بچه هایی که متولد می شدند با تفکرات ضد خدایی و فساد گناه بزرک می شدند

    از طرفی می توان گفت حضرت نوح از روى محاسبات معمولى به این حقیقت رسیده بود،
    زیرا قومى که نهصد و پنجاه سال با مؤ ثرترین بیانات تبلیغ شوند و ایمان نیاورند امیدى به هدایتشان نیست ، و چون این گروه کافر اکثریت قاطع را در اجتماع داشتند و همه امکانات در اختیار آنها بود طبعا براى اغواى دیگران کوشش مى کردند، و نسلهاى آینده چنین قومى قطعا فاسد بوده جمع میان این احتمالات سه گانه نیز ممکن است .


    حال این سوال شما می ماند که بچه ها و.....چه می شوند
    جواب این سوال در تایپک بالا گذشت و باز توضیح این که
    ظلم انسانهای در حق همدیگر مدل ها و روش های مختلفی می تواند داشته باشد در همین عالم ماده انسانهای عاقل و بالغ ولی ظالم خطایی می کنند و تبعات اش را انسانهای بعدی و یا حتی بچه های کوچک تاوان ان را می دهند مثلا بمبی در هیروشیما انداخته می شود و بچه های کوچک از صدمات ان فلج و بیمار و....می شوند
    حال شما بگویید چرا خداوند جلوی این کار را نگرفت و بچه های بیچاره چه گناهی دارند

    بچه های هیچ گناهی ندارند انها مظلوم هستند و این انسانها ظالم
    و خداوند در قیامت داد مظلوم از ظالم خواهد ستاند

    حال بگویید خداوند با این ها فرق می کند و نباید با افعال انسانها یکی باشند
    جواب این است که خداوند در همین عالم ماده افعالی انجام می دهد و عذابی نازل می کند و سنت های الهی بر مبانی علت و معلول است و از ان تخطی نمی کند
    یعنی عالم ماده بر مبنای علت و معلول و سبب و مسبب است و افعال الهی در عالم ماده از این اسباب و مسببات تخطی نمی کند


    پی نوشت
    1-سوره هود - آیه 36.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    " دنیا محل اسباب و مسببات است، وقتی سبب نزول عذاب برای جامعه‌ای فراهم شد ، بی‌گناه را نیز شامل می‌شود ،چون خاصیت عالم دنیا چنین است که به اصطلاح وقتی بلا آمد، تر وخشک با هم می سوزد."
    این فرض در مورد خداوند که قادر مطلق است نمیتواند صحیح باشد. منطقی نیست که بگویم خدا برای مجازات مجرمین مجبور شده تر و خشک را با هم بسوزاند و به بیگناهان نیز اسیب رسانده است.

    با سلام
    عرض ادب و احترام

    توضیح این مطالب در پست بالا گذشت
    خداوند اعمال خود را بر مبانی اسباب و مسببات یا علت و معلول انجام می دهد و این سنت های الهی است
    خداوند قادر مطلق است که باشد؟؟ چه فرقی می کند در مورد افعالش در عالم ماده
    عالم ماده شرایط و مختصات مخصوص به خود را دارد و نمی شود و نمی توان اعمالی خارج از این مختصات انجام داد.

    البته با این توضیح که خود خداوند این مختصات را برای عالم ماده مشخص کرده است و قادر مطلق بودن را بله به این معنا درک می کنیم ولی نباید انتظار داشته باشید که کارهایی خارج ازچهارچوب و مختصات عالم ماد انجام بگیرد
    در این مورد می شود بیشتر صحبت کرد


    اندکی در مورد قادر بودن خداوند مطالعه نمایید این بحث بهتر حل می شود


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimahmudi نمایش پست
    4- امروزه میدانیم که نوع ژنتیک افراد, شرایط محیط تربیت, جامعه ای که در ان زندگی میکنند, فقر و ثروت, نوع اموزش های که به انها داده میشود, وضعیت خانوادگی انها از لحاظ تعداد فرزند و جدایی پدر و مادر ویا.. میزان بهره هوشی ، سن ، جنسیت و.... عوامل بسیار دیگر در نوع نگرش و گرایشات انها تاثیر گذار است. برای همین است که امروزه دانشهای مثل جرم شناسی ایجاد شده و سعی میکنند علل و عوامل جرم زا را شناسایی کنند و از بین ببریند.یا دانشهای مثل روانشناسی سعی بر شناسایی عوامل روانی افراد جهت ایجاد یک جامعه سالم از نظر روانی میکنند. در کشور های پیشرفته با تشکیل پرونده شخصیت سعی میکنند که مجازات و تدابیری متناسب به شخصیت خاص ان فرد اتخاذ کنند.
    به عبارتی دانش بشری امروزه برای مجازات مجرمین دیگر از یک معیار مطلق و خشک پیروی نمیکند. مضاف بر این که هدف از مجازات مجرمین اماده سازی او برای برگشت مجدد به جامعه و از طرفی رفع عوامل جرم زا در جامعه است.
    مثلا امروزه جدایی پدر و مادر به عنوان یکی از عوامل جرم زا شناسایی شده است. پس بلاشک عوامل ژنتیکی و محیطی در گرایشات افراد بدون تاثیر نیستند به همین خاطر . امروزه دادگاه اطفال و زنان و در اکثر کشور ها از هم جدا هستند .
    نتیجه اینکه عوامل مختلف ژنتیکی, محیطی, تربیتی, وضعیت خانوادگی,سن، جنسیت، میزان بهره هوشی، و... در گرایش یا عدم گرایش این افراد به پیامبر موثر بوده است و
    لذا هر شخص اصولا باید با توجه به شخصیت خاص خود محاکمه شود پس آیا مجازات همه این افراد که در شرایط نابرابری قرار داشتند به طور یکسان عادلانه است؟
    با سلام
    عرض ادب و احترام

    باز ذکر چند نکته ضروری است

    1-خداوند با علم خود می دانست که این انسانها قابل اصلاح نیستند تا به قول شما به اجتماع باز گردند که در پست قبلی ایات ان گذشت
    زمانی که خدای خالق انسان و عالم به وضع حال و گذشته و آینده انسان به پیامبر خویش می فرماید که این انسانها قابل هدایت نیستند جایی برای این مطالب -به قولی حقوق بشری امروزی- نمی گذارد

    بنده از شما سوال می پرسم در مورد همه این مسایلی که گفتید که جرم شناسی و روان شناسی و ......اگر- برفرض محال -- علمایی که فرمودین در مورد عده ای خلاف کار ظالم و گناه کار عند خلاف به این نتیجه برسند--یعنی علم غیب داشته باشند-- که به هیچ عنوان راهی برای بازگشت اینها نیست چه می کنند؟؟ ایا باز هم به روان شناسی و هدایت و ....خود ادامه می دهند؟؟؟

    خب بزرگوار خدای عالم به علم خود می دانست که این نسل انسانها هدایت نخواهند شد و نزدیک هزار سال به پیامبر خود گفت صبر کن و به جرم شناسی و روان شناسی و هدایت خودت ادامه بده تا حجت بر انها تمام کرده باشد و بعد از چند هزار سال افرادی مثل شما وقتی این سوالات برایشان پیش امد این جواب ها هم باشد که خداوند نزدیک هزار سال صبر کرد ولی انسانها نخواستند که هدایت شوند و در این صورت چاره ی جز عذاب نبود


    2- این عذاب در واقع عذابی عمومی است که ایشان به خاطر گناهانشان در این دنیا می بینند و اصل حساب و کتاب و عذاب مخصوص هرکدام بسته به کم و زیاد بودن گناه و ......در دادگاه عدل الهی و در قیامت مشخص خواهد شد
    اینکه این انسانها با گناهان خود موجبات ضلالت انسانهای هم عصر خود را فراهم کرده و مانع از هدایت نسل های بعدی می شوند -که بحث اش در تایپک بالا گذشت- و این چنین ظلم در حق کودکان و .... می کنند عذابهایی دارد که در قیامت بدانها حسابرسی خواهد شد


    3- خداوند خالق انسان است و نزدیکترین و مهربانترین کس به انسان است و بهترین برنامه سعادت و هدایت انسان ها را توسط پیامبران خود به انسانها فرستاده است
    ولی وقتی انسان ها خودشان راه سعادت بر خود می بندند و با سوء استفاده از قدرت اختیار و انتخاب خود قدم در ضلالت می گذارند و به تعبیر قران کور و کر و لال می شوند و نزدیک هزار سال جز اندکی پیرو یپامبری چون نوح نبی نمی شوند چه راه ترک و اسیب شناسی و جرم شناسی و مسایل روان شناسی وبازگشت به اجتماع و.... مطرح است
    وقتی خود انسان نمی خواهد خداوند چه کند؟؟



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود