صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از نسل حضرت آدم

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    179 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار متوجه سوال شما عزیز نشدم
    می شه بیشتر توضیح بفرمایید

    یعنی چه که منظور قران در باب افرینش انسان چیه؟؟؟
    درود بر شما...خوب قرآن در چندین آیه به نحوه خلقت انسان (اون بعد جسمانیش) اشاره کرده که دیگه همه در جریان هستند...اینکه از گل یا خاک و یا اینها آفریده شده...اون انسان نخستین منظورمه...منم منظورم از آفرینیش انسان اون انسان نخستینه...الان هم بحثش داغه...مخصوصا که بعضی ها با مطرح کردن نظریه تکامل سعی می کنن آیات قرآن رو متناقض با علم نشون بدن...و در مقابل مذهبیون...جواب صریحی نمی دن...آیا انسان از گل آفریده شده یا نه...مثلا فرشته ها گلی جمع کردن و روی هم ریختن و شکل آدم رو درست کردن و بعد انسان شده؟؟ما یا من حداقل هیچوقت جواب صریحی نگرفتم..منظور قرآن در مورد خلقت و اینکه ازگل آفریده شده چیست.
    الان جناب کارشناس پاسخ هایی دادن که به نظرم رسید نظر صریح اسلام این است که انسان از گل معمولی که روی زمین هست و یک دفعه خلق شده....آیا اینگونه هست خلقت انسان؟
    ویرایش توسط پاریس : ۱۳۹۴/۰۲/۱۴ در ساعت ۱۳:۴۸


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,196
    مورد تشکر
    5,526 پست
    حضور
    18 روز 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    درود بر شما...خوب قرآن در چندین آیه به نحوه خلقت انسان (اون بعد جسمانیش) اشاره کرده که دیگه همه در جریان هستند...اینکه از گل یا خاک و یا اینها آفریده شده...اون انسان نخستین منظورمه...منم منظورم از آفرینیش انسان اون انسان نخستینه...الان هم بحثش داغه...مخصوصا که بعضی ها با مطرح کردن نظریه تکامل سعی می کنن آیات قرآن رو متناقض با علم نشون بدن...و در مقابل مذهبیون...جواب صریحی نمی دن...آیا انسان از گل آفریده شده یا نه...مثلا فرشته ها گلی جمع کردن و روی هم ریختن و شکل آدم رو درست کردن و بعد انسان شده؟؟ما یا من حداقل هیچوقت جواب صریحی نگرفتم..منظور قرآن در مورد خلقت و اینکه ازگل آفریده شده چیست.
    الان جناب کارشناس پاسخ هایی دادن که به نظرم رسید نظر صریح اسلام این است که انسان از گل معمولی که روی زمین هست و یک دفعه خلق شده....آیا اینگونه هست خلقت انسان؟
    با عرض سلام و ادب خدمت جناب پاريس!
    از آنجايي كه سوال مورد نظر شما،خارج از موضوع اصلي تاپيك مي باشد،پيشنهاد مي شود بطور مستقل مطرح شود تا در تاپيكي ديگر و با حضور كارشناسان مربوطه مورد بحث و بررسي قرار بگيرد.

    با تشكر.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,302
    مورد تشکر
    17,725 پست
    حضور
    291 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    درود بر شما...خوب قرآن در چندین آیه به نحوه خلقت انسان (اون بعد جسمانیش) اشاره کرده که دیگه همه در جریان هستند...اینکه از گل یا خاک و یا اینها آفریده شده...اون انسان نخستین منظورمه...منم منظورم از آفرینیش انسان اون انسان نخستینه...الان هم بحثش داغه...مخصوصا که بعضی ها با مطرح کردن نظریه تکامل سعی می کنن آیات قرآن رو متناقض با علم نشون بدن...و در مقابل مذهبیون...جواب صریحی نمی دن...آیا انسان از گل آفریده شده یا نه...مثلا فرشته ها گلی جمع کردن و روی هم ریختن و شکل آدم رو درست کردن و بعد انسان شده؟؟ما یا من حداقل هیچوقت جواب صریحی نگرفتم..منظور قرآن در مورد خلقت و اینکه ازگل آفریده شده چیست.
    الان جناب کارشناس پاسخ هایی دادن که به نظرم رسید نظر صریح اسلام این است که انسان از گل معمولی که روی زمین هست و یک دفعه خلق شده....آیا اینگونه هست خلقت انسان؟
    سلام علیکم
    http://www.askquran.ir/thread52113.html
    اگر همچنان سوالی در این مورد داشتید از همکارن محترم مدیر اجرایی خواهش کنید موضوع را باز کنند و سوالتان را آنجا مطرح کنید


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    4,165
    مورد تشکر
    19,315 پست
    حضور
    80 روز 19 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    به نظرم رسید نظر صریح اسلام این است که انسان از گل معمولی که روی زمین هست و یک دفعه خلق شده....آیا اینگونه هست خلقت انسان؟
    السلام علیک ورحمةالله
    نظرصریح اسلام درموردخلقت انسان را درقرآن چنین می بینیم که فرموده :
    وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ
    درأطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 2 می نویسد:
    مواد اصليه انسان تراب و خاك است مخلوط با آب كه گل ميشود و او را طين ميگويند
    واز هوى كه داخل گل مى‏شود و از حرارت كه بتوسط اشعه شمس اين گل ورزيده مى‏شود
    و لذا نسبت ايشان را بهر كدام از اينها ميتوان داد فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ (حج آيه 5) إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ (و الصافات آيه 11)
    أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ (مرسلات آيه 2) "
    ودرترجمه الميزان، ج‏12، ص: 223می خوانیم که :
    وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ" :
    و آغاز كرد خلقت انسان را از گل آن گاه نسل او را در خلاصه‏اى از آبى پشيز قرار داد
    بنا بر اين، آيه شريفه خلقت نوع انسان را بيان مى‏كند،
    زيرا خلق كردن اولين موجودى كه بقيه افرادش از آن منشعب مى‏شوند در حقيقت خلق كردن همه آنها است.
    در مجمع البيان مى‏گويد: اصل آدم از خاك بوده، چون قرآن مى‏فرمايد:
    " خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ- آدم را از خاك خلق كرد"
    چيزى كه هست خاك مذكور را گل كرد، هم چنان كه فرموده:
    " وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ- تو آدم را از گل آفريدى"،
    آن گاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد، هم چنان كه فرموده:
    " مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آدمى را از گل گنديده خلق كردم"
    آن گاه آن گل را گذاشت تا خشك شد:" من صلصال- از گل خشكيده"
    بنا بر اين تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست، زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مى‏كند



  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,196
    مورد تشکر
    5,526 پست
    حضور
    18 روز 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت دوستان بزرگوار

    لطفاً از ارائه مباحث خارج از موضوع اصلی تاپیک خودداری فرمایید.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    756
    مورد تشکر
    4,753 پست
    حضور
    40 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب

    سوالی که در مورد ادامه ی نسل حضرت آدم دارم این است که

    نسل حضرت آدم و حوا چگونه گسترش یافت مگه نه فرزندانشون همشون باهم خواهرو برادر هستند و برادر و خواهر نمیتونن با هم ازدواج کنند

    پس چجور نسلشون ادامه یافت ؟




  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    393
    مورد تشکر
    1,639 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خاتون عشق نمایش پست
    سوالی که در مورد ادامه ی نسل حضرت آدم دارم این است که

    نسل حضرت آدم و حوا چگونه گسترش یافت مگه نه فرزندانشون همشون باهم خواهرو برادر هستند و برادر و خواهر نمیتونن با هم ازدواج کنند

    پس چجور نسلشون ادامه یافت ؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار برای پاسخ به این سوال نظر شما را به مطالعه این مطالب از علامه طباطبایی در المیزان جلد4 ص 230 جلب می نمایم


    تناسل طبقه اول انسان يعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه اش متولد شدن پسران و دخترانى و به عبارت ديگر خواهران و برادرانى گرديده است و در اين باره بحثى نيست بحث در اين است كه طبقه دوم بشر يعنى همين خواهران و برادران چگونه و با چه كسى ازدواج كرده اند؟
    آيا ازدواج در بين خود آنان بوده و يا به طريقى ديگر صورت گرفته است ؟ از ظاهر اطلاق آيه شريفه زير كه مى فرمايد: (و بثّ منهما رجالا كثيرا و نساء...) به بيانى كه گذشت برمى آيد كه در انتشار نسل بشر غير از آدم و همسرش هيچ كس ديگرى دخالت نداشته و نسل موجود بشر منتهى به اين دو تن بوده و بس، نه هيچ زنى از غير بشر دخالت داشته و نه هيچ مردى

    چون قرآن كريم در انتشار اين نسل تنها آدم و حوا را مبداء دانسته و اگر غير از آدم و حوا مردى يا زنى از غير بشر نيز دخالت مى داشت مى فرمود: (و بث منهما و من غيرهما) و يا عبارتى ديگر نظير اين را مى آورد تا بفهماند كه غير از آدم و حوا موجودى ديگر نيز دخالت داشته و معلوم است كه منحصر بودن آدم و حوا در مبداءيت انتشار نسل، اقتضا مى كند كه در طبقه دوم ازدواج بين خواهر و برادر صورت گرفته باشد.


    و اما اينكه چنين ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكايت شده در ساير شرايع نيز حرام و ممنوع بوده ضررى به اين نظريه نمى زند، براى اينكه تحريم حكمى است تشريعى كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوينى (نظير مستى آوردن شراب ) و غير قابل تغيير و زمام تشريع هم به دست خداى سبحان است،
    او هر چه بخواهد مى كند و هر حكمى بخواهد مى راند چه مانعى دارد كه يك عمل را در روزى و روزگارى جايز و مباح كند و در روزگارى ديگر حرام نمايد در روزى كه جز تجويزش چاره اى نيست تجويز كند و در روزگارى ديگر كه اين ضرورت در كار نيست تحريم كند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه تجويزش ‍ باعث شيوع فحشا و جريحه دار شدن عفت عمومى نمى شود تجويز كند و در روزگارى ديگر كه باعث اين محذور مى شود تحريم كند.



    خواهى گفت كه تجويز چنين ازدواجى هم مخالف با فطرت بشر و همچنين مخالف با شرايع انبيا است كه آن نيز طبق فطرت است همچنان كه خداى عزوجل فرموده : (فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت اللّه التى فطر النّاس عليها لا تبديل لخلق اللّه ذلك الدين القيم) و حاصل مفاد آيه اين است كه شرايع الهى همه مطابق با فطرت است و دين پايدار هم دينى است كه چنين باشد.


    در پاسخ مى گوئيم :
    اين سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نيست و فطرت چنين ازدواجى را صرفا به خاطر اينكه ازدواج خواهر و برادر است نفى نمى كند و از آن تنفر ندارد بلكه اگر نفى مى كند و اگر از آن تنفر دارد براى اين است كه باعث شيوع فحشا و منكرات مى شود و باعث مى گردد غريزه عفت باطل گردد و عفت عمومى لكه دار شود.


    و پر واضح است كه شيوع فحشا بوسيله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كه جامعه گسترده اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمين غير از چند پسر و چند دختر از يك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى ديگر مشيت خداى تعالى تعلق گرفته كه همين چند تن را زياد كند و افرادى بسيار از آنان منشعب سازد ديگر عنوان فحشا بر چنين ازدواجى منطبق و صادق نيست.


    پس اگر انسان امروز از چنين تماس و چنين جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است كه گفتيم نه اينكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اينكه مى بينيم مجوسيان در قرنهائى طولانى (بطورى كه تاريخ ذكر مى كند) ازدواج بين خواهر و برادر را مشروع مى دانستند و از آن متنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسيه (بطورى كه نقل شده ) و نيز بطور غير قانونى يعنى به عنوان زنا در اروپا انجام مى شود.


    يكى از عادات كه در اين ايام در ملل متمدن اروپا و آمريكا معمول است اين است كه دوشيزگان قبل از ازدواج قانونى و قبل از رسيدن به حد بلوغ سنى ازدواج بكارت خود را زايل مى سازند و آمارى كه در اين باره گرفته شده به اين نتيجه رسيده كه بعضى از اين افضاها از ناحيه پدران و برادران دوشيزگان صورت مى گيرد.


    بعضى ها گفته اند: اينگونه ازدواج با قوانين طبيعى يعنى قوانينى كه قبل از پيدايش مجتمع صالح در بشر به منظور سعادتش در انسانها جارى بوده نمى سازد زيرا اختلاط و انسى كه در بين افراد يك خانواده برقرار است غريزه شهوت و عشق ورزى و ميل غريزى را در بين خواهران و برادران باطل مى كند و به قول مونتسكيو حقوقدان معروف در كتابش روح القوانين : علاقه خواهر برادرى غير از علاقه شهوانى بين زن و مرد است ليكن اين سخن درست نيست. اولا: به همان دليلى كه خاطرنشان كرديم و ثانيا: به فرض هم كه قبول كنيم منحصر در موارد معمولى است نه در جائى كه ضرورت آن را ايجاب كند

    يعنى قوانين وضعى طبيعى نتواند صلاح مجتمع را تاءمين كند كه در چنين صورتى چاره اى جز اين نيست كه قوانين غير طبيعى مورد عمل قرار گيرد و اگر قرار باشد بطور كلى جز قوانين طبيعى پذيرفته نشود بايد بيشتر قوانين معمول و اصول داير در زندگى امروز هم دور ريخته شود (در متن عربى كلمه(لا) در جمله (بما لا تكون ) غلط است ).



  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,448
    مورد تشکر
    25,933 پست
    حضور
    61 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    سلام علیکم وخداقوت

    یادمه بچه که بودم یه کتاب داستان از آدم وحوا و بچه هاشون خوندم.

    اونجا نوشته بود که حوا دوبار بچه دار شده و هر بار دوقلو

    یه قل هابیل و خواهرش
    یه قل قابیل و خواهرش

    و بنا بر اون بوده که هرکدام به خواهر اون یکی ازدواج کنه تا یه جورایی قانون ازدواج نکردن بین خواهر و برادر اجرا شده باشه.

    و یکی دیگه از دلایل دشمنی هابیل و قابیل هم این بوده که خواهر قابیل خوشگل تر بوده و قابیل در اون مورد هم به داداشش حسودی میکرده!!!

    دیــدار بـه قـیـامـت


  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام خدمت کارشناسان و اساتید محترم...بنده با کسب اجازه از شما سه نظریه مطرح می کنم:

    1. ازدواج و تناسل فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ به این نحو بوده است كه خداوند برای هر یك از پسران و دختران، زوجی از فرشتگان و جنیان آفرید و اولاد آنها با یكدیگر به صورت پسر عمو و دختر عمو در آمدند و تكثیر نسل صورت گرفت. «زراره» به نقل از امام صادق ـ علیه السلام ـ در رد نظر اهل سنت پیرامون ازدواج برادران و خواهران با یكدیگر می گوید: وای بر این گروه كه نظرات آنها نه موافق نظرات فقهای حجاز است و نه مطابق آراء فقیهان عراق. خداوند دو هزار سال قبل از خلقت آدم امر فرمود تا بر لوح محفوظ نقش بندند كه ازدواج برادر و خواهر با یكدیگر از محرمات است پس چگونه است اینگونه نظرات در حالیكه ما هیچ اثری از حلیت این موضوع در كتب آسمانی مثل تورات و زبور و فرقان(قرآن) نمی یابیم براستی كه اینگونه برداشتها چیزی نیست مگر تقویت نظریة مجوسیان.» آنگاه حضرت پیرامون پیدایش نسل آدم و ذریه او اینگونه فرمودند: «آدم ـ علیه السلام ـ در هفتاد بار زایمان حوا ـ علیه السلام ـ صاحب یكصد و چهل دختر و پسر شد(حضرت حوا در هر حمل صاحب دو قلو، یكی پسر و دیگری دختر، می شدند) تا اینكه هابیل به دست برادرش كشته شد. در مرگ او آدم آنقدر بی تابی كرد كه تصمیم گرفت پنجاه سال از نزدیكی با حوا دوری گزیند، بعد از این مدت طولانی خداوند بر آنها عطیه ای بهشتی مرحمت فرمود، عصر روز پنج شنبه حوریه ای سیه چشم بنام« نزلة» از بهشت فرود آمد و به امر خداوند با «شیث» ازدواج نمود و فردای آن روز به هنگام عصر دیگر كنیزكی بهشتی بنام «منزلة» به امر خداوند از بهشت پایین آمده و به ازدواج فرزند دیگر آدم یعنی«یافث» در آمد. از همسر شیث پسری به دنیا آمد و نیز از همسر یافث دختری، و آن هنگام كه آند و به حد بلوغ رسیدند با یكدیگر ازدواج نمودند سلف صالح و برگزیدگان از پیامبران یكی پس از دیگری پا به عرصة وجود نهادند».در حدیث دیگری علامه مجلسی به سند معتبر نقل می كند كه امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «از برای آدم چهار پسر متولد شد، پس خدا به ایشان چهار نفر از حور العین فرستاد، پس هر یك از ایشان را به یكی از پسرهای خود داد، و چون فرزندان از ایشان به دنیا آمد خدا آن حوریان را به آسمان برد، و به این چهار نفر، چهار نفر از جن تزویج كرد و نسل از ایشان به هم رسید، پس هر حملی كه در مردم هست از آدم هست، و هر حسن و جمالی كه هست از حور العین است، و هر بدصورتی و بدخلقی كه هست از جن است. در روایتی دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه: «... هنگامیكه قابیل به سن بلوغ رسید با دختركی از جنس جنیان به نام«جهانه» ازدواج نمود، بعد از آن خداوند هابیل را به آدم بخشید و او با حوریه ای بهشتی به نام«نزله» وصلت نمود».

    2. آنها (فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ ) با نسل های باقیمانده از نسل های پیشین ازدواج كردند. چرا كه آدم ـ علیه السلام ـ نخستین انسانی نبود كه بر این پهنا گام نهاده، بلكه پیش از او انسانهایی در روی زمین زندگی می كرده اند و منقرض شده اند چیزی كه هست بقایایی از آنها در روی زمین وجود داشت كه به تكثیر نسل كمك می كرد.در كتاب«توحید» صدوق از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایتی آورده شده كه در ضمن آن به راوی فرموده: «شاید شما گمان كنید كه خدای عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگری نیافریده، نه چنین نیست بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آدم از آدم ها هستید».و از امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام سجاد ـ علیه السلام ـ نیز حدیثی به این معنا نقل شده است.

    3. نظریه سوم ناظر به اینست كه: ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرینش و نبودن همسری دیگر بوده است. از امام سجاد ـ علیه السلام ـ (در گفتگویی كه با مردی قرشی داشته) نقل شده است كه«... هابیل با«لودا» خواهر هم قولوی قابیل ازدواج كرد و«قابیل» با«اقلیما»، همزاد و هم قولوی هابیل.» مرد قرشی گفت اینكه عمل مجوسیان امروز است، حضرت فرمود: «مجوسیان اگر این كار را می كنند و ما آن را باطل می دانیم برای این است كه بعد از تحریم خدا آن را انجام می دهند». و به سند صحیح از امام رضا ـ علیه السلام ـ در جواب اینكه: «نسل آدم چگونه به هم رسید؟ نقل شده كه فرمود: «حوا حامله شد به هابیل و خواهر او در یك شكم، و در شكم دوم به قابیل و خواهر او، پس هابیل را به خواهر قابیل و قابیل را به خواهر هابیل تزویج نمود، و بعد از آن نكاح خواهران حرام شد».

    در جمع بندی اقوال باید بگوییم كه علامه مجلسی طرفدار قول اول است و در رابطه با احادیثی كه راجع به قول سوم نقل شده گفته است: «چون این احادیث موافق اهل سنت است، بر تقیه حمل كرده اند».
    علامه طباطبائی در«المیزان» در تفسیر آیة شریفة«و بث منهما رجالا كثیرا و نساء» (نساء/1) به شدت طرفدار قول سوم است .و می نویسد: «از ظاهر اطلاق آیه شریفه بر می آید كه در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ كس دیگری دخالت نداشته، نه هیچ زنی از غیر بشر دخالت داشته، و نه هیچ مردی، چون قرآن كریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبدأ دانسته و اگر غیر آدم و حوا مردی یا زنی از غیر بشر دخالت می داشت، می فرمود: « و بث منهما و من غیرهما» و یا عبارتی دیگر نظیر این را می آورد تا بفهماند كه غیر از آدم و حوا موجودی دیگر نیز دخالت داشته است.



  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    393
    مورد تشکر
    1,639 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی





    پرسش:
    نسل حضرت آدم و حوا چگونه گسترش یافت؟ مگر فرزندانشان با هم خواهر و برادر نبودند؟


    پاسخ:
    برای پاسخ به این سوال نظر شما را به مطالعه این مطالب از علامه طباطبایی در «المیزان»(1) جلب می نمایم:

    تناسل طبقه اول انسان يعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه اش متولد شدن پسران و دخترانى و به عبارت ديگر خواهران و برادرانى گرديده است و در اين باره بحثى نيست بحث در اين است كه طبقه دوم بشر يعنى همين خواهران و برادران چگونه و با چه كسى ازدواج كرده اند؟
    آيا ازدواج در بين خود آنان بوده و يا به طريقى ديگر صورت گرفته است ؟ از ظاهر اطلاق آيه شريفه زير كه مى فرمايد: «و بثّ منهما رجالا كثيرا و نساء...» به بيانى كه گذشت برمى آيد كه در انتشار نسل بشر غير از آدم و همسرش هيچ كس ديگرى دخالت نداشته و نسل موجود بشر منتهى به اين دو تن بوده و بس، نه هيچ زنى از غير بشر دخالت داشته و نه هيچ مردى

    چون قرآن كريم در انتشار اين نسل تنها آدم و حوا را مبداء دانسته و اگر غير از آدم و حوا مردى يا زنى از غير بشر نيز دخالت مى داشت مى فرمود: «و بث منهما و من غيرهما» و يا عبارتى ديگر نظير اين را مى آورد تا بفهماند كه غير از آدم و حوا موجودى ديگر نيز دخالت داشته و معلوم است كه منحصر بودن آدم و حوا در مبداءيت انتشار نسل، اقتضا مى كند كه در طبقه دوم ازدواج بين خواهر و برادر صورت گرفته باشد.

    و اما اينكه چنين ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكايت شده در ساير شرايع نيز حرام و ممنوع بوده ضررى به اين نظريه نمى زند، براى اينكه تحريم حكمى است تشريعى كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوينى (نظير مستى آوردن شراب ) و غير قابل تغيير و زمام تشريع هم به دست خداى سبحان است،
    او هر چه بخواهد مى كند و هر حكمى بخواهد مى راند چه مانعى دارد كه يك عمل را در روزى و روزگارى جايز و مباح كند و در روزگارى ديگر حرام نمايد در روزى كه جز تجويزش چاره اى نيست تجويز كند و در روزگارى ديگر كه اين ضرورت در كار نيست تحريم كند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه تجويزش ‍ باعث شيوع فحشا و جريحه دار شدن عفت عمومى نمى شود تجويز كند و در روزگارى ديگر كه باعث اين محذور مى شود تحريم كند.

    خواهى گفت كه تجويز چنين ازدواجى هم مخالف با فطرت بشر و همچنين مخالف با شرايع انبيا است كه آن نيز طبق فطرت است همچنان كه خداى عزوجل فرموده : «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت اللّه التى فطر النّاس عليها لا تبديل لخلق اللّه ذلك الدين القيم» و حاصل مفاد آيه اين است كه شرايع الهى همه مطابق با فطرت است و دين پايدار هم دينى است كه چنين باشد.

    در پاسخ مى گوئيم:
    اين سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نيست و فطرت چنين ازدواجى را صرفا به خاطر اينكه ازدواج خواهر و برادر است نفى نمى كند و از آن تنفر ندارد بلكه اگر نفى مى كند و اگر از آن تنفر دارد براى اين است كه باعث شيوع فحشا و منكرات مى شود و باعث مى گردد غريزه عفت باطل گردد و عفت عمومى لكه دار شود.

    و پر واضح است كه شيوع فحشا بوسيله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كه جامعه گسترده اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمين غير از چند پسر و چند دختر از يك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى ديگر مشيت خداى تعالى تعلق گرفته كه همين چند تن را زياد كند و افرادى بسيار از آنان منشعب سازد ديگر عنوان فحشا بر چنين ازدواجى منطبق و صادق نيست.

    پس اگر انسان امروز از چنين تماس و چنين جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است كه گفتيم نه اينكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اينكه مى بينيم مجوسيان در قرنهائى طولانى (بطورى كه تاريخ ذكر مى كند) ازدواج بين خواهر و برادر را مشروع مى دانستند و از آن متنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسيه (بطورى كه نقل شده ) و نيز بطور غير قانونى يعنى به عنوان زنا در اروپا انجام مى شود.

    يكى از عادات كه در اين ايام در ملل متمدن اروپا و آمريكا معمول است اين است كه دوشيزگان قبل از ازدواج قانونى و قبل از رسيدن به حد بلوغ سنى ازدواج بكارت خود را زايل مى سازند و آمارى كه در اين باره گرفته شده به اين نتيجه رسيده كه بعضى از اين افضاها از ناحيه پدران و برادران دوشيزگان صورت مى گيرد.

    بعضى ها گفته اند: اينگونه ازدواج با قوانين طبيعى يعنى قوانينى كه قبل از پيدايش مجتمع صالح در بشر به منظور سعادتش در انسانها جارى بوده نمى سازد زيرا اختلاط و انسى كه در بين افراد يك خانواده برقرار است غريزه شهوت و عشق ورزى و ميل غريزى را در بين خواهران و برادران باطل مى كند و به قول مونتسكيو حقوقدان معروف در كتابش روح القوانين : علاقه خواهر برادرى غير از علاقه شهوانى بين زن و مرد است ليكن اين سخن درست نيست.
    اولا: به همان دليلى كه خاطرنشان كرديم و ثانيا: به فرض هم كه قبول كنيم منحصر در موارد معمولى است نه در جائى كه ضرورت آن را ايجاب كند.
    يعنى قوانين وضعى طبيعى نتواند صلاح مجتمع را تاءمين كند كه در چنين صورتى چاره اى جز اين نيست كه قوانين غير طبيعى مورد عمل قرار گيرد و اگر قرار باشد بطور كلى جز قوانين طبيعى پذيرفته نشود بايد بيشتر قوانين معمول و اصول داير در زندگى امروز هم دور ريخته شود (در متن عربى كلمه (لا) در جمله (بما لا تكون) غلط است).

    پی نوشت:
    1. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 230.

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۷/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۲:۲۴ دلیل: ثبت عنوان جمع بندی


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود